Learn Cast
Video
ناتمامیت و محدودیت سیستمها
کورت گودل با قضیه ناتمامیت ثابت کرد که در هر سیستم منطقی-ریاضی به قدر کافی پیچیده، همیشه گزارههایی وجود دارند که درون آن سیستم نه قابل اثبات هستند و نه قابل رد.
این یعنی هیچ سیستمی نمیتواند به طور کامل خودش را از درون، اثبات کند. برای قضاوت در مورد صحت یا سازگاری سیستم، باید از بیرون آن سیستم نگاه کرد؛ یعنی یک سطح بالاتر.
گودل منطق بسته را شکست. نشان داد که مرزهای هر سیستم از درون خودش غیرقابل شکستن است. همیشه چیزی بیرون هست که سیستم را معنادار میکند.
منطق آینشتاین و تغییر چارچوب
آینشتاین هم همین محدودیت را در علم فیزیک نشان داد. او میگفت:
«ما نمیتوانیم مشکلات را با همان طرز فکری حل کنیم که آنها را ایجاد کردهاند.»
یعنی برای عبور از محدودیتها، باید چارچوب فکری عوض شود. نظریه نسبیت خاص و عام آینشتاین دقیقاً همین بود:
جهان را نه با منطق نیوتنی، بلکه با منطق ناظر و تغییر چارچوب باید فهمید. اما مشکل اینجا بود: نظریه نسبیت قابل اثبات مستقیم نبود.
فقط در حد یک چارچوب سازگار (کانسیستنت) باقی مانده بود. مردم وقتی باورش کردند که دیدند نور خم میشود.
در آزمایش معروف گرفتگی خورشید (1919)، نور ستارگان هنگام عبور از کنار خورشید منحرف شد. این خم شدن نور، به نوعی تایید تجربی آن کانسیستنسی بود.
ولی اصل نظریه همچنان از جنس "مدل" است، نه حقیقت مطلق.
نتیجه
چه در منطق گودل و چه در فیزیک آینشتاین، اثبات درونی کافی نیست.
ما همیشه به یک چارچوب بیرونی نیاز داریم.
همیشه باید از سیستم بیرون بزنیم.
و آن بیرون، جایی است که منطق متوقف میشود و یک واقعیت وسیعتر آغاز میشود.
کورت گودل با قضیه ناتمامیت ثابت کرد که در هر سیستم منطقی-ریاضی به قدر کافی پیچیده، همیشه گزارههایی وجود دارند که درون آن سیستم نه قابل اثبات هستند و نه قابل رد.
این یعنی هیچ سیستمی نمیتواند به طور کامل خودش را از درون، اثبات کند. برای قضاوت در مورد صحت یا سازگاری سیستم، باید از بیرون آن سیستم نگاه کرد؛ یعنی یک سطح بالاتر.
گودل منطق بسته را شکست. نشان داد که مرزهای هر سیستم از درون خودش غیرقابل شکستن است. همیشه چیزی بیرون هست که سیستم را معنادار میکند.
منطق آینشتاین و تغییر چارچوب
آینشتاین هم همین محدودیت را در علم فیزیک نشان داد. او میگفت:
«ما نمیتوانیم مشکلات را با همان طرز فکری حل کنیم که آنها را ایجاد کردهاند.»
یعنی برای عبور از محدودیتها، باید چارچوب فکری عوض شود. نظریه نسبیت خاص و عام آینشتاین دقیقاً همین بود:
جهان را نه با منطق نیوتنی، بلکه با منطق ناظر و تغییر چارچوب باید فهمید. اما مشکل اینجا بود: نظریه نسبیت قابل اثبات مستقیم نبود.
فقط در حد یک چارچوب سازگار (کانسیستنت) باقی مانده بود. مردم وقتی باورش کردند که دیدند نور خم میشود.
در آزمایش معروف گرفتگی خورشید (1919)، نور ستارگان هنگام عبور از کنار خورشید منحرف شد. این خم شدن نور، به نوعی تایید تجربی آن کانسیستنسی بود.
ولی اصل نظریه همچنان از جنس "مدل" است، نه حقیقت مطلق.
نتیجه
چه در منطق گودل و چه در فیزیک آینشتاین، اثبات درونی کافی نیست.
ما همیشه به یک چارچوب بیرونی نیاز داریم.
همیشه باید از سیستم بیرون بزنیم.
و آن بیرون، جایی است که منطق متوقف میشود و یک واقعیت وسیعتر آغاز میشود.
