دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
59 subscribers
96 photos
1 video
1 file
155 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
يكي از معضلات مصاحبه‌نويس‌ها


🎤🎤🎤
يكي از معضلاتي كه در مصاحبه‌گران و مصاحبه‌گيران و مصاحبه‌نويسان ديده‌ام و خود نيز سال‌ها درگيرش بوده‌ام، بي‌توجهي عام به «ادبيات سئوال» است.
اما اين يعني چه؟
يعني كه نيازي نيست سئوال را همان‌گونه كه پرسيده‌ايد بنويسيد؛ مي‌توانيد خيلي شيك و شكيل و درست و حسابي بنويسيد. يعني روي ادبيات سئوال حسابي كار كنيد.

من غالبا حتي روي اضافه كردن سئوال‌ها هم تمركز مي‌كنم؛
يعني اگر جواب طولاني باشد يا اقتضا كند، يكي دو تا سئوال غيرمشكل‌ساز ولي توضيحي و توصيفي هم بين‌شان اضافه مي‌كنم. طوري كه گاهي مصاحبه‌شونده وقتي متن مصاحبه رو مي‌بيند، تعجب مي‌كند كه چقدر خوب صحبت كرده‌ام!

اصل مصاحبه اين است كه كلام فرد را منتقل كنيد؛ ولي منافاتي با اين ندارد كه جمله‌بندي‌ها و نوع نگارش را با كيفيت بالايي ارائه بدهيد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
سوز روزنامه‌نگار؛ ساز موفقيت اوست

✍🏻✍🏻✍🏻😭😭😭
آقاي قرائتي در يكي از سخنراني‌هاي خوش، اشاره كرد كه خداوند خطاب به پيامبر اسلام، فرمايش كرد كه يا پيامبر! مي‌داني تو چرا موفق‌تر از انبياي پيش از خودت شدي؟ چون تو سوز بيشتري داري؛ چون دلت بيشتر براي مردم مي‌سوزد؛ چون نمي‌تواني بي‌تفاوت بنشيني.
خيلي هم معروف است كه خداوند خطاب به پيامبر خودش مي‌فرمايد بابا رها كن ديگر، اگر هدايت نمي‌شوند خب تو تقصير نداري؛ ديگر چرا داري به خودت آسيب مي‌زني بابت غصه اين كه هدايت نمي‌شوند؟

برداشت من اين است كه موفقيت يك روزنامه‌نگار يا رسانه را، چنين خصلت‌هايي ايجاد مي‌كنند.
روزنامه‌نگار/رسانه‌اي كه كلا نسبت به جامعه و جهان خودش سوز نداشته باشد و بي‌تفاوت باشد، هرچقدر خوشگل هم بنويسد و گرافيك خوشگل هم بلد باشد و مصاحبه‌‌هاي خاص‌تر هم بگيرد، راه به جايي نمي‌برد؛
چرا كه مخاطب روزنامه‌نگار/رسانه مردم هستند و با چنين خصلت‌هايي است كه او مي‌تواند اثرگذار باشد...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگار؛ شاهد يا قاضي؟

✍🏻✍🏻✍🏻
روزي روزگاري علي‌اصغر شيرزادي، نويسنده مطرح ايراني، در مصاحبه‌اي گفته بود كه نويسنده يك شاهد است، نه يك قاضي. به نظر مي‌رسد كه اين جمله آقاي نويسنده، به شدت مناسب فضاي روزنامه‌‌نگاري هم باشد؛ اين‌كه ما شاهد هستيم، نه قضاوت‌كنند.

اما شايد اين قضيه با رويكرد روزنامه‌نگاري تخصصي در تضاد باشد: روزنامه‌نگار تخصصي، عملا مي‌تواند قضاوتي هم داشته باشد. اين‌طور نيست؟

حقيقت امر، چيزي كه به ذهنم مي‌رسد اين است كه:
اگر روزنامه‌نگار به قضاوت عادت كند، خودش مي‌شد يك نيروي كنشگر؛‌و طبيعي است كه بخش بزرگي از مخاطبان خودش را از دست مي‌‌دهد. در حالي كه شأن او شاهد بودن و فكت دادن و دقت در اين فكت دادن است. در اين صورت است كه مي‌تواند براي همه كنشگران، حتي براي آن‌هايي كه در ابتداي امر مخالف او هستند، يك مرجع باشد.

