🌐 دکتر بیژن عبدالکریمی: باید به دنبال پارادایمی باشیم که به جای تمرکز بر تغییرات روبنائی و سیاسی، به تحول و کارآمدی ساختارهای موجود کشور منجر شود. در این پارادایم فقر مدام گسترش نمی یابد و در هر دوره اقلیتی نیرومندتر از دیگران، متولد نمی شود
♦️ دکتر بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و استاد دانشگاه : راهی نداریم جز آنکه میان آنچه در ذهن داریم و واقعیت های اجتماعی Social fact همواره به دنبال رابطه ای باشیم. ما نیازمند به یک پارادایم برای کشور هستیم . این پارادایم با جمع بندی نکات و نقطه نظرهای علمی شکل می گیرد. این پارادایم باید بتواند راهی برای برون از اختلاف ها وانسداد ها ایجاد نماید.
♦️برای دستیابی به چنین پارادایمی ذکر این نکته ضروری است که اگر بخواهیم مسأله کشور را شناسائی کنیم باید توجه داشته باشیم که ساختارهای سیاسی وجه بیرونی، سطحی و روئی مسأله ایران هستند و هستی واقعی اجتماعی و واقع بوده گی اجتماعی و اقتصادی لایه های درونی تر و زیرین را شکل می دهند و به این ترتیب این امر بخشی از بصیرت بنیادین نوین ما را شکل می دهد.
♦️ما از زمان مشروطه تا امروز حداقل دو انقلاب بزرگ نهضت مشروطه و انقلاب در سال1357 را داشته ایم . این در حالی است که نهضت ملی را به عنوان انقلاب تلقی نکرده باشیم. ما، هم حکومت سکولار پهلوی را تجربه کرده ایم و هم حکومت دینی و مذهبی را در کارنامه داریم. همچنین در طی چهل سال اخیر در دولت های سازندگی، دولت اصلاحات، دولت مهر و دولت تدبیر و امید بخت خویش را آزموده ایم. اما در همه این سالها زندگی ما یک روند واحد داشته است و آن اینکه هر روز پول ملی ضعیف و ضعیف تر شده است . شأن اقتصادی فرد ایرانی در جهان ضعیف و ضعیف تر شده است . این در حالی است که قمیت زمین افزایش یافته و تورم بیشتر شده است و به این ترتیب سطح زندگی ما بدتر و بدتر شده است.
♦️این نشان می دهد، برخلاف آنچه که در ذهن اکثریت قریب به اتفاق مردم جامعه ما حاکم است و در این میان فرقی میان پوزیسیون و اپوزیسیون نیست و فرقی میان دانشگاه و حوزه های علمیه وجود ندارد و فرقی میان تکنوکرات ها، بوروکرات ها و روشنفکران ما در بروز و اعتقاد به این نگاه وجود ندارد، این است که مسأله اصلی ما مسأله سیاسی نیست و نباید پاسخ ها به مشکلات را در میان کلماتی دوگانه با بار سیاسی متفاوت و متضاد پیدا کرد. ما باید به دنبال راه حلی باشیم که واقع بوده گی اجتماعی و هستی اقتصادی جامعه خود را دگرگون کنیم.
♦️اگر ما هشتاد میلیون ایرانی مثل آنچه در سال 57 اتفاق افتاد به خیابان بیائیم که در آن مورد موجب سرنگونی نظام پهلوی شد اما ساختارها کماکان به حال خود رها شدند و باقی ماندند، اگر آن حادثه امروز تکرار شود تجربه ثابت کرده است، اتفاق بزرگی در مناصبات اجتماعی ما صورت نخواهد گرفت و باز محرومین محروم تر و خط فقر گسترش پیدا خواهد کرد و اقلیتی نیز هر روز نیرومندتر خواهند شد. حال این اقلیت در هر دوره ای یک فرم لباس خواهد پوشید و یک شعار خواهد داد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ دکتر بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و استاد دانشگاه : راهی نداریم جز آنکه میان آنچه در ذهن داریم و واقعیت های اجتماعی Social fact همواره به دنبال رابطه ای باشیم. ما نیازمند به یک پارادایم برای کشور هستیم . این پارادایم با جمع بندی نکات و نقطه نظرهای علمی شکل می گیرد. این پارادایم باید بتواند راهی برای برون از اختلاف ها وانسداد ها ایجاد نماید.
♦️برای دستیابی به چنین پارادایمی ذکر این نکته ضروری است که اگر بخواهیم مسأله کشور را شناسائی کنیم باید توجه داشته باشیم که ساختارهای سیاسی وجه بیرونی، سطحی و روئی مسأله ایران هستند و هستی واقعی اجتماعی و واقع بوده گی اجتماعی و اقتصادی لایه های درونی تر و زیرین را شکل می دهند و به این ترتیب این امر بخشی از بصیرت بنیادین نوین ما را شکل می دهد.
♦️ما از زمان مشروطه تا امروز حداقل دو انقلاب بزرگ نهضت مشروطه و انقلاب در سال1357 را داشته ایم . این در حالی است که نهضت ملی را به عنوان انقلاب تلقی نکرده باشیم. ما، هم حکومت سکولار پهلوی را تجربه کرده ایم و هم حکومت دینی و مذهبی را در کارنامه داریم. همچنین در طی چهل سال اخیر در دولت های سازندگی، دولت اصلاحات، دولت مهر و دولت تدبیر و امید بخت خویش را آزموده ایم. اما در همه این سالها زندگی ما یک روند واحد داشته است و آن اینکه هر روز پول ملی ضعیف و ضعیف تر شده است . شأن اقتصادی فرد ایرانی در جهان ضعیف و ضعیف تر شده است . این در حالی است که قمیت زمین افزایش یافته و تورم بیشتر شده است و به این ترتیب سطح زندگی ما بدتر و بدتر شده است.
♦️این نشان می دهد، برخلاف آنچه که در ذهن اکثریت قریب به اتفاق مردم جامعه ما حاکم است و در این میان فرقی میان پوزیسیون و اپوزیسیون نیست و فرقی میان دانشگاه و حوزه های علمیه وجود ندارد و فرقی میان تکنوکرات ها، بوروکرات ها و روشنفکران ما در بروز و اعتقاد به این نگاه وجود ندارد، این است که مسأله اصلی ما مسأله سیاسی نیست و نباید پاسخ ها به مشکلات را در میان کلماتی دوگانه با بار سیاسی متفاوت و متضاد پیدا کرد. ما باید به دنبال راه حلی باشیم که واقع بوده گی اجتماعی و هستی اقتصادی جامعه خود را دگرگون کنیم.
♦️اگر ما هشتاد میلیون ایرانی مثل آنچه در سال 57 اتفاق افتاد به خیابان بیائیم که در آن مورد موجب سرنگونی نظام پهلوی شد اما ساختارها کماکان به حال خود رها شدند و باقی ماندند، اگر آن حادثه امروز تکرار شود تجربه ثابت کرده است، اتفاق بزرگی در مناصبات اجتماعی ما صورت نخواهد گرفت و باز محرومین محروم تر و خط فقر گسترش پیدا خواهد کرد و اقلیتی نیز هر روز نیرومندتر خواهند شد. حال این اقلیت در هر دوره ای یک فرم لباس خواهد پوشید و یک شعار خواهد داد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر بیژن عبدالکریمی: باید به دنبال پارادایمی باشیم که به جای تمرکز بر تغییرات روبنائی و سیاسی، به تحول و کارآمدی ساختارهای موجود کشور منجر شود
♦️ در این پارادایم فقر مدام گسترش نمی یابد و در هر دوره اقلیتی نیرومندتر از دیگران، متولد نمی شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ در این پارادایم فقر مدام گسترش نمی یابد و در هر دوره اقلیتی نیرومندتر از دیگران، متولد نمی شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐دکتر بیژن عبدالکریمی :
قبل و بعد از انقلاب رفتار یکسانی داشته ایم و فقط آدمهای بد را نقد کرده ایم و به سراغ ساختارها نرفته ایم. براستی چرا انقلاب عظیم اسلامی هم مسائل ما را حل نکرد؟ اینک سؤال اصلی هر ایرانی باید این باشد که به جای افراد، چگونه می توان ساختارها را اصلاح و کارآمد ساخت؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
قبل و بعد از انقلاب رفتار یکسانی داشته ایم و فقط آدمهای بد را نقد کرده ایم و به سراغ ساختارها نرفته ایم. براستی چرا انقلاب عظیم اسلامی هم مسائل ما را حل نکرد؟ اینک سؤال اصلی هر ایرانی باید این باشد که به جای افراد، چگونه می توان ساختارها را اصلاح و کارآمد ساخت؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی / ایران و مسائل و مشکلاتش
🔹بخش ششم / مشکل بزرگ و اصلی : جامعه و کشوری هستیم که داشتهها و فرآوردههای تجدد را صرفاً به حکم تقلید، یا برای مصرف و نه به عنوان یک سیستم به هم پیوسته اخذ کرده ایم
سیر از مشکل به مسئله : اگر ریشه مشکل را ندانیم، راه پدید آمدن و پیچیده تر شدن آن را نمیتوانیم سد کنیم
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم : مشکل بزرگ و اصلی، مشکل چشم انداز تاریخی و روابط و مناسبات و نظم است. کارشناسان معمولاً امور را تخصصی می بینند و می پندارند که با تصمیم های موضعی می توان مشکل های کلی و ساختاری را رفع کرد ولی سازمانی که به درستی نمی داند برای چه به وجود آمده و چه می تواند و باید بکند و چه جایگاهی دارد از عهده چه کاری می تواند برآید. ما هر چه را که در جهان تجدد پدید آمده خواسته و در حد توانایی اخذ کرده و همه را در کنار هم قرار داده ایم.
♦️ گویی اینها اشیاء مستقل از یکدیگرند و مهم نیست که در کجا قرار گیرند. مثلاً در نظر ما دانشگاه هر جا باشد کار خود را می تواند انجام دهد و ارتباطش با فرهنگ کشور و زندگی و نیازهای مردم و توجه به فرهنگ و تاریخ اهمیت ندارد بلکه مهم آموختن و اخذ تکنولوژی است ولی وقتی شئون تجدد بی توجه به جایگاه و پیوستگی های آنها در جایی که نمی دانیم مناسب است یا نه، قرار گیرند راه به تحقق تجدد نمی برند زیرا تجدد و توسعه مجموعه اشیاء و سازمان ها و گفتارها و رسوم نیست بلکه یک نظم و وحدت و صورتی از فهم و خرد قابل تحقق در تاریخ است که در پانصد سال اخیر اوج و حضیض و قوت و ضعف داشته است.
♦️ وقتی اشیا و شئون تجدد بدون توجه به جایگاهشان اخذ می شوند و در جای مناسب قرار نمی گیرند، پژمرده می مانند و ثمر نمی دهند و خیلی زود دچار مشکل ها و احیاناً مشکل زا می شوند. جامعه و کشوری که داشتهها و فرآوردههای تجدد را صرفاً به حکم تقلید یا برای مصرف و نه به عنوان یک سیستم به هم پیوسته می گیرند، دچار مشکلهایی میشوند که نمی دانند آن مشکل ها از کجا و چرا آمده است.
♦️ مشکل ها معمولاً به هم بسته اند و از آنجا ناشی می شوند که امور و شئون کشور که باید همبسته و به هم پیوسته باشند پراکنده و بی ارتباطند. پس باید تأمل و تحقیق کرد که مشکل ها از هر جنس که باشند از کجا آمده اند. اگر ریشه مشکل را ندانیم، راه پدید آمدن و پیچیده تر شدن آن را نمیتوانیم سد کنیم.
♦️ با تحلیل مشکلات و ریشه یابی آنها بر اساس شناخت وضع تاریخی کشور و آمادگی برای عمل است که می توان به طرح مسئله راه برد یعنی از مشکل به مسئله رسید. سیر از مشکل به مسئله چنانکه اشاره شد مستلزم تحول در وجود آدمی و پدید آمدن چشم اندازی تاریخی است که وقتی در نظر می آید جان ها امیدوار و مستعد رفع بعضی مشکل ها می شوند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹بخش ششم / مشکل بزرگ و اصلی : جامعه و کشوری هستیم که داشتهها و فرآوردههای تجدد را صرفاً به حکم تقلید، یا برای مصرف و نه به عنوان یک سیستم به هم پیوسته اخذ کرده ایم
سیر از مشکل به مسئله : اگر ریشه مشکل را ندانیم، راه پدید آمدن و پیچیده تر شدن آن را نمیتوانیم سد کنیم
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم : مشکل بزرگ و اصلی، مشکل چشم انداز تاریخی و روابط و مناسبات و نظم است. کارشناسان معمولاً امور را تخصصی می بینند و می پندارند که با تصمیم های موضعی می توان مشکل های کلی و ساختاری را رفع کرد ولی سازمانی که به درستی نمی داند برای چه به وجود آمده و چه می تواند و باید بکند و چه جایگاهی دارد از عهده چه کاری می تواند برآید. ما هر چه را که در جهان تجدد پدید آمده خواسته و در حد توانایی اخذ کرده و همه را در کنار هم قرار داده ایم.
♦️ گویی اینها اشیاء مستقل از یکدیگرند و مهم نیست که در کجا قرار گیرند. مثلاً در نظر ما دانشگاه هر جا باشد کار خود را می تواند انجام دهد و ارتباطش با فرهنگ کشور و زندگی و نیازهای مردم و توجه به فرهنگ و تاریخ اهمیت ندارد بلکه مهم آموختن و اخذ تکنولوژی است ولی وقتی شئون تجدد بی توجه به جایگاه و پیوستگی های آنها در جایی که نمی دانیم مناسب است یا نه، قرار گیرند راه به تحقق تجدد نمی برند زیرا تجدد و توسعه مجموعه اشیاء و سازمان ها و گفتارها و رسوم نیست بلکه یک نظم و وحدت و صورتی از فهم و خرد قابل تحقق در تاریخ است که در پانصد سال اخیر اوج و حضیض و قوت و ضعف داشته است.
♦️ وقتی اشیا و شئون تجدد بدون توجه به جایگاهشان اخذ می شوند و در جای مناسب قرار نمی گیرند، پژمرده می مانند و ثمر نمی دهند و خیلی زود دچار مشکل ها و احیاناً مشکل زا می شوند. جامعه و کشوری که داشتهها و فرآوردههای تجدد را صرفاً به حکم تقلید یا برای مصرف و نه به عنوان یک سیستم به هم پیوسته می گیرند، دچار مشکلهایی میشوند که نمی دانند آن مشکل ها از کجا و چرا آمده است.
♦️ مشکل ها معمولاً به هم بسته اند و از آنجا ناشی می شوند که امور و شئون کشور که باید همبسته و به هم پیوسته باشند پراکنده و بی ارتباطند. پس باید تأمل و تحقیق کرد که مشکل ها از هر جنس که باشند از کجا آمده اند. اگر ریشه مشکل را ندانیم، راه پدید آمدن و پیچیده تر شدن آن را نمیتوانیم سد کنیم.
♦️ با تحلیل مشکلات و ریشه یابی آنها بر اساس شناخت وضع تاریخی کشور و آمادگی برای عمل است که می توان به طرح مسئله راه برد یعنی از مشکل به مسئله رسید. سیر از مشکل به مسئله چنانکه اشاره شد مستلزم تحول در وجود آدمی و پدید آمدن چشم اندازی تاریخی است که وقتی در نظر می آید جان ها امیدوار و مستعد رفع بعضی مشکل ها می شوند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐دکتر رضا داوری اردکانی : وقتی سیاست از زمین و زمان جدا می شود ...
♦️ وقتی سیاست از زمین و زمان جدا می شود، چون ماهی بیرون افتاده از آب است. این سیاست نظم و تعادل را از دست می دهد و به مجموعه ای از دستورالعمل های پراکنده مبدل می شود. سیاستی که همه کاره است، وقتی به خرد زمان پشت کند، همه کارها معطل می ماند. در جهان توسعه نیافته چگونگی دخالت سیاست در کارها اهمیت بسیار دارد و اگر این دخالت با خرد کارساز صورت نگیرد، پریشانی ها بیشتر و مردمان بیش از پیش نومید و بی اعتماد و اهمال کار و ندانم کار می شوند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ وقتی سیاست از زمین و زمان جدا می شود، چون ماهی بیرون افتاده از آب است. این سیاست نظم و تعادل را از دست می دهد و به مجموعه ای از دستورالعمل های پراکنده مبدل می شود. سیاستی که همه کاره است، وقتی به خرد زمان پشت کند، همه کارها معطل می ماند. در جهان توسعه نیافته چگونگی دخالت سیاست در کارها اهمیت بسیار دارد و اگر این دخالت با خرد کارساز صورت نگیرد، پریشانی ها بیشتر و مردمان بیش از پیش نومید و بی اعتماد و اهمال کار و ندانم کار می شوند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 اردشیر زاهدی وزیر خارجه ایران قبل از انقلاب : به قاسم سلیمانیها افتخار میکنم که جان خود را فدای ایران کردند/ به زنان تحصیل کرده دانشگاهی ایران افتخار می کنم
♦️ ایرانیان خارج از کشور طرفدار تحریم و جنگ با ایران، پستان مادر را گاز میگیرند. به جوان ایرانی بهخاطر پرتاب ماهواره افتخار میکنم.
♦️ ایران در حال حاضر ۲۰ میلیون زن تحصیلکرده دانشگاهی دارد که به آن افتخار میکنم، آینده ایران به دست آنهاست.
♦️ آمریکا و اسرائیل که دنبال تغییر حکومت در ایران هستند غلط میکنند. خودشان پهپاد و زیردریایی درست میکنند و امروز خلیج فارس را میگردانند، به اینها افتخار میکنم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ ایرانیان خارج از کشور طرفدار تحریم و جنگ با ایران، پستان مادر را گاز میگیرند. به جوان ایرانی بهخاطر پرتاب ماهواره افتخار میکنم.
♦️ ایران در حال حاضر ۲۰ میلیون زن تحصیلکرده دانشگاهی دارد که به آن افتخار میکنم، آینده ایران به دست آنهاست.
♦️ آمریکا و اسرائیل که دنبال تغییر حکومت در ایران هستند غلط میکنند. خودشان پهپاد و زیردریایی درست میکنند و امروز خلیج فارس را میگردانند، به اینها افتخار میکنم.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 دکتر محمد فاضلی جامعه شناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی : ساختارهای کارآمد درکشورها، باید نظام مشخصی برای سنجش کارآمدی خود داشته باشند.
♦️ مشروعیت ساختار در اراتباط با کارآمدی آن شکل می گیرد. در کشور ما بسیاری از بودجه ها با لابی گری تعیین می شود و آدمهائی بودجه هائی برای کار های نامشخص می گیرند و سیستمی برای پاسخ گرفتن از آنها وجود ندارد.
♦️ قهرمانانی داریم که مسؤول بسیاری از سیاست های اشتباه گذشته اند. از برخی سیاست ها باید دست کشید و توبه کرد.
♦️ چرا کره جنوبی و سنگاپور اینجا هستند؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ مشروعیت ساختار در اراتباط با کارآمدی آن شکل می گیرد. در کشور ما بسیاری از بودجه ها با لابی گری تعیین می شود و آدمهائی بودجه هائی برای کار های نامشخص می گیرند و سیستمی برای پاسخ گرفتن از آنها وجود ندارد.
♦️ قهرمانانی داریم که مسؤول بسیاری از سیاست های اشتباه گذشته اند. از برخی سیاست ها باید دست کشید و توبه کرد.
♦️ چرا کره جنوبی و سنگاپور اینجا هستند؟
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ایران و مشکل پارادایم ها و فرهنگ ها / دکتر سید صادق حقیقت : ایران امروز ما بحران توسعه و بحران هویت دارد، و بین چهار فرهنگ ایرانی، اسلامی، شرقی و غربی وامانده است
🔹ساختارهای ایرانی : مشکل امروز ایران نبودن پارادایم و فرهنگ نیست، بلکه بودن زیادی آن است و نبودن پارادایم و فرهنگ مورد اشتراک و توافق جمعی در جامعه است. هر ایرانی در یک پارادایم و فرهنگی قرار دارد و به محض اینکه فرصت یافت تئوری های خود را بر جامعه حاکم می کند و نقش پوزیسیون و دیگران نقش اپوزیسیون را باز می کنند . ما ایرانی ها این استعداد را داریم و از گذشته به ارث برده ایم که تا مدتهای مدید دوگانه پوزیسیون، اپوزیسیون را ادامه دهیم و به نسل های بعدی هم منتقل کنیم .
♦️ دکتر سید صادق حقیقت استاد دانشگاه : ایران امروز ما بحران توسعه و بحران هویت دارد، و بین چهار فرهنگ ایرانی، اسلامی، شرقی و غربی وامانده است. هر عاملی که بالانس و نظم این ساختار چندفرهنگی را برهم بزند به تعمیق بحران فوق افزوده، و به مراتب، ما را از روند توسعه دورتر کرده است. پس، نباید به استقبال این گونه پدیدهها رفت.
♦️ سکولاریسم اروپایی جدایی نهاد دین یعنی کلیسا از نهاد سیاست یعنی دولت بود، نه جدایی دین از سیاست و لازم است بین سکولاریسم انگلیسی و لائیسیته فرانسوی نیز تمایز قائل شویم. در مدل انگلستان، کلیسا نهادی در دل دولت تلقی میشد و ملکه رئیس نمادین کلیسا بوده و هست.
♦️ مسئله سکولاریسم در ایران امروز متفاوت از سکولاریسم انگلستان و لائیسیته فرانسه است. اساساً نسبت دین و سیاست، و همچنین نسبت نهادهای آنها، در اسلام و مسیحیت با هم تفاوت دارد و در مدل توسعه نمیتوان از یکی از این دو، به دیگری رسید. سکولاریسم در غرب صرفاً به معنای جدایی این دو نهاد است، در حالی که در اسلام و ایران ، علاوه بر بحث نسبت دو نهاد ، ارتباط دین و سیاست نیز موضوعیت دارد.
♦️ توسعه مجموعهای جامع و بههمپیوسته است، و نمیتوان با برشمردن برخی عوامل، مهر صحت و خوشبینی بر آن نهاد. توسعه در بعد اقتصادی نیاز به انباشت سرمایه دارد، و در بعد سیاسی مستلزم دموکراسی است. در توسعه، مسائل مهمتری همچون اقتصاد و سیاست نیز وجود دارند. مسائل فرهنگی تنها یک عامل در توسعه محسوب میشود.بسیاری از اندیشمندان توسعه معتقدند، ایران با شرایط فعلی از مدار توسعه خارج شده است. فایل صوتی در این آدرس : @Iranianstructures2
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹ساختارهای ایرانی : مشکل امروز ایران نبودن پارادایم و فرهنگ نیست، بلکه بودن زیادی آن است و نبودن پارادایم و فرهنگ مورد اشتراک و توافق جمعی در جامعه است. هر ایرانی در یک پارادایم و فرهنگی قرار دارد و به محض اینکه فرصت یافت تئوری های خود را بر جامعه حاکم می کند و نقش پوزیسیون و دیگران نقش اپوزیسیون را باز می کنند . ما ایرانی ها این استعداد را داریم و از گذشته به ارث برده ایم که تا مدتهای مدید دوگانه پوزیسیون، اپوزیسیون را ادامه دهیم و به نسل های بعدی هم منتقل کنیم .
♦️ دکتر سید صادق حقیقت استاد دانشگاه : ایران امروز ما بحران توسعه و بحران هویت دارد، و بین چهار فرهنگ ایرانی، اسلامی، شرقی و غربی وامانده است. هر عاملی که بالانس و نظم این ساختار چندفرهنگی را برهم بزند به تعمیق بحران فوق افزوده، و به مراتب، ما را از روند توسعه دورتر کرده است. پس، نباید به استقبال این گونه پدیدهها رفت.
♦️ سکولاریسم اروپایی جدایی نهاد دین یعنی کلیسا از نهاد سیاست یعنی دولت بود، نه جدایی دین از سیاست و لازم است بین سکولاریسم انگلیسی و لائیسیته فرانسوی نیز تمایز قائل شویم. در مدل انگلستان، کلیسا نهادی در دل دولت تلقی میشد و ملکه رئیس نمادین کلیسا بوده و هست.
♦️ مسئله سکولاریسم در ایران امروز متفاوت از سکولاریسم انگلستان و لائیسیته فرانسه است. اساساً نسبت دین و سیاست، و همچنین نسبت نهادهای آنها، در اسلام و مسیحیت با هم تفاوت دارد و در مدل توسعه نمیتوان از یکی از این دو، به دیگری رسید. سکولاریسم در غرب صرفاً به معنای جدایی این دو نهاد است، در حالی که در اسلام و ایران ، علاوه بر بحث نسبت دو نهاد ، ارتباط دین و سیاست نیز موضوعیت دارد.
♦️ توسعه مجموعهای جامع و بههمپیوسته است، و نمیتوان با برشمردن برخی عوامل، مهر صحت و خوشبینی بر آن نهاد. توسعه در بعد اقتصادی نیاز به انباشت سرمایه دارد، و در بعد سیاسی مستلزم دموکراسی است. در توسعه، مسائل مهمتری همچون اقتصاد و سیاست نیز وجود دارند. مسائل فرهنگی تنها یک عامل در توسعه محسوب میشود.بسیاری از اندیشمندان توسعه معتقدند، ایران با شرایط فعلی از مدار توسعه خارج شده است. فایل صوتی در این آدرس : @Iranianstructures2
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 رهبر انقلاب، خطیب نماز جمعه تهران در 12 بهمن 58 : ملت موظف است رئیس جمهور و زمامدار را نصیحت کند و سخن خوب را از او پنهان نکند
♦️ نخستین سالگرد دهه پیروزی انقلاب، در حالی آغاز شد که امام خمینی(ره) در بیمارستان قلب بستری بودند. 12 بهمن 58، یک روز جمعه بود و خطبه های نماز جمعه پایتخت را روحانی جوانی خواند که پنج ماه بعد به عنوان نماینده تهران راهی نخستین مجلس شورای اسلامی شد. روزنامه جمهوری اسلامی در شماره 201 خود در تاریخ شنبه 13 بهمن 58، شرح نمازجمعه آن روز را اینگونه نوشته است.
♦️ حجتالاسلام سیدعلی خامنهای امامجمعه تهران: همه مؤمنان به این انقلاب باید بدانند فضای جامعه اسلامی فضایِ بازی، است. فضایی است که صاحبان اندیشههای مختلف میتوانند سخن و عقیده خود را ابراز کنند. در مقابل حجت و دلیل قاطع هیچ اندیشهای نمیتواند تاب مقاومت بیاورد. به جنگ افکار رفتن فقط با بیان فکر و اندیشه ممکن است ولاغیر. اینکه کسانی بخواهند به شیوههایی متوسل بشوند، به کسانی حمله کنند، آنها را مورد آسیب قرار بدهند، یقیناً بر طبق روال و رویه اسلامی نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ نخستین سالگرد دهه پیروزی انقلاب، در حالی آغاز شد که امام خمینی(ره) در بیمارستان قلب بستری بودند. 12 بهمن 58، یک روز جمعه بود و خطبه های نماز جمعه پایتخت را روحانی جوانی خواند که پنج ماه بعد به عنوان نماینده تهران راهی نخستین مجلس شورای اسلامی شد. روزنامه جمهوری اسلامی در شماره 201 خود در تاریخ شنبه 13 بهمن 58، شرح نمازجمعه آن روز را اینگونه نوشته است.
♦️ حجتالاسلام سیدعلی خامنهای امامجمعه تهران: همه مؤمنان به این انقلاب باید بدانند فضای جامعه اسلامی فضایِ بازی، است. فضایی است که صاحبان اندیشههای مختلف میتوانند سخن و عقیده خود را ابراز کنند. در مقابل حجت و دلیل قاطع هیچ اندیشهای نمیتواند تاب مقاومت بیاورد. به جنگ افکار رفتن فقط با بیان فکر و اندیشه ممکن است ولاغیر. اینکه کسانی بخواهند به شیوههایی متوسل بشوند، به کسانی حمله کنند، آنها را مورد آسیب قرار بدهند، یقیناً بر طبق روال و رویه اسلامی نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
۱۱اردیبهشت روز کارگر و ۱۲ اردیبهشت روز معلم گرامی باد.
🌐 دکتر هاشم آقاجری: 200 سال است مسأله ای را حل نکرده ایم، ساختارهای ما اکنون دارای یک کمپلکسِ پروبلماتیک هستند
🔹گزارش یک/ از نشست اصلی ترین مسأله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: اینکه مسأله امری عینی است، یا انتزاعی و سابجکتیو است و بعد آنکه، موضوعی چه زمانی تبدیل به مسأله و پروبلماتیک می شود امری مهم در علوم انسانی است.
♦️ تبیین مسأله و توضیح آن، مبتنی بر رشته و دیسیپلین و رهیافت های پژوهشی و روش شناسی مربوطه دارای تفاوت است. هم طرح و تحلیل مسأله و هم ارائه راه حل با بروز و ظهور این تفاوت ها، تغییر می کند. دیسیپلین اقتصادگرائی، مسأله اقتصاد را درکانون می داند و دیسیپلین اخلاق گرائی هم دارای چنین رفتاری است.
♦️ در بررسی روش شناسی موضوع و در رهیافت ها و رویکردهای انتخاب شده نیز مسأله ها و شکل گیری آن و ارائه راه حل برای آن، گاهی در دل نهاد و ساختار جستجو می شود و زمانی با رویکرد عاملیت گرائی وکنش گرائی، بروز و یاحل مسأله در عمل عاملان و فعل فاعلان پیگیری می گردد.
♦️ با این توضیحات و بنابر یک رویکرد تاریخی در 200 سال اخیر و مسائلی که در دستور کار مردم ایران قرار داشته است، تعریف اصلی ترین مسأله ایران عبارت خواهد بود از اینکه چرا علی رغم جنبش ها و انقلاب هائی که مردم ایران در دو سده اخیر صورت داده و با کوشش های مکرر و مستمری در متن آنها در تلاش بوده است مسائل خود را حل کند، اما امروز ما همچنان پرسش از بحران داریم و پرسش از مسأله آن می کنیم؟
♦️به نظر می رسد مسأله اصلی ایران کنونی پروژه پروسه ای ناتمام در تاریخ ایران معاصر به نام انباشتگی مسأله و مسأله ها و در نتیجه وضعیت پروبلماتیک مضاعف و متراکمی است که ما درمقابل خود می بینیم. مسائل امروز ما حاصل یک وضعیت تاریخی است که نشان می دهد ما هنوز از پروژه پروسه های تاریخی که برای حل مسئل برگزیده ایم خارج نشده ایم .
♦️ ما امروز با انباشتی چند لایه و چند وجهی از مسأله ها روبرو هستیم که برخی از آنها نهان و برخی آشکار است و لذا اصولاً مسأله یابی امری دشوار به نظر می رسد و به این ترتیب به نظر می رسد رابطه ای متقابل و همه جانبه میان همه مسائل ما وجود دارد و ما در واقع دارای یک کمپلکس پروبلماتیک هستیم .
♦️ اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹گزارش یک/ از نشست اصلی ترین مسأله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: اینکه مسأله امری عینی است، یا انتزاعی و سابجکتیو است و بعد آنکه، موضوعی چه زمانی تبدیل به مسأله و پروبلماتیک می شود امری مهم در علوم انسانی است.
♦️ تبیین مسأله و توضیح آن، مبتنی بر رشته و دیسیپلین و رهیافت های پژوهشی و روش شناسی مربوطه دارای تفاوت است. هم طرح و تحلیل مسأله و هم ارائه راه حل با بروز و ظهور این تفاوت ها، تغییر می کند. دیسیپلین اقتصادگرائی، مسأله اقتصاد را درکانون می داند و دیسیپلین اخلاق گرائی هم دارای چنین رفتاری است.
♦️ در بررسی روش شناسی موضوع و در رهیافت ها و رویکردهای انتخاب شده نیز مسأله ها و شکل گیری آن و ارائه راه حل برای آن، گاهی در دل نهاد و ساختار جستجو می شود و زمانی با رویکرد عاملیت گرائی وکنش گرائی، بروز و یاحل مسأله در عمل عاملان و فعل فاعلان پیگیری می گردد.
♦️ با این توضیحات و بنابر یک رویکرد تاریخی در 200 سال اخیر و مسائلی که در دستور کار مردم ایران قرار داشته است، تعریف اصلی ترین مسأله ایران عبارت خواهد بود از اینکه چرا علی رغم جنبش ها و انقلاب هائی که مردم ایران در دو سده اخیر صورت داده و با کوشش های مکرر و مستمری در متن آنها در تلاش بوده است مسائل خود را حل کند، اما امروز ما همچنان پرسش از بحران داریم و پرسش از مسأله آن می کنیم؟
♦️به نظر می رسد مسأله اصلی ایران کنونی پروژه پروسه ای ناتمام در تاریخ ایران معاصر به نام انباشتگی مسأله و مسأله ها و در نتیجه وضعیت پروبلماتیک مضاعف و متراکمی است که ما درمقابل خود می بینیم. مسائل امروز ما حاصل یک وضعیت تاریخی است که نشان می دهد ما هنوز از پروژه پروسه های تاریخی که برای حل مسئل برگزیده ایم خارج نشده ایم .
♦️ ما امروز با انباشتی چند لایه و چند وجهی از مسأله ها روبرو هستیم که برخی از آنها نهان و برخی آشکار است و لذا اصولاً مسأله یابی امری دشوار به نظر می رسد و به این ترتیب به نظر می رسد رابطه ای متقابل و همه جانبه میان همه مسائل ما وجود دارد و ما در واقع دارای یک کمپلکس پروبلماتیک هستیم .
♦️ اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐دکتر هاشم آقاجری: 200 سال است مسأله ای را حل نکرده ایم، ساختارهای ما اکنون دارای یک کمپلکسِ پروبلماتیک هستند
♦️ اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج، برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ اتخاد رهیافت و رویکرد ساختارکنش گرا در منظر تاریخی که در آن نه ساختارها و نه عاملیت انسانی، مطلق هستند و در واقع این دو دارای یک رابطه غیر ثابت و دیالکتیکی مبتنی بر لحظه تاریخی اند و نتایج، برآیند این رابطه است می تواند توجیه گر شرایط تاریخی و کنونی ما و احیاناً دست یابی به راه حلها باشد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 دکتر صادق زیباکلام: نسلی که به وجود آمده پر از خشم است. من از همه کسانی که پر از خشم،دشمنی، نفرت و تخریب اند می ترسم.
♦️ شما یک آجر نشان من بدهید که ابوبکر بغدادی ساخت. من از این تفکر می ترسم. از تفکر تخریب، تفکری که ساختن نیاموخته است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ شما یک آجر نشان من بدهید که ابوبکر بغدادی ساخت. من از این تفکر می ترسم. از تفکر تخریب، تفکری که ساختن نیاموخته است.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی / ایران و مسائل و مشکلاتش
🔹 بخش هفتم / اروپا آسان اروپا نشده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند
🔹هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم : چنانکه اشاره شد اجتماعات بشری همواره مشکل و درد و بیماری و جنگ و قحطی و انواع بلایای دیگر داشته اند اما این مشکل ها برایشان مسئله نبوده و مسئله نمی شده است زیرا آنها خود را مأمور و مسئول ساختن جهان و آینده آن نمی دانستند و مشکل آشفتگی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور نداشتند بلکه صرفاً در رفع مشکلاتی که در زندگی هرروزی برایشان پیش می آمد، تلاش می کردند. آنها نه مدعی قانونگذاری بودند نه فکر میکردند که میتوانند فقر و بیماری و مرگ را از میان بردارند.
♦️در عالم جدید و متجدد آدمی در یک عهد تاریخی به عهده گرفته است که نظام زندگی را با طرحی که درمی اندازد برای خود بسازد. با این عهد چشم اندازی فراروی او قرار گرفته است که با درد و همت و اضطراب و غوغای درون می توان به سوی آن رفت. اروپا آسان اروپا نشده است. کسی که فلسفه و هنر و ادب و سیاست و علم و تکنولوژیش را بشناسد درمی یابد که در این چهارصد سال در آنجا چه گذشته است. در این راه و مسیر همواره تعارض ها و مشکل های تازه پدید می آمده و برای رفعشان سعی می شده است. سعی و اندیشه چگونه از سر راه برداشتن مشکل، طرح مسئله است یا به طرح مسئله می رسد.
♦️گفته شد که از جمله اولین مسائل تاریخی و اجتماعی فقر است. فقر همیشه بوده است اما در انقلاب فرانسه فقر مسئله می شود. از اوصاف ذاتی مسئله اجتماعی و تاریخی ملازم بودنش با اراده و عمل است. مسئله اجتماعی و تاریخی را با نظر صرف نمی توان حل کرد بلکه حل آن به اراده و کوشش نیاز دارد، یعنی وقتی می توان به مسئله رسید که صرف همت و کوشش برای رفع مشکل ها با فهم مناسب جمع شود. وقتی این شرایط فراهم باشد می توان برای آینده برنامه تدوین کرد.
♦️در دوره اخیر تاریخ تجدد برنامه داشتن یک ضرورت شده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند. یک وجه آن هم اینست که ما می خواهیم به جایی برسیم که هم اکنون کشورهای توسعه یافته به آنجا رسیده اند. یعنی آینده ما، اکنون و بخشی از گذشته جهان متجدد یا منزلی است که قطار تاریخ تجدد قبلاً به آنجا رسیده است. چیزی که شاید به آن کمتر فکر می کنیم اینست که غرب جدید با تفکر و همت در مسیر دشوار تاریخ خود به قدرتی که امروز در علم و تکنیک متمکن شده رسیده است.
♦️تب و تاب و کشمکشی که در فلسفه و شعر و ادب دوران تجدد می بینیم، صورت ایده آلیزه درام تاریخ جدید و مظهر تلاش و سرسختی اراده برای ساختن جهانی است که در آن نظم و قانون بشری حکمفرماست. باید اندکی با این تاریخ آشنا شد یا به هر طریق راهی به فهم غالب و خرد راهگشا در تجدد پیدا کرد تا شاید بدون آزمودن درد تفکر و اراده آینده بین اروپای چهارصد سال اخیر، گامی در راه پیشرفت برداشت.
♦️در آغاز عصر پیروی کشورها از غرب متجدد، گمان این بود که راه رفته غرب کارها را آسان کرده و با استفاده از تجربه تاریخ تجدد می توان راه توسعه را به سرعت پیمود. غافل از اینکه هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند. پس باید شرایط راهگشایی و راهپیمایی را بشناسند و البته چشم اندازی هم پیش رویشان باشد که عزم و تصمیم رفتن به سوی آن داشته باشند.
♦️ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 بخش هفتم / اروپا آسان اروپا نشده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند
🔹هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم : چنانکه اشاره شد اجتماعات بشری همواره مشکل و درد و بیماری و جنگ و قحطی و انواع بلایای دیگر داشته اند اما این مشکل ها برایشان مسئله نبوده و مسئله نمی شده است زیرا آنها خود را مأمور و مسئول ساختن جهان و آینده آن نمی دانستند و مشکل آشفتگی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور نداشتند بلکه صرفاً در رفع مشکلاتی که در زندگی هرروزی برایشان پیش می آمد، تلاش می کردند. آنها نه مدعی قانونگذاری بودند نه فکر میکردند که میتوانند فقر و بیماری و مرگ را از میان بردارند.
♦️در عالم جدید و متجدد آدمی در یک عهد تاریخی به عهده گرفته است که نظام زندگی را با طرحی که درمی اندازد برای خود بسازد. با این عهد چشم اندازی فراروی او قرار گرفته است که با درد و همت و اضطراب و غوغای درون می توان به سوی آن رفت. اروپا آسان اروپا نشده است. کسی که فلسفه و هنر و ادب و سیاست و علم و تکنولوژیش را بشناسد درمی یابد که در این چهارصد سال در آنجا چه گذشته است. در این راه و مسیر همواره تعارض ها و مشکل های تازه پدید می آمده و برای رفعشان سعی می شده است. سعی و اندیشه چگونه از سر راه برداشتن مشکل، طرح مسئله است یا به طرح مسئله می رسد.
♦️گفته شد که از جمله اولین مسائل تاریخی و اجتماعی فقر است. فقر همیشه بوده است اما در انقلاب فرانسه فقر مسئله می شود. از اوصاف ذاتی مسئله اجتماعی و تاریخی ملازم بودنش با اراده و عمل است. مسئله اجتماعی و تاریخی را با نظر صرف نمی توان حل کرد بلکه حل آن به اراده و کوشش نیاز دارد، یعنی وقتی می توان به مسئله رسید که صرف همت و کوشش برای رفع مشکل ها با فهم مناسب جمع شود. وقتی این شرایط فراهم باشد می توان برای آینده برنامه تدوین کرد.
♦️در دوره اخیر تاریخ تجدد برنامه داشتن یک ضرورت شده است. متأسفانه ما هرگز برنامه نداشته ایم و متصدیان امور و حتی دانشمندانمان به آینده چندان توجه نکرده اند. یک وجه آن هم اینست که ما می خواهیم به جایی برسیم که هم اکنون کشورهای توسعه یافته به آنجا رسیده اند. یعنی آینده ما، اکنون و بخشی از گذشته جهان متجدد یا منزلی است که قطار تاریخ تجدد قبلاً به آنجا رسیده است. چیزی که شاید به آن کمتر فکر می کنیم اینست که غرب جدید با تفکر و همت در مسیر دشوار تاریخ خود به قدرتی که امروز در علم و تکنیک متمکن شده رسیده است.
♦️تب و تاب و کشمکشی که در فلسفه و شعر و ادب دوران تجدد می بینیم، صورت ایده آلیزه درام تاریخ جدید و مظهر تلاش و سرسختی اراده برای ساختن جهانی است که در آن نظم و قانون بشری حکمفرماست. باید اندکی با این تاریخ آشنا شد یا به هر طریق راهی به فهم غالب و خرد راهگشا در تجدد پیدا کرد تا شاید بدون آزمودن درد تفکر و اراده آینده بین اروپای چهارصد سال اخیر، گامی در راه پیشرفت برداشت.
♦️در آغاز عصر پیروی کشورها از غرب متجدد، گمان این بود که راه رفته غرب کارها را آسان کرده و با استفاده از تجربه تاریخ تجدد می توان راه توسعه را به سرعت پیمود. غافل از اینکه هر قوم و مردمی راه توسعه و پیشرفت را باید با درک شرایط خاص خود بگشایند و با توان و دانش خود آن را هموار سازند. پس باید شرایط راهگشایی و راهپیمایی را بشناسند و البته چشم اندازی هم پیش رویشان باشد که عزم و تصمیم رفتن به سوی آن داشته باشند.
♦️ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی : دیر یا زود باید دیالوگی میان دو وجهه نظری مدرنیته و تعلقات دینی و سنتی در کشور شکل بگیرد
♦️ ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ ما در شرایط تاریخی یکصد سال اخیر هم نگاهی به مدرنیته داشته ایم و هم تعلقات دینی و سنتی و انتظار و امید گشایش عهد دینی را نگاه داشته ایم. در اروپا هم این دو نگاه بود. با این تفاوت که ما مرزها را حفظ کردیم و دیالوگی میان دو وجهه نظر روی نداد اما در اروپا جدال فکری و تاریخی در ارواح و جان ها درگرفت و شاید حتی بتوان گفت که تاریخ غربی در این و با این جدال فکری و عملی قوام یافت.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر محسن رنانی استاد دانشگاه اصفهان: هیچ فرصتی را «برای ازدست دادن فرصت» از دست نداده ایم/ ساختاردنیای آینده با دنیای چهل سالهای که ما با آن خوگرفته بودیم کاملا متفاوت است
🔹 نظام را برای افق گشایی یاری کنیم
♦️ چهل سال تورم مستمر و بحران اقتصادی دهه اخیر که منجر به تخریب طبقه متوسط کشور شده است، جمعیت کارگری ما را شدیدا افزایش داده است. و چه بسیار دانشآموختگان دانشگاهی که اکنون تحت فشار زندگی، لباس کارگری به تن کرده اند تا با عزت نفس روزگار بگذرانند.
♦️ در سالهای پس از انقلاب برای کارگران تشکلهای صوریِ حکومتی درست کردیم و تمام تشکلهای مستقل آنان را قلعوقمع کردیم و آنان را بی دفاع گذاشتیم تا زبان اعتراض نداشته باشند و کسی نباشد تا از حقوقشان دفاع کند؛ تا پساندازها سرمایههایشان در صندوقهای بیمه بازیچه دولتها بشود؛ تا قدرت خرید دستمزدهایشان هر روز پایین بیاید؛ تا علیرغم افزایش تعدادشان، سهمشان از کیک درآمد ملی کاهش یابد.
♦️اگر یک کارگر، قبل از انقلاب با ۲۴ سال قسط دادن میتوانست صاحب خانه شود، اکنون در سال ۱۳۹۸ باید ۱۳۷ سال قسط بدهد تا صاحب خانه شود؛ اگر در سال ۵۸ با پسانداز ۱۳ ماه دستمزدش میتوانست یک پیکان بخرد اکنون در سال ۹۸ با ۴۶ ماه دستمزدش میتواند یک پراید بخرد. اگر در سال ۵۷ با یک ماه حقوقش میتوانست ۱۲ گرم طلا بخرد اکنون با یک ماه حقوقش تنها میتواند ۳ و نیم گرم طلا بخرد. در یک جمله، سفره یک خانواده کارگری اکنون حدود یک چهارم سفره او در اوایل انقلاب است.
♦️ آری، اینها چکیده دستاوردهای ماست در این چهل سال برای کارگرانمان. تورم بالاتر و کوچکتر شدن سفره کارگران و انفجاری تر شدن نیروی اعتراضات بعدی خواهد بود. آیا گوش شنوایی هست؟ آیا عزمی برای خروج کشور از این بنبستهای استخوان سوز هست؟
♦️تحلیل کردهام که چرا ضروری است که نظام سیاسی هر چه سریعتر دست به افقگشایی در حوزههای مختلف بزند و با اتخاذ تصمیمات دشوار و جراحیهای سخت، کشور را آماده ورود به دنیای پساکرونایی کند. تاریخ چهل ساله گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی همواره هیچ فرصتی را «برای ازدست دادن فرصت» از دست نمیدهد. امیدوارم اینبار فرصتی را که کرونا در اختیار آنها قرار داده است، ضایع نکنند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 نظام را برای افق گشایی یاری کنیم
♦️ چهل سال تورم مستمر و بحران اقتصادی دهه اخیر که منجر به تخریب طبقه متوسط کشور شده است، جمعیت کارگری ما را شدیدا افزایش داده است. و چه بسیار دانشآموختگان دانشگاهی که اکنون تحت فشار زندگی، لباس کارگری به تن کرده اند تا با عزت نفس روزگار بگذرانند.
♦️ در سالهای پس از انقلاب برای کارگران تشکلهای صوریِ حکومتی درست کردیم و تمام تشکلهای مستقل آنان را قلعوقمع کردیم و آنان را بی دفاع گذاشتیم تا زبان اعتراض نداشته باشند و کسی نباشد تا از حقوقشان دفاع کند؛ تا پساندازها سرمایههایشان در صندوقهای بیمه بازیچه دولتها بشود؛ تا قدرت خرید دستمزدهایشان هر روز پایین بیاید؛ تا علیرغم افزایش تعدادشان، سهمشان از کیک درآمد ملی کاهش یابد.
♦️اگر یک کارگر، قبل از انقلاب با ۲۴ سال قسط دادن میتوانست صاحب خانه شود، اکنون در سال ۱۳۹۸ باید ۱۳۷ سال قسط بدهد تا صاحب خانه شود؛ اگر در سال ۵۸ با پسانداز ۱۳ ماه دستمزدش میتوانست یک پیکان بخرد اکنون در سال ۹۸ با ۴۶ ماه دستمزدش میتواند یک پراید بخرد. اگر در سال ۵۷ با یک ماه حقوقش میتوانست ۱۲ گرم طلا بخرد اکنون با یک ماه حقوقش تنها میتواند ۳ و نیم گرم طلا بخرد. در یک جمله، سفره یک خانواده کارگری اکنون حدود یک چهارم سفره او در اوایل انقلاب است.
♦️ آری، اینها چکیده دستاوردهای ماست در این چهل سال برای کارگرانمان. تورم بالاتر و کوچکتر شدن سفره کارگران و انفجاری تر شدن نیروی اعتراضات بعدی خواهد بود. آیا گوش شنوایی هست؟ آیا عزمی برای خروج کشور از این بنبستهای استخوان سوز هست؟
♦️تحلیل کردهام که چرا ضروری است که نظام سیاسی هر چه سریعتر دست به افقگشایی در حوزههای مختلف بزند و با اتخاذ تصمیمات دشوار و جراحیهای سخت، کشور را آماده ورود به دنیای پساکرونایی کند. تاریخ چهل ساله گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی همواره هیچ فرصتی را «برای ازدست دادن فرصت» از دست نمیدهد. امیدوارم اینبار فرصتی را که کرونا در اختیار آنها قرار داده است، ضایع نکنند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی / ایران و مسائل و مشکلاتش
🔹 بخش هشتم / برای ساختن تمدن نوین اسلامی قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد، زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است
🔹 ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
🔹 عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم: در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن تمدن نوین اسلامی است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن که نمی دانیم چگونه ممکن است متصوّر نمی شود.
♦️ زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با درد تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم.
♦️ اکنون، اقتصاد ما پریشان است. سازمان های اداریمان کارایی و توانایی ندارند. علممان تمرین پژوهش شده است. بانک و بازارمان بلاتکلیف و فاسد است. اعتماد عمومی از میان رفته و احساس تنهایی کم کم دارد همه جا را می گیرد. در این شرایط چگونه میتوان از امید و آینده سخن گفت.
♦️ وقتی کوشش نمی شود که از فرو رفتن در باتلاق فساد که همه چیز را در خود می کشد جلوگیری کنند، چگونه می توان به مقصد صلح و صلاح و آزادی و عدالت رسید. اگر کار به مدد مبدأ غیبی باید صورت گیرد دیگر به سیاست چندان نیاز نیست یا به قدرت و قهر سیاسی تکیه نباید کرد و سیاست آماده گر را باید پیش گرفت.
♦️ در هوای جهل و غرور و تعصّب هیچ جهانی ساخته نمی شود. متجددان هم با اراده به اصلاح و درک وجهی از صلاح و رعایت نظم بنای جهان علم و تکنولوژی و سیاست پیشرفت و توسعه را گذاشته و وقتی در راه تاریخ خود با مسائل مواجه شده، کوشیده اند که آنها را حل کنند.
♦️ ما نیز که نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید با توجه به آنچه در جهان جدید روی داده است یاد بگیریم که آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم و تأمل کنیم که با چه برنامه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و با کدام سازمان اداری و مدرسه و دانشگاه و با چه روحیه و اخلاقی می توان بر انبوه و انباشته ای از مشکلات تاریخی دویست سیصد ساله غلبه کرد.
♦️ اروپاییانی که ما را سست عهد و متظاهر و بی حمیت و چاپلوس و تسلیم قهر و استبداد خواندهاند، خود و فهم و خرد خود را میزان قرار داده و ما را محروم و دور از خرد عملی پدید آمده در دوران جدید یافته و به بی خردی منسوب کرده اند. درست است که اروپای متجدد از خردی بهره داشته و هنوز هم کم و بیش بهره دارد که جهان پیش از تجدد آن را نمی شناخته است اما این بدان معنی نیست که دوران پیش از تجدد با خرد آشنایی و انس نداشته است.
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما از آنجا که خرد قدیم خرد توسعه نیست. برای رفتن در راه تجدد باید از عقل جدید راهنمایی خواست. به خصوص که این عقل، عقل قدیم را به تاریکی افکنده و تا حدودی از اثر انداخته است و تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود.
♦️ اکنون همه جهان برای پیشرفت و توسعه به آن خرد نیاز دارد و دست یافتن به آن البته آسان نیست. تکرار این معنی لازم است که اولین شرط این دست یافتن شناخت خود و درک و توان موجود و آشنایی با ماهیت و شأن و جایگاه و قدرت خرد کارساز است.
♦️ ما در دوران پیش از تجدد با خرد دیگری آشنا بوده ایم. آن خرد مستقیماً گفتار و رفتار عمومی را سامان نمی داده و خلق و خوی مردمان را راه نمی برده است. احکام و رسوم شریعت هم برای اینکه حسن رفتار و اخلاق عمومی را ضمان شود باید پیروان را به اصل و آغاز متذکر سازد و به راه معرفت ببرد وگرنه صرف اعتقادات و آداب و مناسک ضامن پایبندی به راستی و درستی در گفتار و کردار نمی شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 بخش هشتم / برای ساختن تمدن نوین اسلامی قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد، زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است
🔹 ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
🔹 عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
♦️ سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم: در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن تمدن نوین اسلامی است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن که نمی دانیم چگونه ممکن است متصوّر نمی شود.
♦️ زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با درد تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم.
♦️ اکنون، اقتصاد ما پریشان است. سازمان های اداریمان کارایی و توانایی ندارند. علممان تمرین پژوهش شده است. بانک و بازارمان بلاتکلیف و فاسد است. اعتماد عمومی از میان رفته و احساس تنهایی کم کم دارد همه جا را می گیرد. در این شرایط چگونه میتوان از امید و آینده سخن گفت.
♦️ وقتی کوشش نمی شود که از فرو رفتن در باتلاق فساد که همه چیز را در خود می کشد جلوگیری کنند، چگونه می توان به مقصد صلح و صلاح و آزادی و عدالت رسید. اگر کار به مدد مبدأ غیبی باید صورت گیرد دیگر به سیاست چندان نیاز نیست یا به قدرت و قهر سیاسی تکیه نباید کرد و سیاست آماده گر را باید پیش گرفت.
♦️ در هوای جهل و غرور و تعصّب هیچ جهانی ساخته نمی شود. متجددان هم با اراده به اصلاح و درک وجهی از صلاح و رعایت نظم بنای جهان علم و تکنولوژی و سیاست پیشرفت و توسعه را گذاشته و وقتی در راه تاریخ خود با مسائل مواجه شده، کوشیده اند که آنها را حل کنند.
♦️ ما نیز که نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید با توجه به آنچه در جهان جدید روی داده است یاد بگیریم که آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم و تأمل کنیم که با چه برنامه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و با کدام سازمان اداری و مدرسه و دانشگاه و با چه روحیه و اخلاقی می توان بر انبوه و انباشته ای از مشکلات تاریخی دویست سیصد ساله غلبه کرد.
♦️ اروپاییانی که ما را سست عهد و متظاهر و بی حمیت و چاپلوس و تسلیم قهر و استبداد خواندهاند، خود و فهم و خرد خود را میزان قرار داده و ما را محروم و دور از خرد عملی پدید آمده در دوران جدید یافته و به بی خردی منسوب کرده اند. درست است که اروپای متجدد از خردی بهره داشته و هنوز هم کم و بیش بهره دارد که جهان پیش از تجدد آن را نمی شناخته است اما این بدان معنی نیست که دوران پیش از تجدد با خرد آشنایی و انس نداشته است.
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما از آنجا که خرد قدیم خرد توسعه نیست. برای رفتن در راه تجدد باید از عقل جدید راهنمایی خواست. به خصوص که این عقل، عقل قدیم را به تاریکی افکنده و تا حدودی از اثر انداخته است و تا زمانی که راه و منزل دیگری در افق آینده ظاهر نشود نمی توان از راه توسعه روگرداند یعنی وقتی چشم اندازی نباشد و مردمان به راه تجدد و نظام مصرف آن بستگی پیدا کرده باشند، انصاف نیست که خرد پشتوانه سیاست و اقتصاد جدید و علم بزرگ تکنولوژیک با بی باکی تحقیر شود.
♦️ اکنون همه جهان برای پیشرفت و توسعه به آن خرد نیاز دارد و دست یافتن به آن البته آسان نیست. تکرار این معنی لازم است که اولین شرط این دست یافتن شناخت خود و درک و توان موجود و آشنایی با ماهیت و شأن و جایگاه و قدرت خرد کارساز است.
♦️ ما در دوران پیش از تجدد با خرد دیگری آشنا بوده ایم. آن خرد مستقیماً گفتار و رفتار عمومی را سامان نمی داده و خلق و خوی مردمان را راه نمی برده است. احکام و رسوم شریعت هم برای اینکه حسن رفتار و اخلاق عمومی را ضمان شود باید پیروان را به اصل و آغاز متذکر سازد و به راه معرفت ببرد وگرنه صرف اعتقادات و آداب و مناسک ضامن پایبندی به راستی و درستی در گفتار و کردار نمی شود.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی: برای ساختن تمدن نوین اسلامی قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد، زندگی کردن میان دو جهان مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است
♦️ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ما نظم اداری و آموزشی و سازمان ها و شیوه زندگی را از غرب وام کرده ایم. باید آن وام کرده ها را با توجه به شرایط تاریخیمان در جای مناسب قرار دهیم
♦️ عقل تجدد، مطلق عقل و عقل مطلق نیست و اگر مردمی واجد آن نباشند نمیتوان بی خردشان دانست. اما خرد قدیم خرد توسعه نیست.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر هاشم آقاجری: ایران معاصر و آسیب شناسی پنج راه ناتمام/ در دوسده اخیرمسأله اصلی جامعه ایران چیست؟ آیا می توان به دنبال یک مسأله مشترک گشت؟ و آن مسأله ای است که حل مسائل دیگر درگرو حل آن است، و حل آن شرط لازم حل شدن تمام بحرانهاست و لازم است که محقق گردد
🔹 گزارش دو/ از نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: ایران به لحاظ تاریخی در دو سده اخیر دارای پنج تجربه قابل تفکیک است.
♦️ یک: پروژه ناتمام اصلاح طلبی نخبه گرایانه از بالا در دوران پیش از مشروطیت که کنشگران آن نخبگانی مانند قائم مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیرکبیر، میرزا علی خان امینالدوله، میرزا حسین خان سپهسالار هستند، که این پروژه روشنفکری ناتمام ماند و شکست خورد.
♦️ دو: به دلیل همین شکست و ناتمامی بود که پیشه وران، مردم و طبقات پائین و خارج از الیتِ قدرت اقدام به تحرک برای تحول اما این بار از پائین نمودند و انقلاب مشروطیت شکل گرفت. پروژهِ پروسه انقلاب مشروطیت نیز در طرحهائی مثل دولت ملت سازی، حکومت قانون، تفکیک قانون و حکومت پاسخگو مقداری از راه را طی کرد، اما در میانه راه ناتمام ماند .
♦️ سه: مرحله بعدی کودتای نظامیان قزاق و رضاخان و دیکتاتوری 20 ساله پس از آن است که مردم را از صحنه خارج کرد و به این ترتیب میراث مشروطیت در میانه راه به حاشیه رفته و روح مشروطه خواهی دفن می شود. در این شرایط، مدرنیزاسیون آمرانه و اقتدارگرایانه رضاشاهی برخی از تغییر و تحولات را در ساختارها و سخت افزارهای جامعه ایران ایجاد می کند.
♦️ چهار: پروسه و پروژه بعدی در تاریخ معاصر ما نهضت ملی است که با به میدان آوردن مردم و جهت گیریهای ضد استبدادی و ضد استعماری شکل گرفت و با کودتای 28 مرداد به محاق رفت.
♦️ پنج : پروسه انقلاب ارزشی ضد سلطنتی سال 57 و روندهای اصلاحی درون سیستمی در آن، که باز هم از موضوع ناتمامی به دور نمی ماند.
♦️ علی رغم این تلاشهای تاریخی و تحولاتِ بعضاً غیر همگون، ما امروز شاهد برخی شکاف ها، بحران ها و تضادهای گوناگون هستیم که کم و بیش در تجربیات روزمره قابل دیدن و حس شدن هستند.
♦️ بحران ناکارآمدی سیستمی در حوزه اقتصادی و بیکاری، بحران هویت در حوزه فرهنگ وتضادهای شکل گرفته میان هویت دینی و هویت ملی، بحران دولت ملت سازی، دولت مدرن و ملت مدرن و بحران های اجتماعی و حاشیه نشینی یک از پنج مردم و تضاد طبقاتی بخشی از این شرایط نامساعد هستند.
♦️ مجموعه این شرایط امروز در پیش چشم ماست و در برخورد با آنها ظاهراٌ ابتدا باید به وجود این مشکلات واقف بود و آنها را به رسمیت شناخت و در این کار و تولیدِگفتمان درخصوص آن، بی درنگ بود. باید مسأله اصلی شرایط و بحران های مشترک اخیر را درمتن جریان تاریخی که داشته اند، شناخت. مسأله اصلی، مسأله ای است که حل مسائل دیگر درگرو حل آن است، بدون آنکه مسائل فرعی را در آن تقلیل داد. به بیان دیگر مسأله ای که حل آن شرط لازم حل شدن تمام بحرانهاست ولازم است که محقق گردد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🔹 گزارش دو/ از نشست اصلی ترین مسئله جامعه ایران
♦️ دکتر هاشم آقاجری استاد تاریخ و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس: ایران به لحاظ تاریخی در دو سده اخیر دارای پنج تجربه قابل تفکیک است.
♦️ یک: پروژه ناتمام اصلاح طلبی نخبه گرایانه از بالا در دوران پیش از مشروطیت که کنشگران آن نخبگانی مانند قائم مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیرکبیر، میرزا علی خان امینالدوله، میرزا حسین خان سپهسالار هستند، که این پروژه روشنفکری ناتمام ماند و شکست خورد.
♦️ دو: به دلیل همین شکست و ناتمامی بود که پیشه وران، مردم و طبقات پائین و خارج از الیتِ قدرت اقدام به تحرک برای تحول اما این بار از پائین نمودند و انقلاب مشروطیت شکل گرفت. پروژهِ پروسه انقلاب مشروطیت نیز در طرحهائی مثل دولت ملت سازی، حکومت قانون، تفکیک قانون و حکومت پاسخگو مقداری از راه را طی کرد، اما در میانه راه ناتمام ماند .
♦️ سه: مرحله بعدی کودتای نظامیان قزاق و رضاخان و دیکتاتوری 20 ساله پس از آن است که مردم را از صحنه خارج کرد و به این ترتیب میراث مشروطیت در میانه راه به حاشیه رفته و روح مشروطه خواهی دفن می شود. در این شرایط، مدرنیزاسیون آمرانه و اقتدارگرایانه رضاشاهی برخی از تغییر و تحولات را در ساختارها و سخت افزارهای جامعه ایران ایجاد می کند.
♦️ چهار: پروسه و پروژه بعدی در تاریخ معاصر ما نهضت ملی است که با به میدان آوردن مردم و جهت گیریهای ضد استبدادی و ضد استعماری شکل گرفت و با کودتای 28 مرداد به محاق رفت.
♦️ پنج : پروسه انقلاب ارزشی ضد سلطنتی سال 57 و روندهای اصلاحی درون سیستمی در آن، که باز هم از موضوع ناتمامی به دور نمی ماند.
♦️ علی رغم این تلاشهای تاریخی و تحولاتِ بعضاً غیر همگون، ما امروز شاهد برخی شکاف ها، بحران ها و تضادهای گوناگون هستیم که کم و بیش در تجربیات روزمره قابل دیدن و حس شدن هستند.
♦️ بحران ناکارآمدی سیستمی در حوزه اقتصادی و بیکاری، بحران هویت در حوزه فرهنگ وتضادهای شکل گرفته میان هویت دینی و هویت ملی، بحران دولت ملت سازی، دولت مدرن و ملت مدرن و بحران های اجتماعی و حاشیه نشینی یک از پنج مردم و تضاد طبقاتی بخشی از این شرایط نامساعد هستند.
♦️ مجموعه این شرایط امروز در پیش چشم ماست و در برخورد با آنها ظاهراٌ ابتدا باید به وجود این مشکلات واقف بود و آنها را به رسمیت شناخت و در این کار و تولیدِگفتمان درخصوص آن، بی درنگ بود. باید مسأله اصلی شرایط و بحران های مشترک اخیر را درمتن جریان تاریخی که داشته اند، شناخت. مسأله اصلی، مسأله ای است که حل مسائل دیگر درگرو حل آن است، بدون آنکه مسائل فرعی را در آن تقلیل داد. به بیان دیگر مسأله ای که حل آن شرط لازم حل شدن تمام بحرانهاست ولازم است که محقق گردد.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 حجه الاسلام دکتر مهراب صادق نیا استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب: واقعیّتهای طبیعی از الاهیات می خواهد فروتن باشد
♦️ تا پیش از هالوکاست خاخامها تلاش زیادی داشتند که به یهودیان بفهمانند "ادونای"خیر تمام است و آنها را دوست دارد و همواره درگیر نیازها و مشکلات آنهاست. خدایی که بر اریکهی علم و قدرت نشسته و توان حلّ هر مشکلی را دارد.
♦️ امّا بعد از هالوکاست ماجرا متفاوت شد؛ رنجی که یهودیان در هالوکاست با آن روبرو شدند پرسشهای الاهیاتی آنان را نیز تغییر داده بود.
♦️ از آن پس یهودیان میپرسیدند که "چگونه میتوان همچنان به خدایی ایمان داشت که ما را در این رنج رها کرده است؟" این پرسشِ تازه، سنت دینی یهود و خاخامهای یهودی را وارد الگوی تازهای از الاهیات و دینداری کرد.
♦️ انسانها وقتی با واقعیّتهایی چون رنجهای فراگیرِ طبیعی و اخلاقی روبرو میشوند، پرسشهایشان از دین و نهادهای دینی تغییر میکند. انسانها وقتی با رنجهای گزاف روبرو میشوند به دنبال حضور خدا در میانههای درد خویش هستند.
♦️ پرسشِ "خدا چگونه میتواند هم متعال باشد و هم با این جهانِ نامتعال در ارتباط"؛ جای خود را به این پرسش میدهد، مایی که اینچنین گرفتار رنجیم چگونه میتوانیم به خدایی ایمان بیاوریم که حکیم، خیرخواه، و متعال است؟. یا بهتر است بگویم جای خود را به این پرسش میدهد: "خدا و دین در این شرایط وانفسا کجا هستند و به ما چه کمکی میتوانند بکنند؟"
♦️ واقعیّتهای طبیعی الاهیات و الاهیدانها را فروتن میکند. زلزله، جنگ ... و بیماریهای فراگیر ، الاهیات را از سخن گفتن در بارهی آسمان و راههای آن به زمین میکشاند. اینجاست که عالمان دین باید در کنار انسانِ گرفتار رنج بمانند و نمایندهی او در گفتگوی با خدا باشند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
♦️ تا پیش از هالوکاست خاخامها تلاش زیادی داشتند که به یهودیان بفهمانند "ادونای"خیر تمام است و آنها را دوست دارد و همواره درگیر نیازها و مشکلات آنهاست. خدایی که بر اریکهی علم و قدرت نشسته و توان حلّ هر مشکلی را دارد.
♦️ امّا بعد از هالوکاست ماجرا متفاوت شد؛ رنجی که یهودیان در هالوکاست با آن روبرو شدند پرسشهای الاهیاتی آنان را نیز تغییر داده بود.
♦️ از آن پس یهودیان میپرسیدند که "چگونه میتوان همچنان به خدایی ایمان داشت که ما را در این رنج رها کرده است؟" این پرسشِ تازه، سنت دینی یهود و خاخامهای یهودی را وارد الگوی تازهای از الاهیات و دینداری کرد.
♦️ انسانها وقتی با واقعیّتهایی چون رنجهای فراگیرِ طبیعی و اخلاقی روبرو میشوند، پرسشهایشان از دین و نهادهای دینی تغییر میکند. انسانها وقتی با رنجهای گزاف روبرو میشوند به دنبال حضور خدا در میانههای درد خویش هستند.
♦️ پرسشِ "خدا چگونه میتواند هم متعال باشد و هم با این جهانِ نامتعال در ارتباط"؛ جای خود را به این پرسش میدهد، مایی که اینچنین گرفتار رنجیم چگونه میتوانیم به خدایی ایمان بیاوریم که حکیم، خیرخواه، و متعال است؟. یا بهتر است بگویم جای خود را به این پرسش میدهد: "خدا و دین در این شرایط وانفسا کجا هستند و به ما چه کمکی میتوانند بکنند؟"
♦️ واقعیّتهای طبیعی الاهیات و الاهیدانها را فروتن میکند. زلزله، جنگ ... و بیماریهای فراگیر ، الاهیات را از سخن گفتن در بارهی آسمان و راههای آن به زمین میکشاند. اینجاست که عالمان دین باید در کنار انسانِ گرفتار رنج بمانند و نمایندهی او در گفتگوی با خدا باشند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 برنامه تلویزیونى «شوکران» / دکتر حمید پارسانیا استاد دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران: وقتی میگوییم انقلاب رخ داده یعنی یک نظام دانایی از رسمیت افتاده، یک نظام جدیدی با یک رسمیت نوین جهانی مستقر شده است. انقلاب بدون ادامه حیات معرفتی خودش قابل تداوم نیست.
🌐 اگر ما در تبیین معرفت و نظام دانائی انقلاب در داخل شکست بخوریم، خوب پیروزی خارجی چه ارزشی دارد؟!
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 اگر ما در تبیین معرفت و نظام دانائی انقلاب در داخل شکست بخوریم، خوب پیروزی خارجی چه ارزشی دارد؟!
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures