خوانش اين متن
👆👆👆
جزو واجبات براي اصحاب رسانه و روزنامهنگاران است
و حتي واجبتر از نان شب
يك خوانش اوليه و ناقصي داشتم
اين نكتهها را يادداشت كردم
شايد به كارتان آمد:
1. آمريكاييها به رسانهها كماعتمادي بيسابقهاي دارند. كمتر اخبار سنتي و رسانههاي سنتي دنبال ميكنند. پلتفرمها نيز از سازمانهاي خبري جدا شدهاند و جذب خوانندگان به داستانهاي رسانهاي برايشان سخت شده.
2. بسياري از شركتهاي رسانهاي قرن بيستم، در ميان بزرگسالان زير 30 سال منسوخ شدهاند.
3. رسانههاي اصلي قبلا باختهاند.
4. خشم و بدبيني محسوسي نسبت به رسانههاي شركتي وجود دارد. بسياري از آمريكاييها حس ميكنند رسانهها ديگر در خدمت منافع آنها نيستند.
5. مخاطبان به نشريات و رسانههاي كوچكتر يا خالقاني كه محتوا خلق ميكنند و قابل اعتمادتر هستند، روي آوردهاند؛ حتي اگر اين گروهها به سختگيري و استاندارد سنتي رسانه پايبند نباشند.
6. صنعت رسانه ميتواند چيزهاي زيادي از سازندگان محتوا در شبكههاي مجاز و يوتيوبرها بياموزد؛ كه هم مخاطبان بسياري را به دست آوردهاند، هم اعتمادي را كه رسانههاي جريان اصلي از دست دادهاند، كسب كردهاند.
7. توليدگران محتوا در شبكههاي مجازي، هر قطره و ذره اعتباري كه داشته باشند را با شما به اشتراك ميگذارند. مثلا ميگويند قبلا در فلان آرايشگاه كار ميكردند و حالا اين هفت سايه چشم را آزمايش كردهاند و اين نتايج آزمايششان است؛ اين يك تفاوت و تمايز كليدي با روزنامهنگاري است؛ در حالي كه مثلا روزنامهنگاري، اول به شما ميگويد كدام سايه چشم بهترين است. بعد هم سرفصلها و نتيجه و ... . يعني شما در اصل به شواهد نخواهيد رسيد؛
8. ما اين را به شما نشان ميدهيم، سپس اين را، سپس اين را و ...؛ و بعد شما باور خواهيد كرد.
9. سام دنبي، يوتيوبر: ما شواهد را مرور ميكنيم تا به اصل مطلب برسيم. گاهي وقتها حتي يك امتياز كامل هم نميدهيم، اجازه ميدهيم مردم خودشان به اين موضوع برسند.
10. من از مقايسه توليدگران محتوا در شبكههاي مجازي و سازمانهاي خبري سنتي به اين نكته رسيدم كه هميشه آن عجلهاي كه آن سازمانها براي اظهارنظر دارند را ندارند.
11. مثلا شما ميبينيد پادكستها كاملا دوسويه و گفتگويي هستند. اا روزنامهنگارن قرار است پاسخهايي را ارائه دهند.
12. مخاطبان وقتي احساس ميكنند به آنها اعتماد ميشود و بدون سخنراني به آنها گوش ميدهند، قدرداني ميكنند.
13. بسیاری از فرآیندهایی که رسانههای سنتی برای ایجاد اعتماد از آنها استفاده کردهاند، اکنون برای مخاطبان کمتر معتبر یا کمتر قابل اعتماد هستند.
14. داشتن بوروکراسی تحریریه و وکلا و ویرایش زیاد برای مختصرتر و صیقلیتر کردن کار، در واقع افراد را مشکوکتر میکند.
15. مخاطبان به درستي به انگيزه سود مالكان رسانههاي خبري مشكوكاند، در حالي كه از الگوي كسب درآمد توليدگران محتوا در شبكههاي مجازي استقبال ميكنند چون شفاف است.
16. توليدگران محتوا به طور واقعي آستين بالا زدهاند تا به مخاطب نشان بدهند كه براي آنها و نظراتشان احترام واقعي قائلاند؛ و اين در تضاد با احساس «صداي خدا» است كه روزنامهنگاري معتبر گاهي ارائه ميكند.
17. تغييراتي بايد در روزنامهنگاري ايجاد شود، ولو كوچك. مثل اينكه به نظرات جواب بدهيد تا مخاطبان احساس ديده و شنيده شدن داشته باشند.
18. چه بايد كرد؟ اول بازسازي اعتماد. مخاطب چه دليلي دارد كه باور كند شما خيرخواه او هستيد؟ بايد دليلي بر توان و تخصص شما داشته باشند. بدانند كه از كجا ميآييد و شفاف باشيد.
19. دوم اينكه بايد خلاقان را جدي بگيريم، خاصه در روزنامهنگاري.
20. سوم اينكه در نهايت بايد خالص و بيطرف باشيم و هيچ فكري را منتقل نكنيم و صرفا مجرا و ظرفي براي حقايق باشيم. اين باعث ميشود تا دوباره به ما اعتماد كنند.
@journalism_simple
👆👆👆
جزو واجبات براي اصحاب رسانه و روزنامهنگاران است
و حتي واجبتر از نان شب
يك خوانش اوليه و ناقصي داشتم
اين نكتهها را يادداشت كردم
شايد به كارتان آمد:
1. آمريكاييها به رسانهها كماعتمادي بيسابقهاي دارند. كمتر اخبار سنتي و رسانههاي سنتي دنبال ميكنند. پلتفرمها نيز از سازمانهاي خبري جدا شدهاند و جذب خوانندگان به داستانهاي رسانهاي برايشان سخت شده.
2. بسياري از شركتهاي رسانهاي قرن بيستم، در ميان بزرگسالان زير 30 سال منسوخ شدهاند.
3. رسانههاي اصلي قبلا باختهاند.
4. خشم و بدبيني محسوسي نسبت به رسانههاي شركتي وجود دارد. بسياري از آمريكاييها حس ميكنند رسانهها ديگر در خدمت منافع آنها نيستند.
