سایت خبری-تحلیلی کلمه – Telegram
سایت خبری-تحلیلی کلمه
52.9K subscribers
5.75K photos
2.22K videos
166 files
8.45K links
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com

ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin

📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/
Download Telegram
🔴 بیانیه کنشگران سیاسی و مدنی ایران به ٥٦٠ امضا رسید؛ اعتراض به بازداشت‌ معترضان به کشتار دی‌ماه و تاکید بر شکل‌گیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم
 
🔺حاکمیت با اشتباه محاسباتی، ماهیت اقتدارطلبانه، خشونت ویرانگر دولتی، ایستادگی سرسختانه در برابر مطالبات ملت و تحمیل شرایط فلاکت‌بار اقتصادی عملا فرش قرمز برای مداخله بیگانگان در کشور انداخته و باعث شده تا برخی از هموطنان از سر استیصال به اپوزیسیون اقتدارگرای در کمین نشسته و قدرت‌های خارجی دل ببندند. حکومت به جای انتساب اتهامات واهی «وابستگی»، به فکر ترمیم آسیب‌پذیری‌های فناوری و سایبری و پر کردن حفره‌های بزرگ اطلاعاتی و امنیتی ایجاد شده دردرون نهادهای حاکمیتی و پیدا کردن رد جاسوسان و نفوذی‌ها در صفوف خودی‌ها باشد تا شاهد ترور، ناامنی و انفجار در گوشه و کنار کشور نباشد.

🔺ما امضاکنندگان این بیانیه، بازداشت‌ها و صدور احکام حبس برای فعالان سیاسی، مدنی و روشنفکران و جرم‌انگاری برای معترضان زندانی‌شده از جمله هزاران معترض بازداشتی را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط بازداشت‌شدگان یادشده و آزادی کلیه زندانیان سیاسی وعقیدتی هستیم. مقام‌های حکومتی در خیالی باطل هستند که مردم تحت ستم و جان به لب رسیده ایران کشتار گسترده دی‌ماه ١٤٠٤ را از یاد برده و مطالبه‌ی خود برای تغییرات اساسی در ساختار قدرت و رهایی از وضعیت رقت‌بار معیشتی و نابرابری‌های فزاینده درعرصه اقتصادی را کنار بگذارند.

🔺ما با تاکید بر شیوه‌های مدنی و مقاومت جمعی از مردم ایران دعوت می‌کنیم تا در آستانه چهلم جان‌های عزیز کشته‌شده در حد توان خود بر دادخواهی آنها، ضرورت تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مستقل و مخالفت با مجازات اعدام اصرار ورزیده و اجازه ندهند تا روایت نادرست حکومت، حقیقت فاجعه بزرگ کشتار معترضان به ستوه آمده از بیداد، فقر و محرومیت را بپوشاند.

متن کامل و امضاها
@kaleme
⚫️ روایت میدانی از بهشت زهرا تهران ۴۰ روز بعد از ۱۸ و ۱۹ دی ماه

چهل روز بعد در جغرافیای سوگ


✍️ میرا قربانی‌فر

نوشته و خوانده بود که «از خون جوانان وطن لاله دمیده…!» اما شاید این گونه به چشم ندیده بود که ۴۰ روز بعد از آن روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه می‌توان در بهشت زهرا به چشم دید!

چهل روز گذشته است. در بهشت زهرا، هنوز بوی سیمان تازه از بعضی مزارها بلند می‌شود. قطعات ۳۲۶ تا ۳۲۹ از صبح زود شلوغ‌اند. زن‌ها و مردهایی با لباس‌های تیره، آرام میان ردیف سنگ‌ها حرکت می‌کنند؛ بعضی‌ها نشانی را از پیش می‌دانند، بعضی دیگر با نگاه‌کردن به تاریخ‌های حک‌شده مسیرشان را پیدا می‌کنند: ۱۸ دی، ۱۹ دی، و روزهای پس از آن!

پدری می‌گوید پسرش را روز ۲۲ دی ماه یافته و از آن روز تا چهلم فرزند که روز ۲۹ بهمن ماه بود، هر روز به بهشت زهرا آمده است.

پدر روز ۱۹ دی پسر را گم کرده و ۳۷ روز تمام بدون هیچ وقفه‌ای هر روز را به بهشت زهرا آمده و من فکر می‌کنم آیا می‌ترسیده دوباره پسر را گم کند یا شاید نگران تنهایی فرزند است.

مزدک یکی از شهروندانی است که آمده شاید تسلی باشد برای دل بازماندگان! خودش می‌گوید «ما برای همراهی و تسلی‌دادن به خانواده کشته‌شدگان رفته بودیم. در سه قطعه جدید بهشت زهرا که اکثر کشته‌شدگان اخیر در آن‌ها دفن شده‌اند، نیازی به جستجو نبود. عکس‌ها، گل‌های پرپر و سنگ‌هایی که تاریخ تولد و مرگ بر آن‌ها ثبت شده بود نشانی آن بچه‌ها بود. می‌گویم «بچه‌ها» چون اکثر آن‌ها جوان، نوجوان یا طبق تعریف‌های بین‌المللی «کودک» محسوب می‌شدند.

او که نخستین روز چهلم‌ها (۲۸ بهمن) نیز در بهشت زهرا بوده در ادامه نیز می‌گوید «سنگ بعضی قبرها نصب شده بود، از جمله سنگ مشترک برادران عشقی و سنگ «سپهر شکری» معروف به «سپهر بابا».

عده زیادی از مردم دور مزار سپهر جمع شده بودند، بالای سرش عود روشن کرده بودند و موسیقی‌های خاصی که این روزها زیاد می‌شنویم را پخش می‌کردند. در ساعات پایانی روز که جمعیت کمتر شده بود، ماندن تک آدم‌هایی سر بعضی قبرها نظرگیر بود. دوستانی که بهت‌زده و در خود فرورفته، نمی‌خواستند عزیزشان را تنها بگذارند. »

📎منبع و متن کامل
@kaleme
⚫️ "تیر خلاص" به ...؟

✍️
احمد حیدری 

ابعاد ناپیدا و وحشتناک جنایت ۱۸ تا ۲۰ دی ماه ۱۴۰۴ که از جانب کانون‌هایی در هاله‌ای از ابهام قرار داده شده، به اراده خدا به تدریج آشکار می‌شود. یکی از این "ابعاد ناپیدایِ وحشتناک" را اخیرا و در آستانه چهلم این کشته‌های مظلوم، مدیر سازمان بهشت زهرا در نشست خبری آشکار کرده است. ایشان اظهار داشته: «حتما تروریست‌ها و کسانی که مسلح بودند، "تیر خلاص" به مردم زدند و به بیش از ۷۰ درصد از پیکرها؛ تروریست‌ها شلیک کردند».

این که "تیر خلاص" به کشته شدگان زده شده، نشان از نهایت سبعیّت، شقاوت و خشونتی است که اظهار و ابراز شده است ولی این که ایشان این عمل بس شقاوتمندانه و سبعانه را به تروریست‌های ادعایی نسبت داده، چندان پذیرفتنی نیست؛ نه از آن رو که تروریست‌های آمریکایی یا اسرائیلی از چنین شقاوتی بری و پاک باشند!  که تاریخ جنایات آنان گواه بر شقاوتهای بی‌نظیر و شنیع تر از این است؛ بلکه از این رو که هنوز  وجود تروریست‌های اسرائیلی و آمریکایی در کشتار ۱۸ - ۲۰ دی ماه تأیید نشده و ادلّه و قرائن اثبات کننده بر حضور آنان ارائه نگردیده است.

اما این که ادعا می‌شود جمعی از اشرار جذب و در خارج برای ایجاد آشوب و کشتار آموزش داده شده و مسلح گردیده‌اند، نیز علاوه بر این که هنوز ادلّه اثبات کننده آن ارائه نگردیده، نمی‌توان این عمل شقی وار و غیرانسانی را به آنان نیز نسبت داد زیرا تیر خلاص زدن، کار نیروی مسلح فاتح و مسلّط است که فرصت و امنیت دارد؛ نه اشرار مسلحی که مجبورند تیراندازی کور کنند و به سرعت فرار نمایند تا دستگیر یا شناسایی نشوند!

اگر چنین عمل شقیّانه‌ای صورت گرفته باشد که به گفته مدیر سازمان بهشت زهرا واقع شده است، کار مسلّحان فاتحی است که احساس پیروزی کرده و به دنبال ریشه کن کردن دشمنی هستند که در نظرشان در اوج خباثت و پلیدی است و هیچ حرمتی ندارد و در ضمن خوف تعقیب و شناسایی شدن هم ندارند.

چه بسا این جنایت را بتوان مصداق «خشم مقدّس» شمرد، خشم مقدّسانی که برای معترضان هیچ حق و حرمتی قائل نبوده و آنان را مهدور الدم دانسته که با کشتنشان می‌شود به خدا تقرّب یافت!  که مردم مظلوم را از این شرّ این خشمگینان به شدّت خطرناک، به خدا پناه می‌دهیم.

@kaleme
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مولانا عبدالحمید در خطبه نماز جمعه زاهدان: در کشور فقط «نگاه ملی» جواب می‌دهد، نه «نگاه قومی و مذهبی»


🔖این هشدار مولانا عبدالحمید سنجیده و درست است ‌و هر کس یا هر جریانی که این واقعیت را نبیند، یا درست درک نکند در خدمت نجات ایران نخواهد بود و مردم ایران و نسل های آینده نیز مسئولین چنین شکستی را نخواهند بخشید. بار دیگر تکرار می‌کنم که نقطه آغازین و قلب «اجماع حداکثری بر اصول حداقلی برای نجات ایران»، آن گوهری‌ست که  همه ما را، با همه تفاوت‌ها و فاصله‌ها، به هم پیوند می‌زند و آن گوهرِ جاودان‌ ایران است. اگر برای همه ما، ایران و‌منافع ملت ایران هدف اصلی باشد، دست یافتن به آن اجماع، با همه دشواری‌ها، قطعا تحقق‌پذیر است. تردید و تعلل نکنیم.

✍️ اردشیر امیرارجمند
شبکه ایکس
@kaleme
🔴 کتمان واقعیت، مشارکت در جنایت است

✍️ اردشیر امیرارجمند

مدیر عامل بهشت زهرا تایید کرده است که به پیکر ۷۰٪ از مجروحان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، تیر خلاص زده شده. پس دستور صریح بوده است که معترضانِ مجروح نباید زنده بمانند.

آقای پزشکیان پاسخ دهد که آمرین و ‌مامورین چه کسانی هستند. لازم نیست نه «گردن» بدهید و نه «دست»، فقط شفاف، پاسخِ مستند دهید. بدون مدرک و‌ سند، انتساب این جنایت فجیع به «تروریست‌ها و اشرار … » وجدان هیچ انسان منصف و عقل سلیمی را قانع نمی‌کند و «نظام» به مانند گذشته همچنان متهم اصلی است.

فراموش نشود کتمان واقعیت، مشارکت در جنایت است. قبول کنید که چنین نظامی نه اصلاح‌پذیر است و نه ذره‌ای مشروعیت دارد.

*شبکه ایکس
@kaleme
🔴 سرمایه ملت برای روز مبادا

✍️ محمد شریف‌شاهی

مخالفان و اپوزیسیون سیاسی از سرمایه‌های یک کشور هستند. ملتها ممکن است در گذاران ایام با حوادثی مواجه شوند، که نتیجه اش خلا قدرت باشد یا تجربه‌هایی را از سر گذرانند که پیامدش گسسته شدن پیوندشان میان حکومت و ملت باشد. وجود مخالفان سیاسی دانا و با تدبیر، سرمایه ای است که به جامعه کمک می کند با حضور آنان، در تلاطم دوران با هزینه کمتر به ساحل آرامش رسد.

اما وجود چنین سرمایه‌ای، بیش از هر چیز نتیجه چگونگی حکمرانی مستقر است. اگر حاکمان در یک کشور مجال رشد و تکامل اپوزيسيون را ندهند و آن را به عنوان سرمایه ملت برای روز مبادا نبینند؛ تخطئه جامعه برای چنگ زدن و دنباله روی از این و آن مخالف درجه چندم یا چنگ زدن به ریسمان بیگانگان در بحران، نادیده گرفتن کژکرداری حکمرانی است. دکتر کریم سنجابی در مجموعه تاریخ شفاهی ایران هنگامی که از او عیب بزرگ رضا شاه را پرسید، گفت: "او (رضا شاه) مملکت را خالی از رجال کرد."

*کانال نویسنده
@kaleme
🔴 بر نرگس محمدی در زندان مشهد چه گذشت؟

بنابر اطلاعات تایید شده، مأموران او و دیگر مدافعان حقوق بشر همراهش را با چوب و باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند که منجر به کبودی‌های شدید و احتمال شکستگی استخوان لگن او شده است.

ماموران حین بازداشت با کشیدن او از موهایش بر زمین، باعث جراحات باز در پوست سر و کنده شدن بخش‌هایی از موهای او شدند. در جریان این هجوم، ماموران محمدی را تهدید کردند که «مادرت را به عزایت می‌نشانیم» و «امروز آخرین روز زندگی توست». به او گفته شد چون از نظر آن‌ها «خنجری بر قلب جمهوری اسلامی نشانده»، آن‌ها نیز «خنجری در قلب او فرو خواهند کرد».

او با چنان شدتی از موهایش روی زمین کشیده شد که بخش‌هایی از پوست سرش کنده شد و زخم‌های باز و دسته ‌های مو و پوست به صورت سکه‌ای جاهای خالی آشکاری برجا گذاشته است. در داخل خودروی انتقال نیز، محمدی شاهد بود که ماموران در حالی که زنی دیگر را برای تحویل دادن گوشی‌اش مجبور می‌کردند، بینی آن زن را شکستند.

نرگس محمدی که در حین جابه جایی به بازداشتگاه از حالت تهوع، درد شدید قفسه سینه و فشار خون بسیار بالا رنج می‌برده، گفته است که دچار بی‌حسی عضلانی شده و به سختی نفس می‌کشیده است. در سلول انفرادی، صدای فریادهای «دارم می‌میرم» او توسط دیگران شنیده شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد او احتمالاً تصور می‌کرده دچار حمله قلبی شده است.

علاوه بر این، او گزارش داده که به دلیل آسیب‌دیدگی لگن، تا چندین روز تقریبا قادر به نشستن یا استفاده از سرویس بهداشتی نبوده است. ماموران نیز عکس‌های دقیقی از جراحات گسترده او، به‌ویژه زخم‌های عمیق پوست سرش، ثبت کرده‌اند.

در همان اولین هفته‌ی بازداشت خودسرانه، نرگس محمدی دو بار تحت تدابیر شدید امنیتی به بیمارستان منتقل شد. یک پزشک تایید کرده است که نرگس محمدی، که پیش‌تر تحت جراحی قلب قرار گرفته و دارای استنت (فنر) است، به دلیل اهمال‌کاری‌های پزشکیِ جدی در دوران بازداشت، اکنون به مراقبت‌های تخصصی و فوری قلبی نیاز دارد. در هفته اول بهمن‌ماه، او در حالی که از حالت تهوع شدید رنج می‌برد، بار دیگر برای اسکن سر (احتمالاً به بیمارستان رضوی مشهد) منتقل شد؛ با این حال، پزشکان تنها به تجویز پمادی برای پوست سر و انجام چندین تزریق نامشخص اکتفا کردند. او سپس برای هفته‌ها به سلول انفرادی بازگردانده شد؛ در سلولی بدون پنجره و با نور مصنوعی همیشگی که تشخیص روز و شب را غیرممکن می‌کرد. او در این مدت ناچار بود بر روی موکتی نازک روی کف سرامیکی سلول بخوابد و از دسترسی به غذای با کیفیت نیز محروم بود.

جان نرگس محمدی همچنان در خطر است.او با وجود وضعیت بحرانی‌اش، تحت بازجویی‌های طولانی قرار دارد تا وادارش کنند اعتراضات مردم را محکوم کند؛ اعتراضاتی که از هفت دی‌ماه آغاز شد، هفته‌ها ادامه یافت و منجر به جان باختن هزاران معترض گشت.

با این حال، با وجود تهدیدهای مستقیم مبنی بر اینکه «زنده نخواهد ماند»، از پذیرش این خواسته‌ها سر باز زده است. همچنین، در عصر ۱۳ بهمن، گارد زندان به سلول او حمله کرده و افراد داخل سلول را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از دستگاه شوکر الکتریکی استفاده کردند. این در حالی است که محمدی پیش از دستگیری، تحت آزمایش‌های تشخیصی برای تومورهای سینه بود؛ توقف این روند درمانی، در کنار ناراحتی قلبی و آسیب‌های جسمی ناشی از خشونت، جان او را با خطر جدی روبرو کرده است.

با گذشت دو ماه از دستگیری به او تنها دو حق تماس تلفن کوتاه داده شده که هر دو نیز به دلیل تلاش او برای بازگویی وضعیت بازداشت خود، به طور ناگهانی قطع شده‌اند.

*ائتلاف آزادی نرگس محمدی
@kaleme
🔴 افسانه نجات از بیرون

✍️ سپهر مدبر

هر بار که افق‌های داخلی تیره می‌شود، دوباره جان می‌گیرد. روایتش ساده است: آلمان و ژاپن با مداخله خارجی از دیکتاتوری عبور کردند و پیشرفته شدند؛ پس راه میان‌بر توسعه، ضربه‌ای از بیرون است. این روایت در ظاهر عقلانی و کارآمد به نظر می‌رسد، اما دقیقاً به همین دلیل نیازمند بازخوانی تحلیلی است. تاریخ، بیش از آنکه نسخه بدهد، هشدار می‌دهد؛ و هشدارش این است که هم‌زمانی وقایع، به معنای رابطه علّی مستقیم نیست.

در سال ۱۹۴۵، رژیم نازی به رهبری آدولف هیتلر با شکست کامل نظامی فروپاشید. آلمان اشغال شد، حاکمیت از میان رفت و نظم پیشین اعتبار خود را از دست داد. ژاپن نیز پس از شکست جنگی، تحت فرماندهی اشغالگران به رهبری داگلاس مک‌آرتور وارد مرحله بازسازی شد. اما آنچه این دو کشور را به مسیر توسعه پایدار برد، نه صرفاً اشغال، بلکه معماری نهادی پس از فروپاشی بود. اشغال می‌تواند یک نظم را متوقف کند؛ اما ساختن نظم جدید، فرآیندی مستقل و پیچیده است…

📎متن کامل
@kaleme
🔴 گزارش دردناک حسین کروبی از بند زندانیان مالی زندان فشافویه

حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، که به دلیل امضای بیانیه ۷۷نفر در آبان ۱۳۹۸ به‌تازگی در زندان تهران بزرگ (فشافویه) محبوس شده، در گزارشی تکان‌دهنده از بند زندانیان مالی، از وضعیت دشوار بدهکارانی نوشته است که بسیاری از آن‌ها به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی‌های اندک و جرایم تأخیر، سال‌ها در زندان مانده‌اند؛ زندانیانی که به گفته او قربانی فقر، تورم و ناکارآمدی نظام قضایی شده‌اند و خانواده‌هایشان نیز در معرض فروپاشی قرار گرفته‌اند...

📎متن کامل
@kaleme
🔴 تراژدی تلخ ایران امروز

✍️ آذر منصوری

این صحبت های زنده یاد مهندس مهدی بازرگان در دادگاه رژیم پهلوی را در زمان انتخابات هم می‌گفتم: «ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون و به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز با شما سخن می‌گوییم. با محکوم کردن ما، ملت خاموش نخواهد شد؛ بلکه با زبانی دیگر با شما سخن خواهد گفت.»

در واقع حرف من این بود که کاهش مشارکت مردم به فراخوان اصلاح طلبان برای مشارکت در انتخابات، هشداری است که باید به موقع شنیده شود و شاید این آخرین باری باشد که ما می توانیم مردم را برای اصلاح از مسیر صندوق رای و انتخابات امیدوار می کنیم.
.
و همه آنچه ما و پزشکیان وعده داده بودیم که با آمدن این دولت تحقق خواهد یافت، نه تنها محقق نشد، بلکه هم جنگ شد و هم سفره های مردم کوچکتر شد و هم یکی از خونین ترین اعتراضات در دیماه ۱۴۰۴ اتفاق افتاد و شوربختانه نشان داد در بر همان پاشنه می چرخد و قرار نیست اصلاحات بخشی از راه حل های حکمرانی باشد. مکرر گفته شد و این هشدارها شنیده نشد. حتی برخی از اعضای هیات رئیسه جبهه اصلاحات بعد از جنگ ۱۲ روزه به دلیل انتشار بیانیه «آشتی ملی»احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند!

آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد و موجب سوگ جمعی همه ایرانیان شد نشان داد حذف نیروی میانه و تضعیف آگاهانه‌ی جامعه مدنی و گفتگوی ملی، همواره یک نتیجه‌ی قطعی دارد: خیابان و تنها خیابان. وقتی امکان اعتراض مدنی و خشونت پرهیز و اصلاح مسالمت‌آمیز بسته می‌شود، جامعه به‌ناچار به دوقطبی رانده می‌شود؛ دوقطبی‌ای خشن که در آن، هر دو سوی نزاع نه به گفت‌وگو، بلکه به حذف یکدیگر می‌اندیشند.

پرسش ساده است: هزینه‌ی کدام مسیر برای ایران کمتر بود؟ باید صادقانه اعتراف کرد که نیروی میانه در ایران امروز، با وجود سال‌ها تلاش و هزینه‌دادن، عاملیت سیاسی خود را از دست داده است. انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ آخرین کوشش جدی این جریان برای بازگرداندن سیاست به ریل اصلاح بود؛ کوششی که در برخورد با صخره‌های ستبر بن‌بست‌های ساختاری، عملاً بی‌اثر شد. نتیجه ممتنع شدن سیاست ورزی اصلاح‌طلبانه آن بود که میدان سیاست، به‌تدریج به دست گروه‌ها و نیروهایی افتاد که محصول نهایی کنش‌شان، صحنه‌ی خونین اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ شد.

اما همه‌ی مسئولیت را نمی‌توان بیرون از جریان اصلاحات جست‌وجو کرد. بخشی از اصلاح‌طلبان، با ترجیح ماندن در قدرت به هر قیمت، با چشم‌پوشی از اصول و یا گرفتارشدن در تعارض منافع، خود در شکل‌گیری این بن‌بست سهم داشتند. اصلاحاتی که قرار بود کنار مردم باشد و ابزار گشودن گره‌ها، در مواردی به ابزاری برای توجیه وضع موجود فروکاسته شد. در سوی دیگر، مخالفان داخلی اصلاحات سال‌ها گمان می‌کردند با حذف این جریان، مردم ناراضی به آنان خواهند پیوست. این توهم، امروز به‌تلخ‌ترین شکل ممکن فرو ریخت. جامعه نه به آنان پیوست و نه به ساختار موجود دل بست.

اکنون با ایرانی روبه‌رو هستیم که بخش بزرگی از شهروندانش، امید خود را به تغییر از درون از دست داده‌اند و چشم‌انتظار دستی از بیرون مرزها نشسته‌اند؛ و این بی‌اغراق، تلخ‌ترین تراژدی سیاسی ممکن برای یک ملت است. تراژدی که روزبروز ابعاد آن بیشتر به رخ کشیده خواهد شد.

@kaleme
🔴 خبرگزاری ایلنا: کارگران دیگر امیدی به بهبود اوضاع خود در ساختار فعلی ندارند

🔺امروز سفره کارگران و بازنشستگان بیش از هر زمان دیگری کوچک شده است. دستمزد سال ۱۴۰۴ از همان روزهای ابتدایی سال، ارزش خود را از دست داد و با تداوم سقوط ارزش ریال و افزایش بهای مایحتاج زندگی، اثراتِ ناچیز افزایش مزد عملاً خنثی شد. 

🔺ارزش دستمزد به قدری سقوط کرده که حقوق یک ماه کارگر به کمتر از ۱۰۰ دلار رسیده است. صعود چشمگیر و گاه چند صددرصدی هزینه‌هایی مانند اجاره مسکن، دارو، خوراک، آب، برق و گاز موجب شده دستمزدهای فعلی حتی پاسخگوی حداقل‌های معیشتی نباشد و همان روزهای اول ماه به پایان‌برسد. 

🔺بسیاری از خانواده‌های کارگری ناچار شده‌اند اقلامی مانند گوشت، میوه و حتی لبنیات را از سبد غذایی خود حذف کنند. چطور می‌شود یک کارگر به این حد از درماندگی برسد که حتی نتواند در سال دو کیلو گوشت به خانه‌اش ببرد؟! | کارگری که با ده دوازده ساعت کار در هفت روز هفته نمی‌تواند نیازهای حداقلی خانواده خود را برآورده کند، چه امیدی به آینده دارد؟

🔺همین ناامیدی و استیصالِ معیشتی باعث شد کارگران در کنار سایر اقشار به خیابان‌ها بیایند. اما  دیدیم چه اتفاقی افتاد! هنوز نمی‌دانیم در اعتراضات دی ماه چند کارگر جان خود را از دست داده‌اند و چند نفر در زندان هستند. چیزی که خوب می‌دانیم این است که جواب اعتراض این نیست! ما درگیرِ یک ناامیدی جمعی شده‌ایم. کارگران دیگر امیدی به بهبود اوضاع خود در ساختار فعلی ندارند.

📎منبع و متن کامل

@kaleme
🔴 در ستایش از شعار "زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی"

✍️ مجتبی نجفی

شعار "زن زندگی آزادی"، نقطه اوج تکامل جنبش‌های سیاسی اجتماعی ایران در نفی استبداد و پدرسالاری بود. نشانی از زنانه شدن عرصه های عمومی و پیوند زندگی و دموکراسی بود که به آرمان بی بدیل آزادی پیوند خورد.

جمهوری ایرانی صورت بندی سیاسی زن،زندگی،آزادی است. اگر "زن،زندگی،آزادی" شعار فرهنگ اعتلا بخش است، جمهوری ایرانی، شاکله سیاسی اش را بازنمایی می‌کند و بر دیکتاتوری از هر نوعی خط قرمز می‌کشد و بر اراده جمهور برآمده از مشارکت تک تک شهروندان تاکید دارد.

قید ایرانی بر جمهوری بر نفی همه شکل‌های سلطه گری دینی تاکید دارد. با حکومت دینی مرزبندی می‌کند و سکولاریسم را ارج می‌نهد و ایران را خانه همه ایرانیان فارغ از هر تعلق مذهبی و عقیدتی می‌داند.

جمهوری ایرانی علیه هر گونه تفسیر اقتدارگرایانه از ایران است. هیچکس، ایرانی تر از دیگری نیست. چون ایران "خانه " است؛ مکان زندگی همه متفاوتها و پذیرش "دیگری"، اصل بنیادین همزیستی مسالمت آمیز است. به عبارتی این شعار دست رد بر شکلی از فاشیسم می‌زند.

در جنبش سبز، شعار "جمهوری ایرانی" سرداده شد و در چهارصدو یک "شعار زن زندگی آزادی". این شعار پیوند یک مسیر پرتلاطم است و نویدبخش اینکه افق رهایی روشن  و البته مسیر آزادی دشوار است. به عبارتی این شعار می‌گوید ما ادامه داریم، حذف ناشدنی هستیم.

"مرگ بر دیکتاتور" شعار سلبی است. "زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی" شعار ایجابی است؛ هویت بخش، بخش مهمی از مخالفان سیستم حاکم است که نه استبداد گذشته و نه استبداد اکنون را می‌خواهند؛ ما فقط جمهوری، "حاکمیت شهروندان بر سرزمین ایران" را می‌خواهیم.

به قول دوستی در تمجید از شعاری که در دانشگاه تهران سرداده شد " ‏دانشگاه تهران امروز نقش محله امیرخیز در انقلاب مشروطه رو داره! "از یک ایران فقط امیرخیز مانده بود...". برافراشتن پرچم " زن،زندگی،آزادی، جمهوری ایرانی" در امتداد خط مقاومت مدنی در برابر همه گیری استبداد چه در ساختار سیاسی و چه در ساختار فرهنگی است. و ایستادگی بر این کلمات، ایستادگی بر آرمانهای جنبش مشروطیت در نفی حکومت‌های مطلقه، تکریم ایرانی به مثابه شهروند، حاکمیت قانون برابر زورگویی و قلدری سلطانهاست. به عبارتی در برابر سلطه، مقاومت ادامه دارد.

*کانال نویسنده
@kaleme
🔴 بقا در گرو شناسایی فوری حق بر تعیین سرنوشت

تسلیم‌ در برابر قدرت خارجی، هرگز | تسلیم در برابر خواست و اراده ملت، آری

✍️ رضا اسلامی

در روزهای غم و اندوه کشتار وحشیانه چندین هزار زن و مرد و کودک ایرانی، ملت ایران روزهای حساس و دلهره آوری را سپری می کند. از طرفی، شاهد تهدید به حمله قریب الوقوع قدرت خارجی است و از طرفی دیگر، تعطیلی حکمرانی و فروپاشی نسبی اقتصاد را نظاره گر است. در زمانه شکاف عمیق میان حکومت و ملت و در ماه ها و روزهای تعلیق و انتظار، تهدیدات قدرت خارجی بسیار جدی و آغاز جنگ بسیار محتمل به نظر می رسد.

آیا باید در برابر قدرت خارجی تسلیم شد یا اینکه ناگزیر باید به استقبال جنگ رفت؟ پاسخ: هیچکدام. ایرانیان هیچ زمانی به اراده خود تسلیم خارجیان نشده اند و جنگی را نیز آغاز نکرده اند. هیچکدام از این دو، خواست ایرانیان نیست.

پاسخ و راه صحیح، شناسایی حق بر تعیین سرنوشت ملت ایران و تسلیم فوری در برابر خواست و اراده اکثریت قاطع میلیون ها ایرانی است. رجوع فوری به خواست ملت ایران تنها راه پرهیز از جنگ و دوری از تسلیم در برابر خارجیان است. نظام سیاسی باید به قید فوریت و بدون فوت حتی یک روز، به خواست ملت رجوع کند و در برابر تصمیم ملت هر آنچه که باشد تسلیم شود. بقا، فقط و فقط در گرو شناسایی حق ایرانیان بر تعیین سرنوشت خود است.

تا دیر نشده است و حسرت، نصیب ملت ایران نشده است باید در برابر ملت تعظیم کرد و تسلیم خواست آنان شد. این تنها راه و شاید آخرین چاره باشد. در غیر این صورت، با فاجعه جنگ و یا حقارت تسلیم در برابر قدرت خارجی مواجه خواهیم شد.

اگر میهن، وطن و خاک ایران اهمیتی دارد و اگر خیر جمعی و منافع ایران مد نظر است، ضروری است در اسرع وقت و همین امروز تسلیم خواست و نظر اکثریت ملت ایران شد و در هر موضوعی رای ملت را پذیرفت‌. مردم اگر بر سرنوشت خود حاکم شوند، چشم انتظار دستی از بیرون نخواهند بود. بقای ایران و ایرانی در تسلیم به رای ملت است.

*کانال نویسنده
@kaleme
🔴 دانشگاه خانه دانشجوست نه میدان قدرت‌نمایی اقلیت‌های تمامیت‌خواه

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در محکومیت سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات دانشجویی


انجمن اسلامی دانشجویان با شدیدترین لحن ممکن، رفتارهای سرکوبگرانه و خشونت‌آمیز نیروهای وابسته به بسیج دانشجویی را محکوم می‌کند؛ رفتارهایی که در روزهای اخیر مصداق آشکار وحشی‌گری علیه دانشجویان و تبدیل دانشگاه به صحنه اعمال خشونت سازمان‌یافته بوده است.

سال‌ها حق تشکل‌یابی مستقل و فعالیت آزاد دانشجویی سرکوب شد و صدای منتقدان با محدودیت و فشار خاموش گردید. امروز اما، با گسترش اعتراضات دانشجویی، نیروهای بسیجی واقعیت و فلسفه حضور و وجودشان در دانشگاه‌ را به عریانی نشان داده، و در نقش نیروی برخورد و سرکوب ظاهر شده‌اند.

بر اساس گزارش‌های متعدد دانشجویان، صحنه‌هایی از خشونت عریان در محیط دانشگاه رقم خورده است؛ دانشجویان مورد ضرب‌وشتم، لگدپراکنی و فحاشی هدف قرار گرفته‌اند و فضای دانشگاه عملاً به محیطی ناامن تبدیل شده است.

گزارش‌ها حکایت از ورود آمبولانس به داخل دانشگاه و انتقال دانشجویان از محوطه دانشگاه به بیرون داشته که تصویری‌ست تکان‌دهنده از سطح خشونتی که در برابر چشم همگان رخ داده و نشان می‌دهد امنیت دانشجویان تا چه اندازه به خطر افتاده است.

در این میان، حراست دانشگاه عملاً هیچ نقشی در حفظ امنیت دانشجویان ایفا نکرده و مدیریت میدانی دانشگاه به‌طور عملی در اختیار نیروهای بسیج قرار گرفته است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه واگذاری مسئولیت مدیریت بحران از سوی هیئت‌رئیسه دانشگاه به یک نهاد شبه‌نظامی است؛ اقدامی که استقلال دانشگاه را زیر سؤال برده و مسئولیت مستقیم تمامی خشونت‌های رخ‌داده را متوجه مدیران دانشگاه می‌کند.

ما به صراحت اعلام می‌کنیم که توحش و خشونت سازمان‌یافته یک تشکیلات شبه نظامی هرگز قابل توجیه نیست و باید فوراً متوقف شود. همچنین مسئولیت هرگونه آسیب جسمی و روانی به دانشجویان، مستقیماً بر عهده نیروهای عامل خشونت و مدیرانی است که مدیریت دانشگاه را عملاً به بسیج دانشجویی واگذار کرده‌اند.

انجمن اسلامی دانشجویان خواستار توقف فوری برخوردهای خشونت‌آمیز، پاسخ‌گویی شفاف هیئت‌رئیسه دانشگاه و بازگرداندن اداره دانشگاه به چارچوب‌های قانونی و دانشگاهی است.
دانشگاه خانه دانشجوست نه میدان قدرت نمایی اقلیت‌های تمامیت‌خواه.

@kaleme
🔴 سعید حجاریان: جامعه مسیر متفاوتی پیش گرفته و اولین وظیفه ما فهم دقیق این مسئله است

🔺مشخصاً بگویم، مادام‌که نظام سیاسی کشور می‌خواهد معضلات و بحران‌ها را به‌شکل تبلیغاتی حل کند، دائماً باید منتظر امواج اعتراضی باشد. مشخصاً، زمانی‌که تنها فهم حاکمیت از جوانان، «زیست کافه‌ای» و «فعالیت فضای مجازی» آن‌هاست، و حیات اجتماعی و سیاسی را از آن‌ها سلب کرده است، باید منتظر باشد در نقاط آستانه‌ای، چه با تبلیغات و فراخوان، و چه با تصمیم شخصی، آن‌ها را در خیابان ملاقات کند. چه آن‌که این ملاقات یک‌بار دیگر در سال ۱۴۰۱ به‌شکل غیرمنتظره‌ای رخ داده بود!

🔺اساس این مسئله به مهندسی اجتماعی و تولیدات دست‌ساز حاکمیت بازمی‌گردد؛ زمانی‌ من بر اصلاح‌طلبان دست‌ساز تأکید داشتم و گفتم این چنین نیروهایی هم اصلاح‌طلبی را به‌لحاظ کارکردی از خاصیت می‌اندازند و هم اعتبار خود را از بین می‌برند. اما الان باید آن گزاره‌ها را به‌روز کنم و بگویم: هر موجودیت دست‌سازی اعم از جوان و پیر، شهری و غیرشهری، مؤمن و غیرمؤمن، در نقطه‌ای به‌ ضد خود تبدیل می‌شود.

🔺اکنون، معتقدم جامعه مسیر متفاوتی پیش گرفته است و اولین وظیفه ما فهم دقیق این مسئله است. ما نباید همه‌چیز را به چند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگ‌شده‌ی افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریست‌هایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کرده‌اند، که تروریست‌ها آمده‌اند و کشته‌اند و رفته‌اند. این‌جا نقطه فاصله‌گذاری من است حتی با برخی اصلا‌ح‌طلبان سابق! به قول آن ظریفِ نکته‌سنج باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم!

📎متن کامل گفت‌وگو
@kaleme
🔴 نظام سیاسی باید به جامعه و دانشجویان پاسخگو باشد نه بالعکس

✍️ محمد شریف‌شاهی

در بسیاری از دموکراسی‌های تثبیت‌شده، جوانان و دانشجویان آزادانه دیدگاه‌های سیاسی—حتی مخالف ساختار موجود—را بیان می‌کنند. جالب آن‌که برخی سیاستمداران برجسته نیز در جوانی چنین مواضعی داشته‌اند؛ از جمله تونی بلر و لیز تراس (نخست وزیران پیشین بریتانیا) که هر دو در دوره دانشجویی گرایش‌های جمهوری‌خواهانه و ضد سلطنت داشتند، اما بعدها در چارچوب نظام سیاسی کشورشان به عالی‌ترین مناصب رسیدند.

واقعیت این است: دانشگاه محل شکل‌گیری و آزمون اندیشه‌هاست، نه میدان مجازات عقاید. بر اساس اصول پذیرفته‌شده حقوق اساسی و اسناد بین‌المللی حقوق بشر: داشتن عقیده سیاسی—حتی مخالف نظام مستقر—حق بنیادین هر فرد است.

بیان مسالمت‌آمیز این دیدگاه‌ها در هسته سخت آزادی بیان قرار دارد. صرف ابراز عقیده، مجوز محرومیت از تحصیل یا مجازات نیست. مرز مداخله حکومت باید روشن باشد: نه «اندیشه»، بلکه فقط «رفتار مجرمانه مشخص». جامعه‌ای که نقد دانشجویی را تحمل می‌کند، پویاتر و باثبات‌تر است؛ و نظامی که از اندیشه جوانان هراس داشته باشد، ناخواسته سرمایه انسانی خود را فرسوده می‌کند.

از سویی دیگر این نظام سیاسی است که باید به جامعه و دانشجویان پاسخگویی داشته باشد و نه بالعکس. تحصیل از حقوق اساسی هر شهروندی است و همانطور که هر شهروندی با هر عقیده‌ای ولو مخالف نظام سیاسی، مالیات می‌دهد و در معرض تکالیف قانونی دیگر قرار دارد، حقوق همطراز هم در جامعه دارد و نمی‌توان به هر بهانه‌ای آن حقوق را تحدید کرد.

*کانال نویسنده
@kaleme
🔴 ظالم آن قومی که چشمان دوختند

✍️ ناصر مهدوی

بارها در نوشته‌ها خوانده و در گفتگوها شنیده‌اید که روزگار؛ انسان‌های پرمدعا را به چالش می‌کشد و بی‌رحمانه عیار واقعی آن‌ها را برملا می‌سازد.
صد هزاران امتحان است ای پدر
هر که گوید من شدم سرهنگ در

آری، از راهی دور همه آدمیان خود را شریف و محترم می‌پندارند؛ همان‌گونه که پزشکیان و جنابعالی چنین می‌پنداشتید.
اما درباره شما و پزشکیان، وقتی پای آزمون به میان آمد، معلوم شد که متأسفانه درونتان چقدر تاریک است و چگونه فردای همان روزی که بر تخت ریاست نشستید، چشم صداقت را کور کردید و وعده‌هایتان را زیر پا گذاشتید.

قسم می‌خورم که اگر به پزشکیان رأی دادم، فقط به این دلیل بود که می‌دانستم رقیب او بسیار خطرناک است و هیچ قصدی جز ویرانی کشور ندارد. اما هرگز باور نداشتم که این سوی ماجرا، دولتی که برای بر سر کار آمدنش ده‌ها متفکر این مرز و بوم آبرو گرو گذاشتند؛ چنین بی‌رحمانه پشت به ناله‌های مردم کند و آن‌ها را در روزهای دادخواهی؛ آشوبگر و اغتشاشگر بخواند.

آقای وزیر علوم؛ در زمان‌های نه‌چندان دور، شما نیز فرد محترمی به نظر می‌رسیدید؛ اما امروز کارتان به جایی رسیده که با وقاحت تمام؛ دانشجویان، همان ثروت‌های واقعی این سرزمین را آشوبگر خطاب می‌کنید و با کمال تعجب آن‌ها را به تنبیه و حساب‌کشی و البته زندان و داغ و درفش تهدید می‌کنید.

به‌راستی دنیا چقدر ارزش دارد که برای حفظ منصب و مقامتان (شما و اعضای دولت پزشکیان) خود را چنین درمانده و تهیدست ساخته‌اید؟

اگر جرأت دارید، در آینه وجدانتان چهره واقعی خود را تماشا کنید و ببینید که بوی کباب جاه‌طلبی؛ چه بلایی بر سرتان آورده که دیروز حقیقت‌خواه بودید و امروز از زبانتان باران نفرت، آن‌هم علیه دانشجویان کشورتان می‌بارد.

به قول مولانا:
ظالم آن قومی که چشمان دوختند
عالمی را زین سخن‌ها سوختند

در پایان، مجبورم این سخن بلند سقراط را خدمتتان یادآوری کنم که گفته بود:
به حال کسی که تازیانه می‌خورد گریه نکنید؛ بلکه به حال کسی اشک بریزید که تازیانه می‌زند. زیرا با هر لطمه‌ای که به انسان بی‌گناهی می‌رساند؛ بیش از هر چیز خود را تاراج و بی‌ارزش می‌کند.

ای دریده پوستین یوسفان
گرگ برخیزی از این خواب گران

*کانال نویسنده

@kaleme
اطلاعیه شماره یک.pdf
118.3 KB
🔖اطلاعیه شماره ۱
کمیته موقت اجرایی
جبهه نجات ایران


ضمن تشکر از استقبال هم‌میهنان، تشکل‌ها و شخصیت‌های داخل و خارج کشور از گام ابتدایی برداشته شده جهت تشکیل جبهه فراگیر ملی برای نجات ایران بدین وسیله آغاز به کار کمیته‌ای موقت را به این منظور اعلام می‌کنیم، با این تذکر که جمع‌های کوچکی از این قبیل ظرفیتی محدود دارند و بنا بر تجربیات مکرر ممکن است به جای ایجاد امیدواری به سرخوردگی‌های بیشتر بیانجامند، اگر توجه نشود که به مقصد رساندن چنین بار سنگینی نه از تعدادی شخص منفرد یا حتی متشکل، بلکه تنها از یک ملّت بر می‌آید.

نخستین ابهام طبعاً آن است که احاد مردم چگونه می‌توانند هر کدام کناره‌های از این رسالت را عهده‌دار شوند. میهن عزیز ما در گردنه‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ خویش به سر می‌برد، لحظه‌ای که حساسیت و عظمتش باید هر وطن‌دوستی را به تکاپو و پیش از آن به این سوال بر انگیزد که امروزه از دست او چه ساخته است؟…

📎متن کامل در پیوست
@kaleme
🔖کلمه - در پی حمله بامداد امروز به منطقه پاستور در تهران، زندان اختر که محل سکونت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد است آسیب دیده و پنجره‌ها و درب خانه تخریب شده است. با توجه به شدت حمله، بخش‌هایی از این خانه که بنایی قدیمی و فرسوده است در خطر فروریزی قرار دارد. تا زمان انتشار این خبر، به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد آسیبی نرسیده است.

@kaleme
🔴 بیانیه ٣٢٠ کنشگر سیاسی و مدنی داخل و خارج از کشور در مخالفت با جنگ و ضرورت آتش‌بس فوری

مردم داغ‌دیده ایران، با عرض سلام و تسلیت، به‌ویژه به هزاران خانواده سوگوار این زمستان خونین،
 
همه می‌دانیم که این روزها میهن ما یکی از خطیرترین دوران تاریخ خود را می‌گذراند. آرایش نظامی گسترده و کم‌سابقهٔ آمریکا در خاورمیانه و شکاف عمیق میان مطالبات دولت‌های ایران و آمریکا در مذاکرات اخیر، باعث شد تا دولت‌های امریکا و اسرائیل به ایران حمله نظامی کنند. اين در حالی است که زخم‌های تاریخی به‌جامانده از کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، تشدید فقر و تورم، بیکاری فزاینده، فجایع زیست‌محیطی و ... اکثریت قاطع ایرانیان را آکنده از اندوه و خشمی عمیق و کم‌سابقه‌ کرده، و امید شمار زیادی از آنها را به توان خودشان برای ایجاد تحولات مسالمت‌آمیز از میان برده و سبب شده که بخشی از این هم‌وطنان، از سر یاس و خستگی و از فرط بیزاری از وضع موجود و نومیدی از عملکرد فاجعه‌بار حکومت، برای تحقق مطالبات برحق خود خواهان مداخله ارتش‌های خارجی شوند.
ما اما بر این باوریم که بالاتر از سیاهی هم رنگ‌های زیادی هست، و به این عده از هم‌وطنان به‌ستوه‌آمده‌مان خاضعانه یادآوری می‌کنیم که تاریخ قدیم و معاصر جهان بارها و بارها شاهد پیامدهای ویرانگر و جبران‌ناپذیر تهاجم نظامی به هر سرزمینی بوده است، چنان که در تاریخ خود نیز همواره شاهد بوده‌ایم که فارغ از نوع نظام سیاسی حاکم، تجاوز به ایران همواره بزرگترین تهدید برای تمامیت ارضی و استقلال ایران و جان و مال و آزادی ایرانیان بوده، هست و خواهد بود.
در حالی که جنگ‌طلبان، عملیات روانی و رسانه‌ای گسترده‌ و پرهزینه‌ای برای کاستن از حساسیت جامعه به تجاوز خارجی سامان داده‌اند و در حال فروش رویای نجات از خارج به ملت سوگوار و کابوس‌زده ما هستند، ما معتقدیم که دولت کنونی آمریکا در پی دیکته کردن ملاحظات امنیتی و منافع اقتصادی خودش به دیگر کشورها است و دغدغه‌های واقعی مردم ایران، یعنی دموکراسی، حقوق بشر و مطالبات اقتصادی- اجتماعی برایش در خوش‌بینانه‌ترین حالت اولویت آخر است.
از این رو ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن تاکید بر ضرورت آتش‌بس فوری، اعتراض به سیاست‌های خارجی جمهوری اسلامی و دفاع از تنش‌زدایی و روابط متعارف با جامعهٔ جهانی و حسن هم‌جواری با همسایگان، مخالفت صریح خود را با تجاوز نظامی خارجی انجام شده به خاک و آب و آسمان کشورمان و زیر پا نهادن یکپارچگی سرزمینی ایران اعلام می‌کنیم. ما ضمن یادآوری فجایع حاصل ازپرورش اپوزسیون وابسته و دموکراسی‌سازی از بالا به اتکای ارتش خارجی، بر این باوریم که ایران کهن، متکی بر سرمایه‌های فرهنگی و تمدنی‌اش، هرگز پذیرای قیمومت و تحت‌الحمایگی نمی‌تواند باشد. نظامی‌گری وضع وخیم ایران را وخیم‌تر می‌کند؛ و با کشتار ایرانیان، با ویرانی خانه‌ها و و شهرها و زیرساخت‌ها، و تشدید رنج‌ها و مصیبتهای‌شان، حاصلی جز نابودی زندگی ایرانیان و تهدید موجودیت ایران، و البته تشدید بی‌ثباتی‌ها و منازعات منطقه‌ای نخواهد داد. اصابت موشک‌ها و افتادن بمب‌ها برای ما نه فرصتی برای تمرین دمکراسی می‌سازد، نه امکانی برای بهبود معیشت و رونق اقتصادی فراهم می‌آوردو پیامدی جز تبدیل کشورمان به سرزمینی سوخته و آماده برای استثمار سیاسی و اقتصادی نخواهدداشت.
نه صلح، نه عدالت و نه آزادی، هیچ يک به تنهایی برقرار نمی‌شود. ما همه هم‌وطنانمان را به دفاع هم‌زمان و فعالانه از این سه اصل اساسی سعادت ملت دعوت می‌کنیم.
ما راه نجات ایران را گذار خشونت‌پرهیزانه به مردم‌سالاری، و مسیر صلح و امنیت پایدار را تعیین ساختار قدرت سیاسی بر اساس روش‌های دمکراتیک می‌دانیم؛ و بر برگزاری همه‌پرسی و انتخابات آزاد و منصفانه مجلس مؤسسان، در چارچوبِ موازین آزاد و منصفانه انتخابات در جهان، خارج از ساز و کار‌های رسمی و تحت نظارت نهادهای موثق و مردمی به منظور گذار خشونت‌پرهیز به دموکراسی تاکید می‌ورزیم.
به امید آن روز

📎فهرست امضاها
@kaleme