سوال این بود که " خوشحالی های کوچیک ولی خاص اعضا چیه؟ "
جیک میگه " من وقتی که با اعضا بعد از یه اسکجول سخت میریم خونه و باهم گیم بازی میکنیم رو خیلی دوست دارم "
و بعد دوباره هیسونگ از اول نشست درباره اینکه وقتی بعد از تموم شدن برنامههاشون میرن خونه و جیک بدقولی میکنه و باهاش بازی نمیکنه حرف زد.
و حالا ما جیک رو داریم که میگه " ولی دیروز خود هیونگم همینکار رو کرد "
در اخر هیسونگی رو میبینیم که تسلیم میشه و تصمیم میگیره دیگه حرف نزنه😂
جیک میگه " من وقتی که با اعضا بعد از یه اسکجول سخت میریم خونه و باهم گیم بازی میکنیم رو خیلی دوست دارم "
و بعد دوباره هیسونگ از اول نشست درباره اینکه وقتی بعد از تموم شدن برنامههاشون میرن خونه و جیک بدقولی میکنه و باهاش بازی نمیکنه حرف زد.
و حالا ما جیک رو داریم که میگه " ولی دیروز خود هیونگم همینکار رو کرد "
در اخر هیسونگی رو میبینیم که تسلیم میشه و تصمیم میگیره دیگه حرف نزنه
صدای هیسونگ انقدر قشنگ و رویاییه که باعث میشه گریه کنم
هیسونگ میخواست لپتاپ رو روشن کنه ولی وقتی جیک هم دستش رو جلو اورد کنار کشید و گذاشت جیک روشنش کنه.
و حتی بهش کمک کرد تا دستش به دکمه برسه😭
و حتی بهش کمک کرد تا دستش به دکمه برسه
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
Photo
امیدوارم کسی رو پیدا کنید که اینجوری نگاهتون کنه