This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ خلاقیت یک کافه تو ژاپن برای جذب مشتری
🔹این کافه مخصوص افرادیه که تنبلی کردن و حالا تو یه مدت محدود باید یک پروژه رو برای دانشگاه یا محل کارشون اماده کنند
🔹کافه علاوه بر اینترنت پرسرعت یه محیطی مناسب برای این افراده
🔹مهم ترین آپشن این کافه که اونو متمایز کرده، نظارت صاحب کافه روی کار مشتری هاست که مبادا از زیر کار دربرن و کارشون عقب بیوفته
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
🔹این کافه مخصوص افرادیه که تنبلی کردن و حالا تو یه مدت محدود باید یک پروژه رو برای دانشگاه یا محل کارشون اماده کنند
🔹کافه علاوه بر اینترنت پرسرعت یه محیطی مناسب برای این افراده
🔹مهم ترین آپشن این کافه که اونو متمایز کرده، نظارت صاحب کافه روی کار مشتری هاست که مبادا از زیر کار دربرن و کارشون عقب بیوفته
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ برخلاف تصور خیلیامون رول پلاک ها انواع مختلفی دارن و هر کدوم از اونا برای قرارگیری پیچ در متریال خاصی طراحی شدن
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ مسابقه رو کسی میبره که تا لحظه آخر از جنگیدن دست بر نداشته!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ ریتم صفر
در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت: او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش خواهد بود.
در این مدت شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.این اجرا «ریتم ِ صفر» نام داشت.
روی میز، یادداشت زیر به چشم میخورد: ۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید.
تعهد: من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک شیء خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم. ۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد.
روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و … بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم… و حتی یک اسلحه ی پُر!
در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد…
کمی بعد او را بلند کردند و جایش را تغییر دادند! کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمیدهد رفتارها حالت تهاجمیتر گرفت.
منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این آزمایش شرکت کرده بود به خاطر میآورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشنتر شد.
«اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد… …»
@IRENGINEERING
مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. یک نفر تفنگ را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد. یک نفر دیگر آمد تفنگ را گرفت و از پنجره به بیرون پرت کرد.
با این آزمایش آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال میکنند.
بعد از پایان ۶ ساعت آزمایش، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. همه از نگاه کردن به صورت او اجتناب میکردند.
بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلاً از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده.
این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار میکند. به ما نشان میدهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی میتواند به همنوع خود آسیب برساند، به چه سادگی میشود از شخصی که از خود دفاع نمیکند یا نمیجنگد بهرهکشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می توانند در چشم برهم زدنی به موجودی حقیقتاً وحشی و خشن تبدیل شوند.
مارینا بعدها اعلام کرد که وقتی که شب به هتل خود برگشته بود، دید که یک دسته از موهایش در عرض چند ساعت سفید شده بود. خودداری و عدم واکنش او چنین هزینهای به او تحمیل کرده بود.
مارينا آبراموويچ و آزمایش ريتم صفر به ما ياد ميدهد كه وقتي منفعل باشيد هم خودتان نابود ميشويد و هم بخش نابودگر ديگران را بيدار مي کنید.
وقتي منفعل باشید آدم ها زورگو ميشوند، اخلاق و شأن انساني شما را ديگر هر کسی محترم نمي شمارد و امیال و عقده و غده هایی که درونش وجود دارد مجال ابراز وجود پیدا کرده و خود نمایی میکند!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت: او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش خواهد بود.
در این مدت شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.این اجرا «ریتم ِ صفر» نام داشت.
روی میز، یادداشت زیر به چشم میخورد: ۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید.
تعهد: من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک شیء خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم. ۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد.
روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و … بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم… و حتی یک اسلحه ی پُر!
در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد…
کمی بعد او را بلند کردند و جایش را تغییر دادند! کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمیدهد رفتارها حالت تهاجمیتر گرفت.
منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این آزمایش شرکت کرده بود به خاطر میآورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشنتر شد.
«اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد… …»
@IRENGINEERING
مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. یک نفر تفنگ را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد. یک نفر دیگر آمد تفنگ را گرفت و از پنجره به بیرون پرت کرد.
با این آزمایش آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال میکنند.
بعد از پایان ۶ ساعت آزمایش، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. همه از نگاه کردن به صورت او اجتناب میکردند.
بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلاً از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده.
این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار میکند. به ما نشان میدهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی میتواند به همنوع خود آسیب برساند، به چه سادگی میشود از شخصی که از خود دفاع نمیکند یا نمیجنگد بهرهکشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می توانند در چشم برهم زدنی به موجودی حقیقتاً وحشی و خشن تبدیل شوند.
مارینا بعدها اعلام کرد که وقتی که شب به هتل خود برگشته بود، دید که یک دسته از موهایش در عرض چند ساعت سفید شده بود. خودداری و عدم واکنش او چنین هزینهای به او تحمیل کرده بود.
مارينا آبراموويچ و آزمایش ريتم صفر به ما ياد ميدهد كه وقتي منفعل باشيد هم خودتان نابود ميشويد و هم بخش نابودگر ديگران را بيدار مي کنید.
وقتي منفعل باشید آدم ها زورگو ميشوند، اخلاق و شأن انساني شما را ديگر هر کسی محترم نمي شمارد و امیال و عقده و غده هایی که درونش وجود دارد مجال ابراز وجود پیدا کرده و خود نمایی میکند!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ وقتی برای مهندسی ارزش قائل شویم سیل قابل کنترل خواهد بود.
🔹تهران بزرگراه باکری، شمال همت
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
🔹تهران بزرگراه باکری، شمال همت
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ یک پدیده رایج در دانشگاهها « اثر متیو » یا « سوگیری معدل » هست.
این اثر میگه : به طور مثال اگر چند ترم معدلت بالا باشه و استاد اینو بدونه، اکثر استادا هنگام تصحیح یا اعتراض، بیشتر بهت نمره میدن و با سوگیری مثبت (نسبت به کسی که معدلش به مقدار معناداری پایینتره) تصحیح میکنن.
این پدیده (GPA bias) در ترمهای بالاتر شدیدتر میشه.
@IRENGINEERING
به همین دلیل کسب معدل بالا تو ترم های ابتدایی، خیلی در فرآیند بالا بردن معدل تو کل دوره تاثیر داره و این ذهنیت رو در اکثر اساتید دانشکده ایجاد میکنه که در ترم های بعدی هم این روند برات ادامه دار باشه.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
این اثر میگه : به طور مثال اگر چند ترم معدلت بالا باشه و استاد اینو بدونه، اکثر استادا هنگام تصحیح یا اعتراض، بیشتر بهت نمره میدن و با سوگیری مثبت (نسبت به کسی که معدلش به مقدار معناداری پایینتره) تصحیح میکنن.
این پدیده (GPA bias) در ترمهای بالاتر شدیدتر میشه.
@IRENGINEERING
به همین دلیل کسب معدل بالا تو ترم های ابتدایی، خیلی در فرآیند بالا بردن معدل تو کل دوره تاثیر داره و این ذهنیت رو در اکثر اساتید دانشکده ایجاد میکنه که در ترم های بعدی هم این روند برات ادامه دار باشه.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ تبلیغ بسیار خلاقانه ماژیک هایلایت استابیلو: هایلایت کردن تصاویر زنان تأثیرگذاری که فراموش شده اند. به عنوان مثال در این تصویر هایلایت کاترین جانسون ریاضیدان عضو ناسا که مسئولیت محاسبات بازگشت ایمن آپولو ۱۱ به زمین را بر عهده داشت.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
💢تفاوت ریسک و عدم_قطعیت
دو جعبه داریم. جعبه (الف) حاوی صد توپ است، پنجاه تا قرمز و پنجاه تا مشکی. جعبه (ب) هم صد تا توپ دارد، اما نمی دانی چندتای شان قرمزند و چندتای شان مشکی. اگر بدون نگاه کردن یکی از جعبه ها را برداری و توپ قرمز از آن بیرون بیاوری، صد دلار برنده می شوی. کدام جعبه را انتخاب می کنی؟ (الف) یا (ب)؟ اکثر مردم جعبه (الف) را انتخاب می کنند.
🔆بیایید با همین جعبه ها یکبار دیگر بازی کنیم. این دفعه اگر توپ مشکی برداری، صد دلار می بری. الان سراغ کدام جعبه می روی؟ اغلب مردم دوباره جعبه (الف) را انتخاب می کنند. اما این غیر منطقی است! در دور اول، تو فرض کردی جعبه (ب) توپ قرمز کمتر (و توپ مشکی بیشتری) دارد. بنابراین، به لحاظ منطقی باید این بار جعبه (ب) را انتخاب کنی. نگران نباش.
@IRENGINEERING
💯بر خلاف انتظار در این خطا تنها نیستی. به این نتیجه پارادوکس السبرگ می گویند که به احترام دانیل السبرگ (Daniel Ellsberg)، روان شناس سابق هاروارد، این طور نامگذاری شده است. پارادوکس السبرگ به طور تجربی ثابت می کند ما احتمالات معلوم را به احتمالات نامعلوم ترجیح می دهیم. بنابراین به مباحث ریسک و عدم قطعیت (یا ابهام) و تفاوت بین آنها می رسیم.
💯ریسک یعنی این که احتمالات معلوم اند. عدم قطعیت یعنی احتمالات نامعلوم اند. بر اساس ریسک، شما می توانید تصمیم بگیرید قمار بکنید یا نه، اما در قلمرو عدم قطعیت اتخاذ تصمیم بسیار دشوارتر است. واژه های ریسک و عدم قطعیت به اندازه کاپوچینو و اسپرسو اشتباه گرفته می شوند، البته با عواقب جدی تر. تو با ریسک می توانی محاسباتت را انجام بدهی، ولی با عدم قطعیت نمی توانی.
@IRENGINEERING
🔸دانش سیصد ساله ریسک، آمار نامیده می شود. استادان فراوانی با آن سروکار دارند، اما حتی یک کتاب درسی هم درباره موضوع عدم قطعیت وجود ندارد. به همین دلیل، تلاش می کنیم عدم قطعیت را در طبقه بندی های ریسک وارد کنیم، اما واقعاً جایی برایش نیست. به این دو مثال دقت کن: یکی درباره پزشکی (که صدق می کند) و یکی از اقتصاد (که صدق نمی کند).
@IRENGINEERING
♨️میلیاردها انسان روی زمین زندگی می کنند. اندام های ما تفاوت زیادی با هم ندارند. همه مان قامت تقریباً یکسانی داریم (قد هیچ کس سی متر نیست) و سن و سال مشابه (هیچ کس ده هزار سال یا یک هزارم ثانیه عمر نمیکند). اغلب ما دو چشم، چهار دریچه قلب و سی و دو دندان داریم. در واقع، متجانس هستیم؛ شبیه به همدیگر، همان طور که موش ها شبیه هم اند. به همین دلیل، بیماری های مشابهی هم وجود دارند و کاملاً منطقی است اگر مثلاً بگوییم «سی درصد ریسک وجود دارد که به خاطر سرطان بمیری.»
@IRENGINEERING
♦️به عبارت دیگر، این ادعا بی معناست «سی درصد احتمال دارد ارزش یورو ظرف پنج سال آینده با کاهش مواجه شود.» چرا؟ چون اقتصاد در حوزه عدم قطعیت قرار می گیرد. میلیاردها واحد پولی قابل مقایسه وجود ندارد که از پیشینه تاریخی آنها بتوانیم چنین احتمالاتی را محاسبه کنیم. تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت تفاوت بین بیمه عمر و قرارداد معاوضه اعتباری (CDS) را توصیف می کند. CDS نوعی سیاست بیمه ای در قبال مشکلات خاص مانند ناتوانی شرکت در پرداخت هاست.
