هیجیک تو آیلند از همون قسمت اول با هم صمیمی بودن و همیشه خدا به هم چسبیده بودن.
حرفی نمیزنم خودتون ببینید، ولی هیسونگ از همون روز اول آرامش رو درون جیک پیدا کرد.
همینطور اولین تصوری که اونا از هم داشتن، هیسونگ به عنوان یه ال روندر و اِیس شناخته میشد و به گفته هیسونگ، جیک تو اولین نگاه براش " یه مرد خیلی زیبای استرالیایی " بود.
کسی هم هست اینو یادش نباشه؟ گریههای هیسونگ وقتی جیک حذف شد و باید به گراند میرفت، و جوری که با گریه بهش میگفت " لطفا برگرد، باید برگردی "
وقتی که برای اجرای چمبر فایو تمرین میکردن، ببینید چقدر بامزهن و چقدر وقتی باهمن بهشون خوش میگذره 🥹
هیسونگی که برای اجرای چمبر فایو از خودش راضی نبود و جیکی که داره بهش دلداری میده
اونا از زمان ایلند تا الان از کلاه گرفته تا لباس، همه رو باهم شریک شدن و همه چیزشون رو باهم استفاده میکنن.
زمانیکه جیک داشت عکس هیسونگ رو میدید و هی روش زوم میکرد.
و همینطور بغلای تموم نشدنی هیجیک، انگار در آغوش گرفتن برای اونا راهیه که میتونن عشق و علاقهشون رو به هم نشون بدن.
جیک از همون اول مکان امنش آغوش هیسونگ بود. حتی وقتایی که میترسه، خجالت میکشه یا هر موقعیتی که بدست میاره به هیسونگ هیونگش میچسبه.
برای جیک آغوش هیسونگ و شونههاش مکان امن و راحتشه.