5. مخاطبان به نشريات و رسانههاي كوچكتر يا خالقاني كه محتوا خلق ميكنند و قابل اعتمادتر هستند، روي آوردهاند؛ حتي اگر اين گروهها به سختگيري و استاندارد سنتي رسانه پايبند نباشند.
6. صنعت رسانه ميتواند چيزهاي زيادي از سازندگان محتوا در شبكههاي مجاز و يوتيوبرها بياموزد؛ كه هم مخاطبان بسياري را به دست آوردهاند، هم اعتمادي را كه رسانههاي جريان اصلي از دست دادهاند، كسب كردهاند.
7. توليدگران محتوا در شبكههاي مجازي، هر قطره و ذره اعتباري كه داشته باشند را با شما به اشتراك ميگذارند. مثلا ميگويند قبلا در فلان آرايشگاه كار ميكردند و حالا اين هفت سايه چشم را آزمايش كردهاند و اين نتايج آزمايششان است؛ اين يك تفاوت و تمايز كليدي با روزنامهنگاري است؛ در حالي كه مثلا روزنامهنگاري، اول به شما ميگويد كدام سايه چشم بهترين است. بعد هم سرفصلها و نتيجه و ... . يعني شما در اصل به شواهد نخواهيد رسيد؛
8. ما اين را به شما نشان ميدهيم، سپس اين را، سپس اين را و ...؛ و بعد شما باور خواهيد كرد.
9. سام دنبي، يوتيوبر: ما شواهد را مرور ميكنيم تا به اصل مطلب برسيم. گاهي وقتها حتي يك امتياز كامل هم نميدهيم، اجازه ميدهيم مردم خودشان به اين موضوع برسند.
10. من از مقايسه توليدگران محتوا در شبكههاي مجازي و سازمانهاي خبري سنتي به اين نكته رسيدم كه هميشه آن عجلهاي كه آن سازمانها براي اظهارنظر دارند را ندارند.
11. مثلا شما ميبينيد پادكستها كاملا دوسويه و گفتگويي هستند. اا روزنامهنگارن قرار است پاسخهايي را ارائه دهند.
12. مخاطبان وقتي احساس ميكنند به آنها اعتماد ميشود و بدون سخنراني به آنها گوش ميدهند، قدرداني ميكنند.
13. بسیاری از فرآیندهایی که رسانههای سنتی برای ایجاد اعتماد از آنها استفاده کردهاند، اکنون برای مخاطبان کمتر معتبر یا کمتر قابل اعتماد هستند.
14. داشتن بوروکراسی تحریریه و وکلا و ویرایش زیاد برای مختصرتر و صیقلیتر کردن کار، در واقع افراد را مشکوکتر میکند.
15. مخاطبان به درستي به انگيزه سود مالكان رسانههاي خبري مشكوكاند، در حالي كه از الگوي كسب درآمد توليدگران محتوا در شبكههاي مجازي استقبال ميكنند چون شفاف است.
16. توليدگران محتوا به طور واقعي آستين بالا زدهاند تا به مخاطب نشان بدهند كه براي آنها و نظراتشان احترام واقعي قائلاند؛ و اين در تضاد با احساس «صداي خدا» است كه روزنامهنگاري معتبر گاهي ارائه ميكند.
17. تغييراتي بايد در روزنامهنگاري ايجاد شود، ولو كوچك. مثل اينكه به نظرات جواب بدهيد تا مخاطبان احساس ديده و شنيده شدن داشته باشند.
18. چه بايد كرد؟ اول بازسازي اعتماد. مخاطب چه دليلي دارد كه باور كند شما خيرخواه او هستيد؟ بايد دليلي بر توان و تخصص شما داشته باشند. بدانند كه از كجا ميآييد و شفاف باشيد.
19. دوم اينكه بايد خلاقان را جدي بگيريم، خاصه در روزنامهنگاري.
20. سوم اينكه در نهايت بايد خالص و بيطرف باشيم و هيچ فكري را منتقل نكنيم و صرفا مجرا و ظرفي براي حقايق باشيم. اين باعث ميشود تا دوباره به ما اعتماد كنند.
@journalism_simple
✅✅✅✅
يك فرمول ابدي روزنامهنگاري: از ميزان كساني كه در شغل ما جدي كار ميكنند، كم ميشود!
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
يك فرمول ابدي روزنامهنگاري: از ميزان كساني كه در شغل ما جدي كار ميكنند، كم ميشود!
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
✅✅✅
اصول روزنامهنگاري هميشه ثابت است
اين صورت بيروني آن است كه هميشه به نسبت زمانه تغيير ميكند.
يعني چه؟
يعني زماني، چه در روزنامهها و چه مجلات، كلي صفحه به خوانندگان اختصاص داشت و مهمترين بخش رسانه بود
حالا در رسانههاي اجتماعي مجازي، مهمترين بخش، مديريت كامنتهاست!
@journalism_simple
اصول روزنامهنگاري هميشه ثابت است
اين صورت بيروني آن است كه هميشه به نسبت زمانه تغيير ميكند.
يعني چه؟
يعني زماني، چه در روزنامهها و چه مجلات، كلي صفحه به خوانندگان اختصاص داشت و مهمترين بخش رسانه بود
حالا در رسانههاي اجتماعي مجازي، مهمترين بخش، مديريت كامنتهاست!
@journalism_simple
✅✅✅
در بخش يادداشتهاي موبايل يا هرجاي ديگر، جايي براي سوژهها ايجاد كنيد. خودتان را وادار كنيد روزانه حداقلي از سوژهها را كشف كنيد؛ تا عادت كنيد به اين روند و فرآيند...
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
در بخش يادداشتهاي موبايل يا هرجاي ديگر، جايي براي سوژهها ايجاد كنيد. خودتان را وادار كنيد روزانه حداقلي از سوژهها را كشف كنيد؛ تا عادت كنيد به اين روند و فرآيند...
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
✅✅✅
رسانه و طرفداري و موضعگيري
برخي معتقدند كه رسانه بايد موضع و نظر داشته باشد.
مشكلي نيست؛ اما جاي طرح اين موضع و نظر، در روزنامهنگاري كلاسيك مشخص است:
سرمقاله، يادداشت، نقد و نظر و گاهي مقالات...
اما مصاحبهها، خبرها، گزارشها، بررسيها و ديگر قالبهاي روزنامه و رسانه شما
بايد كاملا بيطرف باشد؛
به قدري بيطرف و منصفانه كه حتي مخالفان شما به آن اعتماد و اعتبار كنند...
راه درست ژورناليسم اين است.
اين كه فكر كنيد رسانه بدون نظر و موضع نميتواند باشد، اگر درست انجام نشود، خطرناك است؛
سمي مهلك؛
چرا كه شما عملا واقعيت را دوپاره خواهيد ديد
در نتيجه واقعيتهايي كه اتفاق ميافتد را دوپاره ميكنيد
در نهايت اينكه، علاوه بر سرمقاله و يادداشت و نقد و نظر،
ايدئولوژي و نگاه شما در باقي بخشها جاري خواهد بود
و اين،
يعني عدم اعتماد ديگران به ديگر بخشهاي شما
و غالبا، درماندگي شما در مواجهه با رويدادهاي همهروزه...
@journalism_simple
رسانه و طرفداري و موضعگيري
برخي معتقدند كه رسانه بايد موضع و نظر داشته باشد.
مشكلي نيست؛ اما جاي طرح اين موضع و نظر، در روزنامهنگاري كلاسيك مشخص است:
سرمقاله، يادداشت، نقد و نظر و گاهي مقالات...
اما مصاحبهها، خبرها، گزارشها، بررسيها و ديگر قالبهاي روزنامه و رسانه شما
بايد كاملا بيطرف باشد؛
به قدري بيطرف و منصفانه كه حتي مخالفان شما به آن اعتماد و اعتبار كنند...
راه درست ژورناليسم اين است.
اين كه فكر كنيد رسانه بدون نظر و موضع نميتواند باشد، اگر درست انجام نشود، خطرناك است؛
سمي مهلك؛
چرا كه شما عملا واقعيت را دوپاره خواهيد ديد
در نتيجه واقعيتهايي كه اتفاق ميافتد را دوپاره ميكنيد
در نهايت اينكه، علاوه بر سرمقاله و يادداشت و نقد و نظر،
ايدئولوژي و نگاه شما در باقي بخشها جاري خواهد بود
و اين،
يعني عدم اعتماد ديگران به ديگر بخشهاي شما
و غالبا، درماندگي شما در مواجهه با رويدادهاي همهروزه...
@journalism_simple
✅✅✅
اگر ميخواهيد پلاتو ضبط كنيد در رسانهتان، اين جمله فرزاد جمشيدی يادتان باشد؛ براي هر دقيقه اجرا، يك ساعت مطالعه.
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
2.
اگر ميخواهيد پلاتو ضبط كنيد در رسانهتان، اين جمله فرزاد جمشيدی يادتان باشد؛ براي هر دقيقه اجرا، يك ساعت مطالعه.
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
2.
✅✅✅
دكتر اكبر عالمي، ميگفت من براي هر برنامه جوري مطالعه ميكردم كه همه فكر ميكردند متخصص آن حوزهام. مثلا در يكي از برنامهها با موضوع يك فيلم مسيحي، طوري خوانده بودم كه فكر ميكردند متخصص تاريخ مسيحيتام.
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
@journalism_simple
دكتر اكبر عالمي، ميگفت من براي هر برنامه جوري مطالعه ميكردم كه همه فكر ميكردند متخصص آن حوزهام. مثلا در يكي از برنامهها با موضوع يك فيلم مسيحي، طوري خوانده بودم كه فكر ميكردند متخصص تاريخ مسيحيتام.
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
@journalism_simple
✅✅✅درسهاي دكتر اكبر عالمی براي مجري/ بخش اول
داشتم آرشيوم را نگاه ميكردم، چشمم به اين مصاحبهاي خورد كه با دكتر اكبر عالمي گرفتم؛ مستندساز، مجري، استاد دانشگاه، پژوهشگر كه با برنامههاي هنر هفتم و سينما ماوراء به يادش ميآوريم. از آخرين مصاحبههاي آن بزرگوار بود. چقدر ياد گرفتم. نكتههايش را ميآورم براي مجريها و كساني كه ميخواهند درگير اجرا و گويندگي و ... باشند؛ در صداوسيما يا خارج آن.
• منوچهر نوذري استعداد ژنتيك حیرتآوری در اجرای برنامههای رادیویی و تلویزیونی داشت. اجراهایش میتوانست معیار باشد. برنامههایش صمیمی، ولی در چهارچوب قواعد بود.
• کسانی که به اجرا علاقهمندند، باید بدانند که برای یک دقیقه حضور در صحنه و صحبت کردن، باید صد برابر دانش داشته باشند؛ وگرنه دیگران جذب آنها نمیشوند.
@journalism_simple
داشتم آرشيوم را نگاه ميكردم، چشمم به اين مصاحبهاي خورد كه با دكتر اكبر عالمي گرفتم؛ مستندساز، مجري، استاد دانشگاه، پژوهشگر كه با برنامههاي هنر هفتم و سينما ماوراء به يادش ميآوريم. از آخرين مصاحبههاي آن بزرگوار بود. چقدر ياد گرفتم. نكتههايش را ميآورم براي مجريها و كساني كه ميخواهند درگير اجرا و گويندگي و ... باشند؛ در صداوسيما يا خارج آن.
• منوچهر نوذري استعداد ژنتيك حیرتآوری در اجرای برنامههای رادیویی و تلویزیونی داشت. اجراهایش میتوانست معیار باشد. برنامههایش صمیمی، ولی در چهارچوب قواعد بود.
• کسانی که به اجرا علاقهمندند، باید بدانند که برای یک دقیقه حضور در صحنه و صحبت کردن، باید صد برابر دانش داشته باشند؛ وگرنه دیگران جذب آنها نمیشوند.
@journalism_simple
✅✅✅درسهاي دكتر اكبر عالمي براي مجريان/ قسمت دوم
• باید بسیار کتاب خوانده باشید، آدم دیده باشید، معاشرت کرده باشید و ...؛ هرچند که اینها شروط لازم است، نه شروط کافی.
• یکی از بهترین استادان ما که فن بیان یادمان میداد، دکتر مهدی فروغ بود. درباره تکنیکها و انواع کارکردهای فن بیان صحبت میکرد. استاد به ما آموخت که وقتی فن بیان یاد بگیرید، حتماً لازم نیست مجری یا دوبلور یا سخنور بشوید. کسی که فن بیان دارد، قدرت نفوذ کلام پیدا میکند و میداند که چطور باید با مخاطبش ارتباط برقرار کند.
• بعد از 73 سال که از خدا عمر گرفته و تحصیل و تدریس کردهام، به یک اصل مهم رسیدهام. در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، اگر برنامهای موفق میشود، نباید بلافاصله سراغ مجری آن رفت، بلکه مرکز شکل دادن و شکوفایی یک برنامه موفق را باید تهیهکننده آن بدانیم؛ که کار را به دقت طراحی کرده و سپس مسئولیتها را واگذار کرده و اختیار کافی هم میدهد.
• هیچ پدیدهای، بدون سابقه قبلی برای فرد یا ملتی اتفاق نمیافتد. اگر میبینید که یک مجری رادیو یا تلویزیون موفق شده، باید به گذشتهاش برگردید و ببینید که در روزگار نوجوانی چطور شخصیتاش شکل گرفته و با چه کسانی معاشرت داشته و کجاها به دستان بزرگان خیره شده تا به این جایگاه رسیده است.
• مجریان باید بدانند که تلویزیون چه تاج افتخاری بر سرشان گذاشته كه به نوعی ویترین سلیقه آن شبکه محسوب میشود.
• یک مجری باید بداند که نماد و نشانه فرهنگ ملتی با تاریخ هفت، هشت هزار ساله است که نامهای درخشانی در فرهنگ و ادبیات دارد که قابل شمارش نیستند؛ از رودکی و حافظ و جامی گرفته تا مولانا و فردوسی و جلال و اخوان ثالث و ... .
• یک مجری که پشت میکروفن قرار میگیرد، لازم نیست ادای آدمهای دانشمندی شبیه دکتر الهی قمشهای و ... را دربیاورد، ولی مهم است که حتماً سواد لازم را داشته باشد تا بتواند اثربخش باشد.
• من پای رادیو قد کشیدم. من از 12 سالگی با رادیو ترانزیستوری به رختخواب میرفتم و خوابم میبرد. اینها خیلی روی گویش و نگاه و زبان من اثر داشت.
• خیلی باید دقت داشته باشیم که الگوهایمان در زندگی چه کسانی هستند. در حال حاضر میبینیم که برخی از مجریان ما دچار اعوجاج زبانی و گفتاری هستند و از واژههایی استفاده میکنند که متعلق به افرادی با سطح فرهنگی پایین است؛ واژگانی که باعث لرزیدن پيكر شیخ عطار و مولوی و سعدی در گور میشود!
• من از مجريان کلماتی چون «خفن» و «سه شد» و «گاف دادی» شنیدهام! این ترکیب «گاف دادی» که داستانش به چند دهه گذشته بر میگردد و منظورشان این بود که نجاست زدهای به موضوعی و ماجرایی. اما الان میبینیم که از این واژه سخیف استفاده میشود، بدون اینکه تاریخش را بدانند. به جایش بگویند خراب کردی، واقعاً کار سختی است؟
• من ناراحت میشوم وقتی که مجریان مهمانی را دعوت میکنند، حالا به واسطه اینکه با او همدوره یا همکلاس یا همکار بودهاند، به جای شما، از واژه تو استفاده میکنند. نام این صمیمی بودن نیست، مجری باید مؤدبانه برخورد کند؛ فرهنگ ما به ما آموخته که احترام مهمان را نگه داریم و با او محترمانه صحبت کنیم. باید بیاموزیم که صمیمانه، ولی در عین حال محترمانه و مؤدبانه صحبت کنیم.
• البته من در همه برنامهها این تعداد کتاب نخواندهام، اما بیشترش را 17، 18 کتاب خواندهام. میترسیدم، چون سواد لازم را در برخی حوزهها نداشتم. تلویزیون جایی است که چشمها و گوشهایی شما را كنترل ميكنند که چندین برابر باسوادتر یا مشتاقتر از شما هستند، که یا میتوانند شما را نقد کنند یا دوست دارند که از شما و برنامه شما یاد بگیرند. پس من یا باید نزد افرادی که بارها و بارها باسوادتر از من هستند، امتحان پس بدهم، يا برای افراد جوانتر و مشتاقتر هم باید اطلاعات مفید داشته باشم. همین نگرشها باعث میشد تا اجرا را کاملاً جدی بگیرم.
• از سوی دیگر، نگاه من این بود که مهمان برنامه، انگار که به خانه من آمده و سر سفره من نشسته است. در فرهنگ ایرانی، شایسته نیست که وقتی مهمان دعوت میکنید، قبل از مهمان خودتان بهترین غذاها را بخورید. در اجرا نیز، من بیشترین زمان را به مهمانان خودم اختصاص میدادم و خودم خیلی کمتر صحبت میکردم و سعي ميكردم براي گرم شدن گفتگو، خيلي محترمانه و به موقع، صحبتهاي او را تكميل كنم.
• من به برکت اجرا در برنامه تلویزیونی بود که اکنون احساس افتخار میکنم؛ حتی در مقایسه با فیلمها و مستندهایی که خود ساخته و کارهای پژوهشش را خودم انجام دادهام. باید انصاف بدهم که من مدیون تلویزیون هستم که مرا معرفی کرد. و من هم در ادامه سعی کردم که هرگز از نظر منش و نگرش به وادی تکبر و خودشیفتگی سقوط نکنم.
@journalism_simple
• باید بسیار کتاب خوانده باشید، آدم دیده باشید، معاشرت کرده باشید و ...؛ هرچند که اینها شروط لازم است، نه شروط کافی.
• یکی از بهترین استادان ما که فن بیان یادمان میداد، دکتر مهدی فروغ بود. درباره تکنیکها و انواع کارکردهای فن بیان صحبت میکرد. استاد به ما آموخت که وقتی فن بیان یاد بگیرید، حتماً لازم نیست مجری یا دوبلور یا سخنور بشوید. کسی که فن بیان دارد، قدرت نفوذ کلام پیدا میکند و میداند که چطور باید با مخاطبش ارتباط برقرار کند.
• بعد از 73 سال که از خدا عمر گرفته و تحصیل و تدریس کردهام، به یک اصل مهم رسیدهام. در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، اگر برنامهای موفق میشود، نباید بلافاصله سراغ مجری آن رفت، بلکه مرکز شکل دادن و شکوفایی یک برنامه موفق را باید تهیهکننده آن بدانیم؛ که کار را به دقت طراحی کرده و سپس مسئولیتها را واگذار کرده و اختیار کافی هم میدهد.
• هیچ پدیدهای، بدون سابقه قبلی برای فرد یا ملتی اتفاق نمیافتد. اگر میبینید که یک مجری رادیو یا تلویزیون موفق شده، باید به گذشتهاش برگردید و ببینید که در روزگار نوجوانی چطور شخصیتاش شکل گرفته و با چه کسانی معاشرت داشته و کجاها به دستان بزرگان خیره شده تا به این جایگاه رسیده است.
• مجریان باید بدانند که تلویزیون چه تاج افتخاری بر سرشان گذاشته كه به نوعی ویترین سلیقه آن شبکه محسوب میشود.
• یک مجری باید بداند که نماد و نشانه فرهنگ ملتی با تاریخ هفت، هشت هزار ساله است که نامهای درخشانی در فرهنگ و ادبیات دارد که قابل شمارش نیستند؛ از رودکی و حافظ و جامی گرفته تا مولانا و فردوسی و جلال و اخوان ثالث و ... .
• یک مجری که پشت میکروفن قرار میگیرد، لازم نیست ادای آدمهای دانشمندی شبیه دکتر الهی قمشهای و ... را دربیاورد، ولی مهم است که حتماً سواد لازم را داشته باشد تا بتواند اثربخش باشد.
• من پای رادیو قد کشیدم. من از 12 سالگی با رادیو ترانزیستوری به رختخواب میرفتم و خوابم میبرد. اینها خیلی روی گویش و نگاه و زبان من اثر داشت.
• خیلی باید دقت داشته باشیم که الگوهایمان در زندگی چه کسانی هستند. در حال حاضر میبینیم که برخی از مجریان ما دچار اعوجاج زبانی و گفتاری هستند و از واژههایی استفاده میکنند که متعلق به افرادی با سطح فرهنگی پایین است؛ واژگانی که باعث لرزیدن پيكر شیخ عطار و مولوی و سعدی در گور میشود!
• من از مجريان کلماتی چون «خفن» و «سه شد» و «گاف دادی» شنیدهام! این ترکیب «گاف دادی» که داستانش به چند دهه گذشته بر میگردد و منظورشان این بود که نجاست زدهای به موضوعی و ماجرایی. اما الان میبینیم که از این واژه سخیف استفاده میشود، بدون اینکه تاریخش را بدانند. به جایش بگویند خراب کردی، واقعاً کار سختی است؟
• من ناراحت میشوم وقتی که مجریان مهمانی را دعوت میکنند، حالا به واسطه اینکه با او همدوره یا همکلاس یا همکار بودهاند، به جای شما، از واژه تو استفاده میکنند. نام این صمیمی بودن نیست، مجری باید مؤدبانه برخورد کند؛ فرهنگ ما به ما آموخته که احترام مهمان را نگه داریم و با او محترمانه صحبت کنیم. باید بیاموزیم که صمیمانه، ولی در عین حال محترمانه و مؤدبانه صحبت کنیم.
• البته من در همه برنامهها این تعداد کتاب نخواندهام، اما بیشترش را 17، 18 کتاب خواندهام. میترسیدم، چون سواد لازم را در برخی حوزهها نداشتم. تلویزیون جایی است که چشمها و گوشهایی شما را كنترل ميكنند که چندین برابر باسوادتر یا مشتاقتر از شما هستند، که یا میتوانند شما را نقد کنند یا دوست دارند که از شما و برنامه شما یاد بگیرند. پس من یا باید نزد افرادی که بارها و بارها باسوادتر از من هستند، امتحان پس بدهم، يا برای افراد جوانتر و مشتاقتر هم باید اطلاعات مفید داشته باشم. همین نگرشها باعث میشد تا اجرا را کاملاً جدی بگیرم.
• از سوی دیگر، نگاه من این بود که مهمان برنامه، انگار که به خانه من آمده و سر سفره من نشسته است. در فرهنگ ایرانی، شایسته نیست که وقتی مهمان دعوت میکنید، قبل از مهمان خودتان بهترین غذاها را بخورید. در اجرا نیز، من بیشترین زمان را به مهمانان خودم اختصاص میدادم و خودم خیلی کمتر صحبت میکردم و سعي ميكردم براي گرم شدن گفتگو، خيلي محترمانه و به موقع، صحبتهاي او را تكميل كنم.
• من به برکت اجرا در برنامه تلویزیونی بود که اکنون احساس افتخار میکنم؛ حتی در مقایسه با فیلمها و مستندهایی که خود ساخته و کارهای پژوهشش را خودم انجام دادهام. باید انصاف بدهم که من مدیون تلویزیون هستم که مرا معرفی کرد. و من هم در ادامه سعی کردم که هرگز از نظر منش و نگرش به وادی تکبر و خودشیفتگی سقوط نکنم.
@journalism_simple
👍1
👍1
✅✅✅
روزنامهنگاري يعني سوژه و نوع پرداخت سوژه؛ تفاوت رسانهها در قدرت سوژههاي آنهاست؛ كه خاص و تكاندهنده است يا معمولي و ... .
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
روزنامهنگاري يعني سوژه و نوع پرداخت سوژه؛ تفاوت رسانهها در قدرت سوژههاي آنهاست؛ كه خاص و تكاندهنده است يا معمولي و ... .
#تجربه_زيسته_روزنامهنگاری
👍1
🔹🔹🔹
اعضای تحریریة نشریة سان (SUN) كـه در ملبورن استرالیا منتشر میشود، حق ندارند لیـدی بنویـسند كـه از 12 كلمه بیشتر باشد!
#ليدنويسی
#رسانه
#يونس_شكرخواه
اعضای تحریریة نشریة سان (SUN) كـه در ملبورن استرالیا منتشر میشود، حق ندارند لیـدی بنویـسند كـه از 12 كلمه بیشتر باشد!
#ليدنويسی
#رسانه
#يونس_شكرخواه
👍1
Forwarded from رسانه نگاران
🟣 دوشنبه ها/ستون جدید رسانه نگاران/سفر به دیگر سو
✍🏻عیسی محمدی
▪️مشکل اینجاست که ما کارمان را رها کردهایم تا وایرال شویم، به همین سادگی. حتی برخی از رسانهها و برنامهها و روزنامهها، در این راستا دست به کارهای عجیبی میزنند. مثلا تیترهایی میزنند که غش در معامله است و اصلا ربطی به موضوع ندارد و صرفا برای دیده شدن است. مثلا این اواخر، تیتر میزدند «تهران تعطیل شد» و وقتی مردم مراجعه میکردند، میدیدند که صرفا دارند گمانهزنی میکنند!
▪️خب، چه باید کرد؟ رسانه باید کار طبیعی خودش را انجام بدهد. کار طبیعی رسانه، پیدا کردن سوژه خوب و به روز، توجه به ارزشهای خبری، ارتقای روزنامهنگاری تخصصی، درست مصاحبه کردن و درست سئوال پرسیدن، گزارش خوب نوشتن و دنبال تحقیقهای مفصلتر رفتن از وقایع روز و بیان پسزمینه و پیشینه آنهاست. به طور طبیعی یک رسانه اگر این کارها را انجام بدهد و تیتر و لید خوبی هم داشته باشد، دیده شده و وایرال خواهد شد.
🔗متن کامل این یادداشت ۴۰۰ کلمه ای در پایگاه خبری تحلیلی رسانه نگاران:
https://rasanehnegaran.ir/?p=5973
🔲همه می خواهند وایرال شوند، شما چطور؟
✍🏻عیسی محمدی
▪️مشکل اینجاست که ما کارمان را رها کردهایم تا وایرال شویم، به همین سادگی. حتی برخی از رسانهها و برنامهها و روزنامهها، در این راستا دست به کارهای عجیبی میزنند. مثلا تیترهایی میزنند که غش در معامله است و اصلا ربطی به موضوع ندارد و صرفا برای دیده شدن است. مثلا این اواخر، تیتر میزدند «تهران تعطیل شد» و وقتی مردم مراجعه میکردند، میدیدند که صرفا دارند گمانهزنی میکنند!
▪️خب، چه باید کرد؟ رسانه باید کار طبیعی خودش را انجام بدهد. کار طبیعی رسانه، پیدا کردن سوژه خوب و به روز، توجه به ارزشهای خبری، ارتقای روزنامهنگاری تخصصی، درست مصاحبه کردن و درست سئوال پرسیدن، گزارش خوب نوشتن و دنبال تحقیقهای مفصلتر رفتن از وقایع روز و بیان پسزمینه و پیشینه آنهاست. به طور طبیعی یک رسانه اگر این کارها را انجام بدهد و تیتر و لید خوبی هم داشته باشد، دیده شده و وایرال خواهد شد.
🔗متن کامل این یادداشت ۴۰۰ کلمه ای در پایگاه خبری تحلیلی رسانه نگاران:
https://rasanehnegaran.ir/?p=5973
رسانه نگاران
همه می خواهند وايرال شوند، شما چطور؟ - رسانه نگاران
رسانه نگار/شاعر/ کارشناس تولید محتوا، مدیر رسانه و مشاور/علاقمند به توسعه فردی و برندینگ
Forwarded from رسانه نگاران
🟣دوشنبه ها/ستون سفر به دیگر سو
✍🏻 عیسی محمدی
▪️چندی پیش چند تن از همکاران، اعلام کردند که قرار است با کمک برخی از روزنامهنگاران برجسته، دور هم جمع شده و یک رسانه حرفهای ایجاد کنند. البته که خیلی خوشحال شدیم و چه چیزی بهتر از اینکه چیزی به رسانههای حرفهای مملکت اضافه بشود؟
▪️چندی بعد، سئوال مهمی ذهن مرا به خودش اختصاص داد: ما چند تا روزنامه داریم؟ احتمالا صدها. چند تا سایت داریم؟ احتمالا چند هزار تا. چند تا پیج و کانال خبری داریم؟ باز هم احتمالا هزاران مورد. خب، چرا باید یک رسانه جدید به اینها اضافه بشود؟ و این رسانه که میخواهد از صفر شروع بشود، چطور قرار است مابین این تراکم رسانهای دیده شود؟
▪️این، البته جوابهای خودش را دارد که بعدها مفصل به آن خواهم پرداخت. اما سئوال مهم بعدی که حسابی مرا تکان داد، این بود: چرا به جای اینکه یک رسانه سطح متوسط را بگیریم و آن را اوج بدهیم و به بالا ببریم، میرویم و از صفر شروع میکنیم؟ آیا همیشه باید از صفر شروع کرد؟
💻متن کامل این یادداشت ۴۵۰ کلمه ای در رسانه نگاران .
✍🏻 عیسی محمدی
🔲چرا يك رسانه جديد؟
▪️چندی پیش چند تن از همکاران، اعلام کردند که قرار است با کمک برخی از روزنامهنگاران برجسته، دور هم جمع شده و یک رسانه حرفهای ایجاد کنند. البته که خیلی خوشحال شدیم و چه چیزی بهتر از اینکه چیزی به رسانههای حرفهای مملکت اضافه بشود؟
▪️چندی بعد، سئوال مهمی ذهن مرا به خودش اختصاص داد: ما چند تا روزنامه داریم؟ احتمالا صدها. چند تا سایت داریم؟ احتمالا چند هزار تا. چند تا پیج و کانال خبری داریم؟ باز هم احتمالا هزاران مورد. خب، چرا باید یک رسانه جدید به اینها اضافه بشود؟ و این رسانه که میخواهد از صفر شروع بشود، چطور قرار است مابین این تراکم رسانهای دیده شود؟
▪️این، البته جوابهای خودش را دارد که بعدها مفصل به آن خواهم پرداخت. اما سئوال مهم بعدی که حسابی مرا تکان داد، این بود: چرا به جای اینکه یک رسانه سطح متوسط را بگیریم و آن را اوج بدهیم و به بالا ببریم، میرویم و از صفر شروع میکنیم؟ آیا همیشه باید از صفر شروع کرد؟
💻متن کامل این یادداشت ۴۵۰ کلمه ای در رسانه نگاران .
رسانه نگاران
چرا يك رسانه جديد؟ - رسانه نگاران
چندي پيش چند تن از همكاران، اعلام كردند كه قرار است با كمك برخي از روزنامهنگاران برجسته، دور هم جمع شده و يك رسانه حرفهاي ايجاد كنند. البته كه خيلي خوشحال
Forwarded from رسانه نگاران
🟣دوشنبه ها/ستون سفر به دیگر سو
✍🏻یادداشت های عیسی محمدی
▪️متنی را در جایی میخواندم که پیرامون مدیریت رسانه بود. درباره نقش مدیر رسانه صحبت کرده بود. یکی از کارکردهای مدیر رسانه را هم، رصد اثربخشی رسانه و پیامهای رسانهای دانسته بود.
▪️کمی تأمل کردم و با خودم فکری شدم که واقعا چند درصد مدیران رسانهای ما و مدیران تولید محتوا و …، به این میاندیشند که اثربخشی پیامی که منتشر میکنند و رسانهای که شکل دادهاند، چقدر است؟ آدمی گاهی سایتها و مجلات و روزنامهها و رسانههایی را میبیند و مدام از خودش میپرسد اساسا آیا مدیر و سردبیر و مسئول آن، یکبار نشسته و با خودش فکر کرده که اثربخشی رسانه و پیامهای سانهای من چگونه است؟
💻متن کامل این یادداشت ۳۵۰ کلمه ای را در رسانه نگاران مطالعه کنید.
✍🏻یادداشت های عیسی محمدی
🔲 اثربخشی؛ گمشده رسانههای ما
▪️متنی را در جایی میخواندم که پیرامون مدیریت رسانه بود. درباره نقش مدیر رسانه صحبت کرده بود. یکی از کارکردهای مدیر رسانه را هم، رصد اثربخشی رسانه و پیامهای رسانهای دانسته بود.
▪️کمی تأمل کردم و با خودم فکری شدم که واقعا چند درصد مدیران رسانهای ما و مدیران تولید محتوا و …، به این میاندیشند که اثربخشی پیامی که منتشر میکنند و رسانهای که شکل دادهاند، چقدر است؟ آدمی گاهی سایتها و مجلات و روزنامهها و رسانههایی را میبیند و مدام از خودش میپرسد اساسا آیا مدیر و سردبیر و مسئول آن، یکبار نشسته و با خودش فکر کرده که اثربخشی رسانه و پیامهای سانهای من چگونه است؟
💻متن کامل این یادداشت ۳۵۰ کلمه ای را در رسانه نگاران مطالعه کنید.
Forwarded from رسانه نگاران
🟣دوشنبه ها/ستون سفر به دیگر سو
✍🏻عیسی محمدی
▪️اگر خاطرتان مانده باشد، چندی پیش رسانه «عبدیمدیا»، مصاحبهای از رفیقدوست منتشر کرد؛ که در واقع برشی نشر داده نشده از مصاحبه او در چند سال گذشته بود.
▪️یک روزنامهنگار از وقتی که با اصول کار خودش به یگانگی و صلح نرسیده باشد، اتفاقاتی مانند این خواهد افتاد: مصاحبهای خواهد گرفت، بخشی را کنار خواهد گذاشت و بعدها آن را نشر خواهد داد و در عین حال، متهم هم خواهد شد. اما چرا؟ تنها به این دلیل ساده که به طور مستقیم سروقت کار رسانهای رفته و کمترین زمان را به اصول کار خودش و فلسفه کار رسانهای و … اختصاص داده است.
بله، اصول رسانه و فلسفه کار رسانه همیشه ثابتاند؛ این روکشها هستند که تغییر میکنند و اگر میخواهید در طی مسیر منحرف نشوید، باید به خوبی این چیزها را بحث کنید و یاد بگیرید و … .
💻متن کامل این یادداشت ۳۴۰ کلمه را در سایت رسانه نگاران بخوانید:
https://rasanehnegaran.ir/?p=6089
✍🏻عیسی محمدی
🔲اصول رسانه جابهجا نمی شوند
▪️اگر خاطرتان مانده باشد، چندی پیش رسانه «عبدیمدیا»، مصاحبهای از رفیقدوست منتشر کرد؛ که در واقع برشی نشر داده نشده از مصاحبه او در چند سال گذشته بود.
▪️یک روزنامهنگار از وقتی که با اصول کار خودش به یگانگی و صلح نرسیده باشد، اتفاقاتی مانند این خواهد افتاد: مصاحبهای خواهد گرفت، بخشی را کنار خواهد گذاشت و بعدها آن را نشر خواهد داد و در عین حال، متهم هم خواهد شد. اما چرا؟ تنها به این دلیل ساده که به طور مستقیم سروقت کار رسانهای رفته و کمترین زمان را به اصول کار خودش و فلسفه کار رسانهای و … اختصاص داده است.
بله، اصول رسانه و فلسفه کار رسانه همیشه ثابتاند؛ این روکشها هستند که تغییر میکنند و اگر میخواهید در طی مسیر منحرف نشوید، باید به خوبی این چیزها را بحث کنید و یاد بگیرید و … .
💻متن کامل این یادداشت ۳۴۰ کلمه را در سایت رسانه نگاران بخوانید:
https://rasanehnegaran.ir/?p=6089
Forwarded from چهرهشو (پرسونال برندينگ)
🔲🔲🔲
درباره حركت جديد رضا رشيدپور
در فرآيند برندينگ شخصی يا پرسونال برندينگ
هيچ رفتار و گفتاری بياثر نيست؛
يا اثر كاهنده دارد، يا فزاينده؛
نكته تلخ اينجاست گاهي يك حركت، ميتواند اثر سالها تلاش شما را ضايع و زائل كند؛ پس بايد به شدت مراقبت كنيد از نام و برند خودتان...
حركت #رضا_رشيدپور از اين سنخ است
رفتاري كه توانست يك تنه، كلي آسيب به برند اين فرد بزند؛
فردي كه با اجرا و حاشيههايي كه تعمدا در اجرا ايجاد ميكرد، جا افتاده بود و حالا مدتهاست ميخواهد فرمي تحليلي و «فعال اجتماعي»طور هم به خودش بگيرد؛
رشيدپور به اندازه كافي از عدم يكپارچگي در محتوا و سابقهاش رنج ميبرد
پس نبايد اينچنين، تيشه به ريشه برند شخصی خود بزند؛
درباره يكپارچگي و سابقه و ... اين مجري و اثر مثبت و منفياش در برند او، بيشتر ميتوان نوشت....
#برندينگ_شخصی
#پرسونال_برندينگ
#حسن_شهرت
درباره حركت جديد رضا رشيدپور
در فرآيند برندينگ شخصی يا پرسونال برندينگ
هيچ رفتار و گفتاری بياثر نيست؛
يا اثر كاهنده دارد، يا فزاينده؛
نكته تلخ اينجاست گاهي يك حركت، ميتواند اثر سالها تلاش شما را ضايع و زائل كند؛ پس بايد به شدت مراقبت كنيد از نام و برند خودتان...
حركت #رضا_رشيدپور از اين سنخ است
رفتاري كه توانست يك تنه، كلي آسيب به برند اين فرد بزند؛
فردي كه با اجرا و حاشيههايي كه تعمدا در اجرا ايجاد ميكرد، جا افتاده بود و حالا مدتهاست ميخواهد فرمي تحليلي و «فعال اجتماعي»طور هم به خودش بگيرد؛
رشيدپور به اندازه كافي از عدم يكپارچگي در محتوا و سابقهاش رنج ميبرد
پس نبايد اينچنين، تيشه به ريشه برند شخصی خود بزند؛
درباره يكپارچگي و سابقه و ... اين مجري و اثر مثبت و منفياش در برند او، بيشتر ميتوان نوشت....
#برندينگ_شخصی
#پرسونال_برندينگ
#حسن_شهرت
Forwarded from رسانه نگاران
🟣دوشنبه ها/ستون سفر به دیگر سو
✍🏻یادداشت های عیسی محمدی
🔲مشکوکین همیشگی/با گریزی به اصول روزنامه نگاری
▪️این روزها بحث شهرام دبیری حسابی داغ است؛ معاون پارلمانی دولت که در ابتدای امر، گفتند به سفر تفریحی قطب جنوب رفته، ولی تکذیب کردند، بعدا البته مشخص شد که به این سفر رفته و دروغ گفته و … . به محض بازگشت، رئیسجمهور او را با ذکر دلایلی، عزل کرد. اما این عزل، بیشتر به خاطر دروغی بود که گفته شد، تا رفتن به یک سفر پرهزینه. اما نکتهای که از این بابت در ساحت رسانه دریافت میکنیم، چیست؟
▪️اگر خاطرتان مانده باشد چندی پیش، یادداشتی نوشتیم که در آن، اشاره کردیم اصول روزنامهنگاری همیشه ثابتاند، فقط نمود و بستهبندی آن تغییر میکند. یکی از اصول همیشگی روزنامهنگاری هم، این است که اساسا چیزی که منابع رسمی و روابط عمومیها میگویند، تنها یکی از منابع اطلاع و اخبار ماست؛ که یا میتواند درست باشد، یا نادرست.
💻متن کامل این یادداشت ۵۵۰ کلمه ای را در رسانه نگاران بخوانید:
https://rasanehnegaran.ir/?p=6144
✍🏻یادداشت های عیسی محمدی
🔲مشکوکین همیشگی/با گریزی به اصول روزنامه نگاری
▪️این روزها بحث شهرام دبیری حسابی داغ است؛ معاون پارلمانی دولت که در ابتدای امر، گفتند به سفر تفریحی قطب جنوب رفته، ولی تکذیب کردند، بعدا البته مشخص شد که به این سفر رفته و دروغ گفته و … . به محض بازگشت، رئیسجمهور او را با ذکر دلایلی، عزل کرد. اما این عزل، بیشتر به خاطر دروغی بود که گفته شد، تا رفتن به یک سفر پرهزینه. اما نکتهای که از این بابت در ساحت رسانه دریافت میکنیم، چیست؟
▪️اگر خاطرتان مانده باشد چندی پیش، یادداشتی نوشتیم که در آن، اشاره کردیم اصول روزنامهنگاری همیشه ثابتاند، فقط نمود و بستهبندی آن تغییر میکند. یکی از اصول همیشگی روزنامهنگاری هم، این است که اساسا چیزی که منابع رسمی و روابط عمومیها میگویند، تنها یکی از منابع اطلاع و اخبار ماست؛ که یا میتواند درست باشد، یا نادرست.
💻متن کامل این یادداشت ۵۵۰ کلمه ای را در رسانه نگاران بخوانید:
https://rasanehnegaran.ir/?p=6144
Forwarded from خبرگزاری فارس
حبس سردبیر نشریهٔ آلمانی بهخاطر شوخی با وزیر!
🔹 دادگاه آلمان دیوید بندلز، سردبیر نشریهٔ دویچلند کوریر را بهخاطر ساخت یک تصویر از وزیر کشور آلمان که پلاکاردی در دست دارد و روی آن نوشته «من از آزادی بیان متنفرم» به ۷ ماه حبس تعلیقی، پرداخت جریمهٔ نقدی و عذرخواهی از وزیر محکوم کرد.
🔹 وکلای بندلز گفتهاند: این تصویر در زمرهٔ اصول حقوق آزادی بیان و مطبوعات است و این پرونده یک سابقهٔ نگرانکننده برای آزادیِ روزنامهنگاری در آلمان ایجاد میکند.
@Farsna - Link
@Farsna - Link
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM