📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 27 - نخستین و بزرگترین حکم
✅ کدامیک از فرمانهایی که خدا به انسان داد، بزرگترین و مهمترین حکم است؟
این دقیقاً سوٴالی است که یک فقیه از عیسی پرسید: «ای استاد، بزرگترین حکم در شریعت کدام است؟» عیسی پاسخ داد: ”خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما.“ این نخستین و بزرگترین حکم است. دوّمین حکم نیز همچون حکم نخستین است: ”همسایهات را همچون خویشتن محبت نما.“ تمامی شریعت موسی و نوشتههای پیامبران بر این دو حکم استوار است.» (متی ٢٢ :۳۶-۴۰).
اگر کلام خدا را بررسی کنیم و در آن عمیق شویم، بهراحتی به این درک میرسیم که همه چیز به محبت بستگی دارد. 👌 وقتی کسی را دوست دارید، هیچ فکر بدی راجع به او نخواهید داشت. هیچ سخن تلخ، تحقیرکننده یا توهینآمیز که باعث رنجش او شود، بر زبان نخواهید آورد. به این شخص نه دروغ خواهید گفت، و نه قولی خواهید داد که نتوانید بدان عمل کنید. هیچ ضعف یا خطایی را که ممکن است در این شخص بیابید، برای دیگران فاش نخواهید کرد. هرگز چیزی را که متعلق به اوست نخواهید دزدید، و بهطور کلی از هر چیزی که ممکن است به این فرد آسیب برساند یا او را ناراحت کند، دوری خواهید کرد. برعکس، تمام تلاش خود را خواهید کرد تا به شخصی که دوستش دارید، کمک کنید و او را خشنود سازید.
🔺در نتیجه، وقتی محبت خالصانه را پیوسته بهعنوان امری طبیعی در قلبمان نسبت به همنوع خود پرورش میدهیم، فرمانهای خدا را انجام خواهیم داد، فرمانهایی که با روابط ما با انسانهای دیگر در ارتباط است.
🔺وقتی محبت ما نسبت به خدا دائماً در حال رشد است، به همان نسبت باید تمایل داشته باشیم که از طریق دعای بیوقفه، ارتباط خود را با او حفظ کنیم و از طریق شرکت در عشای ربانی، پیوسته با او متحد شویم. ما از حرف یا عملی که میدانیم خدا را خواهد رنجانید، دوری خواهیم جست، و پیوسته در پی تفکر و صحبت و عمل بر طبق ارادۀ او خواهیم بود. به این نحو، ارادۀ او را انجام خواهیم داد، آنهم نه از روی ترس از مجازات، بلکه از روی محبت، زیرا «محبتِ کامل ترس را بیرون میراند» (اول یوحنا ٤ :۱۸). غلام فرمانهای اربابش را از روی ترس از مجازات شدن انجام میدهد. فرزندانی که پدر خود را دوست میدارند، فرمانهای او را نگاه میدارند، با این هدف که او را خشنود سازند. پس بیایید بهعنوان فرزندان پدر آسمانیمان، همه چیز را فقط و فقط از روی محبت به او انجام دهیم!
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 27 - نخستین و بزرگترین حکم
✅ کدامیک از فرمانهایی که خدا به انسان داد، بزرگترین و مهمترین حکم است؟
این دقیقاً سوٴالی است که یک فقیه از عیسی پرسید: «ای استاد، بزرگترین حکم در شریعت کدام است؟» عیسی پاسخ داد: ”خداوندْ خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما.“ این نخستین و بزرگترین حکم است. دوّمین حکم نیز همچون حکم نخستین است: ”همسایهات را همچون خویشتن محبت نما.“ تمامی شریعت موسی و نوشتههای پیامبران بر این دو حکم استوار است.» (متی ٢٢ :۳۶-۴۰).
اگر کلام خدا را بررسی کنیم و در آن عمیق شویم، بهراحتی به این درک میرسیم که همه چیز به محبت بستگی دارد. 👌 وقتی کسی را دوست دارید، هیچ فکر بدی راجع به او نخواهید داشت. هیچ سخن تلخ، تحقیرکننده یا توهینآمیز که باعث رنجش او شود، بر زبان نخواهید آورد. به این شخص نه دروغ خواهید گفت، و نه قولی خواهید داد که نتوانید بدان عمل کنید. هیچ ضعف یا خطایی را که ممکن است در این شخص بیابید، برای دیگران فاش نخواهید کرد. هرگز چیزی را که متعلق به اوست نخواهید دزدید، و بهطور کلی از هر چیزی که ممکن است به این فرد آسیب برساند یا او را ناراحت کند، دوری خواهید کرد. برعکس، تمام تلاش خود را خواهید کرد تا به شخصی که دوستش دارید، کمک کنید و او را خشنود سازید.
🔺در نتیجه، وقتی محبت خالصانه را پیوسته بهعنوان امری طبیعی در قلبمان نسبت به همنوع خود پرورش میدهیم، فرمانهای خدا را انجام خواهیم داد، فرمانهایی که با روابط ما با انسانهای دیگر در ارتباط است.
🔺وقتی محبت ما نسبت به خدا دائماً در حال رشد است، به همان نسبت باید تمایل داشته باشیم که از طریق دعای بیوقفه، ارتباط خود را با او حفظ کنیم و از طریق شرکت در عشای ربانی، پیوسته با او متحد شویم. ما از حرف یا عملی که میدانیم خدا را خواهد رنجانید، دوری خواهیم جست، و پیوسته در پی تفکر و صحبت و عمل بر طبق ارادۀ او خواهیم بود. به این نحو، ارادۀ او را انجام خواهیم داد، آنهم نه از روی ترس از مجازات، بلکه از روی محبت، زیرا «محبتِ کامل ترس را بیرون میراند» (اول یوحنا ٤ :۱۸). غلام فرمانهای اربابش را از روی ترس از مجازات شدن انجام میدهد. فرزندانی که پدر خود را دوست میدارند، فرمانهای او را نگاه میدارند، با این هدف که او را خشنود سازند. پس بیایید بهعنوان فرزندان پدر آسمانیمان، همه چیز را فقط و فقط از روی محبت به او انجام دهیم!
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 28 - اطاعت از فرمانها
✅همۀ این فرمانها میتوانند صحیح و بسیار خوب باشند، اما آیا آنها دشوار نیستند و ما را از بسیاری از لذتهای زندگی که مردمان دیگر آزادانه و بدون هیچ محدودیتی از آن بهرهمندند، محروم نمیسازند؟
خداوندگار که از دل ما باخبر است، میدانست که چنین افکاری ممکن است به ذهنمان خطور کند. از این رو فرمود: «یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتادهدل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک» (متی ١١ :۲۹-۳۰). یوحنای انجیلنگار نیز بنا به تجربۀ شخصی خود، بر این مطلب صحه گذشته، میفرماید: «محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست» (۱ یوحنا ٥ :۳).
فرمانهای خدا مانند دستورات سختگیرانۀ یک حاکم به فرمانبردارانش نیست. اما میتوانیم آنها را با «دستورالعملهای مرتبط با دریانوردان» مقایسه کنیم که هر روز برای محافظت از کشتیها- که در اقیانوسها حرکت میکنند- در برابر شرایط خطرناک آب و هوایی صادر میشوند. آنها اطلاعاتی فراهم میسازند در این زمینه که بادهای قوی در کدام جهت در حال وزیدن هستند، ارتفاع موجها چقدر است، توفانهای بارانزا کجا اتفاق میافتند و شدت میگیرند و چیزهایی از این قبیل. دریانوردان دائماً این پیغامها را دریافت میکنند و مطابق با آنها مسیر خود را تعیین میکنند تا در وضعیت امن قرار گیرند و سفری مطلوب برایشان تضمین شود. در خصوص دستوراالعملهایی که خدا به ما میدهد، امری مشابه اتفاق میافتد؛ هدف او از دادن این دستورات به ما این نیست که زندگیمان را سخت کند، بلکه ما را به سلامت به «بندرگاهِ» مقصد نهاییمان برساند.
قوانین راهنمایی و رانندگی برای برخی رانندگان مایۀ دردسر است، و به همین دلیل، بههنگام رانندگی آنها را نادیده میگیرند. ایشان از علائم جادهای که نشاندهندۀ سرعت مجاز، هشدار جادۀ لغزنده، پیچهای پرخطر، ورود ممنوعها، و خیابانهای یکطرفه هستند، تخطی میکنند. هدف این علائمِ هشداردهنده، محافظت رانندگان در برابر تصادفات و کمک به ایشان برای سالم رسیدن به مقصد است. آنانی که به علائم راهنمایی و رانندگی اعتنا نمیکنند، خود را در معرض تصادفات و گاهی هم از نوع کُشندۀ آن قرار میدهند. بنابراین بیایید شکرگزار خدایی باشیم که با دستورات نجاتبخش خود، ما را از «دامها» حفظ میکند و بهشکلی حكيمانه ما را در این زمینه که چطور به مقصدمان برسیم، هدایت میکند.
با این همه، همۀ ما به چشم میبینیم که بعضی از افراد، تصور میکنند که با زندگی بدون هیچگونه قید و بند اخلاقی و نفرت از ارزشهای اخلاقی، از زندگیشان لذت خواهند برد، ارزشهایی که پشتوانۀ آنها قرنها تجربۀ زندگی بشری است. مَثَلِ پسر گمشده گویای این مطلب میباشد؛ او دارایی هنگفت پدرش را در راه لذت از گناه و بیبند و باری بر باد داد. (م.ک. لوقا ١٥ :۱۱-۲۴). این پسرِ جوانِ ولخرج و ثروتمند در تفریحات گناهآلود و در سرزمین بیگانه به شادی دلخواه خود نرسید (آنگونه که در ابتدا فکر میکرد بدان دست یافته)، بلکه شادی او در خانۀ پدریاش بود- که نماد کلیسا میباشد. این تصویرِ گویا بیانگر سرنوشت آنانی است که از خدای پدر دور شده و اسیر دردها و رنجهای بسیاری گشتهاند. شادی و لذت واقعی و دائمی را نمیتوان با تخطی از ارادۀ خدا بدست آورد. «زیرا براستی آنان که از تو دورند، هلاک خواهند شد» (مزمور ٧٣ :۲۷).
خدا منبع شادی است. هر کس که به او نزدیک شود، برای همیشه از آن شادی برخوردار میگردد. بیایید کلام خداوندگار را در شب آخر به یاد بیاوریم. او گفتگویی طولانی با شاگردانش داشت، و در پایان به ایشان فرمود: «این سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود» (یوحنا ١٥ :۱۱)؛ «و هیچکس آن شادی را از شما نخواهد گرفت» (یوحنا ١٦ :۲۲).
خدا ارادۀ خود را بر قوم خود آشکار میکند، نه برای اینکه ما را از شادی محروم سازد، بلکه بدین منظور که از ما در برابر آفت گناه که دقیقاً نابودکنندۀ هر نوع شادی است، محافظت کند. قدیس یوحنای زریندهان میگوید: «شما آزادید که از هر چیزی لذت ببرید؛ اما فقط از یک چیز دوری کنید: گناه»؛ زیرا چنانکه پولس رسول به ما اطمینان میدهد، «مزد گناه مرگ است» (رومیان ٦ :۲۳). علاوه بر این، خدا از ما نمیخواهد که این فرمانها را به نفع او به جا آوریم! خدا بههیچ وجه محتاج چیزی نیست. او همه چیز را بهفراوانی دارد و به اصطلاحِ الهیاتی «آنندئِس» میباشد، یعنی «بینیاز از هر چیز.» او دستورات خود را تنها به نفع ما صادر میکند، تا از خطرات روحانی و جسمانی در امان باشیم و نیروهای مخالفی را خنثی سازیم که ما را از رسیدن به هدف نهایی و بهرهمند شدن از شادی و خوشی آسمانی، بازمیدارند.
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 28 - اطاعت از فرمانها
✅همۀ این فرمانها میتوانند صحیح و بسیار خوب باشند، اما آیا آنها دشوار نیستند و ما را از بسیاری از لذتهای زندگی که مردمان دیگر آزادانه و بدون هیچ محدودیتی از آن بهرهمندند، محروم نمیسازند؟
خداوندگار که از دل ما باخبر است، میدانست که چنین افکاری ممکن است به ذهنمان خطور کند. از این رو فرمود: «یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتادهدل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک» (متی ١١ :۲۹-۳۰). یوحنای انجیلنگار نیز بنا به تجربۀ شخصی خود، بر این مطلب صحه گذشته، میفرماید: «محبت به خدا همین است که از احکام او اطاعت کنیم و احکام او باری گران نیست» (۱ یوحنا ٥ :۳).
فرمانهای خدا مانند دستورات سختگیرانۀ یک حاکم به فرمانبردارانش نیست. اما میتوانیم آنها را با «دستورالعملهای مرتبط با دریانوردان» مقایسه کنیم که هر روز برای محافظت از کشتیها- که در اقیانوسها حرکت میکنند- در برابر شرایط خطرناک آب و هوایی صادر میشوند. آنها اطلاعاتی فراهم میسازند در این زمینه که بادهای قوی در کدام جهت در حال وزیدن هستند، ارتفاع موجها چقدر است، توفانهای بارانزا کجا اتفاق میافتند و شدت میگیرند و چیزهایی از این قبیل. دریانوردان دائماً این پیغامها را دریافت میکنند و مطابق با آنها مسیر خود را تعیین میکنند تا در وضعیت امن قرار گیرند و سفری مطلوب برایشان تضمین شود. در خصوص دستوراالعملهایی که خدا به ما میدهد، امری مشابه اتفاق میافتد؛ هدف او از دادن این دستورات به ما این نیست که زندگیمان را سخت کند، بلکه ما را به سلامت به «بندرگاهِ» مقصد نهاییمان برساند.
قوانین راهنمایی و رانندگی برای برخی رانندگان مایۀ دردسر است، و به همین دلیل، بههنگام رانندگی آنها را نادیده میگیرند. ایشان از علائم جادهای که نشاندهندۀ سرعت مجاز، هشدار جادۀ لغزنده، پیچهای پرخطر، ورود ممنوعها، و خیابانهای یکطرفه هستند، تخطی میکنند. هدف این علائمِ هشداردهنده، محافظت رانندگان در برابر تصادفات و کمک به ایشان برای سالم رسیدن به مقصد است. آنانی که به علائم راهنمایی و رانندگی اعتنا نمیکنند، خود را در معرض تصادفات و گاهی هم از نوع کُشندۀ آن قرار میدهند. بنابراین بیایید شکرگزار خدایی باشیم که با دستورات نجاتبخش خود، ما را از «دامها» حفظ میکند و بهشکلی حكيمانه ما را در این زمینه که چطور به مقصدمان برسیم، هدایت میکند.
با این همه، همۀ ما به چشم میبینیم که بعضی از افراد، تصور میکنند که با زندگی بدون هیچگونه قید و بند اخلاقی و نفرت از ارزشهای اخلاقی، از زندگیشان لذت خواهند برد، ارزشهایی که پشتوانۀ آنها قرنها تجربۀ زندگی بشری است. مَثَلِ پسر گمشده گویای این مطلب میباشد؛ او دارایی هنگفت پدرش را در راه لذت از گناه و بیبند و باری بر باد داد. (م.ک. لوقا ١٥ :۱۱-۲۴). این پسرِ جوانِ ولخرج و ثروتمند در تفریحات گناهآلود و در سرزمین بیگانه به شادی دلخواه خود نرسید (آنگونه که در ابتدا فکر میکرد بدان دست یافته)، بلکه شادی او در خانۀ پدریاش بود- که نماد کلیسا میباشد. این تصویرِ گویا بیانگر سرنوشت آنانی است که از خدای پدر دور شده و اسیر دردها و رنجهای بسیاری گشتهاند. شادی و لذت واقعی و دائمی را نمیتوان با تخطی از ارادۀ خدا بدست آورد. «زیرا براستی آنان که از تو دورند، هلاک خواهند شد» (مزمور ٧٣ :۲۷).
خدا منبع شادی است. هر کس که به او نزدیک شود، برای همیشه از آن شادی برخوردار میگردد. بیایید کلام خداوندگار را در شب آخر به یاد بیاوریم. او گفتگویی طولانی با شاگردانش داشت، و در پایان به ایشان فرمود: «این سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود» (یوحنا ١٥ :۱۱)؛ «و هیچکس آن شادی را از شما نخواهد گرفت» (یوحنا ١٦ :۲۲).
خدا ارادۀ خود را بر قوم خود آشکار میکند، نه برای اینکه ما را از شادی محروم سازد، بلکه بدین منظور که از ما در برابر آفت گناه که دقیقاً نابودکنندۀ هر نوع شادی است، محافظت کند. قدیس یوحنای زریندهان میگوید: «شما آزادید که از هر چیزی لذت ببرید؛ اما فقط از یک چیز دوری کنید: گناه»؛ زیرا چنانکه پولس رسول به ما اطمینان میدهد، «مزد گناه مرگ است» (رومیان ٦ :۲۳). علاوه بر این، خدا از ما نمیخواهد که این فرمانها را به نفع او به جا آوریم! خدا بههیچ وجه محتاج چیزی نیست. او همه چیز را بهفراوانی دارد و به اصطلاحِ الهیاتی «آنندئِس» میباشد، یعنی «بینیاز از هر چیز.» او دستورات خود را تنها به نفع ما صادر میکند، تا از خطرات روحانی و جسمانی در امان باشیم و نیروهای مخالفی را خنثی سازیم که ما را از رسیدن به هدف نهایی و بهرهمند شدن از شادی و خوشی آسمانی، بازمیدارند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 29 - وسوسههایی که ایماندار با آنها روبروست
✅یک مسیحی در تلاش خود برای زندگی مطابق با ارادۀ خدا، با نیروهای مخالفی روبروست؛ آن نیروها کدامند؟
اساساً سه نیروی مخالف زیر وجود دارد:
⭕️* نخستین نیرو مستقیماً از جانب شیطان میآید. همانطور که او با عیسی بهعنوان یک انسان، و با ایوبِ پارسا مبارزه کرد، با هر کسی که میخواهد به خدا تعلق داشته باشد میجنگد، از آدم و حوا گرفته تا تمام انسانها. به همین دلیل است که اسم ضد مسیح را بر خود دارد. پطرس رسول بر ما آشکار ساخته، میفرماید: «دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :۸). هرچقدر ایماندار به مسیح نزدیکتر شود، ابلیس سختتر تلاش میکند تا او را از مسیح جدا سازد. اما وقتی ایماندار با استواری با حملههای شیطان روبرو میگردد، بیشتر و بیشتر به تقدس نزدیک میشود؛ مخالفت و دشمنی ضد مسیح بجای آنکه به ایماندار آسیب بزند، به منفعت روحانی عظیمی برای او تبدیل میشود! اگر چیزی تحت عنوان جنگ شیطان وجود نداشت، چنین مقدسین بزرگی که همۀ ما به دستاوردهای روحانیشان احترام میگذاریم، وجود نمیداشت!
ایماندار مراقب است که در دام شیطان نیفتد؛ اما ترسی از او ندارد، زیرا از کتابمقدس میداند که قدرت شیطان محدود است! تنها خدا قادرِ مطلق میباشد. شیطان در مقابل خدا میلرزد؛ او میداند که مجازات در انتظار اوست. پس بیایید ارواح شیطانی ناحیۀ جَدَریان را به خاطر آوریم که در حضور عیسی چقدر مضطرب گشتند و نزد او فریاد زدند که «تو را با ما چه کار است، ای پسر خدا؟ آیا آمدهای تا پیش از وقتِ مقرر عذابمان دهی؟» (متی ٨ :۲۹)؛ ایشان حتی برای اینکه وارد خوکها شوند، از خداوندگار اجازه گرفتند! (متی ٨ :۳۱).
ابلیس انسان را وسوسه میکند، اما قدرت این را ندارد که انسان را مجبور به تسلیم به آنها سازد. او با حیله و نیرنگ وارد عمل میشود و از هر روشی استفاده میکند تا انسان را فریب دهد و او را متقاعد سازد که آن کار علیالظاهر به نفع اوست! به همین دلیل او شِرّیر (متی ٦ :۱۳)، «وسوسه» یا «وسوسهگر» (متی ٤ :۳) خوانده شده است. این انسان است که با ارادۀ آزاد خود تصمیم میگیرد که چه موضعی در برابر وسوسه اتخاذ کند. آیا شیطان او را متقاعد خواهد ساخت که تسلیم وسوسه شود یا آن را رد مى کند؟ یک مسیحی باید بیاموزد که چگونه با هوشمندی از دامهای وسوسهگر بگریزد. اگر او بخواهد میتواند هر نیرنگ ضدمسیح را «مانند تار عنکبوت» از بین ببرد. همانطور که یعقوب در نامهاش به ما اطمینان داده، میفرماید: «در برابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خوهد گریخت» (یعقوب ٤ :۷).
با این همه، ما تنها نیستیم. فرشتۀ نگهبان هر یک از ما در نبرد روحانی از ما دفاع کرده، برایمان خواهد جنگید.
⭕️* دومین نیروی مخالف دنیاست که برخلاف ارادۀ خدا عمل میکند. یوحنای انجیلنگار در نامۀ نخست خود مینویسد: «تمامی دنیا در آن شریر لمیده است» (اول يوحنا ٥ :۱۹).او در انجیل خود مینویسد، به همین دلیل است که وقتی پسر خدا، بهعنوان خدا-انسان به جهان آمد، «جهان او را نشناخت... و او را نپذیرفت» (م.ک. یوحنا ١ :۱۰-۱۱).
در این مقطع، لازم است یک موضوع را روشن سازیم. منظور ما از کلمۀ «دنیا»، همان «عالم هستی» (به یونانی: کازمس)، یا «هر آنچه را که [خدا] ساخته بود» که «بسیار نیکو بود» نیست (پیدایش ١ :۳۱). به همین دلیل است که کل خلقت «کازمس» (=دنیا) خوانده شد که به معنای جواهر یا زینتآلات است. این نخستین معنای کلمۀ «دنیا» در کتابمقدس است. اما در اینجا به قدرتهای شریر که منبع و منشاء آن ابلیس است، با همین کلمه اشاره میکنیم، نیروهایی که از طریق انسانهایی جلوهگر میشوند که تحت فرمان شیطان بوده، مطابق با فرمان او عمل میکنند. آنانی که طرف شیطان هستند، چه بدانند و چه ندانند، در موضعی خصمانه نسبت به خدا و قوم او قرار میگیرند. از این رو، شخصِ مسیحی فراخوانده شده که دربرابر جنگی که هر روز در این دنیای گناهآلود با آن روبروست، بایستد و مقاومت کند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 29 - وسوسههایی که ایماندار با آنها روبروست
✅یک مسیحی در تلاش خود برای زندگی مطابق با ارادۀ خدا، با نیروهای مخالفی روبروست؛ آن نیروها کدامند؟
اساساً سه نیروی مخالف زیر وجود دارد:
⭕️* نخستین نیرو مستقیماً از جانب شیطان میآید. همانطور که او با عیسی بهعنوان یک انسان، و با ایوبِ پارسا مبارزه کرد، با هر کسی که میخواهد به خدا تعلق داشته باشد میجنگد، از آدم و حوا گرفته تا تمام انسانها. به همین دلیل است که اسم ضد مسیح را بر خود دارد. پطرس رسول بر ما آشکار ساخته، میفرماید: «دشمن شما ابلیس همچون شیری غرّان در گردش است و کسی را میجوید تا ببلعد» (اول پطرس ٥ :۸). هرچقدر ایماندار به مسیح نزدیکتر شود، ابلیس سختتر تلاش میکند تا او را از مسیح جدا سازد. اما وقتی ایماندار با استواری با حملههای شیطان روبرو میگردد، بیشتر و بیشتر به تقدس نزدیک میشود؛ مخالفت و دشمنی ضد مسیح بجای آنکه به ایماندار آسیب بزند، به منفعت روحانی عظیمی برای او تبدیل میشود! اگر چیزی تحت عنوان جنگ شیطان وجود نداشت، چنین مقدسین بزرگی که همۀ ما به دستاوردهای روحانیشان احترام میگذاریم، وجود نمیداشت!
ایماندار مراقب است که در دام شیطان نیفتد؛ اما ترسی از او ندارد، زیرا از کتابمقدس میداند که قدرت شیطان محدود است! تنها خدا قادرِ مطلق میباشد. شیطان در مقابل خدا میلرزد؛ او میداند که مجازات در انتظار اوست. پس بیایید ارواح شیطانی ناحیۀ جَدَریان را به خاطر آوریم که در حضور عیسی چقدر مضطرب گشتند و نزد او فریاد زدند که «تو را با ما چه کار است، ای پسر خدا؟ آیا آمدهای تا پیش از وقتِ مقرر عذابمان دهی؟» (متی ٨ :۲۹)؛ ایشان حتی برای اینکه وارد خوکها شوند، از خداوندگار اجازه گرفتند! (متی ٨ :۳۱).
ابلیس انسان را وسوسه میکند، اما قدرت این را ندارد که انسان را مجبور به تسلیم به آنها سازد. او با حیله و نیرنگ وارد عمل میشود و از هر روشی استفاده میکند تا انسان را فریب دهد و او را متقاعد سازد که آن کار علیالظاهر به نفع اوست! به همین دلیل او شِرّیر (متی ٦ :۱۳)، «وسوسه» یا «وسوسهگر» (متی ٤ :۳) خوانده شده است. این انسان است که با ارادۀ آزاد خود تصمیم میگیرد که چه موضعی در برابر وسوسه اتخاذ کند. آیا شیطان او را متقاعد خواهد ساخت که تسلیم وسوسه شود یا آن را رد مى کند؟ یک مسیحی باید بیاموزد که چگونه با هوشمندی از دامهای وسوسهگر بگریزد. اگر او بخواهد میتواند هر نیرنگ ضدمسیح را «مانند تار عنکبوت» از بین ببرد. همانطور که یعقوب در نامهاش به ما اطمینان داده، میفرماید: «در برابر ابلیس ایستادگی کنید، که از شما خوهد گریخت» (یعقوب ٤ :۷).
با این همه، ما تنها نیستیم. فرشتۀ نگهبان هر یک از ما در نبرد روحانی از ما دفاع کرده، برایمان خواهد جنگید.
⭕️* دومین نیروی مخالف دنیاست که برخلاف ارادۀ خدا عمل میکند. یوحنای انجیلنگار در نامۀ نخست خود مینویسد: «تمامی دنیا در آن شریر لمیده است» (اول يوحنا ٥ :۱۹).او در انجیل خود مینویسد، به همین دلیل است که وقتی پسر خدا، بهعنوان خدا-انسان به جهان آمد، «جهان او را نشناخت... و او را نپذیرفت» (م.ک. یوحنا ١ :۱۰-۱۱).
در این مقطع، لازم است یک موضوع را روشن سازیم. منظور ما از کلمۀ «دنیا»، همان «عالم هستی» (به یونانی: کازمس)، یا «هر آنچه را که [خدا] ساخته بود» که «بسیار نیکو بود» نیست (پیدایش ١ :۳۱). به همین دلیل است که کل خلقت «کازمس» (=دنیا) خوانده شد که به معنای جواهر یا زینتآلات است. این نخستین معنای کلمۀ «دنیا» در کتابمقدس است. اما در اینجا به قدرتهای شریر که منبع و منشاء آن ابلیس است، با همین کلمه اشاره میکنیم، نیروهایی که از طریق انسانهایی جلوهگر میشوند که تحت فرمان شیطان بوده، مطابق با فرمان او عمل میکنند. آنانی که طرف شیطان هستند، چه بدانند و چه ندانند، در موضعی خصمانه نسبت به خدا و قوم او قرار میگیرند. از این رو، شخصِ مسیحی فراخوانده شده که دربرابر جنگی که هر روز در این دنیای گناهآلود با آن روبروست، بایستد و مقاومت کند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
⭕️*سومین نیروی مخالف از خودمان نشاٴت میگیرد. مهم نیست این موضوع چقدر ممکن است عجیب به نظر برسد، بلکه مهم این است که واقعیت دارد. پولس رسول آنچه را که هر شخص در درون خود احساس میکند، عیان ساخته، میفرماید: «امّا قانونی دیگر در اعضای خود میبینم که با شریعتی که ذهن من آن را میپذیرد، در ستیز است و مرا اسیر قانونِ گناه میسازد که در اعضای من است» (رومیان ٧ :۲۳). در حقیقت، تجربه نشان میدهد که هرچند میخواهم کاری را که درست است انجام دهم، اما در واقع دست به انجام کاری میزنم که نادرست است (م.ک. رومیان ٧ :۱۹).
این اتفاق چگونه رخ میدهد؟ همانطور که مشاهده کردیم، تعمید مقدس، مسیحی را از هرگونه گناه شخصی آزاد میسازد. اما یک گرایش یا رغبت به گناه باقی میماند، اما این امر مادامی که انسان آن را نپذیرد و رد کند، او را گناهکار نمیسازد. این همان چیزی است که پولس رسول به آن «قانونی دیگر» میگوید، که همان نیرویی دیگر است. فرد مسیحی باید با احتیاط تمام، با این گرایش به گناه روبرو شود، مبادا به سقوط و انحراف کشیده شود.
🔺این نیروهای مخالف معمولاً در نبرد برعلیه فردِ مسیحی، مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند. شیطان که گناه را وارد دنیا کرد، معمولاً محرکهایی را که از محیط گناهآلود دنیا ناشی میشود، با ضعف انسان درهم میآمیزد تا او را به گناه بیندازد.
✅ گناه دقیقاً چیست؟
یوحنای انجیلنگار پاسخ این پرسش را به ما میدهد. میفرماید: «هر كه گناه را بعمل میآورد برخلاف شریعت عمل میکند؛ گناه بهواقع مخالفت با شریعت است» (اول يوحنا ٣ :۴). او در ادامه میگوید: «آن که گناه میکند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان ابتدا گناهكار بوده است» (اول یوحنا ٣ :۸). آدم و حوا در فردوس مرتکب گناه اولیه شدند، آن هم با اغوای شریرانۀ ابلیس که ایشان را گمراه ساخت. از آن پس، گناهان شخصی انسان اتفاق افتاد، هنگامی که به دلایل مختلف به خدا و شریعت او اهانت کرده و به خود اجازه دادند که در دام وسوسهها بیفتند. گناه با مرگ در ارتباط است. یعقوب در نامۀ خود مینویسد: «هوای نَفْس که آبستن شود، گناه را میزاید و گناه نیز به انجام رسيده، موت را به بار میآورد» (یعقوب ١ :۱۵)- یعنی باعث میشود که انسان از منبع حیات که مسیح است، دور شود و در نتیجه مرگ روحانی برایش اتفاق افتد. پولس رسول تاٴیید میکند که «مزد گناه مرگ است» (رومیان ٦ :۲۳). به همین دلیل است که یک مسیحی به هر طریقی که شده فداكارانه در تلاش است که از گناه دوری کند و وقتی به آن آلوده میگردد، دقت و احتیاط به خرج میدهد که با توبه و اعتراف پاک شود.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
⭕️*سومین نیروی مخالف از خودمان نشاٴت میگیرد. مهم نیست این موضوع چقدر ممکن است عجیب به نظر برسد، بلکه مهم این است که واقعیت دارد. پولس رسول آنچه را که هر شخص در درون خود احساس میکند، عیان ساخته، میفرماید: «امّا قانونی دیگر در اعضای خود میبینم که با شریعتی که ذهن من آن را میپذیرد، در ستیز است و مرا اسیر قانونِ گناه میسازد که در اعضای من است» (رومیان ٧ :۲۳). در حقیقت، تجربه نشان میدهد که هرچند میخواهم کاری را که درست است انجام دهم، اما در واقع دست به انجام کاری میزنم که نادرست است (م.ک. رومیان ٧ :۱۹).
این اتفاق چگونه رخ میدهد؟ همانطور که مشاهده کردیم، تعمید مقدس، مسیحی را از هرگونه گناه شخصی آزاد میسازد. اما یک گرایش یا رغبت به گناه باقی میماند، اما این امر مادامی که انسان آن را نپذیرد و رد کند، او را گناهکار نمیسازد. این همان چیزی است که پولس رسول به آن «قانونی دیگر» میگوید، که همان نیرویی دیگر است. فرد مسیحی باید با احتیاط تمام، با این گرایش به گناه روبرو شود، مبادا به سقوط و انحراف کشیده شود.
🔺این نیروهای مخالف معمولاً در نبرد برعلیه فردِ مسیحی، مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند. شیطان که گناه را وارد دنیا کرد، معمولاً محرکهایی را که از محیط گناهآلود دنیا ناشی میشود، با ضعف انسان درهم میآمیزد تا او را به گناه بیندازد.
✅ گناه دقیقاً چیست؟
یوحنای انجیلنگار پاسخ این پرسش را به ما میدهد. میفرماید: «هر كه گناه را بعمل میآورد برخلاف شریعت عمل میکند؛ گناه بهواقع مخالفت با شریعت است» (اول يوحنا ٣ :۴). او در ادامه میگوید: «آن که گناه میکند از ابلیس است، زیرا ابلیس از همان ابتدا گناهكار بوده است» (اول یوحنا ٣ :۸). آدم و حوا در فردوس مرتکب گناه اولیه شدند، آن هم با اغوای شریرانۀ ابلیس که ایشان را گمراه ساخت. از آن پس، گناهان شخصی انسان اتفاق افتاد، هنگامی که به دلایل مختلف به خدا و شریعت او اهانت کرده و به خود اجازه دادند که در دام وسوسهها بیفتند. گناه با مرگ در ارتباط است. یعقوب در نامۀ خود مینویسد: «هوای نَفْس که آبستن شود، گناه را میزاید و گناه نیز به انجام رسيده، موت را به بار میآورد» (یعقوب ١ :۱۵)- یعنی باعث میشود که انسان از منبع حیات که مسیح است، دور شود و در نتیجه مرگ روحانی برایش اتفاق افتد. پولس رسول تاٴیید میکند که «مزد گناه مرگ است» (رومیان ٦ :۲۳). به همین دلیل است که یک مسیحی به هر طریقی که شده فداكارانه در تلاش است که از گناه دوری کند و وقتی به آن آلوده میگردد، دقت و احتیاط به خرج میدهد که با توبه و اعتراف پاک شود.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 30 - نبرد مسیحی
✅چگونه یک مسیحی میتواند از گناه دوری کند، و با حملههای شیطان بهطور مؤثر روبرو شود، و به مقصد نهایی خود برسد؟
خداوندگار ما عیسی مسیح، خودْ این راه و روش را بر ما آشکار میسازد؛ دستور او چنین است: «پیکار کن.» پیوسته پیکار کنید تا ملکوت آسمانی را بهعنوان پاداش بدست آورید. چه کسی در استادیومهایی که مسابقات ورزشی در آنها برگزار میشوند، جایزه را دریافت میکند؟ آیا آنانی که در جایگاه تماشاچیان نشسته و از دور نگاه میکنند؟ قطعاَ چنین نیست! بلکه کسانی برنده میشوند که بهخوبی آموزش دیدهاند، وارد گود میشوند و مطابق با قواعد عمل میکنند و بازی خوبی از خود ارائه میدهند. به همین دلیل است که حضرت پولس رسول، این مبارزهکنندۀ بزرگ روحانی، شاگردش تیموتائوس را اینگونه ترغیب کرده، میفرماید: «در نبرد نیکوی ایمان پیکار کن و به دست آور آن حیات جاودانى را که براى آن فرا خوانده شدی» (اول تیموتائوس ٦ :۱۲). او بار دیگر، در نامهاش خطاب به عبرانیان، مسیحیان را به نبردهای روحانی جدید تشویق میکند و میفرماید: «بیایید... با استقامت در مسابقهای که برای ما مقرر شده است، بدویم» (عبرانیان ١٢ :۱). پولس در زندگی خود، بیش از هر شخص دیگری نبرد کرد. هر کسی که از نبردهای بزرگ و دشوار و دردناک پولس در راه ایستادگی و مقاومت آگاهی مییابد، شگفتزده میشود. لذا، او در پایان زندگیاش، در حالی که در زندان روم منتظر اجرای حکم اعدام خود بود، میتوانست با وجدانی آسوده بنویسد: «جنگِ نیکو را جنگیدهام، مسابقه را به پایان رسانده و ایمان را محفوظ داشتهام. اکنون تاج پارسایی برایم آماده است، تاجی که خداوند، آن داور عادل، در آن روز به من عطا خواهد کرد- نه تنها به من، بلکه به همۀ آنان که مشتاق ظهور او بودهاند» (دوم تیموتائوس ٤ :۷-۸).
بنابراین، تمام اینها تاٴیید میکنند که این نبرد چیزی است که ایماندار را بر گناه و شیطان پیروز میگرداند و شباهت او به خدا را تضمین میکند- همان تئوسیس را، همانطور که قبلاً بدان اشاره کردیم. او همچنین، تاج پیروزی را از مسیح دریافت خواهد کرد، از همان کسی که این نبرد را پایهگذاری کرده است.
✅در بازیهای المپیک و در سایر مسابقات، میبینیم که افراد بسیاری در این رقابتها شرکت میکنند، اما افراد انگشتشماری جایزه دریافت میکنند. آیا این مساٴله در مورد نبردهای روحانی هم صدق میکند؟
در اینجاست که نیکخواهی خدا آشکار میگردد. او جای هیچ شکایتی باقی نمیگذارد. خدا برای تمام کسانی که در نبرد روحانی شرکت میکنند، پاداش دارد، پاداشهایی که به راستى بینهایت ارزشمند، جاودان و زوالناپذیرند! پس نگران نباشیم! همۀ ما برنده خواهیم شد و والاتر از آنچه بتوانیم تصورش را بکنیم خواهیم گشت- البته تا زمانی که در نبرد و پیکار باشیم!
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔆فصل 30 - نبرد مسیحی
✅چگونه یک مسیحی میتواند از گناه دوری کند، و با حملههای شیطان بهطور مؤثر روبرو شود، و به مقصد نهایی خود برسد؟
خداوندگار ما عیسی مسیح، خودْ این راه و روش را بر ما آشکار میسازد؛ دستور او چنین است: «پیکار کن.» پیوسته پیکار کنید تا ملکوت آسمانی را بهعنوان پاداش بدست آورید. چه کسی در استادیومهایی که مسابقات ورزشی در آنها برگزار میشوند، جایزه را دریافت میکند؟ آیا آنانی که در جایگاه تماشاچیان نشسته و از دور نگاه میکنند؟ قطعاَ چنین نیست! بلکه کسانی برنده میشوند که بهخوبی آموزش دیدهاند، وارد گود میشوند و مطابق با قواعد عمل میکنند و بازی خوبی از خود ارائه میدهند. به همین دلیل است که حضرت پولس رسول، این مبارزهکنندۀ بزرگ روحانی، شاگردش تیموتائوس را اینگونه ترغیب کرده، میفرماید: «در نبرد نیکوی ایمان پیکار کن و به دست آور آن حیات جاودانى را که براى آن فرا خوانده شدی» (اول تیموتائوس ٦ :۱۲). او بار دیگر، در نامهاش خطاب به عبرانیان، مسیحیان را به نبردهای روحانی جدید تشویق میکند و میفرماید: «بیایید... با استقامت در مسابقهای که برای ما مقرر شده است، بدویم» (عبرانیان ١٢ :۱). پولس در زندگی خود، بیش از هر شخص دیگری نبرد کرد. هر کسی که از نبردهای بزرگ و دشوار و دردناک پولس در راه ایستادگی و مقاومت آگاهی مییابد، شگفتزده میشود. لذا، او در پایان زندگیاش، در حالی که در زندان روم منتظر اجرای حکم اعدام خود بود، میتوانست با وجدانی آسوده بنویسد: «جنگِ نیکو را جنگیدهام، مسابقه را به پایان رسانده و ایمان را محفوظ داشتهام. اکنون تاج پارسایی برایم آماده است، تاجی که خداوند، آن داور عادل، در آن روز به من عطا خواهد کرد- نه تنها به من، بلکه به همۀ آنان که مشتاق ظهور او بودهاند» (دوم تیموتائوس ٤ :۷-۸).
بنابراین، تمام اینها تاٴیید میکنند که این نبرد چیزی است که ایماندار را بر گناه و شیطان پیروز میگرداند و شباهت او به خدا را تضمین میکند- همان تئوسیس را، همانطور که قبلاً بدان اشاره کردیم. او همچنین، تاج پیروزی را از مسیح دریافت خواهد کرد، از همان کسی که این نبرد را پایهگذاری کرده است.
✅در بازیهای المپیک و در سایر مسابقات، میبینیم که افراد بسیاری در این رقابتها شرکت میکنند، اما افراد انگشتشماری جایزه دریافت میکنند. آیا این مساٴله در مورد نبردهای روحانی هم صدق میکند؟
در اینجاست که نیکخواهی خدا آشکار میگردد. او جای هیچ شکایتی باقی نمیگذارد. خدا برای تمام کسانی که در نبرد روحانی شرکت میکنند، پاداش دارد، پاداشهایی که به راستى بینهایت ارزشمند، جاودان و زوالناپذیرند! پس نگران نباشیم! همۀ ما برنده خواهیم شد و والاتر از آنچه بتوانیم تصورش را بکنیم خواهیم گشت- البته تا زمانی که در نبرد و پیکار باشیم!
☦@LessonsOrthodox
سوزاندن بخور
پروتستانها از بخور یا بخورسوز استفاده نمیکنند و آن را جزء پرستشهای عهد عتیق میدانند.
ایشان میگوید که این امور فقط نمادی از آینده بودند و اکنون ارزشی ندارند. در این قسمت قصد داریم به تاریخچه بخور در گذشته و امروز بپردازیم و بسنجیم که آیا سوزاندن بخور فقط یک نماد بود یا کاربرد روحانی عمیقی دارد؟
(1) خداوند به موسی گفت: «و مذبحی برای سوزانیدن بخور بساز. آن را از چوب شطیم بساز». (خروج 30:1)
خداوند نکته مهمی به ما نشان میدهد: سوزاندن بخور یک قربانی محسوب میشد و روی مذبح (مذبح بخور) تقدیم میگردید.
(2) خداوند اهمیت زیادی به مذبح بخور میداد. او دستور داد که آنرا از همه جهات به طلای خالص بپوشانند و تاجی از طلا و دو حلقة زرین در زیر تاجش بسازند و پیش حجابی كه روبروی تابوت شهادت است(جایی که خدا با موسی ملاقت میکرد) بگذارند. (خروج 3:30-6)
(3) حکم شده بود که بخور باید معطر و خوشبو باشد. خداوند میگوید: «هر بامداد هارون بخور معطر بر روی آن بسوزاند». و در عصر: «چون هارون چراغها را روشن میكند، آن را بسوزاند تا بخور دائمی به حضور خداوند در نسلهای شما باشد». (خروج 7:30و8)
عطریاتی که در ساختن بخور باید به کار میرفت در کتاب خروج (30:34) آمده است. نوشته شده که این بخور باید «نزد تو برای خداوند مقدس باشد» (آیه 37). بعلاوه: «[بخور] نزد شما قدس اقداس باشد. و موافق تركیب این بخور كه میسازی، دیگری برای خود مسازید» (آیات 36 و 37).
فراز «بخور معطر» در بسیاری از آیات کتابمقدس آمده است (خروج 25:6 ؛ 37:29 ؛ لاویان 16:12). بنابراین بخور عطر معطری بود که نزد خدا به آسمان صعود میکرد.
(4) برخی به اشتباه گمان میکنند که بخور به منظور از بین بردن بوی بد قربانیان سوختنی استفاده میشد و چون امروزه از بهایم برای قربانی کردن استفاده نمیشود دیگری نیازی به بخور نیست.
این تفکر اشتباهی است زیرا سوزاندن بخور نوعی پرستش به حساب میآمد، و مذبحی متمایز از مذبح قربانی سوختنی داشت. رسومات خاص خود را داشت و نوعی دعا به حساب میآمد، نه نمادی از یک اصل دیگر.
(5) خاطر نشان میکنیم که وقتی خداوند بر مردم وبا فرستاد، هارون به فرمان موسی بخورسوز را برداشته در آن بخور گذاشت و با آتش مذبح سوزاند تا برای مردم نزد خدا شفاعت کند. وقتی او به میان جماعت رفت و بخور سوزاند، وبا از میانشان رفت. خداوند شفاعت هارون را پذیرفت. (اعداد 44:16-48)
توجه کنید که هارون برای مردم قربانی نگذراند بلکه فقط بخور سوزاند. پس بخور برای از بین بردن بوی بد قربانی سوختنی استفاده نمیشد بلکه کفارهای برای گناهان مردم بود. (اعداد 16:46،47)
(6) به خاطر اهمیت بخور، تنها کاهنان اجازه سوزاندن آنرا داشتند. پس بخور در موقعیتی بالاتر از دعا قرار دارد زیرا هرکس شخصاً میتواند دعا کند.
وقتی قورح و داتان و ابیرام به سوزاندن بخور مبادرت کردند، زمین دهان باز کرد و آنان را با تمام اموالشان بلعید و زنده به گور شدند (اعداد 16:31،32). و این واقع شد نه به این دلیل که آنان قربانی گذرانده بودند بلکه چون بخور سوزاندند، حتی با اینکه از سبط لاوی بودند.
(7) از آنجا که سوزاندن بخور بسیار مهم بود، در بخورسوزهای طلایی گذرانده میشد، چنانکه در رساله عبرانیان نیز بدان اشاره شده است (9:4)، و چنانکه درباره بیست و چهار پیر که کاسههای زرین پر از بخور داشتند، نوشته شده است. (مکاشفه 5:8)
(8) در کتاب ملاکی نبی، نبوتی آمده که نشان میدهد سوزاندن بخور به عصر یهودیان منحصر نشده بلکه تداوم دارد. خداوند میگوید: «زیرا كه از مطلع آفتاب تا مغربش اسم من در میان امّتها عظیم خواهد بود؛ و بُخُور و هدیه طاهر در هر جا به اسم من گذرانیده خواهد شد، زیرا یهوه صبایوت میگوید كه اسم من در میان امّتها عظیم خواهد بود» (ملاکی 1:11). البته پرستش در میان غیریهودیان مرسوم نبود و بعد از عصر مسیحیت برپا شد. پس خداوند بخورسوزی را در پرستش مسیحیان قرار داد.
☦@LessonsOrthodox
پروتستانها از بخور یا بخورسوز استفاده نمیکنند و آن را جزء پرستشهای عهد عتیق میدانند.
ایشان میگوید که این امور فقط نمادی از آینده بودند و اکنون ارزشی ندارند. در این قسمت قصد داریم به تاریخچه بخور در گذشته و امروز بپردازیم و بسنجیم که آیا سوزاندن بخور فقط یک نماد بود یا کاربرد روحانی عمیقی دارد؟
(1) خداوند به موسی گفت: «و مذبحی برای سوزانیدن بخور بساز. آن را از چوب شطیم بساز». (خروج 30:1)
خداوند نکته مهمی به ما نشان میدهد: سوزاندن بخور یک قربانی محسوب میشد و روی مذبح (مذبح بخور) تقدیم میگردید.
(2) خداوند اهمیت زیادی به مذبح بخور میداد. او دستور داد که آنرا از همه جهات به طلای خالص بپوشانند و تاجی از طلا و دو حلقة زرین در زیر تاجش بسازند و پیش حجابی كه روبروی تابوت شهادت است(جایی که خدا با موسی ملاقت میکرد) بگذارند. (خروج 3:30-6)
(3) حکم شده بود که بخور باید معطر و خوشبو باشد. خداوند میگوید: «هر بامداد هارون بخور معطر بر روی آن بسوزاند». و در عصر: «چون هارون چراغها را روشن میكند، آن را بسوزاند تا بخور دائمی به حضور خداوند در نسلهای شما باشد». (خروج 7:30و8)
عطریاتی که در ساختن بخور باید به کار میرفت در کتاب خروج (30:34) آمده است. نوشته شده که این بخور باید «نزد تو برای خداوند مقدس باشد» (آیه 37). بعلاوه: «[بخور] نزد شما قدس اقداس باشد. و موافق تركیب این بخور كه میسازی، دیگری برای خود مسازید» (آیات 36 و 37).
فراز «بخور معطر» در بسیاری از آیات کتابمقدس آمده است (خروج 25:6 ؛ 37:29 ؛ لاویان 16:12). بنابراین بخور عطر معطری بود که نزد خدا به آسمان صعود میکرد.
(4) برخی به اشتباه گمان میکنند که بخور به منظور از بین بردن بوی بد قربانیان سوختنی استفاده میشد و چون امروزه از بهایم برای قربانی کردن استفاده نمیشود دیگری نیازی به بخور نیست.
این تفکر اشتباهی است زیرا سوزاندن بخور نوعی پرستش به حساب میآمد، و مذبحی متمایز از مذبح قربانی سوختنی داشت. رسومات خاص خود را داشت و نوعی دعا به حساب میآمد، نه نمادی از یک اصل دیگر.
(5) خاطر نشان میکنیم که وقتی خداوند بر مردم وبا فرستاد، هارون به فرمان موسی بخورسوز را برداشته در آن بخور گذاشت و با آتش مذبح سوزاند تا برای مردم نزد خدا شفاعت کند. وقتی او به میان جماعت رفت و بخور سوزاند، وبا از میانشان رفت. خداوند شفاعت هارون را پذیرفت. (اعداد 44:16-48)
توجه کنید که هارون برای مردم قربانی نگذراند بلکه فقط بخور سوزاند. پس بخور برای از بین بردن بوی بد قربانی سوختنی استفاده نمیشد بلکه کفارهای برای گناهان مردم بود. (اعداد 16:46،47)
(6) به خاطر اهمیت بخور، تنها کاهنان اجازه سوزاندن آنرا داشتند. پس بخور در موقعیتی بالاتر از دعا قرار دارد زیرا هرکس شخصاً میتواند دعا کند.
وقتی قورح و داتان و ابیرام به سوزاندن بخور مبادرت کردند، زمین دهان باز کرد و آنان را با تمام اموالشان بلعید و زنده به گور شدند (اعداد 16:31،32). و این واقع شد نه به این دلیل که آنان قربانی گذرانده بودند بلکه چون بخور سوزاندند، حتی با اینکه از سبط لاوی بودند.
(7) از آنجا که سوزاندن بخور بسیار مهم بود، در بخورسوزهای طلایی گذرانده میشد، چنانکه در رساله عبرانیان نیز بدان اشاره شده است (9:4)، و چنانکه درباره بیست و چهار پیر که کاسههای زرین پر از بخور داشتند، نوشته شده است. (مکاشفه 5:8)
(8) در کتاب ملاکی نبی، نبوتی آمده که نشان میدهد سوزاندن بخور به عصر یهودیان منحصر نشده بلکه تداوم دارد. خداوند میگوید: «زیرا كه از مطلع آفتاب تا مغربش اسم من در میان امّتها عظیم خواهد بود؛ و بُخُور و هدیه طاهر در هر جا به اسم من گذرانیده خواهد شد، زیرا یهوه صبایوت میگوید كه اسم من در میان امّتها عظیم خواهد بود» (ملاکی 1:11). البته پرستش در میان غیریهودیان مرسوم نبود و بعد از عصر مسیحیت برپا شد. پس خداوند بخورسوزی را در پرستش مسیحیان قرار داد.
☦@LessonsOrthodox
(9) دو نمونه در عهد جدید هست که نشاندهنده توجه الهی به بخور میباشد. هر دو آیه در کتاب مکاشفه یافت میشود.
(الف) درباره بیست و چهار پیر نوشته شده: «و چون کتاب را گرفت، آن چهار حیوان و بیست و چهار پیر به حضور بره افتادند و هر یکی از ایشان بربطی و کاسههای زرین پر ازبخور دارند که دعاهای مقدسین است». (مکاشفه 5:8)
(ب) یوحنای رسول میگوید: «و فرشتهای دیگر آمده، نزد مذبح بایستاد با مجمری طلا و بخور بسیار بدو داده شد تا آن را به دعاهای جمیع مقدسین، بر مذبح طلا که پیش تخت است بدهد، و دود بخور، از دست فرشته با دعاهای مقدسین در حضور خدا بالا رفت». (مکاشفه 8:3،4)
(10) در تفسیر عبارت «دود بخور با دعاهای مقدسین در حضور خدا بالا رفت» میگوییم که کل حیات کلیسا بخور است. در کتاب غزل غزلهای سلیمان، کلیسا به بخور تشبیه شده است. وحی الهی در این کتاب میگوید: «این كیست كه مثل ستونهای دود از بیابان برمیآید و به مرّ و بخور و به همه عطریات تاجران معطّر است؟». (غزل غزلها 3:6)
(11) یکی از زیباترین اتفاقات در تاریخ بخورسوزی در حیات قدیسین، مربوط به زکریای کاهن است.
در وقت بخور فرشته خداوند در طرف راست مذبح بخور ایستاده، بر زکریا ظاهر شد (لوقا 1:8-11). این واقعه، تقدس بخورسوزی و مذبح را نشان میدهد زیرا شایسته شراکت در مکاشفات الهی بودند.
از این واقعه آشکار است که سوزاندن بخور امری متمایز بود و به ذبح یا قربانی سوختنی ارتباطی نداشت.
(12) از آنجا که بخور در مسیحیت مهم است، مجوسیان، کندر (که یکی از مشتقات بخور است) به مسیح تقدیم کردند. کندر نمادی از کهانت مسیح بود و اینگونه مجوسیان اعلام کردند که مسیح کاهن است، همانگونه که طلا نمادی از پادشاهی او و مرّ نماد رنجهای وی بود.
(13) بخور مفاهیم بسیاری دارد که برای حواس و تغذیه روحانی مفید است. همه کسانی که در کلیسا شرکت میکنند از لحاظ روحانی و تفکر عمیق در سطوح بالایی قرار ندارند. برای مثال کودکان که درک چندانی از موعظهها یا قرائتهای کتابمقدس یا دعاها ندارند، با حسی که از بخور یا شمعها یا تصاویر به دست میآورند، روحاً تحت تأثیر قرار میگیرند. اینها برای کودکآنهمچون درس روحانی است که آنان را به جو روحانی میبرد. همین امر در مورد ناآگاهان یا مؤمنینی که سواد الهیاتی بالایی ندارند صادق است.
تأملات و مفاهیم روحانی بخور:
(14) اولین درسی که از بخور میآموزیم، این تعلیم مسیح است: «هر كه جان خود را بخاطر من هلاک كرد، آن را خواهد دریافت» (متی 10:39). و این همانند دانههای بخور است که میسوزند و میسوزند تا زمانیکه به دود معطر تبدیل شوند. تو در بخورسوز به دنبال دانههای بخور میگردی اما پیدا نمیکنی زیرا خود را همچون قربانی سوختنی به خدا تقدیم کردهاند.
قربانیهای سوختنی تنها با ذبح کردن گذرانده نمیشوند بلکه بخور نیز نوعی از آن است و خدا در کتابمقدس حکم کرد که همچون ذبح، بخور نیز بر مذبح گذرانده شود. بخور درس بزرگی به ما میدهد. چه زیباست وقتی کسی خویشتن را همچون قربانی سوختنی به خدا تقدیم میکند. هیچ قربانیای نمیتواند با قربانی خویشتن مقایسه شود. قطعاً این عالیترین نوع قربانی است. قربانی کردن خویشتن، همانند دانههای بخور روی آتش است. و از آنجا که خدا «آتش سوزنده» است (تثنیه 4:24) ، قدیسین دانههای بخورند که در بخورسوز الهی گذارده شدهاند و با محبت الهی میسوزند.
(15) دومین درسی که از بخور میآموزیم صعود پیوسته آن است.
دود بخور نزول نمیکند، بلکه به آسمان صعود کرده، گسترش مییابد. و اگر بخواهی دود بخور را دنبال کنی، خواه ناخواه باید سرت را رو به آسمان بلند کنی. بنابراین سوزاندن بخور، مردم را به بالا جذب میکند، همچون پیکانی که پیوسته به شما آسمان را نشان میدهد.
(16) سومین درس، بوی خوش آن است. کتابمقدس حکم میکند که بخور باید خوشبو باشد. هرکه بوی بخور را استشمام کند به یاد میآورد که زندگی انسان نزد خدا باید همچون عطر خوشبو باشد. کتابمقدس میگوید: «زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح میباشیم... عطر معرفت خود را در هرجا بوسیله ما ظاهر می کند». (دوم قرنتیان 15:2و14)
☦@LessonsOrthodox
(الف) درباره بیست و چهار پیر نوشته شده: «و چون کتاب را گرفت، آن چهار حیوان و بیست و چهار پیر به حضور بره افتادند و هر یکی از ایشان بربطی و کاسههای زرین پر ازبخور دارند که دعاهای مقدسین است». (مکاشفه 5:8)
(ب) یوحنای رسول میگوید: «و فرشتهای دیگر آمده، نزد مذبح بایستاد با مجمری طلا و بخور بسیار بدو داده شد تا آن را به دعاهای جمیع مقدسین، بر مذبح طلا که پیش تخت است بدهد، و دود بخور، از دست فرشته با دعاهای مقدسین در حضور خدا بالا رفت». (مکاشفه 8:3،4)
(10) در تفسیر عبارت «دود بخور با دعاهای مقدسین در حضور خدا بالا رفت» میگوییم که کل حیات کلیسا بخور است. در کتاب غزل غزلهای سلیمان، کلیسا به بخور تشبیه شده است. وحی الهی در این کتاب میگوید: «این كیست كه مثل ستونهای دود از بیابان برمیآید و به مرّ و بخور و به همه عطریات تاجران معطّر است؟». (غزل غزلها 3:6)
(11) یکی از زیباترین اتفاقات در تاریخ بخورسوزی در حیات قدیسین، مربوط به زکریای کاهن است.
در وقت بخور فرشته خداوند در طرف راست مذبح بخور ایستاده، بر زکریا ظاهر شد (لوقا 1:8-11). این واقعه، تقدس بخورسوزی و مذبح را نشان میدهد زیرا شایسته شراکت در مکاشفات الهی بودند.
از این واقعه آشکار است که سوزاندن بخور امری متمایز بود و به ذبح یا قربانی سوختنی ارتباطی نداشت.
(12) از آنجا که بخور در مسیحیت مهم است، مجوسیان، کندر (که یکی از مشتقات بخور است) به مسیح تقدیم کردند. کندر نمادی از کهانت مسیح بود و اینگونه مجوسیان اعلام کردند که مسیح کاهن است، همانگونه که طلا نمادی از پادشاهی او و مرّ نماد رنجهای وی بود.
(13) بخور مفاهیم بسیاری دارد که برای حواس و تغذیه روحانی مفید است. همه کسانی که در کلیسا شرکت میکنند از لحاظ روحانی و تفکر عمیق در سطوح بالایی قرار ندارند. برای مثال کودکان که درک چندانی از موعظهها یا قرائتهای کتابمقدس یا دعاها ندارند، با حسی که از بخور یا شمعها یا تصاویر به دست میآورند، روحاً تحت تأثیر قرار میگیرند. اینها برای کودکآنهمچون درس روحانی است که آنان را به جو روحانی میبرد. همین امر در مورد ناآگاهان یا مؤمنینی که سواد الهیاتی بالایی ندارند صادق است.
تأملات و مفاهیم روحانی بخور:
(14) اولین درسی که از بخور میآموزیم، این تعلیم مسیح است: «هر كه جان خود را بخاطر من هلاک كرد، آن را خواهد دریافت» (متی 10:39). و این همانند دانههای بخور است که میسوزند و میسوزند تا زمانیکه به دود معطر تبدیل شوند. تو در بخورسوز به دنبال دانههای بخور میگردی اما پیدا نمیکنی زیرا خود را همچون قربانی سوختنی به خدا تقدیم کردهاند.
قربانیهای سوختنی تنها با ذبح کردن گذرانده نمیشوند بلکه بخور نیز نوعی از آن است و خدا در کتابمقدس حکم کرد که همچون ذبح، بخور نیز بر مذبح گذرانده شود. بخور درس بزرگی به ما میدهد. چه زیباست وقتی کسی خویشتن را همچون قربانی سوختنی به خدا تقدیم میکند. هیچ قربانیای نمیتواند با قربانی خویشتن مقایسه شود. قطعاً این عالیترین نوع قربانی است. قربانی کردن خویشتن، همانند دانههای بخور روی آتش است. و از آنجا که خدا «آتش سوزنده» است (تثنیه 4:24) ، قدیسین دانههای بخورند که در بخورسوز الهی گذارده شدهاند و با محبت الهی میسوزند.
(15) دومین درسی که از بخور میآموزیم صعود پیوسته آن است.
دود بخور نزول نمیکند، بلکه به آسمان صعود کرده، گسترش مییابد. و اگر بخواهی دود بخور را دنبال کنی، خواه ناخواه باید سرت را رو به آسمان بلند کنی. بنابراین سوزاندن بخور، مردم را به بالا جذب میکند، همچون پیکانی که پیوسته به شما آسمان را نشان میدهد.
(16) سومین درس، بوی خوش آن است. کتابمقدس حکم میکند که بخور باید خوشبو باشد. هرکه بوی بخور را استشمام کند به یاد میآورد که زندگی انسان نزد خدا باید همچون عطر خوشبو باشد. کتابمقدس میگوید: «زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح میباشیم... عطر معرفت خود را در هرجا بوسیله ما ظاهر می کند». (دوم قرنتیان 15:2و14)
☦@LessonsOrthodox
(17) یکی از اساسیترین مفاهیم بخور این است که ابری را که خدا در آن ظاهر شد به یادمان میآورد. خداوند میگوید: «در ابر بر كرسی رحمت ظاهر خواهم شد» (لاویان 16:2) و عبارت: «ابر بخور كرسی رحمت» آمده است (لاویان 16:13). درمورد هارون نوشته شده: «و مجمری پر از زغال آتش از روی مذبح كه به حضور خداوند است و دو مشت پر از بخور معطر كوبیده شده برداشته، به اندرون حجاب بیاورد. و بخور را بر آتش به حضور خداوند بنهد تا ابر بخور كرسی رحمت را كه بر تابوت شهادت است بپوشاند، مبادا بمیرد». (اویان 16:12،13)
در عهد عتیق هنگامیکه خدا قوم خود را هدایت میکرد، چه در تابوت عهد، چه در مکان مقدس و چه در صحرای سینا، در ابر و دود ظاهر میشد. او روزها در صحرای سینا، مردم را با ابر هدایت میکرد که نمایانگر خدا بود. هرگاه این ابر حرکت میکرد، مردم میفهمیدند که باید به فرمان خدا حرکت کنند و هرگاه ابر متوقف میشد، آنان نیز میایستادند (اعداد 9:17). به همین خاطر نوشته شده: «و ابر خداوند در روز بالای سر ایشان بود، وقتی كه از لشكرگاه روانه میشدند». (اعداد 10:34)
(18) وقتی مسیح خداوند به مصر آمد بر ابرها آمد، چنانکه نوشته شده است (اشعیا 19:1). ابر نمادی از مریم عذراست که بخور معطری بود که صعود میکرد. در بازگشت ثانویه نیز مسیح بر ابرها خواهد آمد (اشعیا 19:1). بنابراین ابرها نشانگر حضور خداوند چه در عهد عتیق و چه در عهد جدید هستند.
(19) تبدیل شدن هیأت مسیح نیز مثالی دیگر از حضور خدا در ابرهاست. نوشته شده که وقتی مسیح خداوند در حال صحبت با شاگردانش بود، «ناگاه ابری پدیدار شده، بر ایشان سایه افکند و چون داخل ابر میشدند، ترسان گردیدند. آنگاه صدایی از ابر برآمد که "این است پسر حبیب من، او را بشنوید"». (لوقا 9:34،35)
(20) خداوند با موسی در ابرها صحبت میکرد. کتابمقدس میگوید: «و چون موسی به فراز كوه برآمد، ابر كوه را فرو گرفت. جلال خداوند بر كوه سینا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانید، و روز هفتمین، موسی را از میان ابر ندا در داد» (خروج 24:15،16). در زمانی که خداوند با مردم اسراییل سخن میگفت نیز به همین صورت عمل میکرد و ابرها بر تابوت عهد سایهگستر میشدند.
(21) همین موضوع را در مورد تقدیس هیکل سلیمان میبینیم. کتابمقدس میگوید: «و واقع شد كه چون كاهنان از قدس بیرون آمدند ابر، خانة خداوند را پر ساخت. و كاهنان به سبب ابر نتوانستند به جهت خدمت بایستند، زیرا كه جلال یهُوَه، خانة خداوند را پر كرده بود. آنگاه سلیمان گفت: خداوند گفته است كه در تاریكی غلیظ ساكن میشوم». (اول پادشاهان 8:10-12)
(22) بخور همچون ابرها عمل میکند و حضور و جلال خدا را به ما یادآور میشود. نوشته شده: «ابرها و ظلمتِ غلیظ گرداگرد اوست» (مزامیر 97:2). بنابراین بخور برای کسی که بخواهد از آن سود بجوید، مفاهیم روحانی متعددی دارد. بخور در نوع خودش پرستش است و ارتباطی با قربانیهای عهد عتیق ندارد، پس ناگزیر به خاتمه دادن آن پس از پایان قربانیهای عهد عتیق نیستیم.
(23) و در آخر خاطر نشان میکنیم که هیچ آیهای در عهد جدید در مورد اختتام بخورسوزی نیست: «آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه میگوید». (مکاشفه 2:7)
☦@LessonsOrthodox
در عهد عتیق هنگامیکه خدا قوم خود را هدایت میکرد، چه در تابوت عهد، چه در مکان مقدس و چه در صحرای سینا، در ابر و دود ظاهر میشد. او روزها در صحرای سینا، مردم را با ابر هدایت میکرد که نمایانگر خدا بود. هرگاه این ابر حرکت میکرد، مردم میفهمیدند که باید به فرمان خدا حرکت کنند و هرگاه ابر متوقف میشد، آنان نیز میایستادند (اعداد 9:17). به همین خاطر نوشته شده: «و ابر خداوند در روز بالای سر ایشان بود، وقتی كه از لشكرگاه روانه میشدند». (اعداد 10:34)
(18) وقتی مسیح خداوند به مصر آمد بر ابرها آمد، چنانکه نوشته شده است (اشعیا 19:1). ابر نمادی از مریم عذراست که بخور معطری بود که صعود میکرد. در بازگشت ثانویه نیز مسیح بر ابرها خواهد آمد (اشعیا 19:1). بنابراین ابرها نشانگر حضور خداوند چه در عهد عتیق و چه در عهد جدید هستند.
(19) تبدیل شدن هیأت مسیح نیز مثالی دیگر از حضور خدا در ابرهاست. نوشته شده که وقتی مسیح خداوند در حال صحبت با شاگردانش بود، «ناگاه ابری پدیدار شده، بر ایشان سایه افکند و چون داخل ابر میشدند، ترسان گردیدند. آنگاه صدایی از ابر برآمد که "این است پسر حبیب من، او را بشنوید"». (لوقا 9:34،35)
(20) خداوند با موسی در ابرها صحبت میکرد. کتابمقدس میگوید: «و چون موسی به فراز كوه برآمد، ابر كوه را فرو گرفت. جلال خداوند بر كوه سینا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانید، و روز هفتمین، موسی را از میان ابر ندا در داد» (خروج 24:15،16). در زمانی که خداوند با مردم اسراییل سخن میگفت نیز به همین صورت عمل میکرد و ابرها بر تابوت عهد سایهگستر میشدند.
(21) همین موضوع را در مورد تقدیس هیکل سلیمان میبینیم. کتابمقدس میگوید: «و واقع شد كه چون كاهنان از قدس بیرون آمدند ابر، خانة خداوند را پر ساخت. و كاهنان به سبب ابر نتوانستند به جهت خدمت بایستند، زیرا كه جلال یهُوَه، خانة خداوند را پر كرده بود. آنگاه سلیمان گفت: خداوند گفته است كه در تاریكی غلیظ ساكن میشوم». (اول پادشاهان 8:10-12)
(22) بخور همچون ابرها عمل میکند و حضور و جلال خدا را به ما یادآور میشود. نوشته شده: «ابرها و ظلمتِ غلیظ گرداگرد اوست» (مزامیر 97:2). بنابراین بخور برای کسی که بخواهد از آن سود بجوید، مفاهیم روحانی متعددی دارد. بخور در نوع خودش پرستش است و ارتباطی با قربانیهای عهد عتیق ندارد، پس ناگزیر به خاتمه دادن آن پس از پایان قربانیهای عهد عتیق نیستیم.
(23) و در آخر خاطر نشان میکنیم که هیچ آیهای در عهد جدید در مورد اختتام بخورسوزی نیست: «آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه میگوید». (مکاشفه 2:7)
☦@LessonsOrthodox
تصاوير و شمايل
پروتستانها به تصاویر و شمایلهای کلیسای ارتدکس یا مجسمههای کلیسای کاتولیک اعتقاد ندارند و اینها را مخالف با حکم دوم خداوند میدانند، یعنی: «صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است، و از آنچه پایین در زمین است، و از آنچه در آب زیر زمین است، برای خود مساز. نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما». (خروج 20:4،5 ؛ تثنیه 5:8،9)
در قرن هشتم، سال 726 یعنی در زمان امپراطوری لئو سوم، جدالی علیه شمایلها برپا شد. این جدال تا چند قرن ادامه یافت تا اینکه آرامش بازگشت. در قرن پانزدهم و شانزدهم توسط پروتستانها احیا شد و تا به امروز در اعتقادات ایشان مانده است.
برخی از پروتستانها این امر را همچون بت پرستی تلقی میکنند. ایشان ارتدکسها و کاتولیکها را به خاطر تکریم شمایلها، بوسیدن آنها، روشن کردن شمع و زانو زدن نزدشان ملامت میکنند.
سعی میکنیم به تمام این نکات پاسخ گوییم و نشان دهیم که نگاه داشتن شمایلها در کلیسا چه فواید روحانی دارد.
(1) برای پاسخگویی به اعتراضات، باید به نکات زیر توجه کنیم:
(الف) مفهوم آیهای که پروتستانها از آن استفاده میکنند: چرا این آیه نوشته شده و هدف آن چیست؟ زیرا چنانکه پولس رسول میگوید: «حرف میکُشد». (دوم قرنتیان 3:6)
(ب) چه آیات دیگری وجود دارند که در کنار این آیه، معنای آن را کامل میکنند و به ما «روحِ» حکمِ خداوند را میفهمانند و نه «حرف» را؟ قبلاً از خطرات استفاده از یک آیه گفتیم.
(2) مقصود خدا از منع تصاویر و مجسمهها چه بود؟ هدف او در کلامش روشن است: «نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما». پس اگر از آنها برای پرستش استفاده نشود، حکم شکسته نشده است.
شکی نیست که این یکی از ده فرمان خداوند است. این حکم در عصری داده شد که بت پرستی همه جا را فرا گرفته بود؛ دلواپسی زیادی در مورد ارتداد مؤمنین وجود داشت و بنابراین خداوند منع کرد که روی سنگ حکاکی کنند، چه برای ساختمانهای عادی و چه برای ساخت مذبح.
(3) مشاهده میکنید خدایی که به موسی حکم کرده بود که تمثیل یا مجسمه درست نکند، خود به او حکم کرد که مار مسی را بسازد: «مار آتشینی بساز و آن را بر نیزهای بردار، و هر گزیده شدهای كه بر آن نظر كند، خواهد زیست» (اعداد 21:8). پس موسی چنین کرد و البته حکم دوم را نشکست.
بعلاوه خداوند ما یسوع مسیح به ما میآموزد که مار مسی نماد صلیب مقدس او بود: «و همچنان که موسی مار را در بیابان بلند نمود، همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود، تا هر که به او ایمان آرد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد». (یوحنا 3:14،15)
(4) وقتی خدا به موسی دستور داد تابوت عهد را بسازد، حکم کرد که در دو طرف آن کروبیان طلایی قرار دهد. او گفت: «و دو كروبی از طلا بساز، آنها را از چرخكاری از هر دو طرف تخت رحمت بساز. و یك كروبی در این سر و كروبی دیگر در آن سر بساز. كروبیان را از تخت رحمت بر هر دو طرفش بساز. و كروبیان بالهای خود را بر زِبَر آن پهن كنند، و تخت رحمت را به بالهای خود بپوشانند. و رویهای ایشان به سوی یكدیگر باشد، و رویهای كروبیان به طرف تخت رحمت باشد. و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذار و شهادتی را كه به تو میدهم در تابوت بنه. و در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از بالای تخت رحمت از میان دو كروبی كه بر تابوت شهادت میباشند، با تو سخن خواهم گفت، دربارة همة اموری كه بجهت بنیاسرائیل تو را امر خواهم فرمود». (خروج 25:18-22)
ساختن تمثیل این دو کروبی تضادی با حکم دوم نداشت، همان که حکم میکند که صورت تراشیده یا تمثیلی از هیچ چیز نسازند. زیرا هدف، پرستش فرشتگان از طریق این دو کروبی نبود. برعکس، تمثیل دو کروبی با حکم الهی تراشید شد، همانطور که مار مسی به حکم خداوند ساخته شد.
(5) به همین ترتیب، سلیمان هیکل را ساخت و درون آن را آراسته کرد: «و در محراب دو كروبی از چوب زیتون ساخت كه قد هر یك از آنها ده ذراع بود. و بال یك كروبی پنج ذراع و بال كروبی دیگر پنج ذراع بود و از سر یك بال تا به سر بال دیگر ده ذراع بود. و كروبی دوم ده ذراع بود كه هر دو كروبی را یك اندازه و یك شكل بود. بلندی كروبی اول ده ذراع بود و همچنین كروبی دیگر. و كروبیان را در اندرون خانه گذاشت و بالهای كروبیان پهنشد به طوری كه بال یك كروبی به دیوار میرسید و بال كروبی دیگر به دیوار دیگر میرسید و در میان خانه بالهای آنها با یكدیگر برمیخورد. و كروبیان را به طلا پوشانید». (اول پادشاهان 23:6-28)
☦@LessonsOrthodox
پروتستانها به تصاویر و شمایلهای کلیسای ارتدکس یا مجسمههای کلیسای کاتولیک اعتقاد ندارند و اینها را مخالف با حکم دوم خداوند میدانند، یعنی: «صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است، و از آنچه پایین در زمین است، و از آنچه در آب زیر زمین است، برای خود مساز. نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما». (خروج 20:4،5 ؛ تثنیه 5:8،9)
در قرن هشتم، سال 726 یعنی در زمان امپراطوری لئو سوم، جدالی علیه شمایلها برپا شد. این جدال تا چند قرن ادامه یافت تا اینکه آرامش بازگشت. در قرن پانزدهم و شانزدهم توسط پروتستانها احیا شد و تا به امروز در اعتقادات ایشان مانده است.
برخی از پروتستانها این امر را همچون بت پرستی تلقی میکنند. ایشان ارتدکسها و کاتولیکها را به خاطر تکریم شمایلها، بوسیدن آنها، روشن کردن شمع و زانو زدن نزدشان ملامت میکنند.
سعی میکنیم به تمام این نکات پاسخ گوییم و نشان دهیم که نگاه داشتن شمایلها در کلیسا چه فواید روحانی دارد.
(1) برای پاسخگویی به اعتراضات، باید به نکات زیر توجه کنیم:
(الف) مفهوم آیهای که پروتستانها از آن استفاده میکنند: چرا این آیه نوشته شده و هدف آن چیست؟ زیرا چنانکه پولس رسول میگوید: «حرف میکُشد». (دوم قرنتیان 3:6)
(ب) چه آیات دیگری وجود دارند که در کنار این آیه، معنای آن را کامل میکنند و به ما «روحِ» حکمِ خداوند را میفهمانند و نه «حرف» را؟ قبلاً از خطرات استفاده از یک آیه گفتیم.
(2) مقصود خدا از منع تصاویر و مجسمهها چه بود؟ هدف او در کلامش روشن است: «نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما». پس اگر از آنها برای پرستش استفاده نشود، حکم شکسته نشده است.
شکی نیست که این یکی از ده فرمان خداوند است. این حکم در عصری داده شد که بت پرستی همه جا را فرا گرفته بود؛ دلواپسی زیادی در مورد ارتداد مؤمنین وجود داشت و بنابراین خداوند منع کرد که روی سنگ حکاکی کنند، چه برای ساختمانهای عادی و چه برای ساخت مذبح.
(3) مشاهده میکنید خدایی که به موسی حکم کرده بود که تمثیل یا مجسمه درست نکند، خود به او حکم کرد که مار مسی را بسازد: «مار آتشینی بساز و آن را بر نیزهای بردار، و هر گزیده شدهای كه بر آن نظر كند، خواهد زیست» (اعداد 21:8). پس موسی چنین کرد و البته حکم دوم را نشکست.
بعلاوه خداوند ما یسوع مسیح به ما میآموزد که مار مسی نماد صلیب مقدس او بود: «و همچنان که موسی مار را در بیابان بلند نمود، همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود، تا هر که به او ایمان آرد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد». (یوحنا 3:14،15)
(4) وقتی خدا به موسی دستور داد تابوت عهد را بسازد، حکم کرد که در دو طرف آن کروبیان طلایی قرار دهد. او گفت: «و دو كروبی از طلا بساز، آنها را از چرخكاری از هر دو طرف تخت رحمت بساز. و یك كروبی در این سر و كروبی دیگر در آن سر بساز. كروبیان را از تخت رحمت بر هر دو طرفش بساز. و كروبیان بالهای خود را بر زِبَر آن پهن كنند، و تخت رحمت را به بالهای خود بپوشانند. و رویهای ایشان به سوی یكدیگر باشد، و رویهای كروبیان به طرف تخت رحمت باشد. و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذار و شهادتی را كه به تو میدهم در تابوت بنه. و در آنجا با تو ملاقات خواهم كرد و از بالای تخت رحمت از میان دو كروبی كه بر تابوت شهادت میباشند، با تو سخن خواهم گفت، دربارة همة اموری كه بجهت بنیاسرائیل تو را امر خواهم فرمود». (خروج 25:18-22)
ساختن تمثیل این دو کروبی تضادی با حکم دوم نداشت، همان که حکم میکند که صورت تراشیده یا تمثیلی از هیچ چیز نسازند. زیرا هدف، پرستش فرشتگان از طریق این دو کروبی نبود. برعکس، تمثیل دو کروبی با حکم الهی تراشید شد، همانطور که مار مسی به حکم خداوند ساخته شد.
(5) به همین ترتیب، سلیمان هیکل را ساخت و درون آن را آراسته کرد: «و در محراب دو كروبی از چوب زیتون ساخت كه قد هر یك از آنها ده ذراع بود. و بال یك كروبی پنج ذراع و بال كروبی دیگر پنج ذراع بود و از سر یك بال تا به سر بال دیگر ده ذراع بود. و كروبی دوم ده ذراع بود كه هر دو كروبی را یك اندازه و یك شكل بود. بلندی كروبی اول ده ذراع بود و همچنین كروبی دیگر. و كروبیان را در اندرون خانه گذاشت و بالهای كروبیان پهنشد به طوری كه بال یك كروبی به دیوار میرسید و بال كروبی دیگر به دیوار دیگر میرسید و در میان خانه بالهای آنها با یكدیگر برمیخورد. و كروبیان را به طلا پوشانید». (اول پادشاهان 23:6-28)
☦@LessonsOrthodox
(6) تنها کروبیان ساخته نشدند بلکه چنانکه کتابمقدس میگوید: «بر تمامی دیوارهای خانه، به هر طرف نقشهای تراشیده شدة كروبیان و درختان خرما و بستههـای گُـل در انـدرون و بیـرون كَند» (اول پادشاهان 6:29) . او دو در برای ورود درست کرد و: «بر آنها نقشهـای كروبیـان و درختـان خرمـا و بستههـای گل كنـد و به طلا پوشانید. و كروبیان و درختان خرما را به طلا پوشانیـد»( اول پادشاهان 6:32،35). پس خانه خداوند با تصاویر و نقاشیها و تمثیلها آراسته شده بود و مردم همچنان خدا را میپرستیدند. آنان بدین شکل حکم دوم را نمیشکستند.
(7) به همین سان، وقتی کاهنان و مردم و پادشاهان تابوت عهد را حرمت مینهادند، بت نمیپرستیدند. کتابمقدس به ما میگوید که بعد از آنکه اسراییلیان «عای» را فتح کردند، یوشع بن نون که جانشین موسی بود، به همراه مشایخ اسرائیل، پیش تابوت خداوند رو به زمین افتادند و تا شب نزد آن دعا کردند (یوشع 7:6). خداوند به یوشع نگفت: «تو فرمان دوم را شکستهای». بلکه برعکس، با او سخن گفت و معجزه کرده، دست عَخان بن کَرْمی را رو کرد و عای را به دست یوشع سپرد و او را سرافراز کرد.
یوشع با زانو زدن نزد تابوت عهد به خداوند گناه نورزید زیرا تابوت را پرستش نمیکرد بلکه خدایی را که از میان کروبیان با او سخن گفت. به همین گونه، آنگاه که داود نبی بازگشت تابوت را جشن گرفت و نزد آن رقصید، گناه نکرد. (دوم سموئیل 12:6-15)
(8) ما نیز مشابه اینها، میگوییم که تصاویر و شمایلها را پرستش نمیکنیم، بلکه آنها را تکریم کرده و بدین صورت کسی را که مالک ایشان است حرمت مینهیم، چنانکه خداوند میگوید: «هر که مرا خدمت کند پدر او را حرمت خواهد داشت» (یوحنا 12:26). اگر پدر قدیسین خود را تکریم میکند، آیا ما نیز نباید ایشان را حرمت نهیم؟
(9) همین را میتوان در مورد صلیب گفت، همان که پولس رسول به غلاطیان میگوید: «ای غلاطیان نادان ... در برابر چشمان خود شما یسوع مسیح به روشنی چون کسی که بر صلیب شد، ترسیم گردید». (غلاطیان 3:1)
(10) خدا را شکر که امروزه برادران پروتستان، بر کلیساهای خود صلیب میگذارند و تصور نمیکنند که این کار بت پرستی است.
(11) خدا را شکر که در کلاسهای یکشنبه، تصاویر را به عنوان هدیه توزیع میکنند؛ تصاویری همچون تصویر مسیح خداوند، فرشتگان، انبیاء، کشتی نوح همراه با حیوانات، شبان نیکو و گوسفندان، داود در حال چراندن گوسفندان، ایلیا و کلاغهایی که برایش خوراک میآوردند، ایلعازر فقیر و سگهایی که زخمهایش را لیس میزدند، بلعام، و شیطان در حال وسوسه کردن مسیح خداوند. به هنگام توزیع این تصاویر، آنان دلواپس شکستن فرمان دوم نیستند.
(12) ما نمیتوانیم از تأثیر استفاده از تصاویر در تدریس حقایق و داستانهای تاریخی کتابمقدس و زندگی قهرمانان ایمان چشمپوشی کنیم. یک تصویر میتواند تأثیر بیشتری بر جان و روح داشته باشد تا شنیدن یک موعظه.
شمایلها، مؤمنین را با فرشتگان آسمان و عادلانی که در بهشتند پیوند میدهد. آنان به ما انگیزه بیشتری میدهند تا این گفته پولس رسول را به جای آوریم که: «مرشدان خود را که کلام خدا را به شما بیان کردند بخاطر دارید و انجام سیرت ایشان را ملاحظه کرده، به ایمان ایشان اقتدا نمایید». (عبرانیان 13:7)
(13) ما با تکریم تصاویر، در حقیقت صاحبان آنان را تکریم مینهیم. وقتی انجیل را میبوسیم، علاقه خود را به کلام خدا و خود خدا نشان میدهیم که احکام خود را برای هدایت ما داد. وقتی نزد صلیب سجده میکنیم، در حقیقت «مصلوب» را سجده میکنیم، چنانکه یکی از پدران میگوید: «به او که بر آن مصلوب شد». فرمان «نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما» ارتباطی با آنچه ما میکنیم ندارد.
(14) معلوم است که تکریم شمایلها حتی به زمان رسولان باز میگردد. گفته میشود لوقای انجیلنویس هنرمند بود و بیش از یک تصویر از مریم عذرا ترسیم کرد.
همچنین سنت به ما میگوید که صورت مسیح خداوند روی دستمال به تصویر کشیده شده است.
اگر تاریخ شمایلها را مطالعه کنید، خواهید فهمید قویترین ایمان در میان مؤمنین مربوط به اعصاری بود که شمایلها را تکریم میکردند. تکریم تصاویر نه تنها ایمان آنان را متزلزل نکرد، بلکه برعکس، قویتر نیز کرد.
(15) چرا هنرمندان را از شراکت در زندگی روحانی مردم محروم سازیم؟ تصاویر، عواطف روحانی میبخشند و بر روح و جان تأثیر میگذارند و داستان زندگی قدیسین را به مردم منتقل میکنند.
☦@LessonsOrthodox
(7) به همین سان، وقتی کاهنان و مردم و پادشاهان تابوت عهد را حرمت مینهادند، بت نمیپرستیدند. کتابمقدس به ما میگوید که بعد از آنکه اسراییلیان «عای» را فتح کردند، یوشع بن نون که جانشین موسی بود، به همراه مشایخ اسرائیل، پیش تابوت خداوند رو به زمین افتادند و تا شب نزد آن دعا کردند (یوشع 7:6). خداوند به یوشع نگفت: «تو فرمان دوم را شکستهای». بلکه برعکس، با او سخن گفت و معجزه کرده، دست عَخان بن کَرْمی را رو کرد و عای را به دست یوشع سپرد و او را سرافراز کرد.
یوشع با زانو زدن نزد تابوت عهد به خداوند گناه نورزید زیرا تابوت را پرستش نمیکرد بلکه خدایی را که از میان کروبیان با او سخن گفت. به همین گونه، آنگاه که داود نبی بازگشت تابوت را جشن گرفت و نزد آن رقصید، گناه نکرد. (دوم سموئیل 12:6-15)
(8) ما نیز مشابه اینها، میگوییم که تصاویر و شمایلها را پرستش نمیکنیم، بلکه آنها را تکریم کرده و بدین صورت کسی را که مالک ایشان است حرمت مینهیم، چنانکه خداوند میگوید: «هر که مرا خدمت کند پدر او را حرمت خواهد داشت» (یوحنا 12:26). اگر پدر قدیسین خود را تکریم میکند، آیا ما نیز نباید ایشان را حرمت نهیم؟
(9) همین را میتوان در مورد صلیب گفت، همان که پولس رسول به غلاطیان میگوید: «ای غلاطیان نادان ... در برابر چشمان خود شما یسوع مسیح به روشنی چون کسی که بر صلیب شد، ترسیم گردید». (غلاطیان 3:1)
(10) خدا را شکر که امروزه برادران پروتستان، بر کلیساهای خود صلیب میگذارند و تصور نمیکنند که این کار بت پرستی است.
(11) خدا را شکر که در کلاسهای یکشنبه، تصاویر را به عنوان هدیه توزیع میکنند؛ تصاویری همچون تصویر مسیح خداوند، فرشتگان، انبیاء، کشتی نوح همراه با حیوانات، شبان نیکو و گوسفندان، داود در حال چراندن گوسفندان، ایلیا و کلاغهایی که برایش خوراک میآوردند، ایلعازر فقیر و سگهایی که زخمهایش را لیس میزدند، بلعام، و شیطان در حال وسوسه کردن مسیح خداوند. به هنگام توزیع این تصاویر، آنان دلواپس شکستن فرمان دوم نیستند.
(12) ما نمیتوانیم از تأثیر استفاده از تصاویر در تدریس حقایق و داستانهای تاریخی کتابمقدس و زندگی قهرمانان ایمان چشمپوشی کنیم. یک تصویر میتواند تأثیر بیشتری بر جان و روح داشته باشد تا شنیدن یک موعظه.
شمایلها، مؤمنین را با فرشتگان آسمان و عادلانی که در بهشتند پیوند میدهد. آنان به ما انگیزه بیشتری میدهند تا این گفته پولس رسول را به جای آوریم که: «مرشدان خود را که کلام خدا را به شما بیان کردند بخاطر دارید و انجام سیرت ایشان را ملاحظه کرده، به ایمان ایشان اقتدا نمایید». (عبرانیان 13:7)
(13) ما با تکریم تصاویر، در حقیقت صاحبان آنان را تکریم مینهیم. وقتی انجیل را میبوسیم، علاقه خود را به کلام خدا و خود خدا نشان میدهیم که احکام خود را برای هدایت ما داد. وقتی نزد صلیب سجده میکنیم، در حقیقت «مصلوب» را سجده میکنیم، چنانکه یکی از پدران میگوید: «به او که بر آن مصلوب شد». فرمان «نزد آنها سجده مكن، و آنها را عبادت منما» ارتباطی با آنچه ما میکنیم ندارد.
(14) معلوم است که تکریم شمایلها حتی به زمان رسولان باز میگردد. گفته میشود لوقای انجیلنویس هنرمند بود و بیش از یک تصویر از مریم عذرا ترسیم کرد.
همچنین سنت به ما میگوید که صورت مسیح خداوند روی دستمال به تصویر کشیده شده است.
اگر تاریخ شمایلها را مطالعه کنید، خواهید فهمید قویترین ایمان در میان مؤمنین مربوط به اعصاری بود که شمایلها را تکریم میکردند. تکریم تصاویر نه تنها ایمان آنان را متزلزل نکرد، بلکه برعکس، قویتر نیز کرد.
(15) چرا هنرمندان را از شراکت در زندگی روحانی مردم محروم سازیم؟ تصاویر، عواطف روحانی میبخشند و بر روح و جان تأثیر میگذارند و داستان زندگی قدیسین را به مردم منتقل میکنند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی
🔆فصل 31 - اسلحه كامل روحانى مسيحى
✅ ما با چه تجهیزات و سلاحهایی قرار است با شیطان که بسیار شریر و خطرناک است، بجنگیم؟
پولس رسول که خود رزمندهای بزرگ است، آنها را برای ما آماده کرده است! او بهعنوان جنگاوری باتجربه، در «نبرد نیکوی ایمان» شرکت میکند (اول تیموتائوس ٦ :۱۲). «باری، در خداوند نیرومند باشید… اسلحۀ تمام خدا را بر تن کنید تا بتوانید در برابر حیلههای ابلیس مقاومت كنيد... پس اسلحۀ تام خدا را برداريد تا بتوانيد در روز شرير مقاومت كنيد و همه كار را به جا آورده، بایستید» (م.ک. افسسیان ٦ :۱۰-۱۳). از آن پس، اسلحه را به ما میسپارد! او از سلاحهای زمان خود بهلحاظ نمادین استفاده میکند و میفرماید:
🔹* «كمر خود را با کمربند حقیقت ببندید» (افسسیان ٦ :۱۴).
کلمۀ «حقیقت» مفهومی گسترده دارد. حقیقت، خودِ مسیح است؛ او اعلان کرده که «من... راستی... هستم» (یوحنا ١٤:۶). از آنجایی که مسیح راستی و منبع حقیقت است، کلام او نیز حقیقت میباشد (م.ک. یوحنا ۱۷:۱۷). به همین دلیل، ما از پری تعلیم مسیح بهعنوان «حقیقت انجیل» سخن میگوییم (غلاطیان ٢ :۵). بهعلاوه، یوحنای انجیلنگار اعلان میکند که «راستی به واسطۀ عیسى مسیح آمد» (یوحنا ١ :۱۷). حقیقت در کنار دروغ قرار داده شده، و دروغ از شیطان است، همان که عیسی دربارهاش فرمود: «او در راستى نيست، از آنجهت كه هیچ حقیقتی در او نیست. هرگاه به دروغ سخن میگوید، از ذات خود میگوید؛ چرا که دروغگو و پدر همۀ دروغگويان است» (یوحنا ٨ :۴۴-۴۵).
در نتیجه، وقتی یک جنگاور مسیحی «کمربند» راستی مسیح را به کمر میبندد، تعالیم راستین و حقیقی را حفظ میکند، در راه راستی که مسیح، آن یگانه خدای حقیقی بدان اشاره میکند، گام برمیدارد و خود را مخالف سرسخت حربههای دروغ و ناراستی میداند. حقیقت او را قوی و آمادۀ نبرد میسازد و همچنین به او قدرت میبخشد تا هر لحظه «تیرهای آتشین» (افسسیان ٦ :۱۶) ارواح شریر را خاموش سازد. همانطور که مزمورنگار میفرماید: «راستى او، تو را سِپَرِ محافظ خواهد بود» (مزمور ٩١ :۴). راستیِ خداوند، ایماندار را از هر جانب میپوشاند و محافظت میکند.
چرا پولس رسول کمربند جنگ را با راستی همانند میسازد؟ چون کمربند جنگی از کمر محافظت میکند و به بدن استقامت جنگیدن میدهد.
کمربند، عهد خدا به بنیاسرائیل را نیز به یاد ما میاندازد، هنگامی که فرمود: «کمربندهای خود را ببندید» تا آماده فرار از جور و ستم فرعونِ مصر شوید (م.ک. خروج ١٢ :۱۱). شخصِ مسیحی که کمربند راستی به تن دارد نیز هر لحظه آمادۀ گریختن از دست فرعون روحانی میباشد، کسی که در پی گرفتار و اسیر کردن انسانهاست. علاوه بر این، اگر با دقت به سربازی که آماده جنگ است نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که کل «تجهیزات» او به کمربندش وصل شده است. از این رو، میتوانیم بگوییم که کل تجهیزات روحانی یک جنگجوی مسیحی به حقیقت وابسته است، و نبرد روحانی در جهت حقیقت و راستی صورت میگیرد.
🔹*«زره پارسایی (عدالت) را بر تن کنید» (افسسیان ٦ :۱۴).
زره یک سرباز که معمولاً از آهن است، مانند «جلیقۀ ضدگلولۀ» امروزی، از اعضای مهم و حیاتی بدن شخص محافظت میکند، اعضایی چون قلب، ششها، جگر و غیره، که اگر تیرهای دشمن به هر یک از آنها بخورد، نتیجۀ آن مرگ است. دشمن معمولاً این اعضا را هدف میگیرد تا مخالف را از پای درآورد.
اگر بخواهیم درمورد بزرگترین دشمن انسان صحبت کنیم، که همان شیطان است، او عمداً میکوشد قلب را نشانه بگیرد تا انسان را آلوده و مغلوب سازد، همانطور که عیسی فرمود: «زیرا از دل است که افکار پلید، قتل، زنا، بیعفتی، دزدی، شهادتِ دروغ و تهمت سرچشمه میگیرد. اینهاست که شخص را نجس میسازد» (متی ١٥ :۱۹-۲۰). به همین خاطر است که وقتی ایماندار زره پارسایی را به تن میکند، «تیرهای آتشین آن شریر» (افسسیان ٦ :۱۶) بیاثر شده و بر قلب او اصابت نخواهد کرد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔸بخش 2 - زندگی یک مسیحی
🔆فصل 31 - اسلحه كامل روحانى مسيحى
✅ ما با چه تجهیزات و سلاحهایی قرار است با شیطان که بسیار شریر و خطرناک است، بجنگیم؟
پولس رسول که خود رزمندهای بزرگ است، آنها را برای ما آماده کرده است! او بهعنوان جنگاوری باتجربه، در «نبرد نیکوی ایمان» شرکت میکند (اول تیموتائوس ٦ :۱۲). «باری، در خداوند نیرومند باشید… اسلحۀ تمام خدا را بر تن کنید تا بتوانید در برابر حیلههای ابلیس مقاومت كنيد... پس اسلحۀ تام خدا را برداريد تا بتوانيد در روز شرير مقاومت كنيد و همه كار را به جا آورده، بایستید» (م.ک. افسسیان ٦ :۱۰-۱۳). از آن پس، اسلحه را به ما میسپارد! او از سلاحهای زمان خود بهلحاظ نمادین استفاده میکند و میفرماید:
🔹* «كمر خود را با کمربند حقیقت ببندید» (افسسیان ٦ :۱۴).