به نظر مي‌رسد از دست رفتن مرجعيت اطلاعاتي رسانه‌ها، بخشي از آن به همين برگردد كه حواس‌شان نيست نقش‌شان شاهد بودن است، نه قاضي بودن. شايد خيلي‌ها با اين رويكرد موافق نباشند،‌اما به هر حال،‌هر كسي را بهر كاري ساخته‌اند و شايد كار ما قضاوت نباشد...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
مي‌فرمايد سركه نقد، به از حلواي نسيه.
اگر در مصاحبه طرف گفت چند روز بعد مفصل صحبت مي‌كنم
به اين مثل توجه كنيد؛ و اين‌كه پنج دقيقه مصاحبه همان لحظه
ارجحيت دارد بر مصاحبه مفصل روزهاي بعدي؛
چه بسياري از اين مصاحبه‌ها كه هيچ‌گاه انجام نشدند...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
9 نکته درباره شهرت روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها
✍🏼عیسی محمدی

یک.
ایده اولیه این یادداشت، از توئیت یکی از همکاران رسانه‌ای شکل گرفت. خانم فاطمه ترکاشوند در توئیتی، نوشته بودند:«اغلب وقتی شبکه خبر می‌بینم این سوال برام ایجاد می‌شه چرا خبرنگاراش، اعتبار حرفه‌ای رو ندارن که محصول برند خاص و شاخصی باشه؛ مثلا شبا منتظر میز اقتصادی فلانی باشی یا گفت‌وگوی سیاسی بهمانی و... خیلی مرسوم‌ه در تلویزیونای جهان و کار مثبتی‌ه؛ نمی‌دونن یا نمی‌خوان یا نمی‌تونن؟»

دو.
یکی از ایده‌های رایج در روزنامه‌های جهان، چاپ عکس نویسندگان و گزارشگران در کنار گزارش‌های آن‌هاست. این امر در درازمدت باعث چهره شدن این افراد رسانه‌ای می‌شود. چهره شدن افراد، هم به نفع خودشان است و انگیزه بیشتری برای کار به آن‌ها می‌بخشد؛ هم برای مخاطبان خوب است و به صورت خودکار سراغ نویسندگان محسوب خود می‌برند.

سه.
روزگاری پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، درباره کریس رونالدو گفته بود که جاه‌طلبی او، جاه‌طلبی ماست؛ جاه‌طلبی رئال‌مادرید و موفقیت او موفقیت رئال است. البته بماند که حالا پرز بعدها در حق این ستاره خودش جفای بسیاری کرد. اما اصل حرفی که زده، بسیار عالی است؛ گره زدن جاه‌طلبی‌ها و موفقیت‌های نیروها به جاه‌طلبی و موفقیت یک تیم و سازمان و شرکت و یک گروه. در این صورت، تعارض منافع میان افراد تشکیل‌دهنده یک ساختار و دستاوردهای آن ساختار از بین خواهد رفت. چه چیزی بهتر از این؟

چهار.
روزگاری در حساب توئیتری خودم، نظرسنجی کوچکی انجام دادم درباره این‌که به نظر شما کشور پرتغال معروفتر است یا رونالدوی پرتغالی. بیشتر شرکت‌کنندگان گفته بودند که رونالدو معروفتر است. این، چیز عجیبی نبود و نیست. به واقع یک فرد با جاه‌طلبی خودش، می‌تواند به قدری پیش ببرد که حتی از تیم و ساختاری که او را ایجاد کرده هم بالاتر ببرد؛ درست مثل نسبت لیونل مسی و بارسلونا و ... .

پنج.
همه ما می‌دانیم که انتظار داشتن برای این‌که افراد به خاطر شرکت و تیم و گروه کار کنند، کار نسبتا سختی است. همه خواهند گفت که منافع این کار ما به جیب مدیران و اعتبار تیم و شرکت و سازمان می‌رود، پس جاذبه‌ای برای ما ندارد. اما اگر کاری کنیم که بخشی یا حتی همه این اعتبار و موفقیت به خود این افراد برسد، به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن‌ها انگیزه شخصی بالایی خواهند داشت و چون این انگیزه، گره خورده است با موفقیت تیم و شرکت و سازمان، یک بازی کاملا برد-برد محسوب می‌شود.

شش.
این کاری است که رسانه‌های ما نیز می‌توانند انجام بدهند؛ اما چون ترس دارند غالبا تن به این کار نمی‌دهند. لابد ترس دارند که این افراد رسانه را ترک کنند یا با موضع‌گیری‌های غیررسمی خودشان به رسانه آسیب بزنند. چه ترس نادرستی؛ وقتی که همه منافع با هم گره خورده باشد، چه نیازی به این ترس هست؟

هفت.
راهکار درست چنین است: گره زدن برندینگ شخصی روزنامه‌نگاران و خبرنگاران با برند رسانه‌ها. راه درست هم چنین است: موفقیت شما، موفقیت رسانه ماست؛ شهرت شما،‌ شهرت رسانه ماست؛ دستاوردهای حتی شخصی شما دستاوردهای جمعی رسانه ماست و ... . این تفکر، آیا تفکری سازنده برای مدیران رسانه‌ای ما نیست؟ همه روزنامه‌نگاران انگیزه می‌گیرند؛ هم نفع آن می‌رسد به رسانه‌ها و سازمان‌های رسانه‌ای.

هشت.
رسانه‌ها حتی در این مسیر می‌توانند مشاوران و همراهان و حامیان خبرنگاران و روزنامه‌نگاران هم باشند؛ به آن‌ها مشاوره بدهند، فضا برای خودنمایی بیشتر بدهند، مأموریت‌های بزرگتری برای‌شان در نظر بگیرند و حتی حساب‌های آن‌ها در شبکه‌های مجازی را رصد و مشاوره‌های لازم را برای بهتر شدن کار به آن‌ها بدهند؛ حتی حساب‌های کاربری ان‌ها را از طریق حساب کاربری رسانه و سازمان‌شان معرفی کنند. واقعا چه اشکالی دارد وقتی که طراحی کلی ما یک مدل برنده-برنده باشد؟

نه.
متأسفانه این فرآیند در کشور ما تعریف نشده است. به همین دلیل خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به صورت خودکار اقدام به چنین کاری می‌کنند؛ تا برای خودشان برندینگ شخصی ایجاد کنند. نتیجه؟ آن‌ها تعلق خاطری به رسانه خود نخواهند داشت، به صورت سنتی طول خواهد کشید تا برندینگ شخصی‌شان را ایجاد کنند و ... . در این مدل، زمان برای روزنامه‌نگار کند خواهد گذشت و از سوی دیگر، رسانه هیچ نفعی از این شهرت ایجاد شده نخواهد برد.

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
درخواست دکتر رضا داوری اردکانی از روزنامه‌نگاران

دکتر رضا داوری اردکانی فیلسوف و متفکر ایرانی خبر داد از دانشگاهیان برای آگاهی جامعه مأیوس شده است اما از روزنامه‌نگاران می‌خواهم وظیفه بیدارگری و خودآگاهی در جامعه را برعهده بگیرند .

دکتر داوری اردکانی در گفتگو با روزنامه‌سازندگی گفت: از دانشگاهیان قطع امید کرده‌‏ام.... دانشگاهیان با توسعه آموزش عالی در سال‌‏های اخیر دو گروه شده‏‌اند گروهی که دانشمندند و گروهی که بیشترشان شغل دانشگاهی دارند. از گروه دوم که توقع نباید داشت اما گروه اول هم بیشتر به علم و تخصص خود مشغول‌اند و کمتر مجال نگاه کردن به بیرون و مسائل جامعه دارند. معمولاً فکر نمی‌‏کنند که چه باید کرد. بی‌آنکه به عمل بیندیشند تصمیم می‏گیرند و اقدام می‌‏کنند اما روزنامه‌‏نویسان از ناتوانی‌‏ها و کمبودها و ضعف‌‏های سازمان‏‌ها و متصدیان امور خبر دارند و مهمتر اینکه آنها زبان نقد را می‌‏شناسند و وظیفه دشوار بیدارگری را به عهده گرفته‌‏اند. کار بیدارگری با سیاسی‏‌نویسی تمام نمی‌‏شود. دانشگاه روز‌به‌روز بیشتر گرفتار مسائل انتزاعی می‏‌شود و دیگر چندان پیوندی با سیاست و جامعه و زندگی ندارد. اما روزنامه‌‏نگاران مخاطبانی در میان مردم دارند پس باید این خودآگاهی را در جامعه ایجاد کنند.... کشور فردایی هم خواهد داشت که نمی‌‏دانیم چیست و چگونه خواهد بود و خدا کند که فردا، فقر و حرمان و ملال بیشتر و زمینی خشک‏‌تر و هوایی آلوده‌‏تر و دل‌‏های پراکنده‌‏تر و خاطره‌‏های آزرده‌‏تر نباشد. موجودیت کشور بسته به اینهاست. به این جهت از روزنامه‌‏نگاران توقع و استدعا دارم به فرهنگ و آینده کشور توجه بیشتری مبذول دارند.
@journalistsclub1
https://s6.uupload.ir/files/screenshot_2022-04-16_165231_63gs.jpg
#روزنامه‌نگاران_نابغه

✍🏻✍🏻✍🏻
ولاتکو ووشتیچ، مربی شخصی لوکا مودریچ، درباره آمادگی جسمانی خیره‌کننده این بازیکن در 37 سالگی، مصاحبه جالبی با ورزش سه داشته است.
در بخشی از این مصاحبه اشاره می‌کند:
«چرا می‌گویم مودریچ نابغه است؟ به‌خاطر اینکه لوکا در زمین سریع‌تر از بقیه بازیکنان فکر می‌کند. او زمین فوتبال را متفاوت‌تر از بقیه و در یک تصویر بزرگ‌تر در ذهن خودش تداعی می‌کند. به‌خاطر این سرعت فکر کردن، انگار لوکا از بقیه بازیکنهای حاضر در زمین چند قدم جلوتر است.»


⚽️⚽️⚽️
و همچنین اشاره می‌کند که:
«تصور کنید وقتی دارید شطرنج بازی می‌کنید، یکی می‌تواند چند تا حرکت بعدی روی صفحه را به‌درستی پیش بینی کند و به همین دلیل درست تصمیم بگیرد. لوکا می‌تواند تصور کند که قراره بازیکن هم‌تیمی دقیقاً به کدام سمت حرکت کند و به همین‌دلیل می‌تواند پاس‌های خودش را به جایی بفرستد که بازیکنها قرار است به سمتش بروند، نه جایی که هستند. باز می‌گویم که به همین دلایل من مودریچ را یک نابغه می‌دانم.»
وقتی این جمله‌ها را خواندم، به شدت متوجه شدم که نکته‌هایی است که در حوزه رسانه و روزنامه‌نگاری هم کارکرد دارد. اما چطور؟


🥇🥇🥇
بهترین روزنامه‌نگاران، آن‌هایی هستند که در عرصه و زمین بازی رسانه، سریع‌تر از بقیه فکر می‌کنند. آن‌ها به جایی که جریان روزنامه‌نگاری و خبر ایستاده توجه نمی‌کنند؛ به جایی که جریان روزنامه‌نگاری و خبر قرار است برود دقت می‌کنند. به خاطر همین تبدیل به یک نابغه می‌شوند. وگرنه هر کسی می‌تواند یک گزارش معمولی و یک تحلیل معمولی بنویسد یا فقط حواسش به جایی که روزنامه‌نگاری هست و روزنامه‌نگاران، باشد.

🎯🎯🎯
اما روزنامه‌نگاری به کجا می‌رود یا قرار است برود؟
به سوی چند رسانه‌ای شدن؛ به سوی شبکه‌های مجازی؛ به سوی مینی‌مال نویسی و به سوی تصویری شده و داده‌محور شدن و حرکت از فرم‌های تخصصی به فرم‌های خلاقانه و .... . همه توجه یک روزنامه‌نگار نابغه باید به این سمت باشد و بتواند مثل شطرنج‌بازی قهار، حرکت‌های بعدی هر رویداد و جریان و حتی جریان روزنامه‌نگاری را حدس بزند تا به تصمیم درست و خونسردانه برسد.
این‌طور نیست؟
در این‌باره بیشتر خواهم نوشت...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#روزنامه‌نگاران_و_برندینگ

در دنیای برندینگ بحث جالبی مطرح می‌شود؛
شاید نزدیک 99 درصد مردم شما را هیچ گاه از نزدیک نبینند و همیشه نسبت به تصویری که از شما وجود دارد، واکنش نشان بدهند.


این آیا برای شما به عنوان یک روزنامه‌نگار جالب نیست؟
چه تصویری از خودتان ارائه کرده یا ارائه می‌کنید یا ارائه خواهید کرد؟
بیشتر ما روزنامه‌نگاران اساساً توجهی به این حوزه و به دانش برندینگ نداریم؛ در حالی که دانش برندینگ می‌تواند باعث شود تا هم کارهایی که روزنامه‌نگاران انجام می‌دهند سر و سامانی بگیرد، هم مسیری که طی می‌کنند درست و تعریف شده باشد و هم این کارها که ضریب زمان می‌خورد، باعث ارزش‌افزوده چندین برابره برای آن‌ها شود.

🎬🎬🎬
دقت کنید که بیشتر مدیران رسانه و کسانی که می‌توانند کاری برای‌تان ایجاد کنند، شاید شما را ندیده باشند و صرفاً تعریف و تصویری که از شما شنیده‌اند برای‌شان مهم باشد...



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#ابرستاره‌های_روزنامه‌نگاری


🌟🌟🌟
درباره ستاره‌های رشته‌های مختلف لابد چیزهای مختلفی شنیده‌اید،
اما درابرستاره‌ها چطور؟ قطعا درباره‌شان چیزهایی شنیده‌اید؛ در حوزه سینما، موسیقی، ورزش و ... . امثال مایکل جکسون و آرنولد و رونالدو و مسی و مایکل جردن و مارلون براندو و ... .


قطعا درباره ابرستاره‌ها چیزهای زیادی شنیده‌ایم. می‌دانیم که دستاوردهایی عظیم دارند و تلاشی عظیم برای رسیدن به این دستاوردها داشته‌اند.
اما آیا در دنیای روزنامه‌نگاری هم ابرستاره داریم؟
البته قاعدتا چون ژورنالیسم و ژورنالیست‌ها مجرای اطلاع‌رسانی هستند، شاید مفهوم ستاره و ابرستاره برای آن‌ها چندان درست نباشد. اما گاهی نیز چنین اتفاقاتی می‌افتد و افرادی تبدیل به ستاره‌ها و حتی ابرستاره‌های روزنامه‌نگارانی می‌شوند.
اما چه کسانی؟
به نظر من، که البته نظر من است و نظر قطعی نیست، ابرستاره‌های روزنامه‌نگاری و رسانه دارای چنین ویژگی‌هایی هستند:
1️⃣ آن‌ها تخصصی کار می‌کنند؛ در یک حوزه به نهایت خود رسیده‌اند و حتی کتاب‌ها و آثار معتبری در سطح برجستگان آن حوزه دارند.
2️⃣آن‌ها اکیدا با سیاست و قدرت بُر نمی‌خورند؛ چون خود را همیشه رقیب می‌دانند نه رفیق.
3️⃣آن‌ها دستاوردهایی عظیم دارند؛ دستاوردها هم غالبا جایزه نیست، هرچند می‌تواند باشد؛ بلکه بمب‌های خبری است که ایجاد کرده‌اند و رسانه‌هایی است که به موفقیت بزرگ رسانده‌اند و پرونده‌هایی که بر اثر پیگیری به سرانجام نیک رسانده‌اند.
4️⃣آن‌ها دانش وسیعی در حوزه رسانه و ارتباطات نیز دارند؛ می‌دانند که چطور چه حرفی بزنند تا بیشترین تأثیر را بگیرند.
5️⃣آن‌ها دنبال‌کنندگان فراوانی دارند که به برندینگ‌شان احترام می‌گذارند.
6️⃣آن‌ها در حوزه خود و حتی ژورنالیسم، تبدیل به الگوی دیگران شده‌اند.
7️⃣آن‌ها خود نیز منبع خبر و اطلاع‌رسانی و تحلیل هستند؛ به واسطه تجمع تخصص و اطلاعات و ... که دارند.
8️⃣آن‌ها به یکی دو زبان زنده جهان، هم تسلط کامل دارند و هم به آن زبان می‌نویسند و راحت صحبت می‌کنند و به همین دلیل در سطح جهانی ظاهر می‌شوند.
9️⃣به دلیل اعتباری که دارند برای سخنرانی و اظهارنظر به جاهای مختلف دعوت می‌شوند.
و ....

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#ارزش_یک_روزنامه‌نگار_غیرمتخصص

✍🏻✍🏻✍🏻
همیشه اعتقاد عجیبی به روزنامه‌نگاری تخصصی دارم. اصل هم بر این است؛ روزنامه‌نگاران متخصص یک نیروی ذخیره عظیمی از دانش و اطلاعات و ادبیات نظری و ... دارند که می‌تواند حسابی رسانه را زنده کند و باعث شود تا اعتبار یک مجموعه به طرز عجیبی بالا برود.
اما چند روز پیش بود که متوجه شدم گاهی روزنامه‌نگاران غیرمتخصص نیز، می‌توانند باعث زنده شدن یک رسانه شوند. اما چطور؟ خیلی ساده است؛ با خلاقیت. اما چطور؟
عرض می‌کنم...

⭕️⭕️⭕️
شما وقتی که متخصص هستید، یعنی بیشتر مسیرهای مورد نیاز را می‌دانید و در نتیجه خیلی جاها می‌دانید که دیواره محدودیت‌های شما کجاست و در نتیجه نهایی، دچار خودسانسوری می‌شوید. حالا این خودسانسوری می‌تواند در بیان اطلاعات باشد یا در این‌که اساساً یک گزارش قابل پیگیری هست یا ...
اما یک روزنامه‌نگار غیرمتخصص، ولی علاقه‌مند به کارش، از این چیزها خبر ندارد. در نتیجه مسیر را طوری طی می‌کند که هیچ مانع ذهنی نداشته باشد و این خودش می‌شود باعث و بانی موفقیت‌های جالب.

⭕️⭕️⭕️
از سوی دیگر یک روزنامه‌نگار غیرمتخصص، چون با ذهن بکرتر و خام‌تری وارد یک حوزه یا رسانه می‌شود، قادر است نگاه دقیق‌تر و خلاقانه‌تری به همه چیز داشته باشد؛ چیزی که شاید در متخصص‌ها وجود نداشته باشد. یک روزنامه‌نگار متخصص، چه بسا به قدری درگیر تخصص و نخوت دانش و تحلیل خود است که اساساً فرصتی برای فکر کردن به خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها و امکان‌های جدید نداشته باشد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#روزنامه‌نگاري_چيست

روزنامه‌نگاري پيش از اين‌كه يك تكنيك يا دانش و مهارت باشد
يك تعهد است
وگرنه تكنيك و مهارت را كه كم و زياد مي‌شود ياد گرفت و آموخت.
گاهي حتي نياز به تكنيك و مهارت هم نيست؛
وقتي تعهد به كسب بهترين اطلاعات و عدم ترس و شرم و ملاحظه‌كاري در تهيه گزارش داشته باشي،
كفايت مي‌كند حتي...
مشكل از جايي شروع مي‌شود كه اين تعهد زمين گذاشته شده و براي جبران نبودش، روزنامه‌نگاران سفارشي اقدام به تقويت تكنيك و بسته‌بندي كارشان مي‌كنند...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
عیسی محمدی

‏اگر روزنامه‌نگاران به اندازه حضورشان در شبكه‌هاي اجتماعي
آزادي عمل و آزادي خلاقيت و آزادي جسارت و آزادي پرسش و آزادي دست انداختن سياسيون و دولتمردان را داشتند
الان مطبوعات و رسانه‌هاي كلاسيك ما (و نه الزاما رسمي ما) ركن چهارم دمكراسي بوده دولت و حاكميت مثل چي از آن‌ها حساب مي‌برد

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
عیسی محمدی
همشهری چطور سهم بزرگ خود را از دست داد؟
به سادگی
سال‌ها دلسوزان و کارمندان و خبرنگاران همشهری هشدار دادند که چنین اتفاقی دارد می‌افتد
ولی چون مدیریت مستأجری در جاهایی مثل همشهری رایج است (هر کسی مدتی هست و بعد می‌رود)، کلا کسی برایش مهم نبود
پول بادآورده بود و بی توجهی به آینده

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
از روزنامه‌نگاری تخصصی و واقعی و كلاسيك
تا روزنامه‌نگاري ايدئوژيك
چرا به قهقرا رفتيم؟



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#دوره_هوش_كلامی_برای_روزنامه‌نگاران

🔹چیزی هست به نام هوش کلامی. چیست؟ درجه و توانایی شما در استفاده از قدرت کلمات و ترکیب‌ها و جمله‌ها و ... . یعنی هم واژه‌های زیادی دارید، هم مدام در حال کشف واژه‌های جدید هستید، هم جمله‌بندی‌های شما کامل است؛‌ هم حضور ذهن شما برای احضار کلمات و جمله‌ها...

🔹قبلاً کمی چون علاقه داشتم در این باره مطالعه کرده بودم. خیلی از حوزه‌اش و تکنیک‌هایش خوشم می‌آید و مدام استفاده می‌کنم. یک روز به ذهنم رسید شاید به درد روزنامه‌نگار و ژورنالیست‌ها و اصحاب رسانه و نیز نویسنده‌ها و دیگران بخورد. اما چرا؟

🔹هم‌این که قدرت کلمات و جمله‌های شما به صورت بداهه‌گویی و بداهه‌نویسی بالا می‌رود، هم مدارهای ذهنی شما موقع فکر کردن غنی‌تر می‌شوند، هم برند شخصی شما به عنوان یک ژورنالیست خوش‌صحبت که می‌داند چه دارد می‌گوید و می‌نویسد، رشد می‌کند.

🔹البته که هوش کلامی برای همه مردم به درد می‌خورد که گفته‌اند برای موفقیت، فصاحت کلام بسیار مهمتر از بهره‌وری و کیفیت کاری شماست. حالا خلاصه این‌که به ذهنم رسید یک دوره آنلاین توئیتری #هوش_کلامی_برای_روزنامه‌نگاران داشته باشم.

🔹به درد چه کسانی می‌خورد: خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، منتقدان، نویسندگان مطبوعاتی، حتی نویسندگان آزاد، مجری‌ها، سردبیرها و دبیرها، حتی مدیران مطبوعات و رسانه‌ها، کارشناس‌مجری‌ها، ویراستاران رسانه، مدیران رسانه‌ای و روابط عمومی و خلاصه هر کسی که رسانه‌ای است در هر سطحی و قالبی...

🔹این سلسله بحث‌ها را هم با هشتگ‌های #هوش_کلامی_برای_روزنامه‌نگاران و #هوش_کلامی دنبال می‌کنم که هم برای دیگران و هم برای خودم در این درندشت توئیتری، قابل جستجو باشد؛ و البته شماره‌گذاری هم می‌کنم، ولی قاعدتاً نمی‌شود حالت رشتو داشته باشد. شاید حداقل 200 قسمتی بشود... یاحق...




🔹به اين منظور مي‌توانيد به توئيتر اين حقير مراجعه كنيد
هر روز در اين‌باره خواهم نوشت؛
شك نكنيد كه پشيمان نخواهيد شد، چون خودم استفاده‌هاي فراوان و نفع بي‌شمار از آن برده‌ام كه به وصف نيايد و بالاترين آن، لذتي است كه از اين كار به آدمي دست مي‌دهد؛ اين‌كه معناهاي پيچيده را چطور راحت مي‌توانيد براي خود هضم كرده و بعد در اختيار ديگران بگذاريد....


@eesa_mohammadi



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
17 نکته برای خبرنگاران
جهت رشد #برندینگ_شخصی خود در دنیای روزنامه‌نگاری

1. 🔹به شدت مراقب کلام و واکنش‌های خود باشید. نه این‌که تند نقد نکنید، اما حرفه‌ای و ادب‌مدارانه و آرام نقد کنید؛
2. 🔹به شدت مراقب حتی پوشش خود باشید؛ بیشتر طرف‌های شما سازمان‌ها و نخبگان و ... هستند و این خیلی اثرگذار است؛
3. 🔹به شدت مراقب ادبیات نظری حوزه کاری‌تان باشید. تا حالا دیده‌اید که یک وکیل حرفه‌ای، درباره پرونده‌ها مثل مردم عادی کوچه و خیابان صحبت کند؟ شما البته رسانه‌کارید و باید ساده صحبت کنید، اما به همین نسبت، باید جدی فکر کرده و نظرورزی کنید؛
4. 🔹به شدت مراقب این باشید که دارید توجیه می‌کنید یا توصیف و تفسیر و ... می‌کنید؛ مخاطب این‌ها را خیلی خوب متوجه می‌شود؛
5. 🔹مسیر و جهت واحدی داشته باشید؛ در این صورت هر توییت و پست و کتابی که می‌خوانید و گزارشی که می‌گیرید و ...، مدام در حال ارزش‌افزایی به شما خواهد بود؛ داشتن جهت واحد، یکی از بدیهیات ساخت برندینگ قوی است...
6. 🔹باید جامعه هدف مشخصی داشته باشید؛ قرار نیست برای همه، همه چیز باشید. جامعه و گروه هدف مشخصی داشته باشید و بر آن‌ها تمرکز کنید...
7. 🔹دقت کنید که قرار نیست همه شما را دوست داشته باشند یا با شما موافق باشند. حتی بهترین‌ها هم در حرفه شما چنین نیستند؛ پس این را یکی از بدیهیات بدانید...
8. 🔹پروتکل‌های مشخصی برای رفتار و گفتار خودتان داشته باشید؛ در این صورت به شدت قابل اعتماد و پیش‌بینی خواهید بود؛
9. 🔹کاری کنید که شما را به تخصص و انصاف در کارتان بشناسند؛ وقت‌های آزاد خود در رسانه یا بیرون رسانه را به تقویت تخصص‌تان بگذرانید؛
10. 🔹سعی کنید به مرحله چاپ مقاله‌های تخصصی و کتاب در حوزه کاری‌تان برسید؛
11. 🔹برنامه واحدی برای مدیریت حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های مجازی داشته باشید؛ این‌طور فکر نکنید که آن‌جا حوزه شخصی من است و هر طور بخواهم برخورد کنم. همین‌که می‌نویسید خبرنگار هستید، یعنی از حوزه شخصی خارج شده‌اید و هر رفتار شما، کاهنده یا فزاینده درجه برندینگ شخصی شماست؛
12. 🔹به قول و قرارهای خود در رسانه و نزد مخاطب خیلی دقت کنید؛ این‌ها مغز برندینگ است. اگر قولی بدهید و گزارش‌ها و مطالبی را دیر تحویل بدهید، بین رسانه‌کارها ارزش خود را کم‌کم از دست می‌دهید. اگر هم از ابتدای امر قول و قراری با مخاطب گذاشته‌اید و کم‌کم زیر پا گذاشته‌اید به این هوا که حالا طوری نیست، حکم مرگ‌تان را امضا کرده‌اید. مخاطب تیزهوش‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. باید طوری به قول و قرارتان پایبند باشید که مخاطب چشم و گوش بسته، حرفتان را بپذیرید؛
13. 🔹بهترین راه برای کسب حسن شهرت، اولین بودن است. در چه چیزهایی می‌توانید اولین و نخستین باشید؟ چه گزارش‌هایی را می‌توانید برای اولین و نخستین بار منتشر کنید؟ چه حوزه‌ای را برای اولین و نخستین بار می‌توانید به نام خودتان ایجاد کنید؟
14. 🔹در ساخت یک برند پرجاذبه، باید این پنج‌تا یادتان باشد: «متمایز شوید، همکاری کنید، نوآوری کنید، اعتبار ببخشید، فرهنگ‌سازی کنید». کدام را می‌توانید اجرا کنید؟
15. 🔹صرف داشتن یک برند شخصی کفایت نمی‌کند؛ تا می‌توانید آن را تکرار کرده و به فراوانی برسانید؛
16. 🔹زبان خارجی یاد بگیرید، دوره‌های خاص ببینید؛ حضور بین‌المللی‌تان را حتی تقویت کنید؛ به مأموریت‌های خاص بروید...
17. 🔹دقت کنید که به عنوان یک نیروی حرفه‌ای و حتی یک رسانه‌کار، دیگران بیشتر از این‌که به رزومه شما توجه کنند، به برند شخصی شما توجه می‌کنند. برند شخصی هم یک کار اداری نیست؛ همیشه باید به آن و تقویت آن فکر کنید. تعجب می‌کنید که با یک نیروی حرفه‌ای کاردرست که توان اجرایی بالایی هم دارد قراردادی را امضا نمی‌کنند ولی با یک نیروی نسبتاً ضعیف‌تر صرفاً به دلیل شهرت بیشتر همان قرارداد را امضا می‌کنند؟ تلخ است؛ اما واقعیت بازار رسانه همین است...



@brandingstudies
جمله‌اي از نويسنده‌اي خواندم كه خيلي برايم كارساز بود؛
در اين صورت نويسنده و ژورناليست خوبي مي‌شويد...

مي‌گفت وقتي نويسنده خوبي خواهيد بود كه براي‌تان نوشتن، راحت‌تر از حرف زدن باشد...

به نظرم رسيد در حوزه روزنامه‌نويسي هم اين نكته به شدت صحيح باشد؛
يعني اگر نوشتن براي شما سهل‌تر و راحت‌تر و پرامكانات‌تر از گفتن و را‌ه‌هاي ديگر ارتباط باشد، حتما مي‌توانيد به جاهاي خوبي برسيد...



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🔺از محتوا تا فرم


🔹روزنامه‌نگاري محتواست، نه فرم؛
🔹در واقع فرم در روزنامه‌نگاري قرار است كه محتواي شما را،
- بهتر بسته‌بندي كند،
- ساده‌تر منتقل كند،
- خوشايندتر به سمع و نظر مخاطب برسند،
-تجربه متن‌خوانی را جذاب‌تر كند...

🔹متأسفانه ديده مي‌شود كه گاهي روزنامه‌نگاراني كه مدير رسانه مي‌شوند،
ضعف خود در محتوا را
مي‌خواهند با رنگين‌ كردن فرم‌ها و تنوع در آن جبران كنند؛
اين روزنامه‌نگاري نيست، نوعي شبه‌ژورناليسم است...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
🔺ژورنالیسم؛ دیروز و امروز


🔹 تا دیروز اوج روزنامه‌نگاری، ژورنالیسم تخصصی دانسته می‌شد، اما امروزه باید به این قاعده تبصره‌ای را هم افزود،
🔹امروزه علاوه بر تخصص، باید خلاقیت و بسته‌بندی‌های جدید را هم به ژورنالیسم اضافه کنید،
🔹امروزه دیگر مهم نیست شما چقدر تخصص دارید؛ چون رقبای شما هم در این تخصص داشتن می‌توانند به پای شما برسند؛
🔹اما خلاقیتی که در نوع ارائه محتوا و تحلیل و گزارش و خبر و نوع بسته‌بندی‌های خبری می‌توانید داشته باشید، می‌تواند مزیت نسبی بزرگ شما باشد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple