ایران پهلوی و متحدان غیردولتی
ایران و کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷
سخنران: دکتر آرش رئیسینژاد
پژوهشگر دانشگاه LSE و استاد سابق دانشگاه تهران در کلابهاوس "گفتارها" به آدرس زیر در تاریخ جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۲۱ به وقت تهران برگزار میشود.
https://www.clubhouse.com/invite/lgvSL9Qy0BRZoY7Ab807Ey8OzZEyURdyBK5:Wk_BG7F0Wlu-oF0RZs8-DZc_eG9HtAObUGtSXmWNfdE
@Iran_simorgh
ایران و کردهای عراق و شیعیان لبنان ۱۳۳۷-۱۳۵۷
سخنران: دکتر آرش رئیسینژاد
پژوهشگر دانشگاه LSE و استاد سابق دانشگاه تهران در کلابهاوس "گفتارها" به آدرس زیر در تاریخ جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۲۱ به وقت تهران برگزار میشود.
https://www.clubhouse.com/invite/lgvSL9Qy0BRZoY7Ab807Ey8OzZEyURdyBK5:Wk_BG7F0Wlu-oF0RZs8-DZc_eG9HtAObUGtSXmWNfdE
@Iran_simorgh
👍26👎1
در اندک نظرسنجیهای انتخاباتی، هریس از ترامپ پیشی گرفته؛ با این حال، ارزش سهام رسانه ترامپ #DJT و شرط بندی بر پیروزی وی رشد صعودی داشته. اگر رَدِ پول دنبال شود، آنگاه صدای پای ترامپ نزدیک است.
صدای پرطنین «یا جنگ بزرگ یا صلح بزرگ»!؟
مگر آنکه #جریان_سرمایه اشتباهی استثنایی کند!
https://x.com/arashreisi/status/1847947174002200848?t=qQaHfd-Ln8QRwksRapZjeg&s=19
@Iran_simorgh
صدای پرطنین «یا جنگ بزرگ یا صلح بزرگ»!؟
مگر آنکه #جریان_سرمایه اشتباهی استثنایی کند!
https://x.com/arashreisi/status/1847947174002200848?t=qQaHfd-Ln8QRwksRapZjeg&s=19
@Iran_simorgh
👍18🔥3⚡1👎1
شمال سوریه زیر ضرب شبه نظامیان سنی با حمایت مستقیم ترکیه میشود. آنکارا چشم به #حلب دوخته و سودای قلعوقمع کردهای سوریه را دارد.
نظارت بر شمال عراق افزایش یافته ولی فشار بر حشد الشعبی افزوده میشود؛ گرچه منافع اقتصادی پروژه #راه_توسعه اجماعی در عراق برای دوری از خطر فراهم کرده.
https://x.com/arashreisi/status/1848379673006252107?t=b5N7gaBRLPzQptqUux4SoQ&s=19
@Iran_simorgh
نظارت بر شمال عراق افزایش یافته ولی فشار بر حشد الشعبی افزوده میشود؛ گرچه منافع اقتصادی پروژه #راه_توسعه اجماعی در عراق برای دوری از خطر فراهم کرده.
https://x.com/arashreisi/status/1848379673006252107?t=b5N7gaBRLPzQptqUux4SoQ&s=19
@Iran_simorgh
👍19👎1
سیمرغ
مرز را دروازه توسعه ببینیم، نه صرفا سنگر دفاعی! در زمانهای که #زنجیره_ارزش با کریدورها گسترش یافته، از پافشاری بر #خودکفایی در همه امور روی گردانیم و صنعتیسازی صادرات محور را دنبال کنیم! بیاموزیم که #استقلال هر کشور در سهم آن از زنجیره جهانی ارزش نهفته…
انباشت سرمایه مالی-انسانی در پیوند با زنجیره ارزش افزوده جهانی به تصمیم استراتژیک در شکلگیری #کریدور میانجامد. کریدور برخاسته از کیفیت نهادی کشور در بستر #تجارت_آزاد است که به نوبه خود باعث تشدید #تولید_ثروت میشود. در یک کلام، کریدور ابتدا معلول #توسعه است و سپس کاتالیزور آن!
@Iran_simorgh
@Iran_simorgh
👍25❤1
سیمرغ
Photo
۳۰۲ سال پیش در چنین روزی، شاه سلطان حسین تاج شاهی را بر سر محمود هوتکی (محمود افغان) سردسته شورشیان غلزایی گذاشت و از تاج و تخت ایران صفوی چشم پوشید؛ رخدادی شگفتانگیز که اندیشمندان وقت اروپا، همچو منتسکیو، آن را با سقوط امپراتوری روم همسنگ میدیدند؛ رویدادی محیرالعقول با پیامدهایی ژرف و سترگ تا به اکنوت!
به گفته کروسینسکی، بیکفایتی شاه سلطان حسین تنها در دلرحمی و خرافه پرستی و باده نوشی محدود نبود; بلکه در آزاد گذاشتن خواجگان دربار در تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد شبکه نیرومند قدرت نیز نمایان شده بود; خواجگانی که برای از میان بردن رقبای خود دست به هر کاری زده٬ اندک نخبگان ایران آن روز یا کشته و یا فراری داده و بدین ترتیب٬ بنیان ملک و ملت و مملکت را از پی کنده بودند.
در چنین وضعیتی بود که «مناصب به کسی داده میشد که بیشتر میتوانست پول پرداخت کند و نه کسی که لیاقت احراز آن داشت.» از همین رو٬ رقابت از میان رفت و از اهمیت آموزش برای دستیابی به مهارت و کاردانی کاسته شد و کسی علاقهای به تکمیل استعداداهای خود نشان نمیداد چرا که به عیان میدید که ثمری ندارد. همچنین٬ منتصبین دربار که مقام خود را با پول هنگفت بدست آورده بودند٬ به محض رسیدن به مقام خود از هیچ گونه اخاذی برای بدست آورن ثروت شخصب فروگذاری نمیکردند.
کشور هم دچار سقوط اخلاقی شده بود و هم گرفتار فروپاشی اقتصادی. شاه سلطان حسین، برخلاف جدش شاه عباس بزرگ، شاهی بوالهوس و ناتوان بود و از اقتصاد هیچ نمیدانست و ضرب سکه که در انحصار دولت بود را به حاکمان ولایات با حمایت شبکه قدرت داد. ارزش این سکهها با برکناری حاکم ولایتی که سکه در آن ضرب شده بود به نصف تقلیل پیدا میکرد. «بدین سان٬ کسی که با سکه ده شاهی در جیب میخوابید٬ اگر حاکم شهر شب عوض میشد٬ فردا صبح٬ صاحب تنها پنج شاهی بود!»
در چنین وضعیتی بود که محمود هوتکی با اندک سواران شورشی ترسی از جانب شاه و دربار نداشت; «از جانب درباری که چنان آسیبی به خود زده بود که بزرگترین دشمنانش نمیتوانستند بزنند٬ ترس موردی نداشت.»
چرا که «در شاه حسی، در بزرگان غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود. … و بینظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخشهای شاهنشاهی ایران در آستانه فروپاشی است.»
اینگونه بود که «هرگز تسخیر کشوری بزرگ به بهایی ارزانتر از این انجام نشد و کسانی که آن را عملی کردند، به هیچ وجه تصور نمیکردند بتوانند از عهده چنین کاری برآیند; و این که سرانجام نظر به سهولت این کار دست به آن زدند و هر چه در این راه پیش میرفتند٬ به سهولت آن بیشتر پی میبردند.»
منبع:
«سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، بازنویسی دکتر سید جواد طباطبایی»
@Iran_Simorgh
به گفته کروسینسکی، بیکفایتی شاه سلطان حسین تنها در دلرحمی و خرافه پرستی و باده نوشی محدود نبود; بلکه در آزاد گذاشتن خواجگان دربار در تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد شبکه نیرومند قدرت نیز نمایان شده بود; خواجگانی که برای از میان بردن رقبای خود دست به هر کاری زده٬ اندک نخبگان ایران آن روز یا کشته و یا فراری داده و بدین ترتیب٬ بنیان ملک و ملت و مملکت را از پی کنده بودند.
در چنین وضعیتی بود که «مناصب به کسی داده میشد که بیشتر میتوانست پول پرداخت کند و نه کسی که لیاقت احراز آن داشت.» از همین رو٬ رقابت از میان رفت و از اهمیت آموزش برای دستیابی به مهارت و کاردانی کاسته شد و کسی علاقهای به تکمیل استعداداهای خود نشان نمیداد چرا که به عیان میدید که ثمری ندارد. همچنین٬ منتصبین دربار که مقام خود را با پول هنگفت بدست آورده بودند٬ به محض رسیدن به مقام خود از هیچ گونه اخاذی برای بدست آورن ثروت شخصب فروگذاری نمیکردند.
کشور هم دچار سقوط اخلاقی شده بود و هم گرفتار فروپاشی اقتصادی. شاه سلطان حسین، برخلاف جدش شاه عباس بزرگ، شاهی بوالهوس و ناتوان بود و از اقتصاد هیچ نمیدانست و ضرب سکه که در انحصار دولت بود را به حاکمان ولایات با حمایت شبکه قدرت داد. ارزش این سکهها با برکناری حاکم ولایتی که سکه در آن ضرب شده بود به نصف تقلیل پیدا میکرد. «بدین سان٬ کسی که با سکه ده شاهی در جیب میخوابید٬ اگر حاکم شهر شب عوض میشد٬ فردا صبح٬ صاحب تنها پنج شاهی بود!»
در چنین وضعیتی بود که محمود هوتکی با اندک سواران شورشی ترسی از جانب شاه و دربار نداشت; «از جانب درباری که چنان آسیبی به خود زده بود که بزرگترین دشمنانش نمیتوانستند بزنند٬ ترس موردی نداشت.»
چرا که «در شاه حسی، در بزرگان غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود. … و بینظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخشهای شاهنشاهی ایران در آستانه فروپاشی است.»
اینگونه بود که «هرگز تسخیر کشوری بزرگ به بهایی ارزانتر از این انجام نشد و کسانی که آن را عملی کردند، به هیچ وجه تصور نمیکردند بتوانند از عهده چنین کاری برآیند; و این که سرانجام نظر به سهولت این کار دست به آن زدند و هر چه در این راه پیش میرفتند٬ به سهولت آن بیشتر پی میبردند.»
منبع:
«سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی، بازنویسی دکتر سید جواد طباطبایی»
@Iran_Simorgh
👍55❤5👎1
که ایران چوباغیست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پراز نرگس و نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ نار و بهی بشکنند
سپاه و سلیحست دیوار اوی
به پرچینش بر نیزهها خار اوی
اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریاچه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
کزان پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین آختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشهٔ بد منه در میان
چو سالی چنین بر تو بر بگذرد
خردمند خواند تو را بیخرد
من ای دون شنیدم کجا تو مهی
همه مردم ناسزا را دهی
چنان دان که نوشین روان قباد
به اندرز این کرد در نامه یاد
که هرکو سلیحش به دشمن دهد
همی خویشتن رابه کشتن دهد
که چون بازخواهد کش آید به کار
بداندیش با او کند کارزار
@Iran_Simorgh
شکفته همیشه گل کامگار
پراز نرگس و نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ نار و بهی بشکنند
سپاه و سلیحست دیوار اوی
به پرچینش بر نیزهها خار اوی
اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریاچه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی
کزان پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین آختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشهٔ بد منه در میان
چو سالی چنین بر تو بر بگذرد
خردمند خواند تو را بیخرد
من ای دون شنیدم کجا تو مهی
همه مردم ناسزا را دهی
چنان دان که نوشین روان قباد
به اندرز این کرد در نامه یاد
که هرکو سلیحش به دشمن دهد
همی خویشتن رابه کشتن دهد
که چون بازخواهد کش آید به کار
بداندیش با او کند کارزار
@Iran_Simorgh
❤80
سیمرغ
https://shorturl.at/oIW78
در ماه اَرَخسمنو (Arahsamnu = ماه هشتم)، روز سوم (هفتم آبانماه) کوروش به بابل اندرآمد. شاخههای سبز در برابر (زیرپای او) گسترده شد. (کتیبه رویدادنامه نبونید).
❤25👍3
Forwarded from مجلّه سياستنامه
🖊 محتوا، شکل و قدرت دولت ایرانی
📚 سيمرغ ایران
📥 آرش رییسی نژاد
🖇 اگر توماس هابز چهار سده پیش از این از "لویاتان" سخن به میان آورد٬ ایران زمین اما "سیمرغ" جاودانیست که تاریخ جهان با آن آغاز گشته است. دستیابی به سیمرغ ایران—به خوانشی منسجم و درست از ایران زمین—با تدقیق در تاریخ و جغرافیای ایران امکان پذیر است. این خوانش نشان می دهد که ایران زمین٬ فارغ از هر گونه سامانه سیاسیِ چیره بر آن٬ دارای ویژگی هایی است دیرپا و ماندگار. ایران دچار تنهایی استراتژیک تاریخی است. ایران یک ملت-تمدن دیرین٬ و نه یک ملت مدرن٬ است. گستره جهان ایران بزرگ مرزهای هارتلند ایران را نشان می دهد
🖇 امر بنیادینِ وحدت در عین کثرت در دل ِمفهوم جهان و تمدن ایران است. راه ایران٬ راه شاهی و جاده ابریشم است. دل ایرانشهر گرانیگاه ایران زمین بوده است. و در پایان٬ بنیان و کارایی سامان سیاسیِ ایران زمین بر داد و دادگری استوار بوده است. کوشش برای دستیابی به چنین خوانشی٬ به "سیمرغ"٬ اما تنها با تکیه بر یک اصلِ راهنما به سرانجام می رسد: این که "اصل ایران است و ... ایرانیان!" اصلی که نشان می دهد هیچ کوششی والاتر از تلاش برای "رفاه" ایرانیان٬ "شادی" ایرانیان و "عزت" ایرانیان نیست. ایرانی که همواره از خاکستر مرگ برخاسته است
🖇 تنهایی استراتژیک٬ مفهومی که نخستین بار توسط محی الدین مصباحی٬ استراتژیست برجسته ایرانی٬ بیان شده است٬ اشاره به واقعيتي است كه در آن «ايران٬ چه آگاهانه و خودخواسته و چه ناخواسته و از روی ناچاری٬ به گونه ای استراتژیک تنهاست و محروم از هر گونه اتحادهایي معنادار و متصل به قدرت هاي بزرگ.» تنهايي استراتژيك ايران اشاره به وضعيتي است كه در آن ايران فاقد هر گونه اتحادي طبيعي با ابر قدرتي جهاني و يا قدرتي بزرگ است؛ فقداني كه با پيروزي انقلاب اسلامي، بحران گروگان گيري، و در نهايت جنگی خونين و طولاني با عراق بيش از پيش تشديد گرديد
🖇 مفهوم تنهایی استراتژیک ویژگی مختص ایران انقلابی نبوده است. فرمانروایان قاجار ایران خود بارها کوشیدند تا متحدانی استراتژیک را برای مهار خطراتی علیه یکپارچگی سرزمینی ایران بیابند اما خود سرانجام دریافتند که متحدی استراتژیک ندارد و نمی توان به دولتی بیگانه اعتماد کرد. حتی شاه هم تنهایی استراتژیک ایران را دریافته بود. عدم اعتماد کامل شاه به آمریکایی ها نشان دهنده این امر بود که اتحاد استراتژیک ایران با ایالات متحده و همچنین پیمان های دفاعیشان نه مانا هستند و نه پایا. تنهایی استراتژیک ایران یادآور تنهایی سیمرغ است
🖇 ایران دیرینه ترین کشور زنده تاریخ است. برخلاف بسياري از کشورهای امروزین٬ از جمله همه ی همسایگانش و دیگر کشورهای خاورمیانه٬ ايران ملت-تمدنی کهنسال بوده است. تمدنی با آگاهي تاريخي پيش از برآمدن مدرنيته و تكوين مفاهيم مدرن ملت و دولت. کشوری كه برآمدن خود را در تاريخ با شاهنشاهي چند زباني—ديني اعلان کرد. هم از این روست که هگل آغاز تاريخ را برپایی دولت شاهنشاهي هخامنشي بدست کوروش بزرگ مي داند و ايرانيان را نخستين مردمان تاريخي برمي شمرد
🖇 گونه گونی زبانی و مذهبی ویژگی بارز ایران زمین بوده است. کثرت اجزای برسازنده ایران زمین٬ در کنار دیرینگی استثنایی آن٬ دو ویژگی یکتای جهان ایرانی است. چنین کثرتی اما بر فرهنگی عام—فرهنگ ایران زمین—که مخرج مشترک این گونه گونی بوده استوار است. تمدن ایران آمیزه ای از مردمانی با زبان ها و ادیان گوناگون ولی ایرانی است. کشوری دیرین و تمدنی کهنسال از دل این همه گونه گونی زبانی و مذهبی برای سه هزاره پدید آمد و فرهنگی ایرانی—فرهنگی برآمده از همه مردمان گونه گون ایران زمین—هویدا گشت
🖇 دل ایرانشهر در دوران ساسانیان همچو دیگر نام آسورستان (سواد یا عراق کنونی) خوانده می شد. این منطقه دربردارنده مهم ترین شهرهای ایران زمین بود. جایگاه ژئواستراتژیک این شهرها آن را دل ایرانشهر ساخته بود. این شهرها مرکز ارتش ایران بودند٬ بر سر راه جاده ابریشم که از چین آغاز می گشت و به سوریه می رسید و در نتیجه جایگاه انباشت ثروت بودند. این شهرها برخوردار از کشاورزی حاصلخیز به دلیل رسوبات ناشی از طغیان دو رودخانه و سامانه های مهندسی آبیاری پیشرفته بودند٬ و جمعیت بسیاری از ایرانیان با همه گوناگونی دینی و زبانی آنان در خود جای می دادند
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره یازدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
🦉@goftemaann
📚 سيمرغ ایران
📥 آرش رییسی نژاد
🖇 اگر توماس هابز چهار سده پیش از این از "لویاتان" سخن به میان آورد٬ ایران زمین اما "سیمرغ" جاودانیست که تاریخ جهان با آن آغاز گشته است. دستیابی به سیمرغ ایران—به خوانشی منسجم و درست از ایران زمین—با تدقیق در تاریخ و جغرافیای ایران امکان پذیر است. این خوانش نشان می دهد که ایران زمین٬ فارغ از هر گونه سامانه سیاسیِ چیره بر آن٬ دارای ویژگی هایی است دیرپا و ماندگار. ایران دچار تنهایی استراتژیک تاریخی است. ایران یک ملت-تمدن دیرین٬ و نه یک ملت مدرن٬ است. گستره جهان ایران بزرگ مرزهای هارتلند ایران را نشان می دهد
🖇 امر بنیادینِ وحدت در عین کثرت در دل ِمفهوم جهان و تمدن ایران است. راه ایران٬ راه شاهی و جاده ابریشم است. دل ایرانشهر گرانیگاه ایران زمین بوده است. و در پایان٬ بنیان و کارایی سامان سیاسیِ ایران زمین بر داد و دادگری استوار بوده است. کوشش برای دستیابی به چنین خوانشی٬ به "سیمرغ"٬ اما تنها با تکیه بر یک اصلِ راهنما به سرانجام می رسد: این که "اصل ایران است و ... ایرانیان!" اصلی که نشان می دهد هیچ کوششی والاتر از تلاش برای "رفاه" ایرانیان٬ "شادی" ایرانیان و "عزت" ایرانیان نیست. ایرانی که همواره از خاکستر مرگ برخاسته است
🖇 تنهایی استراتژیک٬ مفهومی که نخستین بار توسط محی الدین مصباحی٬ استراتژیست برجسته ایرانی٬ بیان شده است٬ اشاره به واقعيتي است كه در آن «ايران٬ چه آگاهانه و خودخواسته و چه ناخواسته و از روی ناچاری٬ به گونه ای استراتژیک تنهاست و محروم از هر گونه اتحادهایي معنادار و متصل به قدرت هاي بزرگ.» تنهايي استراتژيك ايران اشاره به وضعيتي است كه در آن ايران فاقد هر گونه اتحادي طبيعي با ابر قدرتي جهاني و يا قدرتي بزرگ است؛ فقداني كه با پيروزي انقلاب اسلامي، بحران گروگان گيري، و در نهايت جنگی خونين و طولاني با عراق بيش از پيش تشديد گرديد
🖇 مفهوم تنهایی استراتژیک ویژگی مختص ایران انقلابی نبوده است. فرمانروایان قاجار ایران خود بارها کوشیدند تا متحدانی استراتژیک را برای مهار خطراتی علیه یکپارچگی سرزمینی ایران بیابند اما خود سرانجام دریافتند که متحدی استراتژیک ندارد و نمی توان به دولتی بیگانه اعتماد کرد. حتی شاه هم تنهایی استراتژیک ایران را دریافته بود. عدم اعتماد کامل شاه به آمریکایی ها نشان دهنده این امر بود که اتحاد استراتژیک ایران با ایالات متحده و همچنین پیمان های دفاعیشان نه مانا هستند و نه پایا. تنهایی استراتژیک ایران یادآور تنهایی سیمرغ است
🖇 ایران دیرینه ترین کشور زنده تاریخ است. برخلاف بسياري از کشورهای امروزین٬ از جمله همه ی همسایگانش و دیگر کشورهای خاورمیانه٬ ايران ملت-تمدنی کهنسال بوده است. تمدنی با آگاهي تاريخي پيش از برآمدن مدرنيته و تكوين مفاهيم مدرن ملت و دولت. کشوری كه برآمدن خود را در تاريخ با شاهنشاهي چند زباني—ديني اعلان کرد. هم از این روست که هگل آغاز تاريخ را برپایی دولت شاهنشاهي هخامنشي بدست کوروش بزرگ مي داند و ايرانيان را نخستين مردمان تاريخي برمي شمرد
🖇 گونه گونی زبانی و مذهبی ویژگی بارز ایران زمین بوده است. کثرت اجزای برسازنده ایران زمین٬ در کنار دیرینگی استثنایی آن٬ دو ویژگی یکتای جهان ایرانی است. چنین کثرتی اما بر فرهنگی عام—فرهنگ ایران زمین—که مخرج مشترک این گونه گونی بوده استوار است. تمدن ایران آمیزه ای از مردمانی با زبان ها و ادیان گوناگون ولی ایرانی است. کشوری دیرین و تمدنی کهنسال از دل این همه گونه گونی زبانی و مذهبی برای سه هزاره پدید آمد و فرهنگی ایرانی—فرهنگی برآمده از همه مردمان گونه گون ایران زمین—هویدا گشت
🖇 دل ایرانشهر در دوران ساسانیان همچو دیگر نام آسورستان (سواد یا عراق کنونی) خوانده می شد. این منطقه دربردارنده مهم ترین شهرهای ایران زمین بود. جایگاه ژئواستراتژیک این شهرها آن را دل ایرانشهر ساخته بود. این شهرها مرکز ارتش ایران بودند٬ بر سر راه جاده ابریشم که از چین آغاز می گشت و به سوریه می رسید و در نتیجه جایگاه انباشت ثروت بودند. این شهرها برخوردار از کشاورزی حاصلخیز به دلیل رسوبات ناشی از طغیان دو رودخانه و سامانه های مهندسی آبیاری پیشرفته بودند٬ و جمعیت بسیاری از ایرانیان با همه گوناگونی دینی و زبانی آنان در خود جای می دادند
🔹متن کامل این مقاله را میتوانید در شماره یازدهم سیاستنامه مطالعه کنید.
🦉@goftemaann
❤40👍7🔥2👎1
Forwarded from مجلّه سياستنامه
🖊معرفی کتاب جدید آرش رئیسینژاد
📚شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه
📥امیرتیمور شیبانی
🖇 آرش رئیسینژاد، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته روابط بینالملل، کتاب تازه خود را منتشر کرد. دکتر رئیسینژاد که سابقه تدریس در دانشگاه تهران را دارد، پس از کنار گذاشته شدن از استادی این دانشگاه، در دانشگاه لندن مشغول به انجام فعالیت پژوهشی شد. عنوان کامل کتاب، «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان» است و ترجمه فارسی آن که توسط خانم پریسا فرهادی انجام شده، چندی پیش از سوی نشرنی منتشر شده است. پیش از این نیز اث«ایران و راه ابریشم نوین: از ژئوپولیتیک راه تا دیپلماسی راه» از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده بود که با استقبال زیادی از سوی صاحبنظران روبرو شد.
🖇این استاد و پژوهشگر سابق دانشگاه تهران دغدغههای خود در رابطه با وضعیت امروز ایران در حوزه روابط منطقهای و خطر عقبماندگی کشور از رقابتهای کریدوری و ترانزیتی و چالشهای امنیتی، اقتصادی و تکنوپلیتیکی را در صفحات مجازی با مخاطبان خود به اشتراک میگذارد. اگر «ایران و راه ابریشم نوین» با تلفیقی دقیق و علمی از جغرافیا، تاریخ و دانش روابط بینالملل به تشریح موقعیت امروز ایران در مسیر شاهراههای تجاری میپردازد، «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» تلاش دارد با نگاهی ژرف و چندجانبه، بر روابط غیررسمی دولت شاهنشاهی ایران با کردهای عراق و شیعیان لبنان در بازه زمانی 1337 تا 1357 تمرکز کند.
🖇بحث برسر روابط میان بخشهایی از حاکمیتِ ایران با گروههای نیابتی منطقهای و چراییها و چگونگیهای چنین روابطی و میزان تاثیر این پیوندهای غیردولتی با این گروهها بر امنیت و پیشبرد منافع ملی همچنان از موضوعات اصلی در سیاست روز چه در میان نخبگان و اهل سیاست و چه در میان عامه مردم است. با این حال، کتاب مورد بحث تنها تلاش دارد ضمن پرداختن به پویاییهای حاکم بر شکلگیری، ادامه و پایان این روابط میان دولت شاهنشاهی از یک سو و کردها و شیعیان لبنان از سوی دیگر در یک بازه زمانی مشخص، دلایل آغاز پیوندهای استراتژیک میان دولت ایران با گروههای غیردولتی را بازشناخته، روند حاکم بر این روابط را موشکافی کند و ضمن ارجاع مخاطب به روایتها، اسناد و گفتوگوهای دسته اول و ارزشمند، چگونگی به بنبست رسیدن و پایان پیوندهای میان پهلوی دوم با گروههای نیابتی کردی و شیعی را تشریح کند.
🖇شناخت پیشینه، روند و چگونگی پایان یافتن روابط استراتژیک میان دستگاه امنیتی و نظامی ایرانِ پهلوی و گروههایی که به لحاظ دینی و قومی پیوندهایی دیرین با ایران داشته و دارند، میتواند خواننده را نسبت به ماهیت، چالشها و چگونگی این ارتباطات آگاهتر سازد. به موازات پرداختن به عوامل منطقهای حاکم بر روابط میان شاه و گروههای غیردولتی، نویسنده به تحلیل چالشهای امنیتیِ ایرانِ پهلوی در بستر جنگ سرد، نقش و دیدگاه سردمداران آمریکایی در رابطه با جایگاه ایران در منطقه نیز پرداخته است.
🖇شاید موضوع جالب توجه دیگر در رابطه با این پژوهش این باشد که نویسنده تلاش کرده کشاکش و نحوه تعامل میان صاحب منصبانِ دستگاههای داخلی دولت شاهنشاهی، از جمله ساواک، ارتش و وزارت خارجه را نیز در رابطه با چگونگی پیشبرد رابطه با گروههای غیردولتی از منظر «چیدمان نهادی» داخلی تشریح کرده و به آسیبشناسی آن بپردازد.
🖇وقوع کودتای خونین سال 1337 شمسی در کشور عراق و پایان پادشاهی در آن کشور که منجر به حاکمیت افسران عراقی و رشد کمونیسم در این کشور شد، حاکمیت جمال عبدالناصر بر مصر و خطر پانعربیسم که نویسنده از آنها به ترتیب با عنوانهای «خطرسرخ» و «خطر سیاه» یاد کرده، شاه را بر آن داشت تا با هدف ایجاد موازنه دربرابر این چالشها، دست به حمایت مالی و نظامی از کردهای عراق و حمایت مالی محدود از شیعیان لبنان بزند.
🖇روابط پرتلاطم میان رهبر پرنفوذ کردهای عراق، ملامصطفی بارزانی و امام موسی صدر در قامت رهبرِ ایرانیتبارِ شیعیان لبنان با مقامات دولتی، نظامی و امنیتی دولت شاهنشاهی به فراخور بازههای زمانی متفاوت گاه با خوشبینی و حس تفاهم و گاه با بدبینی و بیاعتمادی توام بود و نویسنده با بررسی نقش بازیگران ایرانی حاضر در این «میدان»، روایتی بدیع از تاریخ روابط ایرانِ پهلوی با متحدین غیردولتی منطقهای خود به دست میدهد.
🔹اختصاصی کانال سیاستنامه/ نقل با ذکر منبع مجاز است
@goftemaann🦉
📚شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه
📥امیرتیمور شیبانی
🖇 آرش رئیسینژاد، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته روابط بینالملل، کتاب تازه خود را منتشر کرد. دکتر رئیسینژاد که سابقه تدریس در دانشگاه تهران را دارد، پس از کنار گذاشته شدن از استادی این دانشگاه، در دانشگاه لندن مشغول به انجام فعالیت پژوهشی شد. عنوان کامل کتاب، «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه، ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان» است و ترجمه فارسی آن که توسط خانم پریسا فرهادی انجام شده، چندی پیش از سوی نشرنی منتشر شده است. پیش از این نیز اث«ایران و راه ابریشم نوین: از ژئوپولیتیک راه تا دیپلماسی راه» از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده بود که با استقبال زیادی از سوی صاحبنظران روبرو شد.
🖇این استاد و پژوهشگر سابق دانشگاه تهران دغدغههای خود در رابطه با وضعیت امروز ایران در حوزه روابط منطقهای و خطر عقبماندگی کشور از رقابتهای کریدوری و ترانزیتی و چالشهای امنیتی، اقتصادی و تکنوپلیتیکی را در صفحات مجازی با مخاطبان خود به اشتراک میگذارد. اگر «ایران و راه ابریشم نوین» با تلفیقی دقیق و علمی از جغرافیا، تاریخ و دانش روابط بینالملل به تشریح موقعیت امروز ایران در مسیر شاهراههای تجاری میپردازد، «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» تلاش دارد با نگاهی ژرف و چندجانبه، بر روابط غیررسمی دولت شاهنشاهی ایران با کردهای عراق و شیعیان لبنان در بازه زمانی 1337 تا 1357 تمرکز کند.
🖇بحث برسر روابط میان بخشهایی از حاکمیتِ ایران با گروههای نیابتی منطقهای و چراییها و چگونگیهای چنین روابطی و میزان تاثیر این پیوندهای غیردولتی با این گروهها بر امنیت و پیشبرد منافع ملی همچنان از موضوعات اصلی در سیاست روز چه در میان نخبگان و اهل سیاست و چه در میان عامه مردم است. با این حال، کتاب مورد بحث تنها تلاش دارد ضمن پرداختن به پویاییهای حاکم بر شکلگیری، ادامه و پایان این روابط میان دولت شاهنشاهی از یک سو و کردها و شیعیان لبنان از سوی دیگر در یک بازه زمانی مشخص، دلایل آغاز پیوندهای استراتژیک میان دولت ایران با گروههای غیردولتی را بازشناخته، روند حاکم بر این روابط را موشکافی کند و ضمن ارجاع مخاطب به روایتها، اسناد و گفتوگوهای دسته اول و ارزشمند، چگونگی به بنبست رسیدن و پایان پیوندهای میان پهلوی دوم با گروههای نیابتی کردی و شیعی را تشریح کند.
🖇شناخت پیشینه، روند و چگونگی پایان یافتن روابط استراتژیک میان دستگاه امنیتی و نظامی ایرانِ پهلوی و گروههایی که به لحاظ دینی و قومی پیوندهایی دیرین با ایران داشته و دارند، میتواند خواننده را نسبت به ماهیت، چالشها و چگونگی این ارتباطات آگاهتر سازد. به موازات پرداختن به عوامل منطقهای حاکم بر روابط میان شاه و گروههای غیردولتی، نویسنده به تحلیل چالشهای امنیتیِ ایرانِ پهلوی در بستر جنگ سرد، نقش و دیدگاه سردمداران آمریکایی در رابطه با جایگاه ایران در منطقه نیز پرداخته است.
🖇شاید موضوع جالب توجه دیگر در رابطه با این پژوهش این باشد که نویسنده تلاش کرده کشاکش و نحوه تعامل میان صاحب منصبانِ دستگاههای داخلی دولت شاهنشاهی، از جمله ساواک، ارتش و وزارت خارجه را نیز در رابطه با چگونگی پیشبرد رابطه با گروههای غیردولتی از منظر «چیدمان نهادی» داخلی تشریح کرده و به آسیبشناسی آن بپردازد.
🖇وقوع کودتای خونین سال 1337 شمسی در کشور عراق و پایان پادشاهی در آن کشور که منجر به حاکمیت افسران عراقی و رشد کمونیسم در این کشور شد، حاکمیت جمال عبدالناصر بر مصر و خطر پانعربیسم که نویسنده از آنها به ترتیب با عنوانهای «خطرسرخ» و «خطر سیاه» یاد کرده، شاه را بر آن داشت تا با هدف ایجاد موازنه دربرابر این چالشها، دست به حمایت مالی و نظامی از کردهای عراق و حمایت مالی محدود از شیعیان لبنان بزند.
🖇روابط پرتلاطم میان رهبر پرنفوذ کردهای عراق، ملامصطفی بارزانی و امام موسی صدر در قامت رهبرِ ایرانیتبارِ شیعیان لبنان با مقامات دولتی، نظامی و امنیتی دولت شاهنشاهی به فراخور بازههای زمانی متفاوت گاه با خوشبینی و حس تفاهم و گاه با بدبینی و بیاعتمادی توام بود و نویسنده با بررسی نقش بازیگران ایرانی حاضر در این «میدان»، روایتی بدیع از تاریخ روابط ایرانِ پهلوی با متحدین غیردولتی منطقهای خود به دست میدهد.
🔹اختصاصی کانال سیاستنامه/ نقل با ذکر منبع مجاز است
@goftemaann🦉
❤19👍3👎2