📍آموزش و پرورش در ایرانِ پساکرونا
✍ #مرتضی_نظری
▫️درس اولِ کرونا به مدرسه:
با کلیدِ کهنه، قفل نو باز نمی شود!
کرونا بزرگترین چیزی را که به چالش کشید، قابلیت های انسان معاصر بود. قابلیت هایی که نمی توان نقش نظام های آموزشی و مشخصاً «مدرسه» را در پدیداری اش نادیده گرفت. کرونا، این میهمان ناپیدا و ناخوانده، از بسیاری الگوهای فکری رایج در آموزش و پرورش عبور کرد. الگوهای تربیتی که همه چیز را پیش بینی پذیر می پندارد.
کرونا با زبان سخت تری به نظام های رسمی تربیت در جهان نشان داد که با کلیدهای کهنه قفل های نو را نمی توان باز کرد. شما احتمالا در ابتدای کتاب های درسی مدارس با عباراتی شبیه این مضمون آشنایید: «انتظار است دانش آموزان عزيز پس از مطالعه این فصل به نتایج زیر برسند»! این انتظاراتِ از پیش فرض شده از دانش آموز و حتی معلم، هم غیرعقلی و هم ضدخلاقیت است. چه کسي گفته و از کجا معلوم دانش آموزان بعد از فهم مطالب یک فصل از کتاب درسی دقیقاً به همان نتیجه ای برسند که مؤلفان کتاب درسی از قبل پیش بینی کرده اند؟ شاید دنیای ذهنی آنها چیز جدید و متفاوتی کشف کرد که ما با این روش قالبی، امکانِ متفاوت دیدن و تراوش ذهنی جدید را از او سلب کرده ایم!
▫️آیا مفهومِ نوینِ مدرسه فهم خواهد شد؟
معماری و مفهوم مدرسه از دهه گذشته با دو تغییر مهم، در حال فراگیرشدن است:
مهمترین تغییر رخ داده در معماریِ مدارس جدید این است که «آجر» جای خود را به کلیک داده و کلاس از مرز فیزیکی مدرسه بیرون می رود و دانش آموزان می توانند همکلاسی هایی از سراسر دنیا بیابند. تغییر مهم دیگر در مفهوم، اینکه دانش آموزان کشف می کنند و خودشان مسیر یادگیری را می پیمایند. به عبارتی؛ برنامه درسی سفارشی می شود و مدرسه دیگر الزاماً محدود به زمان و مکان نیست.
▫️نتیجه گیری:
چه باید کرد؟ (مورد ایران)
نظام تدبیر و برنامه ریزیِ آموزش و پرورش باید حتی الامکان از «پیش بینی پذیریِ نتیجه» فاصله بگیرد. وقتی ابتدا تا انتهای جریان یاددهی و یادگیری، پیش بینی شد و انتظار داشتیم تا یادگیرندگان در قواره های از پیش تعیین شده، بنویسند، حل کنند و امتحان بدهند، خلاقیت بروز نمی کند و نتیجه ای جز ناتوان پروری ندارد و آنچه روز به روز تحلیل می رود، شوقِ یادگیری و کاهش اثربخشی و کارآمدیِ مدرسه است.
مدرسه پساکرونا در موقعیت ایران، اگر به "مسأله و اولویتِ" دولت ها و حوزه عمومی تبدیل نشود، اگر به سمت انسانی تر شدنِ فرهنگ سازمانی خود نرود و اگر از طبقه بندی های بسیار مضر و بی پایه مانند جداسازی دانش آموزان تیزهوش و عادی و معلول از یکدیگر نپرهیزد، و اگر در تقویتِ همه جانبه معلم کوششی عملی و نتیجه بخش سامان ندهد و نیز اگر درک بهتری از طبیعت و زیستِ جهانی به بچه ها ندهد و انطباق بیشتری با تفاوت ها و استعدادهای دانش آموزان قائل نشود و اگر برای سخن گفتن معلمان و دانش آموزان به زبان بین المللی و تعامل با جهان در عین هویتمندی بومی کاری نکند و اگر داستان پرآب دیدهی تعارض منافع و دخالت های غیرتخصصی و ضدتربیتی در آموزش و پرورش تمام نشود،
و دست آخر؛ اگر نهاد مدرسه همچنان و صرفاً بر هنجارهای خود تکیه و تأکید کند؛ توانِ کنشگری نسل ها کاهش می یابد و از یاری آن ها در برابر چالش های جدید و مسأله های نو عاجز می ماند.
🌏 تربیت و توسعه | مدرسهی پساکرونا
@IranHumanDevelopment2
✍ #مرتضی_نظری
▫️درس اولِ کرونا به مدرسه:
با کلیدِ کهنه، قفل نو باز نمی شود!
کرونا بزرگترین چیزی را که به چالش کشید، قابلیت های انسان معاصر بود. قابلیت هایی که نمی توان نقش نظام های آموزشی و مشخصاً «مدرسه» را در پدیداری اش نادیده گرفت. کرونا، این میهمان ناپیدا و ناخوانده، از بسیاری الگوهای فکری رایج در آموزش و پرورش عبور کرد. الگوهای تربیتی که همه چیز را پیش بینی پذیر می پندارد.
کرونا با زبان سخت تری به نظام های رسمی تربیت در جهان نشان داد که با کلیدهای کهنه قفل های نو را نمی توان باز کرد. شما احتمالا در ابتدای کتاب های درسی مدارس با عباراتی شبیه این مضمون آشنایید: «انتظار است دانش آموزان عزيز پس از مطالعه این فصل به نتایج زیر برسند»! این انتظاراتِ از پیش فرض شده از دانش آموز و حتی معلم، هم غیرعقلی و هم ضدخلاقیت است. چه کسي گفته و از کجا معلوم دانش آموزان بعد از فهم مطالب یک فصل از کتاب درسی دقیقاً به همان نتیجه ای برسند که مؤلفان کتاب درسی از قبل پیش بینی کرده اند؟ شاید دنیای ذهنی آنها چیز جدید و متفاوتی کشف کرد که ما با این روش قالبی، امکانِ متفاوت دیدن و تراوش ذهنی جدید را از او سلب کرده ایم!
▫️آیا مفهومِ نوینِ مدرسه فهم خواهد شد؟
معماری و مفهوم مدرسه از دهه گذشته با دو تغییر مهم، در حال فراگیرشدن است:
مهمترین تغییر رخ داده در معماریِ مدارس جدید این است که «آجر» جای خود را به کلیک داده و کلاس از مرز فیزیکی مدرسه بیرون می رود و دانش آموزان می توانند همکلاسی هایی از سراسر دنیا بیابند. تغییر مهم دیگر در مفهوم، اینکه دانش آموزان کشف می کنند و خودشان مسیر یادگیری را می پیمایند. به عبارتی؛ برنامه درسی سفارشی می شود و مدرسه دیگر الزاماً محدود به زمان و مکان نیست.
▫️نتیجه گیری:
چه باید کرد؟ (مورد ایران)
نظام تدبیر و برنامه ریزیِ آموزش و پرورش باید حتی الامکان از «پیش بینی پذیریِ نتیجه» فاصله بگیرد. وقتی ابتدا تا انتهای جریان یاددهی و یادگیری، پیش بینی شد و انتظار داشتیم تا یادگیرندگان در قواره های از پیش تعیین شده، بنویسند، حل کنند و امتحان بدهند، خلاقیت بروز نمی کند و نتیجه ای جز ناتوان پروری ندارد و آنچه روز به روز تحلیل می رود، شوقِ یادگیری و کاهش اثربخشی و کارآمدیِ مدرسه است.
مدرسه پساکرونا در موقعیت ایران، اگر به "مسأله و اولویتِ" دولت ها و حوزه عمومی تبدیل نشود، اگر به سمت انسانی تر شدنِ فرهنگ سازمانی خود نرود و اگر از طبقه بندی های بسیار مضر و بی پایه مانند جداسازی دانش آموزان تیزهوش و عادی و معلول از یکدیگر نپرهیزد، و اگر در تقویتِ همه جانبه معلم کوششی عملی و نتیجه بخش سامان ندهد و نیز اگر درک بهتری از طبیعت و زیستِ جهانی به بچه ها ندهد و انطباق بیشتری با تفاوت ها و استعدادهای دانش آموزان قائل نشود و اگر برای سخن گفتن معلمان و دانش آموزان به زبان بین المللی و تعامل با جهان در عین هویتمندی بومی کاری نکند و اگر داستان پرآب دیدهی تعارض منافع و دخالت های غیرتخصصی و ضدتربیتی در آموزش و پرورش تمام نشود،
و دست آخر؛ اگر نهاد مدرسه همچنان و صرفاً بر هنجارهای خود تکیه و تأکید کند؛ توانِ کنشگری نسل ها کاهش می یابد و از یاری آن ها در برابر چالش های جدید و مسأله های نو عاجز می ماند.
🌏 تربیت و توسعه | مدرسهی پساکرونا
@IranHumanDevelopment2
📍سه تلقیِ مسموم از مدرسه و ضرورت تحرک و هوشمندی آموزش و پرورش
✍ #مرتضی_نظری
۱. تلقیِ انتخاباتی
نگاه برخي سیاسیون جامعه ما به مدرسه و نهاد آموزش و پرورش به عنوان سازمان رأی و محلی برای تقسیم پست و جایگاه بین اقوام و اعضای ستاد انتخاباتی خود است. این نگاه بسیار تلخ و دلسرد کننده است. نهاد محجوب و نجیب آموزش و پرورش در سالیان متمادی، نمایندگان بسیاری از طیف های مختلف را به خود دیده که ای بسا ژست روشنفکری و تحولگرایی هم گرفته اند اما ثمره نزدیک شدن آن ها به نهاد آموزش، چیزی جز کاشتن و گماشتن نابلدترین افراد در جایگاه های حساسِ آموزش و پرورش از مدیریت مدارس گرفته تا سطوح مدیریتی نبوده. این جریانات سطحی و جناحی، جمعیت انبوه معلم و مدرسه را هم صرفاً سیاهی لشکر و سازمان رأی خود می پندارد و نگاه معنادار و تحولی به نهاد مدرسه ندارد.
۲. تلقیِ بنگاهی _ تجاری
از سال های دور و تقریباً در تمام دولت ها، جریانی کاسب مسلک و دلّال همیشه در اطراف آموزش و پرورش پرسه می زند که اساساً آموزش و پرورش را به چشمِ بازاری برای فروش کالای خود می پندارد. در عمل، عایدیِ این جریان تجاری برای معلم و مدرسه، در برابر برداشت های میلیاردی و هنگفت آنها بسیار ناچیز بوده است. ناشران کتاب های کنکور و دلالان تست و آزمون در رأس آنها و اخیراً شرکت های پیام رسان داخلی، نمونه های این دلّالی سنتی و مدرن هستند که انگیزه ای جز دستیابی به گنجِ شماره های تلفن و اطلاعات ریز دانش آموزان و خانواده ها و مدارس ندارند و ضروریست که آموزش و پرورش در خصوص مراقبت از اطلاعات حیاتی ذینفعانش در برابر این جماعتِ بسیار منفعت طلب، هوشمندی بیشتری از خود نشان دهد.
۳. تلقیِ مدرسه یعنی مکانِ نگهداری بچه
هنوز در جامعه ما تصور بسیاری خانواده ها نسبت به مدرسه، محلی است که بچه ها را باید برای ساعاتی در خود نگهداری کند. یک تصور پناهگاهی و نه تصور مکانی برای تربیت شدن.
▫️نتیجه گیری:
در جامعه ما و در میان مدیران سیاسی و حتی فرهنگی و آموزشی انواع این کژتابی های مفهومی رواج دارد. ما نیاز به یک جریان نقّاد داریم که این کژتابی ها و تلقی های ضدتوسعه و تحول را بنمایاند و انگاره های ناصحیح جامعه را نسبت به نهاد بسیار خطیر و آینده ساز مدرسه اصلاح کند و معلمان، مدیران مدارس و والدین را نسبت به برخی ذهنیت هایی که دارند، به تأمل وادارد.
چون ضربه ای که نهاد آموزش از این دخالت های سهم خواهانه در طول این سال ها خورده، اسف بار است.
و همچنین ضروریست که آموزش و پرورش از خود تکان و تحرک موثرتری به نشان داده و برای تبیین مأموریت های ملی، توسعه ای، حاکمیتی، زیربنایی و فرابخشی خود در کشور جریانی هدفمند سامان داده و اجازه خدشه به کیانِ تخصصی و اعتبار حرفه ای خود ندهد. ما در این زمینه نیاز به یک تغییر نگرشِ ملی داریم.
🌏 تربیت و توسعه | تغییر نگرش به مدرسه
@IranHumanDevelopment2
✍ #مرتضی_نظری
۱. تلقیِ انتخاباتی
نگاه برخي سیاسیون جامعه ما به مدرسه و نهاد آموزش و پرورش به عنوان سازمان رأی و محلی برای تقسیم پست و جایگاه بین اقوام و اعضای ستاد انتخاباتی خود است. این نگاه بسیار تلخ و دلسرد کننده است. نهاد محجوب و نجیب آموزش و پرورش در سالیان متمادی، نمایندگان بسیاری از طیف های مختلف را به خود دیده که ای بسا ژست روشنفکری و تحولگرایی هم گرفته اند اما ثمره نزدیک شدن آن ها به نهاد آموزش، چیزی جز کاشتن و گماشتن نابلدترین افراد در جایگاه های حساسِ آموزش و پرورش از مدیریت مدارس گرفته تا سطوح مدیریتی نبوده. این جریانات سطحی و جناحی، جمعیت انبوه معلم و مدرسه را هم صرفاً سیاهی لشکر و سازمان رأی خود می پندارد و نگاه معنادار و تحولی به نهاد مدرسه ندارد.
۲. تلقیِ بنگاهی _ تجاری
از سال های دور و تقریباً در تمام دولت ها، جریانی کاسب مسلک و دلّال همیشه در اطراف آموزش و پرورش پرسه می زند که اساساً آموزش و پرورش را به چشمِ بازاری برای فروش کالای خود می پندارد. در عمل، عایدیِ این جریان تجاری برای معلم و مدرسه، در برابر برداشت های میلیاردی و هنگفت آنها بسیار ناچیز بوده است. ناشران کتاب های کنکور و دلالان تست و آزمون در رأس آنها و اخیراً شرکت های پیام رسان داخلی، نمونه های این دلّالی سنتی و مدرن هستند که انگیزه ای جز دستیابی به گنجِ شماره های تلفن و اطلاعات ریز دانش آموزان و خانواده ها و مدارس ندارند و ضروریست که آموزش و پرورش در خصوص مراقبت از اطلاعات حیاتی ذینفعانش در برابر این جماعتِ بسیار منفعت طلب، هوشمندی بیشتری از خود نشان دهد.
۳. تلقیِ مدرسه یعنی مکانِ نگهداری بچه
هنوز در جامعه ما تصور بسیاری خانواده ها نسبت به مدرسه، محلی است که بچه ها را باید برای ساعاتی در خود نگهداری کند. یک تصور پناهگاهی و نه تصور مکانی برای تربیت شدن.
▫️نتیجه گیری:
در جامعه ما و در میان مدیران سیاسی و حتی فرهنگی و آموزشی انواع این کژتابی های مفهومی رواج دارد. ما نیاز به یک جریان نقّاد داریم که این کژتابی ها و تلقی های ضدتوسعه و تحول را بنمایاند و انگاره های ناصحیح جامعه را نسبت به نهاد بسیار خطیر و آینده ساز مدرسه اصلاح کند و معلمان، مدیران مدارس و والدین را نسبت به برخی ذهنیت هایی که دارند، به تأمل وادارد.
چون ضربه ای که نهاد آموزش از این دخالت های سهم خواهانه در طول این سال ها خورده، اسف بار است.
و همچنین ضروریست که آموزش و پرورش از خود تکان و تحرک موثرتری به نشان داده و برای تبیین مأموریت های ملی، توسعه ای، حاکمیتی، زیربنایی و فرابخشی خود در کشور جریانی هدفمند سامان داده و اجازه خدشه به کیانِ تخصصی و اعتبار حرفه ای خود ندهد. ما در این زمینه نیاز به یک تغییر نگرشِ ملی داریم.
🌏 تربیت و توسعه | تغییر نگرش به مدرسه
@IranHumanDevelopment2
📍یادداشت میهمان
کرونا، فرصتی برای بازسازیِ مدرسه
✍ حبیب اله افتخاری
دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، اصفهان
کرونا، ویروس کوچکی که توانست دیوارهای مدارس را فرو بریزد. اکنون مدارس عریان شده را همگان نظاره می کنند. دو چهره اکنون از پس این فروریزش دیوار از مدرسه هویداست. چهره منفی و چهره مثبت.
در چهره منفی دانش آموزانی می بینیم که جسم و روحشان خمیده و فسرده در لابلای سنتهای حاکم بر مدرسه شده است. مدرسه قرار بود خانه دوم بچه ها شود اکنون اما با ریزش دیوار مدرسه معلوم شد اینجا شباهتی به خانه اول او ندارد.دیگر روشن است که کتابهای درسی دانش آموزان، سوهان روح و عامل تشویش اوست.و او صد البته مجبور است آنان را حفظ و از بَر کند. خوب که به بچه ها بنگری، انگار انباری از پرسشهایی هستند که هیچ گاه فرصت پرسیدن پیدا نکردند. دیوار که ریخته شد ،معلوم شد سکوت منفعلانه آنان از سر اجبار است و انکار.نیمکتهای پشت سر هم نشان از آن دارد که همه نگاهها باید به تخته سیاه و معلم ختم شود.و دیگر جایی برای نگاهها و حرفهای دیگر نیست. دیوارها که ریخت جمعی از بچه ها را می بینی که هنوز تک تک هستند و نمی توانند باهم بودن و برای همه بودن را مشق کنند. جمعی از تفرد. خوب که بنگری معلمانی می بینی که انگار بین او و شاگردانش فاصله ای به اندازه یک سوء تفاهم بزرگ شکل گرفته است. اینجا برای معلم دیکته می شود، معلم دیکته می خواند و دانش آموزان دیکته می نویسند و صد البته دیکته هایی پر از غلط. معلم است و سوالات بی پاسخ و پاسخهای بی سوال.
مشق هنوز بهترین راه حل است.تکلیفی برای رفع تکلیف و سنگینی برای کم شدن سنگینی.آن طرف دفتر مدیر است. او که تو در توی بخشنامه ها خلاقیت را از او ستانده و پشت کامپیوتر همه چیز را کنترل می کند حتی قانون تحصیل رایگان را. مدیر در مدرسه البته نظم را برتر از قانون می داند و سکوت را بر هیاهو و اطاعت را بر انتقاد ترجیح می دهد.دیوارها که ریخت همگان دانش آموزانی دیدند با فقر حرکت، فقر شادابی، فقر تفکر انتقادی، فقر جستجو گری، فقر خرد جمعی.
در عوض کوله پشتی هایی نمایان است که به غیر از کمر، روان دانش آموزان را هم خسته کرده است. دیوارها که فروریخت معلوم شد که در مدارس نه کتابخانه و نه آزمایشگاه، نه زمین چمن و نه سالن غذا خوری که حتی سرویس بهداشتی و آب خوری استاندارد هم پیدا نمی شود. معلوم شد که مدرسه جایی برای آموزش هنر و ورزش، تفکر و خلاقیت، مهارت و تفکر نیست در عوض جایی است برای شرکت در مسابقه مبتذل کنکور. مدرسه بدون دیوار محل زندگی کردن نیست بلکه مکان تمرین زندگی است. زندگی در حال و اکنون جای خود را به زندگی در آینده ای اضطراب آلود و ناروشن داده است.
فرو ریزش دیوار نشان داد که در مدارس ما گفت و گو شکل نمی گیرد و کودکی پاس داشته نمی شود. تفاوت ها به رسمیت شناخته نمی شوند و اصل بر شبیه سازی مکانیکی دانش آموزان قرار گرفته است.
▫️چهره دوم اما چهره ای مثبت و روشن و صد البته از جنس فرصت هاست. اکنون که کرونا دیوارهای مدارس را فرو ریخت، تلاش برای ساختن دیوارها امری عبث است.چرا که واقعیتها هویدا شده و مسولان می توانند واقعیتها را آنگونه که هستند ببینند، نه آنگونه که خود می خواهند. بگذاریم دیگر دیواری بین مدرسه و جامعه،مدرسه و شهر مدرسه و همسایه، مدرسه و تلویزیون، مدرسه و مسجد و... نباشد. اکنون باید وسعت مدرسه به اندازه کل یک جامعه باشد.دیدیم که چگونه بعد از کرونا مدرسه به تلویزیون بازگشت. مدرسه اکنون در فضای مجازی اولویت پیدا کرده است. معلمان راههای جدید برای آموزش و ارتباط با دانش آموزان یافتند. مدیران به فکر توانمند سازی مجموعه مدرسه افتادند. مسئولین کشوری به اهمیت مدرسه بیشتر واقف شدند و دهها فرصت بی بدیل دیگر در اثر فروریختن دیوار مدرسه ایجاد شد.
اکنون، انگار مدرسه آماده است تا روح جدیدی در کالبد فسرده اش دمیده شود.تکنولوژی، اینترنت، فضای مجازی ودیگر ابزارها به یاری معلمان و دانش آموزان شتافتند و چه خوب است که این ارتباط تنگاتنگ و وثیق تر گردد. باور کنیم دیگر تخته سیاه و گچ جواب گوی نیازهای امروزین نیست. رسانه های دیداری و شنیداری رخسار جامعه را تغییر دادند و صد البته از این فرصت برای بهسازی و نوسازی و آوار برداری از مدارس باید استفاده کرد و صد البته فرصتی فراروی فرصت خواهان تا با تامل و تدبّر، طرحی نو در اندازند و خود را برای مدارس پسا کرونایی آماده سازند.فلسفه و جهان بینی و ایدئولوژی حاکم بر آموزش و پرورش باید بازسازی شوند. تصمیم گیران حوزه آموزش و پرورش باید پوست اندازی کنند و مقدمات دمیدن روح توسعه در جامعه با استفاده از مدارس پیشرو را فراهم سازند. پس فروریزش دیوارهای مدارس را غنیمت شمریم. در پس ای ریزشها رویشهای خوش یمنی می تواند شکل بگیرد، چنانچه فرصت را از دست ندهیم.
🌏 تربیت و توسعه | تغییر نگرش به مدرسه
@IranHumanDevelopment2
کرونا، فرصتی برای بازسازیِ مدرسه
✍ حبیب اله افتخاری
دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، اصفهان
کرونا، ویروس کوچکی که توانست دیوارهای مدارس را فرو بریزد. اکنون مدارس عریان شده را همگان نظاره می کنند. دو چهره اکنون از پس این فروریزش دیوار از مدرسه هویداست. چهره منفی و چهره مثبت.
در چهره منفی دانش آموزانی می بینیم که جسم و روحشان خمیده و فسرده در لابلای سنتهای حاکم بر مدرسه شده است. مدرسه قرار بود خانه دوم بچه ها شود اکنون اما با ریزش دیوار مدرسه معلوم شد اینجا شباهتی به خانه اول او ندارد.دیگر روشن است که کتابهای درسی دانش آموزان، سوهان روح و عامل تشویش اوست.و او صد البته مجبور است آنان را حفظ و از بَر کند. خوب که به بچه ها بنگری، انگار انباری از پرسشهایی هستند که هیچ گاه فرصت پرسیدن پیدا نکردند. دیوار که ریخته شد ،معلوم شد سکوت منفعلانه آنان از سر اجبار است و انکار.نیمکتهای پشت سر هم نشان از آن دارد که همه نگاهها باید به تخته سیاه و معلم ختم شود.و دیگر جایی برای نگاهها و حرفهای دیگر نیست. دیوارها که ریخت جمعی از بچه ها را می بینی که هنوز تک تک هستند و نمی توانند باهم بودن و برای همه بودن را مشق کنند. جمعی از تفرد. خوب که بنگری معلمانی می بینی که انگار بین او و شاگردانش فاصله ای به اندازه یک سوء تفاهم بزرگ شکل گرفته است. اینجا برای معلم دیکته می شود، معلم دیکته می خواند و دانش آموزان دیکته می نویسند و صد البته دیکته هایی پر از غلط. معلم است و سوالات بی پاسخ و پاسخهای بی سوال.
مشق هنوز بهترین راه حل است.تکلیفی برای رفع تکلیف و سنگینی برای کم شدن سنگینی.آن طرف دفتر مدیر است. او که تو در توی بخشنامه ها خلاقیت را از او ستانده و پشت کامپیوتر همه چیز را کنترل می کند حتی قانون تحصیل رایگان را. مدیر در مدرسه البته نظم را برتر از قانون می داند و سکوت را بر هیاهو و اطاعت را بر انتقاد ترجیح می دهد.دیوارها که ریخت همگان دانش آموزانی دیدند با فقر حرکت، فقر شادابی، فقر تفکر انتقادی، فقر جستجو گری، فقر خرد جمعی.
در عوض کوله پشتی هایی نمایان است که به غیر از کمر، روان دانش آموزان را هم خسته کرده است. دیوارها که فروریخت معلوم شد که در مدارس نه کتابخانه و نه آزمایشگاه، نه زمین چمن و نه سالن غذا خوری که حتی سرویس بهداشتی و آب خوری استاندارد هم پیدا نمی شود. معلوم شد که مدرسه جایی برای آموزش هنر و ورزش، تفکر و خلاقیت، مهارت و تفکر نیست در عوض جایی است برای شرکت در مسابقه مبتذل کنکور. مدرسه بدون دیوار محل زندگی کردن نیست بلکه مکان تمرین زندگی است. زندگی در حال و اکنون جای خود را به زندگی در آینده ای اضطراب آلود و ناروشن داده است.
فرو ریزش دیوار نشان داد که در مدارس ما گفت و گو شکل نمی گیرد و کودکی پاس داشته نمی شود. تفاوت ها به رسمیت شناخته نمی شوند و اصل بر شبیه سازی مکانیکی دانش آموزان قرار گرفته است.
▫️چهره دوم اما چهره ای مثبت و روشن و صد البته از جنس فرصت هاست. اکنون که کرونا دیوارهای مدارس را فرو ریخت، تلاش برای ساختن دیوارها امری عبث است.چرا که واقعیتها هویدا شده و مسولان می توانند واقعیتها را آنگونه که هستند ببینند، نه آنگونه که خود می خواهند. بگذاریم دیگر دیواری بین مدرسه و جامعه،مدرسه و شهر مدرسه و همسایه، مدرسه و تلویزیون، مدرسه و مسجد و... نباشد. اکنون باید وسعت مدرسه به اندازه کل یک جامعه باشد.دیدیم که چگونه بعد از کرونا مدرسه به تلویزیون بازگشت. مدرسه اکنون در فضای مجازی اولویت پیدا کرده است. معلمان راههای جدید برای آموزش و ارتباط با دانش آموزان یافتند. مدیران به فکر توانمند سازی مجموعه مدرسه افتادند. مسئولین کشوری به اهمیت مدرسه بیشتر واقف شدند و دهها فرصت بی بدیل دیگر در اثر فروریختن دیوار مدرسه ایجاد شد.
اکنون، انگار مدرسه آماده است تا روح جدیدی در کالبد فسرده اش دمیده شود.تکنولوژی، اینترنت، فضای مجازی ودیگر ابزارها به یاری معلمان و دانش آموزان شتافتند و چه خوب است که این ارتباط تنگاتنگ و وثیق تر گردد. باور کنیم دیگر تخته سیاه و گچ جواب گوی نیازهای امروزین نیست. رسانه های دیداری و شنیداری رخسار جامعه را تغییر دادند و صد البته از این فرصت برای بهسازی و نوسازی و آوار برداری از مدارس باید استفاده کرد و صد البته فرصتی فراروی فرصت خواهان تا با تامل و تدبّر، طرحی نو در اندازند و خود را برای مدارس پسا کرونایی آماده سازند.فلسفه و جهان بینی و ایدئولوژی حاکم بر آموزش و پرورش باید بازسازی شوند. تصمیم گیران حوزه آموزش و پرورش باید پوست اندازی کنند و مقدمات دمیدن روح توسعه در جامعه با استفاده از مدارس پیشرو را فراهم سازند. پس فروریزش دیوارهای مدارس را غنیمت شمریم. در پس ای ریزشها رویشهای خوش یمنی می تواند شکل بگیرد، چنانچه فرصت را از دست ندهیم.
🌏 تربیت و توسعه | تغییر نگرش به مدرسه
@IranHumanDevelopment2
📍یک سرمایهگذاری پرثمر در ایرانِ پساکرونا
✍ #مرتضی_نظری
▫️باید اورانیوم غنی کنیم، هرچه بیشتر بهتر! اما در این غنی سازی، خبری از سانتریفیوژ و کیک زرد نیست. کافیست روی دوره کودکی به ویژه روی هزار روزِ نخست سرمایه گذاری کنیم. بذرِ ذهنی و تربیتیِ توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد. دوره پیش از دبستان را دریابیم!
▫️هم اکنون بیش از ۱۰ سازمان و نهاد تحت عناوین مختلف، اقدام به اعطای مجوز برگزاری دوره های آموزشی و تأسیس مهد و خانه کودک و امثالهم می کنند. تعدّد مداخله گرها در دوره حساس و زیربنایی کودکی و ۶ سال نخست زندگی فرزندان، جز آشفتگی و بروز ناهنجاری، معنای دیگری ندارد. نظام تدبیر در حوزه پیش از دبستان، نیاز به بازنگری اساسی دارد.
#نگاه_تربیتی_به_توسعه
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@IranHumanDevelopment2
✍ #مرتضی_نظری
▫️باید اورانیوم غنی کنیم، هرچه بیشتر بهتر! اما در این غنی سازی، خبری از سانتریفیوژ و کیک زرد نیست. کافیست روی دوره کودکی به ویژه روی هزار روزِ نخست سرمایه گذاری کنیم. بذرِ ذهنی و تربیتیِ توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد. دوره پیش از دبستان را دریابیم!
▫️هم اکنون بیش از ۱۰ سازمان و نهاد تحت عناوین مختلف، اقدام به اعطای مجوز برگزاری دوره های آموزشی و تأسیس مهد و خانه کودک و امثالهم می کنند. تعدّد مداخله گرها در دوره حساس و زیربنایی کودکی و ۶ سال نخست زندگی فرزندان، جز آشفتگی و بروز ناهنجاری، معنای دیگری ندارد. نظام تدبیر در حوزه پیش از دبستان، نیاز به بازنگری اساسی دارد.
#نگاه_تربیتی_به_توسعه
🌏 تربیت و توسعه | دوره کودکی
@IranHumanDevelopment2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍تلنگر + ویدئو*
✍ #مرتضی_نظری
▫️برخورد تبعیض آمیز با رفاهیات معلمان، دودش فقط به چشم آموزش و پرورش نمی رود، بلکه آینده توسعه کشور را به مخاطره می اندازد.
▫️مسولان بودجه ای کشور باید شفاف نشان دهند در شرایط دشوار اقتصادی، اگر توان ترمیم حقوق معلمان نیست، برای بقیه دستگاه ها هم همین است.
▫️چگونه است که در همین اوضاع و احوال، برخی سازمان ها و دستگاه های دولتی درآمدزا مانند بانک ها و بیمه ها و حتی نهادهای مشمول قانون خدمات کشوری، انواع رفاهیات و تسهیلات بدون سود به کارکنان خود پرداخت می کنند؟
بودجه اگر کم هست، برای همه کم باشد!
*_ این ویدئو مربوط به حضورم در برنامه زنده «به خانه بر می گردیم» شبکه تهران و در زمان تصدی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش (۱۳۹۷) است.
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumandevelopment2
✍ #مرتضی_نظری
▫️برخورد تبعیض آمیز با رفاهیات معلمان، دودش فقط به چشم آموزش و پرورش نمی رود، بلکه آینده توسعه کشور را به مخاطره می اندازد.
▫️مسولان بودجه ای کشور باید شفاف نشان دهند در شرایط دشوار اقتصادی، اگر توان ترمیم حقوق معلمان نیست، برای بقیه دستگاه ها هم همین است.
▫️چگونه است که در همین اوضاع و احوال، برخی سازمان ها و دستگاه های دولتی درآمدزا مانند بانک ها و بیمه ها و حتی نهادهای مشمول قانون خدمات کشوری، انواع رفاهیات و تسهیلات بدون سود به کارکنان خود پرداخت می کنند؟
بودجه اگر کم هست، برای همه کم باشد!
*_ این ویدئو مربوط به حضورم در برنامه زنده «به خانه بر می گردیم» شبکه تهران و در زمان تصدی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش (۱۳۹۷) است.
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumandevelopment2
📍آیا به پایان نوستالژیِ مدرسه رسیدهایم؟
✍ #مرتضی_نظری
از زمان انتشار کتاب مدرسه زداییِ ایوان ایلیچ تا آثار جدیدتری همچون « آیا آموزش میتواند جامعه را تغییر دهد؟» نوشته مایکل اَپل و نیز تلاش هایی در داخل کشور مانند گفتارهای نویسندگان در کتاب «مرگ مدرسه؟» و یا عبدالعظیم کریمی در کتاب «آموزش علیه آموزش»، نقدها و نظراتی پیرامون کارآمدیِ مدرسه در برابر تغییرات شتابان جهانی منتشر شده است. اما بحران جهان گیرِ کرونا، به عنوان بازیگری فعال و ناپیدا، پرسش های انتقادی گذشته درباره مدرسه را نه تنها زنده کرده که به شکلی قهری و نامرئی، رأساً آستین بالا زده و فرمانِ «مدرسه، تا اطلاع ثانوی تعطیل!» را برای کشورهای جهان صادر و اجرا کرده است.
پیش از این در یادداشتی آورده ام که معنا و مفهوم مدرسه از محدوده زمان و مکان عبور کرده و دنیا به تلقی جدیدی از مدرسه هم در معنا و هم در کارکرد رسیده است و با کلیدهای کهنه، قفل های نو را نمی توان گشود. اما کرونا، گویی این ضرورت را زُمخت و بدون تعارف به سیاستگذاران آموزشی جهان فهماند که برای ادامه حیاتِ مدرسه به راه های دیگر بیندیشند!
آموزش های از راه دور و آنلاین البته گزینه های ناآشنایی نیستند.
▫️در ایران، وجه تمایز سال تحصیلی جاری در تاریخ نظام آموزشی این بود که وضعیت کمّی و کیفیِ آموزش و پرورش بیشتر از قبل برای خانواده ها و حوزه عمومی آشکار شد و به چشم آمد. به عنوان نمونه مشخص شد که علیرغم صرف بودجه های متنوع و فعالیت چندین ساله سه بخش در حوزه e_learning و آموزش الکترونیکی در وزارت آموزش و پرورش از جمله؛ سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، اداره آموزش از راه دور، مرکز فناوری اطلاعات و پروژه های فناورانه پراکنده در سازمان های تابعه این وزارتخانه، اما در روزِ نیاز، مخاطبان این وزارتخانه، سردرگم با مسأله های بدیهی و پیش پا افتاده مواجه شدند.
منتقدانه باید پرسید؛ در تمام سالیان گذشته حاصل هزینه ها و بودجه های متنوعی که برای طراحی سیستم های یادگیری و آموزش آنلاین در بخش های مختلف این وزارتخانه صرف شده، چه بوده؟ و چرا در نهایتِ کار، دستاورد این بودجه ریزی های دولتی به پای توسعه آموزش الکترونیکی این شد که خانواده های دانش آموزان در ایام دشوار و نیمه تعطیل، راهی بازار موبایل فروشان شهر و دیار خود شدند تا با صرف هزینه هایی عمدتاً فراتر از تحمل اقتصاد خانواده فرزندانشان را به این به اصطلاح آموزشِ آنلاین برسانند؟ و چه کسانی پاسخگوی تأخیر و جاماندگی غیرعادلانه فرزندان طبقات کم برخوردار از دسترسی به آموزش هستند؟ و پرسش مهم اینکه آیا این سبک مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، پاسخگوی شرایط جدید هست؟
▫️پیشنهاد:
ضروریست تا وزارت آموزش و پرورش ضمن پایان بخشیدن به وضعیت چندمدیریتیِ آموزش الکترونیکی در درون خود، با سرعت بیشتری وضع فعلی آموزش های آنلاین و الکترونیکی را سامان داده و به یکپارچگی برساند و دقیقاً ابعاد بودجه ای، محتوایی، فنی و مدیریتی و وظیفه بخش های مرتبط با این شیوه آموزش را مشخص نموده و این حوزه را نظارت پذیر و هدفمند سازد و همچنین با توجیه و آشناسازی عمومی و با توجه به اقلیم فرهنگی و جغرافیایی گوناگون شهری، روستایی و عشایری کشور، گزینه های قابل دسترس و مناسب را به جای اصرار بر یک روش پیش روی یادگیرندگان قرار دهد تا بیش از این بر دامنه نابرابری های آموزشی و تأخیر در یادگیری به ویژه برای بخش محروم و کم برخوردار افزوده نشود.
در این زمینه علاوه بر استفاده از تجربه های ارزشمند بومی شرکت های داخلی، نگاه به تجربه برخی کشورهای موفق در زمینه e_learning هم بسیار عقلانی و لازم است.
فراموش نکنیم، مفهوم مدرسه دیگر با تلقی های نوستالژیک و خاطره انگیز دوران کودکی ما قابل تبیین نیست و کیفیت بخشی به آموزش های آنلاین و از راه دور می تواند به کارآمدی مدرسه و ادامه حیاتش در دوره جدید کمک کند.
🌏 تربیت و توسعه | تحولگرایی در آموزش
@IranHumandevelopment2
✍ #مرتضی_نظری
از زمان انتشار کتاب مدرسه زداییِ ایوان ایلیچ تا آثار جدیدتری همچون « آیا آموزش میتواند جامعه را تغییر دهد؟» نوشته مایکل اَپل و نیز تلاش هایی در داخل کشور مانند گفتارهای نویسندگان در کتاب «مرگ مدرسه؟» و یا عبدالعظیم کریمی در کتاب «آموزش علیه آموزش»، نقدها و نظراتی پیرامون کارآمدیِ مدرسه در برابر تغییرات شتابان جهانی منتشر شده است. اما بحران جهان گیرِ کرونا، به عنوان بازیگری فعال و ناپیدا، پرسش های انتقادی گذشته درباره مدرسه را نه تنها زنده کرده که به شکلی قهری و نامرئی، رأساً آستین بالا زده و فرمانِ «مدرسه، تا اطلاع ثانوی تعطیل!» را برای کشورهای جهان صادر و اجرا کرده است.
پیش از این در یادداشتی آورده ام که معنا و مفهوم مدرسه از محدوده زمان و مکان عبور کرده و دنیا به تلقی جدیدی از مدرسه هم در معنا و هم در کارکرد رسیده است و با کلیدهای کهنه، قفل های نو را نمی توان گشود. اما کرونا، گویی این ضرورت را زُمخت و بدون تعارف به سیاستگذاران آموزشی جهان فهماند که برای ادامه حیاتِ مدرسه به راه های دیگر بیندیشند!
آموزش های از راه دور و آنلاین البته گزینه های ناآشنایی نیستند.
▫️در ایران، وجه تمایز سال تحصیلی جاری در تاریخ نظام آموزشی این بود که وضعیت کمّی و کیفیِ آموزش و پرورش بیشتر از قبل برای خانواده ها و حوزه عمومی آشکار شد و به چشم آمد. به عنوان نمونه مشخص شد که علیرغم صرف بودجه های متنوع و فعالیت چندین ساله سه بخش در حوزه e_learning و آموزش الکترونیکی در وزارت آموزش و پرورش از جمله؛ سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، اداره آموزش از راه دور، مرکز فناوری اطلاعات و پروژه های فناورانه پراکنده در سازمان های تابعه این وزارتخانه، اما در روزِ نیاز، مخاطبان این وزارتخانه، سردرگم با مسأله های بدیهی و پیش پا افتاده مواجه شدند.
منتقدانه باید پرسید؛ در تمام سالیان گذشته حاصل هزینه ها و بودجه های متنوعی که برای طراحی سیستم های یادگیری و آموزش آنلاین در بخش های مختلف این وزارتخانه صرف شده، چه بوده؟ و چرا در نهایتِ کار، دستاورد این بودجه ریزی های دولتی به پای توسعه آموزش الکترونیکی این شد که خانواده های دانش آموزان در ایام دشوار و نیمه تعطیل، راهی بازار موبایل فروشان شهر و دیار خود شدند تا با صرف هزینه هایی عمدتاً فراتر از تحمل اقتصاد خانواده فرزندانشان را به این به اصطلاح آموزشِ آنلاین برسانند؟ و چه کسانی پاسخگوی تأخیر و جاماندگی غیرعادلانه فرزندان طبقات کم برخوردار از دسترسی به آموزش هستند؟ و پرسش مهم اینکه آیا این سبک مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، پاسخگوی شرایط جدید هست؟
▫️پیشنهاد:
ضروریست تا وزارت آموزش و پرورش ضمن پایان بخشیدن به وضعیت چندمدیریتیِ آموزش الکترونیکی در درون خود، با سرعت بیشتری وضع فعلی آموزش های آنلاین و الکترونیکی را سامان داده و به یکپارچگی برساند و دقیقاً ابعاد بودجه ای، محتوایی، فنی و مدیریتی و وظیفه بخش های مرتبط با این شیوه آموزش را مشخص نموده و این حوزه را نظارت پذیر و هدفمند سازد و همچنین با توجیه و آشناسازی عمومی و با توجه به اقلیم فرهنگی و جغرافیایی گوناگون شهری، روستایی و عشایری کشور، گزینه های قابل دسترس و مناسب را به جای اصرار بر یک روش پیش روی یادگیرندگان قرار دهد تا بیش از این بر دامنه نابرابری های آموزشی و تأخیر در یادگیری به ویژه برای بخش محروم و کم برخوردار افزوده نشود.
در این زمینه علاوه بر استفاده از تجربه های ارزشمند بومی شرکت های داخلی، نگاه به تجربه برخی کشورهای موفق در زمینه e_learning هم بسیار عقلانی و لازم است.
فراموش نکنیم، مفهوم مدرسه دیگر با تلقی های نوستالژیک و خاطره انگیز دوران کودکی ما قابل تبیین نیست و کیفیت بخشی به آموزش های آنلاین و از راه دور می تواند به کارآمدی مدرسه و ادامه حیاتش در دوره جدید کمک کند.
🌏 تربیت و توسعه | تحولگرایی در آموزش
@IranHumandevelopment2
📍دومین واریز عواید فروش کتاب «مرگ مدرسه؟» برای اهدای کتاب به کودکان و نوجوانان روستاهای دهدشت
به گزارش روابط عمومی کانون خرد و توسعه ایران، امروز پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت، دومین واریز عواید فروش کتاب مرگ مدرسه؟ برای اهدای کتاب به کودکان و نوجوانان روستاهای دهدشت انجام شد.
رضا هوشمند، مدیر موسسه انتشاراتی مشق شب و ناشر کتاب مرگ مدرسه؟ با اعلام این خبر گفت: ضمن قدردانی از اعتماد و همراهی مخاطبان و خوانندگان کتاب و اعضای فرهیخته کافه خرد، امروز دومین مرحله واریز انجام شد و با توجه به اعلام قبلی این وجه هرچند اندک از طریق آقای اسماعیل آذری نژاد، مروّج کتاب و کتابخوانی در حوزه کودکان روستایی، صرف اهدای کتاب به کودکان و نوجوانان روستاهای دهدشت خواهد شد.
دبیر کانون خرد و توسعه ایران(کافه خرد) در پایان با اشاره به بازخوردهای ارزشمند مخاطبان و علاقمندان، از تدارک شرایطی برای از سرگیریِ گفتوگوهای کافه خرد در فضای مجازی و اینستاگرام خبر داد.
▫️کافه خرد؛
@CafeKheradiranian
▫️پایگاه خبری رب
@Rabnews
🌏 تربیت و توسعه | نقد و گفتوگو
@IranHumanDevelopment2
به گزارش روابط عمومی کانون خرد و توسعه ایران، امروز پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت، دومین واریز عواید فروش کتاب مرگ مدرسه؟ برای اهدای کتاب به کودکان و نوجوانان روستاهای دهدشت انجام شد.
رضا هوشمند، مدیر موسسه انتشاراتی مشق شب و ناشر کتاب مرگ مدرسه؟ با اعلام این خبر گفت: ضمن قدردانی از اعتماد و همراهی مخاطبان و خوانندگان کتاب و اعضای فرهیخته کافه خرد، امروز دومین مرحله واریز انجام شد و با توجه به اعلام قبلی این وجه هرچند اندک از طریق آقای اسماعیل آذری نژاد، مروّج کتاب و کتابخوانی در حوزه کودکان روستایی، صرف اهدای کتاب به کودکان و نوجوانان روستاهای دهدشت خواهد شد.
دبیر کانون خرد و توسعه ایران(کافه خرد) در پایان با اشاره به بازخوردهای ارزشمند مخاطبان و علاقمندان، از تدارک شرایطی برای از سرگیریِ گفتوگوهای کافه خرد در فضای مجازی و اینستاگرام خبر داد.
▫️کافه خرد؛
@CafeKheradiranian
▫️پایگاه خبری رب
@Rabnews
🌏 تربیت و توسعه | نقد و گفتوگو
@IranHumanDevelopment2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مرتضی نظری، گردآورنده کتاب مرگ مدرسه در شبکه تهران + فیلم
▫️نتیجه سی سال صرف بودجههای میلیاردی به پای آموزش الکترونیک آخرش این شد که پدرومادرها روانه بازار مبایل فروشان شدند تا فرزندشان از آموزش جا نماند. این فداکاری معلمان و مدیران مدارس است که نواقص اپلیکیشن شاد را پوشش داده.
▫️وضع امروز محیط زیست، فرهنگ رانندگی، پارتی بازی و رفتار نسلی که زندگی را مسابقه ای برای زودتر رسیدن می داند، ثمره همین مدارس و نظام آموزشی است.
▫️دانش آموزان فهمیده اند که مدرسه در مسیر واقعیات زندگی نیست. تداوم مدرسه با همین سبک و محتوا، حکایت باز کردن قفلِ نو با کلیدِ کهنه است.
▫️کرونا می تواند تلنگری باشد تا برای یکبار هم که شده شجاعانه و با صداقت، میوه مدرسه را نقد کنیم.
🌏 تربیت و توسعه | رویکرد انتقادی
@IranHumanDevelopment2
▫️نتیجه سی سال صرف بودجههای میلیاردی به پای آموزش الکترونیک آخرش این شد که پدرومادرها روانه بازار مبایل فروشان شدند تا فرزندشان از آموزش جا نماند. این فداکاری معلمان و مدیران مدارس است که نواقص اپلیکیشن شاد را پوشش داده.
▫️وضع امروز محیط زیست، فرهنگ رانندگی، پارتی بازی و رفتار نسلی که زندگی را مسابقه ای برای زودتر رسیدن می داند، ثمره همین مدارس و نظام آموزشی است.
▫️دانش آموزان فهمیده اند که مدرسه در مسیر واقعیات زندگی نیست. تداوم مدرسه با همین سبک و محتوا، حکایت باز کردن قفلِ نو با کلیدِ کهنه است.
▫️کرونا می تواند تلنگری باشد تا برای یکبار هم که شده شجاعانه و با صداقت، میوه مدرسه را نقد کنیم.
🌏 تربیت و توسعه | رویکرد انتقادی
@IranHumanDevelopment2
📍تلنگر
کوتاه و گویا
موضعِ وزارت آموزش و پرورش در مخالفت با مدرسه داریِ مدیران عالی شاغل در گستره آموزش و پرورش قابل تقدیر است به شرط آنکه این موضع در حد یک سخنرانی و شعار نباشد و البته تعارف را هم کنار بگذارند یعنی مشخصاً تحقق این شعار را از شورای معاونان و مشاوران شروع کنند تا برسد به ادارات استان ها.
مدیران ستادی با هر گرایشی و رفاقتی، باید یا به کار مدرسه داری بپردازند یا مدیریت ستادی. داشتنِ همزمان این دو، به تعارض، تضاد و در نهایت فساد می انجامد. مشکلی که به دلیل جدی نگرفتنش، ثمره شوم آن را شبها از طریق تلویزیون و رسانه ها می بینیم.
و به زعم بنده می بایست به این بند، موارد بیشتری افزود و رسانه ها را شفاف در جریان نتیجه آن قرار داد. نهاد عالی تعلیم و تربیت نباید موقعیتی برای بنگاه داری باشد./
🌏 تربیت و توسعه | تعارض منافع
@IranHumanDevelopment2
کوتاه و گویا
موضعِ وزارت آموزش و پرورش در مخالفت با مدرسه داریِ مدیران عالی شاغل در گستره آموزش و پرورش قابل تقدیر است به شرط آنکه این موضع در حد یک سخنرانی و شعار نباشد و البته تعارف را هم کنار بگذارند یعنی مشخصاً تحقق این شعار را از شورای معاونان و مشاوران شروع کنند تا برسد به ادارات استان ها.
مدیران ستادی با هر گرایشی و رفاقتی، باید یا به کار مدرسه داری بپردازند یا مدیریت ستادی. داشتنِ همزمان این دو، به تعارض، تضاد و در نهایت فساد می انجامد. مشکلی که به دلیل جدی نگرفتنش، ثمره شوم آن را شبها از طریق تلویزیون و رسانه ها می بینیم.
و به زعم بنده می بایست به این بند، موارد بیشتری افزود و رسانه ها را شفاف در جریان نتیجه آن قرار داد. نهاد عالی تعلیم و تربیت نباید موقعیتی برای بنگاه داری باشد./
🌏 تربیت و توسعه | تعارض منافع
@IranHumanDevelopment2
📍تلنگر / ویژه
برخی مجوزهای مدارس غیردولتی و موسسات آموزشی به نام همسران و بستگان مدیران ارشد آموزش و پرورش است/ برخی مدیران ارشد در آموزش و پرورش با هم پروژه تحقیقاتی منعقد کرده اند!
✍ حیدر زندیه
معاون پیشین آموزش و پرورش شهر تهران
▫️مدیریت تعارض منافع، مبتنی بر سیاستهای پیشگیرانه بوده که متاسفانه در کشور ما، چندان مورد توجه و اهتمام قرار نگرفته است.
▫️در طی ۳۰ سال گذشته به میزانی به این مسئله کمتوجهی و بیاعتنایی صورت گرفته که به روالی عادی و طبیعی بدل شده است. بر این اساس نیز، متاسفانه هیچ مدیر یا مسئولی از اینکه به طور همزمان در دو حوزه دولتی و بخش خصوصی فعالیت کند، ابائی نداشته است.
▫️بر اساس لایحه مدیریت تعارض منافع، وزیر آموزش و پرورش، مهلت دوماههای برای مدیران و مسئولان این وزارتخانه برای انتخاب یکی از گزینههای، توقف فعالیتهای آموزشی در بخش خصوصی یا استعفا از سمتهای اجرایی و مدیریتی و همچنین انصراف از عضویت در شورای نظارت بر مدارس دولتی تعیین کرده که به زعم من، این رویکرد مطمئنا مشکلی را حل نخواهد کرد.
▫️در این صورت است که شاهد اضافه شدن بخشنامهای بیخاصیت به سایر بخشنامهها خواهیم بود. چرا که اکثریت مخاطبین این بخشنامه، تلاش خواهند کرد تا با توسل به سندسازی به صورت توامان از پست و منافع خود حفاظت کنند. به عقیده من، اگر آقای وزیر عزم جدی برای اجرای این بخشنامه دارد، باید از مدیران اطراف خود در وزارت آموزش و پرورش شروع کرده و آن دسته از کسانی که در شورای معاونین، معاونت مشارکتهای مردمی و شورای نظارت بر مدارس غیردولتی، مصداق بخشنامه مدیریت تعارض منافع هستند را از کار برکنار کند.
▫️به عنوان نمونه در حوزه مدارس و موسسات آموزشی و فرهنگی غیردولتی یا غیرانتفاعی، شاهد مسائل جدی هستیم که میتوانم به اختصار به آن اشاره کنم.در این حوزه شاهد هستیم که گاهی، مجوز و ملک یا یکی از این دو به نام مدیر ارشد آموزش و پرورش بوده یا آن مدیر، مجوز خود را به فرد دیگری اجاره داده است. در همین رابطه، گاهی نیز شاهد هستیم که ملک و مجوز، هر دو به نام شخصیت حقیقی یا حقوقی دیگری بوده و مدیر ارشد آموزش و پرورش به صورت همزمان با تصدی پست مدیریت ارشد، مدیر، عضو هیئتامنا یا هیئت مدیره آن است. گاهی نیز، مجوز یا ملک به نام همسر یا بستگان فرد مدیر ارشد بوده است.
▫️در این حوزه، همچنین، گاهی شاهد این هستیم که مدیر ارشد آموزش و پرورش، بدون اخذ هیچ مجوزی، خود متصدی آموزشگاه آزاد کنکور، آموزشگاه زبانهای خارجی، موسسه علمی آزاد، موسسه مشاوره تحصیلی و کنکور، بهداشت روانی، تستهای هوش و امثال آن است. همچنین، مدیران ارشدی نیز در حوزه خود، اقدام به طراحی دورههای ضمن خدمت در راستای ارتقا سطح علمی معلمان کرده و شخصا نیز به عنوان استاد در این دورهها و کارگاههای آموزشی و کلاسهای دوره میکنند.
▫️در تعارض منافع در این حوزه، شاهد این هستیم که قراردادهای مربوط به پروژههای تحقیقاتی، میان مدیران ارشد وزارتخانه با یکدیگر مبادله شده و از آن جا که یک مدیر، مجاز به انعقاد چنین قراردادهایی با شخص خود نبوده، با نان قرض دادنی، آن را به سایر مدیران میرساند. همچنین، در مواردی شاهد سفارش و انعقاد قرارداد تهیه و تدوین کتاب با رانت حوزه مدیریت و سفارش دستوری از طریق بخشنامه برای خرید آن توسط معلمان در دورههای ضمن خدمت و دانشجویان به عنوان کتب درسی هستیم.
▫️در مواردی نیز شاهد تعارض منافع به این منوال هستیم که برخی مدیران ارشد، اقدام به تهیه ملزومات و تجهیزات آموزش و پرورش از طریق شرکتهای متعلق به خود یا بستگانشان میکنند. به عنوان نمونه در بحث تعیین رشته تحصیلی کنکور دانشآموزان توسط مدیر ارشد آموزش و پرورش و با دریافت هزینه از دانشآموز، آن هم با استفاده از امکانات دولتی یا حتی اخذ حق ماموریت شاهد تعارض در منافع در نظام تعلیم و تربیت هستیم.
▫️تعارض منافع در واگذاریها از دیگر مصادیق لایحه تعارض منافع در آموزش و پرورش است که گاهی شاهد این هستیم که مثلا یک مدرسه دولتی به بهانه نبود دانشآموز و با استفاده از اهرم طرح فروش مدارس با توافق رئیس اداره، مدیر مدرسه را زودتر از موعد بازنشسته کرده و همان مدرسه با موقعیتی مناسب به وی اجاره داده میشود. / امتداد
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
برخی مجوزهای مدارس غیردولتی و موسسات آموزشی به نام همسران و بستگان مدیران ارشد آموزش و پرورش است/ برخی مدیران ارشد در آموزش و پرورش با هم پروژه تحقیقاتی منعقد کرده اند!
✍ حیدر زندیه
معاون پیشین آموزش و پرورش شهر تهران
▫️مدیریت تعارض منافع، مبتنی بر سیاستهای پیشگیرانه بوده که متاسفانه در کشور ما، چندان مورد توجه و اهتمام قرار نگرفته است.
▫️در طی ۳۰ سال گذشته به میزانی به این مسئله کمتوجهی و بیاعتنایی صورت گرفته که به روالی عادی و طبیعی بدل شده است. بر این اساس نیز، متاسفانه هیچ مدیر یا مسئولی از اینکه به طور همزمان در دو حوزه دولتی و بخش خصوصی فعالیت کند، ابائی نداشته است.
▫️بر اساس لایحه مدیریت تعارض منافع، وزیر آموزش و پرورش، مهلت دوماههای برای مدیران و مسئولان این وزارتخانه برای انتخاب یکی از گزینههای، توقف فعالیتهای آموزشی در بخش خصوصی یا استعفا از سمتهای اجرایی و مدیریتی و همچنین انصراف از عضویت در شورای نظارت بر مدارس دولتی تعیین کرده که به زعم من، این رویکرد مطمئنا مشکلی را حل نخواهد کرد.
▫️در این صورت است که شاهد اضافه شدن بخشنامهای بیخاصیت به سایر بخشنامهها خواهیم بود. چرا که اکثریت مخاطبین این بخشنامه، تلاش خواهند کرد تا با توسل به سندسازی به صورت توامان از پست و منافع خود حفاظت کنند. به عقیده من، اگر آقای وزیر عزم جدی برای اجرای این بخشنامه دارد، باید از مدیران اطراف خود در وزارت آموزش و پرورش شروع کرده و آن دسته از کسانی که در شورای معاونین، معاونت مشارکتهای مردمی و شورای نظارت بر مدارس غیردولتی، مصداق بخشنامه مدیریت تعارض منافع هستند را از کار برکنار کند.
▫️به عنوان نمونه در حوزه مدارس و موسسات آموزشی و فرهنگی غیردولتی یا غیرانتفاعی، شاهد مسائل جدی هستیم که میتوانم به اختصار به آن اشاره کنم.در این حوزه شاهد هستیم که گاهی، مجوز و ملک یا یکی از این دو به نام مدیر ارشد آموزش و پرورش بوده یا آن مدیر، مجوز خود را به فرد دیگری اجاره داده است. در همین رابطه، گاهی نیز شاهد هستیم که ملک و مجوز، هر دو به نام شخصیت حقیقی یا حقوقی دیگری بوده و مدیر ارشد آموزش و پرورش به صورت همزمان با تصدی پست مدیریت ارشد، مدیر، عضو هیئتامنا یا هیئت مدیره آن است. گاهی نیز، مجوز یا ملک به نام همسر یا بستگان فرد مدیر ارشد بوده است.
▫️در این حوزه، همچنین، گاهی شاهد این هستیم که مدیر ارشد آموزش و پرورش، بدون اخذ هیچ مجوزی، خود متصدی آموزشگاه آزاد کنکور، آموزشگاه زبانهای خارجی، موسسه علمی آزاد، موسسه مشاوره تحصیلی و کنکور، بهداشت روانی، تستهای هوش و امثال آن است. همچنین، مدیران ارشدی نیز در حوزه خود، اقدام به طراحی دورههای ضمن خدمت در راستای ارتقا سطح علمی معلمان کرده و شخصا نیز به عنوان استاد در این دورهها و کارگاههای آموزشی و کلاسهای دوره میکنند.
▫️در تعارض منافع در این حوزه، شاهد این هستیم که قراردادهای مربوط به پروژههای تحقیقاتی، میان مدیران ارشد وزارتخانه با یکدیگر مبادله شده و از آن جا که یک مدیر، مجاز به انعقاد چنین قراردادهایی با شخص خود نبوده، با نان قرض دادنی، آن را به سایر مدیران میرساند. همچنین، در مواردی شاهد سفارش و انعقاد قرارداد تهیه و تدوین کتاب با رانت حوزه مدیریت و سفارش دستوری از طریق بخشنامه برای خرید آن توسط معلمان در دورههای ضمن خدمت و دانشجویان به عنوان کتب درسی هستیم.
▫️در مواردی نیز شاهد تعارض منافع به این منوال هستیم که برخی مدیران ارشد، اقدام به تهیه ملزومات و تجهیزات آموزش و پرورش از طریق شرکتهای متعلق به خود یا بستگانشان میکنند. به عنوان نمونه در بحث تعیین رشته تحصیلی کنکور دانشآموزان توسط مدیر ارشد آموزش و پرورش و با دریافت هزینه از دانشآموز، آن هم با استفاده از امکانات دولتی یا حتی اخذ حق ماموریت شاهد تعارض در منافع در نظام تعلیم و تربیت هستیم.
▫️تعارض منافع در واگذاریها از دیگر مصادیق لایحه تعارض منافع در آموزش و پرورش است که گاهی شاهد این هستیم که مثلا یک مدرسه دولتی به بهانه نبود دانشآموز و با استفاده از اهرم طرح فروش مدارس با توافق رئیس اداره، مدیر مدرسه را زودتر از موعد بازنشسته کرده و همان مدرسه با موقعیتی مناسب به وی اجاره داده میشود. / امتداد
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
📍کانال تربیت و توسعه آماده انتشار نظرات و پیشنهادات صاحبنظران، تحلیلگران و فعالان حوزه آموزش و پرورش در زمینه راهکارهای پیشگیری از تعارض منافع در نظام آموزشی کشور و اصلاح رویههای فسادزا است.
آموزش و پرورش را برای بهسازی و اصلاح درونی یاری کرده و نسبت به هرگونه مماشات و معامله جریانات رانتی (با هر گرایشی) بر سر منافع عمومی دانش آموزان، معلمان و خانواده ها واکنش نشان دهیم.
🌏 تربیت و توسعه | تعارضِ منافع
@IranHumanDevelopment2
آموزش و پرورش را برای بهسازی و اصلاح درونی یاری کرده و نسبت به هرگونه مماشات و معامله جریانات رانتی (با هر گرایشی) بر سر منافع عمومی دانش آموزان، معلمان و خانواده ها واکنش نشان دهیم.
🌏 تربیت و توسعه | تعارضِ منافع
@IranHumanDevelopment2
📍یادداشت میهمان
ضرورت بسط تعارض منافع در آموزش و پرورش
✍ سیدهاد عظیمی
عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
▫️وزیر آموزش و پرورش بخشنامه ای به منظور منع مداخلات کارکنان دولت در معاملات دولتی به واحدهای کشوری و استانی خود ابلاغ کرده که تاکید شده به منظور پیشگیری از بروز هرگونه تعارض منافع، جانبداری، رفتار تبعیض آمیز و غرض ورزی در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی و همچنین پرهیز از نقض قوانین و مقررات کشور و و ورود ضرر و زیان به اموال، منافع با سلامت اداری و امنیت عمومی موارد و مصادیق تعارض منافع در حدود صلاحیت های قانونی وزارت آموزش و پرورش ابلاغ می گردد. اولین مورد از ۹ مصداق نیز عدم صدور مجوز راه اندازی و اداره مدارس غیردولتی توسط تصمیم گیرندگان مرتبط با این مدارس است که بیش از هشت مصداق دیگر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
صدور این بخشنامه را باید به فال نیک گرفت که اقدام عملی برای سلامت اداری در حیطه آموزش و پرورش برداشته شده است. وجود مدارس غیردولتی و نفوذ روز آمد آن و شکل گیری جریان هایی که بر مبنای ثروت مدارس فوق موجودیت نهاد آموزش و پرورش را تهدید می کنند و به تدریج می خواهند آموزش و پرورش را به حیاط خلوت منافع اقتصادی خود تبدیل کنند یکی از مهم ترین عومل شکل گیری فساد اداری در آموزش و پرورش است. هرچند این مدارس با اصول قانون اساسی به صراحت در تناقض است ولی در هرحاضر به فعالیت در سطح آموزش و پرورش کشور مشغولند و درکنار خدماتی که بسیاری از این مدارس ارائه میدهند وجود آن ها موجب شکل گیری یک بازار شده است که در آن آموزش و پرورش به عنوان یک کالا خریدوفروش می شود.
بخش کوچکی از مفاسد بازاری شدن آموزش و پرورش و گسترش بی رویه مدارس غیردولتی در قالب تعارض منافع مورد توجه وزیر آموزش و پرورش قرار گرفته است. وزیر آموزش و پرورش در این مورد به مدیران آموزش و پرورش و بستگان نسبی و سببی آن ها تا طبقات اول و دوم تکلیف کرده است ظرف مدت دو ماه از سمت خود خارج شوند یا فعالیت مدرسه خود را متوقف کنند. در حالیکه باید دایره این ممنوعیت به صورت قانونی کلیه کارکنان وزارت آموزش و پرورش در سطح اداری و ادارات کل و ادارات و حتی مدیران و معاونان مدارس دولتی را شامل گردد. همچنین نمایندگان مجلس و اعضای مجمع تشخیص مصحلت نظام، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش و شوراهای آموزش و پرورش استان و شهرستان نیز باید در محدوده این ممنوعیت قرار گیرند تا به صورت واقعی و عینی از تعارض منافع پیشگیری گردد.
▫️ یکی از مهمترین ایراداتی که به این طرح گرفته می شود، احتمال واگذاری مدارس غیردولتی توسط مدیران به افراد دیگر می باشد که در ظاهر تغییر مالکیت رخ می دهد ولی در واقع همان شکل قبلی وجود خواهد داشت. در برابر این ایراد می توان به اولین گام بودن این بخشنامه اشاره نمود. طبیعی است که نظارت مردمی و جامعه فرهنگیان برعمکلرد مدیران و ادارات دراین زمینه مهم ترین مانع برای پیشگیری از ایراد فوق می باشد. نقش مهم جامعه مدنی و تشکل های فرهنگی برای نظارت بر تعارض منافع می تواند نه تنها این گام را تثبیت نماید بلکه زمینه بسط این روند مثبت را فراهم سازد. اگر از دور زدن یک بخشنامه می ترسیم دلیل نمی شود آن را بدون اثر بپنداریم.