کلمۀ «حقیقت» مفهومی گسترده دارد. حقیقت، خودِ مسیح است؛ او اعلان کرده که «من... راستی... هستم» (یوحنا ١٤:۶). از آنجایی که مسیح راستی و منبع حقیقت است، کلام او نیز حقیقت میباشد (م.ک. یوحنا ۱۷:۱۷). به همین دلیل، ما از پری تعلیم مسیح بهعنوان «حقیقت انجیل» سخن میگوییم (غلاطیان ٢ :۵). بهعلاوه، یوحنای انجیلنگار اعلان میکند که «راستی به واسطۀ عیسى مسیح آمد» (یوحنا ١ :۱۷). حقیقت در کنار دروغ قرار داده شده، و دروغ از شیطان است، همان که عیسی دربارهاش فرمود: «او در راستى نيست، از آنجهت كه هیچ حقیقتی در او نیست. هرگاه به دروغ سخن میگوید، از ذات خود میگوید؛ چرا که دروغگو و پدر همۀ دروغگويان است» (یوحنا ٨ :۴۴-۴۵).
در نتیجه، وقتی یک جنگاور مسیحی «کمربند» راستی مسیح را به کمر میبندد، تعالیم راستین و حقیقی را حفظ میکند، در راه راستی که مسیح، آن یگانه خدای حقیقی بدان اشاره میکند، گام برمیدارد و خود را مخالف سرسخت حربههای دروغ و ناراستی میداند. حقیقت او را قوی و آمادۀ نبرد میسازد و همچنین به او قدرت میبخشد تا هر لحظه «تیرهای آتشین» (افسسیان ٦ :۱۶) ارواح شریر را خاموش سازد. همانطور که مزمورنگار میفرماید: «راستى او، تو را سِپَرِ محافظ خواهد بود» (مزمور ٩١ :۴). راستیِ خداوند، ایماندار را از هر جانب میپوشاند و محافظت میکند.
چرا پولس رسول کمربند جنگ را با راستی همانند میسازد؟ چون کمربند جنگی از کمر محافظت میکند و به بدن استقامت جنگیدن میدهد.
کمربند، عهد خدا به بنیاسرائیل را نیز به یاد ما میاندازد، هنگامی که فرمود: «کمربندهای خود را ببندید» تا آماده فرار از جور و ستم فرعونِ مصر شوید (م.ک. خروج ١٢ :۱۱). شخصِ مسیحی که کمربند راستی به تن دارد نیز هر لحظه آمادۀ گریختن از دست فرعون روحانی میباشد، کسی که در پی گرفتار و اسیر کردن انسانهاست. علاوه بر این، اگر با دقت به سربازی که آماده جنگ است نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که کل «تجهیزات» او به کمربندش وصل شده است. از این رو، میتوانیم بگوییم که کل تجهیزات روحانی یک جنگجوی مسیحی به حقیقت وابسته است، و نبرد روحانی در جهت حقیقت و راستی صورت میگیرد.
🔹*«زره پارسایی (عدالت) را بر تن کنید» (افسسیان ٦ :۱۴).
زره یک سرباز که معمولاً از آهن است، مانند «جلیقۀ ضدگلولۀ» امروزی، از اعضای مهم و حیاتی بدن شخص محافظت میکند، اعضایی چون قلب، ششها، جگر و غیره، که اگر تیرهای دشمن به هر یک از آنها بخورد، نتیجۀ آن مرگ است. دشمن معمولاً این اعضا را هدف میگیرد تا مخالف را از پای درآورد.
اگر بخواهیم درمورد بزرگترین دشمن انسان صحبت کنیم، که همان شیطان است، او عمداً میکوشد قلب را نشانه بگیرد تا انسان را آلوده و مغلوب سازد، همانطور که عیسی فرمود: «زیرا از دل است که افکار پلید، قتل، زنا، بیعفتی، دزدی، شهادتِ دروغ و تهمت سرچشمه میگیرد. اینهاست که شخص را نجس میسازد» (متی ١٥ :۱۹-۲۰). به همین خاطر است که وقتی ایماندار زره پارسایی را به تن میکند، «تیرهای آتشین آن شریر» (افسسیان ٦ :۱۶) بیاثر شده و بر قلب او اصابت نخواهد کرد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
اما این «پارسایی» چیست که چنین قدرت محافظتکنندهای دارد؟
معنای پارسایی، بهخصوص با صفاتی نظیر «اسلحۀ دفاعی» را در بخشهای دیگر کتابمقدس نیز مییابیم، هم در عهدقدیم و هم در عهدجدید. سلیمانِ حکیم مینویسد پارسا «پارسايى را چون زره بر تن مى كند» (حکمت سلیمان ٥ :۱۸). پولس احتمالاً از این آیه برای استفاده از این اصطلاح، الهام گرفته است. اشعیای نبی نیز میگوید: «عدالت را چون زره بر تن کرد» (اشعیا ٥٩ :۱۷). پولس رسول در نامهاش خطاب به رومیان، ایشان را تشویق میکند که اعضای بدن خویش را بهعنوان «ابزار عدالت» به خدا بسپارند (رومیان ٦ :۱۳).
بر طبق کتابمقدس، خدا «عادل است، او عدالت را دوست میدارد» (مزمور ١١ :۷)، «قوم را به انصاف [یا عدالت] داوری میکند». بنابراین، کسی که در پارسایی و عدالت زیست میکند، در مشارکت با خداست و آن ضدمسیح قدرتی برای آسیب زدن به او ندارد. قدرت محافظتکنندۀ فیض خدا انسان را از حملههای دشمن در امان نگاه میدارد. اما «هر كه عدالت را به جا نمى آورد از خدا نیست» و جایگاه او در میان «فرزندان ابلیس» است (اول یوحنا ٣ :۱۰)؛ پس ابلیس بر او قدرت دارد و میتواند او را به هر راهی که بخواهد، بکشاند. در نهایت، آن شخص را از لذت ابدی محروم میسازد، زیرا «ظالمان وارث پادشاهی خدا نخواهند شد» (اول قرنتیان ٦ :۹).
به همین علت است که پولس رسول بر این ضرورت تاٴکید میکند که یک مسیحی در نبرد خود بر علیه شریر، باید عدالت را همچون زره محافظ بر تن کند. او باید در تمام جنبههای زندگی خود مطابق با پارسایی عمل کند و به خود اجازه ندهد که تحت تاٴثیر بیعدالتی این دنیا قرار گیرد؛ باید مصمم باشد که تصمیماتی عادلانه بگیرد، حتی اگر برخی از آنها با منفعت شخصی او سازگار نمیباشند. بدین نحو، میتواند مطمئن باشد که در نهایت پیروز خواهد شد!
🔹*«و کفش آمادگی برای اعلام انجیلِ سلامتی را به پا كنيد» (افسسیان ٦ :۱۵).
در جاهای دیگر کتابمقدس نیز «پا» به انجیل مقدس و صلح و سلامتی ربط داده شده است.
وقتی کسی کفش خود را به پا میکند، معنیاش این است که دارد برای کاری آماده میشود. شما نیز آماده شوید که بیرون رفته و با شیطان بجنگید و انجیل را در مسیر زندگیتان به کار ببندید و صلح و آرامش خود را با خدا و مردم حفظ کنید. قدیس یوحنای زریندهان دربارۀ این متن میگوید: «از آنجایی که پولس رسول به جنگ اشاره میکند، پس منظور او این است که جنگ برعلیه ابلیس است. اگر ما برضد ابلیس بجنگیم، با خدا در صلح هستیم.» از این رو، وقتی در مسیری که انجیل مسیح به ما نشان میدهد، گام برمیداریم، داریم از موضع قدرت، با شیطان میجنگیم و بر او پیروز میشویم.
🔹*«سپر ایمان را برگیرید» (افسسیان ٦ :۱۶).
سپر (به یونانی: تیرِئوس) وسیلۀ دفاعی بزرگی بود که فرد جنگجو برای محافظت از کل بدنش در دست داشت. وقتی میدید تیری از جانب دشمنش به سمت او میآید، سپر را با تمام قوتش در مقابل خود قرار میداد و تیر به او صدمهای نمیرساند. پولس، این رسول مبارک، ایمانی که قادر به بیاثر کردن وسوسههای تند و تیز شیطان است را به سپر، و وسوسهها را به تیرهای آتشین تشبیه میکند. در آن زمانها، پارچههای کهنۀ قیراندود شده را به نوک تیرها گره میزدند و قبل از پرتاب کردن، آنها را آتش میزدند تا بیشترین آسیب را به دشمن وارد سازند. وقتی پولس از اصطلاح تیرهای «آتشین» استفاده میکند، همین مطلب را مدنظر دارد، تا از این طریق، بر شدت و طبیعت بیرحمانۀ وسوسهها تاٴکید کند، تیرهایی که گاه نه تنها موجب جراحت میشود، بلکه به آتش نیز میکشاند.
از سویی دیگر، فرد مسیحی که ایمانی قوی و مستحکم دارد، در برابر تمام حملات وسوسهانگیز شیطان محفوظ باقی میماند. ایمانی که پولس رسول در اینجا شرح میدهد، صرفاً ایمان به وجود خدا نیست. زیرا، همان طور که یعقوب (برادر او که خداست) شرح میدهد: «... خدا واحد است... حتی شياطين نیز اینگونه ایمان دارند و از ترس به خود میلرزند!» (یعقوب ٢ :۱۹). ایمان که شخصِ ایماندار فراخوانده شده که به آن تجهیز گردد، باور به قدرت مطلق خداست، خدایی که این قدرت مطلق را در ایمانداری که در مشارکت با خداست نیز قرار میدهد و باعث میشود که او مانند پولس رسول اعلان کند: «قدرت هر چیز را دارم در او که مرا تقويت میبخشد» (فیلیپیان ٤ :۱۳). ایمان، باور به مشیت و محبت بیپایان خداست که به اعتماد تبدیل میگردد و از او حتی در سختترین وسوسهها نیز محافظت خواهد کرد: «حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با من هستى» (مزمور ٢٣ :۴).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
اما این «پارسایی» چیست که چنین قدرت محافظتکنندهای دارد؟
معنای پارسایی، بهخصوص با صفاتی نظیر «اسلحۀ دفاعی» را در بخشهای دیگر کتابمقدس نیز مییابیم، هم در عهدقدیم و هم در عهدجدید. سلیمانِ حکیم مینویسد پارسا «پارسايى را چون زره بر تن مى كند» (حکمت سلیمان ٥ :۱۸). پولس احتمالاً از این آیه برای استفاده از این اصطلاح، الهام گرفته است. اشعیای نبی نیز میگوید: «عدالت را چون زره بر تن کرد» (اشعیا ٥٩ :۱۷). پولس رسول در نامهاش خطاب به رومیان، ایشان را تشویق میکند که اعضای بدن خویش را بهعنوان «ابزار عدالت» به خدا بسپارند (رومیان ٦ :۱۳).
بر طبق کتابمقدس، خدا «عادل است، او عدالت را دوست میدارد» (مزمور ١١ :۷)، «قوم را به انصاف [یا عدالت] داوری میکند». بنابراین، کسی که در پارسایی و عدالت زیست میکند، در مشارکت با خداست و آن ضدمسیح قدرتی برای آسیب زدن به او ندارد. قدرت محافظتکنندۀ فیض خدا انسان را از حملههای دشمن در امان نگاه میدارد. اما «هر كه عدالت را به جا نمى آورد از خدا نیست» و جایگاه او در میان «فرزندان ابلیس» است (اول یوحنا ٣ :۱۰)؛ پس ابلیس بر او قدرت دارد و میتواند او را به هر راهی که بخواهد، بکشاند. در نهایت، آن شخص را از لذت ابدی محروم میسازد، زیرا «ظالمان وارث پادشاهی خدا نخواهند شد» (اول قرنتیان ٦ :۹).
به همین علت است که پولس رسول بر این ضرورت تاٴکید میکند که یک مسیحی در نبرد خود بر علیه شریر، باید عدالت را همچون زره محافظ بر تن کند. او باید در تمام جنبههای زندگی خود مطابق با پارسایی عمل کند و به خود اجازه ندهد که تحت تاٴثیر بیعدالتی این دنیا قرار گیرد؛ باید مصمم باشد که تصمیماتی عادلانه بگیرد، حتی اگر برخی از آنها با منفعت شخصی او سازگار نمیباشند. بدین نحو، میتواند مطمئن باشد که در نهایت پیروز خواهد شد!
🔹*«و کفش آمادگی برای اعلام انجیلِ سلامتی را به پا كنيد» (افسسیان ٦ :۱۵).
در جاهای دیگر کتابمقدس نیز «پا» به انجیل مقدس و صلح و سلامتی ربط داده شده است.
وقتی کسی کفش خود را به پا میکند، معنیاش این است که دارد برای کاری آماده میشود. شما نیز آماده شوید که بیرون رفته و با شیطان بجنگید و انجیل را در مسیر زندگیتان به کار ببندید و صلح و آرامش خود را با خدا و مردم حفظ کنید. قدیس یوحنای زریندهان دربارۀ این متن میگوید: «از آنجایی که پولس رسول به جنگ اشاره میکند، پس منظور او این است که جنگ برعلیه ابلیس است. اگر ما برضد ابلیس بجنگیم، با خدا در صلح هستیم.» از این رو، وقتی در مسیری که انجیل مسیح به ما نشان میدهد، گام برمیداریم، داریم از موضع قدرت، با شیطان میجنگیم و بر او پیروز میشویم.
🔹*«سپر ایمان را برگیرید» (افسسیان ٦ :۱۶).
سپر (به یونانی: تیرِئوس) وسیلۀ دفاعی بزرگی بود که فرد جنگجو برای محافظت از کل بدنش در دست داشت. وقتی میدید تیری از جانب دشمنش به سمت او میآید، سپر را با تمام قوتش در مقابل خود قرار میداد و تیر به او صدمهای نمیرساند. پولس، این رسول مبارک، ایمانی که قادر به بیاثر کردن وسوسههای تند و تیز شیطان است را به سپر، و وسوسهها را به تیرهای آتشین تشبیه میکند. در آن زمانها، پارچههای کهنۀ قیراندود شده را به نوک تیرها گره میزدند و قبل از پرتاب کردن، آنها را آتش میزدند تا بیشترین آسیب را به دشمن وارد سازند. وقتی پولس از اصطلاح تیرهای «آتشین» استفاده میکند، همین مطلب را مدنظر دارد، تا از این طریق، بر شدت و طبیعت بیرحمانۀ وسوسهها تاٴکید کند، تیرهایی که گاه نه تنها موجب جراحت میشود، بلکه به آتش نیز میکشاند.
از سویی دیگر، فرد مسیحی که ایمانی قوی و مستحکم دارد، در برابر تمام حملات وسوسهانگیز شیطان محفوظ باقی میماند. ایمانی که پولس رسول در اینجا شرح میدهد، صرفاً ایمان به وجود خدا نیست. زیرا، همان طور که یعقوب (برادر او که خداست) شرح میدهد: «... خدا واحد است... حتی شياطين نیز اینگونه ایمان دارند و از ترس به خود میلرزند!» (یعقوب ٢ :۱۹). ایمان که شخصِ ایماندار فراخوانده شده که به آن تجهیز گردد، باور به قدرت مطلق خداست، خدایی که این قدرت مطلق را در ایمانداری که در مشارکت با خداست نیز قرار میدهد و باعث میشود که او مانند پولس رسول اعلان کند: «قدرت هر چیز را دارم در او که مرا تقويت میبخشد» (فیلیپیان ٤ :۱۳). ایمان، باور به مشیت و محبت بیپایان خداست که به اعتماد تبدیل میگردد و از او حتی در سختترین وسوسهها نیز محافظت خواهد کرد: «حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با من هستى» (مزمور ٢٣ :۴).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
این ایمان هدیۀ الهی است که انسان از خدا دریافت میکند و هرچند احساس میکند که بهتنهایی کاملاً ضعیف است، اما با قدرت خدا قادر به انجام همه چیز میباشد. نمونۀ عالی این مطلب، آن سه مرد جوان یهودی است. نبوکدنصر که ابزار دست شریر بود، تهدید میکند که اگر تمثال او را پرستش نکنند، ایشان را در کورۀ آتش خواهد انداخت. ایشان پاسخ دادند «... خدای ما که او را میپرستیم، قادر است ما را از کورۀ آتشِ سوزان برهاند، و او ما را از دست تو، پادشاها، خواهد رهانید» (دانیال ٣ :۱۷). در حقیقت، همین اتفاق رخ داد. در فصل ۱۱ از نامه به عبرانیان، نمونههای مشابه و فوقالعادهای از این ایمان قوی را مییابیم.
اگر فرد مسیحی به این ایمان قوی مجهز شود، اطمینان دارد که هر فرد قدرتمندی را که شیطان روی زمین برضد او تحریک کند، و هر وسوسۀ آتشینی که به سراغ او بفرستد، فیض خدا مصونیت و آسیبناپذیری او را نشان خواهد داد، هرچقدر هم که حربههای شریر قوی و فریبنده باشند.
🔹*«کلاهخود نجات را بر سر نهید» (افسسیان ٦ :۱۷).
کلاهخودها مانند کلاههای جنگی امروز، از مهمترین و حساسترین بخش بدن، یعنی سر حفاظت میکنند، که اگر آسیب ببیند، کل بدن را فلج میکند؛ به همین دلیل است که پولس از تصویر کلاهخود استفاده میکند، زیرا از جنگجو در برابر ضربات مرگبار محافظت میکند. یک ضربۀ مغزی میتواند باعث فلجشدن- چه جزئی و چه کامل- و حتی مرگ شود. در مورد «مغزِ» روحانی هم ممکن است اتفاقی مشابه رخ دهد. به همین دلیل، شیطان معمولاً در پی این است که با وسوسۀ افکار، به کارکرد ارادی ذهن آسیب برساند؛ او در مورد حوا دقیقاً از همین تاکتیک استفاده کرد. اگر شیطان موفق شود انسان را مایل به پذیرش تفکر شریرانهای بسازد که در ذهنش میکارد، از آن پس همه چیز برایش آسان میشود و شیطان به مقصود خود رسیده است! راههایی که شیطان از طریق آنها میکوشد ذهن انسان را با افکار کثیف آلوده کند، باورنکردنی است. او از میل و اشتیاق فرد که ممکن است از دیدگاه اخلاقی جزئی و بیاهمیت به نظر برسند، استفاده میکند تا آن میل را به سوی گناه سوق دهد. بهعلاوه، شیطان در لحظهای که اصلاً انتظارش را نداریم، حتی در طول پرستش، به فریبکاری خود ادامه میدهد. این امر عجیب نیست، زیرا او موفق شد وارد فردوس شود تا آدم و حوا، نخستین انسانهای خلقشده را از خدا جدا کند. کلام سرایندۀ سرودهای روحانی قابل شایان توجه است: «من به هنگام سراییدن سرود گناه کردم، با زبانم بههنگام حمد و ثنای خدا، و با ذهنم با داشتن افکار ناشایست.» به همین علت است که شخص مسیحی باید در همه وقت هشیاری به خرج دهد، آمادۀ رد کردن افکار شریرانه باشد و اجازه ندهد که آنها به دنیای درون او وارد شوند. البته، اگر فکری شریرانه از بیرون به ذهن او میرسد، این بدین معنا نیست که او گناه کرده است. او نباید دیگر از این امر آشفته و نگران شود. او بایست از آن بیزار بوده، با خواندن نام خداوند، جان و روح خود را به مسیح، نجات دهندهاش بسپارد: «خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما.» با این دعای کوتاه، شیطان و بوی تعفن او از روح و جان انسان دور میشود.
این نوع هشیاری و امید قطعی نجات ما که بهعنوان یک کلاهخود دیگر عمل میکند، روح ما را از هر گونه حملۀ شریر نجات میدهد.
🔹*«شمشیر روح را که کلام خداست، برداريد» (افسسیان ٦ :۱۷).
پولس رسول به سلاحهای دفاعی قبلی، یک سلاح تهاجمی نیز میافزاید! یک ارتش برای اینکه پیروز شود، فقط حفظ جایگاه دفاعی کافی نیست؛ در برابر شیطان بایستی اقدامات تهاجمی نیز انجام دهیم؛ این یک «تاکتیک نبرد» است که از سوی آن «جنگاور ماهر»، پولس رسول، در نبرد روحانی به کار گرفته میشد!
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
این ایمان هدیۀ الهی است که انسان از خدا دریافت میکند و هرچند احساس میکند که بهتنهایی کاملاً ضعیف است، اما با قدرت خدا قادر به انجام همه چیز میباشد. نمونۀ عالی این مطلب، آن سه مرد جوان یهودی است. نبوکدنصر که ابزار دست شریر بود، تهدید میکند که اگر تمثال او را پرستش نکنند، ایشان را در کورۀ آتش خواهد انداخت. ایشان پاسخ دادند «... خدای ما که او را میپرستیم، قادر است ما را از کورۀ آتشِ سوزان برهاند، و او ما را از دست تو، پادشاها، خواهد رهانید» (دانیال ٣ :۱۷). در حقیقت، همین اتفاق رخ داد. در فصل ۱۱ از نامه به عبرانیان، نمونههای مشابه و فوقالعادهای از این ایمان قوی را مییابیم.
اگر فرد مسیحی به این ایمان قوی مجهز شود، اطمینان دارد که هر فرد قدرتمندی را که شیطان روی زمین برضد او تحریک کند، و هر وسوسۀ آتشینی که به سراغ او بفرستد، فیض خدا مصونیت و آسیبناپذیری او را نشان خواهد داد، هرچقدر هم که حربههای شریر قوی و فریبنده باشند.
🔹*«کلاهخود نجات را بر سر نهید» (افسسیان ٦ :۱۷).
کلاهخودها مانند کلاههای جنگی امروز، از مهمترین و حساسترین بخش بدن، یعنی سر حفاظت میکنند، که اگر آسیب ببیند، کل بدن را فلج میکند؛ به همین دلیل است که پولس از تصویر کلاهخود استفاده میکند، زیرا از جنگجو در برابر ضربات مرگبار محافظت میکند. یک ضربۀ مغزی میتواند باعث فلجشدن- چه جزئی و چه کامل- و حتی مرگ شود. در مورد «مغزِ» روحانی هم ممکن است اتفاقی مشابه رخ دهد. به همین دلیل، شیطان معمولاً در پی این است که با وسوسۀ افکار، به کارکرد ارادی ذهن آسیب برساند؛ او در مورد حوا دقیقاً از همین تاکتیک استفاده کرد. اگر شیطان موفق شود انسان را مایل به پذیرش تفکر شریرانهای بسازد که در ذهنش میکارد، از آن پس همه چیز برایش آسان میشود و شیطان به مقصود خود رسیده است! راههایی که شیطان از طریق آنها میکوشد ذهن انسان را با افکار کثیف آلوده کند، باورنکردنی است. او از میل و اشتیاق فرد که ممکن است از دیدگاه اخلاقی جزئی و بیاهمیت به نظر برسند، استفاده میکند تا آن میل را به سوی گناه سوق دهد. بهعلاوه، شیطان در لحظهای که اصلاً انتظارش را نداریم، حتی در طول پرستش، به فریبکاری خود ادامه میدهد. این امر عجیب نیست، زیرا او موفق شد وارد فردوس شود تا آدم و حوا، نخستین انسانهای خلقشده را از خدا جدا کند. کلام سرایندۀ سرودهای روحانی قابل شایان توجه است: «من به هنگام سراییدن سرود گناه کردم، با زبانم بههنگام حمد و ثنای خدا، و با ذهنم با داشتن افکار ناشایست.» به همین علت است که شخص مسیحی باید در همه وقت هشیاری به خرج دهد، آمادۀ رد کردن افکار شریرانه باشد و اجازه ندهد که آنها به دنیای درون او وارد شوند. البته، اگر فکری شریرانه از بیرون به ذهن او میرسد، این بدین معنا نیست که او گناه کرده است. او نباید دیگر از این امر آشفته و نگران شود. او بایست از آن بیزار بوده، با خواندن نام خداوند، جان و روح خود را به مسیح، نجات دهندهاش بسپارد: «خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما.» با این دعای کوتاه، شیطان و بوی تعفن او از روح و جان انسان دور میشود.
این نوع هشیاری و امید قطعی نجات ما که بهعنوان یک کلاهخود دیگر عمل میکند، روح ما را از هر گونه حملۀ شریر نجات میدهد.
🔹*«شمشیر روح را که کلام خداست، برداريد» (افسسیان ٦ :۱۷).
پولس رسول به سلاحهای دفاعی قبلی، یک سلاح تهاجمی نیز میافزاید! یک ارتش برای اینکه پیروز شود، فقط حفظ جایگاه دفاعی کافی نیست؛ در برابر شیطان بایستی اقدامات تهاجمی نیز انجام دهیم؛ این یک «تاکتیک نبرد» است که از سوی آن «جنگاور ماهر»، پولس رسول، در نبرد روحانی به کار گرفته میشد!
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
او کلام خدا را «شمشیر روح» مینامد. انسانها کلام ثبتشده در کتابمقدس را نوشتند، اما اینها کلام خودشان نیست. همانطور که گفتیم، اینها کلامی است که روحالقدس بر ایشان آشکار ساخت تا بنویسند: «زیرا وحی هیچگاه به ارادۀ انسان آورده نشد، بلکه آدمیان تحت نفوذ روحالقدس از جانب خدا سخن گفتند» (دوم پطرس ١ :۲۱)، و «تمام کتبِ مقدّس الهام خداست» (دوم تیموتائوس ٣ :۱۶). دقیقاً به همین دلیل است که کلام خدا چنین قدرت عظیمی دارد. پولس رسول در نامهای دیگر کلام خدا را «شمشیر دو دم» مینامد؛ «... کلام خدا زنده و مقتدر و بُرندهتر از هر شمشیر دو دم است» (عبرانیان ٤ :۱۲). بنابراین، کلام خدا سلاحی قدرتمند است که روحالقدس به جنگاور روحانی میدهد تا قاطعانه بر بزرگترین دشمن خود، ابلیس، پیروز شود. عیسی شیطان را با این سلاح در کوه سارانتاریون نابود کرد، همان مکانی که در آن به مدت چهل روز روزه گرفت.[1] حتی شیطان سه بار جراٴت یافت تا حملهای بر ضد آن خدا-انسان، یعنی مسیح آغاز کند. خداوندگار وسوسهها را یکی پس از دیگری باطل کرد و در مقابل آنها، آیاتی مرتبط از کتابمقدس اعلان فرمود (م.ک. متی ٤ :۳-۱۱). در پایان، ابلیس مغلوب و رسوا شده، گریخت!
به همین علت است که پولس رسول در نامهای دیگر ایمانداران را چنین تشویق میکند: «کلام مسیح به دولتمندی و به كمال حكمت در شما ساکن شود» (کولسیان ٣ :۱۶). هر چقدر ما بیشتر روح خود را با کلام مسیح تقویت کنیم و هرروزه در پی عمل کردن بدان باشیم، در نبرد روحانی برضد نیروهای شریر قویتر میشویم.
🔹*«و با دعا و التماس تمام در هر وقت، در روح دعا کنید و برای همین بیدار و هوشیار باشید و پیوسته با پایداری ...دعا کنید» (افسسیان ٦ :۱۸).
پولس رسول با تاٴکیدی خاص به دعا بهعنوان موٴثرترین اسلحۀ یک مسیحی اشاره میکند؛ و او با این سلاح، کار تجهیز فردِ مسیحی را به پایان میرساند. ایماندار نمیتواند به قدرتهای خودش اعتماد کند، هر چقدر هم که اسلحۀ او کامل باشند. او احساس میکند که بهتنهایی هیچ است و همه چیز را مدیون خدای پدرِ مهربانِ خویش است. همچنین، وجود خود و تمام آن چیزهایی را که از آنها لذت میبرد- همه چیز را- مدیون اوست. اگر نیکویی میکند، آن نیز بهخاطر خدایی است که او را قادر به انجام آن کار نیک کرده است. دعای پایانی آیین نیایش میگوید: «هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست، نازل شده از تو ای پدر نورها.» این حس فروتنی، فیض خدا را جذب میکند، همانطور که پطرس رسول با نقل قول از امثال میفرماید: «خدا در برابر متکبران میایستد، امّا فروتنان را فیض میبخشد» (اول پطرس ۵:۵؛ امثال ٣ :۳۴). فرد ایماندار دائماً برای درخواست کمک از خدا احساس نیاز میکند. او «پیوسته» دعا میکند (اول تسالونیکیان ٥ :۱۷) «در هر زمان و هر ساعت»؛ نه فقط با لب، بلکه با روح و قلبش نیز؛ او همواره تحت هدایت روحالقدس است تا با مضمون و نحوۀ دعایش، خدا را خشنود سازد.
این دعای مُصرّانه برای مقابله با وسوسهها، کلام عیسی به شاگردانش را به یاد ما میآورد که فرمود: «بیدار باشید و دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید» (متی ٢٦ :۴۱). وسوسه نمیتواند به انسانی که متعهد به دعاست و در وضعیت مشارکت و ارتباط با خدا قرار دارد، آسیب برساند. به همین دلیل است که خداوندگار و شاگردانش اغلب دربارۀ دعای پیوسته و بیوقفه سخن گفته اند. کلیسای ما نیز با این هدف که ایمانداران دعایی کوتاه داشته باشند و آن را به خاطر سپرده، در تمامی زمانها و مکانها به کار ببرند، این دعای کوتاه را تنظیم کرده است: « خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما.»[2] فرد میتواند پیوسته این دعا را تکرار کند. نام عیسی مسیح قلب ایماندار را آرام میسازد و شریر هیچ راهی برای نفوذ و آلوده کردن آن پیدا نمیکند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
او کلام خدا را «شمشیر روح» مینامد. انسانها کلام ثبتشده در کتابمقدس را نوشتند، اما اینها کلام خودشان نیست. همانطور که گفتیم، اینها کلامی است که روحالقدس بر ایشان آشکار ساخت تا بنویسند: «زیرا وحی هیچگاه به ارادۀ انسان آورده نشد، بلکه آدمیان تحت نفوذ روحالقدس از جانب خدا سخن گفتند» (دوم پطرس ١ :۲۱)، و «تمام کتبِ مقدّس الهام خداست» (دوم تیموتائوس ٣ :۱۶). دقیقاً به همین دلیل است که کلام خدا چنین قدرت عظیمی دارد. پولس رسول در نامهای دیگر کلام خدا را «شمشیر دو دم» مینامد؛ «... کلام خدا زنده و مقتدر و بُرندهتر از هر شمشیر دو دم است» (عبرانیان ٤ :۱۲). بنابراین، کلام خدا سلاحی قدرتمند است که روحالقدس به جنگاور روحانی میدهد تا قاطعانه بر بزرگترین دشمن خود، ابلیس، پیروز شود. عیسی شیطان را با این سلاح در کوه سارانتاریون نابود کرد، همان مکانی که در آن به مدت چهل روز روزه گرفت.[1] حتی شیطان سه بار جراٴت یافت تا حملهای بر ضد آن خدا-انسان، یعنی مسیح آغاز کند. خداوندگار وسوسهها را یکی پس از دیگری باطل کرد و در مقابل آنها، آیاتی مرتبط از کتابمقدس اعلان فرمود (م.ک. متی ٤ :۳-۱۱). در پایان، ابلیس مغلوب و رسوا شده، گریخت!
به همین علت است که پولس رسول در نامهای دیگر ایمانداران را چنین تشویق میکند: «کلام مسیح به دولتمندی و به كمال حكمت در شما ساکن شود» (کولسیان ٣ :۱۶). هر چقدر ما بیشتر روح خود را با کلام مسیح تقویت کنیم و هرروزه در پی عمل کردن بدان باشیم، در نبرد روحانی برضد نیروهای شریر قویتر میشویم.
🔹*«و با دعا و التماس تمام در هر وقت، در روح دعا کنید و برای همین بیدار و هوشیار باشید و پیوسته با پایداری ...دعا کنید» (افسسیان ٦ :۱۸).
پولس رسول با تاٴکیدی خاص به دعا بهعنوان موٴثرترین اسلحۀ یک مسیحی اشاره میکند؛ و او با این سلاح، کار تجهیز فردِ مسیحی را به پایان میرساند. ایماندار نمیتواند به قدرتهای خودش اعتماد کند، هر چقدر هم که اسلحۀ او کامل باشند. او احساس میکند که بهتنهایی هیچ است و همه چیز را مدیون خدای پدرِ مهربانِ خویش است. همچنین، وجود خود و تمام آن چیزهایی را که از آنها لذت میبرد- همه چیز را- مدیون اوست. اگر نیکویی میکند، آن نیز بهخاطر خدایی است که او را قادر به انجام آن کار نیک کرده است. دعای پایانی آیین نیایش میگوید: «هر بخشش نیکو و هر عطای کامل از بالاست، نازل شده از تو ای پدر نورها.» این حس فروتنی، فیض خدا را جذب میکند، همانطور که پطرس رسول با نقل قول از امثال میفرماید: «خدا در برابر متکبران میایستد، امّا فروتنان را فیض میبخشد» (اول پطرس ۵:۵؛ امثال ٣ :۳۴). فرد ایماندار دائماً برای درخواست کمک از خدا احساس نیاز میکند. او «پیوسته» دعا میکند (اول تسالونیکیان ٥ :۱۷) «در هر زمان و هر ساعت»؛ نه فقط با لب، بلکه با روح و قلبش نیز؛ او همواره تحت هدایت روحالقدس است تا با مضمون و نحوۀ دعایش، خدا را خشنود سازد.
این دعای مُصرّانه برای مقابله با وسوسهها، کلام عیسی به شاگردانش را به یاد ما میآورد که فرمود: «بیدار باشید و دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید» (متی ٢٦ :۴۱). وسوسه نمیتواند به انسانی که متعهد به دعاست و در وضعیت مشارکت و ارتباط با خدا قرار دارد، آسیب برساند. به همین دلیل است که خداوندگار و شاگردانش اغلب دربارۀ دعای پیوسته و بیوقفه سخن گفته اند. کلیسای ما نیز با این هدف که ایمانداران دعایی کوتاه داشته باشند و آن را به خاطر سپرده، در تمامی زمانها و مکانها به کار ببرند، این دعای کوتاه را تنظیم کرده است: « خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما.»[2] فرد میتواند پیوسته این دعا را تکرار کند. نام عیسی مسیح قلب ایماندار را آرام میسازد و شریر هیچ راهی برای نفوذ و آلوده کردن آن پیدا نمیکند.
☦@LessonsOrthodox
📌پیوست
[1] این کوهِ جبل کورونتول واقع در در بیابان یهودیه، جنوب اورشلیم و غرب اریحا است. «صومعۀ یونانی و ارتدوكس وسوسهها» روی بخش صخرهای و ممنوعۀ این کوه واقع شده و وقایعی را به یادگار نگاه میدارد که عبارتند از عزلتگزینی عیسی از دنیا، چهل روز روزۀ او و اجازه دادن او برای وسوسه شدن از سوی شیطان قبل از شروع فعالیتش و به منظور راهی برای آماده ساختن خود در خدمت علنیاش (م.ک. متی ۴:۳-۱۱). این مکان در روایت کتابمقدس به نام «کوه وسوسهها» یا اسم یونانی «سارانتاريون اوروس» (=کوهِ چهل روز) نیز معروف است؛ این اسامی به ترتیب به هدف و مدت زمان این آمادگی شگفتآور برای خدمت اشاره میکنند! (یادداشت مترجم)
[2] این دعا به «دعای عیسی» یا «دعای برآمده از دل» معروف است که در سراسر سنت ارتدوكس شناخته شده میباشد. از قرن چهارم تا پنجم میلادی، پدران روحانی فیلوکالیا (=«عشق به آنچه زیباست»، به دلیل وجود مجموعهای از گفتارهایشان با این مضمون، به این لقب شناخته شدهاند) و راهبان سنت «هِسیخاستیک» (به یونانی، هِسیخیا» یعنی سکوت؛ تجربۀ درونی، عرفانی و رمزی فرد از خدا از طریق دعا و تعمق) این دعا را به کار برده، تعلیم میدادند. ایشان بر طبق توصیۀ پولس رسول (۱-تسالونیکیان ٥ :۱۷) این دعا را در خلوت یا در گروهها به صورت بیوقفه و مکرر تکرار میکردند، به خصوص بهعنوان یک تکلیف روحانی، زاهدانه و رهبانی. این دعا به دلیل مختصر و کوتاه بودن، دربرداشتن نام عیسی و تاٴکید بر گناهکار بودن و فروتنیِ فردی که آن را میخواند، به تکلیفی ضروری، قدرتمند و خوشایند در دنیای روحانیت شرق تبدیل شده است. همچنین، تاٴثیری عمیق بر کل جامعۀ مسیحی و حتی بخشهایی از سنتهای کاتولیک رومی و پروتستان گذاشته است؛ این دعا تمرکز تبادلات مسیحیت جهانی شده و مفیدترین پیامدهای روحانی را در پی داشته است. کتب و نوشتجاتی که به این موضوع پرداختهاند، گسترده و کلان میباشند. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
[1] این کوهِ جبل کورونتول واقع در در بیابان یهودیه، جنوب اورشلیم و غرب اریحا است. «صومعۀ یونانی و ارتدوكس وسوسهها» روی بخش صخرهای و ممنوعۀ این کوه واقع شده و وقایعی را به یادگار نگاه میدارد که عبارتند از عزلتگزینی عیسی از دنیا، چهل روز روزۀ او و اجازه دادن او برای وسوسه شدن از سوی شیطان قبل از شروع فعالیتش و به منظور راهی برای آماده ساختن خود در خدمت علنیاش (م.ک. متی ۴:۳-۱۱). این مکان در روایت کتابمقدس به نام «کوه وسوسهها» یا اسم یونانی «سارانتاريون اوروس» (=کوهِ چهل روز) نیز معروف است؛ این اسامی به ترتیب به هدف و مدت زمان این آمادگی شگفتآور برای خدمت اشاره میکنند! (یادداشت مترجم)
[2] این دعا به «دعای عیسی» یا «دعای برآمده از دل» معروف است که در سراسر سنت ارتدوكس شناخته شده میباشد. از قرن چهارم تا پنجم میلادی، پدران روحانی فیلوکالیا (=«عشق به آنچه زیباست»، به دلیل وجود مجموعهای از گفتارهایشان با این مضمون، به این لقب شناخته شدهاند) و راهبان سنت «هِسیخاستیک» (به یونانی، هِسیخیا» یعنی سکوت؛ تجربۀ درونی، عرفانی و رمزی فرد از خدا از طریق دعا و تعمق) این دعا را به کار برده، تعلیم میدادند. ایشان بر طبق توصیۀ پولس رسول (۱-تسالونیکیان ٥ :۱۷) این دعا را در خلوت یا در گروهها به صورت بیوقفه و مکرر تکرار میکردند، به خصوص بهعنوان یک تکلیف روحانی، زاهدانه و رهبانی. این دعا به دلیل مختصر و کوتاه بودن، دربرداشتن نام عیسی و تاٴکید بر گناهکار بودن و فروتنیِ فردی که آن را میخواند، به تکلیفی ضروری، قدرتمند و خوشایند در دنیای روحانیت شرق تبدیل شده است. همچنین، تاٴثیری عمیق بر کل جامعۀ مسیحی و حتی بخشهایی از سنتهای کاتولیک رومی و پروتستان گذاشته است؛ این دعا تمرکز تبادلات مسیحیت جهانی شده و مفیدترین پیامدهای روحانی را در پی داشته است. کتب و نوشتجاتی که به این موضوع پرداختهاند، گسترده و کلان میباشند. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا به جز اسلحۀ روحانی که پولس رسول بدانها اشاره کرد، ابزار دیگری وجود دارد که به ایماندار مسیحی در مقابله با شیطان و نبرد با او کمک کند؟
خداوندگار ما عیسى مسیح با الگویی که از خود نشان داد، به دو ابزار بسیار مهم برای مقابله با وسوسهها اشاره میکند: روزه و بیداری یا هشیاری (نِپسیس).
او در مورد روزه و نحوۀ انجام این کار دستوراتی ارائه کرده که آنها را در موعظۀ سر کوه مشاهده کردیم.
متی و لوقای انجیلنگار ذکر میکنند که پس از تعمید، «روح، عیسی را به بیابان هدایت کرد تا ابلیس او را تجربه نمايد» (متی ٤ :۱).عیسی چگونه خود را برای مقابله با ابلیس آماده کرد؟ متی در ادامه به این موضوع اشاره میکند: «عیسی پس از آنکه چهل شبانه روز را در روزه سپری کرد، گرسنه شد.» (متی ٤ :۲)
از این رو، روزه گرفتن به راهی برای مقابلۀ هر مسیحی در برابر ابلیس تبدیل میشود، زیرا هر آنچه را که عیسی انجام داد، ما نیز باید بهجا آوریم.
عیسی که آدم جدید بود، با روزه گرفتن نافرمانی آدم اول را که برخلاف دستور خدا از میوۀ ممنوعه خورد، اصلاح کرد. لذا، نخستین هدف روزه گرفتن نشان دادن اطاعت از فرمانهای خداست. در عین حال، نَفْس و خواهشهای جسمانی را که قصد دارند با همکاری شریر، انسان را به گناه بیندازند و او را از خدا دور سازند، به زنجیر میکشاند. همانطور که تجربۀ قرنها و تجارب کسانی که به میل و ارادۀ خود از فرمانهای خدا اطاعت کردهاند، نشان میدهد که روزه گرفتن، انسانها را مانند فرشتگان میسازد، حیات روحانی ایشان را تقویت میکند و رشد میدهد، به دعا بال و پر میبخشد، وسوسهها و قدرتشان را کاهش میدهد. نتیجۀ همۀ اینها، پیروزی بر علیه آن «ضد-مسیح» است.
به همین دلیل است که از زمان رسولان مقدس، کلیسای مسیح برای تمام ایمانداران، اعم از روحانیون و مسیحیان عادی (به طور یکسان)، ایام خاصی را برای روزه تعیین کرده است. این ایام چهارشنبهها و جمعههای هر هفته میباشند. دلیل تعیین روز چهارشنبه این است که در این روز شورای یهودیان تشکیل شد، و ایشان در مورد خیانت یهودا و محکوم ساختن عیسی به توافق رسیدند؛ اما دلیل تعیین روز جمعه، رنجهای عیسی و مصلوب شدنش برای نجات دنیا بوده است.
بهعلاوه، هر سال و به پیروی از آن چهل روز روزهای که خداوندگار گرفت، و قبل از هفتۀ مقدس و مصائب و رستاخیز خداوندگار، دورهای مشابه برای روزه گرفتن تعیین و حفظ شده است.
در طول قرنهای بعدی، زمانی که اعیاد کلیسایی به رسمیت شناخته شدند، ایام روزۀ بیشتری اضافه شده و در تقویم کلیسا مشخص گردیدهاند. روزه در اصل، به معنای پرهیز کامل از هر نوع غذا برای مدت خاصی از روز بود. طرفهای غروب، تنها مصرف «غذای خشک»، یعنی اندکی نان و هستههایی چون فندق و غیره مجاز بود. بعدها، به دلایل «اقتصادی» (یعنی «مجوزی محدود»)، این نوع روزه به رسم ثابت راهبان تبدیل گشت. اما عوام میتوانستند غذاهای ساده و خاص و محصولات گیاهی مصرف کنند، اما غذاهایی که محصول حیوانی در آن بهکار رفته، ممنوع بود. فهرستی مشخص از ایام خاص روزه و نحوۀ بهجا آوردن آنها وجود دارد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
✅ آیا به جز اسلحۀ روحانی که پولس رسول بدانها اشاره کرد، ابزار دیگری وجود دارد که به ایماندار مسیحی در مقابله با شیطان و نبرد با او کمک کند؟
خداوندگار ما عیسى مسیح با الگویی که از خود نشان داد، به دو ابزار بسیار مهم برای مقابله با وسوسهها اشاره میکند: روزه و بیداری یا هشیاری (نِپسیس).
او در مورد روزه و نحوۀ انجام این کار دستوراتی ارائه کرده که آنها را در موعظۀ سر کوه مشاهده کردیم.
متی و لوقای انجیلنگار ذکر میکنند که پس از تعمید، «روح، عیسی را به بیابان هدایت کرد تا ابلیس او را تجربه نمايد» (متی ٤ :۱).عیسی چگونه خود را برای مقابله با ابلیس آماده کرد؟ متی در ادامه به این موضوع اشاره میکند: «عیسی پس از آنکه چهل شبانه روز را در روزه سپری کرد، گرسنه شد.» (متی ٤ :۲)
از این رو، روزه گرفتن به راهی برای مقابلۀ هر مسیحی در برابر ابلیس تبدیل میشود، زیرا هر آنچه را که عیسی انجام داد، ما نیز باید بهجا آوریم.
عیسی که آدم جدید بود، با روزه گرفتن نافرمانی آدم اول را که برخلاف دستور خدا از میوۀ ممنوعه خورد، اصلاح کرد. لذا، نخستین هدف روزه گرفتن نشان دادن اطاعت از فرمانهای خداست. در عین حال، نَفْس و خواهشهای جسمانی را که قصد دارند با همکاری شریر، انسان را به گناه بیندازند و او را از خدا دور سازند، به زنجیر میکشاند. همانطور که تجربۀ قرنها و تجارب کسانی که به میل و ارادۀ خود از فرمانهای خدا اطاعت کردهاند، نشان میدهد که روزه گرفتن، انسانها را مانند فرشتگان میسازد، حیات روحانی ایشان را تقویت میکند و رشد میدهد، به دعا بال و پر میبخشد، وسوسهها و قدرتشان را کاهش میدهد. نتیجۀ همۀ اینها، پیروزی بر علیه آن «ضد-مسیح» است.
به همین دلیل است که از زمان رسولان مقدس، کلیسای مسیح برای تمام ایمانداران، اعم از روحانیون و مسیحیان عادی (به طور یکسان)، ایام خاصی را برای روزه تعیین کرده است. این ایام چهارشنبهها و جمعههای هر هفته میباشند. دلیل تعیین روز چهارشنبه این است که در این روز شورای یهودیان تشکیل شد، و ایشان در مورد خیانت یهودا و محکوم ساختن عیسی به توافق رسیدند؛ اما دلیل تعیین روز جمعه، رنجهای عیسی و مصلوب شدنش برای نجات دنیا بوده است.
بهعلاوه، هر سال و به پیروی از آن چهل روز روزهای که خداوندگار گرفت، و قبل از هفتۀ مقدس و مصائب و رستاخیز خداوندگار، دورهای مشابه برای روزه گرفتن تعیین و حفظ شده است.
در طول قرنهای بعدی، زمانی که اعیاد کلیسایی به رسمیت شناخته شدند، ایام روزۀ بیشتری اضافه شده و در تقویم کلیسا مشخص گردیدهاند. روزه در اصل، به معنای پرهیز کامل از هر نوع غذا برای مدت خاصی از روز بود. طرفهای غروب، تنها مصرف «غذای خشک»، یعنی اندکی نان و هستههایی چون فندق و غیره مجاز بود. بعدها، به دلایل «اقتصادی» (یعنی «مجوزی محدود»)، این نوع روزه به رسم ثابت راهبان تبدیل گشت. اما عوام میتوانستند غذاهای ساده و خاص و محصولات گیاهی مصرف کنند، اما غذاهایی که محصول حیوانی در آن بهکار رفته، ممنوع بود. فهرستی مشخص از ایام خاص روزه و نحوۀ بهجا آوردن آنها وجود دارد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
با وجود اینکه در امر روزهداری آزادی وجود دارد، اما از هدف آن چیزی کاسته نشده، زیرا به ایماندار کمک میکند که به هر شکلی که روزه میگیرد، اطاعت و سرسپردگی خود را به مسیح و کلیسا ابراز نماید.
بر طبق کاننهای مقدس (قواعد کلیسایی) ایام روزه نه شنبه هاست- بهجز شنبۀ بزرگ- و نه یکشنبهها، یعنی روز رستاخیز مسیح؛ و همچنین برخی روزهای خاص دیگر.
چنان که انتظارش میرود، کلیسا به مسیحیان اجازه میدهد که برای سلامتی یا دلایل دیگر، خود را از روزه معاف سازند، مثلاً مادرانی که به طفل خود شیر میدهند، که روزه گرفتن در آنها میتواند نتایجی منفی داشته باشد.
روزه گرفتن خود یک هدف محسوب نمیشود. همانطور که قبلاً گفتیم، روزه ابزار برآورده ساختن اهداف مقدس است. به همین دلیل کلیسا از طریق پدران خداترس، تأکید میکند که روزه باید با دعایی جدی و مشتاقانه، تسلط بر نفس و خواستههای جسم، پیشه کردن محبت و اطاعت از ارادۀ خدا همراه باشد.
در خصوص بیداری یا هشیاری (نِپسیس)، خداوندگار بارها حتی با مَثَلها تعلیم داده تا مفهوم آن را قابل فهمتر سازد و به ما کمک کند که تشخیص دهیم چقدر این امر در دست و پنجه نرم کردن با شرارتِ شریر موٴثر است.
در شب دستگیری عیسی در باغ جتسیمانی، هنگامی که او دعا میکرد و عرق خون میریخت، شاگردانش کمی دورتر در خواب بودند. او نزدیک ایشان رفت و فرمود: «بیدار باشید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید» (متی ۲۶:۴۱). در مَثَلِ علفهای سمّی خداوندگار میفرماید: «... مردی... در مزرعۀ خود بذرِ خوب پاشید؛ امّا هنگامی که مردمان در خواب بودند، دشمن وی آمد و در میان گندم، علفِ هرز کاشت و رفت. چون گندم سبز شد و خوشه آورد، علف هرز نیز ظاهر شد» (متی ١٣ :۲۴-۲۶). وقتی فردی بیمبالات و تنبل بوده، در مسائل روحانی در «خواب» است، ابلیس از فرصت استفاده میکند و در زمین روح او «علفهای سمّی» میکارد. این علفها شیرۀ بذر را که در روح وی بوده، بیرون میکِشند. بنابراین، برای انسان ضروری است که در تمامی اوقات، همچون نگهبانی هشیار، در قلعۀ روح خود حضور داشته باشد. پطرس رسول به ما میفرماید: «هشیار و مراقب باشید... پس به ایمان استوار شده و با او(ابليس) مقاومت كنيد» (اول پطرس ٥ :۸-۹). در کتاب مکاشفه نیز روح خدا به اسقف ساردیس فرمان میدهد که «بیدار شو!» (مکاشفه ٣ :۲). پولس رسول پیوسته مخاطبین نامههای خود را ترغیب میکند و تاٴکید مینماید که «هوشیار باشید؛ در ایمان استوار بمانید» (اول قرنتیان ١٦ :۱۳).
ایماندار در قلعۀ روح خود هشیار میایستد و بهدقت محرکهایی را کنترل میکند که از بیرون میآیند و میکوشند به «روزنههای» حواس او نفوذ کنند، درست مثل پاسبانی که در اتاقک نگهبانی ایستاده، مراقب افرادی است که نزدیک میشوند. ارمیای نبی بهنحوی گویا و پرمعنا میگوید: «زیرا موت به پنجرههای ما برآمده» (ارمیا ٩ :۲۱). از این رو، شخصِ مسیحی هر آنچه را که میبیند، کنترل میکند. او از تماشای فیلمهای قبیح و مستهجن یا تصاویر از زندگی روزمره که بر خلاف اصول مسیحی است، خودداری میکند. او هیچ مجله یا کتابی که امور خلاف اخلاق و عفت را به او ارائه میدهند، نمیخواند. او در مورد چیزهایی که میشنود و میگوید و با دستانش انجام میدهد، همین راهکار را بهعمل میآورد. در مورد آنچه استشمام میکند و میچشد، او آنچه را که در مقابلش قرار میگیرد، میسنجد و به همان شکل میکوشد چیزی را که به ذهنش خطور میکند، کنترل نماید. ابلیس معمولاً انسان را با افکار شریرانه و خیالپردازیها و تفکرات باطل، فریب میدهد. یک مسیحی در برابر تمام اینها همچون نگهبانی هشیار، از روح خود پاسبانی میکند.
وقتی ایماندار با این اسلحهها که قوت آنها از فیض خداست، میجنگد، «سر اژدهای نامرئی» را قطع میکند، وسوسهها را خنثی کرده، بر ضد گناه و شیطان پیروز میگردد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
با وجود اینکه در امر روزهداری آزادی وجود دارد، اما از هدف آن چیزی کاسته نشده، زیرا به ایماندار کمک میکند که به هر شکلی که روزه میگیرد، اطاعت و سرسپردگی خود را به مسیح و کلیسا ابراز نماید.
بر طبق کاننهای مقدس (قواعد کلیسایی) ایام روزه نه شنبه هاست- بهجز شنبۀ بزرگ- و نه یکشنبهها، یعنی روز رستاخیز مسیح؛ و همچنین برخی روزهای خاص دیگر.
چنان که انتظارش میرود، کلیسا به مسیحیان اجازه میدهد که برای سلامتی یا دلایل دیگر، خود را از روزه معاف سازند، مثلاً مادرانی که به طفل خود شیر میدهند، که روزه گرفتن در آنها میتواند نتایجی منفی داشته باشد.
روزه گرفتن خود یک هدف محسوب نمیشود. همانطور که قبلاً گفتیم، روزه ابزار برآورده ساختن اهداف مقدس است. به همین دلیل کلیسا از طریق پدران خداترس، تأکید میکند که روزه باید با دعایی جدی و مشتاقانه، تسلط بر نفس و خواستههای جسم، پیشه کردن محبت و اطاعت از ارادۀ خدا همراه باشد.
در خصوص بیداری یا هشیاری (نِپسیس)، خداوندگار بارها حتی با مَثَلها تعلیم داده تا مفهوم آن را قابل فهمتر سازد و به ما کمک کند که تشخیص دهیم چقدر این امر در دست و پنجه نرم کردن با شرارتِ شریر موٴثر است.
در شب دستگیری عیسی در باغ جتسیمانی، هنگامی که او دعا میکرد و عرق خون میریخت، شاگردانش کمی دورتر در خواب بودند. او نزدیک ایشان رفت و فرمود: «بیدار باشید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید» (متی ۲۶:۴۱). در مَثَلِ علفهای سمّی خداوندگار میفرماید: «... مردی... در مزرعۀ خود بذرِ خوب پاشید؛ امّا هنگامی که مردمان در خواب بودند، دشمن وی آمد و در میان گندم، علفِ هرز کاشت و رفت. چون گندم سبز شد و خوشه آورد، علف هرز نیز ظاهر شد» (متی ١٣ :۲۴-۲۶). وقتی فردی بیمبالات و تنبل بوده، در مسائل روحانی در «خواب» است، ابلیس از فرصت استفاده میکند و در زمین روح او «علفهای سمّی» میکارد. این علفها شیرۀ بذر را که در روح وی بوده، بیرون میکِشند. بنابراین، برای انسان ضروری است که در تمامی اوقات، همچون نگهبانی هشیار، در قلعۀ روح خود حضور داشته باشد. پطرس رسول به ما میفرماید: «هشیار و مراقب باشید... پس به ایمان استوار شده و با او(ابليس) مقاومت كنيد» (اول پطرس ٥ :۸-۹). در کتاب مکاشفه نیز روح خدا به اسقف ساردیس فرمان میدهد که «بیدار شو!» (مکاشفه ٣ :۲). پولس رسول پیوسته مخاطبین نامههای خود را ترغیب میکند و تاٴکید مینماید که «هوشیار باشید؛ در ایمان استوار بمانید» (اول قرنتیان ١٦ :۱۳).
ایماندار در قلعۀ روح خود هشیار میایستد و بهدقت محرکهایی را کنترل میکند که از بیرون میآیند و میکوشند به «روزنههای» حواس او نفوذ کنند، درست مثل پاسبانی که در اتاقک نگهبانی ایستاده، مراقب افرادی است که نزدیک میشوند. ارمیای نبی بهنحوی گویا و پرمعنا میگوید: «زیرا موت به پنجرههای ما برآمده» (ارمیا ٩ :۲۱). از این رو، شخصِ مسیحی هر آنچه را که میبیند، کنترل میکند. او از تماشای فیلمهای قبیح و مستهجن یا تصاویر از زندگی روزمره که بر خلاف اصول مسیحی است، خودداری میکند. او هیچ مجله یا کتابی که امور خلاف اخلاق و عفت را به او ارائه میدهند، نمیخواند. او در مورد چیزهایی که میشنود و میگوید و با دستانش انجام میدهد، همین راهکار را بهعمل میآورد. در مورد آنچه استشمام میکند و میچشد، او آنچه را که در مقابلش قرار میگیرد، میسنجد و به همان شکل میکوشد چیزی را که به ذهنش خطور میکند، کنترل نماید. ابلیس معمولاً انسان را با افکار شریرانه و خیالپردازیها و تفکرات باطل، فریب میدهد. یک مسیحی در برابر تمام اینها همچون نگهبانی هشیار، از روح خود پاسبانی میکند.
وقتی ایماندار با این اسلحهها که قوت آنها از فیض خداست، میجنگد، «سر اژدهای نامرئی» را قطع میکند، وسوسهها را خنثی کرده، بر ضد گناه و شیطان پیروز میگردد.
☦@LessonsOrthodox