A knight's new life – Telegram
یسری چیزا یادم نمیره با اینکه همه چیز فراموش میکنم
و یه چیزش اینه که قلبم پودر شه سر یه موقعیتی
و بدتر اینکه هر دفعه موقعیت شبیه به اون پیش بیاد داغ دلم تازه شه
بقیه تو بارون و طوفان درحال سرپناه پیدا کردن تا خیس نشن*
من وسط پیاده رو در حالی انگار شیلنگ گرفتن روم عین بلدوزر دارم میرم جلو *
شاید فکر کنید از بارون خوشم میاد
نه اتفاقا خیلی بدم میاد
چیزی که باعث شد عین بلدوزر برم جلو
جمله اگه بری سرپناه پیدا کنی گی بود
انباری خونمون تو پارکینگ دزد زد
🤨1😐1
دو سه تا لاستیک و یه چادر و یه دوچرخه کهنه بردن
😢1
لاستیک و چادر سوزش داشت
💔3🤣1
چادر گرونه
👍1
چادرش از این خوبا بود
💔1🗿1
سه تا لاستیک عه کم کم پونزده میشد
الان این موقعیت شد
گفتم یا برا خونه دوربین و حسگر حرکتی میذارید
یا بزارم با هزینه خودم
اصلا هم مخالفت کنید مهم نیست واسم
میذارید یا بزارم😂
داستان جایی جالب میشه که
قفل ها هم ما هم در اصلی
سالم بودن
قفل در اصلی کتابی غول بود
زلزله اومد اینجا 😐
باع ناموسا؟
آره
حس نکردم من
Forwarded from البرز خبر
♦️زمین‌لرزه ۴ ریشتری مرز استان‌های البرز و تهران، حوالی ماهدشت را لرزاند

🆔 @NEWSAGENCY_ALBORZ