❤8👍2
Learn Cast
https://youtu.be/xvB_GxZePc8?si=2eqDuIlIbkEyDC5y
این یک ساعت رو گوش بدید، از چرندیاتی که به ظاهر تحلیلگرا واستون میگن مفید تره، برای بقیه هم بفرستید که گوش بدن
❤14
هیچ راهی جز راهی که آرمین میگه نیست، تقلا نکنید براش، دیر یا زود همه میفهمن اینو
❤16👎1🤡1
Learn Cast
نسخه صوتی کتاب "کالبدشناسی دولت" امشب، ساعت 8 https://www.youtube.com/watch?v=xvB_GxZePc8
d.castbox.fm
Best free podcast app for Apple iOS and Android | Let words move you
Millions of podcasts for all topics. Listen to the best free podcast on Android, Apple iOS, Amazon Alexa, Google Home, Carplay, Android Auto, PC. Create...
❤5
Learn Cast
در حال ترجمه این سری از مقالات روتبارد هستم، بغیر از Anatomy of state، فکر نمیکنم هیچ کدام ترجمه شده باشن، کل مقالات رو در قالب یک کتاب منتشر میکنم تا روز های آینده، یه ذره سرم خلوت تر شد نسخه صوتیش رو هم منتشر میکنم. @Learn_Cast
داشتم یه بار دیگه مقاله اول "مساوات طلبی به مثابه طغیانی علیه طبیعت" رو میخوندم که بعدش تبدیل به کتاب صوتیش کنم، روتبارد از چندتا رمان نقل قول میاره که به نظرم ارزش خوندن داره، به سرم زده اونهارو هم ترجمه و صوتی کنم 😁
👍3🔥1
Learn Cast
داشتم یه بار دیگه مقاله اول "مساوات طلبی به مثابه طغیانی علیه طبیعت" رو میخوندم که بعدش تبدیل به کتاب صوتیش کنم، روتبارد از چندتا رمان نقل قول میاره که به نظرم ارزش خوندن داره، به سرم زده اونهارو هم ترجمه و صوتی کنم 😁
رمان Facial Justice یا "عدالت ظاهری" اثر L.P. Hartley
داستان کوتاه Harrison Bergeron اثر Kurt Vonnegut, Jr.
داستان کوتاه Harrison Bergeron اثر Kurt Vonnegut, Jr.
👍2
Learn Cast
در حال ترجمه این سری از مقالات روتبارد هستم، بغیر از Anatomy of state، فکر نمیکنم هیچ کدام ترجمه شده باشن، کل مقالات رو در قالب یک کتاب منتشر میکنم تا روز های آینده، یه ذره سرم خلوت تر شد نسخه صوتیش رو هم منتشر میکنم. @Learn_Cast
ترجمه بخش اول این سری مقالات از ماری روتبارد بزودی منتشر خواهد شد.
👍2❤1
مقالات روتبارد بخش اول.pdf
1.5 MB
مقدمه ویراستها، فصل یک، دو، چهار و پنج کتاب
Learn_Cast
۱. برابریطلبی، به مثابه طغیانی علیه نظم طبیعی
در این مقاله، روتبارد مبنای اندیشه برابری را به چالش میکشد. او میگوید باور به برابری ذاتی افراد، نه تنها خلاف زیستشناسی و تاریخ است، بلکه به سرکشی علیه واقعیتِ طبیعت بشر میانجامد. روتبارد معتقد است که برابری، فقط یک آرمان انتزاعی و غیرواقعگراست که تحقق آن نیازمند قلعوقمع تفاوتهای طبیعی میان انسانها (استعدادها، علایق، ظرفیتها) است و همین امر، منجر به توجیه استبداد برای یکسانسازی تحمیلی میشود.
نتیجه: برابریطلبی یک پروژه ویرانگر علیه تفاوت، آزادی و فردیت است.
۲. چپ و راست، چشمانداز آزادی
این مقاله سرگذشت تاریخی و فلسفی چپ و راست را بازمیگوید و نشان میدهد که هر دو جناح، در عمل به اشکال مختلف راه به اقتدار و دولتگرایی میبرند. روتبارد توضیح میدهد که چپ سنتی ممکن است اسطوره انسان بدوی، جامعه بیطبقه و برابریِ مطلق را ستایش کند و راست نیز ممکن است به دفاع از نظم کهنه، فئودالیسم یا نهادینهسازی امتیازات مدافع نظم مبدل شود.
نکته کلیدی: روتبارد جایگاه لیبرتاریانیسم را فراتر از این دو میبیند؛ یک مسیر «انقلابی واقعی» که همه اشکال دولت و اقتدار تحمیلی را به چالش میکشد و آزادی کامل فردی را هدف میگیرد.
۴. عدالت و حقوق مالکیت
در این مقاله، روتبارد به بنیان نظری اخلاق سیاسی میپردازد. او استدلال میکند که عدالت فقط زمانی معنا دارد که «خودمالکی» (مالکیت فرد بر خودش) و «مالکیت عادلانه منابع» به رسمیت شناخته شود. روتبارد نقدی جدی بر فایدهگرایی وارد میکند و میگوید اگر دفاع از آزادی و بازار صرفاً بر مبنای نتایج مفید باشد، نمیتوان به یک نظام حقوقی و اخلاقی استوار رسید.
نتیجه: اخلاق لیبرترین باید بر حقوق طبیعی انسانها (مالکیت فردی و رضایت) بنا شود، نه صرفاً بر سود یا کارآمدی اقتصادی.
۵. جنگ، صلح و دولت
اینجا روتبارد رابطه جنگ و دولت را بررسی میکند و نشان میدهد که جنگ همواره ابزاری بوده برای گسترش قدرت دولت و محدود کردن آزادی مردم. دولتها زیر نام منافع ملی، آزادیها را پایمال میکنند و هزینههای سنگین مالی و اخلاقی به بار میآورند. روتبارد بهصراحت خواهان سیاست خارجی صرفاً دفاعی و مقابله با هرگونه «ماجراجویی نظامی» است.
جمعبندی: جنگ، بزرگترین تهدید برای آزادی و بزرگترین بهانه برای گسترش دولت است.
در این مقاله، روتبارد مبنای اندیشه برابری را به چالش میکشد. او میگوید باور به برابری ذاتی افراد، نه تنها خلاف زیستشناسی و تاریخ است، بلکه به سرکشی علیه واقعیتِ طبیعت بشر میانجامد. روتبارد معتقد است که برابری، فقط یک آرمان انتزاعی و غیرواقعگراست که تحقق آن نیازمند قلعوقمع تفاوتهای طبیعی میان انسانها (استعدادها، علایق، ظرفیتها) است و همین امر، منجر به توجیه استبداد برای یکسانسازی تحمیلی میشود.
نتیجه: برابریطلبی یک پروژه ویرانگر علیه تفاوت، آزادی و فردیت است.
۲. چپ و راست، چشمانداز آزادی
این مقاله سرگذشت تاریخی و فلسفی چپ و راست را بازمیگوید و نشان میدهد که هر دو جناح، در عمل به اشکال مختلف راه به اقتدار و دولتگرایی میبرند. روتبارد توضیح میدهد که چپ سنتی ممکن است اسطوره انسان بدوی، جامعه بیطبقه و برابریِ مطلق را ستایش کند و راست نیز ممکن است به دفاع از نظم کهنه، فئودالیسم یا نهادینهسازی امتیازات مدافع نظم مبدل شود.
نکته کلیدی: روتبارد جایگاه لیبرتاریانیسم را فراتر از این دو میبیند؛ یک مسیر «انقلابی واقعی» که همه اشکال دولت و اقتدار تحمیلی را به چالش میکشد و آزادی کامل فردی را هدف میگیرد.
۴. عدالت و حقوق مالکیت
در این مقاله، روتبارد به بنیان نظری اخلاق سیاسی میپردازد. او استدلال میکند که عدالت فقط زمانی معنا دارد که «خودمالکی» (مالکیت فرد بر خودش) و «مالکیت عادلانه منابع» به رسمیت شناخته شود. روتبارد نقدی جدی بر فایدهگرایی وارد میکند و میگوید اگر دفاع از آزادی و بازار صرفاً بر مبنای نتایج مفید باشد، نمیتوان به یک نظام حقوقی و اخلاقی استوار رسید.
نتیجه: اخلاق لیبرترین باید بر حقوق طبیعی انسانها (مالکیت فردی و رضایت) بنا شود، نه صرفاً بر سود یا کارآمدی اقتصادی.
۵. جنگ، صلح و دولت
اینجا روتبارد رابطه جنگ و دولت را بررسی میکند و نشان میدهد که جنگ همواره ابزاری بوده برای گسترش قدرت دولت و محدود کردن آزادی مردم. دولتها زیر نام منافع ملی، آزادیها را پایمال میکنند و هزینههای سنگین مالی و اخلاقی به بار میآورند. روتبارد بهصراحت خواهان سیاست خارجی صرفاً دفاعی و مقابله با هرگونه «ماجراجویی نظامی» است.
جمعبندی: جنگ، بزرگترین تهدید برای آزادی و بزرگترین بهانه برای گسترش دولت است.
Learn_Cast
❤6
Learn Cast via @vote
(موقت) اوضاع اینترنت؟
anonymous poll
🤬 – 29
👍👍👍👍👍👍👍 78%
😊 – 8
👍👍 22%
👥 37 people voted so far.
anonymous poll
🤬 – 29
👍👍👍👍👍👍👍 78%
😊 – 8
👍👍 22%
👥 37 people voted so far.
❤6
Learn Cast
امشب ساعت 9 شب ویدئو جدید داریم.
هر هفته: شنبه ، سه شنبه و پنج شنبه ها ساعت 9 شب منتظر لرن کست باشید.
❤3👍1
و تحت پوشش «دموکراسی»، آموزش به سادهترین شکل تبدیل به تمرین همگانی در فنون سازگاری و تطبیق با وظیفهٔ تبدیل شدن به یک چرخدنده در این ماشین بوروکراتیک وسیع شده است.
👍3