🔸 در مورد اول (بیمه عمر)، در حوزه قابل محاسبه ریسک هستیم؛ در مورد دوم (CDS)، با عدم قطعیت مواجه ایم. این سردرگمی در ایجاد بحران مالی سال ۲۰۰۸ نقش داشت. اگر چنین عباراتی را شنیدید، نگران نشوید «ریسک تورم حاد فلان درصد است» یا «ریسک ارزش خالص دارایی بهمان است».
@IRENGINEERING
💢برای اجتناب از قضاوت عجولانه، باید یاد بگیری عدم قطعیت را تحمل کنی، کار سختی است و نمی توانی همواره بر آن تأثیر بگذاری. آمیگدال تو نقشی حیاتی ایفا می کند. آمیگدال منطقه ای به اندازه بادام در وسط مغز انسان است که مسئولیت پردازش احساسات و خاطرات را بر عهده دارد.
🔸 بسته به ساختار آمیگدال ذهنت، عدم قطعیت را آسان تر یا دشوارتر تحمل می کنی. این به خصوص در جهت گیری های سیاسی ات آشکار است. هر چه از عدم قطعیت متنفرتر باشی، محافظه کارانه تر رأی می دهی. دیدگاه های سیاسی تو تا حدی ریشه های بیولوژیکی هم دارند.
@IRENGINEERING
🔆در هر دو حالت، هر کسی که امیدوار است شفاف فکر کند باید تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت را متوجه بشود. فقط در چند حوزه محدود می توانیم روی احتمالات حساب کنیم: کازینوها، پرتاپ سکه و کتاب های احتمالات. اغلب اوقات با مشکل عدم قطعیت مواجه ایم. یاد بگیر با آن کنار بیایی.
🔸برگرفته از کتاب هنر شفاف اندیشیدن، نوشته رولف دوبلی
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
دو جعبه داریم. جعبه (الف) حاوی صد توپ است، پنجاه تا قرمز و پنجاه تا مشکی. جعبه (ب) هم صد تا توپ دارد، اما نمی دانی چندتای شان قرمزند و چندتای شان مشکی. اگر بدون نگاه کردن یکی از جعبه ها را برداری و توپ قرمز از آن بیرون بیاوری، صد دلار برنده می شوی. کدام جعبه را انتخاب می کنی؟ (الف) یا (ب)؟ اکثر مردم جعبه (الف) را انتخاب می کنند.
🔆بیایید با همین جعبه ها یکبار دیگر بازی کنیم. این دفعه اگر توپ مشکی برداری، صد دلار می بری. الان سراغ کدام جعبه می روی؟ اغلب مردم دوباره جعبه (الف) را انتخاب می کنند. اما این غیر منطقی است! در دور اول، تو فرض کردی جعبه (ب) توپ قرمز کمتر (و توپ مشکی بیشتری) دارد. بنابراین، به لحاظ منطقی باید این بار جعبه (ب) را انتخاب کنی. نگران نباش.
@IRENGINEERING
💯بر خلاف انتظار در این خطا تنها نیستی. به این نتیجه پارادوکس السبرگ می گویند که به احترام دانیل السبرگ (Daniel Ellsberg)، روان شناس سابق هاروارد، این طور نامگذاری شده است. پارادوکس السبرگ به طور تجربی ثابت می کند ما احتمالات معلوم را به احتمالات نامعلوم ترجیح می دهیم. بنابراین به مباحث ریسک و عدم قطعیت (یا ابهام) و تفاوت بین آنها می رسیم.
💯ریسک یعنی این که احتمالات معلوم اند. عدم قطعیت یعنی احتمالات نامعلوم اند. بر اساس ریسک، شما می توانید تصمیم بگیرید قمار بکنید یا نه، اما در قلمرو عدم قطعیت اتخاذ تصمیم بسیار دشوارتر است. واژه های ریسک و عدم قطعیت به اندازه کاپوچینو و اسپرسو اشتباه گرفته می شوند، البته با عواقب جدی تر. تو با ریسک می توانی محاسباتت را انجام بدهی، ولی با عدم قطعیت نمی توانی.
@IRENGINEERING
🔸دانش سیصد ساله ریسک، آمار نامیده می شود. استادان فراوانی با آن سروکار دارند، اما حتی یک کتاب درسی هم درباره موضوع عدم قطعیت وجود ندارد. به همین دلیل، تلاش می کنیم عدم قطعیت را در طبقه بندی های ریسک وارد کنیم، اما واقعاً جایی برایش نیست. به این دو مثال دقت کن: یکی درباره پزشکی (که صدق می کند) و یکی از اقتصاد (که صدق نمی کند).
@IRENGINEERING
♨️میلیاردها انسان روی زمین زندگی می کنند. اندام های ما تفاوت زیادی با هم ندارند. همه مان قامت تقریباً یکسانی داریم (قد هیچ کس سی متر نیست) و سن و سال مشابه (هیچ کس ده هزار سال یا یک هزارم ثانیه عمر نمیکند). اغلب ما دو چشم، چهار دریچه قلب و سی و دو دندان داریم. در واقع، متجانس هستیم؛ شبیه به همدیگر، همان طور که موش ها شبیه هم اند. به همین دلیل، بیماری های مشابهی هم وجود دارند و کاملاً منطقی است اگر مثلاً بگوییم «سی درصد ریسک وجود دارد که به خاطر سرطان بمیری.»
@IRENGINEERING
♦️به عبارت دیگر، این ادعا بی معناست «سی درصد احتمال دارد ارزش یورو ظرف پنج سال آینده با کاهش مواجه شود.» چرا؟ چون اقتصاد در حوزه عدم قطعیت قرار می گیرد. میلیاردها واحد پولی قابل مقایسه وجود ندارد که از پیشینه تاریخی آنها بتوانیم چنین احتمالاتی را محاسبه کنیم. تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت تفاوت بین بیمه عمر و قرارداد معاوضه اعتباری (CDS) را توصیف می کند. CDS نوعی سیاست بیمه ای در قبال مشکلات خاص مانند ناتوانی شرکت در پرداخت هاست.
🔸 در مورد اول (بیمه عمر)، در حوزه قابل محاسبه ریسک هستیم؛ در مورد دوم (CDS)، با عدم قطعیت مواجه ایم. این سردرگمی در ایجاد بحران مالی سال ۲۰۰۸ نقش داشت. اگر چنین عباراتی را شنیدید، نگران نشوید «ریسک تورم حاد فلان درصد است» یا «ریسک ارزش خالص دارایی بهمان است».
@IRENGINEERING
💢برای اجتناب از قضاوت عجولانه، باید یاد بگیری عدم قطعیت را تحمل کنی، کار سختی است و نمی توانی همواره بر آن تأثیر بگذاری. آمیگدال تو نقشی حیاتی ایفا می کند. آمیگدال منطقه ای به اندازه بادام در وسط مغز انسان است که مسئولیت پردازش احساسات و خاطرات را بر عهده دارد.
🔸 بسته به ساختار آمیگدال ذهنت، عدم قطعیت را آسان تر یا دشوارتر تحمل می کنی. این به خصوص در جهت گیری های سیاسی ات آشکار است. هر چه از عدم قطعیت متنفرتر باشی، محافظه کارانه تر رأی می دهی. دیدگاه های سیاسی تو تا حدی ریشه های بیولوژیکی هم دارند.
@IRENGINEERING
🔆در هر دو حالت، هر کسی که امیدوار است شفاف فکر کند باید تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت را متوجه بشود. فقط در چند حوزه محدود می توانیم روی احتمالات حساب کنیم: کازینوها، پرتاپ سکه و کتاب های احتمالات. اغلب اوقات با مشکل عدم قطعیت مواجه ایم. یاد بگیر با آن کنار بیایی.
🔸برگرفته از کتاب هنر شفاف اندیشیدن، نوشته رولف دوبلی
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها.
این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
پیشبینی تورم برای سال آینده میلادی از صندوق بینالمللی پول؛ ۴۰ درصد برای ایران
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
🟣 علامت های © و ® و ™ در محصولات و سایت ها نشان دهنده چیست ؟
علامت ™ :
این علامت مخفف کلمه Trade Mark به معنی علامت تجاری یا نماد بازرگانی است.معمولا ™ نشان دهنده یک تکنولوژی، برند یا سرویس خاصی است که ثبت قانونی نشده و بیشتر برای متمایز کردن آن سبک خاص از فناوری یا تکنولوژی است.
علامت © :
حرف C مخفف کلمه Copyright است. در واقع برندی که این علامت کنار آن قرار گرفته بدون اجازه صاحب اثر یا برند اجازه نشر ندارد.
علامت ® :
حرف R در این موارد مخفف عبارت Rigistrered Trademark است ، به معنای نماد بازرگانی ثبت شده.
وقتی روی یک فناوری یا برندی علامت ® را دیدید، بدانید که تمام حقوق قانونی برای آن برند محفوظ بوده و استفاده غیرقانونی از آن کاملا غیرمجاز و در صورت استفاده محکومیت در پی دارد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
علامت ™ :
این علامت مخفف کلمه Trade Mark به معنی علامت تجاری یا نماد بازرگانی است.معمولا ™ نشان دهنده یک تکنولوژی، برند یا سرویس خاصی است که ثبت قانونی نشده و بیشتر برای متمایز کردن آن سبک خاص از فناوری یا تکنولوژی است.
علامت © :
حرف C مخفف کلمه Copyright است. در واقع برندی که این علامت کنار آن قرار گرفته بدون اجازه صاحب اثر یا برند اجازه نشر ندارد.
علامت ® :
حرف R در این موارد مخفف عبارت Rigistrered Trademark است ، به معنای نماد بازرگانی ثبت شده.
وقتی روی یک فناوری یا برندی علامت ® را دیدید، بدانید که تمام حقوق قانونی برای آن برند محفوظ بوده و استفاده غیرقانونی از آن کاملا غیرمجاز و در صورت استفاده محکومیت در پی دارد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
اين كه يك روز مهندس برود در پی شعر
سرو سريست كه با موی پريشان دارد
"من از آن روز كه در بند توام" فهميدم
زندگی درد قشنگيست كه جريان دارد
روز مهندس مبارک
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
سرو سريست كه با موی پريشان دارد
"من از آن روز كه در بند توام" فهميدم
زندگی درد قشنگيست كه جريان دارد
روز مهندس مبارک
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
به نظر می رسد که این جیب کوچک که در سمت راست بالای شلوار جین قرار دارد در اصل برای ساعت جیبی تعبیه شده بود.
لیوای استراوس Levi Strauss و جیکوب دیویس Jacob Davis هر دو از بنیانگذاران اصلی کمپانی لیوایز هستند. تریسی پانک Tracey Panek از کمپانی لیوایز ( Levis ) Levi Strauss & Co می گوید: " این جیب روی قدیمی ترین لباسهای کار ( waist overalls ) در Levi Strauss & Co ظاهر شد که به سال 1879 بر می گردد.
این جین های پرچ شده با مس،یک جیب کوچک برای نگه داشتن ساعت های جیبی کوچک برای کارگران مرد از نجارها و معدن چیان گرفته تا مهندسین راه آهن داشتند و آن طرح تا به امروز پابرجا بوده است!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
لیوای استراوس Levi Strauss و جیکوب دیویس Jacob Davis هر دو از بنیانگذاران اصلی کمپانی لیوایز هستند. تریسی پانک Tracey Panek از کمپانی لیوایز ( Levis ) Levi Strauss & Co می گوید: " این جیب روی قدیمی ترین لباسهای کار ( waist overalls ) در Levi Strauss & Co ظاهر شد که به سال 1879 بر می گردد.
این جین های پرچ شده با مس،یک جیب کوچک برای نگه داشتن ساعت های جیبی کوچک برای کارگران مرد از نجارها و معدن چیان گرفته تا مهندسین راه آهن داشتند و آن طرح تا به امروز پابرجا بوده است!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
💢قوانین مدیریتی: از قانون دو دقیقه استفاده کنید.
طبق این قانون شما حق ندارید کارهایی که انجام آنها کمتر از دو دقیقه به طول میانجامد را پشت گوش بیندازید.
به طور مثال، چک کردن کارتابل سازمانی، تمییز کردن میز اداره ، شستن بشقاب غذایی که خورده اید، مرتب کردن روتختی پس از بیدار شدن، آویختن لباس از چوبرختی، مسواک زدن، شستن دست و صورت پس از رسیدن به خانه بعد از یک روز کاری و… انجام دادن این کارهای ساده و دو دقیقهای کمک میکند کمتر اهمال کاری کنید و باعث نظم دادن به سبک زندگی شما میشود.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
طبق این قانون شما حق ندارید کارهایی که انجام آنها کمتر از دو دقیقه به طول میانجامد را پشت گوش بیندازید.
به طور مثال، چک کردن کارتابل سازمانی، تمییز کردن میز اداره ، شستن بشقاب غذایی که خورده اید، مرتب کردن روتختی پس از بیدار شدن، آویختن لباس از چوبرختی، مسواک زدن، شستن دست و صورت پس از رسیدن به خانه بعد از یک روز کاری و… انجام دادن این کارهای ساده و دو دقیقهای کمک میکند کمتر اهمال کاری کنید و باعث نظم دادن به سبک زندگی شما میشود.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
💢"در دنیای تجارت، آینه عقب همیشه شفاف تر از شیشه جلو است."
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
💢اثر شترمرغ
اثر شترمرغ اساساً زمانی اتفاق میافتد که برای نادیده گرفتن یک مشکل، شخصی تصمیم میگیرد مانند شترمرغ سر خود را در شن فرو کند و امیدوار باشد که مشکل از بین خواهد رفت یا حل خواهد شد. این اثر (که اغلب به عنوان سندرم شترمرغ نیز شناخته میشود) یک سوگیری شناختی است، سوگیری که در آن شخصی با نادیده گرفتن اطلاعات منفی از آن اجتناب میکند. این نوع رفتار میتواند بالاخص در سطوح بالای یک سازمان فاجعه بار باشد. در سازمانهایی که اثر شترمرغ وجود دارد اغلب یک فرهنگ «اجتناب» در رفتار رهبران و مدیران آن مشاهده میشود. آنها از گفتگوهای دشوار در جهت ایجاد تغییر اجتناب میکنند و چالشهایی که باید با آن روبرو شوند را کم اهمیت نشان میدهند.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
اثر شترمرغ اساساً زمانی اتفاق میافتد که برای نادیده گرفتن یک مشکل، شخصی تصمیم میگیرد مانند شترمرغ سر خود را در شن فرو کند و امیدوار باشد که مشکل از بین خواهد رفت یا حل خواهد شد. این اثر (که اغلب به عنوان سندرم شترمرغ نیز شناخته میشود) یک سوگیری شناختی است، سوگیری که در آن شخصی با نادیده گرفتن اطلاعات منفی از آن اجتناب میکند. این نوع رفتار میتواند بالاخص در سطوح بالای یک سازمان فاجعه بار باشد. در سازمانهایی که اثر شترمرغ وجود دارد اغلب یک فرهنگ «اجتناب» در رفتار رهبران و مدیران آن مشاهده میشود. آنها از گفتگوهای دشوار در جهت ایجاد تغییر اجتناب میکنند و چالشهایی که باید با آن روبرو شوند را کم اهمیت نشان میدهند.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI