نمایشگاه دائمی کتاب/ انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد شعبه 3 – Telegram
نمایشگاه دائمی کتاب/ انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد شعبه 3
61 subscribers
93 photos
4 videos
1 file
51 links
🔴 با توجه به راه‌اندازی صفحات یکپارچه کتابفروشی‌های جهاد دانشگاهی مشهد در شبکه‌های اجتماعی این کانال غیرفعال است.

لطفا برای ارتباط با ما صفحات زیر را دنبال کنید 👇👇

کانال تلگرام
t.me/jdmbookstore

صفحه اینستاگرام
instagram.com/jdmbookstore
Download Telegram
#گزیده_کتاب

✍️ مارکوس می گوید به طور کلی اگر نتوانیم در برابر لذت مقاومت کنیم، نهایتا نقش برده را بازی خواهیم کرد، (( عروسک وار با هر میلی به حرکت در می آییم)) و تمام زندگی را صرف (( شکایت از امروز و نالیدن از فردا )) خواهیم کرد. برای اجتناب از چنین سرنوشتی باید مراقب بود تا دردها و لذات توانایی عقلانی مان را تحت الشعاع خود قرار ندهند. چنان که مارکوس خاطر نشان می کند، باید بیاموزیم (( در مقابل نق نق تن مقاومت کنیم ))

| کتاب:#فلسفه_ای_برای_زندگی|#ویلیام_بی_اروین|مترجم:#محمد_یوسفی| انتشارات: #ققنوس| چاپ: سوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍️زمانی‌ست که از کلمات خسته‌ام
گروه‌گروه هجوم می‌آورند
می‌نشینند در سرم
مثل دسته‌ی پرندگان
بر سر درختی
دست بر دست می‌کوبم
بانگ برمی‌کشم
می‌پرند و پراکنده می‌شوند
یک پرنده‌ی خاموش اما
نه می‌ترسد نه می‌رود
نه آوازش را می‌خواند

| کتاب:#گزینه_اشعار_شهاب_مقربین|#شهاب_مقربین|انتشارات: #ققنوس| چاپ: دوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍️محمدعلی مظلوم گفت: اوستا می‌دونی چیه؟
- اوستا حاج‌عبدالرحیم گفت: نه نمی‌دونم
محمدعلی نشست روبه‌روی اوستا حاج‌عبدالرحیم و لب‌هایش را ورچید: اینجا رو خودمون ساختیم
اوستا حاج‌عبدالرحیم گفت: خب معلومه. چشم واغیب میگی.
محمدعلی گفت: اگر ما نمی‌ساختیم.....
- صادق دستپاچه توی حرفش دوید: یکی دیگه می‌ساخت. یک عمله‌ی دیگه، ما همه عمله‌ایم، راس نمی‌گم؟
اوستا حاج‌عبدالرحیم گفت: راست میگی ...؟
محمدعلی گفت: باشه، اما دلمون خوش بود، توی زندونی که خودمون ساختیم، زندونی نیستیم. اینجا رو خودمون ساختیم، خودمون.
و صدایش تند شد، بال کشید و به قهقهه افتاد. عین آدم‌های دیوانه، خل‌وضع. آفتاب انگاری کلافه‌اش کرده بود، و به سرش زده بود.
صادق حسن گفت: ساکت باش، بده
محمدعلی همچنان می‌خندید.

| کتاب:#قصه_های_پاییزی|#اصغر_الهی|انتشارات: #امیر_کبیر| چاپ: دوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
نمایشگاه آثار ساخته شده با درب بطری از چهره افراد شاخص محیط زیست و حیوانات در حال انقراض توسط گروه آرتوان در نگارخانه فردوسی جهاددانشگاهی مشهد گشایش یافت.
#23_دی_ماه_تا_28_دی
#ساعت_16_20
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍️داستان هلال‌پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر

در عهد عمر، در شب عید فطر، جماعتی به‌همراه او به کوه بلندی رفتند تا ماه را شخصاً مشاهده کنند. در آن میان، یکی با صدای بلند می‌گوید: من هلال ماه را دیدم. عمر هرچه نگاه می‌کند هلالی نمی‌بیند و متوجه می‌شود که مویی جلوی دیده او را گرفته و باعث چنین تصوری شده و او را از این اشتباه آگاه می‌کند.

