💠⭕️سندروم پیروی کورکورانه
کایل چایکا؛ نویسنده آمریکایی و روزنامهنگار حوزۀ فرهنگ و تکنولوژی
در دهۀ ۲۰۱۰، بازاریابیِ محتوا شروع شد. منطق سودآوری اش چه بود؟ درصد کمی از خرید هرچیزی که توصیه میشد نصیب بازاریاب میشد. از آن زمان، توصیههای آنلاین بهتدریج بیشتر و بیشتر شد. اکنون پلتفرمها میخواهند به ما بگویند چه چیزی بخریم، کجا غذا بخوریم و بهطور کلی چگونه زندگی بهتری داشته باشیم. ویدیوهای راهنمای خرید روزبهروز بیشتر میشوند؛ اینفلوئنسرهای جویای نامی که محصولاتی مانند لوازم آرایشی، لوازم آشپزی یا لباس ورزشی تبلیغ میکنند مثل مجریهای تلویزیون با شور و انرژی تمام از مزایای این محصولات میگویند. عده ای می گویند که چه فیلمی را باید تماشا کنیم. کانال دیگری به شما کمک میکند «رستورانهای خوب را پیدا کنید». (رفرنس: نشریه ترجمان)
تحلیل از آکادمی جام:
ما اکنون شده ایم یک ماشین تقلید:
⭕️همان موسیقی ای را گوش می کنیم که اینفلوئنسرها می گویند.
⭕️همان کتاب هایی را می خوانیم که بازاریابان می گویند.
⭕️همان صبحانه ای را می خوریم که مبلغان تبلیغ می کنند.
⭕️همان کرمی را به پوست مان می زنیم که مدل اینستاگرامی می گوید.
و ...
خب چه مشکلی دارد؟
زندگی اصیل، انتخاب شخصی و سلیقه فردی عملا فراموش شده اند. مرگ سلیقه و انتخاب شخصی!
حال چه می توان کرد؟
1) نترسیدن از متفاوت بودن؛ فراموش نکنیم که خداوند هر کدام از ما را متفاوت از دیگری آفریده است. همانگونه که اثر انگشت هر کدام از ما متفاوت از دیگری است. پس، از اینکه خلاف جریان آب شنا کنیم نترسیم.
2) دلیل انتخاب های خود را واکاوی کنید. هر چند وقت یکبار روی انتخاب های خود زوم کنید و از خود بپرسد که چرا این را انتخاب کردم، انتخاب خودم بود یا توصیه دیگران؟
3) مرزهای مشخصی تعیین کنید: برخی از انتخاب ها را بگذارید که همرنگ جماعت شوید اما برخی از حوزه ها را اختصاصی و انحصاری خودتان نگه دارید و از آن به شدت محافظت کنید. اینگونه «حریم انتخاب فردی» خواهید داشت که شما را منحصر به فرد نگه می دارد.
آکادمی جام
جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
کایل چایکا؛ نویسنده آمریکایی و روزنامهنگار حوزۀ فرهنگ و تکنولوژی
در دهۀ ۲۰۱۰، بازاریابیِ محتوا شروع شد. منطق سودآوری اش چه بود؟ درصد کمی از خرید هرچیزی که توصیه میشد نصیب بازاریاب میشد. از آن زمان، توصیههای آنلاین بهتدریج بیشتر و بیشتر شد. اکنون پلتفرمها میخواهند به ما بگویند چه چیزی بخریم، کجا غذا بخوریم و بهطور کلی چگونه زندگی بهتری داشته باشیم. ویدیوهای راهنمای خرید روزبهروز بیشتر میشوند؛ اینفلوئنسرهای جویای نامی که محصولاتی مانند لوازم آرایشی، لوازم آشپزی یا لباس ورزشی تبلیغ میکنند مثل مجریهای تلویزیون با شور و انرژی تمام از مزایای این محصولات میگویند. عده ای می گویند که چه فیلمی را باید تماشا کنیم. کانال دیگری به شما کمک میکند «رستورانهای خوب را پیدا کنید». (رفرنس: نشریه ترجمان)
تحلیل از آکادمی جام:
ما اکنون شده ایم یک ماشین تقلید:
⭕️همان موسیقی ای را گوش می کنیم که اینفلوئنسرها می گویند.
⭕️همان کتاب هایی را می خوانیم که بازاریابان می گویند.
⭕️همان صبحانه ای را می خوریم که مبلغان تبلیغ می کنند.
⭕️همان کرمی را به پوست مان می زنیم که مدل اینستاگرامی می گوید.
و ...
خب چه مشکلی دارد؟
زندگی اصیل، انتخاب شخصی و سلیقه فردی عملا فراموش شده اند. مرگ سلیقه و انتخاب شخصی!
حال چه می توان کرد؟
1) نترسیدن از متفاوت بودن؛ فراموش نکنیم که خداوند هر کدام از ما را متفاوت از دیگری آفریده است. همانگونه که اثر انگشت هر کدام از ما متفاوت از دیگری است. پس، از اینکه خلاف جریان آب شنا کنیم نترسیم.
2) دلیل انتخاب های خود را واکاوی کنید. هر چند وقت یکبار روی انتخاب های خود زوم کنید و از خود بپرسد که چرا این را انتخاب کردم، انتخاب خودم بود یا توصیه دیگران؟
3) مرزهای مشخصی تعیین کنید: برخی از انتخاب ها را بگذارید که همرنگ جماعت شوید اما برخی از حوزه ها را اختصاصی و انحصاری خودتان نگه دارید و از آن به شدت محافظت کنید. اینگونه «حریم انتخاب فردی» خواهید داشت که شما را منحصر به فرد نگه می دارد.
آکادمی جام
جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
❤17👍10🙏2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ متنی برای نا امیدان!
عمر یاغی، متولد یک خانواده آواره فلسطینی از روستای المسمیه در غزه، برنده جایزه نوبل شیمی شده است. او در یک خانه یک اتاقه در یک اردوگاه آوارگان در امان، اردن، بدون برق بزرگ شد، و زندگیای که با آوارگی شکل گرفته بود را به زندگیای تعریفشده با نبوغ، پشتکار و کشف تبدیل کرد.
داستان او فراتر از یک دستاورد علمی است - این داستان مردمی ریشهکنشده اما نشکسته است. خانواده او، مانند صدها هزار فلسطینی، مجبور به ترک سرزمین خود شدند و فقط خاطره، فقدان و امید را با خود بردند. از آن تبعید، عمر یاغی به قلههای علم جهانی صعود کرد.
هویت او بحثهایی را برانگیخته است که آیا او فلسطینی، اردنی، سعودی یا آمریکایی است؛ اما هیچ تابعیتی نمیتواند محل پیدایش او را تغییر دهد. او فلسطینی است - متولد تبعید، اما برای همیشه ریشه در داستان مردمش دارد.
همانطور که محمود درویش زمانی نوشت: «ما از بیماری لاعلاجی به نام امید رنج میبریم.»
پیروزی یاغی به آن امید شکل میدهد، و ثابت میکند که حتی از آوارگی و رنج، فلسطینیها همچنان به اوج میرسند، خلق میکنند و جهان را روشن میکنند.
@korsiii
@JaamAcademy آکادمی جام؛
عمر یاغی، متولد یک خانواده آواره فلسطینی از روستای المسمیه در غزه، برنده جایزه نوبل شیمی شده است. او در یک خانه یک اتاقه در یک اردوگاه آوارگان در امان، اردن، بدون برق بزرگ شد، و زندگیای که با آوارگی شکل گرفته بود را به زندگیای تعریفشده با نبوغ، پشتکار و کشف تبدیل کرد.
داستان او فراتر از یک دستاورد علمی است - این داستان مردمی ریشهکنشده اما نشکسته است. خانواده او، مانند صدها هزار فلسطینی، مجبور به ترک سرزمین خود شدند و فقط خاطره، فقدان و امید را با خود بردند. از آن تبعید، عمر یاغی به قلههای علم جهانی صعود کرد.
هویت او بحثهایی را برانگیخته است که آیا او فلسطینی، اردنی، سعودی یا آمریکایی است؛ اما هیچ تابعیتی نمیتواند محل پیدایش او را تغییر دهد. او فلسطینی است - متولد تبعید، اما برای همیشه ریشه در داستان مردمش دارد.
همانطور که محمود درویش زمانی نوشت: «ما از بیماری لاعلاجی به نام امید رنج میبریم.»
پیروزی یاغی به آن امید شکل میدهد، و ثابت میکند که حتی از آوارگی و رنج، فلسطینیها همچنان به اوج میرسند، خلق میکنند و جهان را روشن میکنند.
@korsiii
@JaamAcademy آکادمی جام؛
❤39👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️زندگی مثل فوتبال است! یا شاید هم فوتبال مثل زندگی است. با هم این فیلم کوتاه زیبا را ببینیم تا بفهمیم پنالتی در دقیقه ۹۶ چقدر می تواند مهم باشد!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤26🔥9👌5👍2😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ میدونستی وقتی با باوری مخالف باور خودت روبهرو میشی، مغزت فکر میکنه با یه خرس وحشی روبهرو شده؟
رفتارشناسان به این وضعیت ذهنی میگن cognitive immunization یا ایمنی شناختی
اما اگه بخواهی رشد کنی، باید یاد بگیری باورهای متفاوت رو خرس وحشی نبینی!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
رفتارشناسان به این وضعیت ذهنی میگن cognitive immunization یا ایمنی شناختی
اما اگه بخواهی رشد کنی، باید یاد بگیری باورهای متفاوت رو خرس وحشی نبینی!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
👍16❤8🔥1
💠⭕️من چقدر اخلاقی ام؟ یک تست آسان اما آزاردهنده
فضیلت، در کنش بیچشمداشت معنا پیدا میکند. نه از سر جبران، نه در پاسخ دیگری. آدمی آنگاه بزرگ میشود که به احترام خویشتن، نیک باشد… حتی اگر جهان، به او نیکی نکند (رشید کاکاوند، ادیب معاصر).
آنچه این ادیب معاصر گفته است در روانشناسی به عنوان انگیزش درونی (Intrinsic Motivation) شناخته میشود؛ یعنی انگیزهای که از درون فرد برای انجام یک کار ناشی میشود و نه برای پاداش بیرونی (Extrinsic Reward). کانت نیز در فلسفه اخلاق خود تأکید میکند رفتار اخلاقی، آن است که انسان آن را صرفاً به عنوان وظیفه و نه به عنوان وسیلهای برای منافع شخصی انجام دهد.
💠⭕️تست اخلاقی مندی
حالا به این سه سوال جواب بدهید:
۱. کنش بی خواهش: آیا تا به حال به کسی کمک کردهاید، حتی وقتی مطمئن بودید هیچ پاداش یا قدردانی دریافت نمیکنید؟
2. گذشت و بخشش: آیا تا به حال کسی که به شما آسیب زده را بخشیدهاید، بدون درخواست پوزش یا اعلان عذرخواهی از طرف او و یا انتظار جبران از طرف شما؟
3. نیکی پنهانی: آیا تا به حال کاری نیک انجام دادهاید که هیچ کس از آن مطلع نبوده و صرفاً به خاطر اینکه آن کار خوب بوده است؟
فضیلت و زیست اخلاقی چیزی است که ما را قادر میسازد بهترین نسخه از خودمان باشیم، نه برای دیگران، بلکه برای خودمان.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
اینستاگرام | لینکدین|بله | ایتا | سروش
فضیلت، در کنش بیچشمداشت معنا پیدا میکند. نه از سر جبران، نه در پاسخ دیگری. آدمی آنگاه بزرگ میشود که به احترام خویشتن، نیک باشد… حتی اگر جهان، به او نیکی نکند (رشید کاکاوند، ادیب معاصر).
آنچه این ادیب معاصر گفته است در روانشناسی به عنوان انگیزش درونی (Intrinsic Motivation) شناخته میشود؛ یعنی انگیزهای که از درون فرد برای انجام یک کار ناشی میشود و نه برای پاداش بیرونی (Extrinsic Reward). کانت نیز در فلسفه اخلاق خود تأکید میکند رفتار اخلاقی، آن است که انسان آن را صرفاً به عنوان وظیفه و نه به عنوان وسیلهای برای منافع شخصی انجام دهد.
💠⭕️تست اخلاقی مندی
حالا به این سه سوال جواب بدهید:
۱. کنش بی خواهش: آیا تا به حال به کسی کمک کردهاید، حتی وقتی مطمئن بودید هیچ پاداش یا قدردانی دریافت نمیکنید؟
2. گذشت و بخشش: آیا تا به حال کسی که به شما آسیب زده را بخشیدهاید، بدون درخواست پوزش یا اعلان عذرخواهی از طرف او و یا انتظار جبران از طرف شما؟
3. نیکی پنهانی: آیا تا به حال کاری نیک انجام دادهاید که هیچ کس از آن مطلع نبوده و صرفاً به خاطر اینکه آن کار خوب بوده است؟
فضیلت و زیست اخلاقی چیزی است که ما را قادر میسازد بهترین نسخه از خودمان باشیم، نه برای دیگران، بلکه برای خودمان.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
اینستاگرام | لینکدین|بله | ایتا | سروش
❤37💯12👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ گفت: «صبور باش و با زمان نجنگ. بعضی چیزها از مسیر زمان به دست میآیند. نه میتوانی از زمان جلو بزنی و نه از خودت.
صبور باش، فکر کن و هر کجا که لازم بود دست به عمل بزن. امّا بدان که بعضی چیزها زمان میبرند و تغییر تو را طلب میکنند و هیچکس نمیتواند آنها را زودتر از وقتشان محقق کند. آدم زمانمند است؛ خواستنهایش هم، رسیدنهایش هم، شدنهایش هم.»
• محمود مقدسی •
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
صبور باش، فکر کن و هر کجا که لازم بود دست به عمل بزن. امّا بدان که بعضی چیزها زمان میبرند و تغییر تو را طلب میکنند و هیچکس نمیتواند آنها را زودتر از وقتشان محقق کند. آدم زمانمند است؛ خواستنهایش هم، رسیدنهایش هم، شدنهایش هم.»
• محمود مقدسی •
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤15👍11🔥2
💠⭕️ تکنیک سوگ سالم
آکادمی جام
کسی گفته بود: هر بار که سطحتان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد! یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان. این باخت نیست. این هزینهی ورود است! این مبلغ پرداختی شما برای بلیط ورود به مرحله بعدی زندگی تان است.
هر بار که سطحی بالاتر را در زندگی یا کار تجربه میکنیم، بخشی از گذشتهمان را پشت سر میگذاریم؛ عادتی قدیمی، رابطهای که دیگر مفید نیست، یا حتی تصویری که از خودمان ساخته بودیم. این دگرگونی نه یک شکست، بلکه بخشی از فرایند رشد است. درست مانند پوستاندازی مار، که رها شدن از لایهی پیشین شرط بقا و ادامهی مسیرش است. ماری که بخواهد پوستش را همیشه حفظ کند، می میرد. انسان هم باید یاد بگیرد که «از دست دادن» را نه بهعنوان فقدان، نه به مثابه شکست و نه یک خسران بلکه بهعنوان پیششرط ورود به مرحلهای تازه درک کند.
💠⭕️ تکنیک کاربردی: سوگ سالم
کاربرد عملی این ایده در زندگی چیست؟
⭕️ گام اول: انتخاب آگاهانه: باید انتخاب کنیم چه چیزهایی دیگر به رشد ما کمک نمیکنند و اجازه دهیم از زندگیمان کنار بروند. چه چیزهایی در عمل مرده اند! فقط یادمان باشد قرار نیست همه چیزهایی که در زندگی گذشته داریم را کنار بگذاریم. یا اگر مدتی کوتاه با یک رابطه یا .. دچار مشکل شدیم بلافاصله آن را مرده اعلام کنیم. زندگی ترکیبی از پایداری (حفظ آنچه داریم) و پویایی (جایگزینی چیزهای جدید) است.
⭕️ گام دوم: فضاسازی: با رها سازی آنچه در گذشته بوده فضا را باز کنیم برای آنچه در آینده است. اگر سال ها من کارمند بوده ام واکنون دیگر نباید کارمند باشم تا زمانی که فول تایم (تمام وقت) به کارمندی مشغولم فرصتی برای فریلنسری پیدا نمی کند. باید چیزی را کنار گذاشت تا چیزهای جدید، جایی برای ورود داشته باشند.
⭕️ گام سوم: چیزهای جدید (مهارت جدید، رابطه جدید، خویشتن جدید، عادت جدید) را وارد زندگی مان کنیم.
به مجموع این سه گام می توان گفت سوگ سالم. یعنی از دست دادن خود قبلی مان و جایگزین کردن خود جدیدمان.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
آکادمی جام
کسی گفته بود: هر بار که سطحتان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد! یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان. این باخت نیست. این هزینهی ورود است! این مبلغ پرداختی شما برای بلیط ورود به مرحله بعدی زندگی تان است.
هر بار که سطحی بالاتر را در زندگی یا کار تجربه میکنیم، بخشی از گذشتهمان را پشت سر میگذاریم؛ عادتی قدیمی، رابطهای که دیگر مفید نیست، یا حتی تصویری که از خودمان ساخته بودیم. این دگرگونی نه یک شکست، بلکه بخشی از فرایند رشد است. درست مانند پوستاندازی مار، که رها شدن از لایهی پیشین شرط بقا و ادامهی مسیرش است. ماری که بخواهد پوستش را همیشه حفظ کند، می میرد. انسان هم باید یاد بگیرد که «از دست دادن» را نه بهعنوان فقدان، نه به مثابه شکست و نه یک خسران بلکه بهعنوان پیششرط ورود به مرحلهای تازه درک کند.
💠⭕️ تکنیک کاربردی: سوگ سالم
کاربرد عملی این ایده در زندگی چیست؟
⭕️ گام اول: انتخاب آگاهانه: باید انتخاب کنیم چه چیزهایی دیگر به رشد ما کمک نمیکنند و اجازه دهیم از زندگیمان کنار بروند. چه چیزهایی در عمل مرده اند! فقط یادمان باشد قرار نیست همه چیزهایی که در زندگی گذشته داریم را کنار بگذاریم. یا اگر مدتی کوتاه با یک رابطه یا .. دچار مشکل شدیم بلافاصله آن را مرده اعلام کنیم. زندگی ترکیبی از پایداری (حفظ آنچه داریم) و پویایی (جایگزینی چیزهای جدید) است.
⭕️ گام دوم: فضاسازی: با رها سازی آنچه در گذشته بوده فضا را باز کنیم برای آنچه در آینده است. اگر سال ها من کارمند بوده ام واکنون دیگر نباید کارمند باشم تا زمانی که فول تایم (تمام وقت) به کارمندی مشغولم فرصتی برای فریلنسری پیدا نمی کند. باید چیزی را کنار گذاشت تا چیزهای جدید، جایی برای ورود داشته باشند.
⭕️ گام سوم: چیزهای جدید (مهارت جدید، رابطه جدید، خویشتن جدید، عادت جدید) را وارد زندگی مان کنیم.
به مجموع این سه گام می توان گفت سوگ سالم. یعنی از دست دادن خود قبلی مان و جایگزین کردن خود جدیدمان.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
❤23👍8🔥4👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ انسانها سالهاست گمان میکنند خوشبختی را باید در داشتنهای بیشتر، خانههای بزرگ، وسایل لوکس و تجربههای پرزرقوبرق پیدا کرد، اما اپیکور با زندگیاش نشان داد که خوشبختی به چیزی نیاز دارد که بسیاری از ما از آن غافلیم.
او میگفت خوش بودن، یک مهارت است؛ مهارتی که بر چند اصل پنهان استوار است—اصولی که کمتر دربارهشان شنیدهایم و کمتر کسی آنها را زندگی میکند.
این روایت، دعوتی است به بازگشت به همان اصول فراموششده؛ اصولی که اگر بفهمیمشان، شاید نگاهمان به شادی برای همیشه تغییر کند.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
او میگفت خوش بودن، یک مهارت است؛ مهارتی که بر چند اصل پنهان استوار است—اصولی که کمتر دربارهشان شنیدهایم و کمتر کسی آنها را زندگی میکند.
این روایت، دعوتی است به بازگشت به همان اصول فراموششده؛ اصولی که اگر بفهمیمشان، شاید نگاهمان به شادی برای همیشه تغییر کند.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
👍17❤12👌2
💠⭕️شاخص دالی زندگی شما چقدر است؟
🖊 مجتبی لشکربلوکی
جایی خواندم و توجهم جلب شد به یک شاخص جالب. شاخص دالی سازمان جهانی بهداشت. که به «سالهای از دسترفتهی عمر، بهخاطر مرگ زودرس یا زندگی با ناتوانی» توجه می کند. سازمان جهانی بهداشت علاوه بر معلولیت های جسمی، بیماریهای روانی مثل افسردگی، اضطراب و حتی اعتیاد رو هم در دالی محاسبه لحاظ میکنه (اینجا). اسم دقیق این شاخص این است: Disability-Adjusted Life Year که ترجمه اش می شود سال های زندگی تلف شده. فردی به نام سارا را تصور کنید. انتظار میرود سارا تا ۸۰ سال زندگی کند، اما بهدلیل سکته قلبی، در ۷۰ سالگی از دنیا میرود. در ضمن از سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی، ۱۰ سال با افسردگی نیمه شدید (شدت ۰.۵) دست به گریبان بوده است. در این دهه، از کیفیت و لذت طبیعی زندگی روزانه اش کاسته میشود؛ فعالیتها، شادیها و ارتباطات انسانی او تحت تأثیر این بیماری قرار دارند(۱۰ * ۰.۵ برابر است با ۵ سال) یعنی او شاخص دالی اش می شود ۱۰ به علاوه ۵ مساوی ۱۵ سال!
شاخص دالی نشان میدهد که به دلیل بیماری یا مرگ زودرس، چند سال از زندگی سالم از دست رفته است. این شاخص برای بهداشت عمومی طراحی شده، اما ایدهاش یعنی ترکیب کمیت و کیفیت زندگی میتواند الهامبخش یک نسخه شخصیسازیشده برای زندگی فردی باشد.
☑️⭕ تحلیل و تجویز راهبردی:
این که ما کجا و چه زمانی به دنیا می آییم دست ما نیست. ممکن است در قرون وسطی و در یک روستای آلوده با طاعون به دنیا می آمدیم، بنابراین دالی جمعی دست ما نیست اما دالی فردی تا حدودی دست ماست. زندگی تعدیل شده بر پایه شرافت (Dignity-Adjusted Life Year (DALY). یعنی سال های عمرمان را بر پایه شرافت تعدیل کنیم.
این شاخص، الهامگرفته از DALY جمعی است، اما به جای تمرکز بر بیماری و ناتوانی، بر ۵ عامل رسالت، فضیلت، اصالت، خدمت، رضایت از زیستن تمرکز دارد.
بگذارید این ۵ مولفه را توضیح بدهم:
⭕️ رسالت: آیا رسالت شخصی خودم را پیدا کرده ام؟ آیا توانسته ام با کشف و پیگیری فعالانه یک هدف متعالی به این سوال پاسخ بدهم که چرا من در این جهان هستم و اصلا چرا باید زندگی کرد؟ آیا در زندگی یک حکمت معنوی دارم یا خیر؟ تجربه حس عمیقی از اتصال به یک قدرت و شعور فراجهانی دارم؟
⭕️خدمت و محبت: چقدر دیگری را در زندگی تجربه کرده ام! چقدر عشق به دیگری را زیسته ام؟ چقدر از زمان، استعدادها و منابعم به خدمت به دیگران و کمک به رفاه جامعه یا جهان اختصاص داده ام؟
⭕️ رضایت: چقدر با پرورش دو حس سپاسگزاری برای نعمتها و بسندگی (قناعت به داشته ها) رضایت درونی عمیق و پایدار را تجربه کرده ام؟
⭕️ فضیلت: آیا یک نظام اخلاقی پاکیزه و قابل دفاع دارم؟ آیا به همان نظام اخلاقی (مانند صداقت، شفقت، و محبت) پایبند بوده ام؟ آیا اصول اخلاقیام را حفظ کرده ام یا باری به هر جهت ؟ آیا دروغ، خیانت، تحقیر دیگران یا فساد حتی اگر منفعتی برایم داشت را کنار گذاشتم؟
⭕️ اصالت و عاملیت: آیا در تصمیمات زندگی ام نقش فعالی داشتم یا زیر بار هنجارها، پیش فرض ها، نظرات و معیارهای دیگران مدفون شده ام؟ آیا زندگیام برآمده از انتخاب آگاهانه بود یا انفعال و اجبار و تقلید و تکرار؟ مثلا جرات ترک شغلی که خلاف ارزشهایم است را دارم حتی اگر جای بعدی درآمد کمتری داشته باشم. آیا فعالانه به توسعه فردی خودم برای توسعه دانش و مهارت هایم پرداخته ام برای اینکه استقلال بیشتری داشته باشم؟
شاخص دالی می شود: سال های زیسته شده ضربدر در امتیازی که از عوامل رسالت، رضایت، خدمت، عاملیت و فضیلت می گیريم. به عنوان مثال اگر من ۴۰ سالم باشد و ده سال کودکی و نوجوانی را به خاطر نداشتن اصالت و عاملیت از دست داده باشم و در بیشتر دوران زندگی ام نه حکمت معنوی داشته باشم (رسالت) و نه پایبندی به فضیلت (نظام اخلاقی) آنگاه ممکن است سال های تقویمی زندگی ام معادل ۴۰ سال باشد اما سال های زندگی تعدیل شده بر پایه شرافت بشود ۲۰ سال! یعنی بیست سال از زندگی ام را نزیسته ام.
📌یک توصیه کوتاه اما مهم و هیچ چیز دیگری نمی گویم: در گام اول نمی گویم بیشتر فعلا به همان اندازه که به زیبایی و سلامت خود اهمیت می دهیم از آرایش موی سر، لباس، سیکس پک، تناسب اندام، مدل ابرو، فک و گونه و... به رسالت، فضیلت، اصالت، محبت، رضایت اهمیت دهیم وگرنه ۸۰ سال با زندگی با تناسب اندام خواهیم داشت بدون آن که این زندگی اصلا ارزش زیستن را داشته باشد!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
🖊 مجتبی لشکربلوکی
جایی خواندم و توجهم جلب شد به یک شاخص جالب. شاخص دالی سازمان جهانی بهداشت. که به «سالهای از دسترفتهی عمر، بهخاطر مرگ زودرس یا زندگی با ناتوانی» توجه می کند. سازمان جهانی بهداشت علاوه بر معلولیت های جسمی، بیماریهای روانی مثل افسردگی، اضطراب و حتی اعتیاد رو هم در دالی محاسبه لحاظ میکنه (اینجا). اسم دقیق این شاخص این است: Disability-Adjusted Life Year که ترجمه اش می شود سال های زندگی تلف شده. فردی به نام سارا را تصور کنید. انتظار میرود سارا تا ۸۰ سال زندگی کند، اما بهدلیل سکته قلبی، در ۷۰ سالگی از دنیا میرود. در ضمن از سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی، ۱۰ سال با افسردگی نیمه شدید (شدت ۰.۵) دست به گریبان بوده است. در این دهه، از کیفیت و لذت طبیعی زندگی روزانه اش کاسته میشود؛ فعالیتها، شادیها و ارتباطات انسانی او تحت تأثیر این بیماری قرار دارند(۱۰ * ۰.۵ برابر است با ۵ سال) یعنی او شاخص دالی اش می شود ۱۰ به علاوه ۵ مساوی ۱۵ سال!
شاخص دالی نشان میدهد که به دلیل بیماری یا مرگ زودرس، چند سال از زندگی سالم از دست رفته است. این شاخص برای بهداشت عمومی طراحی شده، اما ایدهاش یعنی ترکیب کمیت و کیفیت زندگی میتواند الهامبخش یک نسخه شخصیسازیشده برای زندگی فردی باشد.
☑️⭕ تحلیل و تجویز راهبردی:
این که ما کجا و چه زمانی به دنیا می آییم دست ما نیست. ممکن است در قرون وسطی و در یک روستای آلوده با طاعون به دنیا می آمدیم، بنابراین دالی جمعی دست ما نیست اما دالی فردی تا حدودی دست ماست. زندگی تعدیل شده بر پایه شرافت (Dignity-Adjusted Life Year (DALY). یعنی سال های عمرمان را بر پایه شرافت تعدیل کنیم.
این شاخص، الهامگرفته از DALY جمعی است، اما به جای تمرکز بر بیماری و ناتوانی، بر ۵ عامل رسالت، فضیلت، اصالت، خدمت، رضایت از زیستن تمرکز دارد.
بگذارید این ۵ مولفه را توضیح بدهم:
⭕️ رسالت: آیا رسالت شخصی خودم را پیدا کرده ام؟ آیا توانسته ام با کشف و پیگیری فعالانه یک هدف متعالی به این سوال پاسخ بدهم که چرا من در این جهان هستم و اصلا چرا باید زندگی کرد؟ آیا در زندگی یک حکمت معنوی دارم یا خیر؟ تجربه حس عمیقی از اتصال به یک قدرت و شعور فراجهانی دارم؟
⭕️خدمت و محبت: چقدر دیگری را در زندگی تجربه کرده ام! چقدر عشق به دیگری را زیسته ام؟ چقدر از زمان، استعدادها و منابعم به خدمت به دیگران و کمک به رفاه جامعه یا جهان اختصاص داده ام؟
⭕️ رضایت: چقدر با پرورش دو حس سپاسگزاری برای نعمتها و بسندگی (قناعت به داشته ها) رضایت درونی عمیق و پایدار را تجربه کرده ام؟
⭕️ فضیلت: آیا یک نظام اخلاقی پاکیزه و قابل دفاع دارم؟ آیا به همان نظام اخلاقی (مانند صداقت، شفقت، و محبت) پایبند بوده ام؟ آیا اصول اخلاقیام را حفظ کرده ام یا باری به هر جهت ؟ آیا دروغ، خیانت، تحقیر دیگران یا فساد حتی اگر منفعتی برایم داشت را کنار گذاشتم؟
⭕️ اصالت و عاملیت: آیا در تصمیمات زندگی ام نقش فعالی داشتم یا زیر بار هنجارها، پیش فرض ها، نظرات و معیارهای دیگران مدفون شده ام؟ آیا زندگیام برآمده از انتخاب آگاهانه بود یا انفعال و اجبار و تقلید و تکرار؟ مثلا جرات ترک شغلی که خلاف ارزشهایم است را دارم حتی اگر جای بعدی درآمد کمتری داشته باشم. آیا فعالانه به توسعه فردی خودم برای توسعه دانش و مهارت هایم پرداخته ام برای اینکه استقلال بیشتری داشته باشم؟
شاخص دالی می شود: سال های زیسته شده ضربدر در امتیازی که از عوامل رسالت، رضایت، خدمت، عاملیت و فضیلت می گیريم. به عنوان مثال اگر من ۴۰ سالم باشد و ده سال کودکی و نوجوانی را به خاطر نداشتن اصالت و عاملیت از دست داده باشم و در بیشتر دوران زندگی ام نه حکمت معنوی داشته باشم (رسالت) و نه پایبندی به فضیلت (نظام اخلاقی) آنگاه ممکن است سال های تقویمی زندگی ام معادل ۴۰ سال باشد اما سال های زندگی تعدیل شده بر پایه شرافت بشود ۲۰ سال! یعنی بیست سال از زندگی ام را نزیسته ام.
📌یک توصیه کوتاه اما مهم و هیچ چیز دیگری نمی گویم: در گام اول نمی گویم بیشتر فعلا به همان اندازه که به زیبایی و سلامت خود اهمیت می دهیم از آرایش موی سر، لباس، سیکس پک، تناسب اندام، مدل ابرو، فک و گونه و... به رسالت، فضیلت، اصالت، محبت، رضایت اهمیت دهیم وگرنه ۸۰ سال با زندگی با تناسب اندام خواهیم داشت بدون آن که این زندگی اصلا ارزش زیستن را داشته باشد!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
👍28❤9👏6🙏5🔥3💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ گاهی فکر میکنیم خوشبینی یعنی انکار مشکل؛ یعنی چشم بستن روی چیزی که آزارمان میدهد.
اما واقعیت دقیقاً برعکس است.
خوشبین کسی است که مشکل را میبیند، میشناسد، و قبول میکند
اما اجازه نمیدهد تمام زندگیاش را اشغال کند.
او یاد گرفته میان درد و زندگی فاصله بگذارد؛
یاد گرفته در کنار چالشها، همچنان نفس بکشد، حرکت کند، تجربه کند و رشد کند.
ما همیشه انتخابی کوچک اما تعیینکننده داریم:
اینکه اجازه بدهیم یک مسئله تمام ذهن و روزمان را ببلعد،
یا آن را در “جعبهای” بگذاریم،
نه برای فراموش کردن،
بلکه برای اینکه یادمان نرود زندگی بخشهای دیگری هم دارد:
امید، عشق، کار، آرامش، مسیر، هدف، و لحظههایی که منتظرند دیده شوند.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
اما واقعیت دقیقاً برعکس است.
خوشبین کسی است که مشکل را میبیند، میشناسد، و قبول میکند
اما اجازه نمیدهد تمام زندگیاش را اشغال کند.
او یاد گرفته میان درد و زندگی فاصله بگذارد؛
یاد گرفته در کنار چالشها، همچنان نفس بکشد، حرکت کند، تجربه کند و رشد کند.
ما همیشه انتخابی کوچک اما تعیینکننده داریم:
اینکه اجازه بدهیم یک مسئله تمام ذهن و روزمان را ببلعد،
یا آن را در “جعبهای” بگذاریم،
نه برای فراموش کردن،
بلکه برای اینکه یادمان نرود زندگی بخشهای دیگری هم دارد:
امید، عشق، کار، آرامش، مسیر، هدف، و لحظههایی که منتظرند دیده شوند.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
👍21🙏3❤2🔥2👏2
💠⭕️سندروم شخصیت اصلی
دکتر آنا گاتلیب، استاد فلسفۀ کالج بروکلین نیویورک
فرض کنید آخر هفته، چند ساعتی از شلوغی شهر به طبیعت پناه بردهاید، ولی وقتی به مقصدتان میرسید، هر چند دقیقه یکبار آدمهایی را میبینید که با گوشیشان موسیقی پخش میکنند و صدای آن را هم تا انتها زیاد کردهاند. شاید در اولین نگاه کارشان را نوعی بیادبی آشکار بدانید. این اشخاص سکوت طبیعت را به هم میزنند و دیگران را مجبور میکنند تا به صدای بلند موسیقیهایی گوش بدهند که دلخواهشان نیست. اما این سبک رفتارها، در عصر شبکههای اجتماعی، آنقدر رایج است که شاید لازم باشد دقیقتر بررسیشان کنیم.
«سندروم شخصیت اصلی» اصطلاحی است که اخیراً در گفتگوهای عمومی در شبکههای اجتماعی رایج شده است و به این دست رفتارها اشاره دارد؛ موقعیتهایی که در آن، فرد خودش را تنها بازیگرِ اصلی صحنه میداند و بقیه را صرفاً حاشیهها یا سیاهلشگرهایی بیاهمیت قلمداد میکند.
سندروم شخصیت اصلی، نوعی بیماری یا اختلال روانی شناختهشده نیست، بلکه توصیفی ساده از ذهنیتی است که بسیاری از اینفلوئنسرها در شبکههای اجتماعی دارند: آنها زندگی خودشان را داستانی میدانند که نقش اولش را خودشان بازی میکنند. و فقط دیدگاهها، امیال، علایق، نفرتها و عقاید نقش اول اهمیت دارند و دیدگاههای نقشهای فرعی سهم چندانی در این فیلم ندارند. شخصیت اصلی بازی میکند و بقیه واکنش نشان میدهند. شخصیت اصلی توجه میطلبد و بقیه بهتر است که اطاعت کنند یا فوراً از صحنه بیرون انداخته میشوند.
آنا گاتلیب، فیلسوف آمریکایی، میگوید وقتی ما خودمان را در مرکز داستان ببینیم، بقیۀ انسانها خواه ناخواه اهمیتشان را از دست میدهند. آنها به تعبیرِ دیوید چالمرز، به زامبیهایی تبدیل میشوند که اگرچه از نظر فیزیکی شبیه به انسانهای عادی هستند، اما تجربۀ آگاهانه ندارند.
اما روایت شخصیت اصلی، با کنار نهادنِ سهم دیگران در زندگی، داستانی میسازد که دو غایب بزرگ دارد: اولی ارتباط با دیگران و دومی، عشق. در روایتهایی که شخصیت اصلی در هم میبافد علاقه یا حوصلۀ چندانی به داستانهای دیگران وجود ندارد، پس اساساً ارتباط و عاطفهای هم میان آنها وجود ندارد.
البته فقط شبکههای اجتماعی نیستند که سندروم شخصیت اصلی در آنها رایج است، در بسیاری از فیلمها، یا حتی شرکتها و دانشگاهها این شکل از رفتار رو به افزایش است. این پیامها در وجود ما تهنشین میشوند و ما با تقلید از شخصیتهای اصلی سعی میکنیم زندگیمان را طوری روایت کنیم و به اشتراک بگذاریم که گویی فقط سفرهای ما، روایتهای ما و دیدگاههای ما مهماند و ارزش توجه دارند؛ فقط صدای ماست که ارزش شنیدن دارد. بدین ترتیب، مستقیم و غیرمستقیم از دیگران میخواهیم: «همهچیز را متوقف کنید و من را تماشا کنید: قهرمان را!». (رفرنس)
💠⭕️پیشنهاد آکادمی جام:
همه ما ناخواسته در معرض سندروم شخصیت اصلی هستیم. این مساله اگر مهار نشود ممکن است به فقدان حس همدلی می شود که بسیار خطرناک است. فقدان همدلی یعنی حذف دیگری از معادلات تصمیم گیری و حذف دیگری یعنی باز شدن دریچه بی اخلاقی. واقعا چه می توان کرد؟
⭕️ تمرین «روایت مشترک» به جای «روایت فردی»: بهجای آنکه زندگی را بهعنوان فیلمی با یک نقش اول ببینیم، آن را یک «روایت جمعی» بدانیم. تمرین نوشتن خاطرات یا یادداشتهای روزانه با تمرکز بر دیدگاه دیگران و تأثیر آنها بر زندگیمان، ذهن را از خودمحوری خارج میکند. برای مثال: «امروز دوستم چنین چیزی گفت که من را به فکر فرو برد…».
⭕️ مدیتیشن شفقتورزانه: یک نوعی از تفکر-تمرکز (مدیتیشن) وجود دارد که به ما میآموزد که به در آرامش و تنهایی و تمرکز برای دیگران آرزوی خیر کنیم: «باشد که فلانی خوشبخت باشد…». مطالعات نشان دادهاند که تمرین منظم این مدیتیشن، خودمرکزبینی را کاهش و همدلی را افزایش میدهد.
⭕️ تمرین دگرفهمی- دیدگاهپذیری: خود را آگاهانه در جایگاه دیگران قرار دهیم. مثلاً اگر کسی در طبیعت موسیقی پخش میکند، یک بار فرض کنیم اگر ما بودیم و حواسمان نبود چه؟
⭕️ شنیدن و دیدن روایتهای جایگزین در هنر و ادبیات: مطالعه رمانهای چند قهرمانه، داستانهای چندصدایی و تماشای فیلمهایی که همدلی با چندین شخصیت را ممکن میکنند، افق دید ما را از روایت تکنفره به روایتهای متکثر میگشاید
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
دکتر آنا گاتلیب، استاد فلسفۀ کالج بروکلین نیویورک
فرض کنید آخر هفته، چند ساعتی از شلوغی شهر به طبیعت پناه بردهاید، ولی وقتی به مقصدتان میرسید، هر چند دقیقه یکبار آدمهایی را میبینید که با گوشیشان موسیقی پخش میکنند و صدای آن را هم تا انتها زیاد کردهاند. شاید در اولین نگاه کارشان را نوعی بیادبی آشکار بدانید. این اشخاص سکوت طبیعت را به هم میزنند و دیگران را مجبور میکنند تا به صدای بلند موسیقیهایی گوش بدهند که دلخواهشان نیست. اما این سبک رفتارها، در عصر شبکههای اجتماعی، آنقدر رایج است که شاید لازم باشد دقیقتر بررسیشان کنیم.
«سندروم شخصیت اصلی» اصطلاحی است که اخیراً در گفتگوهای عمومی در شبکههای اجتماعی رایج شده است و به این دست رفتارها اشاره دارد؛ موقعیتهایی که در آن، فرد خودش را تنها بازیگرِ اصلی صحنه میداند و بقیه را صرفاً حاشیهها یا سیاهلشگرهایی بیاهمیت قلمداد میکند.
سندروم شخصیت اصلی، نوعی بیماری یا اختلال روانی شناختهشده نیست، بلکه توصیفی ساده از ذهنیتی است که بسیاری از اینفلوئنسرها در شبکههای اجتماعی دارند: آنها زندگی خودشان را داستانی میدانند که نقش اولش را خودشان بازی میکنند. و فقط دیدگاهها، امیال، علایق، نفرتها و عقاید نقش اول اهمیت دارند و دیدگاههای نقشهای فرعی سهم چندانی در این فیلم ندارند. شخصیت اصلی بازی میکند و بقیه واکنش نشان میدهند. شخصیت اصلی توجه میطلبد و بقیه بهتر است که اطاعت کنند یا فوراً از صحنه بیرون انداخته میشوند.
آنا گاتلیب، فیلسوف آمریکایی، میگوید وقتی ما خودمان را در مرکز داستان ببینیم، بقیۀ انسانها خواه ناخواه اهمیتشان را از دست میدهند. آنها به تعبیرِ دیوید چالمرز، به زامبیهایی تبدیل میشوند که اگرچه از نظر فیزیکی شبیه به انسانهای عادی هستند، اما تجربۀ آگاهانه ندارند.
اما روایت شخصیت اصلی، با کنار نهادنِ سهم دیگران در زندگی، داستانی میسازد که دو غایب بزرگ دارد: اولی ارتباط با دیگران و دومی، عشق. در روایتهایی که شخصیت اصلی در هم میبافد علاقه یا حوصلۀ چندانی به داستانهای دیگران وجود ندارد، پس اساساً ارتباط و عاطفهای هم میان آنها وجود ندارد.
البته فقط شبکههای اجتماعی نیستند که سندروم شخصیت اصلی در آنها رایج است، در بسیاری از فیلمها، یا حتی شرکتها و دانشگاهها این شکل از رفتار رو به افزایش است. این پیامها در وجود ما تهنشین میشوند و ما با تقلید از شخصیتهای اصلی سعی میکنیم زندگیمان را طوری روایت کنیم و به اشتراک بگذاریم که گویی فقط سفرهای ما، روایتهای ما و دیدگاههای ما مهماند و ارزش توجه دارند؛ فقط صدای ماست که ارزش شنیدن دارد. بدین ترتیب، مستقیم و غیرمستقیم از دیگران میخواهیم: «همهچیز را متوقف کنید و من را تماشا کنید: قهرمان را!». (رفرنس)
💠⭕️پیشنهاد آکادمی جام:
همه ما ناخواسته در معرض سندروم شخصیت اصلی هستیم. این مساله اگر مهار نشود ممکن است به فقدان حس همدلی می شود که بسیار خطرناک است. فقدان همدلی یعنی حذف دیگری از معادلات تصمیم گیری و حذف دیگری یعنی باز شدن دریچه بی اخلاقی. واقعا چه می توان کرد؟
⭕️ تمرین «روایت مشترک» به جای «روایت فردی»: بهجای آنکه زندگی را بهعنوان فیلمی با یک نقش اول ببینیم، آن را یک «روایت جمعی» بدانیم. تمرین نوشتن خاطرات یا یادداشتهای روزانه با تمرکز بر دیدگاه دیگران و تأثیر آنها بر زندگیمان، ذهن را از خودمحوری خارج میکند. برای مثال: «امروز دوستم چنین چیزی گفت که من را به فکر فرو برد…».
⭕️ مدیتیشن شفقتورزانه: یک نوعی از تفکر-تمرکز (مدیتیشن) وجود دارد که به ما میآموزد که به در آرامش و تنهایی و تمرکز برای دیگران آرزوی خیر کنیم: «باشد که فلانی خوشبخت باشد…». مطالعات نشان دادهاند که تمرین منظم این مدیتیشن، خودمرکزبینی را کاهش و همدلی را افزایش میدهد.
⭕️ تمرین دگرفهمی- دیدگاهپذیری: خود را آگاهانه در جایگاه دیگران قرار دهیم. مثلاً اگر کسی در طبیعت موسیقی پخش میکند، یک بار فرض کنیم اگر ما بودیم و حواسمان نبود چه؟
⭕️ شنیدن و دیدن روایتهای جایگزین در هنر و ادبیات: مطالعه رمانهای چند قهرمانه، داستانهای چندصدایی و تماشای فیلمهایی که همدلی با چندین شخصیت را ممکن میکنند، افق دید ما را از روایت تکنفره به روایتهای متکثر میگشاید
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
👍17👏7❤5👌4🙏2😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️تکنیک جالب تخریب و رهاسازی
ما بدون اینکه حواسمان باشد خیلی وقت ها بر اساس داشتهها خودمان را تعریف میکنیم. مثلا من همان کسی هستم که مدرک دکترای جامعهشناسی دارم. بالاتر از بسیاری از دوستانم ماشین شاسی بلند لوکانو دارم، دو مدرک بین المللی، کسب وکاری موفق، برند شخصی جذاب، اندامی متناسب. و اگر این ها را از ما بگیرند یک دفعه فرو می ریزیم انگار که وجود نداشتهایم. چه باید کرد؟
📌تمرین تخریب و رهاسازی! در همین راستا، در برخی مناطق آسیای شرقی آیینی وجود دارد که بسیار الهام بخش است. شما رو به دیدن این آیین دعوت می کنیم. دیدنی نه از سر عجله بلکه از سر عمق!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
ما بدون اینکه حواسمان باشد خیلی وقت ها بر اساس داشتهها خودمان را تعریف میکنیم. مثلا من همان کسی هستم که مدرک دکترای جامعهشناسی دارم. بالاتر از بسیاری از دوستانم ماشین شاسی بلند لوکانو دارم، دو مدرک بین المللی، کسب وکاری موفق، برند شخصی جذاب، اندامی متناسب. و اگر این ها را از ما بگیرند یک دفعه فرو می ریزیم انگار که وجود نداشتهایم. چه باید کرد؟
📌تمرین تخریب و رهاسازی! در همین راستا، در برخی مناطق آسیای شرقی آیینی وجود دارد که بسیار الهام بخش است. شما رو به دیدن این آیین دعوت می کنیم. دیدنی نه از سر عجله بلکه از سر عمق!
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤14🔥5👍3👎1
💠⭕️مرهمواژهها
کارش تموم میشه. همینطور که ماسکش رو از صورتش برمیداره میگه:
- «سخت بود این دندونه. خوب تحمل کردیا».
مریضش لبخندی میزنه. با دهن سِر از آمپول بیحسی تشکری میکنه. مرد دندونپزشک میره. اما نمیفهمه که اون اشکی که بعدش از چشم مریضش اومد، مال درد دندونش نبود. یه بغض ترکیدهی سنگین سمج بود که به نوازش همون «خوب تحمل کردیا» شکست. انگار که قد یه آغوش...
آدمها خستهان. همه. هر کی یه جور. بعضیا خیلی بیشتر، بعضیا کمتر. اما همه زخمی و دلشکسته. پره بغض. پره ترس. پره «اینم که نشد». لب به لب بریدن.
کلمهها، علاج نیستن. اما مرهم چرا. در کلمهها، قدرتی هس واسه تسکین. واسه آغوش. واسه نوازش جونها...
دقت کردی چقد کم میشنویم:
- میفهممت.
- چقد سخت گذشته این مدت بهت...
- چقد خوب بودی توی این ماجرا
- میدونم چی کشیدی..
- هر کی جای تو بود بریده بود
- حواسم هست چقد اذیت شدی این چند وقت
- یه دقه ساکت شو، بیا فقط بغلم...
- یه دمت گرم به خودت گفتی؟ میدونی چقد خوب جنگیدی؟
- واقعا سخت بوده... واقعن..
آدمیزاد، بیعلاج شاید دووم بیاره. اما بیمرهم، کارش تمومه. کلمهها، گاهی خیلی مرهمان. همین.
راهیانه/ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه @raahiane
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
کارش تموم میشه. همینطور که ماسکش رو از صورتش برمیداره میگه:
- «سخت بود این دندونه. خوب تحمل کردیا».
مریضش لبخندی میزنه. با دهن سِر از آمپول بیحسی تشکری میکنه. مرد دندونپزشک میره. اما نمیفهمه که اون اشکی که بعدش از چشم مریضش اومد، مال درد دندونش نبود. یه بغض ترکیدهی سنگین سمج بود که به نوازش همون «خوب تحمل کردیا» شکست. انگار که قد یه آغوش...
آدمها خستهان. همه. هر کی یه جور. بعضیا خیلی بیشتر، بعضیا کمتر. اما همه زخمی و دلشکسته. پره بغض. پره ترس. پره «اینم که نشد». لب به لب بریدن.
کلمهها، علاج نیستن. اما مرهم چرا. در کلمهها، قدرتی هس واسه تسکین. واسه آغوش. واسه نوازش جونها...
دقت کردی چقد کم میشنویم:
- میفهممت.
- چقد سخت گذشته این مدت بهت...
- چقد خوب بودی توی این ماجرا
- میدونم چی کشیدی..
- هر کی جای تو بود بریده بود
- حواسم هست چقد اذیت شدی این چند وقت
- یه دقه ساکت شو، بیا فقط بغلم...
- یه دمت گرم به خودت گفتی؟ میدونی چقد خوب جنگیدی؟
- واقعا سخت بوده... واقعن..
آدمیزاد، بیعلاج شاید دووم بیاره. اما بیمرهم، کارش تمومه. کلمهها، گاهی خیلی مرهمان. همین.
راهیانه/ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه @raahiane
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤38👏5😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ فیلم پاپیون یکی از شاهکارهای سینمایی است. داستان تفاوت دو زندانی و فرار آن ها از زندان.
یکی از سکانس های تاریخی این فیلم لحظه ای است که متهم به قاضی می گوید من گناهکار نیستم و او را نکشتم. جمله ای که قاضی در پاسخ می گوید یکی از ماندگارترین جملات تاریخ سینماست:
اتهام تو قتل کسی نیست. جرم تو بدترین جرمی است که یک انسان می تواند مرتکب شود....
این سکانس 43 ثانیه است اما می توان 43 روز به آن فکر کرد.
📌یک نکته تکمیلی: فکر می کنید، پاپیون به چه معناست؟ پاپیون به زبان فرانسوی یعنی پروانه. اسمی که بسیار هوشمندانه برای فیلم انتخاب شده و دلیلش هم این است که یکی از بازیگران فیلم (استیو مک کوئین) پروانه را روی سینه اش خالکوبی کرده است.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
یکی از سکانس های تاریخی این فیلم لحظه ای است که متهم به قاضی می گوید من گناهکار نیستم و او را نکشتم. جمله ای که قاضی در پاسخ می گوید یکی از ماندگارترین جملات تاریخ سینماست:
اتهام تو قتل کسی نیست. جرم تو بدترین جرمی است که یک انسان می تواند مرتکب شود....
این سکانس 43 ثانیه است اما می توان 43 روز به آن فکر کرد.
📌یک نکته تکمیلی: فکر می کنید، پاپیون به چه معناست؟ پاپیون به زبان فرانسوی یعنی پروانه. اسمی که بسیار هوشمندانه برای فیلم انتخاب شده و دلیلش هم این است که یکی از بازیگران فیلم (استیو مک کوئین) پروانه را روی سینه اش خالکوبی کرده است.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤14🔥8👍4👌3😭2👎1
💠⭕️ تکنیک ژورنال بدبختی
در روانشناسی تکنیکی وجود دارد به نام ژورنال خوشبختی، امروز می خواهیم تکنیک تکمیلی آن را با هم مرور کنیم. اما قبل از یک تجربه روزمره با هم مرور کنیم:
عجله داشتم تند سوار ماشینم شدم. صبح زود، هوا بارانی بود اما ماشینم در خیابان فرعی پنچر شد. کلی طول کشید تا چرخ ماشین رو عوض کنم. خیس، خسته و دیر به جلسه رسیدم و ارایه بسیار بدی هم داشتم. رئیسم جلوی همه ضایعم کرد به خیسی و خستگی، حس تلخ خنگ بودن هم اضافه شد. در راه برگشت، بیهدف به بوق ماشینها گوش میدادم که ناگهان آمبولانسی از کنارم گذشت و زنی را روی برانکارد دیدم. در همان لحظه، تمام خشم و ناراحتیام از باران، تایر پنچر و حتی اخم رئیس، پوچ شد. میتوانستم من باشم، میتوانستم امروز را با درد آغاز کنم. و آنجا، وسط ترافیک، برای اولینبار با خودم گفتم: «خوشحالم که بدتر از این نبود.»
این تجربه، نمونهای دقیق از شکرگزاری منفی یا شکرگزاری معکوس است، که برخی روانشناسان از آن به عنوان تمرینی برای افزایش تابآوری ذهنی یاد میکنند. برخلاف شکرگزاری کلاسیک که فرد بابت داشتههای مثبت خود قدردان است، در شکرگزاری منفی فرد به سناریوهای بدتر ممکن میاندیشد و از نبود آنها احساس قدردانی میکند.
مطالعاتی مختلفی نشان می دهد که مقایسه وضعیت موجود با با سناریوهای منفی، نقش کلیدی در بهبود وضعیت روانی افراد دارد. از منظر روانشناسی شناختی، شکرگزاری منفی نوعی بازسازی شناختی محسوب میشود؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه در فرآیند شکرگزاری معکوس فرد افکار منفی اولیه را با برداشتهای جدیدتر و سازندهتر جایگزین میکند.
⭕️راهکار عملی:
ژورنال بدبختی داشته باشید. در ژورنال خوشبختی (شکرگزاری کلاسیک) ما چیزهایی که داریم را می نویسیم اما در ژورنال بدبختی «میتوانست بدتر باشد» ها را می نویسیم. هر شب یک اتفاق ناخوشایند روز را بنویسید و تصور کنید که چگونه میتوانست بدتر باشد. مثلاً: «امروز لپتاپم خراب شد... ولی خوشبختانه اطلاعاتم را بکآپ گرفته بودم.» یا «اگر از دستش داده بودم» را تصور کنید یا بنویسید. به یکی از داشتههایتان فکر کنید (شغل، خانه، خانواده) و تصور کنید اگر آن را از دست میدادید، چه میشد؟ سپس بابت بودنش قدردانی کنید.
فواید شکرگزاری معکوس چیست؟
📌افزایش تابآوری روانی: به فرد کمک میکند در برابر ناملایمات، دیدگاهی مثبت اما واقعگرایانه داشته باشد.
📌کاهش احساس نارضایتی از زندگی: چون توجه فرد از نداشته ها به داشتههایی که ممکن بود از دست بروند، معطوف میشود.
📌مقابله با ذهنیت قربانیمحور: به جای «همه چیز بد است»، ذهن تمرین میکند تا بگوید: میتوانست بدتر باشد، اما نیست.
نکته آخر: هیچ تکنیکی به تنهایی راهگشا نیست. این تکنیک را همراه با دیگر تکنیک ها به صورت مکمل و متناوب استفاده کنید.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
در روانشناسی تکنیکی وجود دارد به نام ژورنال خوشبختی، امروز می خواهیم تکنیک تکمیلی آن را با هم مرور کنیم. اما قبل از یک تجربه روزمره با هم مرور کنیم:
عجله داشتم تند سوار ماشینم شدم. صبح زود، هوا بارانی بود اما ماشینم در خیابان فرعی پنچر شد. کلی طول کشید تا چرخ ماشین رو عوض کنم. خیس، خسته و دیر به جلسه رسیدم و ارایه بسیار بدی هم داشتم. رئیسم جلوی همه ضایعم کرد به خیسی و خستگی، حس تلخ خنگ بودن هم اضافه شد. در راه برگشت، بیهدف به بوق ماشینها گوش میدادم که ناگهان آمبولانسی از کنارم گذشت و زنی را روی برانکارد دیدم. در همان لحظه، تمام خشم و ناراحتیام از باران، تایر پنچر و حتی اخم رئیس، پوچ شد. میتوانستم من باشم، میتوانستم امروز را با درد آغاز کنم. و آنجا، وسط ترافیک، برای اولینبار با خودم گفتم: «خوشحالم که بدتر از این نبود.»
این تجربه، نمونهای دقیق از شکرگزاری منفی یا شکرگزاری معکوس است، که برخی روانشناسان از آن به عنوان تمرینی برای افزایش تابآوری ذهنی یاد میکنند. برخلاف شکرگزاری کلاسیک که فرد بابت داشتههای مثبت خود قدردان است، در شکرگزاری منفی فرد به سناریوهای بدتر ممکن میاندیشد و از نبود آنها احساس قدردانی میکند.
مطالعاتی مختلفی نشان می دهد که مقایسه وضعیت موجود با با سناریوهای منفی، نقش کلیدی در بهبود وضعیت روانی افراد دارد. از منظر روانشناسی شناختی، شکرگزاری منفی نوعی بازسازی شناختی محسوب میشود؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه در فرآیند شکرگزاری معکوس فرد افکار منفی اولیه را با برداشتهای جدیدتر و سازندهتر جایگزین میکند.
⭕️راهکار عملی:
ژورنال بدبختی داشته باشید. در ژورنال خوشبختی (شکرگزاری کلاسیک) ما چیزهایی که داریم را می نویسیم اما در ژورنال بدبختی «میتوانست بدتر باشد» ها را می نویسیم. هر شب یک اتفاق ناخوشایند روز را بنویسید و تصور کنید که چگونه میتوانست بدتر باشد. مثلاً: «امروز لپتاپم خراب شد... ولی خوشبختانه اطلاعاتم را بکآپ گرفته بودم.» یا «اگر از دستش داده بودم» را تصور کنید یا بنویسید. به یکی از داشتههایتان فکر کنید (شغل، خانه، خانواده) و تصور کنید اگر آن را از دست میدادید، چه میشد؟ سپس بابت بودنش قدردانی کنید.
فواید شکرگزاری معکوس چیست؟
📌افزایش تابآوری روانی: به فرد کمک میکند در برابر ناملایمات، دیدگاهی مثبت اما واقعگرایانه داشته باشد.
📌کاهش احساس نارضایتی از زندگی: چون توجه فرد از نداشته ها به داشتههایی که ممکن بود از دست بروند، معطوف میشود.
📌مقابله با ذهنیت قربانیمحور: به جای «همه چیز بد است»، ذهن تمرین میکند تا بگوید: میتوانست بدتر باشد، اما نیست.
نکته آخر: هیچ تکنیکی به تنهایی راهگشا نیست. این تکنیک را همراه با دیگر تکنیک ها به صورت مکمل و متناوب استفاده کنید.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤26👍9👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️ اجرای یک دختر ۱۶ ساله در برنامه استعدادیابی بلغارستان
شما هم به تماشای این فیلم دعوتید. نمی توانیم در مورد محتوای این اجرا زیاد چیزی بگوییم. فقط یک نکته: ۱۰ ثانیه پایانی اجرا غافل گیر کننده است پس تا آخر نگاه کنید. و از خود بپرسید چه شباهتی بین زندگی شما و این اجرا وجود دارد؟ طناب ها و قیچی های زندگی شما چیستند؟
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
شما هم به تماشای این فیلم دعوتید. نمی توانیم در مورد محتوای این اجرا زیاد چیزی بگوییم. فقط یک نکته: ۱۰ ثانیه پایانی اجرا غافل گیر کننده است پس تا آخر نگاه کنید. و از خود بپرسید چه شباهتی بین زندگی شما و این اجرا وجود دارد؟ طناب ها و قیچی های زندگی شما چیستند؟
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤27👍14💯6👌1
💠⭕️پنج نشانه آدم های نفهم
اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا
از کجا بفهمیم که آدم نفهمی هستیم یا نه؟ هیچ کدام از ما دوست نداریم آدم نفهمی باشیم بنابراین اگر از ما بپرسند که خود را نفهم می دانیم یا نه؟ بلافاصله خواهیم گفت که مطمئنا من آدم نفهمی نیستم! اما اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا نظر دیگری دارد. او معتقد است نفهمهای اصیل و نابی در جهان وجود دارند و بسیاری از آنها خود را از لحاظ اخلاقی بسیار بالا و بدون مشکل می پندارند. آنها از نظر خودشان نفهم نیستند، زیرا خودشناسیِ نفهمی امری دشوار است. ما در آکادمی جام نوشته ایشان را صورت بندی مجدد کردیم و دو پیشنهاد پایانی به آن اضافه می کنيم (منبع اصلی: نشریه ترجمان ترجمه امیرقاجارگر)
او نشانه های انسان نفهم رو در مقایسه با برخی ویژگیهای منفی دیگر مانند سه گانه تاریک (نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روانرنجور) و بی شعوری و ... بررسی کرده و در نهایت شش نشانه ارایه می کند. و البته خواندن این نشانه ها ترسناک است. بسیار ترسناک!
۱) احساس احاطه در میان احمق ها: اگر فکر میکنید تمام اطرافیانتان یه چیزی شان می شود و کمی تا قسمتی احمق هستند، احتمالاً شما نفهم هستید! آیا فکر می کنید دور و برتان پر است از آدمهای متکبر، گندهدماغ، وحشی، کلهپوک و بیشعورهای ازخودراضی و، از همه مهمتر، آدمهای نفهم؟ اگر بیشتر مواقع جهان را این شکلی میبینید، خبرهای بدی برایتان دارم. شما احتمالاً نفهم هستید.
۲) دگرگاوپنداری: نفهمها برای دیدگاه اطرافیان خود ارزش قائل نمیشوند. بهجای اینکه دیگران را همردیفان اخلاقی و شناختی بدانند و فکر کنند که دیگران نیز به اندازه ما وجدان اخلاقی و توان عقلایی دارند، آنها را احمقهایی میانگارند که باید با آنها سروکله زد.
۳) بی ارزشی دیگران: نفهم بودن یعنی غافل بودن از ارزش ها و شایستگی دیگران و بیاعتنایی به امیال و باورهای آنها و چشمپوشی نکردن از تقصیراتشان.
۴) نگاه پست و ابزاری: از نگاه نفهمها پیشخدمت رستوران نمیتواند انسانی جذاب باشد، در عوض او صرفاً ابزاری است که یک وعدۀ غذایی را برای شما فراهم میکند و یا احمقی است که میتوانید خشم خود را بر سر او خالی کنید. مردمی که در صف استارباکس جلوتر از شما ایستادهاند شخصیت ندارند و به حساب نمیآیند. کسانی که در سلسلهمراتب اجتماعی مادون شما هستند فاقد استعدادهای شما بوده و لیاقتشان همان نوکری و کارهای پست است.
۵) ناشنوایی: نشانه دیگر نفهمی عدم توانایی آنها در گوش دادن است. آیا با گوش و آغوشی باز به انتقادات اخلاقی دیگران از خودتان گوش میکنید؟ این کار برای افراد نفهم آسان نیست. پیش خودش می گوید چرا حرف یک احمق یا یک ابزار را جدی بگیرم؟ چرا تلاش کنم به دیدگاههای انتقادی آنها درباره خودم توجه کنم؟ به احتمال زیاد نفهم یا انتقاد را رد میکند، مقابلهبهمثل میکند، یا لبخند زده و چاقو را عمیقتر فرو میکند. طبیعت آدم های نفهم گوش نکردن است.
احتمالاً هیچکس نفهم مطلق یا فهیم مطلق نیست. اما سوال اینجاست که من و شما بهطور مشخص در گستره بین نفهمی تا فهیم بودن در کجا ایستادهایم؟
💠⭕️راهکارهای مبارزه با نفهمی
چهار راهکار اولیه برای شروع:
⭕️دغدغه نفهمی: بسته به میزانی که شخص واقعاً دلواپس نفهم بودن خود است، نفهمیاش برای مدتی ناپدید میشود. اگر از رفتار احتمالاً بیشرمانه خود با شخصی احساسی بد همراه با خجالت دارید، در آن لحظه، به برکت فضیلت این دغدغه، در حال توجه به اهمیت و ارزش آن شخص هستید و او را به عنوان فردی میشناسید که یک ابزار یا احمق نیست. البته اگر از این ایده احساس راحتی کرده و با خود فکر کنید ببین! چون من نگران نفهم بودن خودمم، و الانم نشستم و دارم یه مقاله درباره همین موضوع میخونم، پس قاعدتاً نباید نفهم باشم و دست از نگران بودن بردارید، در همان لحظه نفهمی شما آشکار میشود.
⭕️نمونه برداری تصادفی: کاربست تکنیک نمونهبرداری تجربی که دو روانشناس ابداعش کردهاند: هشدار گوشی موبایل خود را به شکلی تصادفی فعال کنید. وقتی هشدار به صدا در آمد، ببینید در آن زمان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید و آن موقع دنیا و اطرافیان را چگونه می دیدید؟ (تفصیل این تکنیک در اصل مقاله)
⭕️مخالف شنوی/خوانی: هر هفته یک پادکست یا متن از کسی که باهاش موافق نیستید گوش بدید یا بخونید. نه برای تغییر عقیده و نه با دید انتقادی، بلکه برای فهمیدن اینکه چرا آدمها طور دیگری فکر میکنند؟
⭕️تمرین فهمیدگی: شروع کنید به دیدن آدم ها به مثابه آدم نه رقیب، نه مزاحم، نه ابزار، نه رئیس، نه مرئوس، نه کارمند بلکه فقط و فقط به عنوان انسان که داستان و سرنوشت شخصی خودش را دارد. خانواده و آرزو دارد. درد و دغدغه دارد.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا
از کجا بفهمیم که آدم نفهمی هستیم یا نه؟ هیچ کدام از ما دوست نداریم آدم نفهمی باشیم بنابراین اگر از ما بپرسند که خود را نفهم می دانیم یا نه؟ بلافاصله خواهیم گفت که مطمئنا من آدم نفهمی نیستم! اما اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا نظر دیگری دارد. او معتقد است نفهمهای اصیل و نابی در جهان وجود دارند و بسیاری از آنها خود را از لحاظ اخلاقی بسیار بالا و بدون مشکل می پندارند. آنها از نظر خودشان نفهم نیستند، زیرا خودشناسیِ نفهمی امری دشوار است. ما در آکادمی جام نوشته ایشان را صورت بندی مجدد کردیم و دو پیشنهاد پایانی به آن اضافه می کنيم (منبع اصلی: نشریه ترجمان ترجمه امیرقاجارگر)
او نشانه های انسان نفهم رو در مقایسه با برخی ویژگیهای منفی دیگر مانند سه گانه تاریک (نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روانرنجور) و بی شعوری و ... بررسی کرده و در نهایت شش نشانه ارایه می کند. و البته خواندن این نشانه ها ترسناک است. بسیار ترسناک!
۱) احساس احاطه در میان احمق ها: اگر فکر میکنید تمام اطرافیانتان یه چیزی شان می شود و کمی تا قسمتی احمق هستند، احتمالاً شما نفهم هستید! آیا فکر می کنید دور و برتان پر است از آدمهای متکبر، گندهدماغ، وحشی، کلهپوک و بیشعورهای ازخودراضی و، از همه مهمتر، آدمهای نفهم؟ اگر بیشتر مواقع جهان را این شکلی میبینید، خبرهای بدی برایتان دارم. شما احتمالاً نفهم هستید.
۲) دگرگاوپنداری: نفهمها برای دیدگاه اطرافیان خود ارزش قائل نمیشوند. بهجای اینکه دیگران را همردیفان اخلاقی و شناختی بدانند و فکر کنند که دیگران نیز به اندازه ما وجدان اخلاقی و توان عقلایی دارند، آنها را احمقهایی میانگارند که باید با آنها سروکله زد.
۳) بی ارزشی دیگران: نفهم بودن یعنی غافل بودن از ارزش ها و شایستگی دیگران و بیاعتنایی به امیال و باورهای آنها و چشمپوشی نکردن از تقصیراتشان.
۴) نگاه پست و ابزاری: از نگاه نفهمها پیشخدمت رستوران نمیتواند انسانی جذاب باشد، در عوض او صرفاً ابزاری است که یک وعدۀ غذایی را برای شما فراهم میکند و یا احمقی است که میتوانید خشم خود را بر سر او خالی کنید. مردمی که در صف استارباکس جلوتر از شما ایستادهاند شخصیت ندارند و به حساب نمیآیند. کسانی که در سلسلهمراتب اجتماعی مادون شما هستند فاقد استعدادهای شما بوده و لیاقتشان همان نوکری و کارهای پست است.
۵) ناشنوایی: نشانه دیگر نفهمی عدم توانایی آنها در گوش دادن است. آیا با گوش و آغوشی باز به انتقادات اخلاقی دیگران از خودتان گوش میکنید؟ این کار برای افراد نفهم آسان نیست. پیش خودش می گوید چرا حرف یک احمق یا یک ابزار را جدی بگیرم؟ چرا تلاش کنم به دیدگاههای انتقادی آنها درباره خودم توجه کنم؟ به احتمال زیاد نفهم یا انتقاد را رد میکند، مقابلهبهمثل میکند، یا لبخند زده و چاقو را عمیقتر فرو میکند. طبیعت آدم های نفهم گوش نکردن است.
احتمالاً هیچکس نفهم مطلق یا فهیم مطلق نیست. اما سوال اینجاست که من و شما بهطور مشخص در گستره بین نفهمی تا فهیم بودن در کجا ایستادهایم؟
💠⭕️راهکارهای مبارزه با نفهمی
چهار راهکار اولیه برای شروع:
⭕️دغدغه نفهمی: بسته به میزانی که شخص واقعاً دلواپس نفهم بودن خود است، نفهمیاش برای مدتی ناپدید میشود. اگر از رفتار احتمالاً بیشرمانه خود با شخصی احساسی بد همراه با خجالت دارید، در آن لحظه، به برکت فضیلت این دغدغه، در حال توجه به اهمیت و ارزش آن شخص هستید و او را به عنوان فردی میشناسید که یک ابزار یا احمق نیست. البته اگر از این ایده احساس راحتی کرده و با خود فکر کنید ببین! چون من نگران نفهم بودن خودمم، و الانم نشستم و دارم یه مقاله درباره همین موضوع میخونم، پس قاعدتاً نباید نفهم باشم و دست از نگران بودن بردارید، در همان لحظه نفهمی شما آشکار میشود.
⭕️نمونه برداری تصادفی: کاربست تکنیک نمونهبرداری تجربی که دو روانشناس ابداعش کردهاند: هشدار گوشی موبایل خود را به شکلی تصادفی فعال کنید. وقتی هشدار به صدا در آمد، ببینید در آن زمان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید و آن موقع دنیا و اطرافیان را چگونه می دیدید؟ (تفصیل این تکنیک در اصل مقاله)
⭕️مخالف شنوی/خوانی: هر هفته یک پادکست یا متن از کسی که باهاش موافق نیستید گوش بدید یا بخونید. نه برای تغییر عقیده و نه با دید انتقادی، بلکه برای فهمیدن اینکه چرا آدمها طور دیگری فکر میکنند؟
⭕️تمرین فهمیدگی: شروع کنید به دیدن آدم ها به مثابه آدم نه رقیب، نه مزاحم، نه ابزار، نه رئیس، نه مرئوس، نه کارمند بلکه فقط و فقط به عنوان انسان که داستان و سرنوشت شخصی خودش را دارد. خانواده و آرزو دارد. درد و دغدغه دارد.
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy
❤23👍12👏1
💠⭕️آخرین نامه ثروتمندترین مرد جهان
بر اساس نامه وارن بافت
احتمالا وارن بافت را می شناسید یا اسمش را شنیدهاید، اسطوره سرمایه گذاری و مدیریت دارایی. 60 سال سابقه مدیریت یکی از معروف ترین شرکتهای سرمایه گذاری جهان. او به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری برکشایر هر ساله برای کسانی که در آن سرمایه گذاری کردهاند و دارایی خود را به این شرکت سپرده اند که این شرکت، به تشخیص وارن بافت و همکارانش سرمایه گذاری کند، یک نامه مینویسد. اما این بار این نامه متفاوت بود. هر سال نامه مملو بود از مفاهیمی مانند پول، سود، بازده، سرمایه، ریسک و ... اما این بار رنگ و بوی نامه فرق میکرد. این آخرین نامه ثروتمندترین سرمایه گذار جهان بود به سهامداران شرکتش. چون دیگر وی به خاطر سن بالا مدیر عامل شرکت نخواهد بود و ...
قبل از اینکه سه نکته جالب این نامه را با هم بررسی کنیم در مورد وارن بافت بیشتر بدانیم:
او از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا به امروز (نوامبر ۲۰۲۵) تقریباً بدون وقفه جزو ۱۰ ثروتمند برتر جهان و اغلب جزو ۵ نفر اول بوده است. وارن بافت یک بار به عنوان ثروتمندترین مرد جهان معرفی شده است.
او از سال ۱۹۶۵، یعنی به مدت بیش از ۶۰ سال، مدیرعامل برکشایر هاتاوی بوده است. این یکی از طولانیترین دورههای مدیریت در تاریخ شرکتهای بزرگ آمریکایی است و رکورد استثنایی پایداری محسوب میشود.
از سال ۱۹۶۵ سهام برکشایر هاتاوی به طور میانگین سالانه حدود دو برابر بازدهی شاخص اس اند پی در همان دوره زمانی بوده است. این نشاندهنده یک رکورد شکستناپذیر در خلق ثروت و سرمایهگذاری است!
و اما آخرین نامه اش: او در کنار گزارشهای کلاسیک مالی نکات جالبی را در نامهاش درج کرد. سه فراز طلایی نامه او را با هم بخوانیم:
1) بزرگی و تعالی از طریق انباشت حجم زیادی ثروت، مقدار زیادی معروفیت یا میزان بالایی از قدرت در حکومت به وجود نمیآید. زمانی که به کسی به یکی از هزاران راه کمک میکنی، به جهان کمک میکنی! مهربانی بدون هزینه (costless) اما بیقیمت (priceless) است. چه مذهبی باشید و چه نه، سخت است که قاعده طلایی اخلاق را به عنوان راهنمای رفتار شکست دهید.
2) آلفرد نوبل، که بعدها به خاطر جایزه نوبل به شهرت رسید، را به یاد بیاورید. آگهی ترحیم خودش را دید. که یک روزنامه آن را اشتباهی چاپ کرده بود -خبر مرگ بردارش را اشتباهی چاپ کرده بود- او از آنچه خواند وحشت کرد و متوجه شد که باید رفتارش را تغییر دهد. روی اشتباه مجدد در اتاق خبر و روزنامهها حساب نکنید. از همین الان تصمیم بگیرید که میخواهید آگهی ترحیم شما چه بگوید و طوری زندگی کنید که لیاقتش را داشته باشید.
3) به یاد داشته باشید که آن خانم نظافتچی به اندازه رئیس هیئت مدیره یک انسان است.
وارن بافت فقط نامه ننوشته متعهد شده حداقل ۹۹٪ از ثروتش را برای امور خیریه ببخشد. او تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار بخشیده و رکورددار بزرگترین اهدای ثروت فردی در جهان است. او با این ثروت افسانهای در خانهای که ۶۷ سال پیش به قیمت فقط ۳۱,۵۰۰ دلار در اوماها خریده، زندگی میکند. هیچ عمارت و ویلای لوکس ندارد.
💠⭕️سوال پایانی از آکادمی جام:
و حالا این مائیم و این پایان مرد افسانهای سرمایهگذاری جهان و می توانیم کتابهای پولسازی و سرمایه گذاری او را بخوانیم و یا اینکه به حکمتهای پایانی زندگی او در 95 سالگیاش گوش کنیم. این تصمیم ماست.
اگر خواستید دومین گزینه را انتخاب کنید و از خود سه سوال ظاهراً ساده اما سخت بپرسیم:
◽️آخرین باری که به تعبیر وارن بافت به جهان کمک کردهایم کی بوده است؟
◽️آیا به آبدارچی شرکتمان همان اندازه احترام می گذاریم که به رئیس هیات مدیره شرکتمان؟ آیا انسان بودن طرف مقابل برای ما مهم است یا شهرت و موقعیت و ثروت طرف مقابل؟
◽️آخرین باری که تجربه نوبلی داشتهایم کی بوده است؟ آخرین بار کی به پایان زندگیمان اندیشیدهایم؟
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
بر اساس نامه وارن بافت
احتمالا وارن بافت را می شناسید یا اسمش را شنیدهاید، اسطوره سرمایه گذاری و مدیریت دارایی. 60 سال سابقه مدیریت یکی از معروف ترین شرکتهای سرمایه گذاری جهان. او به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری برکشایر هر ساله برای کسانی که در آن سرمایه گذاری کردهاند و دارایی خود را به این شرکت سپرده اند که این شرکت، به تشخیص وارن بافت و همکارانش سرمایه گذاری کند، یک نامه مینویسد. اما این بار این نامه متفاوت بود. هر سال نامه مملو بود از مفاهیمی مانند پول، سود، بازده، سرمایه، ریسک و ... اما این بار رنگ و بوی نامه فرق میکرد. این آخرین نامه ثروتمندترین سرمایه گذار جهان بود به سهامداران شرکتش. چون دیگر وی به خاطر سن بالا مدیر عامل شرکت نخواهد بود و ...
قبل از اینکه سه نکته جالب این نامه را با هم بررسی کنیم در مورد وارن بافت بیشتر بدانیم:
او از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا به امروز (نوامبر ۲۰۲۵) تقریباً بدون وقفه جزو ۱۰ ثروتمند برتر جهان و اغلب جزو ۵ نفر اول بوده است. وارن بافت یک بار به عنوان ثروتمندترین مرد جهان معرفی شده است.
او از سال ۱۹۶۵، یعنی به مدت بیش از ۶۰ سال، مدیرعامل برکشایر هاتاوی بوده است. این یکی از طولانیترین دورههای مدیریت در تاریخ شرکتهای بزرگ آمریکایی است و رکورد استثنایی پایداری محسوب میشود.
از سال ۱۹۶۵ سهام برکشایر هاتاوی به طور میانگین سالانه حدود دو برابر بازدهی شاخص اس اند پی در همان دوره زمانی بوده است. این نشاندهنده یک رکورد شکستناپذیر در خلق ثروت و سرمایهگذاری است!
و اما آخرین نامه اش: او در کنار گزارشهای کلاسیک مالی نکات جالبی را در نامهاش درج کرد. سه فراز طلایی نامه او را با هم بخوانیم:
1) بزرگی و تعالی از طریق انباشت حجم زیادی ثروت، مقدار زیادی معروفیت یا میزان بالایی از قدرت در حکومت به وجود نمیآید. زمانی که به کسی به یکی از هزاران راه کمک میکنی، به جهان کمک میکنی! مهربانی بدون هزینه (costless) اما بیقیمت (priceless) است. چه مذهبی باشید و چه نه، سخت است که قاعده طلایی اخلاق را به عنوان راهنمای رفتار شکست دهید.
2) آلفرد نوبل، که بعدها به خاطر جایزه نوبل به شهرت رسید، را به یاد بیاورید. آگهی ترحیم خودش را دید. که یک روزنامه آن را اشتباهی چاپ کرده بود -خبر مرگ بردارش را اشتباهی چاپ کرده بود- او از آنچه خواند وحشت کرد و متوجه شد که باید رفتارش را تغییر دهد. روی اشتباه مجدد در اتاق خبر و روزنامهها حساب نکنید. از همین الان تصمیم بگیرید که میخواهید آگهی ترحیم شما چه بگوید و طوری زندگی کنید که لیاقتش را داشته باشید.
3) به یاد داشته باشید که آن خانم نظافتچی به اندازه رئیس هیئت مدیره یک انسان است.
وارن بافت فقط نامه ننوشته متعهد شده حداقل ۹۹٪ از ثروتش را برای امور خیریه ببخشد. او تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار بخشیده و رکورددار بزرگترین اهدای ثروت فردی در جهان است. او با این ثروت افسانهای در خانهای که ۶۷ سال پیش به قیمت فقط ۳۱,۵۰۰ دلار در اوماها خریده، زندگی میکند. هیچ عمارت و ویلای لوکس ندارد.
💠⭕️سوال پایانی از آکادمی جام:
و حالا این مائیم و این پایان مرد افسانهای سرمایهگذاری جهان و می توانیم کتابهای پولسازی و سرمایه گذاری او را بخوانیم و یا اینکه به حکمتهای پایانی زندگی او در 95 سالگیاش گوش کنیم. این تصمیم ماست.
اگر خواستید دومین گزینه را انتخاب کنید و از خود سه سوال ظاهراً ساده اما سخت بپرسیم:
◽️آخرین باری که به تعبیر وارن بافت به جهان کمک کردهایم کی بوده است؟
◽️آیا به آبدارچی شرکتمان همان اندازه احترام می گذاریم که به رئیس هیات مدیره شرکتمان؟ آیا انسان بودن طرف مقابل برای ما مهم است یا شهرت و موقعیت و ثروت طرف مقابل؟
◽️آخرین باری که تجربه نوبلی داشتهایم کی بوده است؟ آخرین بار کی به پایان زندگیمان اندیشیدهایم؟
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤25👍16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠⭕️مسیر زندگی همیشه هموار نیست؛ پر از فراز و نشیب است...
اما فراز و فرودها دشمن ما نیستند؛ نشانهی رشد و حرکت انسانند. همین نوسانهاست که زندگی را اصیل و زنده میکند. حرکت بدون نوسان، توهم است.
یادت باشد هر پایین رفتنی، به معنای سقوط نیست. پس امیدوار باش و ادامه بده...
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
اما فراز و فرودها دشمن ما نیستند؛ نشانهی رشد و حرکت انسانند. همین نوسانهاست که زندگی را اصیل و زنده میکند. حرکت بدون نوسان، توهم است.
یادت باشد هر پایین رفتنی، به معنای سقوط نیست. پس امیدوار باش و ادامه بده...
آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا
ما را در سایر رسانهها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدین | بله | ایتا | سروش
@JaamAcademy
❤16💯1