Please let me kill – Telegram
Please let me kill
60 subscribers
241 photos
196 videos
3 files
186 links
چقد میگیری بذاری بکشمش؟ :)
𝘑𝘢𝘴𝘰𝘯
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-qvxV4Wf1uj

چالش ها:
https://news.1rj.ru/str/Im_here_2_kill_ch

Pv' @Two_Blood_Prince
Download Telegram
Shootout (slowed)
Izzamuzzic
Kash Bodi - Arta
T.me/ahnGeme
Donbaletam - ShayanYo
T.me/ahnGeme
Forwarded from در انتظار بوجانگلس🧝🏼‍♀️✨️
من هیچوقت نمیتونم عاشق آدمی باشم که عاشقم نیست، نمیتونم به آدمی ارزش بدم که بهم ارزش نمیده، ۱۰۰ بذارم و ۱۰ دریافت کنم !!
Forwarded from در انتظار بوجانگلس🧝🏼‍♀️✨️
از نظر من احساسی که آدمو خورد کنه، اعتماد به نفس رو پایین بیاره، اذیت کنه و .. عشق نیست، حماقته
🍾1
Forwarded from My Daily (ℜ𝔞𝔡𝔦𝔲𝔪𝔢)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به جیسون وینچستر عزیز
راه بیفتیم بریم سرکار باو...
وی تمام روز داشته خونه مرتب می‌کرده*
City Of Stars
Ryan Gosling
خب...
رستگاری در شاوشنگ رو دیدم...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیگارمو میذارم گوشه لبم و با شصت دستی که باهاش سیگارمو گرفته م پیشونیمو میمالم*
می‌دونی خود فیلم و داستانش منو یاد نقشه فرار 1 انداخت...
ولی...
جزئیاتش...
نحوه پایانش...
شروعش و همزمان شدنش با اتفاقاتی که واسه خودم و تو محیط اطرافم افتاده بود...
کام میگیرم از سیگارم*
می‌دونی...
دود رو نرم روی میز میدم بیرون*
همزمان شدنش با کصکلک بازی روابطم (حقیقتن منظورم فقط یه رابطه س) ...
کمی مکث می‌کنم*
ترس هام...
امشب یجورایی خیلی راحت ترسیدم...
و باعث شد...
بخوام یه لحظه همه رو بزنم کنار...
بگم وایسید...
یه دقیقه بذارید ببینم من دارم چه گوهی می‌خورم...
اصلا شما ارزششو دارید یا نه...؟
این کاری که دارم می‌کنم چقدر ریسکیه؟
می ارزه اصلا یا نه...؟
آخه از طرفی من واقعا واسم زندگی مشترکم مهمه (مطمئنم این جمله رو تا این لحظه هیچکس از من نشنیده)...
از یه طرف وقتی شخصیت اصلی می‌گفت من زنمو کشتم با از خودم روندنش...
میگفتم خب واسش وقت نمی‌ذاره طرف حق داشته...
از طرفی اول فیلم و همزمان با کتک خوردن زن همسایه پایینی (گفتم جوون چون مامان می‌گفت احتمالا سنشون نزدیک به من باشه)...
با خودم میگفتم بنظرم حتی اگه با تفنگ واقعا هم زنه رو کشته بود بهش حق میدم...
کام دیگه ای می‌گیرم*
نظر بقیه هم واقعا واسم مهم نیست...
دود رو نرم از بینیم میدم بیرون*
یونو...؟
آره...
هم به زنه حق میدادم هم به مرده...
از طرفی به جفتشون حق نمی‌دادم...
به زنه حق میدادم که بخواد از شوهرش سرد بشه بخاطر کصکلک بازیاش و بخواد به یکی دیگه تکیه کنه...
از طرفی بهش حق نمی‌دادم که بخواد خیانت کنه (اگه میخواست به یکی دیگه تکیه کنه مث آدم همه چیو تموم می‌کرد)
از طرفی به مرده حق میدادم حتی اگه واقعا کشته بودشون...
از طرفی به مرده حق نمی‌دادم که وقتی فهمید چخبره اونقدر هیچ گوهی نخورد که گرفتار شاوشنگ شد.‌..
کام دیگه ای می‌گیرم...*
بعد به خودم نگاه کردم ببینم ودفاک ایز گویین آن...
ولی یخورده فکر کردم گفتم اگه من بخوام مث اون بشر کار کنم عاقبتم میشه مثل خودش (چون قبلا هم تصورش کرده م و یونو...؟ نتایج یکی بودن)...
اگرم بخوام همین الان بر اساس بلند شدن سالار تصمیم بگیرم باید چیکار کنم...
میشه جریان همسایه پایینیمون...
واسه همین یه لحظه دلم میخواست به همه بگم ازم فاصله بگیرن‌...
ولی خب آخرش خوب بود...
اون قسمت آبجو خوردنشون...
آهنگ گوش دادنشون...
بارون...
لعنتی...
اون شب...
پوفی میکشم و کام دیگه ای می‌گیرم...*
همه چیم رفته زیر سوال...
و جالبه اینجا هم واقعا گاهی اوقات باید خلوت کنم...
پیشونیمو میمالم*
واقعا نمیخوام با ملت دمخور بشم...
حتی نمی‌دونم دارم چی میگم...
صرفاً هرچی تو مغزمه رو دارم میریزم بیرون...
فقط نیاز دارم حرف بزنم و تنها باشم...
اون فیلم لعنتی...
همه چیزم رو برد زیر سوال...
نیاز دارم به آدمای جدید تو زندگیم...
قدیمی ها نه تکراری شدن نه خسته کننده...
فقط...
نیاز دارم به اینکه با چند نفر جدید و بدرد بخور و آدم حسابی آشنا بشم...
بنظرم بهش نیاز دارم...
تنهایی...
پوست اندازی بقول یکی از بچه ها...
نمی‌دونم...
کام سنگینی میگیرم و به یه نقطه خیره میشم و میرم تو فکر*
نمی‌دونم...
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
GN guys
خب با تشکر از بچه ها...
HBD 2 Me...