نیکی امروز ویس لایو بود و گفت جدیدا با جونگوون، هیسونگ و جیک ایچیران خورده ( رامیون ژاپنی ) و انگار هیسونگ نمیخواست بره، ولی جیک به هیسونگ گفته که خوشمزس و حتما باید امتحانش کنه، پس هیسونگ رو مجبور کرد و با خودشون بردش 😭
جوری که هیسونگ به جیک زل زده 😭
💭 : هیسونگ و جیک بهخاطر علاقشون به رامیون معروفن، درسته؟
🦌 : بله، حقیقتا چند وقته که به خریدن یه رامیون پز اتوماتیک فکر میکنم، ولی این روزا کمتر رامیون میخورم. شاید سه روز در هفته؟
🦌 : بله، حقیقتا چند وقته که به خریدن یه رامیون پز اتوماتیک فکر میکنم، ولی این روزا کمتر رامیون میخورم. شاید سه روز در هفته؟
💭 : چون شما باهم تو خوابگاه زندگی میکنید، روزتون چجوری میگذره و چیکارا میکنید؟
🦮 : من مسئول سفارش دادن غذا برای اعضا ام، چون میخوام مطمئن شم اعضای کوچیکتر تمام وعدههای غذاییشون رو میخورن و از خودشون مراقبت میکنن. ما اکثرا وقتی میخوایم باهم غذا بخوریم، سامگیوپسال سفارش میدیم.
🦌 : من تو خوابگاه شبیه یه مکنه ام چون همیشه غذا هایی که جیک سفارش میده رو میخورم.😭 سرکار بیشتر شبیه یه هیونگ رفتار میکنم، ولی وقتی برمیگردیم خوابگاه، احساس میکنم مثل مکنهها میشم.
🦮 : من مسئول سفارش دادن غذا برای اعضا ام، چون میخوام مطمئن شم اعضای کوچیکتر تمام وعدههای غذاییشون رو میخورن و از خودشون مراقبت میکنن. ما اکثرا وقتی میخوایم باهم غذا بخوریم، سامگیوپسال سفارش میدیم.
🦌 : من تو خوابگاه شبیه یه مکنه ام چون همیشه غذا هایی که جیک سفارش میده رو میخورم.