فرانسیس فوکویاما در «نظم و زوال سیاسی» نشان می دهد که میان سه عنصر دولت تولید قدرت حکومت دموکراتیک، انتخابات آزاد و منصفانه و حاکمیت قانون (محدود کردن قدرت دولت) همواره تنش و تعارض دیده می شود و نشان میدهد که چگونه دولت ها برای رسیدن به حکومت قانون و ازبین بردن ویژه خواری و حامی پروری مسیر سخت و طاقت فرسایی را طی کرده اند و تاکید دارد؛ داشتن یک حکومت مدرن و با کیفیت تنها با ازبین بردن ویژه خواری و حامی پروری ممکن نمی شود. ای بسا کارمندان در عین برخورداری از وجدان سالم و نیت خوب از مهارت های لازم برای انجام کار خود بی بهره نباشند، چه بسا تعداد آن ها برای ارائه خدمات مناسب تکافو نکند، یا از منابع لازم در دسترس قرار نگیرد.حکومت هم مانند هر بنگاه خصوصی یم سازمان (یا مجموعه ای از سازمان ها) است که می تواند خوب یا بد مدیریت شود. از همین رو دولت سازی به چیزی فراتر از از گذار صرف از یک بخش عمومی حامی پرور و یوژه خوار به یم بوروکراسی غیر شخصی احتیاج دارد، یعنی نیازمند ظرفیت سازی سازمانی نیز هست.(ص176)
▫آموزش و پرورش به بوروکراسی مستقل و نظارت کارآمد بر مدارس غیردولتی نیاز دارد که در کنار نظارت بیرونی جامعه مدنی و تشکلی های صنفی و سیاسی زمینه پیگیری از فساد را فراهم آورد.
🌏 تربیت و توسعه | تعارضِ منافع
@IranHumanDevelopment2
ضرورت بسط تعارض منافع در آموزش و پرورش
✍ سیدهاد عظیمی
عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
▫️وزیر آموزش و پرورش بخشنامه ای به منظور منع مداخلات کارکنان دولت در معاملات دولتی به واحدهای کشوری و استانی خود ابلاغ کرده که تاکید شده به منظور پیشگیری از بروز هرگونه تعارض منافع، جانبداری، رفتار تبعیض آمیز و غرض ورزی در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی و همچنین پرهیز از نقض قوانین و مقررات کشور و و ورود ضرر و زیان به اموال، منافع با سلامت اداری و امنیت عمومی موارد و مصادیق تعارض منافع در حدود صلاحیت های قانونی وزارت آموزش و پرورش ابلاغ می گردد. اولین مورد از ۹ مصداق نیز عدم صدور مجوز راه اندازی و اداره مدارس غیردولتی توسط تصمیم گیرندگان مرتبط با این مدارس است که بیش از هشت مصداق دیگر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
صدور این بخشنامه را باید به فال نیک گرفت که اقدام عملی برای سلامت اداری در حیطه آموزش و پرورش برداشته شده است. وجود مدارس غیردولتی و نفوذ روز آمد آن و شکل گیری جریان هایی که بر مبنای ثروت مدارس فوق موجودیت نهاد آموزش و پرورش را تهدید می کنند و به تدریج می خواهند آموزش و پرورش را به حیاط خلوت منافع اقتصادی خود تبدیل کنند یکی از مهم ترین عومل شکل گیری فساد اداری در آموزش و پرورش است. هرچند این مدارس با اصول قانون اساسی به صراحت در تناقض است ولی در هرحاضر به فعالیت در سطح آموزش و پرورش کشور مشغولند و درکنار خدماتی که بسیاری از این مدارس ارائه میدهند وجود آن ها موجب شکل گیری یک بازار شده است که در آن آموزش و پرورش به عنوان یک کالا خریدوفروش می شود.
بخش کوچکی از مفاسد بازاری شدن آموزش و پرورش و گسترش بی رویه مدارس غیردولتی در قالب تعارض منافع مورد توجه وزیر آموزش و پرورش قرار گرفته است. وزیر آموزش و پرورش در این مورد به مدیران آموزش و پرورش و بستگان نسبی و سببی آن ها تا طبقات اول و دوم تکلیف کرده است ظرف مدت دو ماه از سمت خود خارج شوند یا فعالیت مدرسه خود را متوقف کنند. در حالیکه باید دایره این ممنوعیت به صورت قانونی کلیه کارکنان وزارت آموزش و پرورش در سطح اداری و ادارات کل و ادارات و حتی مدیران و معاونان مدارس دولتی را شامل گردد. همچنین نمایندگان مجلس و اعضای مجمع تشخیص مصحلت نظام، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش و شوراهای آموزش و پرورش استان و شهرستان نیز باید در محدوده این ممنوعیت قرار گیرند تا به صورت واقعی و عینی از تعارض منافع پیشگیری گردد.
▫️ یکی از مهمترین ایراداتی که به این طرح گرفته می شود، احتمال واگذاری مدارس غیردولتی توسط مدیران به افراد دیگر می باشد که در ظاهر تغییر مالکیت رخ می دهد ولی در واقع همان شکل قبلی وجود خواهد داشت. در برابر این ایراد می توان به اولین گام بودن این بخشنامه اشاره نمود. طبیعی است که نظارت مردمی و جامعه فرهنگیان برعمکلرد مدیران و ادارات دراین زمینه مهم ترین مانع برای پیشگیری از ایراد فوق می باشد. نقش مهم جامعه مدنی و تشکل های فرهنگی برای نظارت بر تعارض منافع می تواند نه تنها این گام را تثبیت نماید بلکه زمینه بسط این روند مثبت را فراهم سازد. اگر از دور زدن یک بخشنامه می ترسیم دلیل نمی شود آن را بدون اثر بپنداریم.
فرانسیس فوکویاما در «نظم و زوال سیاسی» نشان می دهد که میان سه عنصر دولت تولید قدرت حکومت دموکراتیک، انتخابات آزاد و منصفانه و حاکمیت قانون (محدود کردن قدرت دولت) همواره تنش و تعارض دیده می شود و نشان میدهد که چگونه دولت ها برای رسیدن به حکومت قانون و ازبین بردن ویژه خواری و حامی پروری مسیر سخت و طاقت فرسایی را طی کرده اند و تاکید دارد؛ داشتن یک حکومت مدرن و با کیفیت تنها با ازبین بردن ویژه خواری و حامی پروری ممکن نمی شود. ای بسا کارمندان در عین برخورداری از وجدان سالم و نیت خوب از مهارت های لازم برای انجام کار خود بی بهره نباشند، چه بسا تعداد آن ها برای ارائه خدمات مناسب تکافو نکند، یا از منابع لازم در دسترس قرار نگیرد.حکومت هم مانند هر بنگاه خصوصی یم سازمان (یا مجموعه ای از سازمان ها) است که می تواند خوب یا بد مدیریت شود. از همین رو دولت سازی به چیزی فراتر از از گذار صرف از یک بخش عمومی حامی پرور و یوژه خوار به یم بوروکراسی غیر شخصی احتیاج دارد، یعنی نیازمند ظرفیت سازی سازمانی نیز هست.(ص176)
▫آموزش و پرورش به بوروکراسی مستقل و نظارت کارآمد بر مدارس غیردولتی نیاز دارد که در کنار نظارت بیرونی جامعه مدنی و تشکلی های صنفی و سیاسی زمینه پیگیری از فساد را فراهم آورد.
🌏 تربیت و توسعه | تعارضِ منافع
@IranHumanDevelopment2
📍تلنگر
" عبادت به فراوانیِ نماز و روزه نیست، بلکه عبادت، تفکر در امر خدای والاست."
* علی ابن موسی الرضا(ع)، امام هشتم شیعیان
🌏 تربیت و توسعه | اندیشه و گفتوگو
@IranHumanDevelopment2
" عبادت به فراوانیِ نماز و روزه نیست، بلکه عبادت، تفکر در امر خدای والاست."
* علی ابن موسی الرضا(ع)، امام هشتم شیعیان
🌏 تربیت و توسعه | اندیشه و گفتوگو
@IranHumanDevelopment2
خبرنامه_هفتگی_مدیریت_تعارض_منافع_1.pdf
1.1 MB
📍تعارضِ منافع
پژوهشکده مطالعات توسعه جهاد دانشگاهی منتشر کرد:
خبرنامه هفتگی مدیریت تعارض منافع
(مجموعه مطالعه و پایش تعارض منافع در ایران، تیر ۱۳۹۹)
کاری از: مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه جهاد دانشگاهی
🌏 تربیت و توسعه | تعارض منافع
@IranHumanDevelopment2
پژوهشکده مطالعات توسعه جهاد دانشگاهی منتشر کرد:
خبرنامه هفتگی مدیریت تعارض منافع
(مجموعه مطالعه و پایش تعارض منافع در ایران، تیر ۱۳۹۹)
کاری از: مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه جهاد دانشگاهی
🌏 تربیت و توسعه | تعارض منافع
@IranHumanDevelopment2
📍تلنگر
دو وقاحتِ رسانه ای در یک هفته
✍ مرتضی نظری
طی هفته گذشته، سپهر رسانه ای ایران شاهد دو رفتار به باور من، وقیحانه بود.
رفتار وقیح و فریبکارانه اول مربوط به جلسه ای از سوی محمود احمدی نژاد، رییس جمهور پیشین ایران بود که در یک مصاحبه با نام بردن از خوانندگانی همچون شجریان، ستار و داریوش در تلاش برای جلب نظر جوانان و بخش های خاموش جامعه برمی آید و با ژست اپوزیسیون در این ایام، دنبال جریان سازی جدیدی است. و البته همایون شجریان به نیابت از پدرش، از اساس ادعای کذب احمدی نژاد را تکذیب و بی اعتناییِ استاد شجریان را به وی و عملکردش تصریح و یادآوری کرد. و در واکنشی دیگر در همین ارتباط، محمد اصفهانی _خواننده_ در ارتباط با این شوآف، وی را به «کمبود حافظه» متهم نمود و از این رفتار تبلیغاتی احمدی نژاد، برائت جست.
▫️و اما دومین وقاحت رسانه ای، پوشش خبری کامل و VIP شبکه فارسی زبان ایران اینترنشنال از نشست سالانه شورای ملی مقاومت و پخش زنده سخنرانی مریم رجوی سرکرده مجاهدین خلق در روز جمعه گذشته از بلژیک بود. رفتاری که تعجب بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی و اجتماعی داخل و خارج کشور را برانگیخت. رسانه ای که ادعای استقلال خبری و رفتار حرفه ای دارد اما هیچ گاه از بدو تأسیس تاکنون حاضر به شفاف سازی پیرامون پشتوانه مالی خود و درستی یا نادرستی نقش عربستان سعودی در تأمین مالی این رسانه نشده است. خط قرمز هر ایرانیِ وطن دوست، "نَه" به هر گونه دخالت جریانات وابسته به دولت های خارجی و بیگانه است.
به باور من، یک وجه مشترک در دو رویداد بالا وجود دارد؛ «سوءاستفاده از نارضایتی های داخلی و سواری گرفتن از اعصاب خراب این روزهای مردم نجیب کشورمان برای مطرح کردن خود و پیش بردن پروژه های ضد ملی و ضد ایرانی.»
پ ن:
در این یادداشت، هرگز به دنبال نادیده گرفتن سهم مدیریت ضعیف داخلی در به بار آمدن آشفتگی اوضاع اقتصادی کشور و فساد، تبعیض و بی عدالتی نبودم بلکه غرض، دعوت به مواجهه ای صادقانه تر با گرفتاری های معیشتی مردم به جای موج سواری تبلیغاتی و بهره برداری های منفعت طلبانه است.
هم درد و هم درمان مسائل امروز ما، در درون ماست.
🌏 تربیت و توسعه | ایران سربلند
@IranHumanDevelopment2
دو وقاحتِ رسانه ای در یک هفته
✍ مرتضی نظری
طی هفته گذشته، سپهر رسانه ای ایران شاهد دو رفتار به باور من، وقیحانه بود.
رفتار وقیح و فریبکارانه اول مربوط به جلسه ای از سوی محمود احمدی نژاد، رییس جمهور پیشین ایران بود که در یک مصاحبه با نام بردن از خوانندگانی همچون شجریان، ستار و داریوش در تلاش برای جلب نظر جوانان و بخش های خاموش جامعه برمی آید و با ژست اپوزیسیون در این ایام، دنبال جریان سازی جدیدی است. و البته همایون شجریان به نیابت از پدرش، از اساس ادعای کذب احمدی نژاد را تکذیب و بی اعتناییِ استاد شجریان را به وی و عملکردش تصریح و یادآوری کرد. و در واکنشی دیگر در همین ارتباط، محمد اصفهانی _خواننده_ در ارتباط با این شوآف، وی را به «کمبود حافظه» متهم نمود و از این رفتار تبلیغاتی احمدی نژاد، برائت جست.
▫️و اما دومین وقاحت رسانه ای، پوشش خبری کامل و VIP شبکه فارسی زبان ایران اینترنشنال از نشست سالانه شورای ملی مقاومت و پخش زنده سخنرانی مریم رجوی سرکرده مجاهدین خلق در روز جمعه گذشته از بلژیک بود. رفتاری که تعجب بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی و اجتماعی داخل و خارج کشور را برانگیخت. رسانه ای که ادعای استقلال خبری و رفتار حرفه ای دارد اما هیچ گاه از بدو تأسیس تاکنون حاضر به شفاف سازی پیرامون پشتوانه مالی خود و درستی یا نادرستی نقش عربستان سعودی در تأمین مالی این رسانه نشده است. خط قرمز هر ایرانیِ وطن دوست، "نَه" به هر گونه دخالت جریانات وابسته به دولت های خارجی و بیگانه است.
به باور من، یک وجه مشترک در دو رویداد بالا وجود دارد؛ «سوءاستفاده از نارضایتی های داخلی و سواری گرفتن از اعصاب خراب این روزهای مردم نجیب کشورمان برای مطرح کردن خود و پیش بردن پروژه های ضد ملی و ضد ایرانی.»
پ ن:
در این یادداشت، هرگز به دنبال نادیده گرفتن سهم مدیریت ضعیف داخلی در به بار آمدن آشفتگی اوضاع اقتصادی کشور و فساد، تبعیض و بی عدالتی نبودم بلکه غرض، دعوت به مواجهه ای صادقانه تر با گرفتاری های معیشتی مردم به جای موج سواری تبلیغاتی و بهره برداری های منفعت طلبانه است.
هم درد و هم درمان مسائل امروز ما، در درون ماست.
🌏 تربیت و توسعه | ایران سربلند
@IranHumanDevelopment2
📍ویژه
دانش آموزان محروم و کم برخوردار میهنمان را دریابیم
طرحی برای جلوگیری از بازماندنِ فرودستان از تحصیل در پساکرونا
✍به قلم دکتر اقبال قاسمی پویا
پژوهشگر و پیشکسوت آموزش و پرورش
پس از همه گیر شدن کوید 19 در ایران، گروه "آموزش و یادگیری درپسا کرونا " با هدف آگاهی یابی و آگاهی دهی در باره آموزش های پساکرونا در فضای مجازی تشکیل شد. گروهی از صاحبنظران و پژوهشگران و معلمان و مدیران و دیگر دستاندرکاران دغدغه مند و دلسوز کشور داوطلبانه در این راه گام گذاشتند و برای رسیدن به هدف تعیین شده بحث ها ی بسیاری در چرایی و چگونگی عمل در این راه صورت دادند. اسناد این بحث ها در همین گروه موجود است. پس از بحث های پر فرازونشیب و گاه پراکنده و نه چندان مرتبط فعالان گروه سرانجام به این نتیجه رسید که آموزش و پرورش ما مانند وضعیت پیشاکرونا با هزار و یک مسئله مواجه است. بررسی و ارائه راه حل های عملی در همه این زمینه ها از عهده یک گروه مردم نهاد یا مشارکت جو ساخته نیست. پس، نیک آن است که دست به گزینش بزنیم و موضوعی را برای بررسی و ارائه راه حل انتخاب کنیم. پس از چندین جلسه گفتوشنید و نقد و اظهار نظر که چندان هم آسان صورت نگر فت فعالان گروه به این نتیجه رسیدند که در شرایط فعلی به دلایل گوناگون از جمله شیوع خود کرونا کسانی که بیش همه صدمه دیده و خواهند دید فرزندان فرودستان جامعه هستند که به سبب گرفتار شدن در فقر مالی و فرهنگی نخواهند توانست پا به پای دیگر دانش آموزان با سناریوهای گوناگون آموزش و پرورش در سال تحصیلی آینده پیش روند. وضع زندگی آنان ستم مضاعفی را برایشان تحمیل خواهد کرد و به احتمال زیاد یا ترک تحصیل خواهند کرد یا از تحصیل موفقیت آمیز باز خواهند ماند. پس افراد فعال گروه به این جمع بندی رسیدند برای جلوگیری احتمالی از این کار و افزایش احتمالی شمار بازماندگان از تحصیل فرودستان پیشاپیش چاره ای اندیشیده شود.
▫️بدین منظور پیشنهاد می شود طرحی با هدف: یافتن راه کارهایی برای جلوگیری از ترک تحصیل یا بازماندن فرزندان فرودست جامعه ازآموزش ویادگیری در پسا کرونا با مشارکت کلیه علاقه مندان به این کار در سراسر کشور صورت گیرد.
بی گمان این کار مستلزم استلزاماتی است که جز با مشارکت همگانی امکان اجرایی آن بسیار نا محتمل است و یکی از مصداق های مشارکت در پسا کرونا هم که در گروه ما چندین جلسه مطرح شد همین کار است.
این کار دست کم به دوعامل مهم نیاز خواهد داشت: عامل مالی و عامل نیروی انسانی فعال و علاقه مند، کم حرف و پر کار.
▫️از کلیه فعالان گروه ودیگر گروه های مردم نهاد وفعال در فضای مجازی تقاضا می کنیم نظر و پیشنهادهای خود را به گروه " آموزش و یادگیری در پسا کرونا بفرستند تا پس از جمعبندی مطالب رسیده طرحی عملی استخراج و پس از نظرخواهی دوباره در صورت ممکن به اجرا گذاشته شود. خوشحال خواهیم شد کنشگران و دوستداران آموزش وپرورش میهن مان امکانات و نوع یارگری های خود را به گروه یا به ادمین گروه با شماره تلفن 09123790242 یا به آدرس الکترونیکی: ghasemieghbal@gmail .com بفرستند.
این فراخوان یک فراخوان ملی است و ربطی به این یا آن گروه ندارد. امیدواریم دستگاه های دولتی نیز که به نحوی از انحا با آموزش و پرورش مرتبط هستند یاریگر فعالان در این عرصه باشند.
به امید روزی که سراسر ایران پر از مدرسه های کار آمد و فاقد حتی یک نفر بی سواد باشد.
🔸لینک دو گروه در فضای مجازی به مدیریت استاد قاسمی پویا:
گروه آموزش و یادگیری پساکرونا/ واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/IAGfqTNOzzZA1oeb7gE8Ya
🔸 گروه آموزش پساکرونا/ تلگرام👇
@amozeshpasacorona
همه ما نسبت به آموزش فرزندان بی بضاعت و محروم کشورمان مسؤولیم
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
دانش آموزان محروم و کم برخوردار میهنمان را دریابیم
طرحی برای جلوگیری از بازماندنِ فرودستان از تحصیل در پساکرونا
✍به قلم دکتر اقبال قاسمی پویا
پژوهشگر و پیشکسوت آموزش و پرورش
پس از همه گیر شدن کوید 19 در ایران، گروه "آموزش و یادگیری درپسا کرونا " با هدف آگاهی یابی و آگاهی دهی در باره آموزش های پساکرونا در فضای مجازی تشکیل شد. گروهی از صاحبنظران و پژوهشگران و معلمان و مدیران و دیگر دستاندرکاران دغدغه مند و دلسوز کشور داوطلبانه در این راه گام گذاشتند و برای رسیدن به هدف تعیین شده بحث ها ی بسیاری در چرایی و چگونگی عمل در این راه صورت دادند. اسناد این بحث ها در همین گروه موجود است. پس از بحث های پر فرازونشیب و گاه پراکنده و نه چندان مرتبط فعالان گروه سرانجام به این نتیجه رسید که آموزش و پرورش ما مانند وضعیت پیشاکرونا با هزار و یک مسئله مواجه است. بررسی و ارائه راه حل های عملی در همه این زمینه ها از عهده یک گروه مردم نهاد یا مشارکت جو ساخته نیست. پس، نیک آن است که دست به گزینش بزنیم و موضوعی را برای بررسی و ارائه راه حل انتخاب کنیم. پس از چندین جلسه گفتوشنید و نقد و اظهار نظر که چندان هم آسان صورت نگر فت فعالان گروه به این نتیجه رسیدند که در شرایط فعلی به دلایل گوناگون از جمله شیوع خود کرونا کسانی که بیش همه صدمه دیده و خواهند دید فرزندان فرودستان جامعه هستند که به سبب گرفتار شدن در فقر مالی و فرهنگی نخواهند توانست پا به پای دیگر دانش آموزان با سناریوهای گوناگون آموزش و پرورش در سال تحصیلی آینده پیش روند. وضع زندگی آنان ستم مضاعفی را برایشان تحمیل خواهد کرد و به احتمال زیاد یا ترک تحصیل خواهند کرد یا از تحصیل موفقیت آمیز باز خواهند ماند. پس افراد فعال گروه به این جمع بندی رسیدند برای جلوگیری احتمالی از این کار و افزایش احتمالی شمار بازماندگان از تحصیل فرودستان پیشاپیش چاره ای اندیشیده شود.
▫️بدین منظور پیشنهاد می شود طرحی با هدف: یافتن راه کارهایی برای جلوگیری از ترک تحصیل یا بازماندن فرزندان فرودست جامعه ازآموزش ویادگیری در پسا کرونا با مشارکت کلیه علاقه مندان به این کار در سراسر کشور صورت گیرد.
بی گمان این کار مستلزم استلزاماتی است که جز با مشارکت همگانی امکان اجرایی آن بسیار نا محتمل است و یکی از مصداق های مشارکت در پسا کرونا هم که در گروه ما چندین جلسه مطرح شد همین کار است.
این کار دست کم به دوعامل مهم نیاز خواهد داشت: عامل مالی و عامل نیروی انسانی فعال و علاقه مند، کم حرف و پر کار.
▫️از کلیه فعالان گروه ودیگر گروه های مردم نهاد وفعال در فضای مجازی تقاضا می کنیم نظر و پیشنهادهای خود را به گروه " آموزش و یادگیری در پسا کرونا بفرستند تا پس از جمعبندی مطالب رسیده طرحی عملی استخراج و پس از نظرخواهی دوباره در صورت ممکن به اجرا گذاشته شود. خوشحال خواهیم شد کنشگران و دوستداران آموزش وپرورش میهن مان امکانات و نوع یارگری های خود را به گروه یا به ادمین گروه با شماره تلفن 09123790242 یا به آدرس الکترونیکی: ghasemieghbal@gmail .com بفرستند.
این فراخوان یک فراخوان ملی است و ربطی به این یا آن گروه ندارد. امیدواریم دستگاه های دولتی نیز که به نحوی از انحا با آموزش و پرورش مرتبط هستند یاریگر فعالان در این عرصه باشند.
به امید روزی که سراسر ایران پر از مدرسه های کار آمد و فاقد حتی یک نفر بی سواد باشد.
🔸لینک دو گروه در فضای مجازی به مدیریت استاد قاسمی پویا:
گروه آموزش و یادگیری پساکرونا/ واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/IAGfqTNOzzZA1oeb7gE8Ya
🔸 گروه آموزش پساکرونا/ تلگرام👇
@amozeshpasacorona
همه ما نسبت به آموزش فرزندان بی بضاعت و محروم کشورمان مسؤولیم
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
🌏 تربیت و توسعه
📍ویژه دانش آموزان محروم و کم برخوردار میهنمان را دریابیم طرحی برای جلوگیری از بازماندنِ فرودستان از تحصیل در پساکرونا ✍به قلم دکتر اقبال قاسمی پویا پژوهشگر و پیشکسوت آموزش و پرورش پس از همه گیر شدن کوید 19 در ایران، گروه "آموزش و یادگیری درپسا کرونا "…
✅حرکت دلسوزانه و از سرِ دغدغه استاد قاسمی پویا برای همفکریِ ملی در جهت جلوگیری از به تأخیر افتادن آموزشِ کودکان و نوحوانانِ فرودست و کم برخوردار کشور، در شرایطی که طبق آخرین اطلاع، خود ایشان در شرایط سخت جسمی به سر می برند، شایان ستایش و قدردانی است.
شایسته است مدیران مرتبط با موضوع، از فراخوان استاد حمایت کنند.
دکتر قاسمی پویا، آموزشِ بیش از سیصد هزار معلم را طی پنجاه سال معلمی در کارنامه درخشان خود دارند و همچنان با عشق به روشنگری مبادرت میورزند.
همگی نسبت به آموزش فرزندان بی بضاعت نقاط محروم کشور مسؤولیم.
🌏 تربیت و توسعه | ایران سربلند
@IranHumanDevelopment2
شایسته است مدیران مرتبط با موضوع، از فراخوان استاد حمایت کنند.
دکتر قاسمی پویا، آموزشِ بیش از سیصد هزار معلم را طی پنجاه سال معلمی در کارنامه درخشان خود دارند و همچنان با عشق به روشنگری مبادرت میورزند.
همگی نسبت به آموزش فرزندان بی بضاعت نقاط محروم کشور مسؤولیم.
🌏 تربیت و توسعه | ایران سربلند
@IranHumanDevelopment2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فرش قرمز برای مؤسسات تستوکنکور؟!+فیلم
چه کسانی از محدودشدن موسسات کنکور ناراحت بودند؟
◀️ بُرشی از یک مصاحبه تلویزیونی در مرداد۹۷
🌏 تربیت و توسعه | مسمومیتِ تربیتی
@IranHumanDevelopment2
چه کسانی از محدودشدن موسسات کنکور ناراحت بودند؟
◀️ بُرشی از یک مصاحبه تلویزیونی در مرداد۹۷
🌏 تربیت و توسعه | مسمومیتِ تربیتی
@IranHumanDevelopment2
📍چرا خبرنگاریِ حوزه آموزش و پرورش ضعیف شده و چرا رسیدگی به این ضعیفشدگی مهم است؟
✍ مرتضی نظری
کارکرد رسانه به طور عام و خبرنگاریِ حرفه ای در حوزه آموزش و پرورش به طور خاص، به ناتوانی در اجتماعیسازیِ مقوله آموزش و کاهشِ اثرگذاری در میان مخاطبان دچار شده است و توجه به این ضعیف شدگی، حائز اهمیت است چون اولاً باعث غلتیدن آموزش و پرورش به ورطه خودستایی و توهّمِ کارآمدی می شود و ثانیاً به منزوی شدن نهاد مدرسه در حوزه عمومی می انجامد.
خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش بسیار مستعد و مسؤلیت شناس اند اما موانع را هم باید از سر راه ایشان برداشت.
در واکاوی موضوع، در کنار دلایلی همچون وابسته شدن جریان خبری به نشستهای رسمی و کاهش گزارشهای میدانی و همچنین حضور کم رنگ در صفحات مجازی مانند توییتر؛ پنج دلیل عمده برای ضعیف شدن خبرنگاریِ حرفه ای در حوزه آموزش و پرورش قابل اشاره است:
۱. ادغام و به تعطیلی کشاندنِ روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در دوره سید محمد بطحایی (۱۳۹۷) به بروز آشفتگی و بلاتکلیفیِ رسانه ای و ارتباطی در بزرگترین دستگاه اجتماعی کشور منجر شد و علیرغم اهتمام سرپرست بعدی و وزیر فعلی در ترمیم آن اشتباهِ فاحش، هنوز وضعیت روابط عمومی بهبود نیافته و اتفاقاً به جایگاهی نازل در حد زیرمجموعه دفتر وزارتی تقلیل پیدا کرده و این تنزل سازمانی که پس از انقلاب دو بار در وزارت آموزش و پرورش اتفاق افتاده، باعث ضعف تعامل این نهاد بزرگ اجتماعی با رسانه ها شده است. وجود روابط عمومیِ کارآمد و حرفه ای در آموزش و پرورش، سهم بسزایی در قدکشیدنِ خبرنگاری حرفه ای، تسهیلِ اطلاع یابی و شفافیت دارد.
۲. مسأله محافظه کاری
متاسفانه در پیگیری رسانه ای مسائل آموزش و پرورش، با محافظه کاری مواجهیم. اتفاقات و موضوعات مهم، به جای پیگیری و پوشش از طرف رسانه ها، بعضاً با سکوت و خاموشی ایشان همراه میشود که یا به دلیل اولویت نداشتن موضوع برای مدیران رسانه است و یا خبرنگار حوزه آموزش ترجیح می دهد خود را به دردسر نیندازد و خدشه ای بر روابطش با مدیران وزارت آموزش و پرورش نیفتد در حالی که بخشی از کارکرد رسانه، حساسیت روی سوژههای تعارض منافع و مطالبه پاسخگویی است. به عنوان مثال، به جز دو سه رسانه، حتی رسانه های با سابقه، چشمان خود را بر روی مسایل مهمی که در همین یک ماه اخیر رخ داد، بستند؛ مانند میزبانیِ از مدیران موسسات تست و کنکور در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی(حساب ناشران و فعالان کمک آموزشی جداست) / ماجرای فروش میلیاردی تألیفات و کتاب های شخصی یک مدیر ارشد وزارت آموزش و پرورش از محل بودجه عمومی دستگاه/ و یا مسأله مهم تعارض منافع مدیرانی که هم صاحب مدرسه غیردولتی، موسسه زبان و امتیازات دیگر هستند و هم مناصب مدیریتی را اشغال کرده اند. و البته عدم همکاری سازمان ها و دستگاه های اجرایی در پاسخگویی به خبرنگاران هم در بروز محافظه کاری مؤثر است.
۳. رویدادمحوری و چرخه تکرار سوژهها
با بررسی سوژهها و موضوعات خبری رسانه ها در بیست سال گذشته(مطالعه ۱۳۹۷)، اغلب رسانه ها به سوژه ها و موضوعات تکراری پرداخته اند به نحوی که مطالعه روندِ طولی اکثریت رسانه ها در پرداختن به موضوعات آموزش و پرورش کاملاً به رویّه ای مناسبتی، قابل پیش بینی و رویدادمحور تبدیل شده و توان جریان سازی خبری رسانه تا حد زیادی کاهش یافته است که باز ضعف روابط عمومی کارآمد در این میان را نمی توان نادیده گرفت.
۴. دانش تحلیلی _ انتقادی
به استثنای گزارش ها و تحلیل های معدود رسانه ها و خبرنگان، رسانه ها طی دو دهه گذشته نتوانسته اند مسأله های نظام آموزشی کشور را موشکافانه نقد کرده و از همه مهمتر آنچه کارکرد ذاتی رسانه است، توان جریان سازی خبری و گفتمانی می باشد که به زعم من بخشی از این مسأله به نگرش خبرنگاران نسبت به آموزش و پرورش برمیگردد و بخشی به ضعف عملکرد وزارت آموزش و پرورش در دوره های مختلف برای تغذیه فکری خبرنگاران مربوط است. پارادایم های آموزش و پرورش تغییرات بسیاری داشته و یک فعال رسانه ای نمی تواند به تغییرات گفتمانی و رویکردهای جدید آموزشی و پداگوژیک بی تفاوت باشد هم اکنون، به جز در میان معدودی از خبرنگاران، یادداشت و گزارش میدانی، با کاهش چشمگیری مواجه شده است.
۵. کم توجهی مدیران رسانه ها به خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش
اغلب مدیران رسانه ها از دبیران سرویس تا مدیران مسؤل، نگاه جدّی به مقوله آموزش و پرورش ندارند و حمایت لازم را از خبرنگار خود نمی کنند. حرفه خبرنگاری بسیار دشوار و پر تنش است و پیچیدگی و ظرافت کار در حیطه آموزش و پرورش بر این دشواری میافزاید. بخصوص که انتظارت زیاد و منابع اندک و محدودیت ها، شرایط را برای ایشان سخت تر کرده است. تقویت خبرنگاریِ حرفه ای در آموزش و پرورش برای جلب مشارکت ملی و پاسخگویی نظام آموزشی یک ضرورت است.
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
✍ مرتضی نظری
کارکرد رسانه به طور عام و خبرنگاریِ حرفه ای در حوزه آموزش و پرورش به طور خاص، به ناتوانی در اجتماعیسازیِ مقوله آموزش و کاهشِ اثرگذاری در میان مخاطبان دچار شده است و توجه به این ضعیف شدگی، حائز اهمیت است چون اولاً باعث غلتیدن آموزش و پرورش به ورطه خودستایی و توهّمِ کارآمدی می شود و ثانیاً به منزوی شدن نهاد مدرسه در حوزه عمومی می انجامد.
خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش بسیار مستعد و مسؤلیت شناس اند اما موانع را هم باید از سر راه ایشان برداشت.
در واکاوی موضوع، در کنار دلایلی همچون وابسته شدن جریان خبری به نشستهای رسمی و کاهش گزارشهای میدانی و همچنین حضور کم رنگ در صفحات مجازی مانند توییتر؛ پنج دلیل عمده برای ضعیف شدن خبرنگاریِ حرفه ای در حوزه آموزش و پرورش قابل اشاره است:
۱. ادغام و به تعطیلی کشاندنِ روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در دوره سید محمد بطحایی (۱۳۹۷) به بروز آشفتگی و بلاتکلیفیِ رسانه ای و ارتباطی در بزرگترین دستگاه اجتماعی کشور منجر شد و علیرغم اهتمام سرپرست بعدی و وزیر فعلی در ترمیم آن اشتباهِ فاحش، هنوز وضعیت روابط عمومی بهبود نیافته و اتفاقاً به جایگاهی نازل در حد زیرمجموعه دفتر وزارتی تقلیل پیدا کرده و این تنزل سازمانی که پس از انقلاب دو بار در وزارت آموزش و پرورش اتفاق افتاده، باعث ضعف تعامل این نهاد بزرگ اجتماعی با رسانه ها شده است. وجود روابط عمومیِ کارآمد و حرفه ای در آموزش و پرورش، سهم بسزایی در قدکشیدنِ خبرنگاری حرفه ای، تسهیلِ اطلاع یابی و شفافیت دارد.
۲. مسأله محافظه کاری
متاسفانه در پیگیری رسانه ای مسائل آموزش و پرورش، با محافظه کاری مواجهیم. اتفاقات و موضوعات مهم، به جای پیگیری و پوشش از طرف رسانه ها، بعضاً با سکوت و خاموشی ایشان همراه میشود که یا به دلیل اولویت نداشتن موضوع برای مدیران رسانه است و یا خبرنگار حوزه آموزش ترجیح می دهد خود را به دردسر نیندازد و خدشه ای بر روابطش با مدیران وزارت آموزش و پرورش نیفتد در حالی که بخشی از کارکرد رسانه، حساسیت روی سوژههای تعارض منافع و مطالبه پاسخگویی است. به عنوان مثال، به جز دو سه رسانه، حتی رسانه های با سابقه، چشمان خود را بر روی مسایل مهمی که در همین یک ماه اخیر رخ داد، بستند؛ مانند میزبانیِ از مدیران موسسات تست و کنکور در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی(حساب ناشران و فعالان کمک آموزشی جداست) / ماجرای فروش میلیاردی تألیفات و کتاب های شخصی یک مدیر ارشد وزارت آموزش و پرورش از محل بودجه عمومی دستگاه/ و یا مسأله مهم تعارض منافع مدیرانی که هم صاحب مدرسه غیردولتی، موسسه زبان و امتیازات دیگر هستند و هم مناصب مدیریتی را اشغال کرده اند. و البته عدم همکاری سازمان ها و دستگاه های اجرایی در پاسخگویی به خبرنگاران هم در بروز محافظه کاری مؤثر است.
۳. رویدادمحوری و چرخه تکرار سوژهها
با بررسی سوژهها و موضوعات خبری رسانه ها در بیست سال گذشته(مطالعه ۱۳۹۷)، اغلب رسانه ها به سوژه ها و موضوعات تکراری پرداخته اند به نحوی که مطالعه روندِ طولی اکثریت رسانه ها در پرداختن به موضوعات آموزش و پرورش کاملاً به رویّه ای مناسبتی، قابل پیش بینی و رویدادمحور تبدیل شده و توان جریان سازی خبری رسانه تا حد زیادی کاهش یافته است که باز ضعف روابط عمومی کارآمد در این میان را نمی توان نادیده گرفت.
۴. دانش تحلیلی _ انتقادی
به استثنای گزارش ها و تحلیل های معدود رسانه ها و خبرنگان، رسانه ها طی دو دهه گذشته نتوانسته اند مسأله های نظام آموزشی کشور را موشکافانه نقد کرده و از همه مهمتر آنچه کارکرد ذاتی رسانه است، توان جریان سازی خبری و گفتمانی می باشد که به زعم من بخشی از این مسأله به نگرش خبرنگاران نسبت به آموزش و پرورش برمیگردد و بخشی به ضعف عملکرد وزارت آموزش و پرورش در دوره های مختلف برای تغذیه فکری خبرنگاران مربوط است. پارادایم های آموزش و پرورش تغییرات بسیاری داشته و یک فعال رسانه ای نمی تواند به تغییرات گفتمانی و رویکردهای جدید آموزشی و پداگوژیک بی تفاوت باشد هم اکنون، به جز در میان معدودی از خبرنگاران، یادداشت و گزارش میدانی، با کاهش چشمگیری مواجه شده است.
۵. کم توجهی مدیران رسانه ها به خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش
اغلب مدیران رسانه ها از دبیران سرویس تا مدیران مسؤل، نگاه جدّی به مقوله آموزش و پرورش ندارند و حمایت لازم را از خبرنگار خود نمی کنند. حرفه خبرنگاری بسیار دشوار و پر تنش است و پیچیدگی و ظرافت کار در حیطه آموزش و پرورش بر این دشواری میافزاید. بخصوص که انتظارت زیاد و منابع اندک و محدودیت ها، شرایط را برای ایشان سخت تر کرده است. تقویت خبرنگاریِ حرفه ای در آموزش و پرورش برای جلب مشارکت ملی و پاسخگویی نظام آموزشی یک ضرورت است.
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
📍شادباش
هفدهم مرداد، روز خبرنگار، خاصه بر خبرنگاران مسؤلیتشناسِ حوزه آموزش و پرورش که برای قدکشیدنِ نگاه عمومی به نهاد مدرسه، از کلیشه ها عبور می کنند، می کوشند، می نگارند و مشقت ها به جان میخرند، مبارک.
با مهر
#مرتضی_نظری
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2
هفدهم مرداد، روز خبرنگار، خاصه بر خبرنگاران مسؤلیتشناسِ حوزه آموزش و پرورش که برای قدکشیدنِ نگاه عمومی به نهاد مدرسه، از کلیشه ها عبور می کنند، می کوشند، می نگارند و مشقت ها به جان میخرند، مبارک.
با مهر
#مرتضی_نظری
🌏 تربیت و توسعه
@IranHumanDevelopment2