moham nt:
بعضیا قیافهشون یه جوریه که اگه گونی هم بپوشن خوشگلن. بعد ما یه جوری هستیم که خودمون شبیه گونیایم.
حکمت خدا
🎯 @IranGPlus
بعضیا قیافهشون یه جوریه که اگه گونی هم بپوشن خوشگلن. بعد ما یه جوری هستیم که خودمون شبیه گونیایم.
حکمت خدا
🎯 @IranGPlus
Buried P:
بعد از سال ها همدیگر را دیده بودیم ، رفیق خوبی بود آن سال ها ،
اما خب میدانی که تقدیر سرگرمی اش همین است ، اینکه خوب ها را از تو بگیرد
بعد از روبوسی بلافاصله بدون اینکه مجال بدهد پرسید خب چه خبر ؟
آن لحظه انگار دنیا برایم از حرکت ایستاد ، انگار که نه واقعا از حرکت ایستاد ،
آن زن میانسالی که داشت سوار تاکسی میشد همانطور که در را باز کرده بود و یک پایش داخل ماشین بود و یک پایش بیرون همانطور صامت مانده بود ، صاحب مغازه آن ابزار آلاتی بیرون مغازه همانطور که از سیگارش کام میگرفت و به امتداد پیاده رو نگاه میکرد صامت و بی حرکت مانده بود ، آن موتور سواری که از وسط بلوار داشت خلاف میامد به اینور خیابان هم چشم به اینطرف خیابان صامت مانده بود ،
به رفیقم نگاه کردم ، به چشم هایش ،
اتفاق های همه ی این سال ها از درون بایگانی ذهنم به سرعت بیرون میامدند ، یکی پس از دیگری ، آنقدر سر فصل خبرهایی که در نبودنش اتفاق افتاده بود زیاد بود که مجبور بودم ذهنم را روی " مهم ترین عناوین چند سال اخیر " تنظیم کنم ،
میخواستم برایش از رفتن عزیز جان بگویم ، از اینکه روز آخری که میرفت رنگ چشم هایش از همیشه محشرتر شده بود ،
میخواستم برایش از درخت خرمالوی وسط حیاط بگویم ، که چطور از بیخ و بن نابودش کردند
میخواستم برایش از سه ماه تابستانی که بعد از جدایی در یک اتاق ده متری با یک نایلون فیلم و سیگار سر کردم بگویم
میخواستم برایش از همه ی آنهایی که آن سالها با ما بودند بگویم که این بهار تولد یک سالگی فرزندشان است
میخواستم برایش از رفتن سید بگویم ، رفتنی که هیچوقت باورش نکردم
میخواستم برایش از خداحافظی با تکه های جانمان در فرودگاه امام بگویم
میخواستم برایش از روز خداحافظی پای آبسرد کن بگویم ، از تعطیل کردن مغازه ی طهماسبی
میخواستم برایش از رفیق هایی که نارفیق شدند و نارفیق هایی که رفیق شدند بگویم
کم کم همه چیز دوباره داشت به حرکت در میامد ، پیرزن آرام آرام داشت مینشست توی ماشین
دود سیگار آن ابزار آلاتی داشت کم کم در هوا پخش میشد
موتوری آماده ی حرکت و ادامه ی خلافش بود
نگاهی به چشمان رفیقمان انداختم ، زیر لب گفتم همه اینها را بشنوی و یا نشنوی چیزی تغییر نمیکند
نهایت نهایتش یک متاسفم مهمان ام میکنی ،
میدانی ؟ من فکر میکنم چیزهایی که دیگر نمیتوان تغییرشان داد را بازگو کردن و تعریف کردن عین حماقت است ،
سبک شدن نیست ، داغ دوباره است
اصلا گاهی بی خبری عین سعادت است ، عین خوشبختی است
وقتی که زمان به جریان افتاد ، سرم را بالا آوردم
و در چشمانش با تبسمی سرشار از دروغ گفتم : خبر سلامتی
تو چه خبر ..
🎯 @IranGPlus
بعد از سال ها همدیگر را دیده بودیم ، رفیق خوبی بود آن سال ها ،
اما خب میدانی که تقدیر سرگرمی اش همین است ، اینکه خوب ها را از تو بگیرد
بعد از روبوسی بلافاصله بدون اینکه مجال بدهد پرسید خب چه خبر ؟
آن لحظه انگار دنیا برایم از حرکت ایستاد ، انگار که نه واقعا از حرکت ایستاد ،
آن زن میانسالی که داشت سوار تاکسی میشد همانطور که در را باز کرده بود و یک پایش داخل ماشین بود و یک پایش بیرون همانطور صامت مانده بود ، صاحب مغازه آن ابزار آلاتی بیرون مغازه همانطور که از سیگارش کام میگرفت و به امتداد پیاده رو نگاه میکرد صامت و بی حرکت مانده بود ، آن موتور سواری که از وسط بلوار داشت خلاف میامد به اینور خیابان هم چشم به اینطرف خیابان صامت مانده بود ،
به رفیقم نگاه کردم ، به چشم هایش ،
اتفاق های همه ی این سال ها از درون بایگانی ذهنم به سرعت بیرون میامدند ، یکی پس از دیگری ، آنقدر سر فصل خبرهایی که در نبودنش اتفاق افتاده بود زیاد بود که مجبور بودم ذهنم را روی " مهم ترین عناوین چند سال اخیر " تنظیم کنم ،
میخواستم برایش از رفتن عزیز جان بگویم ، از اینکه روز آخری که میرفت رنگ چشم هایش از همیشه محشرتر شده بود ،
میخواستم برایش از درخت خرمالوی وسط حیاط بگویم ، که چطور از بیخ و بن نابودش کردند
میخواستم برایش از سه ماه تابستانی که بعد از جدایی در یک اتاق ده متری با یک نایلون فیلم و سیگار سر کردم بگویم
میخواستم برایش از همه ی آنهایی که آن سالها با ما بودند بگویم که این بهار تولد یک سالگی فرزندشان است
میخواستم برایش از رفتن سید بگویم ، رفتنی که هیچوقت باورش نکردم
میخواستم برایش از خداحافظی با تکه های جانمان در فرودگاه امام بگویم
میخواستم برایش از روز خداحافظی پای آبسرد کن بگویم ، از تعطیل کردن مغازه ی طهماسبی
میخواستم برایش از رفیق هایی که نارفیق شدند و نارفیق هایی که رفیق شدند بگویم
کم کم همه چیز دوباره داشت به حرکت در میامد ، پیرزن آرام آرام داشت مینشست توی ماشین
دود سیگار آن ابزار آلاتی داشت کم کم در هوا پخش میشد
موتوری آماده ی حرکت و ادامه ی خلافش بود
نگاهی به چشمان رفیقمان انداختم ، زیر لب گفتم همه اینها را بشنوی و یا نشنوی چیزی تغییر نمیکند
نهایت نهایتش یک متاسفم مهمان ام میکنی ،
میدانی ؟ من فکر میکنم چیزهایی که دیگر نمیتوان تغییرشان داد را بازگو کردن و تعریف کردن عین حماقت است ،
سبک شدن نیست ، داغ دوباره است
اصلا گاهی بی خبری عین سعادت است ، عین خوشبختی است
وقتی که زمان به جریان افتاد ، سرم را بالا آوردم
و در چشمانش با تبسمی سرشار از دروغ گفتم : خبر سلامتی
تو چه خبر ..
🎯 @IranGPlus
Ali Behdad:
بعضی وقتا یه لحظه بغل, با آدم کاریُ می کنه که یه عمر حرف زدن نمی کنه اینجاست که اون آیه نازل می شه; یا ایها الرفیق بَغِّل ما انزل علیک [آنچه را از عشق بر تو نازل کردیم بغل کن]
🎯 @IranGPlus
بعضی وقتا یه لحظه بغل, با آدم کاریُ می کنه که یه عمر حرف زدن نمی کنه اینجاست که اون آیه نازل می شه; یا ایها الرفیق بَغِّل ما انزل علیک [آنچه را از عشق بر تو نازل کردیم بغل کن]
🎯 @IranGPlus
"می دانم که چاقم. پاهای بزرگ و موهای بدحالتی دارم."
به تازگی عکسی بدون ارایش از کیت ویسلت هنرپیشه انگلیسی با متن زیر بر روی صفحات فیسبوکی طرفداران او قرار گرفته است. کیت زنان را تشویق کرده است تا با دیدی مثبت به بدن و اندامشان نگاه کنند و پذیرای خود واقعیشان باشند. او از آنها می خواهد تا خودشان را همانطور که هستند دوست داشته باشند، نه آنگونه که دیگران میخواهند.
در دوران بلوغ و حتی همین حالا به ندرت حرفهای مثبت در مورد اندامم از سایر زنان شنیده ام. این اظهار نظرها بیشتر اوقات منفی بوده اند. اما مطمئنم که این موج منفی معمولا از طرف کسانی می آید که حتی بدن خودشان را هم دوست ندارند و پیوسته روی فیسبوک مشغول لایک کردن توهینهای دیگران روی پستهای تخقیر کننده هستند. امروز میخواهم عکسی بدون آرایش از خودم روی صفحه ام بگذارم. می دانم که صورتم چروک خورده است اما از شما می خواهم که مرا فرای این چین و چروکها نگاه کنید. من می خواهم خود واقعی ام را پذیرا باشم. شما هم این کار را بکنید. خودتان را همین طور که هستید دوست داشته باشید. این پیام را به اشتراک بگذارید و به گوش همه مغرضان برسانید. بگذارید بدانند که هیچ اهمیتی برای نظرات منفی آنها قائل نیستید و اجازه نمی دهید قربانی رفتار کسانی شوید که دیگران را بر پایه ظاهر، نژاد و جنسیتشان تحقیر می کنند.
اگر خود واقعیتان را دوست دارید و دلتان نمی خواهد که هیچ تغییری در قیافه تان بدهید این پست را به اشتراک بگذارید. شما شایسته قدردانی هستید.
🎯 @IranGPlus
از صفحه ی فمنسیم روزمره
⬇️ ⬇️
به تازگی عکسی بدون ارایش از کیت ویسلت هنرپیشه انگلیسی با متن زیر بر روی صفحات فیسبوکی طرفداران او قرار گرفته است. کیت زنان را تشویق کرده است تا با دیدی مثبت به بدن و اندامشان نگاه کنند و پذیرای خود واقعیشان باشند. او از آنها می خواهد تا خودشان را همانطور که هستند دوست داشته باشند، نه آنگونه که دیگران میخواهند.
در دوران بلوغ و حتی همین حالا به ندرت حرفهای مثبت در مورد اندامم از سایر زنان شنیده ام. این اظهار نظرها بیشتر اوقات منفی بوده اند. اما مطمئنم که این موج منفی معمولا از طرف کسانی می آید که حتی بدن خودشان را هم دوست ندارند و پیوسته روی فیسبوک مشغول لایک کردن توهینهای دیگران روی پستهای تخقیر کننده هستند. امروز میخواهم عکسی بدون آرایش از خودم روی صفحه ام بگذارم. می دانم که صورتم چروک خورده است اما از شما می خواهم که مرا فرای این چین و چروکها نگاه کنید. من می خواهم خود واقعی ام را پذیرا باشم. شما هم این کار را بکنید. خودتان را همین طور که هستید دوست داشته باشید. این پیام را به اشتراک بگذارید و به گوش همه مغرضان برسانید. بگذارید بدانند که هیچ اهمیتی برای نظرات منفی آنها قائل نیستید و اجازه نمی دهید قربانی رفتار کسانی شوید که دیگران را بر پایه ظاهر، نژاد و جنسیتشان تحقیر می کنند.
اگر خود واقعیتان را دوست دارید و دلتان نمی خواهد که هیچ تغییری در قیافه تان بدهید این پست را به اشتراک بگذارید. شما شایسته قدردانی هستید.
🎯 @IranGPlus
از صفحه ی فمنسیم روزمره
⬇️ ⬇️
عین الف:
الان تو مخم جلسه توجیهی داره برگزار میشه، هدف نشسته و داره وسیله رو توجیه میکنه.
🎯 @IranGPlus
الان تو مخم جلسه توجیهی داره برگزار میشه، هدف نشسته و داره وسیله رو توجیه میکنه.
🎯 @IranGPlus
#وبلاگ: WronG
تنها خوبیِ ماشین نداشتنِ ما پیادهها اینه که دیگه لازم نیست تو این روزای سردِ زمستون خَم شیم ببینیم زیر ماشین گُربهای چیزی هست یا نه ،بیدغدغه استارت میزنیم روشن میکنیم میریم
🎯 @IranGPlus
تنها خوبیِ ماشین نداشتنِ ما پیادهها اینه که دیگه لازم نیست تو این روزای سردِ زمستون خَم شیم ببینیم زیر ماشین گُربهای چیزی هست یا نه ،بیدغدغه استارت میزنیم روشن میکنیم میریم
🎯 @IranGPlus
moham nt:
تنها استفادهای که از کتاب تعلیمات دینی کردم این بود که یه روز دوستم که استقلالی بود بهم گفت: آسمون رو نگاه کن، آبیه. استقلالم آبیه.
صبر کردم شب شد ، بهش گفتم: آسمان آبیات کو؟ آیا تیمی را پرستش میکنید که افول میکند؟ آیا نمیاندیشید؟ شیشتاییها!
🎯 @IranGPlus
تنها استفادهای که از کتاب تعلیمات دینی کردم این بود که یه روز دوستم که استقلالی بود بهم گفت: آسمون رو نگاه کن، آبیه. استقلالم آبیه.
صبر کردم شب شد ، بهش گفتم: آسمان آبیات کو؟ آیا تیمی را پرستش میکنید که افول میکند؟ آیا نمیاندیشید؟ شیشتاییها!
🎯 @IranGPlus
Erfan M:
۱. اولین و تنها ایرادی که به مقالهام گرفتند این بود که چرا از لفظ ممالک «جهان سوم» استفاده کردهای. توضیح دادم که احتمالا کلمه از زبان منتقدی که از منابعش در تحقیقم استفاده کردهام توی متنم خزیده. پوزش خواستم و قول تصحیح دادم و به نظرم هم در فضای آکادمیک یادآوری بهجا و آموزندهای بود.
۲. اینجا در دانشکدهی ادبیات همه متهشان به خشخاش زبان است. آنقدر در این چند سالی که دور هم هستند غلطهای هم را گوشزد میکنند که دست آخر با هم به تعادل برسند. درست مانند شبکههای اجتماعی خودمان، همه مدام در حال تصحیح گرامری و تصحیح سیاسی (political correctness) و جنسیتزدایی از زبان و برابریخواهی هستند. لحنشان هم بعضاً تند است و به قول معروف توی شکم هم میروند، اما چنین اتفاقی در محیط اکادمیک امری مبارک است.
۳. بیرون از دانشکده و خارج از جمعهای روشنفکری و شبکههای اجتماعی اما قرار نیست از این روحیه مثل دانشکده ادبیات و جامعهشناسی استقبال شود. آدمها دغدغههای متفاوتی دارند و فاصله ذهنیشان با مباحثی از این دست آنقدر زیاد است که نه تصحیح سیاسی را درک میکنند و نه لزوم مراعاتش را. حرف زدن از تصحیح سیاسی برای بسیاری از اقشار جامعه مثل تدریس علم عروض به کسی است که هنوز الفبا نمیداند.
۴. دیروز اینجا در باب نکوهش تندروی کلی گرد و خاک کردم. حرف حسابم چه بود؟ حرف حسابم این بود که اگر خطکش اصلاحمان مادام بالای سر مردم باشد، جامعه به طریق هوشمندانهی حذفمان میکند. حرف حسابم این بود که اصلاحاتْ ظرافتی میطلبد که به اندازهی محتوای آموزههایمان مهم و قابل تامل است.
۵. نتیجهی عملی این تندرویها را در جامعهی امروز امریکا میتوان دید. فردی به نام دونالد ترامپ ظهور میکند که با اظهارنظرهای جنسیتزده، با ابراز خستگی از تصحیح سیاسی و با ابراز علاقه نسبت به «کمسوادها» دل یک ملت را به دست میآورد. ملتی که از معلمان خطکش به دستش خسته است، از احساس حماقت و حقارت دائمی و از خودسانسوری به ستوه آمده لاجرم به آغوش هیولایی چون ترامپ میخرد.
۶. همین دیروز ترامپ از خطری که متوجه مسیحیت است حرف زده و انتقاد کرده از اینکه به سبب تصحیح سیاسی مردم از گفتن «کریسمس مبارک» منع میشوند. این رویکرد هوشمندانهی ترامپ مشخصاً دست گذاشتن روی مقولهی تصحیح سیاسی است. واکنشهای مردمی هم معنادار است: درصد طرفداران ترامپ هر بار که دربارهی موضوعاتی از این دست حرف میزد بالا و بالاتر میرود.
۷. آیا ما در ایران از این خطر مصونیم؟ خیر. آیا مصلحان و فعلان و روشنفکران وطنی هم باید این خطر را حس کنند؟ بله؟ آیا روشنفکران وطنی پیشتر هم از این سوراخ گزیده شدهاند؟ بله. برای همین است که فعالان عرصهی برابریخواهی جنسیتی، فعلان عرصهی زبان، پلیسهای گرامر، همه و همه باید حواسشان به سطح مخاطبشان باشد. حواسشان به اولویت مباحث آموزشیشان در جامعه باشد و فراموش نکنند که تندروی اگر در راه والاترین ارزشها هم باشد، باز محکوم به شکست است.
🎯 @IranGPlus
۱. اولین و تنها ایرادی که به مقالهام گرفتند این بود که چرا از لفظ ممالک «جهان سوم» استفاده کردهای. توضیح دادم که احتمالا کلمه از زبان منتقدی که از منابعش در تحقیقم استفاده کردهام توی متنم خزیده. پوزش خواستم و قول تصحیح دادم و به نظرم هم در فضای آکادمیک یادآوری بهجا و آموزندهای بود.
۲. اینجا در دانشکدهی ادبیات همه متهشان به خشخاش زبان است. آنقدر در این چند سالی که دور هم هستند غلطهای هم را گوشزد میکنند که دست آخر با هم به تعادل برسند. درست مانند شبکههای اجتماعی خودمان، همه مدام در حال تصحیح گرامری و تصحیح سیاسی (political correctness) و جنسیتزدایی از زبان و برابریخواهی هستند. لحنشان هم بعضاً تند است و به قول معروف توی شکم هم میروند، اما چنین اتفاقی در محیط اکادمیک امری مبارک است.
۳. بیرون از دانشکده و خارج از جمعهای روشنفکری و شبکههای اجتماعی اما قرار نیست از این روحیه مثل دانشکده ادبیات و جامعهشناسی استقبال شود. آدمها دغدغههای متفاوتی دارند و فاصله ذهنیشان با مباحثی از این دست آنقدر زیاد است که نه تصحیح سیاسی را درک میکنند و نه لزوم مراعاتش را. حرف زدن از تصحیح سیاسی برای بسیاری از اقشار جامعه مثل تدریس علم عروض به کسی است که هنوز الفبا نمیداند.
۴. دیروز اینجا در باب نکوهش تندروی کلی گرد و خاک کردم. حرف حسابم چه بود؟ حرف حسابم این بود که اگر خطکش اصلاحمان مادام بالای سر مردم باشد، جامعه به طریق هوشمندانهی حذفمان میکند. حرف حسابم این بود که اصلاحاتْ ظرافتی میطلبد که به اندازهی محتوای آموزههایمان مهم و قابل تامل است.
۵. نتیجهی عملی این تندرویها را در جامعهی امروز امریکا میتوان دید. فردی به نام دونالد ترامپ ظهور میکند که با اظهارنظرهای جنسیتزده، با ابراز خستگی از تصحیح سیاسی و با ابراز علاقه نسبت به «کمسوادها» دل یک ملت را به دست میآورد. ملتی که از معلمان خطکش به دستش خسته است، از احساس حماقت و حقارت دائمی و از خودسانسوری به ستوه آمده لاجرم به آغوش هیولایی چون ترامپ میخرد.
۶. همین دیروز ترامپ از خطری که متوجه مسیحیت است حرف زده و انتقاد کرده از اینکه به سبب تصحیح سیاسی مردم از گفتن «کریسمس مبارک» منع میشوند. این رویکرد هوشمندانهی ترامپ مشخصاً دست گذاشتن روی مقولهی تصحیح سیاسی است. واکنشهای مردمی هم معنادار است: درصد طرفداران ترامپ هر بار که دربارهی موضوعاتی از این دست حرف میزد بالا و بالاتر میرود.
۷. آیا ما در ایران از این خطر مصونیم؟ خیر. آیا مصلحان و فعلان و روشنفکران وطنی هم باید این خطر را حس کنند؟ بله؟ آیا روشنفکران وطنی پیشتر هم از این سوراخ گزیده شدهاند؟ بله. برای همین است که فعالان عرصهی برابریخواهی جنسیتی، فعلان عرصهی زبان، پلیسهای گرامر، همه و همه باید حواسشان به سطح مخاطبشان باشد. حواسشان به اولویت مباحث آموزشیشان در جامعه باشد و فراموش نکنند که تندروی اگر در راه والاترین ارزشها هم باشد، باز محکوم به شکست است.
🎯 @IranGPlus
همه چی آرومه، خوشحال نباش
وقتی میبینی طرفت دیگه به هیچکدوم از رفتارات اعتراض نمیکنه، فکر نکن آدم ایدهآلی شدی.
این زنگ خطره. داره نسبت به تو بیتفاوت میشه. بفهم.
#وبلاگ: مینی مالیده
🎯 @IranGPlus
#گودر
وقتی میبینی طرفت دیگه به هیچکدوم از رفتارات اعتراض نمیکنه، فکر نکن آدم ایدهآلی شدی.
این زنگ خطره. داره نسبت به تو بیتفاوت میشه. بفهم.
#وبلاگ: مینی مالیده
🎯 @IranGPlus
#گودر
Ghazaleh Ahmadi:
یکی از جالب ترین موقعیت هایی که من توش قرار میگیرم هم وقتیه که تو یه جلسه علمی-کاری یکی یه مسئله سنگینی رو مطرح میکنه و قبل اینکه من بفهمم چی شده همه یهو به فکر فرو میرن ولی من هنوز نمیدونم اصن باید به چی فکر کنیم. احساس پسرعمه زا بهم دست میده :)))))
🎯 @IranGPlus
یکی از جالب ترین موقعیت هایی که من توش قرار میگیرم هم وقتیه که تو یه جلسه علمی-کاری یکی یه مسئله سنگینی رو مطرح میکنه و قبل اینکه من بفهمم چی شده همه یهو به فکر فرو میرن ولی من هنوز نمیدونم اصن باید به چی فکر کنیم. احساس پسرعمه زا بهم دست میده :)))))
🎯 @IranGPlus
وحیده دی :
بعضیام چنان جفتک پرونی می کنن که تنها جمله ای که میشه بهشون گفت اینه:
خر من، طویله ی نو مبارک!
🎯 @IranGPlus
بعضیام چنان جفتک پرونی می کنن که تنها جمله ای که میشه بهشون گفت اینه:
خر من، طویله ی نو مبارک!
🎯 @IranGPlus
ممد پوری :
الان هر کشوری میخواد مردمش رو از یه کاندید بترسونه با احمدی نژاد مقایسه اش میکنه!یه همچین رییس جمهور الگوی جامعه بین المللی داشتیم!
🎯 @IranGPlus
الان هر کشوری میخواد مردمش رو از یه کاندید بترسونه با احمدی نژاد مقایسه اش میکنه!یه همچین رییس جمهور الگوی جامعه بین المللی داشتیم!
🎯 @IranGPlus
Hadi Floyd:
جنجال كن، سر زبانها بيفت و هوادار جمع كن! حربه اي كه براي سه گروه موفق بوده: ١- اعضاي شبكه هاي اجتماعي، از لخت شدن تو عكسا و لنگ و پاچه شر كردن و تعريف كردن مسائل خصوصي و فانتزي هاي سكسي، سروصدا كه پشت سر ما حرف زدند و حريم شخصي مون نقض شده و آاااي نفس كش، با همه ي نظرا مخالفت كنند و با بقيه جروبحث كنند و تز هاي عجيب بدهند و شمار فالوورها سربه فلك بكشد
٢- محمود احمدي نژاد و اصولگرايان كه با موضع گيري نامتعارف نسبت به هاشمي رفسنجاني بعنوان اولين نفري كه جلوي اين آدم ايستاد، سال ٨٤ قدرت را به دست گرفتند
٣- دونالد ترامپ و جمهوري خواهان، با كنار گذاشتن تعارف با مساله مهاجرت و اظهار تنفر علني از مهاجران و مسلمان ها و سخنراني هاي جنجالي و تند راجع به مقامات و شخصيت هاي ديگر ، هواداران زيادي بدست آوردند
🎯 @IranGPlus
جنجال كن، سر زبانها بيفت و هوادار جمع كن! حربه اي كه براي سه گروه موفق بوده: ١- اعضاي شبكه هاي اجتماعي، از لخت شدن تو عكسا و لنگ و پاچه شر كردن و تعريف كردن مسائل خصوصي و فانتزي هاي سكسي، سروصدا كه پشت سر ما حرف زدند و حريم شخصي مون نقض شده و آاااي نفس كش، با همه ي نظرا مخالفت كنند و با بقيه جروبحث كنند و تز هاي عجيب بدهند و شمار فالوورها سربه فلك بكشد
٢- محمود احمدي نژاد و اصولگرايان كه با موضع گيري نامتعارف نسبت به هاشمي رفسنجاني بعنوان اولين نفري كه جلوي اين آدم ايستاد، سال ٨٤ قدرت را به دست گرفتند
٣- دونالد ترامپ و جمهوري خواهان، با كنار گذاشتن تعارف با مساله مهاجرت و اظهار تنفر علني از مهاجران و مسلمان ها و سخنراني هاي جنجالي و تند راجع به مقامات و شخصيت هاي ديگر ، هواداران زيادي بدست آوردند
🎯 @IranGPlus