#نکته_هایی_از_حکایت
مقصود مولانا در سرودن این داستان‌ها نگاه اخلاقی و ظرایف عرفانی است که در ضمنِ داستان به آن اشاره می‌کند:
ای برادر قصه، چون پیمانه‌ای‌ست
معنی اندر وی، مثال دانه ای‌ست
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل

✍🏻 این داستان به‌طور اجمال تصویری از دو تفکر است:

🌱 نخست، تفکر انسان‌هایی که حقیقت را دیده و به عالم شهود رسیده‌اند. مولانا در جایی دیگر می‌فرماید:
کرد مردی از سخندانی سؤال
حق‌وباطل چیست ای نیکومقال
گوش را بگرفت و گفت این باطل است
چشم حق است و یقین‌اش حاصل است

🌱 و دوم، تفکر آدمیانی که زحمت جست‌و‌جوی دنبال حقیقت را به‌خود نمی‌دهند و با شنیده‌های دیگران قیاس می‌کنندکه این‌گونه قیاسات را مولانا باطل می‌داند:
از قیاس‌اش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

| کتاب:#سیری_در_گلزار_مثنوی|#مهدیه_الهی_قمشه_ای|انتشارات: #به_نشر| چاپ: دوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍️حکایت مرد، مار و قورباغه
مردی که در یکی از روزهای تعطیل ماهی میگرفت به کنار قایقش نگاه کرد و ماری را دید که قورباغه ای در دهان دارد. برای قورباغه ناراحت شد. دستش را دراز کرد و قورباغه را از دهان مار نجات داد و آزادش ساخت. اما حالا برای گرسنگی مار ناراحت بود. چون غذا نداشت، قمقمه را برداشت و چند قطره مشروب در دهان مار ریخت. مار با خوشحالی شنا کرد و دور شد. قورباغه شاد و مرد نیز از کار نیکش مسرور بود. او در این اندیشه بود که تمام کارهایش درست بوده تا اینکه بعد از چند دقیقه صدای برخورد چیزی را با قایقش شنید. با ناباوری و حیرت دید که این دفعه مار با دو تا قورباغه آمده بود.
این حکایت به ما دو درس مهم می آموزد:
1- رفتاری که به آن پاداش داده شود تکرار می شود. آنچه را که امیدوار باشید، طلب کنید، آرزو کنید یا خواهش کنید بدست نمی آورید. هر چه را پاداش دهید دریافت می کنید. در هر صورت و در هر حال، افراد کاری را که تصور کنند از آن نفع بیشتر می برند انجام می دهند.
2- در تلاش برای انجام کارهای درست، گاهی ممکن است کارهای غلط مشمول پاداش قرار گیرد و کارهای صحیح نادیده گرفته شود یا تنبیه شود. نتیجه آن است که ما انتظار داریم((A)) حادث شود، لکن ((B)) را پاداش داده ایم و تعجب می کنیم چرا ((B)) را بدست می آوریم.

| کتاب:#بزرگترین_اصل_مدیریت_در_دنیا|#مایکل_لوبوف|مترجم:#مهدی_ایران_نژاد_پاریزی| انتشارات: #مدیران| چاپ: هشتم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
هدف این کتاب درنهایت، دستیابی به روش صداسازیِ گام‌به‌گام است.
شاه‌کلید استفاده درست از صدا، داشتن تکنیکی جامع و کامل است.
تمامی تمرین‌های کتاب، با نظم طبیعی آناتومی انسان سازگار هستند.
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍️الیاس کانتی می‌گوید: (( دیدن ورای آدم‌ها آسان است. ولی ما را به جایی نمی‌رساند.))
به‌عبارت دیگر، چه آسان و چه بی‌فایده در افراد عیب می‌یابیم. آیا وقتی عاشق می‌شویم بعضاً به این دلیل نیست که، حتی به بهای کوری خودمان در این فرآیند و آن لحظه خواسته‌ایم، دیدن ورای آدم‌ها را نفی کنیم؟ اگر بدبینی و عشق دو گزینه‌ی متقابل باشند، آیا عاشق‌‌شدن ما به این دلیل نیست که می‌خواهیم از موضع ضعف بدبینی، نجات یابیم؟ آیا در هر «عشق در نگاه اول» نوعی گزافه‌پردازی نسبت به خصوصیات معشوق وجود ندارد؟ نوعی گزافه‌پردازی که ما را از منفی‌نگری معمول‌مان منفک می‌کند و تمرکز و نیرویمان را معطوف کسی می‌کند که چنان باورش داریم که هرگز حتی خود را چنین باور نداشته‌ایم.

| کتاب:#جستارهایی_درباب_عشق|#آلن_دو_باتن|مترجم:#گلی_امامی| انتشارات: #نیلوفر| چاپ: هشتم ۱۳۹۶|

l1l.ir/43dz

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب

✍️بحث و جدل فکری با آدمیان، که بر عقاید خود سرسختانه اصرار دارند، پردردسرترین کار است. مگر، شاید، با افرادی به کلی متظاهر، که به آنچه می گویند به راستی باور ندارند، و به سائق نقش بازی، از سر روحیه ی مخالف خوانی، یا برای نشان دادن مهارت و هوشمندی خود در بحث و برتری نسبت به دیگران، وارد یک مناقشه می شوند. تمسک کور به دلایل خاص خود، بی احترامی و بی اعتنایی به حریف، اصرار پر شور بر سخنان سفسطه آلود و غلط، در مجادله های فکری این هر دو گروه مرسوم است. و از آنجا که استدلال و عقل ورزی منشاء عقاید اهل جدل نیست، بیهوده است اگر انتظار بریم که منطق، که اصولاً طرف خطابش عواطف نیست، آنها را ملزم به پیدایش عقاید استوارتر کند.

| کتاب:#کاوش_در_مبانی_اخلاق|#دیوید_هیوم|مترجم:#مرتضی_مردیها| انتشارات: #مینوی_خرد| چاپ: سوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب
حکایت:

✍🏻سرهنگ زاده ای را بر در سرای اُغلَمِش ديدم كه عقل و كياستی و فهم و فراستی زايدالوصف داشت. هم از عهد خردی آثار بزرگی در ناصيه ی او پيدا.

بالاى سرش ز هوشمندى
مى تافت ستاره بلندى

فی الجمله مقبول سلطان آمد كه جمال صورت و معنی داشت و خردمندان گفته اند توانگرى به هنر است نه به مال و بزرگى به عقل است نه به سال. ابنای جنس او بر منصب او حسد بردند و به خيانتی متهم كردند و در كشتن او سعی بی فايده نمودند.

"دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟"

ملک پرسيد كه موجب خصمی اينان در حق تو چيست؟ گفت: در سايه ی دولت خداوند (دام ملكه) همگنان را راضی كردم مگر حسود را كه راضی نمی شود الا به زَوال نعمت من و اقبال و دولت خداوند باد.

توانم آن كه نيازارم اندرون كسى
حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است
بمير تا برهى اى حسود، كين رنجى است
كه از مشقت آن جز به مرگ نتوان رَست

شوربختان به آرزو خواهند
مقبلان را زوال نعمت و جاه
گر نبيند به روز، شب پره چشم
چشمه ی آفتاب را چه گناه ؟
راست خواهى هزار چشمِ چنان
كور، بهتر كه آفتاب سياه

| کتاب:#گلستان_سعدی|#سعدی_شیرازی|#باب_اول_حکایت5| انتشارات: #بیهق_کتاب| چاپ: سوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
هی فلانی زندگی شاید همین باشد؟ یک فریب ساده و کوچک.آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی/ من گمانم زندگی باید همین باشد.هر حکایت دارد آغازی و انجامی،جز حدیث رنج
@JDMpress3
اميد كه سال نو
آب را
و كتاب را
قدر بدانيم...
#گزیده_کتاب
با نشاط خدمت به خلق کردن

افسرده مباش اگر نه سنگی 🌺رهوارتر آی اگرنه لنگی
گرد از سر این نمد فرو روب 🌺پائی به سر نمد فروکوب
در رقص رونده چون فلک باش 🌺 گو جمله راه پر خسک باش
مرکب بده و پیادگی کن 🌺 سیلی خور و روگشادگی کن
بار همه میکش ار توانی 🌺بهتر چه ز بار کش رهانی؟
تا چون تو بیفتی از سر کار 🌺 سفت همه کس ترا کشد بار
ساقی می ارغوانیم ده 🌺 یاری ده زندگانیم ده
آن می که چو با مزاج سازد 🌺 جان تازه کند جگر نوازد

| کتاب:#لیلی_و_مجنون|#حکیم_نظامی_گنجوی|انتشارات: #پیر_امید| چاپ: سوم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال🌺شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

بدار یک نفس ای قائد این زمام جمال🌺که دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جمال

دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل🌺پیام ما که رساند مگر نسیم شمال

به تیغ هندی دشمن قتال می‌نکند🌺چنان که دوست به شمشیر غمزه قتال

جماعتی که نظر را حرام می‌گویند🌺نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود🌺عجب فتادن مرد است در کمند غزال

تو بر کنار فراتی ندانی این معنی🌺به راه بادیه دانند قدر آب زلال

اگر مراد نصیحت کنان ما این است🌺که ترک دوست بگویم تصوریست محال

به خاک پای تو داند که تا سرم نرود🌺ز سر به در نرود همچنان امید وصال

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری🌺به آب دیده خونین نبشته صورت حال

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست🌺که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال

به ناله کار میسر نمی‌شود سعدی🌺ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال
🆔 @JDMpress3
yon.ir/dbC7a
🌍 امروز روز زمین است 🌍

شعار امسال:
🌿به آلودگی‌های ناشی از مواد پلاستیکی پایان دهیم🌿

📚 @JDMpress 📚
#گزیده_کتاب
9 نکته برای ورشکست شدن یک شرکت

1- بیشتر از آنچه وظیفه تان است کار نکنید و بگویید (( دیگران )) این کار را انجام داده اند، بعد از این بنالید که کارکنان حقی در اظهار نظر در امور شرکت ندارند.
2- تمام دعوتها برای شرکت در کنفرانسها، ملاقاتها، شوراها را رد کنید و بگویید خیلی گرفتارید، آن گاه با صدای بلند به دیگران بگویید چگونه کارشان را انجام دهند.
3- حتی زمانی که به عضویت شورای اجرایی در آمده اید، کار نکنید و نگویید که شرط ادب اقتضا کرده تا شما را به این مقام بگمارند. بعد بنالید که شرکت دچار رکود است.
4- حتی اگر در نشستهای مجمع عمومی شرکت می کنید، افکار جدیدی ارائه ندهید. بعد نسبت با افکار جدیدی که دیگران ارائه می کنند، مخالفت ورزید.
5- از استعدادهای خود استفاده نکنید و احساس خود رضایتی بکنید، بعد بنالید که هیچ وقت مورد خطاب و تقدیر قرار نمی گیرید.
6- میل چندانی در انجام وظیفه نداشته باشید و بگویید همین کاری که می کنم زیادی است و بنالید که مدیریت مالی شرکت ضعیف است.
7- دیگران را در مشارکت کارها فرا نخوانید و ایجاد نا امیدی کنید. بعد بنالید که از میزان مشارکت کاسته شده است.
8- نامه هایی را که از مراکز می آید نخوانید و بی پاسخ بگذارید و بگویید مهم نیست. بعد بنالید که کسی شما را در جریان وقایع نمی گذارد.
9- تغییر در شغل و نشانی خود را به اطلاع دیگران نرسانید و بگویید (( وظیفه )) دیگران است تا این موضوع را بفهمند. بعد بنالید که نشریات سازمانی و نامه هایتان را دریافت نمی کنید
و اگر شرکت شما به طور شانسی و علی رغم مشارکت مدیریت صحیح شما رشد کرد از هر فرصتی که به دست می آید استفاده کنید و به جوانترها بگویید که در گذشته چه قدر کار سخت بوده و به سختی کار کردید تا شرکت را به این سطح موفقیت برسانید.

| کتاب:#اندیشه_های_خوب_برای_همه|#پرامدو_ویجب_باترا|#هیبت_الله_اسدی|انتشارات: #به_نشر| چاپ: چهارم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
#تابستانه_کتاب
#15_تا_25_درصد_تخفیف
#از_30_مرداد_لغایت_8_شهریور
مشهد سه راه ادبیات مجتمع جهاد دانشگاهی مشهد
نمایشگاه دائمی کتاب شعبه 3
تلفن:38403463
🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب
✍️ما همه در طلب دیده شدن هستیم
همه نیاز به توجه دیگران داریم
در آن لحظه از زمان...
آن لحظه ای که، می خواهی خبرهای خوب را تقسیم کنی، یا دلت گرمای یک آغوش بی تکلف می خواهد، تا اشکهایت سرازیر شود وقتی زانوهایت زخمی شده، تا سرخوردگی های ناشی از احساساتت را بیرون بریزی،
یا قلبت
در میان دستهایی که قضاوت نمی کنند آرامش بیابد،
تا به چهره ی یک نفر دیگر نگاه کنی و بدانی که این بیش از یک احساس همدردی است برای تو...
ما همه به دنبال لحظات کوتاه ارزشمند هستیم، و در جست و جوی کسی که بگوید،
((💚آنقدرها هم سرم شلوغ نیست.💚))

| کتاب:#آنقدرها_هم_سرم_شلوغ_نیست|#جودی_هیلز|#فاطمه_کاوندی|انتشارات: #بدون| چاپ: چهارم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3
#گزیده_کتاب
✍️مرد آبی ناگهان گفت: در بهشت پنج نفر را ملاقات میکنی، هر کدام از ما بنا به دلیلی در زندگی تو بوده ایم. شاید اون موقع علتش را نفهمیده باشی، و بهشت برای همین است. برای درک زندگی ات روی زمین.

ادی مات و مبهوت نگاه کرد

((مردم، بهشت را مثل باغ فردوس تصور می کنند. جایی که در آن می توانند بر ابرها شناور شوند و در رودخانه ها و کوه ها وقتشان را را به بطالت بگذرانند. ولی این صحنه پردازیها بدون تسلی خاطر، بی معنی است.))

(( بزرگترین هدیه ای که خدا می تواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگی ات گذشته. تا زندگی ات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی. ))

| کتاب:#در_بهشت_پنج_نفر_منتظر_شما_هستند|#میچ_البوم|#پاملا_یوخانیان|انتشارات: #قطره| چاپ: هجدهم ۱۳۹۶|

🆔 @JDMpress3