«دموکراسی هیچ ارتباطی با آزادی ندارد. دموکراسی یک گونهی ملایم از کمونیسم است، و به ندرت در تاریخ اندیشه به چیز دیگری گرفته شده است.»
هانس هرمان هوپه
هانس هرمان هوپه
Learn Cast
👏11❤3👎3
جدال فریدمن و روتبارد: اصولگرایی و عملگرایی در دو راهی آزادی
در میانهی قرن بیستم، در جبههی فکری مدافعان اقتصاد آزاد، کمتر انشقاقی به اندازهی تقابل نظری میان میلتون فریدمن و ماری روتبارد، عمیق و روشنگر بود. اگرچه هر دو از منتقدان سرسخت دولت بزرگ و سوسیالیسم به شمار میرفتند، اما رابطهی فکری این دو، که یکی نمایندهی برجستهی مکتب شیکاگو و دیگری معمار آنارکوکاپیتالیسم بود، به تخاصمی آشتیناپذیر بدل شد. فریدمن، به عنوان یک اصلاحگر عملگرا، به دنبال ارائهی راهحلهای واقعبینانه و سیاستگذاریهای کارآمد برای بهبود نظام سرمایهداری از درون بود. در مقابل، روتبارد، به عنوان یک اصولگرای رادیکال و وارث سنت اتریشی، هرگونه سازش با نهاد دولت را خیانتی به آرمان آزادی و اصول بنیادین اقتصاد آزاد تلقی میکرد.
یکی از کانونهای اصلی نزاع نظری میان این دو، مسئلهی پول و نهاد بانک مرکزی بود. میلتون فریدمن، با وجود نقدهای جدیاش بر سیاستهای پولی اختیاری و مداخلهگرانهی فدرال رزرو، وجود این نهاد را در نهایت ضروری میدانست. او در اثر ماندگار خود، تاریخ پولی ایالات متحده، بر اهمیت کنترل عرضهی پول برای ثبات اقتصادی تأکید ورزید و «قاعدهی رشد ثابت پول» را به عنوان راهکاری بهینه برای مهار تورم و بیثباتی پیشنهاد داد. هدف او، مقید ساختن دولت بود، نه انحلال ابزار پولی آن.
در نقطهی مقابل، روتبارد بانک مرکزی را نه یک نهاد قابل اصلاح، بلکه «کانون فساد نهادینه و سرچشمهی چرخههای ویرانگر اقتصادی» میدانست. او در آثاری چون راز بانکداری، پول فیات (بدون پشتوانه) را ابزاری «ساختگی و غارتگرانه» توصیف کرد و معتقد بود تنها راه نجات، بازگشت به پول سالم (مبتنی بر طلا و نقره) و استقرار نظام بانکداری آزاد است. از دیدگاه روتبارد، فریدمن با پذیرش اصل وجود فدرال رزرو، ولو در قالبی قاعدهمند، عملاً به بزرگترین ابزار دولت برای تضعیف ارزش پول و چپاول شهروندان، مشروعیت میبخشید. این نگاه در جملهی طعنهآمیز و مشهور روتبارد تبلور مییابد:
«فریدمن در نقش یک دشمن خطرناکتر از کینز ظاهر میشود؛ چرا که او نه با دشمنان آشکار آزادی، بلکه در لباس یک دوستِ ظاهری به جنگ حقیقت میآید.»
این الگوی تقابل—یعنی اصلاحگرایی عملگرایانهی فریدمن در برابر نقد رادیکال و سازشناپذیر روتبارد—در حوزهی سیاستگذاری اجتماعی نیز با همان شدت تکرار میشد. فریدمن در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، طرحهایی نوآورانه همچون «مالیات منفی بر درآمد» را به عنوان جایگزینی کارآمدتر برای نظام رفاهی پیچیدهی آمریکا، و «کوپن آموزشی» را برای وارد کردن رقابت در حوزهی آموزش عمومی مطرح کرد. منطق او این بود که این سیاستها، ضمن پذیرش حداقلی از نقش دولت، سازوکارهایی «بازاریتر» را جایگزین بوروکراسی ناکارآمد دولتی میکنند.
اما روتبارد اینگونه اصلاحات را «سمی در جام عسل» میخواند. از منظر او، هرگونه مداخلهی دولت، حتی اگر در قالبی ظاهراً بازاری ارائه شود، به معنای تثبیت سلطهی آن بر حوزههایی است که اساساً نباید در آنها حضور داشته باشد. او با تمسخر استدلال میکرد که پیشنهادهای فریدمن، مصداق این است که:
«به جای آنکه غل و زنجیر را بگشاییم، صرفاً آن را سبکتر کنیم.»
ریشهی این اختلافات را باید در شکاف عمیق فلسفی میان این دو متفکر جستجو کرد. فریدمن یک عملگرای (پراگماتیست) و نتیجهگرا بود. او وظیفهی یک اقتصاددان را ارائهی «راهحلهای ممکن» برای مسائل واقعی میدانست، نه ترسیم آرمانشهرهای انتزاعی. این دیدگاه در این گفتهی او خلاصه میشود:
«ما نمیتوانیم جامعه را از نو طراحی کنیم. کاری که میتوانیم بکنیم، این است که گامهایی کوچک اما مؤثر برای بهبود وضع موجود پیشنهاد کنیم.»
در مقابل، روتبارد یک اصولگرای رادیکال و وظیفهگرا بود. او آزادی را مفهومی تجزیهناپذیر (indivisible) میدانست که نمیتوان بر سر آن مصالحه کرد. از منظر او، هرگونه سازش با دولت برای کسب «کمی آزادی بیشتر»، پذیرش تلویحی مشروعیت نهادی ذاتاً نامشروع بود.
از دل این جدال فکری، دو سنت کاملاً متفاوت در جنبش آزادیخواهی مدرن سر برآورد. راه فریدمن، مسیر اصلاحات تدریجی، تعامل انتقادی با نهادهای موجود، و بهرهگیری از ابزارهای دولتی برای محدود کردن خود دولت است. راه روتبارد، مسیر نفی کامل دولت، دفاع بیقید و شرط از بازار آزاد، حقوق طبیعی و پول سالم است. این دو مسیر، تا به امروز، جنبش آزادیخواهی را به دو اردوگاه اصلی تقسیم کرده است: «اصلاحطلبان لیبرال» در سنت فریدمن و «انقلابیون لیبرترین» در سنت روتبارد.
در میانهی قرن بیستم، در جبههی فکری مدافعان اقتصاد آزاد، کمتر انشقاقی به اندازهی تقابل نظری میان میلتون فریدمن و ماری روتبارد، عمیق و روشنگر بود. اگرچه هر دو از منتقدان سرسخت دولت بزرگ و سوسیالیسم به شمار میرفتند، اما رابطهی فکری این دو، که یکی نمایندهی برجستهی مکتب شیکاگو و دیگری معمار آنارکوکاپیتالیسم بود، به تخاصمی آشتیناپذیر بدل شد. فریدمن، به عنوان یک اصلاحگر عملگرا، به دنبال ارائهی راهحلهای واقعبینانه و سیاستگذاریهای کارآمد برای بهبود نظام سرمایهداری از درون بود. در مقابل، روتبارد، به عنوان یک اصولگرای رادیکال و وارث سنت اتریشی، هرگونه سازش با نهاد دولت را خیانتی به آرمان آزادی و اصول بنیادین اقتصاد آزاد تلقی میکرد.
یکی از کانونهای اصلی نزاع نظری میان این دو، مسئلهی پول و نهاد بانک مرکزی بود. میلتون فریدمن، با وجود نقدهای جدیاش بر سیاستهای پولی اختیاری و مداخلهگرانهی فدرال رزرو، وجود این نهاد را در نهایت ضروری میدانست. او در اثر ماندگار خود، تاریخ پولی ایالات متحده، بر اهمیت کنترل عرضهی پول برای ثبات اقتصادی تأکید ورزید و «قاعدهی رشد ثابت پول» را به عنوان راهکاری بهینه برای مهار تورم و بیثباتی پیشنهاد داد. هدف او، مقید ساختن دولت بود، نه انحلال ابزار پولی آن.
در نقطهی مقابل، روتبارد بانک مرکزی را نه یک نهاد قابل اصلاح، بلکه «کانون فساد نهادینه و سرچشمهی چرخههای ویرانگر اقتصادی» میدانست. او در آثاری چون راز بانکداری، پول فیات (بدون پشتوانه) را ابزاری «ساختگی و غارتگرانه» توصیف کرد و معتقد بود تنها راه نجات، بازگشت به پول سالم (مبتنی بر طلا و نقره) و استقرار نظام بانکداری آزاد است. از دیدگاه روتبارد، فریدمن با پذیرش اصل وجود فدرال رزرو، ولو در قالبی قاعدهمند، عملاً به بزرگترین ابزار دولت برای تضعیف ارزش پول و چپاول شهروندان، مشروعیت میبخشید. این نگاه در جملهی طعنهآمیز و مشهور روتبارد تبلور مییابد:
«فریدمن در نقش یک دشمن خطرناکتر از کینز ظاهر میشود؛ چرا که او نه با دشمنان آشکار آزادی، بلکه در لباس یک دوستِ ظاهری به جنگ حقیقت میآید.»
این الگوی تقابل—یعنی اصلاحگرایی عملگرایانهی فریدمن در برابر نقد رادیکال و سازشناپذیر روتبارد—در حوزهی سیاستگذاری اجتماعی نیز با همان شدت تکرار میشد. فریدمن در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، طرحهایی نوآورانه همچون «مالیات منفی بر درآمد» را به عنوان جایگزینی کارآمدتر برای نظام رفاهی پیچیدهی آمریکا، و «کوپن آموزشی» را برای وارد کردن رقابت در حوزهی آموزش عمومی مطرح کرد. منطق او این بود که این سیاستها، ضمن پذیرش حداقلی از نقش دولت، سازوکارهایی «بازاریتر» را جایگزین بوروکراسی ناکارآمد دولتی میکنند.
اما روتبارد اینگونه اصلاحات را «سمی در جام عسل» میخواند. از منظر او، هرگونه مداخلهی دولت، حتی اگر در قالبی ظاهراً بازاری ارائه شود، به معنای تثبیت سلطهی آن بر حوزههایی است که اساساً نباید در آنها حضور داشته باشد. او با تمسخر استدلال میکرد که پیشنهادهای فریدمن، مصداق این است که:
«به جای آنکه غل و زنجیر را بگشاییم، صرفاً آن را سبکتر کنیم.»
ریشهی این اختلافات را باید در شکاف عمیق فلسفی میان این دو متفکر جستجو کرد. فریدمن یک عملگرای (پراگماتیست) و نتیجهگرا بود. او وظیفهی یک اقتصاددان را ارائهی «راهحلهای ممکن» برای مسائل واقعی میدانست، نه ترسیم آرمانشهرهای انتزاعی. این دیدگاه در این گفتهی او خلاصه میشود:
«ما نمیتوانیم جامعه را از نو طراحی کنیم. کاری که میتوانیم بکنیم، این است که گامهایی کوچک اما مؤثر برای بهبود وضع موجود پیشنهاد کنیم.»
در مقابل، روتبارد یک اصولگرای رادیکال و وظیفهگرا بود. او آزادی را مفهومی تجزیهناپذیر (indivisible) میدانست که نمیتوان بر سر آن مصالحه کرد. از منظر او، هرگونه سازش با دولت برای کسب «کمی آزادی بیشتر»، پذیرش تلویحی مشروعیت نهادی ذاتاً نامشروع بود.
از دل این جدال فکری، دو سنت کاملاً متفاوت در جنبش آزادیخواهی مدرن سر برآورد. راه فریدمن، مسیر اصلاحات تدریجی، تعامل انتقادی با نهادهای موجود، و بهرهگیری از ابزارهای دولتی برای محدود کردن خود دولت است. راه روتبارد، مسیر نفی کامل دولت، دفاع بیقید و شرط از بازار آزاد، حقوق طبیعی و پول سالم است. این دو مسیر، تا به امروز، جنبش آزادیخواهی را به دو اردوگاه اصلی تقسیم کرده است: «اصلاحطلبان لیبرال» در سنت فریدمن و «انقلابیون لیبرترین» در سنت روتبارد.
Learn Cast
Telegram
Learn Cast
سلام!
اینجا لرن کسته، جایی که قصد دارم به مطالبی بپردازم که کمتر کسی راجع بهش صحبت کرده و یا به کل مغفول مونده!
یوتیوب : https://www.youtube.com/@Learncast_fa
کست باکس: https://castbox.fm/vh/6617680
اسپاتیفای: https://open.spotify.com/show/3MExsm6sUwxHhV
اینجا لرن کسته، جایی که قصد دارم به مطالبی بپردازم که کمتر کسی راجع بهش صحبت کرده و یا به کل مغفول مونده!
یوتیوب : https://www.youtube.com/@Learncast_fa
کست باکس: https://castbox.fm/vh/6617680
اسپاتیفای: https://open.spotify.com/show/3MExsm6sUwxHhV
❤6👍2
استعفا از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان
در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۵، پروفسور رولف دبلیو. پاستر، پروفسور یورگ گیدو هولسمن و پروفسور هانس هرمان هوپه استعفای خود را از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان اعلام کردند. تنها دو نفر از پنج عضو اصلی هیئت، همچنان در این هیئت باقی ماندهاند.
در ادامه، پاستر، هولسمن و هوپه دلایل استعفای خود را توضیح میدهند.
اوایل ژوئیه، هیئت موسسه لودویگ فون میزس آلمان (که از این پس «MIG» نامیده میشود) در وبسایت رسمی خود اعلام کرد که یک «جایزه یادبود به افتخار لودویگ فون میزس» در ماه اکتبر سال جاری ایجاد خواهد شد و به رئیسجمهور آرژانتین، خاویر میلی اعطا میشود. نه ایجاد این جایزه (که به طور اتفاقی تنها جایزهای است که تاکنون توسط MIG اهدا شده است) و نه انتخاب برنده، پیش از آن با هیئت مشاور علمی موسسه مورد بحث قرار نگرفته بود. این نه تنها یک سبک ضعیف است، بلکه این تصور را در ذهن عموم ایجاد میکند که این تصمیمات با پشتیبانی هیئت اتخاذ شدهاند، در حالی که چنین نیست.
خاویر میلی نشان داده است که امکان کسب اکثریت انتخاباتی برای سیاستهای لیبرتاریانی رادیکال در کشورهای پیشرفته اقتصادی وجود دارد. بدون شک، این یک دستاورد مهم است. پس از انتخابش، او بلافاصله کار بر روی کاهش نقش دولت را آغاز کرد و در بسیاری از جنبهها این سیاست را مصممتر، گستردهتر و موفقتر از هر یک از پیشینیان آرژانتینی خود دنبال کرده است.
با این حال، ما اعطای این جایزه به او را غیرموجه میدانیم. به نظر ما، «جایزه یادبود به افتخار لودویگ فون میزس» میتواند به دانشمندان یا سیاستمدارانی اهدا شود که خدمات برجستهای در توسعه، ترویج یا کاربرد ایدههای میزس انجام دادهاند. روشن است که خاویر میلی دانشمند نیست، بلکه یک سیاستمدار است. درست است که او نام لودویگ فون میزس، موری روتبارد و دیگر اندیشمندان مکتب اتریشی را به عموم مردم شناسانده است، اما دانش او از ایدهها و نظریههای آنان سطحی و ناقص است و بنابراین ستایش او دوپهلو است. در هر صورت، ما تنها میتوانیم به عموم توصیه کنیم که سخنان میلی در مورد فلسفه اقتصادی را معتبر تلقی نکنند.
بنابراین، ممکن است خاویر میلی بر اساس فعالیتهای سیاسی خود مورد تقدیر قرار گیرد. با این حال، در این صورت، کار او باید بر اساس دستاوردهای عملی بلندمدت سنجیده شود. کافی نیست که او با سیاستهای خود اهداف لیبرال را دنبال کند؛ بلکه وسایل سیاسی باید به طور عینی برای دستیابی واقعی به آن اهداف مناسب باشند. این باید بدیهی باشد، اما در سیاست اغلب نادیده گرفته میشود، همانطور که لودویگ فون میزس بارها تأکید کرده است. سیاستهای میلی نمونهای از این موضوع است.
از یک سو، میلی در آغاز مسیر سیاسی خود قرار دارد. موفقیت آینده سیاستهای او تاکنون بسیار نامشخص است و ممکن است در طول دوره ریاستجمهوری خود هنوز بسیاری از مسیرهای نادرست را طی کند. هیچکس نمیداند که این اقدامات نهایتاً چقدر آزادیمحور خواهند بود. ارزیابی اقدامات او باید تفکیکشده و باز باشد. این امر پس از بیست ماه در دفتر ریاستجمهوری امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، هر موفقیتی که تاکنون سیاستهای او داشتهاند، عمدتاً از طریق روشهای معمول تأمین مالی تورمی دولت، یعنی افزایش عرضه پول و بدهی دولتی، حاصل شده است. هنوز مشخص نیست که این استراتژی تحت ریاست میلی موفق خواهد بود یا خیر، با توجه به اینکه در گذشته بارها و به دلایل منطقی در آرژانتین و دیگر کشورها شکست خورده است.
علاوه بر این، تمام دستاوردهای سوابق سیاسی او تاکنون با بدهیهای بزرگ جبران شدهاند: تمرکز سیاسی کشور، گسترش دولت پلیسی، ناکامی در اجرای لغو بانک مرکزی (یکی از محبوبترین موارد برنامه انتخاباتی او)، چانهزنی با نخبگان سیاسی سنتی کشور که کابینه او را نیز کنترل میکنند، و سیاست خارجی که به سمت صلح بینالمللی نیست و بنابراین سیاستی لیبرتارین به شمار نمیرود.
امروز، خاویر میلی نه تنها نماینده سیاستهای اقتصادی رادیکال مبتنی بر تورم با نتیجه نامشخص است، بلکه نماینده همبستگی غیرانتقادی و حتی مشتاقانه با دولتهای فعلی ایالات متحده و اسرائیل نیز هست.
به نظر ما، اعطای «جایزه یادبود به افتخار لودویگ فون میزس» به خاویر میلی میتواند به موسسه لودویگ فون میزس آلمان و همچنین مکتب اتریشی به طور کلی، آسیب طولانیمدت و جبرانناپذیری وارد کند.
ما نمیتوانیم و نخواهیم پذیرفت که مسئولیت این تصمیم را بر عهده بگیریم. بنابراین، استعفای خود را از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان اعلام میکنیم.
۱۳ ژوئیه ۲۰۲۵
RWP
JGH
HHH
در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۵، پروفسور رولف دبلیو. پاستر، پروفسور یورگ گیدو هولسمن و پروفسور هانس هرمان هوپه استعفای خود را از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان اعلام کردند. تنها دو نفر از پنج عضو اصلی هیئت، همچنان در این هیئت باقی ماندهاند.
در ادامه، پاستر، هولسمن و هوپه دلایل استعفای خود را توضیح میدهند.
اوایل ژوئیه، هیئت موسسه لودویگ فون میزس آلمان (که از این پس «MIG» نامیده میشود) در وبسایت رسمی خود اعلام کرد که یک «جایزه یادبود به افتخار لودویگ فون میزس» در ماه اکتبر سال جاری ایجاد خواهد شد و به رئیسجمهور آرژانتین، خاویر میلی اعطا میشود. نه ایجاد این جایزه (که به طور اتفاقی تنها جایزهای است که تاکنون توسط MIG اهدا شده است) و نه انتخاب برنده، پیش از آن با هیئت مشاور علمی موسسه مورد بحث قرار نگرفته بود. این نه تنها یک سبک ضعیف است، بلکه این تصور را در ذهن عموم ایجاد میکند که این تصمیمات با پشتیبانی هیئت اتخاذ شدهاند، در حالی که چنین نیست.
خاویر میلی نشان داده است که امکان کسب اکثریت انتخاباتی برای سیاستهای لیبرتاریانی رادیکال در کشورهای پیشرفته اقتصادی وجود دارد. بدون شک، این یک دستاورد مهم است. پس از انتخابش، او بلافاصله کار بر روی کاهش نقش دولت را آغاز کرد و در بسیاری از جنبهها این سیاست را مصممتر، گستردهتر و موفقتر از هر یک از پیشینیان آرژانتینی خود دنبال کرده است.
با این حال، ما اعطای این جایزه به او را غیرموجه میدانیم. به نظر ما، «جایزه یادبود به افتخار لودویگ فون میزس» میتواند به دانشمندان یا سیاستمدارانی اهدا شود که خدمات برجستهای در توسعه، ترویج یا کاربرد ایدههای میزس انجام دادهاند. روشن است که خاویر میلی دانشمند نیست، بلکه یک سیاستمدار است. درست است که او نام لودویگ فون میزس، موری روتبارد و دیگر اندیشمندان مکتب اتریشی را به عموم مردم شناسانده است، اما دانش او از ایدهها و نظریههای آنان سطحی و ناقص است و بنابراین ستایش او دوپهلو است. در هر صورت، ما تنها میتوانیم به عموم توصیه کنیم که سخنان میلی در مورد فلسفه اقتصادی را معتبر تلقی نکنند.
بنابراین، ممکن است خاویر میلی بر اساس فعالیتهای سیاسی خود مورد تقدیر قرار گیرد. با این حال، در این صورت، کار او باید بر اساس دستاوردهای عملی بلندمدت سنجیده شود. کافی نیست که او با سیاستهای خود اهداف لیبرال را دنبال کند؛ بلکه وسایل سیاسی باید به طور عینی برای دستیابی واقعی به آن اهداف مناسب باشند. این باید بدیهی باشد، اما در سیاست اغلب نادیده گرفته میشود، همانطور که لودویگ فون میزس بارها تأکید کرده است. سیاستهای میلی نمونهای از این موضوع است.
از یک سو، میلی در آغاز مسیر سیاسی خود قرار دارد. موفقیت آینده سیاستهای او تاکنون بسیار نامشخص است و ممکن است در طول دوره ریاستجمهوری خود هنوز بسیاری از مسیرهای نادرست را طی کند. هیچکس نمیداند که این اقدامات نهایتاً چقدر آزادیمحور خواهند بود. ارزیابی اقدامات او باید تفکیکشده و باز باشد. این امر پس از بیست ماه در دفتر ریاستجمهوری امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، هر موفقیتی که تاکنون سیاستهای او داشتهاند، عمدتاً از طریق روشهای معمول تأمین مالی تورمی دولت، یعنی افزایش عرضه پول و بدهی دولتی، حاصل شده است. هنوز مشخص نیست که این استراتژی تحت ریاست میلی موفق خواهد بود یا خیر، با توجه به اینکه در گذشته بارها و به دلایل منطقی در آرژانتین و دیگر کشورها شکست خورده است.
علاوه بر این، تمام دستاوردهای سوابق سیاسی او تاکنون با بدهیهای بزرگ جبران شدهاند: تمرکز سیاسی کشور، گسترش دولت پلیسی، ناکامی در اجرای لغو بانک مرکزی (یکی از محبوبترین موارد برنامه انتخاباتی او)، چانهزنی با نخبگان سیاسی سنتی کشور که کابینه او را نیز کنترل میکنند، و سیاست خارجی که به سمت صلح بینالمللی نیست و بنابراین سیاستی لیبرتارین به شمار نمیرود.
امروز، خاویر میلی نه تنها نماینده سیاستهای اقتصادی رادیکال مبتنی بر تورم با نتیجه نامشخص است، بلکه نماینده همبستگی غیرانتقادی و حتی مشتاقانه با دولتهای فعلی ایالات متحده و اسرائیل نیز هست.
به نظر ما، اعطای «جایزه یادبود به افتخار لودویگ فون میزس» به خاویر میلی میتواند به موسسه لودویگ فون میزس آلمان و همچنین مکتب اتریشی به طور کلی، آسیب طولانیمدت و جبرانناپذیری وارد کند.
ما نمیتوانیم و نخواهیم پذیرفت که مسئولیت این تصمیم را بر عهده بگیریم. بنابراین، استعفای خود را از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان اعلام میکنیم.
۱۳ ژوئیه ۲۰۲۵
RWP
JGH
HHH
Resignation from the Scientific Advisory Board of the Ludwig von Mises Institute Germany
Learn Cast
Mises Institute
Resignation from the Scientific Advisory Board of the Ludwig von Mises Institute Germany
In this article, Puster, Hülsmann, and Hoppe explain the reasons for their resignation from the Scientific Advisory Board of the Ludwig von Mises Institute Germany.
👎2
Learn Cast
استعفا از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان در تاریخ ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۵، پروفسور رولف دبلیو. پاستر، پروفسور یورگ گیدو هولسمن و پروفسور هانس هرمان هوپه استعفای خود را از هیئت مشاور علمی موسسه لودویگ فون میزس آلمان اعلام کردند. تنها دو نفر از پنج عضو اصلی…
این سه تن استعفا دادند.
Learn Cast
👎3
«۲۱ نفر منتظرن ببندی!»
این جمله روی بنرهای شهری بیشتر از آنکه دعوت به صرفهجویی باشد، نشانهی وارونهگویی است. مردمی که سهمشان از بحران آب و برق، تنها مصرف خانگی است، بهعنوان مقصر جلوه داده میشوند، در حالیکه اصل ماجرا در جای دیگری است: راندمان پایین نیروگاهها، هدررفت بالای آب در شبکههای فرسوده، سیاستهای کشاورزی پرمصرف در مناطق خشک، و نبود سرمایهگذاری درست در زیرساخت.
دولت بهجای پاسخگویی در مقام «تأمینکننده خدمات»، نقش «معلم اخلاق» به خود گرفته و مردم را با زبان سرزنش خطاب میکند. این جابهجایی مسئولیت، همانطور که روتبارد گفته بود، نشان میدهد که در منطق دولت همیشه تقصیر از مشتری است، حتی وقتی مشکل ریشه در مدیریت خودش دارد.
این جمله روی بنرهای شهری بیشتر از آنکه دعوت به صرفهجویی باشد، نشانهی وارونهگویی است. مردمی که سهمشان از بحران آب و برق، تنها مصرف خانگی است، بهعنوان مقصر جلوه داده میشوند، در حالیکه اصل ماجرا در جای دیگری است: راندمان پایین نیروگاهها، هدررفت بالای آب در شبکههای فرسوده، سیاستهای کشاورزی پرمصرف در مناطق خشک، و نبود سرمایهگذاری درست در زیرساخت.
دولت بهجای پاسخگویی در مقام «تأمینکننده خدمات»، نقش «معلم اخلاق» به خود گرفته و مردم را با زبان سرزنش خطاب میکند. این جابهجایی مسئولیت، همانطور که روتبارد گفته بود، نشان میدهد که در منطق دولت همیشه تقصیر از مشتری است، حتی وقتی مشکل ریشه در مدیریت خودش دارد.
Learn Cast
Telegram
Learn Cast
سلام!
اینجا لرن کسته، جایی که قصد دارم به مطالبی بپردازم که کمتر کسی راجع بهش صحبت کرده و یا به کل مغفول مونده!
یوتیوب : https://www.youtube.com/@Learncast_fa
کست باکس: https://castbox.fm/vh/6617680
اسپاتیفای: https://open.spotify.com/show/3MExsm6sUwxHhV
اینجا لرن کسته، جایی که قصد دارم به مطالبی بپردازم که کمتر کسی راجع بهش صحبت کرده و یا به کل مغفول مونده!
یوتیوب : https://www.youtube.com/@Learncast_fa
کست باکس: https://castbox.fm/vh/6617680
اسپاتیفای: https://open.spotify.com/show/3MExsm6sUwxHhV
❤8👍5
جمعگرایی نظریهای است که میگوید گروه (جمع) بر فرد تقدم دارد. جمعگرایی معتقد است که در امور انسانی، جمع—جامعه، اجتماع، ملت، پرولتاریا، نژاد و غیره—واحد واقعیت و معیار ارزش است. طبق این دیدگاه، فرد تنها بهعنوان بخشی از یک گروه واقعیت دارد و تنها تا آنجا که به ]آن[ گروه خدمت کند، ارزش دارد؛ او بهخودیخود هیچ حق سیاسیای ندارد؛ او باید هر زمان که گروه—یا نمایندهاش، یعنی حکومت—صلاح بداند، برای گروه قربانی شود.
لئونارد پیکاف
لئونارد پیکاف
Learn Cast
👍8
رنسانس نمایندهٔ تولد دوبارهٔ روح ارسطویی بود. نتایج آن روح در دو قرن بعدی، که انسانها بهدرستی آن را عصر خرد و عصر روشنگری مینامند، نگاشته شده است. این نتایج شامل ظهور علم مدرن؛ ظهور فلسفهٔ سیاسی فردگرا (کار جان لاک و دیگران)؛ گسترش متعاقب آزادی در سراسر جهان متمدن؛ و تولد آزادترین کشور تاریخ، یعنی ایالات متحدهٔ آمریکا بود. نتیجهٔ بزرگ این دستاوردها، محصول انسانهایی که به دانش دانشمندان مسلح بودند و سرانجام برای عمل آزاد بودند، انقلاب صنعتی بود که فقر را به فراوانی تبدیل کرد و چهرهٔ غرب را دگرگون ساخت. ارسطوگراییِ آزادشده توسط آکویناس و رنسانس، در حال زدودن جزمها و زنجیرهای گذشته بود. خرد، آزادی و تولید در حال جایگزین شدن با ایمان، زور و فقر بودند. بنیادهای دیرینهٔ دولتگرایی به چالش کشیده و تضعیف میشد.
لئونارد پیکاف
لئونارد پیکاف
Learn Cast
Telegram
Learn Cast
سلام!
اینجا لرن کسته، جایی که قصد دارم به مطالبی بپردازم که کمتر کسی راجع بهش صحبت کرده و یا به کل مغفول مونده!
یوتیوب : https://www.youtube.com/@Learncast_fa
کست باکس: https://castbox.fm/vh/6617680
اسپاتیفای: https://open.spotify.com/show/3MExsm6sUwxHhV
اینجا لرن کسته، جایی که قصد دارم به مطالبی بپردازم که کمتر کسی راجع بهش صحبت کرده و یا به کل مغفول مونده!
یوتیوب : https://www.youtube.com/@Learncast_fa
کست باکس: https://castbox.fm/vh/6617680
اسپاتیفای: https://open.spotify.com/show/3MExsm6sUwxHhV
❤4
این دو تا پادکست رو با Notebooklm درست کردم، به نظرم نقطه شروع خوبی میتونه باشه برای دیدن ویدئوهای دیگه از این نظریه
👍18❤3
Learn Cast
https://youtube.com/playlist?list=PLGB19xH8LOaKJ-iFWu7lk-DDfd4BGHKQA&si=EbYSn7edMKoaY7gv
کتاب "برای یک آزادی جدید" رو با هوش مصنوعی صوتی کردم، با ترجمه رامین احمدی هست این نسخه، اگر وقتش رو دارید توصیه میکنم حتما گوش بدید و نظرتون رو برام بنویسید.
👍7
کتاب اخلاق آزادی و همچنین مجموعه مقالات دیگر روتبارد رو هم در حال تکمیل پلی لیستشون هستم، میتونید از لینک زیر به مطالب دسترسی داشته باشید.
شنیدن در یوتیوب
شنیدن در یوتیوب
YouTube
LearnCast
دنبال یه نگاه متفاوت و عمیق به دنیا هستید؟
به Learncast خوش آمدید؛ جایی که قرار نیست فقط اطلاعات حفظ کنیم، بلکه قراره با هم فکر کنیم، سوال بپرسیم و به ریشه مسائل برسیم.
اینجا با هم به سراغ بزرگانی مثل مورای راتبارد میریم تا بفهمیم لیبرتارینیسم واقعاً یعنی…
به Learncast خوش آمدید؛ جایی که قرار نیست فقط اطلاعات حفظ کنیم، بلکه قراره با هم فکر کنیم، سوال بپرسیم و به ریشه مسائل برسیم.
اینجا با هم به سراغ بزرگانی مثل مورای راتبارد میریم تا بفهمیم لیبرتارینیسم واقعاً یعنی…
👍7👏1