نمایشگاه دائمی کتاب/ انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد شعبه 3 – Telegram
نمایشگاه دائمی کتاب/ انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد شعبه 3
61 subscribers
93 photos
4 videos
1 file
51 links
🔴 با توجه به راه‌اندازی صفحات یکپارچه کتابفروشی‌های جهاد دانشگاهی مشهد در شبکه‌های اجتماعی این کانال غیرفعال است.

لطفا برای ارتباط با ما صفحات زیر را دنبال کنید 👇👇

کانال تلگرام
t.me/jdmbookstore

صفحه اینستاگرام
instagram.com/jdmbookstore
Download Telegram
📚📚 #گزیده_کتاب

✍️افکار خاموش: چشم توفان

💬زنی از اینکه شوهرش زودتر از همیشه به خانه برگشته بود، عصبانی شد و سلام گرم او را به سردی پاسخ داد.
💬شوهری از اینکه همسرش کتابهای دیر کردی او را به کتابخانه برگشت داده بود، ناراحت شد.
💬زنی از اینکه شوهرش در حضور دیگران از او به عنوان آشپزی قابل تعریف کرد، خشمگین شد.

✍️ در نگاه نخست این طور به نظر می رسد که این رفتار دیگران است که به واکنش های خشم، اضطراب، اندوه و نظایر آن در ما منجر می شود و در نتیجه، عصبانیت خود را با جملاتی نظیر (مرا عصبی می کنی) یا (روی اعصابم راه می روی) نشان می دهیم.

اما این ادعاها درست نیستند و تا زمانی که از نفس عمل طرف مقابل آگاه نباشیم واکنش احساسی ما، نتیجه تفسیر ما از کردار اوست.


کتاب: #عشق_هرگز_کافی_نیست مؤلف: #آرون_تی_بک|مترجم:#پروین_قائمی |نشر:#معیار_علم|چاپ:#سوم|

🆔 @JDMpress3
📚📚 #گزیده_کتاب

آقا! خسته‌ایم و بیمار. تن دختر نورسیده‌ام در تب می‌سوزد. شکایت نمی‌کنم، و تا این لحظه، می‌دانید که گله نیز نکرده‌ام. با شما بودن، چون شما صبوربودن را می‌طلبد. اما به‌خاطرتان می‌آورم که ماه‌هاست آواره‌ایم آقا! از هیچ‌سو به‌هیچ سکونتگاهی راهی نیست. اگر باشد هم مسدودش کرده‌اند. مگر شما، آقا، چه گفته‌آید و چه‌کرده‌اید که دشمنان‌تان به چنین عذابی مهمانتان کرده‌اند؟
بانو! زمانی‌که با زمانه خویش نساختی، و با مسندنشینان و امربران ایشان کنار نیامدی، و آنچه را که جاهلان می‌گویند، جاهلانه باز نگفتی، لاجرم به تبعید ابدی روح گرفتار خواهی شد- حتی اگر در کنج منزلی در شهری ساکن باشی. و اگر بر نپذیرفتن پای فشردی، آواره‌ات خواهند کرد، یا به زندانت خواهند انداخت و به دارت خواهند کشید.
شرمگینم بانو، که این جنگ را من آغاز کرده‌ام، و سهم عظیمی از عذابش به تو می‌رسد و به این طفلکان معصوم.
🌱خدا کشتی آن‌جاکه خواهد بَرد
اگر ناخدا جامه بر تن دَرد

کتاب: #مردی_در_تبعید_ابدی| مؤلف: #نادر_ابراهیمی| نشر:#روزبهان|چاپ:#دوازدهم|

🆔 @JDMpress3
#نکته_ها

📚 مطالعه کتاب:

۱. مطالعه کتاب می‌تواند تنفس و ضربان قلب شما را کاهش داده، ذهن شما را از مشکلات و معضلات زندگی جدا ساخته و درنتیجه باعث کاهش استرس در ذهن و بدن و ایجاد آرامش در زندگی شما گردد.

۲. مطالعه کتاب دامنه لغات شما را افزایش می‌دهد و توانایی قلم‌زدن شما را بیشتر کند.

۳. مطالعه رمان می‌تواند احساس فهم متقابل و حس همدلی با مردم و طبیعت را در وجود شما تقویت کند.

۴. مطالعه رمان می‌تواند در هدف‌گذاری در زندگی به‌شما کمک کند و انگیزه‌های شما را برای زندگی پویا افزایش دهد.

۵. مطالعه کتاب مغز شما را عضلانی‌تر می‌کند.

۶. مطالعه درحین انجام کارهای عادتی و تکراری فیزیکی مانند تمرینات بدن‌سازی می‌تواند شما را در جذب به آن کار کمک کند.

۷. مطالعه رمان به‌شما کمک می‌کند تا احساس رابطه بهتر و بیشتری با زندگی و با دنیای پیرامون خود داشته باشید.

۸. مطالعه رمان می‌تواند در هزینه‌های زندگی شما صرفه‌جویی ایجاد کند، زیرا یکی از ارزان‌ترین و مفید‌ترین تفریحات سالم است.

۹. مطالعه رمان درواقع زندگی‌کردن و تجربه‌کردن وقایع آن داستان بدون هیچ هزینه و عوارض جانبی آن است و آموختن از تجارب دیگران بهترین راه یادگیری است.

۱۰. مطالعه رمان، توانایی تجسم و تخیل ذهن شما را افزایش می‌دهد و قدرت خلاقیت ذهنی شما را ارتقا می‌بخشد.

۱۱. مطالعه کتاب می‌تواند اطلاعات علمی، ادبی، تاریخی، جغرافیایی، هنری و… و مهارت‌های فردی و اجتماعی شما را افزایش دهد.

۱۲. مطالعه درکل، عزت‌نفس شما را تقویت و اعتمادبه‌نفس شما را در برخورد با مشکلات زندگی افزایش می‌دهد.

۱۳. کسی‌که کتاب‌های رمان فراوان می‌خواند، هزاربار زندگی می‌کند و کسی‌که کتاب نمی‌خواند، فقط یک‌بار زندگی می‌کند.

۱۴. هیچ شخصیت بزرگ، تأثیرگذار و محبوب جهانی نیست که کتابخوان نبوده باشد.

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍🏻 چوب‌بر

چوب‌بر باتجربه‌ای از کنار یکی از کارگرهایی که تازه استخدام شده بود، گذشت. کارگر تازه‌کار خیلی سخت و شدید به درختی بزرگ تبر می‌زد ولی فقط پوست درخت زخمی شده بود. چوب‌بر باتجربه با دیدن سخت‌کوشی این کارگر و زحماتش که به‌هدر می‌رفت گفت: ((هی، تو تبرت را تیز نمی‌کنی؟ تیزکردن تبر کارایی‌ات را خیلی بیش‌تر می‌کند.))

کارگر تازه‌کار گفت: ((نه، من نمی‌توانم برای تیز کردن تبرم وقت بگذارم چون مشغول قطع کردن این درخت هستم.))

| کتاب: #داستانها_می_فروشند| نویسنده:#تام_بیگ_ال_شرایدر|ترجمه:#مریم_اصغر_پور| انتشارات: #بهار_سبز| چاپ :اول1396 |

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍🏻 خوب کار کردن

پنجمین راه برای دستیابی سریع تر به موفقیت شغلی آن است که انسان عادت داشته باشد خوب کار کند. اگر عادت کرده باشید از کار کامل و سخت شانه خالی کنید، زندگی شغلی شما خراب خواهد شد. خوب کار کردن یعنی بهره وری بالا داشتن، یعنی ارزشمندتر بودن. همه ما میدانیم کارایی به معنای درست انجام دادن کارها و اثر بخشی به معنی انجام کارهای درست است.

✍️می دانیم افرادی که به سخت کوشی و انجام کارهای درست معروف هستند خیلی زود به اوج خواهند رسید، زیرا افراد موفق انسان های دارای این ویژگی ها را نیز به خود نزدیک می کنند و آنها را هم به موفقیت می رسانند. افرادی که به اوج رسیده اند می توانند از آن نقطه به عوامل اجرایی خود نگاه کنند و خوب ببینند چه کسی سخت کوش تر است و وی را حمایت کنند.


| کتاب: #آکادمی_سلطه_بر_موفقیت| نویسنده:#برایان_تریسی|ترجمه:#اکبر_عباسی| انتشارات: #نسل_نو_اندیش| چاپ :اول1395 |

🆔 @JDMpress3
۱۸تیر سال‌روز درگذشت مهدی آذریزدی نویسنده کودک است که به عنوان روز ادبیات کودکان و نوجوانان درتقویم ثبت شده، فرصت خوبی برای کتاب هدیه دادن به کودکان...
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍🏻 اما چیست و از چه روی این دو مرد، چنین بیگانه و غریبانه در زاهدان، مات مانده‌اند؟

اما نکته‌ای که که همیشه آزارنده است، بیگانگی مردم ولایت ما است، نسبت به‌هم، و گاهی بدبینی‌های توأم با تحقیرهای کینه‌توزانه. اینکه کمتر به‌یکدیگر نظر خوش دارند.جوری دشمنی بیهوده و دردناک. وقتی فکرش را می‌کنم می‌بینم ✂️می‌باید بسیار کار ضمنی و موذیانه روی فرهنگ ما شده باشد،✂️تا ناکسانی توفیق یافته باشند به این‌صورت غم‌انگیز مردم ما را از هم، از خود دور گردانند. می‌باید حساب‌شده این‌کار شروع شده و ادامه یافته باشد تا اینکه جهت کینهٔ مردم را از دشمن به‌خود برگردانده باشد، کینه‌ای مضحک و در عین حال فجیع! تقویت بیگانگی مردم، نسبت به خود بی‌سبب نیست. این تفرقه خود اطمینا‌ بخش‌ترین پایگاه بوده و هست برای بیگانگان و مهاجمان. مردم را از یکدیگر بیزار کردن! چه سمی ثمربخش تر از این؟! منطقه به‌جای طبقه! تبار به‌جای تنخوار!
اگر پای صحبت مردم همدان بنشینی، از خصومت خود با کرمانشاهیان می گویند! اگر در چالوس باشی شاهد بدزبانی ایشان به گیلانی‌ها هستی! و هرگاه با مردم رضائیه هم‌سخن بشوی، بدگویی از تبریزیان آغاز می‌شود!
نمی‌دانم این تخمه‌ٔ نادرست در کدام زمینهٔ مساعد رشد یافته است؟ در ملوک‌الطوایفی؟ شاید! با تقویت بیگانه آیا؟ حتماً. دریغا، همچنان ادامه دارد! تا یگانگی مردم چندفرسنگ است؟ چندده فرسنگ آیا؟.


| کتاب: #کارنامه_سپنج| نویسنده:#محمود_دولت_آبادی| انتشارات: #نگاه| چاپ :سوم۱۳۹۵ |

🆔 @JDMpress3
۲۸ تیرماه
سال گشت زنده ياد #خسرو_شکیبایی گرامی باد.

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍🏻 بهم گفت: تا حالا شکار رفتی؟ گفتم: نه. گفت: من قبلاً می‌رفتم، ولی دیگه نمی‌رم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس می‌کشید و با چشم‌هایش التماس می‌کرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که دوست خوبی واسه‌ام باشه، می‌تونستم نزدیک خونه یه‌جای دنج واسه‌اش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که این‌جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می‌زنه و هروقت من رو می‌بینه یاد بلایی می‌افته که سرش آوردم
✍️ از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی که می‌تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت: تو هیچ‌وقت نمی‌تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.


| کتاب: #قهوه_ی_سرد_آقای_نویسنده| نویسنده:#روزبه_معین| انتشارات: #نیماژ| چاپ :بیست‌و‌سوم۱۳۹۵ |

🆔 @JDMpress3
‏،،
مطالعه، ستون اصلی فرهنگ یک جامعه است.
‏،،

#بخوان
🆔 @JDMpress3
10 مرداد
روز میلاد استاد محمود دولت آبادی
شوالیه ادبیات ،رمان نویس قهار و برجسته ایران زمین خجسته باد

🆔 @JDMpress3
.
📚 تابستانه کتاب📚

☀️از ۱۵ مرداد تا ۱۵شهریور،
🔸۲۰ تا ۲۵ درصد تخفیف

🔸سقف خرید هرنفر ۱۰۰هزار تومان
🔸در کتابفروشی‌های عضو طرح
🚨همراه‌داشتن کارت ملی الزامی ا‌ست

☀️ خريدار می‌تواند كتاب‌های عمومی را با ۲۰ درصد تخفيف و كتاب‌های كودک و نوجوان را با ۲۵ درصد تخفيف از كتابفروشی‌های عضو طرح «تابستانه كتاب» خريداری كنند.

📚1️⃣ فروشگاه۱ جهاد دانشگاهی مشهد
تقی‌آباد، ابتدای احمدآباد، جنب هنرستان شهیدبهشتی
تلفن: 38418070

📚2️⃣ فروشگاه۲ جهاد دانشگاهی مشهد
میدان آزادی، جنب دانشگاه فردوسی
تلفن 38829589 @JDMpress2

📚3️⃣ فروشگاه۳ جهاد دانشگاهی مشهد
سه‌راه ادبیات، جنب مجتمع دکترشریعتی جهاد دانشگاهی مشهد
تلفن:38403463 @JDMpress3

💠 عضویت: t.me/joinchat/AAAAAEAYoTIomIxxXUALrA
💠 @JDMvakilabad
📚📚گزیده_کتاب
#کودتا_28_مرداد

✍️تیمسار خلعتبری، معاون شهربانی بود اون‌موقع، تیمسار خلعتبری و بیوک صابر و یه افسری اسمش یادم رفته خدایا؟ خلاصه، این سه‌چارتا یهو اومدن در زندان و گفتن: زاهدی جعفری رو میخاد. منو ورداشتن بردن بالای شهربانی تو اون اتاق بالا. دیدم زاهدی و اینا همه تو اتاق جمعن و شلوغ‌وپلوغ، بیا و برو. اون (سرتیپ فرهاد) دادستان بود و چندتای دیگه. مام رفتیم اونجا و یهو تا رسیدیم زاهدی بغل وا کرد مام رفتیم تو بغل تیمسار و اونم ما رو یه ماچ کرد و گفت: برو فوری مادرتو ببین. گفتم: نه . ما صبر می‌کنیم تا اعلیحضرت بیاد. گفت: همین الان برو! مملکت هنوز آروم نشده. گفتم: قربان پس اجازه بدین من... گفت: هنوز ما خیلی باهات کار داریم. گفتم: قربان رفقام زندان هستن، اجازه بدین من برم اینارو بیارم. خلاصه، رئیس زندانو صدا کرد و گفت: اونارو بده دست این برن. گفت: قربان اینا چندتاشون جرمشون سیاسی نیست! اینا چاقوکشی کردن! گفت: جعفری صبر کن دو سه روز. گفتم: نه قربان، اگه اجازه بدین من برم پیش اونا با اونا بیام بیرون. چون من با اینا تو لوطی‌گری قول دادم. گفت: عیب نداره بده دست این برن. من اسماشونو می‌نویسم.
اون‌وقت رئیس زندانم می‌ترسید کاری بکنه، چون نفهمیده بود کار دست کی می‌افته.

کتاب: #خاطرات_شعبان_جعفری| مؤلفان: #هما_سرشار | نشر:#ثالث|چاپ: پانزدهم۱۳۹۵|

🆔 @JDMpress3
اول شهریور ماه، زادروز بوعلی سینا، روز #پزشک مبارک باد
🆔 @JDMpress3
با علما معاشرت کن تا علمت زیاد ادبت نیکو و جانت پاک شود .امام علي (ع)
🆔 @JDMpress3
📚📚#گزیده_کتاب

✍️جانی کوچولو همراه پدر و مادر و خواهرش سالی، برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ به مزرعه رفتند. مادربزرگ یک تیرکمان به جانی داد که با آن بازی کند. موقع بازی، جانی اشتباهاً تیری به اردک دست آموز مادربزرگش زد که به سرش خورد و او را کشت. جانی ترسید و لاشه ی حیوان را پشت هیزم ها پنهان کرد. وقتی سرش را بلند کرد، فهمید که خواهرش همه چیز را دیده است، اما به روی خودش نیاورد. مادربزرگ به سالی گفت: در شستن ظرف ها کمکم می کنی؟ ولی سالی گفت: مامان بزرگ جانی به من گفته که می خواهد در کارهای آشپزخانه به شما کمک کند. و زیر لبی به جانی گفت: اردک یادت هست؟ جانی ظرف ها را شست. بعد از ظهر آن روز پدربزرگ گفت که می خواهد بچه ها را به ماهیگیری ببرد، ولی مادربزرگ گفت: متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم. سالی لبخندی زد و گفت: نگران نباشید، چون جانی به من گفته است که می خواهد کمک کند. و زیر لب به جانی گفت: اردک یادت هست؟ آن روز سالی به ماهیگیری رفت و جانی در تهیه شام کمک کرد.
چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارهای خودش کارهای سالی را هم انجام بدهد. تا این که نتوانست تحمل کند و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز را اعتراف کرد. مادربزرگ لبخندی زد و او را در آغوش گرفت و گفت: عزیز دلم می دانم چه شده، من آن وقت پشت پنجره بودم و همه چیز را دیدم. چون خیلی دوستت دارم، همان موقع بخشیدمت.
فقط می خواستم ببینم تا کی می خواهی به سالی اجازه بدهی به خاطر یک اشتباه، تو را به خدمت خودش بگیرد!.
گذشته ی شما هر چه که باشد، هر کاری که کرده باشید، هر کاری که شیطان دائم آن را به رخ تان بکشد( دروغ، تقلب، ترس، عادت های بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و ...) هر چه که باشد، باید بدانی که خدا پشت پنجره ایستاده بود و همه چیز را دید. همه ی زندگی تان همه ی کارهایتان را دید. او می خواهد شما بدانید که دوستتان دارد و شما را بخشیده است. فقط می خواهد ببیند تا چه زمان به شیطان اجازه می دهید به خاطر آن کارها شما را به خدمت بگیرد!

کتاب: #پیامهایی_از_ملکوت| مؤلفان: #مسعود_لعلی| نشر:#بخشایش|چاپ: سوم۱۳۹۵|

🆔 @JDMpress3
📚📚#گزیده_کتاب

✍️ مردی در خانه ای که دچار حریق شده بود، خوابیده بود. امدادگران تلاش کردند، او را از طریق پنجره خارج کنند اما مقدور نبود. سعی کردند، اور را از در بیرون ببرند، باز هم ممکن نشد. چون او بسیار تنومند و سنگین بود. زمانی که همه مستاصل شده بودند، بالاخره یک نفر پیشنهاد کرد:
(( او را بیدار کنید، خودش بیرون می رود!))

افرادی نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند. آنها همچون کودکان هستند. آنها را پرورش دهید.
افرادی نمی دانند، اما می دانند که نمی دانند، آنها مشتاق هستند. به آنها آموزش دهید
افرادی نمی دانند، اما گمان می کنند که می دانند. آنها خطرناک هستند، از آنها اجتناب کنید.
افرادی هستند که می دانند، اما نمی دانند که می دانند. آنها در خواب هستند، بیدارشان کنید
افرادی می دانند، اما تظاهر می کنند که نمی دانند. آنها هنرپیشه هستند. با آنها تفریح کنید.
افرادی می دانند و می دانند که می دانند. به دنبال آنها نروید، زیرا چنانچه بدانند که می دانند، مایل نیستند آنها را دنبال کنید، اما به دقت به آنها گوش کنید و ببینید برای گفتن چه دارند، زیرا آنها آنچه را که شما می دانید، به یاد شما می آورند. آنها به همین دلیل برای شما فرستاده شده اند و شما آنها را به همین دلیل فراخوانده اید.

کتاب: #پیامهایی_از_ملکوت| مؤلفان: #مسعود_لعلی| نشر:#بخشایش|چاپ: سوم۱۳۹۵|

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

نه او نمرده است که من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خیال من
میراث شاعرانه ی من هر چه هست از اوست
کانون مهر و ماه مگر می شود خموش
آن شیرزن بمیرد؟ او شهریار زاد
(( هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق))

کتاب: #دیوان_شهریار| نشر:#نگاه|چاپ: پنجاه و دوم۱۳۹۵|

🆔 @JDMpress3