Forwarded from رسول جعفریان
http://www.khabaronline.ir/detail/425999/weblog/jafarian
مطلبی که دو سال پیش در باره استاد صفی نژاد نوشتم
@jafarian1964
مطلبی که دو سال پیش در باره استاد صفی نژاد نوشتم
@jafarian1964
خبرآنلاین
نان سنگک دارید؟
اگر ما عاقل بودیم این مرد را که بیش از شصت سال کار مردم شناسی کرده در راس یک مرکز تحقیقات علوم اجتماعی می گماردیم تا هم دانشجویان ما را تربیت کند و هم خروجی آنها دهها بلکه صدها کار پژوهشی در امر مردم شناسی و تحقیق در تمدن ایرانی اسلامی ما باشد.
▪️ مقدمه کتاب تعجیز المسیحیین فخر الاسلام تصحیح آقای محمد امین شهشهانی
داستان گفتگوی اسلامی ـ مسیحی در ادبیات اسلامی، از قرآن آغاز می شود و پس از آن در میان مسلمانان و مسیحیان، یکسره تا به امروز ادامه یافت. بحث های این حوزه، جنبههای بسیار مختلفی دارد؛ از بحثهای الهیاتی تا بحثهای ادبی و اجتماعی و جز آن. حکایت این گفتگوها، در حوزه تشیع و ایران، یکی دیگر از ابعاد ماجرایی است که به ما ارتباط بیشتری پیدا میکند. شاید دورۀ ملموس آن، بهویژه تا آنجا که به اروپایی و شرق مربوط بود، بشود در دورهٔ ایلخانی و ضمن تلاشهای فرنگیها برای نفوذ در این دولت را یادآور شد. این وضعیت، در روزگار پس از ایلخانان، و تا آغاز تشکیل دولت صفوی، در حوزهٔ تبریز و نواحی مختلف ادامه داشت، چیزی که آثار آن را در سفرنامههای ونیزیان و جز آن میتوان دید. زمانی که دولت صفوی آمد، غربیها بسیار بیش از گذشته با اهداف مختلف به شرق اسلامی و شبهقاره آمدند. آنان طبعاً مسیحی بودند و در دنیای اسلام، همواره رودررو با مجادلات کلامی و دینی بودند. این علاوه بر آن بود که بخش قابل توجهی از مسافران، کشیش بودند و بر اساس رویهای که در آیین مسیحیت است، یکسره به دنبال تبلیغ و گسترش دین خویش بودند. روشن بود که برابر آنها، مقاومتهایی صورت میگرفت و یکی از خروجیهای این مقاومت، نگارش دهها کتاب و رساله و مقاله، به صورت له و علیه، میان مسیحیان و مسلمانان بود. این مجادلات، از قفقاز بگیر، تا آذربایجان، عراق عرب و عجم، و همینطور فارس و جنوب ایران، و طبعاً تهران تا شبهقارهٔ هند که آنوقت زبانش غالباً فارسی بود، آثار مکتوبی را خلق کرد. بارها انجیل و یا عهد قدیم ترجمه شد، کتابهای تبلیغی در نقد اسلام یا تبلیغ مسیحیت نوشته شد و بعدها که چاپ آمد، آثار متعددی چاپ شد. متقابلاً در این سوی نیز، عالمان مسلمان شروع به نگارش آثاری در رد آثار آنها کردند.
شرح این مسائل در تحقیقات فراوانی که در چند دههٔ گذشته در حوزه ادبیات مسیحی اسلامی و بهویژه شیعی ـ مسیحی صورت گرفته، آمده است. اولینبار که بنده با این مسئله مواجه شدم و دربارهٔ آن نوشتم، مقالاتی بود که در سال 1370 در کتاب دین و سیاست در دوره صفوی آمد. بعدها این جستجوها ادامه یافت. از جملهٔ آنها، تصحیح و انتشار دو انجیل فارسیشده، یکی از خاتونآبادی و دیگری از دورهٔ نادرشاه بود. در نهایت، در کتاب از دربند تا قطیف، شرحی از این ماجراها آوردم. ضمناً، همچنان آثاری از این متون را تصحیح و منتشر کردم.
فعالیت تبشیری در دورهٔ قاجار، رونق خاصی گرفت. این فعالیتها، در مشهد، فارس، تبریز، اصفهان، تهران و پارهای از شهرهای دیگر بود. تبلیغات مسیحی بهقدری در جهان اسلام فراوان شد که عالمان شیعه و سنی رد بسیاری از نقاط به ردیهنویسی نشستند. شبهقاره یکی از مراکز اصلی فعالیت آنان بود. این ردیهها، در بمبئی و نقاط دیگر انتشار مییافت و به ایران می رسید. علمای ایران دوره قاجار هم انبوهی از کتابها و مقالات را نوشتند. در اواخر دورهٔ قاجار، تهران و اصفهان در این زمینه فعال بودند. شرحی از آنچه که در اصفهان رخ داد، توسط آقای دکتر عیوضی نوشته شده و در آن از فعالیت صفاخانه اصفهان و نشریه آن و فعالیتهای علمای شهر یاد شده است.
در تهران، نویسنده ای با نام میرزا محمد صادق فخر الاسلام (م 1330 ق) با نوشتن چندین اثر وارد این معرکه شد و از جمله آثاری که نوشت، همین اثری است که جناب آقای شهشهانی تصحیح و آماده کردهاند. دایرهٔ این ادبیات همچنان بسیار گسترده و نیازمند پژوهشهای بیشتر است. آقای شهشهانی، دانشجوی بسیار خوب ما بود که در پایاننامهٔ ارشد خوش درخشید و بعد از آن نیز عشق و علاقه وتلاش و تکاپوی خود را ادامه داد. از جمله، توجهی بود که به این متن داشتند و آن را به شکل مطلوب و دلپذیر آماده کردند. برای ایشان آرزوی توفیق دارم. (رسول جعفریان / مهرماه ۱۴۰۴).
داستان گفتگوی اسلامی ـ مسیحی در ادبیات اسلامی، از قرآن آغاز می شود و پس از آن در میان مسلمانان و مسیحیان، یکسره تا به امروز ادامه یافت. بحث های این حوزه، جنبههای بسیار مختلفی دارد؛ از بحثهای الهیاتی تا بحثهای ادبی و اجتماعی و جز آن. حکایت این گفتگوها، در حوزه تشیع و ایران، یکی دیگر از ابعاد ماجرایی است که به ما ارتباط بیشتری پیدا میکند. شاید دورۀ ملموس آن، بهویژه تا آنجا که به اروپایی و شرق مربوط بود، بشود در دورهٔ ایلخانی و ضمن تلاشهای فرنگیها برای نفوذ در این دولت را یادآور شد. این وضعیت، در روزگار پس از ایلخانان، و تا آغاز تشکیل دولت صفوی، در حوزهٔ تبریز و نواحی مختلف ادامه داشت، چیزی که آثار آن را در سفرنامههای ونیزیان و جز آن میتوان دید. زمانی که دولت صفوی آمد، غربیها بسیار بیش از گذشته با اهداف مختلف به شرق اسلامی و شبهقاره آمدند. آنان طبعاً مسیحی بودند و در دنیای اسلام، همواره رودررو با مجادلات کلامی و دینی بودند. این علاوه بر آن بود که بخش قابل توجهی از مسافران، کشیش بودند و بر اساس رویهای که در آیین مسیحیت است، یکسره به دنبال تبلیغ و گسترش دین خویش بودند. روشن بود که برابر آنها، مقاومتهایی صورت میگرفت و یکی از خروجیهای این مقاومت، نگارش دهها کتاب و رساله و مقاله، به صورت له و علیه، میان مسیحیان و مسلمانان بود. این مجادلات، از قفقاز بگیر، تا آذربایجان، عراق عرب و عجم، و همینطور فارس و جنوب ایران، و طبعاً تهران تا شبهقارهٔ هند که آنوقت زبانش غالباً فارسی بود، آثار مکتوبی را خلق کرد. بارها انجیل و یا عهد قدیم ترجمه شد، کتابهای تبلیغی در نقد اسلام یا تبلیغ مسیحیت نوشته شد و بعدها که چاپ آمد، آثار متعددی چاپ شد. متقابلاً در این سوی نیز، عالمان مسلمان شروع به نگارش آثاری در رد آثار آنها کردند.
شرح این مسائل در تحقیقات فراوانی که در چند دههٔ گذشته در حوزه ادبیات مسیحی اسلامی و بهویژه شیعی ـ مسیحی صورت گرفته، آمده است. اولینبار که بنده با این مسئله مواجه شدم و دربارهٔ آن نوشتم، مقالاتی بود که در سال 1370 در کتاب دین و سیاست در دوره صفوی آمد. بعدها این جستجوها ادامه یافت. از جملهٔ آنها، تصحیح و انتشار دو انجیل فارسیشده، یکی از خاتونآبادی و دیگری از دورهٔ نادرشاه بود. در نهایت، در کتاب از دربند تا قطیف، شرحی از این ماجراها آوردم. ضمناً، همچنان آثاری از این متون را تصحیح و منتشر کردم.
فعالیت تبشیری در دورهٔ قاجار، رونق خاصی گرفت. این فعالیتها، در مشهد، فارس، تبریز، اصفهان، تهران و پارهای از شهرهای دیگر بود. تبلیغات مسیحی بهقدری در جهان اسلام فراوان شد که عالمان شیعه و سنی رد بسیاری از نقاط به ردیهنویسی نشستند. شبهقاره یکی از مراکز اصلی فعالیت آنان بود. این ردیهها، در بمبئی و نقاط دیگر انتشار مییافت و به ایران می رسید. علمای ایران دوره قاجار هم انبوهی از کتابها و مقالات را نوشتند. در اواخر دورهٔ قاجار، تهران و اصفهان در این زمینه فعال بودند. شرحی از آنچه که در اصفهان رخ داد، توسط آقای دکتر عیوضی نوشته شده و در آن از فعالیت صفاخانه اصفهان و نشریه آن و فعالیتهای علمای شهر یاد شده است.
در تهران، نویسنده ای با نام میرزا محمد صادق فخر الاسلام (م 1330 ق) با نوشتن چندین اثر وارد این معرکه شد و از جمله آثاری که نوشت، همین اثری است که جناب آقای شهشهانی تصحیح و آماده کردهاند. دایرهٔ این ادبیات همچنان بسیار گسترده و نیازمند پژوهشهای بیشتر است. آقای شهشهانی، دانشجوی بسیار خوب ما بود که در پایاننامهٔ ارشد خوش درخشید و بعد از آن نیز عشق و علاقه وتلاش و تکاپوی خود را ادامه داد. از جمله، توجهی بود که به این متن داشتند و آن را به شکل مطلوب و دلپذیر آماده کردند. برای ایشان آرزوی توفیق دارم. (رسول جعفریان / مهرماه ۱۴۰۴).
مروری بر فعالیت های سیاسی آیت الله میلانی
https://historylib.com/articles/7034
https://historylib.com/articles/7034
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نکته لطیف استاد دینانی در باره مرحوم علامه طباطبایی
امروز 4 دی ماه 1404 در فرهنگستان علوم، در دفتر آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد، خدمت استاد دینانی بودم و این فیلم را گرفتم (جعفریان).
@UT_Central_Library
5 دی ماه 1313 زاد روز استاد دینانی
ولادتشان مبارک 🌹🌹🌹
امروز 4 دی ماه 1404 در فرهنگستان علوم، در دفتر آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد، خدمت استاد دینانی بودم و این فیلم را گرفتم (جعفریان).
@UT_Central_Library
5 دی ماه 1313 زاد روز استاد دینانی
ولادتشان مبارک 🌹🌹🌹
Forwarded from کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
مدتی است کلیپی از بنده در باره منابع تاریخ اسلام منتشر می شود که در واقع، قطعه ای از یک سخنرانی مفصل است. این توضیح هم زیر آن نوشته می شود: «بخش زیادی از منابع مربوط به صدر اسلام واقعیت ندارد و فقط داستان است».
اصل این سخنرانی در باره بحر الانساب» های جعلی است که به رویدادهای صدر اسلام پرداخته و به کلی بی اعتبار هستند، نه در باره منابع اولیه تاریخ اسلام.
لازم به یادآوری است کتاب «منابع تاریخ اسلام» بنده، که تحریر تازه آن هم به زودی انتشار می یابد، منبعی شناخته شده برای دیدگاه های این بنده خدا در باره منابع است.
البته که در آنجا در باره منابع داستانی در تاریخ اسلام هم صحبت کرده ام.
و اما متن نوشتاری و اصلی آن سخنرانی در باره «بحر الانساب ها» در لینک زیر است که می توانید ملاحظه بفرمایید:
https://www.khabaronline.ir/news/775195/
اصل این سخنرانی در باره بحر الانساب» های جعلی است که به رویدادهای صدر اسلام پرداخته و به کلی بی اعتبار هستند، نه در باره منابع اولیه تاریخ اسلام.
لازم به یادآوری است کتاب «منابع تاریخ اسلام» بنده، که تحریر تازه آن هم به زودی انتشار می یابد، منبعی شناخته شده برای دیدگاه های این بنده خدا در باره منابع است.
البته که در آنجا در باره منابع داستانی در تاریخ اسلام هم صحبت کرده ام.
و اما متن نوشتاری و اصلی آن سخنرانی در باره «بحر الانساب ها» در لینک زیر است که می توانید ملاحظه بفرمایید:
https://www.khabaronline.ir/news/775195/
خبرآنلاین
زمینههای تبلیغاتی تأسیس دولتهای سادات در شمال ایران در قرن نهم
پیدایش دولتهای مرعشیان، آلکیا و آلعماد و بعد از آن تاسیس دولت صفوی که آن هم ادامه آنها و بر پایه نوعی انقلاب-سیادت بود، نیاز به زمینههای تبلیغاتی فراوانی در ایران مرکزی، شمال ایران و خراسان داشت. بخشی از این تبلیغات، در کتابهای انساب و عمدتاً بر محور…
برگی ناشناخته از فرهنگ عقلانی شیعه از قرن چهارم هجری
https://historylib.com/articles/970
این مقاله ای را در سال 1394 نوشتم.
این روزها دوست گرامی جناب سید علی عمران آن را به انگلیسی ترجمه کرده و در وبسایت خودشان گذاشتند که لینک آن را پایین می گذارم.
https://iqraonline.net/an-unknown-page-from-the-rational-culture-of-shiism-in-the-fourth-islamic-century/
کتاب البرهان فی علم البیان که یکی از آثار کهن در بلاغت و اثری کم نظیر است، توسط آقایان دکتر علی افضلی، دکتر مختار حسامی و دکتر زهیر طیب به فارسی ترجمه شد. دوستان از سر لطف مقاله بنده را هم در مقدمه آن قرار دادند.
از پس از آشنایی با این کتاب، هماره آرزو می کردم این البرهان که از یک عالم شیعی قرن چهارم هجری است، کتاب درسی طلاب در علم بلاغت و بیان می شد.
https://mirasmaktoob.com/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86/
https://historylib.com/articles/970
این مقاله ای را در سال 1394 نوشتم.
این روزها دوست گرامی جناب سید علی عمران آن را به انگلیسی ترجمه کرده و در وبسایت خودشان گذاشتند که لینک آن را پایین می گذارم.
https://iqraonline.net/an-unknown-page-from-the-rational-culture-of-shiism-in-the-fourth-islamic-century/
کتاب البرهان فی علم البیان که یکی از آثار کهن در بلاغت و اثری کم نظیر است، توسط آقایان دکتر علی افضلی، دکتر مختار حسامی و دکتر زهیر طیب به فارسی ترجمه شد. دوستان از سر لطف مقاله بنده را هم در مقدمه آن قرار دادند.
از پس از آشنایی با این کتاب، هماره آرزو می کردم این البرهان که از یک عالم شیعی قرن چهارم هجری است، کتاب درسی طلاب در علم بلاغت و بیان می شد.
https://mirasmaktoob.com/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86/
محمدعلی مهدویراد در نگاه این بنده خدا
در این آیین نکوداش نکاتی را در شش محور در باره ایشان عرض می کنم:
۱. پیوند دوستی و آرمانهای مشترک
من همواره خود را در رفاقت، خوشاقبال دانستهام. از نخستین روزهای ورودم به قم، همنشینی با بزرگان و علمایی چون آیات و حججاسلام سید جعفر مرتضی، سید مهدی روحانی، احمدی میانجی و مصباح یزدی، و بعدها در تهران، همراهی با مرحوم ایرج افشار، فرصتهای کمنظیری را برایم فراهم آورد.
در این میان، حلقه «مجمع» متشکل از آقایان معراجی، مهدویراد، مهریزی، عابدی و بنده، ثمره رفاقتی چهلساله است که با محوریت و حمایت جناب آقای شهرستانی شکل گرفت. با وجود تفاوت در مشرب و سلیقه، ما همواره «مشترکات» را بر «مفترقات» ترجیح دادهایم؛ چرا که شیرینیِ این همراهی، ریشه در عمق جان ما دارد. آقای مهدویراد یکی از ارکان این جمع و مردِ واقعیِ رفاقت است؛ او چنان صمیمی و بیتکلف است که گاه برای پاسداشتِ حرمتِ یک مجلسِ رفاقتی، با اشتیاق از مشغلههای علمیاش چشم میپوشد. ثمرهی این پیوند پایدار، تأسیس «کتابخانههای تخصصی ششگانه» است که امروز با بیش از ۵۹۵ هزار عنوان کتاب، میراثی ماندگار برای اهل پژوهش بهشمار میرود.
۲. شیفتگی به کتاب و اشراف کتابشناختی
تسلط آقای مهدوی بر دنیای کتاب، حیرتانگیز است. کتاب برای او نه یک ابزار، که «قوت غالب» و مایه حیات است؛ چنانکه قاآنی میگوید:
تفاوت ایشان با بسیاری از پژوهشگرانِ نامآشنای قرآنی، در «کتابشناسی» وسیع اوست. ایشان از جوانی شیفتهی کتاب بوده و در هر حوزهای، بهترین آثار را بهخوبی میشناسد. این ویژگی در کنار بزرگانی چون آقای معراجی و آقای مختاری، ایشان را به معنای واقعی کلمه «اهل کتاب» کرده است.
۳. تلاقیِ علم، کتابداری و نقد
استاد مهدویراد توانسته است میان سه ساحتِ «علوم قرآنی»، «کتابداری تخصصی» و «نقد کتاب» پیوندی ارگانیک برقرار کند. «عشق به کتاب»، همان نخ تسبیحی است که این علایق پراکنده را به هم دوخته و شخصیتی جامعالاطراف از او ساخته است. ایشان برخلاف بسیاری که برای تحقیق به سراغ کتاب میروند، «برایِ خودِ خواندن» مطالعه میکند. حافظه قوی ایشان نیز در این مسیر، مددکار پژوهشهایشان بوده است.
۴. منش اخلاقی: اعتدال و مدارا
آقای مهدوی نماد «اعتدال» است. در روزگاری که برخی در گذشته متوقف شدهاند و برخی دیگر با شتابی بیریشه تغییر میکنند، ایشان حرکتی رو به جلو اما متوازن دارد. صفتِ بارز دیگر ایشان، «روحیه سازگاری» و سعهصدر است؛ با دوستانی که گاه مایه آزارش بودهاند، همچنان با بزرگمنشی رابطه را حفظ کرده و هرگز اهل تندی و تحکم نبوده است. در عرصه تعلیم نیز، ایشان بدونِ تحکمهای رایج، با شاگردپروری و همراهیِ صمیمانه، الگویِ اخلاقِ معلمی است.
۵. نماد وحدت و نثری آراسته
بحث «وحدت حوزه و دانشگاه» پیش از آنکه یک مفهوم نظری باشد، در وجودِ انسانهایی چون مهدویراد «مصداق» یافته است. او پل میان این دو نهاد است. همچنین، در دورانی که نثر فارسی در فضای حوزه چندان استوار نبود، ایشان با نثری زیبا و قلمی پخته، تشخص ویژهای یافت. او همانقدر که در تلاوت و خواندن خوشخوان است، در نوشتن نیز خوشنویس و ادیب است.
۶. زیستن در میان کتابها
اگر مسابقهای برای «پرسه زدن در کتابفروشیها» و شناساییِ تازههای نشر برگزار شود، گمان نمیکنم کسی به گردِ پای ایشان برسد. نیمی از خاطرات پنجاه سال طلبگی ایشان در جستوجوی کتاب، گفتگو با مؤلفان و بحث درباره محتوای آثار میگذرد. ایشان بیش از هر کس دیگری، نبض بازار کتاب و نشر را در دست دارد.
در این آیین نکوداش نکاتی را در شش محور در باره ایشان عرض می کنم:
۱. پیوند دوستی و آرمانهای مشترک
من همواره خود را در رفاقت، خوشاقبال دانستهام. از نخستین روزهای ورودم به قم، همنشینی با بزرگان و علمایی چون آیات و حججاسلام سید جعفر مرتضی، سید مهدی روحانی، احمدی میانجی و مصباح یزدی، و بعدها در تهران، همراهی با مرحوم ایرج افشار، فرصتهای کمنظیری را برایم فراهم آورد.
در این میان، حلقه «مجمع» متشکل از آقایان معراجی، مهدویراد، مهریزی، عابدی و بنده، ثمره رفاقتی چهلساله است که با محوریت و حمایت جناب آقای شهرستانی شکل گرفت. با وجود تفاوت در مشرب و سلیقه، ما همواره «مشترکات» را بر «مفترقات» ترجیح دادهایم؛ چرا که شیرینیِ این همراهی، ریشه در عمق جان ما دارد. آقای مهدویراد یکی از ارکان این جمع و مردِ واقعیِ رفاقت است؛ او چنان صمیمی و بیتکلف است که گاه برای پاسداشتِ حرمتِ یک مجلسِ رفاقتی، با اشتیاق از مشغلههای علمیاش چشم میپوشد. ثمرهی این پیوند پایدار، تأسیس «کتابخانههای تخصصی ششگانه» است که امروز با بیش از ۵۹۵ هزار عنوان کتاب، میراثی ماندگار برای اهل پژوهش بهشمار میرود.
۲. شیفتگی به کتاب و اشراف کتابشناختی
تسلط آقای مهدوی بر دنیای کتاب، حیرتانگیز است. کتاب برای او نه یک ابزار، که «قوت غالب» و مایه حیات است؛ چنانکه قاآنی میگوید:
اگر زکات دهی فطرهی مرا «مِی» ده / که قوت غالبِ من باده بوده در رمضان
تفاوت ایشان با بسیاری از پژوهشگرانِ نامآشنای قرآنی، در «کتابشناسی» وسیع اوست. ایشان از جوانی شیفتهی کتاب بوده و در هر حوزهای، بهترین آثار را بهخوبی میشناسد. این ویژگی در کنار بزرگانی چون آقای معراجی و آقای مختاری، ایشان را به معنای واقعی کلمه «اهل کتاب» کرده است.
۳. تلاقیِ علم، کتابداری و نقد
استاد مهدویراد توانسته است میان سه ساحتِ «علوم قرآنی»، «کتابداری تخصصی» و «نقد کتاب» پیوندی ارگانیک برقرار کند. «عشق به کتاب»، همان نخ تسبیحی است که این علایق پراکنده را به هم دوخته و شخصیتی جامعالاطراف از او ساخته است. ایشان برخلاف بسیاری که برای تحقیق به سراغ کتاب میروند، «برایِ خودِ خواندن» مطالعه میکند. حافظه قوی ایشان نیز در این مسیر، مددکار پژوهشهایشان بوده است.
۴. منش اخلاقی: اعتدال و مدارا
آقای مهدوی نماد «اعتدال» است. در روزگاری که برخی در گذشته متوقف شدهاند و برخی دیگر با شتابی بیریشه تغییر میکنند، ایشان حرکتی رو به جلو اما متوازن دارد. صفتِ بارز دیگر ایشان، «روحیه سازگاری» و سعهصدر است؛ با دوستانی که گاه مایه آزارش بودهاند، همچنان با بزرگمنشی رابطه را حفظ کرده و هرگز اهل تندی و تحکم نبوده است. در عرصه تعلیم نیز، ایشان بدونِ تحکمهای رایج، با شاگردپروری و همراهیِ صمیمانه، الگویِ اخلاقِ معلمی است.
۵. نماد وحدت و نثری آراسته
بحث «وحدت حوزه و دانشگاه» پیش از آنکه یک مفهوم نظری باشد، در وجودِ انسانهایی چون مهدویراد «مصداق» یافته است. او پل میان این دو نهاد است. همچنین، در دورانی که نثر فارسی در فضای حوزه چندان استوار نبود، ایشان با نثری زیبا و قلمی پخته، تشخص ویژهای یافت. او همانقدر که در تلاوت و خواندن خوشخوان است، در نوشتن نیز خوشنویس و ادیب است.
۶. زیستن در میان کتابها
اگر مسابقهای برای «پرسه زدن در کتابفروشیها» و شناساییِ تازههای نشر برگزار شود، گمان نمیکنم کسی به گردِ پای ایشان برسد. نیمی از خاطرات پنجاه سال طلبگی ایشان در جستوجوی کتاب، گفتگو با مؤلفان و بحث درباره محتوای آثار میگذرد. ایشان بیش از هر کس دیگری، نبض بازار کتاب و نشر را در دست دارد.
مائده_آسمانی_به_روایت_سلمان_فارسی_در_ستایش_رادی_و_خرد_ارج_نامه_استاد.pdf
5.4 MB
مائده آسمانی به روایت سلمان فارسی. رسول جعفریان
نوادر الوقایع برخلاف نامش، کتاب تاریخ نگارانه نیست، اما یک اثر ادبی سنگین از اواخر قرن نوزدهم میلادی، از بخارای شریف است که در حوزه های مختلف ادبی ـ به معنای وسیع کلمه ـ انبوهی از داده های علمی از سنت های علمی جاری را در این مجموعه بدست داده است. این کتاب، در واقع، ترکیبی از 22 رساله ـ نه لزوما تحت عنوان رساله ـ است که می شود آنها را شبیه متون ادبی ـ عربی قدیمی دانست که همه معارف اجتماعی و ادبی و سیاسی جاری را دارد. در هر رساله، انواع آیات و روایات و حکایات با نثری بسیار سخته و پخته آمده است. غالب آن حکایات از متون قدیم برگرفته شده و البته با نثری استوار بازنویسی شده است. به راستی نثر زیبای آن آدمی را شیفته خود می کند. نگاه ها همچنان برگرفته از آیین های فکری و مذهبی بخارای سنتی است نه مدرن، گرچه نیم نگاهی به عصر تازه هم دارد.
نخستین رساله با عنوان «رساله در نظم تمدن و تعاون» مانند سیاستنامه های قدیمی در اخلاق ملوک و رفتار با رعیت و متقابلا رفت رعیت با حاکم است، با همان طنین عدالتخانه و ضعیف گرایانه. رساله ای در تاریخ عالم و معنی حدوث و قدم، رساله دیگر در معنی حدیث «سقف الجنة عرش الرحمن»، رساله در تحقیق هیأت ارض، رساله در سبب نکبت عقلا و علت دولت سفها، رساله در اثبات حقوق ابوین، رساله در فرج بعد از یأس، رساله در آداب نکاح و تحقیق بی عقلی زنان! رساله در حکایت فرامشخانه و بیان علت قرب ساعت، رساله در حکایت مرد عجمی و رفتن او به گرداب اسکندر، رساله در تحقیق معنای عشق، رساله حکایت مرد حاجی و بیان منافع سفر و بیان خصلت زنان، رساله در نوادر حالات کسانی که از چنگ سباع و از دست دزدان رهایی یافته اند، حکایت میمون هوشمند، و رساله در وصایا فرزندان.
تورج اتابکی در مقدمه ای که نگارش آن را از درسته اندرزنامه ها به شمار آورده است. وصفی هم از اوضاع فرهنگی ماوراءالنهر از دوره تیموری تا افتادن آن به دست روسها آورده است. او از احمد دانش بخارایی هم یاد کرده که سال 1828 ـ 1829 به دنیا آمده، شرحی از زندگی او بدست داده است. او در سال 1874 از سن پترزبورگ دیدن کرده و شرح سفر خود را به این کتاب ضمیمه کرده است. در همین سفر است که کاظم بیگ را هم دیده و با هم مراوداتی داشه اند. در واقع، کتاب حاوی این سفرنامه او هم هست و از این جهت اطلاعات جالبی از مسکو و سن پترزبورگ دارد.
کتاب نوادر الوقایع، به جز این مقدمه، کتاب تصحیح استاد محمد کریم اشراق است که بر اساس دو نسخه تصحیح شده و مقدمه ای هم در باره روش تصحیح آن دارد. فهارس دقیقی نیز برای کتاب تنظیم شده که از حیث زبان شناسی هم مفید است.
این کتاب بدون شک یکی از مهم ترین آثار ادبی برآمده از بخارای قبل از تصرف و تسلط روسهاست. به علاوه از نظر ادبیات فارسی نیز بسیار مهم و سودمند و از آخرین حلقه های ادبی سنگین زبان فارسی و تولید شده در آن دیار است. کتاب نوادر الوقایع را دانشگاه مطالعات خارجی کیوتو در 2025 چاپ کرده است. امیدواریم نسخی از آن به ایران برسد. [قابل توجه آقای کندو]ی عزیز.
نخستین رساله با عنوان «رساله در نظم تمدن و تعاون» مانند سیاستنامه های قدیمی در اخلاق ملوک و رفتار با رعیت و متقابلا رفت رعیت با حاکم است، با همان طنین عدالتخانه و ضعیف گرایانه. رساله ای در تاریخ عالم و معنی حدوث و قدم، رساله دیگر در معنی حدیث «سقف الجنة عرش الرحمن»، رساله در تحقیق هیأت ارض، رساله در سبب نکبت عقلا و علت دولت سفها، رساله در اثبات حقوق ابوین، رساله در فرج بعد از یأس، رساله در آداب نکاح و تحقیق بی عقلی زنان! رساله در حکایت فرامشخانه و بیان علت قرب ساعت، رساله در حکایت مرد عجمی و رفتن او به گرداب اسکندر، رساله در تحقیق معنای عشق، رساله حکایت مرد حاجی و بیان منافع سفر و بیان خصلت زنان، رساله در نوادر حالات کسانی که از چنگ سباع و از دست دزدان رهایی یافته اند، حکایت میمون هوشمند، و رساله در وصایا فرزندان.
تورج اتابکی در مقدمه ای که نگارش آن را از درسته اندرزنامه ها به شمار آورده است. وصفی هم از اوضاع فرهنگی ماوراءالنهر از دوره تیموری تا افتادن آن به دست روسها آورده است. او از احمد دانش بخارایی هم یاد کرده که سال 1828 ـ 1829 به دنیا آمده، شرحی از زندگی او بدست داده است. او در سال 1874 از سن پترزبورگ دیدن کرده و شرح سفر خود را به این کتاب ضمیمه کرده است. در همین سفر است که کاظم بیگ را هم دیده و با هم مراوداتی داشه اند. در واقع، کتاب حاوی این سفرنامه او هم هست و از این جهت اطلاعات جالبی از مسکو و سن پترزبورگ دارد.
کتاب نوادر الوقایع، به جز این مقدمه، کتاب تصحیح استاد محمد کریم اشراق است که بر اساس دو نسخه تصحیح شده و مقدمه ای هم در باره روش تصحیح آن دارد. فهارس دقیقی نیز برای کتاب تنظیم شده که از حیث زبان شناسی هم مفید است.
این کتاب بدون شک یکی از مهم ترین آثار ادبی برآمده از بخارای قبل از تصرف و تسلط روسهاست. به علاوه از نظر ادبیات فارسی نیز بسیار مهم و سودمند و از آخرین حلقه های ادبی سنگین زبان فارسی و تولید شده در آن دیار است. کتاب نوادر الوقایع را دانشگاه مطالعات خارجی کیوتو در 2025 چاپ کرده است. امیدواریم نسخی از آن به ایران برسد. [قابل توجه آقای کندو]ی عزیز.