عبارت «هزار سال» یک نماد رازگونه است
نباید آن را به صورت تحتاللفظی درک کرد. «ده» نماد کمال است و «هزار» (یعنی ده در ده در ده بار)، یعنی ضرب دهگان است. پطرس رسول نیز میگوید: «لکن ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز». (دوم پطرس 3:8)
بدین ترتیب، دوره هزار ساله غیرقابل شمارش است، همانند دوره شش روزه آفرینش. این دوره از زمان مصلوب شدن مسیح تا زمان آزاد شدن شیطان از بند است. (مکاشفه 20:7)
اسارت شیطان
کتاب مکاشفه میگوید که فرشته شیطان را به مدت هزار سال در بند مینهد (مکاشفه 20:2).
ممکن است سؤال شود که شیطان چگونه میتواند در بند باشد درحالیکه انسانهای بسیاری را به سوی گناه میلغزاند؟
در حقیقت، در بند نهادن شیطان به معنای هلاک کردن یا پایان دادن به کار او نیست، بلکه بدان معنیست که او دیگر آزادی پیشین خود را ندارد.
وقتی میگوییم کارگری در کارش اسیر است، مقصودمان این است که او کارش را انجام میدهد اما آزادی ندارد؛ او اسیر است. واژه «بند» که برای شیطان بکار میرود، چنین مفهومی دارد. بیشک، پس از مصلوب شدن مسیح خداوند، شیطان آزادی پیشین خود را ندارد، یعنی آنگاه که «رییس این جهان» نامیده میشد. (یوحنا 16:11)
چه شواهدی برای این سخنان وجود دارد؟
یکی از راهبین کلیسای ما می گفت : شیطان در زندگی ایمانداران واقعی بسته شده است و نمی تواند کار جدی ای بکند.
☦@LessonsOrthodox
نباید آن را به صورت تحتاللفظی درک کرد. «ده» نماد کمال است و «هزار» (یعنی ده در ده در ده بار)، یعنی ضرب دهگان است. پطرس رسول نیز میگوید: «لکن ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز». (دوم پطرس 3:8)
بدین ترتیب، دوره هزار ساله غیرقابل شمارش است، همانند دوره شش روزه آفرینش. این دوره از زمان مصلوب شدن مسیح تا زمان آزاد شدن شیطان از بند است. (مکاشفه 20:7)
اسارت شیطان
کتاب مکاشفه میگوید که فرشته شیطان را به مدت هزار سال در بند مینهد (مکاشفه 20:2).
ممکن است سؤال شود که شیطان چگونه میتواند در بند باشد درحالیکه انسانهای بسیاری را به سوی گناه میلغزاند؟
در حقیقت، در بند نهادن شیطان به معنای هلاک کردن یا پایان دادن به کار او نیست، بلکه بدان معنیست که او دیگر آزادی پیشین خود را ندارد.
وقتی میگوییم کارگری در کارش اسیر است، مقصودمان این است که او کارش را انجام میدهد اما آزادی ندارد؛ او اسیر است. واژه «بند» که برای شیطان بکار میرود، چنین مفهومی دارد. بیشک، پس از مصلوب شدن مسیح خداوند، شیطان آزادی پیشین خود را ندارد، یعنی آنگاه که «رییس این جهان» نامیده میشد. (یوحنا 16:11)
چه شواهدی برای این سخنان وجود دارد؟
یکی از راهبین کلیسای ما می گفت : شیطان در زندگی ایمانداران واقعی بسته شده است و نمی تواند کار جدی ای بکند.
☦@LessonsOrthodox
الف) زمانی که شیطان آزاد بود، تمام جهان را به فساد و بتپرستی هدایت میکرد.
او در آزادی خود، تمام جهان را گمراه کرد و باعث شد خدا با طوفان آن را نابود کند:
«و خداوند پشیمان شد كه انسان را بر زمیـن ساخته بود، و در دل خود محزون گشت» (پیدایش 6:6).
از این رو خدا خانواده نوح را انتخاب کرد و پس از آن باز هم گمراهی آمد و خدا ابراهیم و سپس یعقوب و سپس پسران ایشان را انتخاب کرد. به هر حال، بتپرستی در جهان گسترش مییافت و خدا بنی اسراییل را از ازدواج با سایر قومها منع کرد.
حتی زمانی بوده که تنها دو یا سه نفر خدا را میپرستیدند.
تمامی جهان، غیر از بنی اسراییل، بت میپرستیدند. زمانی که موسی برای دریافت شریعت از خدا، به بالای کوه رفت و مدتها در آنجا ماند، اسراییلیان طلاهای خود را به هارون داده و او را مجبور کردند برایشان گوساله طلایی بسازد تا آن را پرستش کنند. و گفتند:
«ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، كه تو را از زمین مصر بیرون آوردند» (خروج 32:4).
فقط یوشع بن نون و کالب بن یوفنا آن را نپرستیدند.
زمانی بوده که خدا حتی یک عادل را نیافته است.
در زمان ارمیای نبی، خدا گفت: «در كوچههای اورشلیم گردش كرده، ببینید و بفهمید و در چهارسوهایش تفتیش نمایید كه آیا كسی را كه به انصاف عمل نماید و طالب راستی باشد توانید یافت تا من آن را بیامرزم؟» (ارمیا 5:1)،
زیرا: «نیكوكاری نیست یكی هم نی». (مزامیر 14:3)
حتی سلیمان حکیم، یا به عبارتی حکیمترین انسان روی زمین، گناه بزرگی مرتکب شد.
در کتاب اول پادشاهان باب 11 میخوانیم که سلیمان مکانهای بلندی برای عبادت خدایان قومهای دیگر درست کرد و زنانش که از دیگر قومها بودند، در آن مکانها بخور سوزاندند و برای خدایان خود قربانی کردند، و او از خدا پیروی نکرده است. به همین دلیل نیز خدا او را تنبیه کرده و قسمتی از پادشاهیاش را میگیرد.
حتی شاگردان مسیح پیش از مصلوب شدنش گناه کردند.
یسوع خداوند به حضرت پطرس گفت: «ای شمعون، ای شمعون، اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند، لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود» (لوقا 22:31،32) و واقع شد که حضرت پطرس سه بار خداوند را انکار کرد، و سایر رسولان نیز به هنگام دستگیر شدن مسیح خیانت کردند. تنها حضرت یوحنا او را تا پای صلیب پیروی کرد. و یهودا نیز در نتیجه عمل شیطان، مسیح خداوند را تسلیم کرد.
ب) شهادت دیگر این است که وقتی شیطان از بند رهایی یابد، مردمان را گمراه خواهد کرد و آن عصیان واقع خواهد شد.
در آن ایام اگر ممکن باشد، شیطان حتی برگزیدگان را گمراه خواهد کرد و اگر آن ایام کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمییافت (متی 24:22،23) .
همچنین شیطان آیات و معجزات بزرگی خواهد نمود (متی 24:24).
به یاری او، آن بیدین: «با هر نوع قوت و آیات و عجایب دروغ و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین» (دوم تسالونیکیان 2:9،10) ظهور خواهد کرد.
خدا را شکر میگوییم که اکنون شیطان در بند است.
از نشانههای اسیر بودن شیطان، کلیساهای مملو از ایمانداران به جهت دعا، و حضور میلیونها انسانی است که حداقل در روزهای یکشنبه عشای ربانی دریافت میکنند.
در عصر ما، بازگشت بسیاری از کشورهای سوسیالیست و بیخدا به سوی خدا و ایمان، نیز از نشانههای اسیر بودن شیطان است.
شیطان در آزادی خود، ایمانداران را هم به گناه میکشاند اما اکنون بیایمانان به سوی ایمان برمیگردند. لکن به هرحال ما نفی نمیکنیم که با وسوسه شیطان گناهان بسیاری کرده میشود. پس میگوییم که او هنوز عمل میکند اما نه با آزادی تام؛ نه با آن آزادی که پیش از عمل نجاتبخش مسیح داشت، و نه با آن آزادی که پس از سلطنت هزار ساله خواهد داشت.
در پایان این جلسه بصورت خلاصه بگویم کلیساهای رسولی ارتودکس و کاتولیک معتقدند سلطنت هزار ساله دوره کلیسا از تاسیس تا بازگشت ثانویه مسیح می باشد.
☦@LessonsOrthodox
او در آزادی خود، تمام جهان را گمراه کرد و باعث شد خدا با طوفان آن را نابود کند:
«و خداوند پشیمان شد كه انسان را بر زمیـن ساخته بود، و در دل خود محزون گشت» (پیدایش 6:6).
از این رو خدا خانواده نوح را انتخاب کرد و پس از آن باز هم گمراهی آمد و خدا ابراهیم و سپس یعقوب و سپس پسران ایشان را انتخاب کرد. به هر حال، بتپرستی در جهان گسترش مییافت و خدا بنی اسراییل را از ازدواج با سایر قومها منع کرد.
حتی زمانی بوده که تنها دو یا سه نفر خدا را میپرستیدند.
تمامی جهان، غیر از بنی اسراییل، بت میپرستیدند. زمانی که موسی برای دریافت شریعت از خدا، به بالای کوه رفت و مدتها در آنجا ماند، اسراییلیان طلاهای خود را به هارون داده و او را مجبور کردند برایشان گوساله طلایی بسازد تا آن را پرستش کنند. و گفتند:
«ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، كه تو را از زمین مصر بیرون آوردند» (خروج 32:4).
فقط یوشع بن نون و کالب بن یوفنا آن را نپرستیدند.
زمانی بوده که خدا حتی یک عادل را نیافته است.
در زمان ارمیای نبی، خدا گفت: «در كوچههای اورشلیم گردش كرده، ببینید و بفهمید و در چهارسوهایش تفتیش نمایید كه آیا كسی را كه به انصاف عمل نماید و طالب راستی باشد توانید یافت تا من آن را بیامرزم؟» (ارمیا 5:1)،
زیرا: «نیكوكاری نیست یكی هم نی». (مزامیر 14:3)
حتی سلیمان حکیم، یا به عبارتی حکیمترین انسان روی زمین، گناه بزرگی مرتکب شد.
در کتاب اول پادشاهان باب 11 میخوانیم که سلیمان مکانهای بلندی برای عبادت خدایان قومهای دیگر درست کرد و زنانش که از دیگر قومها بودند، در آن مکانها بخور سوزاندند و برای خدایان خود قربانی کردند، و او از خدا پیروی نکرده است. به همین دلیل نیز خدا او را تنبیه کرده و قسمتی از پادشاهیاش را میگیرد.
حتی شاگردان مسیح پیش از مصلوب شدنش گناه کردند.
یسوع خداوند به حضرت پطرس گفت: «ای شمعون، ای شمعون، اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند، لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود» (لوقا 22:31،32) و واقع شد که حضرت پطرس سه بار خداوند را انکار کرد، و سایر رسولان نیز به هنگام دستگیر شدن مسیح خیانت کردند. تنها حضرت یوحنا او را تا پای صلیب پیروی کرد. و یهودا نیز در نتیجه عمل شیطان، مسیح خداوند را تسلیم کرد.
ب) شهادت دیگر این است که وقتی شیطان از بند رهایی یابد، مردمان را گمراه خواهد کرد و آن عصیان واقع خواهد شد.
در آن ایام اگر ممکن باشد، شیطان حتی برگزیدگان را گمراه خواهد کرد و اگر آن ایام کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمییافت (متی 24:22،23) .
همچنین شیطان آیات و معجزات بزرگی خواهد نمود (متی 24:24).
به یاری او، آن بیدین: «با هر نوع قوت و آیات و عجایب دروغ و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین» (دوم تسالونیکیان 2:9،10) ظهور خواهد کرد.
خدا را شکر میگوییم که اکنون شیطان در بند است.
از نشانههای اسیر بودن شیطان، کلیساهای مملو از ایمانداران به جهت دعا، و حضور میلیونها انسانی است که حداقل در روزهای یکشنبه عشای ربانی دریافت میکنند.
در عصر ما، بازگشت بسیاری از کشورهای سوسیالیست و بیخدا به سوی خدا و ایمان، نیز از نشانههای اسیر بودن شیطان است.
شیطان در آزادی خود، ایمانداران را هم به گناه میکشاند اما اکنون بیایمانان به سوی ایمان برمیگردند. لکن به هرحال ما نفی نمیکنیم که با وسوسه شیطان گناهان بسیاری کرده میشود. پس میگوییم که او هنوز عمل میکند اما نه با آزادی تام؛ نه با آن آزادی که پیش از عمل نجاتبخش مسیح داشت، و نه با آن آزادی که پس از سلطنت هزار ساله خواهد داشت.
در پایان این جلسه بصورت خلاصه بگویم کلیساهای رسولی ارتودکس و کاتولیک معتقدند سلطنت هزار ساله دوره کلیسا از تاسیس تا بازگشت ثانویه مسیح می باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🌟۲. ایام روزه بزرگ و مقدس(چلۀ روزه و توبه)
نام Great Lent برمیگردد به قرن چهارم. در طول چهل روزی که این دوره به طول میانجامد، نبرد روحانی ایماندار با روزۀ سخت، دعای بیشتر، جلسات مقدس بیشتر و طولانیتر، توبه، اعتراف و مشارکت مداوم در عشای ربانی، شدیدتر میگردد. این ایام روزه، از دوشنبه- پس از یکشنبۀ Cheese Fare که «دوشنبۀ پاک» نیز نامیده میشود- آغاز میگردد و روز جمعه قبل از یکشنبۀ نخل به پایان میرسد.
با اینکه ایام روزه ایام ماتم است، با این حال یکشنبهها واقعۀ مسرتبخش رستاخیز جشن گرفته میشود. به همین دلیل است که شنبهها و یکشنبهها را سخت روزه نمیگیرند و اجازه دارند که در وعدههای غذایی خود روغن زیتون مصرف کنند. البته در بین سرودهای رستاخیزی که در دعاهای عصرگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه خوانده میشود، دعاهای مخصوص فصل نیز گنجانده میشوند. در طول این پنج یکشنبه، کلیسا آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر را برگزار میکند که در مقایسه با آیین معمولْ یعنی آیین قدیسْ کریسوستوم طولانیتر است، در حالی که در شنبههای ایام روزه بزرگ، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زرين دهان (کریسوستوم) برگزار میشود.
به مسیحیان توصیه میشود که در طول این دوره، سرودهای نیایش فوقالعادۀ کلیسا را بخوانند: «میدان ورزشیِ فضیلتها هماینک باز است؛ کسانی از شما که میخواهند تمرین کنند، وارد شوند، و جنگ نیکوی روزه را در پیش گیرند...»؛ «زمان یک زندگی همراه با نبردهای روحانی، پیروزی بر دیوها و متانت و جدیت کاملاً مجهز فرا رسیده است...»، «بیایید با ایستادگی در دعا و تضرع، امیال نفسانی را فروبنشانیم...» سرودها اغلب با این چشمداشت و امید پایان میپذیرند که «خداوندا... ما را شایستۀ ستایش و تکریم رنجها و رستاخیز مقدست بگردان، تو که دوستدار انسانها هستی.»
در طول این دوره، هر روزه و به دفعات بسیار، از عهدقدیم و بهخصوص کتاب مقدس مزامیر استفاده میشود.
▪️الف. سرويس هاى مقدس ایام روزه بزرگ
سرويس مفصّل پس از شام (Mega Apodeipnon)
در عصرهای ایام روزه بزرگ به جای «سرويس کوتاه پس از شام»، سرويس«مفصّل» و طولانیتر خوانده میشود. این كونتاين ها حاوی سرودهایی است برگرفته از عهدقدیم و همچنین سرودهای دیگری که مسیحیان اولیه در دوران «کاتاکومبها» (دخمههای زیرزمینی) میخواندند، مانند: «خدا با ماست؛ ای امتهای خدانشناس این را بدانید و مغلوب شوید زیرا خدا با ماست»؛ یا «ای صاحبِ قدرتها [قدرتهای فرشتهای] با ما باش زیرا در غمها به جز تو یاوری دیگر نداریم؛ خداوند قدرتها بر ما رحم کن.»
🔹کانُن بزرگ
در طول چهار روز نخست از هفتۀ اول روزه و عصرِ چهارشنبۀ هفتۀ پنجم، همراه با کتاب «جلسۀ پس از شام» مقدسترین کانن بزرگ قدیسْ اندریاس، اسقف کریت (یکی از جزایر یونان/م.) خوانده میشود. این متن به شکلی شعرگونه نمونههایی از مردم عهدقدیم و جدید را نشان میدهد که از قانون و شریعت خدا تخطی کردند و پیامدهای اسفبار اعمالشان را نیز به نمایش میگذارد. در عین حال، شخصیتهای مقدسی را که مورد احترام و تکریم خدا بودند، نیز به روشنی نشان میدهد. بند کوتاه (kontakion) کانُن بزرگ کاملاً تکاندهنده است: «ای جان من، ای جان من، بیدار شو؛ چرا خوابیدهای؟ پایان نزدیک است و تو مضطرب خواهی شد. پس بیدار شو تا مسیح، آن خدا، که همه جا حاضر است و همه چیز را پر میسازد، بر تو رحم فرماید.»
🔹آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته
برای اینکه ایمانداران بیشتر در عشای ربانی شرکت کنند، هر چهارشنبه و جمعۀ ایام روزه بزرگ، آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته برگزار میشود. در طول ورود هدایای گرانبها، به جای سرود کروبی، سرود دیگری خوانده میشود که حس پشیمانی عمیقی در جماعت ایجاد میکند و ایمانداران را برمیانگیزد تا با اشتیاقی مقدس آمده، عشای ربانی را دریافت کنند: «حال، قدرتهای آسمان به شکلی نامرئی در درون ما خدمت میکنند. به هوش باشید، پادشاه جلال وارد میشود. هان! ببین که قربانی رمزآلود، و تکمیلشده وارد میشود! بیایید با ایمانی قوی و پرشور نزدیک آییم، باشد که در حیات جاودان شریک شویم. هللویا.»
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🌟۲. ایام روزه بزرگ و مقدس(چلۀ روزه و توبه)
نام Great Lent برمیگردد به قرن چهارم. در طول چهل روزی که این دوره به طول میانجامد، نبرد روحانی ایماندار با روزۀ سخت، دعای بیشتر، جلسات مقدس بیشتر و طولانیتر، توبه، اعتراف و مشارکت مداوم در عشای ربانی، شدیدتر میگردد. این ایام روزه، از دوشنبه- پس از یکشنبۀ Cheese Fare که «دوشنبۀ پاک» نیز نامیده میشود- آغاز میگردد و روز جمعه قبل از یکشنبۀ نخل به پایان میرسد.
با اینکه ایام روزه ایام ماتم است، با این حال یکشنبهها واقعۀ مسرتبخش رستاخیز جشن گرفته میشود. به همین دلیل است که شنبهها و یکشنبهها را سخت روزه نمیگیرند و اجازه دارند که در وعدههای غذایی خود روغن زیتون مصرف کنند. البته در بین سرودهای رستاخیزی که در دعاهای عصرگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه خوانده میشود، دعاهای مخصوص فصل نیز گنجانده میشوند. در طول این پنج یکشنبه، کلیسا آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر را برگزار میکند که در مقایسه با آیین معمولْ یعنی آیین قدیسْ کریسوستوم طولانیتر است، در حالی که در شنبههای ایام روزه بزرگ، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زرين دهان (کریسوستوم) برگزار میشود.
به مسیحیان توصیه میشود که در طول این دوره، سرودهای نیایش فوقالعادۀ کلیسا را بخوانند: «میدان ورزشیِ فضیلتها هماینک باز است؛ کسانی از شما که میخواهند تمرین کنند، وارد شوند، و جنگ نیکوی روزه را در پیش گیرند...»؛ «زمان یک زندگی همراه با نبردهای روحانی، پیروزی بر دیوها و متانت و جدیت کاملاً مجهز فرا رسیده است...»، «بیایید با ایستادگی در دعا و تضرع، امیال نفسانی را فروبنشانیم...» سرودها اغلب با این چشمداشت و امید پایان میپذیرند که «خداوندا... ما را شایستۀ ستایش و تکریم رنجها و رستاخیز مقدست بگردان، تو که دوستدار انسانها هستی.»
در طول این دوره، هر روزه و به دفعات بسیار، از عهدقدیم و بهخصوص کتاب مقدس مزامیر استفاده میشود.
▪️الف. سرويس هاى مقدس ایام روزه بزرگ
سرويس مفصّل پس از شام (Mega Apodeipnon)
در عصرهای ایام روزه بزرگ به جای «سرويس کوتاه پس از شام»، سرويس«مفصّل» و طولانیتر خوانده میشود. این كونتاين ها حاوی سرودهایی است برگرفته از عهدقدیم و همچنین سرودهای دیگری که مسیحیان اولیه در دوران «کاتاکومبها» (دخمههای زیرزمینی) میخواندند، مانند: «خدا با ماست؛ ای امتهای خدانشناس این را بدانید و مغلوب شوید زیرا خدا با ماست»؛ یا «ای صاحبِ قدرتها [قدرتهای فرشتهای] با ما باش زیرا در غمها به جز تو یاوری دیگر نداریم؛ خداوند قدرتها بر ما رحم کن.»
🔹کانُن بزرگ
در طول چهار روز نخست از هفتۀ اول روزه و عصرِ چهارشنبۀ هفتۀ پنجم، همراه با کتاب «جلسۀ پس از شام» مقدسترین کانن بزرگ قدیسْ اندریاس، اسقف کریت (یکی از جزایر یونان/م.) خوانده میشود. این متن به شکلی شعرگونه نمونههایی از مردم عهدقدیم و جدید را نشان میدهد که از قانون و شریعت خدا تخطی کردند و پیامدهای اسفبار اعمالشان را نیز به نمایش میگذارد. در عین حال، شخصیتهای مقدسی را که مورد احترام و تکریم خدا بودند، نیز به روشنی نشان میدهد. بند کوتاه (kontakion) کانُن بزرگ کاملاً تکاندهنده است: «ای جان من، ای جان من، بیدار شو؛ چرا خوابیدهای؟ پایان نزدیک است و تو مضطرب خواهی شد. پس بیدار شو تا مسیح، آن خدا، که همه جا حاضر است و همه چیز را پر میسازد، بر تو رحم فرماید.»
🔹آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته
برای اینکه ایمانداران بیشتر در عشای ربانی شرکت کنند، هر چهارشنبه و جمعۀ ایام روزه بزرگ، آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته برگزار میشود. در طول ورود هدایای گرانبها، به جای سرود کروبی، سرود دیگری خوانده میشود که حس پشیمانی عمیقی در جماعت ایجاد میکند و ایمانداران را برمیانگیزد تا با اشتیاقی مقدس آمده، عشای ربانی را دریافت کنند: «حال، قدرتهای آسمان به شکلی نامرئی در درون ما خدمت میکنند. به هوش باشید، پادشاه جلال وارد میشود. هان! ببین که قربانی رمزآلود، و تکمیلشده وارد میشود! بیایید با ایمانی قوی و پرشور نزدیک آییم، باشد که در حیات جاودان شریک شویم. هللویا.»
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔹سرود آکافيست
از قرن هفتم و به دلایل تاریخی، مقرر شده بود که در طول ایام روزه بزرگ، سرود آکافيست (Akathyst= یعنی ایستاده یا بدون نشستن) با آیین و تشریفات به «مادر خدا» تقدیم و خوانده شود، آن هم بهعنوان راهی برای قدردانی از بزرگترین بانو بهخاطر نجات معجزهآسای شهر قسطنطنیه (پایتخت روم شرقی که امروز استانبول نامیده میشود) که در ۶۲۶ به دست لشکر بربرها، موسوم به «آوار» محاصره شده بود. این مراسم مقدس که در واقع سرودهایی هستند برآمده از حس قدردانی و تشکر ایمانداران نسبت به «مادر خدا» به خاطر اینکه در برابر دشمنان نامرئی از ایشان حفاظت به عمل میآورد، از قرنها پیش تا به امروز همچنان ایمانداران را تکان میدهد. از این رو ایشان عصرهای جمعۀ ایام روزه بزرگ به کلیساها میآیند تا سرود فوقالعادۀ [5]troparia را بخوانند و «درودهای» مکرر خود را به مادر بزرگوار و مهربان بفرستند.
▪️ب. یکشنبههای ایام روزه بزرگ
🔺یکشنبۀ ارتدوكسى
در نخستین یکشنبۀ ایام روزه بزرگ، کلیسا بازگشت مجدد آيكون هاى (شمائل هاى) مقدس و پیروزی ارتدوكسى (راست دينى) بر بدعتها را جشن میگیرد، اموری که برای قرنها کلیسا را مورد زحمت و آزار قرار داده بود.[6] به همین دلیل است که در این روز جشن و شادی برقرار است و شمائل مقدس را به شکلی دستهجمعی و پیروزمندانه در اطراف ساختمان کلیسا حرکت میدهند. درسهای کتابمقدس و سرودها نیز بر قدرت و نتایج فوقالعادۀ ایمانی که پرشور و حرارت است، تاٴکید میکنند.
🔺یکشنبۀ قدیس گریگوری پالاماس
در یکشنبۀ دوم، کلیسا زحمات ریاضتکشانۀ قدیس گریگوری پالاماس، اسقف اعظم تسالونیکی[7] را به تصویر میکشد، کسی که خود را بهعنوان «شخصیت برجستۀ ارتدوكسى، حامی کلیسا، زیبایی رهبانی... و واعظ فیض» متمایز نمود.
🔺یکشنبۀ تکریم صلیب مقدس
در یکشنبۀ سوم که اواسط ایام روزه بزرگ میباشد، صلیب مقدس مسیح را به مرکز کلیساها میآورند، پس از آن، «تکریم صلیب مقدس» انجام میشود، همانطور که اسم این عید نشان میدهد. ایمانداران با احترامی عمیق برای ستایش و تکریم صلیب مقدس جلو میآیند تا از آن قوت و فیض بیابند و بدین ترتیب بتوانند نبردهای روحانی و پیروزمندانۀ خویش را ادامه دهند، پاک شوند و شایستۀ محترم شمردن رنج مقدس و رستاخیز پرجلال مسیح گردند.
🔺یکشنبۀ قدیس (يوحنا) جان کلیماکوس[8]
کلیسا در چهارمین یکشنبه، شخصیت مقدس هوسیوس يوحنا، راهب بزرگ صومعۀ مقدس سینا را معرفی میکند که کتابی عمیقاً روحانی به نام نردبان فردوس را به رشتۀ تحریر درآورده است. این کتاب تلاش جنگجویانۀ یک مسیحی را در خلاص شدن از اغراض نفسانی، فسق و فجور بشری و کسب فضائل مسیحی توصیف میکند، فضائلی که به همراه فیض مسیح به انسان کمک خواهد کرد که به آسمان صعود کند. این کتاب «نردبان» نامیده شده (به یونان، Climax)، زیرا نویسنده در سی فصل متوالی مراحل صعود روحانی و کامل شدن [یا تقدیس] ایماندار را تشریح میکند، بهگونهای که انگار اینها سی پلۀ یک نردبان میباشند. او ایدۀ نردبان را از رؤیای یعقوب الهام گرفته بود (م.ک. پیدایش ٢٨ :۱۲)، در حالی که ایدۀ سی پله را از زندگی عیسی برگرفت که در سی سالگی کار رهاییبخش خود را برای کل دنیا آغاز کرد. این کتابی است که نه تنها افراد جامعۀ رهبانی، بلکه همۀ ایمانداران باید بخوانند.
🔺یکشنبۀ قدیس مريم مصرى
پنجمین و آخرین یکشنبۀ ایام روزه، روز قدیس ارجمند مريم (Hosia) مصری است که به تنهایی در بیابان و با داشتن یک زندگی توبهکارانه، نبردهای روحانی طولانی و سختی را پشت سر گذاشت و قدیس شد.[9] الگوی او هر ایمانداری را ترغیب میکند که نبردی سرسختانه برعلیه اغراض نفسانی خود در پیش گیرد و استوار در مسیر توبه گام بردارد.
ایام روزه بزرگ در روز جمعه، پس از یکشنبۀ پنجم به اتمام میرسد.
🔺شنبۀ ایلعازر- یکشنبۀ نخل
در روز شنبهای که پس از پنجمین یکشنبۀ ایام روزه بزرگ میآید(روز قدیس ارجمند مريم مصری)، زنده شدن ایلعازر از مردگان، و در روز یکشنبه، ورود مظفرانۀ عیسی به اورشلیم را جشن میگیریم.
سرويس هاى مقدس هفتۀ مقدس عصر یکشنبۀ نخل شروع میشوند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔹سرود آکافيست
از قرن هفتم و به دلایل تاریخی، مقرر شده بود که در طول ایام روزه بزرگ، سرود آکافيست (Akathyst= یعنی ایستاده یا بدون نشستن) با آیین و تشریفات به «مادر خدا» تقدیم و خوانده شود، آن هم بهعنوان راهی برای قدردانی از بزرگترین بانو بهخاطر نجات معجزهآسای شهر قسطنطنیه (پایتخت روم شرقی که امروز استانبول نامیده میشود) که در ۶۲۶ به دست لشکر بربرها، موسوم به «آوار» محاصره شده بود. این مراسم مقدس که در واقع سرودهایی هستند برآمده از حس قدردانی و تشکر ایمانداران نسبت به «مادر خدا» به خاطر اینکه در برابر دشمنان نامرئی از ایشان حفاظت به عمل میآورد، از قرنها پیش تا به امروز همچنان ایمانداران را تکان میدهد. از این رو ایشان عصرهای جمعۀ ایام روزه بزرگ به کلیساها میآیند تا سرود فوقالعادۀ [5]troparia را بخوانند و «درودهای» مکرر خود را به مادر بزرگوار و مهربان بفرستند.
▪️ب. یکشنبههای ایام روزه بزرگ
🔺یکشنبۀ ارتدوكسى
در نخستین یکشنبۀ ایام روزه بزرگ، کلیسا بازگشت مجدد آيكون هاى (شمائل هاى) مقدس و پیروزی ارتدوكسى (راست دينى) بر بدعتها را جشن میگیرد، اموری که برای قرنها کلیسا را مورد زحمت و آزار قرار داده بود.[6] به همین دلیل است که در این روز جشن و شادی برقرار است و شمائل مقدس را به شکلی دستهجمعی و پیروزمندانه در اطراف ساختمان کلیسا حرکت میدهند. درسهای کتابمقدس و سرودها نیز بر قدرت و نتایج فوقالعادۀ ایمانی که پرشور و حرارت است، تاٴکید میکنند.
🔺یکشنبۀ قدیس گریگوری پالاماس
در یکشنبۀ دوم، کلیسا زحمات ریاضتکشانۀ قدیس گریگوری پالاماس، اسقف اعظم تسالونیکی[7] را به تصویر میکشد، کسی که خود را بهعنوان «شخصیت برجستۀ ارتدوكسى، حامی کلیسا، زیبایی رهبانی... و واعظ فیض» متمایز نمود.
🔺یکشنبۀ تکریم صلیب مقدس
در یکشنبۀ سوم که اواسط ایام روزه بزرگ میباشد، صلیب مقدس مسیح را به مرکز کلیساها میآورند، پس از آن، «تکریم صلیب مقدس» انجام میشود، همانطور که اسم این عید نشان میدهد. ایمانداران با احترامی عمیق برای ستایش و تکریم صلیب مقدس جلو میآیند تا از آن قوت و فیض بیابند و بدین ترتیب بتوانند نبردهای روحانی و پیروزمندانۀ خویش را ادامه دهند، پاک شوند و شایستۀ محترم شمردن رنج مقدس و رستاخیز پرجلال مسیح گردند.
🔺یکشنبۀ قدیس (يوحنا) جان کلیماکوس[8]
کلیسا در چهارمین یکشنبه، شخصیت مقدس هوسیوس يوحنا، راهب بزرگ صومعۀ مقدس سینا را معرفی میکند که کتابی عمیقاً روحانی به نام نردبان فردوس را به رشتۀ تحریر درآورده است. این کتاب تلاش جنگجویانۀ یک مسیحی را در خلاص شدن از اغراض نفسانی، فسق و فجور بشری و کسب فضائل مسیحی توصیف میکند، فضائلی که به همراه فیض مسیح به انسان کمک خواهد کرد که به آسمان صعود کند. این کتاب «نردبان» نامیده شده (به یونان، Climax)، زیرا نویسنده در سی فصل متوالی مراحل صعود روحانی و کامل شدن [یا تقدیس] ایماندار را تشریح میکند، بهگونهای که انگار اینها سی پلۀ یک نردبان میباشند. او ایدۀ نردبان را از رؤیای یعقوب الهام گرفته بود (م.ک. پیدایش ٢٨ :۱۲)، در حالی که ایدۀ سی پله را از زندگی عیسی برگرفت که در سی سالگی کار رهاییبخش خود را برای کل دنیا آغاز کرد. این کتابی است که نه تنها افراد جامعۀ رهبانی، بلکه همۀ ایمانداران باید بخوانند.
🔺یکشنبۀ قدیس مريم مصرى
پنجمین و آخرین یکشنبۀ ایام روزه، روز قدیس ارجمند مريم (Hosia) مصری است که به تنهایی در بیابان و با داشتن یک زندگی توبهکارانه، نبردهای روحانی طولانی و سختی را پشت سر گذاشت و قدیس شد.[9] الگوی او هر ایمانداری را ترغیب میکند که نبردی سرسختانه برعلیه اغراض نفسانی خود در پیش گیرد و استوار در مسیر توبه گام بردارد.
ایام روزه بزرگ در روز جمعه، پس از یکشنبۀ پنجم به اتمام میرسد.
🔺شنبۀ ایلعازر- یکشنبۀ نخل
در روز شنبهای که پس از پنجمین یکشنبۀ ایام روزه بزرگ میآید(روز قدیس ارجمند مريم مصری)، زنده شدن ایلعازر از مردگان، و در روز یکشنبه، ورود مظفرانۀ عیسی به اورشلیم را جشن میگیریم.
سرويس هاى مقدس هفتۀ مقدس عصر یکشنبۀ نخل شروع میشوند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔹هفتۀ مقدس و بزرگ
هفتۀ قبل از عید قیام- پیشاپیش، یعنی از نخستین سالهای مسیحیت- نام «هفتۀ مقدس و بزرگ» را دریافت کرد. قدیس یوحنای زریندهان (کريسوستوم) با بیان این موضوع که در طول این هفته، وقایع بزرگ و توصیفناپذیری رخ دادند، این عنوان را شرح میدهد. در طول این هفته «مرگ خاموش گردید، لعنت فرونشست، ظلم و ستم شیطان برچیده شد، ابزار و آلات او غارت شد و آشتی خدا با انسان محقق گشت.»[10]
روزۀ هفتۀ مقدس یکی از قدیمیترین روزهها میباشد که ظاهراً از سوی رسولان مقدس پایهگذاری شد. مسیحیان اولیه مراقب بودند که خودشان را با کارهایی که ایشان را از شرکت در جلسات آیینی (synaxeis) بازمیدارد، مشغول نکنند، جلساتی که در آن میآموختند «او که رنج کشید و از مردگان برخاست، کیست.»[11]
🔺یکشنبۀ مقدس
در روز دوشنبۀ مقدس، کلیسا یوسف حاضر را بهعنوان «شایستهترین» معرفی میکنند، زیرا کلیسا پسر یعقوب را بهلحاظ نیکویی نمونۀ اعلای مسیح نامیده است. برادرانش از روی حسادت او را اسیر کرده، در چاهی انداختند و سپس به عنوان برده فروختند. اما او به شخصیتی سلطنتی در مصر تبدیل گشت و قوم خود را از گرسنگی و قحطی نجات داد. هموطنان مسیح نیز که یهودی بودند از وی تنفر داشتند. شاگردش او را به سی سکۀ نقره فروخت. او را در مقبرهای تاریک گذاشته و آن را مهر و موم کردند. اما او که قادر مطلق است، از قبر برخاست، پادشاه مصرِ نمادین شد و بهعنوان خیرخواهترین شخص، ما را از گرسنگی روحانی نجات داد؛ او ما را با «خوراک» آیینی سیر میسازد، و از نان حیات، نان آسمانی و بدن و خون خویش به ما میدهد.
از عصر یکشنبۀ نخل، زمانی که جلسۀ دعای صبحگاهی دوشنبۀ مقدس برگزار میشود، تا چهارشنبۀ مقدس شمائل مسیحِ داماد در مرکز کلیساها به نمایش گذاشته میشود. سرودهای رسمی را نیز میخوانند، سرودهایی مانند «بههوش باشید، داماد در نیمههای شب میآید...» و سرود exaposteilarion[12]: «ای نجات دهندۀ من، تالار تو را آراسته میبینم... و جامۀ عروسی ندارم که داخل شوم...»
🔺سهشنبۀ مقدس
مفهوم نمادین مسیح بهعنوان داماد جانهای ما، از مَثَلِ ده باکره گرفته شده که خود را برای استقبال از داماد آماده میکردند. این درس مربوطه (متی ٢٥ :۱-۱۳) که آن را در سهشنبۀ مقدس میخوانند، با نصیحت خداوندگار پایان میپذیرد، که فرمود: «پس بیدار باشید، چون از آن روز و ساعت خبر ندارید»، بدین معنا که پسر خدا برای داوری جهان میآید.
بنابراین، مفهومی که بر درسها و سرودهای سهشنبۀ مقدس غالب است، آمادگی روحانی ما ایمانداران میباشد، تا با شمعهای فضیلت و اعمال محبتآمیز، شعلۀ ما همواره روشن باشد و با اشتیاقی مقدس منتظر آمدن خداوندمان باشیم، کسی که در تالار عروسی آسمانیاش ما را خواهد پذیرفت، یا به بیانی دیگر، در پادشاهی جاودان خویش.
🔺چهارشنبۀ مقدس
در چهارشنبۀ مقدس، تمایزی ایجاد میشود بین شاگردی که به عیسی خیانت کرد و زن گناهکاری که توبه کرد و به نشانۀ قدردانی از بخششی که از خداوندگار دریافت کرد، آمده و عطری بسیار گرانبها بر سرش ریخت (متی ٢٦ :۶-۱۶). سرودهای تاٴثربرانگیز با این کلمات پایان میپذیرند: «چه وحشتناک بود شتابزدگی او! چه عظیم بود توبۀ او...» (Idiomelon، بخش اول).
در چهارشنبۀ مقدس، راز تدهین مقدس برای تمام ایمانداران انجام میشود تا پس از اعترافی که قبل از آن انجام میشود، بتوانند فارغ از بیماری جسمی و روحی، برای عشای ربانی جلو بیایند.
🔺پنجشنبۀ مقدس
در پنجشنبۀ مقدس، سرودها و متون مقدسی که قرائت میشوند، به «شستشوی مقدس» (شستشوی پای شاگردان به دست خداوندگار)، شام آخر، دعای عیسی در باغ جتسیمانی و خیانت [یهودا] اشاره دارند.
در آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر، درسی که از رسولان میخوانیم، بر ضرورت آمادگی مناسب ایمانداران برای اجرای راز سپاسگزاری مقدس که خداوندگار در شب پنجشنبه به شاگردانش سپرد، تاٴکید میکند.
در شب مقدس پنجشنبه، مراسم رنج مقدس اجرا میشود که در طول آن دوازده درس مرتبط از چهار انجیل مقدس را میخوانند. ایمانداران با احساس و احترام برای تکریم مسیح مصلوب میآیند و کلیساها را پر میسازند. این مراسم مقدس و تکاندهنده متعلق به مراسم دعای صبحگاهی جمعۀ مقدس میباشند، اما در کلیساهای ناحیهای این مراسم شب قبل (پنجشنبه) برگزار میشود تا ایمانداران راحتتر بتوانند شرکت کنند. با این همه، مراسم طولانی دیگری نیز در جمعۀ مقدس برگزار میشوند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔹هفتۀ مقدس و بزرگ
هفتۀ قبل از عید قیام- پیشاپیش، یعنی از نخستین سالهای مسیحیت- نام «هفتۀ مقدس و بزرگ» را دریافت کرد. قدیس یوحنای زریندهان (کريسوستوم) با بیان این موضوع که در طول این هفته، وقایع بزرگ و توصیفناپذیری رخ دادند، این عنوان را شرح میدهد. در طول این هفته «مرگ خاموش گردید، لعنت فرونشست، ظلم و ستم شیطان برچیده شد، ابزار و آلات او غارت شد و آشتی خدا با انسان محقق گشت.»[10]
روزۀ هفتۀ مقدس یکی از قدیمیترین روزهها میباشد که ظاهراً از سوی رسولان مقدس پایهگذاری شد. مسیحیان اولیه مراقب بودند که خودشان را با کارهایی که ایشان را از شرکت در جلسات آیینی (synaxeis) بازمیدارد، مشغول نکنند، جلساتی که در آن میآموختند «او که رنج کشید و از مردگان برخاست، کیست.»[11]
🔺یکشنبۀ مقدس
در روز دوشنبۀ مقدس، کلیسا یوسف حاضر را بهعنوان «شایستهترین» معرفی میکنند، زیرا کلیسا پسر یعقوب را بهلحاظ نیکویی نمونۀ اعلای مسیح نامیده است. برادرانش از روی حسادت او را اسیر کرده، در چاهی انداختند و سپس به عنوان برده فروختند. اما او به شخصیتی سلطنتی در مصر تبدیل گشت و قوم خود را از گرسنگی و قحطی نجات داد. هموطنان مسیح نیز که یهودی بودند از وی تنفر داشتند. شاگردش او را به سی سکۀ نقره فروخت. او را در مقبرهای تاریک گذاشته و آن را مهر و موم کردند. اما او که قادر مطلق است، از قبر برخاست، پادشاه مصرِ نمادین شد و بهعنوان خیرخواهترین شخص، ما را از گرسنگی روحانی نجات داد؛ او ما را با «خوراک» آیینی سیر میسازد، و از نان حیات، نان آسمانی و بدن و خون خویش به ما میدهد.
از عصر یکشنبۀ نخل، زمانی که جلسۀ دعای صبحگاهی دوشنبۀ مقدس برگزار میشود، تا چهارشنبۀ مقدس شمائل مسیحِ داماد در مرکز کلیساها به نمایش گذاشته میشود. سرودهای رسمی را نیز میخوانند، سرودهایی مانند «بههوش باشید، داماد در نیمههای شب میآید...» و سرود exaposteilarion[12]: «ای نجات دهندۀ من، تالار تو را آراسته میبینم... و جامۀ عروسی ندارم که داخل شوم...»
🔺سهشنبۀ مقدس
مفهوم نمادین مسیح بهعنوان داماد جانهای ما، از مَثَلِ ده باکره گرفته شده که خود را برای استقبال از داماد آماده میکردند. این درس مربوطه (متی ٢٥ :۱-۱۳) که آن را در سهشنبۀ مقدس میخوانند، با نصیحت خداوندگار پایان میپذیرد، که فرمود: «پس بیدار باشید، چون از آن روز و ساعت خبر ندارید»، بدین معنا که پسر خدا برای داوری جهان میآید.
بنابراین، مفهومی که بر درسها و سرودهای سهشنبۀ مقدس غالب است، آمادگی روحانی ما ایمانداران میباشد، تا با شمعهای فضیلت و اعمال محبتآمیز، شعلۀ ما همواره روشن باشد و با اشتیاقی مقدس منتظر آمدن خداوندمان باشیم، کسی که در تالار عروسی آسمانیاش ما را خواهد پذیرفت، یا به بیانی دیگر، در پادشاهی جاودان خویش.
🔺چهارشنبۀ مقدس
در چهارشنبۀ مقدس، تمایزی ایجاد میشود بین شاگردی که به عیسی خیانت کرد و زن گناهکاری که توبه کرد و به نشانۀ قدردانی از بخششی که از خداوندگار دریافت کرد، آمده و عطری بسیار گرانبها بر سرش ریخت (متی ٢٦ :۶-۱۶). سرودهای تاٴثربرانگیز با این کلمات پایان میپذیرند: «چه وحشتناک بود شتابزدگی او! چه عظیم بود توبۀ او...» (Idiomelon، بخش اول).
در چهارشنبۀ مقدس، راز تدهین مقدس برای تمام ایمانداران انجام میشود تا پس از اعترافی که قبل از آن انجام میشود، بتوانند فارغ از بیماری جسمی و روحی، برای عشای ربانی جلو بیایند.
🔺پنجشنبۀ مقدس
در پنجشنبۀ مقدس، سرودها و متون مقدسی که قرائت میشوند، به «شستشوی مقدس» (شستشوی پای شاگردان به دست خداوندگار)، شام آخر، دعای عیسی در باغ جتسیمانی و خیانت [یهودا] اشاره دارند.
در آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر، درسی که از رسولان میخوانیم، بر ضرورت آمادگی مناسب ایمانداران برای اجرای راز سپاسگزاری مقدس که خداوندگار در شب پنجشنبه به شاگردانش سپرد، تاٴکید میکند.
در شب مقدس پنجشنبه، مراسم رنج مقدس اجرا میشود که در طول آن دوازده درس مرتبط از چهار انجیل مقدس را میخوانند. ایمانداران با احساس و احترام برای تکریم مسیح مصلوب میآیند و کلیساها را پر میسازند. این مراسم مقدس و تکاندهنده متعلق به مراسم دعای صبحگاهی جمعۀ مقدس میباشند، اما در کلیساهای ناحیهای این مراسم شب قبل (پنجشنبه) برگزار میشود تا ایمانداران راحتتر بتوانند شرکت کنند. با این همه، مراسم طولانی دیگری نیز در جمعۀ مقدس برگزار میشوند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔺جمعۀ مقدس
در جمعۀ مقدس، هیجان و نیایش به نقطۀ اوج خود میرسد، زیرا ایمانداران میآیند تا پاهای خونین خداوندگار را بر صلیب واقع در مرکز کلیسا ستایش و تکریم کنند، در حالی که تاجی از خار بر سر دارد و پهلوی او با نیزه زخمی شده است. قرائت متون مقدس از عهدقدیم، از پیش اعلان نمودن رنجهای مقدس مسیح موعود با جزئیات، قرائت متون انجیل و سرودهای تاٴثربرانگیز، به ایمانداران کمک میکند که زندگی او را تجربه نمایند، به بیان synaxar «رنجهای مقدس، رهاییدهنده و مهیب خداوندگار، خدا و نجاتدهندهمان عیسی مسیح: آب دهان انداختن بر او، تازیانه و سیلی خوردن، تحقیر و تمسخر شدن، خرقۀ ارغوانی، چوب، اسفنج، سرکه، میخها، نیزه و نهایتاً صلیب و مرگ که او با کمال میل برای ما متحمل گردید.» هر کسی که در درد و رنج مسیح، داماد رنجدیدهاش شرکت میکند، در احساساتی عمیق و سرشار از قدردانی نسبت به نجاتدهندهاش غرق میشود و امور دنیوی در این تفکر جایی ندارند. همۀ افراد از هر کاری حتی غذا خوردن دست میکشند تا از صمیم دل در رنج مقدس و رهاییدهندۀ خداوند شرکت کنند.
بعد از مراسم «ساعتهای باشکوه» و مراسم شامگاهی Apokathelosis (=پایین آوردن پیکر عیسی از روی صلیب)، در عصر جمعۀ مقدس، مراسم «مراثی بر سر قبر» برگزار میشود که بخشی از مراسم صبحگاهی شنبۀ مقدس میباشد.
🔺شنبۀ مقدس
شنبۀ مقدس آخرین روز از هفتۀ مقدس میباشد. از زمان رسولان تا به امروز مراسم تدفین خداوندگارمان و صعود او به جهان مردگان را برگزار میکنیم؛ او به آنجا رفت تا انجیل نجات جانها را به کسانی که از آدم تا زمان خودش مرده بودند، موعظه کند. در حین مراسم Epitaphios جماعت کثیری از ایمانداران در حالی که پر از هیجان و احساس هستند با شمعهای روشن در اطراف گنبد [13]Epitaphios میایستند و مراثی بسیار معروفی را میخواند. مراثی و سرودهای دیگر شنبۀ مقدس، مضمونی شفاف پیرامون رستاخیز دارند : «بیایید، ای مردم بیایید مسیح را ستایش و پرستش کنیم، رستاخیز او از مردگان را جلال دهیم...»، «آه ای مسیح با رنجهایت از نَفْس آزاد گشتیم؛ و با رستاخیزت از فساد رهایی یافتیم؛ خداوند، جلال بر تو.» حین آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر، قبل از خواندن درس انجیل مقدس، کلیسا پر از امید رستاخیز بانگ برمیآورد: «خدایا برخیز و زمین را داوری کن؛ زیرا تو تمام امتها را میراث خود میگردانی.»
در روز شنبۀ مقدس، انتظار رستاخیز به شدت حس میشود. پیکر عیسی در مقبره است، اما بر طبق نبوت یعقوب همچون شیری خفته است (م.ک. با پیدایش ٤٩ :۹، در جمعۀ مقدس، ستایشهای نت دوم تکرار شد) و پر از قوت و نیرو میباشد. او «حیاتی است خوابیده در قبر» که از مردگان بر خواهد خاست و همۀ ما را نیز بر خواهد خیزانید. پیغام مطمئنی که سرود عشای شنبۀ مقدس اعلام میکند، از این قرار است: «خداوندگار از خواب برخاسته ، قیام کرد و ما را نجات داد. هللویا.»
🔺یکشنبۀ رستاخیز
رستاخیز خداوندگار نقطۀ اوج و ارزشمند زندگی او بر روی زمین میباشد. او حتی از مرگ خود برای دعوت اهالی هاویه به توبه استفاده کرد و سه روز بعد از مردگان برخاست. کلیسا نیز با او برخاست و از آن پس زنده است و در طول قرنها افراد بیشتر و بیشتری را به آغوش خود میپذیرد.
کلیسای ما این واقعۀ شاد دنیا یعنی رستاخیز را به مدت چهل روز با اشتیاق و سرور جشن میگیرد، از زمانی که خداوندگار به شاگردانش ظاهر شد تا صعودش به آسمان.
عید قیام مسیح «عیدِ عیدها» و نقطۀ اوج و کانون کل سال کلیسایی و عیدی بزرگ و پر از شادی به شمار میرود، که به خاطر آن زنگهای قیام در طول این دوره به صدا درمیآیند. جشنی که شب رستاخیز برگزار میشود با شمعهایی که ایمانداران روشن میکنند و سرودهای شاد و دلپذیری که میخوانند، شکوه و عظمتی بینظیر دارد. در واقع، بر اساس متون آیینی کلیسای ما «این روزی برگزیده و مقدس، نوبر شباتها، ملکه و حاکم، عیدِ عیدها و جشنِ جشنهاست...»؛ «این است روزی که خداوند ساخته است، بياييد در آن وجد و شادی کنیم...»
کانُن رستاخیز به قلم یوحنای دمشقی نوشته شد و ما شب عید قیام در کلیساها میخوانیم، که حاوی سرودهای قیام میباشند که در نوع خود بهترینها در دنیا میباشند. این سرودها به درخشانترین شکوفههای کتب مقدس و متون پدران کلیسا مزین شدهاند:
«حال، همه چیز پر از نور شده، آسمان و زمین و زیرِ زمین؛ پس بگذار تمام خلقت از رستاخیز مسیح که به واسطۀ آن برقرار شدهاند، بخوانند.» (برگرفته از قصیدۀ سوم).[14]
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔺جمعۀ مقدس
در جمعۀ مقدس، هیجان و نیایش به نقطۀ اوج خود میرسد، زیرا ایمانداران میآیند تا پاهای خونین خداوندگار را بر صلیب واقع در مرکز کلیسا ستایش و تکریم کنند، در حالی که تاجی از خار بر سر دارد و پهلوی او با نیزه زخمی شده است. قرائت متون مقدس از عهدقدیم، از پیش اعلان نمودن رنجهای مقدس مسیح موعود با جزئیات، قرائت متون انجیل و سرودهای تاٴثربرانگیز، به ایمانداران کمک میکند که زندگی او را تجربه نمایند، به بیان synaxar «رنجهای مقدس، رهاییدهنده و مهیب خداوندگار، خدا و نجاتدهندهمان عیسی مسیح: آب دهان انداختن بر او، تازیانه و سیلی خوردن، تحقیر و تمسخر شدن، خرقۀ ارغوانی، چوب، اسفنج، سرکه، میخها، نیزه و نهایتاً صلیب و مرگ که او با کمال میل برای ما متحمل گردید.» هر کسی که در درد و رنج مسیح، داماد رنجدیدهاش شرکت میکند، در احساساتی عمیق و سرشار از قدردانی نسبت به نجاتدهندهاش غرق میشود و امور دنیوی در این تفکر جایی ندارند. همۀ افراد از هر کاری حتی غذا خوردن دست میکشند تا از صمیم دل در رنج مقدس و رهاییدهندۀ خداوند شرکت کنند.
بعد از مراسم «ساعتهای باشکوه» و مراسم شامگاهی Apokathelosis (=پایین آوردن پیکر عیسی از روی صلیب)، در عصر جمعۀ مقدس، مراسم «مراثی بر سر قبر» برگزار میشود که بخشی از مراسم صبحگاهی شنبۀ مقدس میباشد.
🔺شنبۀ مقدس
شنبۀ مقدس آخرین روز از هفتۀ مقدس میباشد. از زمان رسولان تا به امروز مراسم تدفین خداوندگارمان و صعود او به جهان مردگان را برگزار میکنیم؛ او به آنجا رفت تا انجیل نجات جانها را به کسانی که از آدم تا زمان خودش مرده بودند، موعظه کند. در حین مراسم Epitaphios جماعت کثیری از ایمانداران در حالی که پر از هیجان و احساس هستند با شمعهای روشن در اطراف گنبد [13]Epitaphios میایستند و مراثی بسیار معروفی را میخواند. مراثی و سرودهای دیگر شنبۀ مقدس، مضمونی شفاف پیرامون رستاخیز دارند : «بیایید، ای مردم بیایید مسیح را ستایش و پرستش کنیم، رستاخیز او از مردگان را جلال دهیم...»، «آه ای مسیح با رنجهایت از نَفْس آزاد گشتیم؛ و با رستاخیزت از فساد رهایی یافتیم؛ خداوند، جلال بر تو.» حین آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر، قبل از خواندن درس انجیل مقدس، کلیسا پر از امید رستاخیز بانگ برمیآورد: «خدایا برخیز و زمین را داوری کن؛ زیرا تو تمام امتها را میراث خود میگردانی.»
در روز شنبۀ مقدس، انتظار رستاخیز به شدت حس میشود. پیکر عیسی در مقبره است، اما بر طبق نبوت یعقوب همچون شیری خفته است (م.ک. با پیدایش ٤٩ :۹، در جمعۀ مقدس، ستایشهای نت دوم تکرار شد) و پر از قوت و نیرو میباشد. او «حیاتی است خوابیده در قبر» که از مردگان بر خواهد خاست و همۀ ما را نیز بر خواهد خیزانید. پیغام مطمئنی که سرود عشای شنبۀ مقدس اعلام میکند، از این قرار است: «خداوندگار از خواب برخاسته ، قیام کرد و ما را نجات داد. هللویا.»
🔺یکشنبۀ رستاخیز
رستاخیز خداوندگار نقطۀ اوج و ارزشمند زندگی او بر روی زمین میباشد. او حتی از مرگ خود برای دعوت اهالی هاویه به توبه استفاده کرد و سه روز بعد از مردگان برخاست. کلیسا نیز با او برخاست و از آن پس زنده است و در طول قرنها افراد بیشتر و بیشتری را به آغوش خود میپذیرد.
کلیسای ما این واقعۀ شاد دنیا یعنی رستاخیز را به مدت چهل روز با اشتیاق و سرور جشن میگیرد، از زمانی که خداوندگار به شاگردانش ظاهر شد تا صعودش به آسمان.
عید قیام مسیح «عیدِ عیدها» و نقطۀ اوج و کانون کل سال کلیسایی و عیدی بزرگ و پر از شادی به شمار میرود، که به خاطر آن زنگهای قیام در طول این دوره به صدا درمیآیند. جشنی که شب رستاخیز برگزار میشود با شمعهایی که ایمانداران روشن میکنند و سرودهای شاد و دلپذیری که میخوانند، شکوه و عظمتی بینظیر دارد. در واقع، بر اساس متون آیینی کلیسای ما «این روزی برگزیده و مقدس، نوبر شباتها، ملکه و حاکم، عیدِ عیدها و جشنِ جشنهاست...»؛ «این است روزی که خداوند ساخته است، بياييد در آن وجد و شادی کنیم...»
کانُن رستاخیز به قلم یوحنای دمشقی نوشته شد و ما شب عید قیام در کلیساها میخوانیم، که حاوی سرودهای قیام میباشند که در نوع خود بهترینها در دنیا میباشند. این سرودها به درخشانترین شکوفههای کتب مقدس و متون پدران کلیسا مزین شدهاند:
«حال، همه چیز پر از نور شده، آسمان و زمین و زیرِ زمین؛ پس بگذار تمام خلقت از رستاخیز مسیح که به واسطۀ آن برقرار شدهاند، بخوانند.» (برگرفته از قصیدۀ سوم).[14]
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
سرود فوقالعادهای که آغاز خطابۀ زیبای عید قیام مقدس به قلم الهیدان، گریگوری نازیانزوسی را تکرار میکند، بسیار تکان دهنده است (۳۲۹-۳۹۰): «امروز روز رستاخیز است! بیایید در شکوه و جلال عید غرق شویم و یکدیگر را بپذیریم. حتی این را به کسانی که دوستمان ندارد بگوییم؛ بیایید همه چیز را در رستاخیز ببخشیم و از این رو بانگ برآوریم: مسیح از مردگان برخاسته است، مرگ را پایمال نمود و به کسانی که در قبرها هستند، حیات میبخشد.»
تکرار بیپایان این تبریک که «مسیح برخاسته است»- «به راستى او برخاسته است» در شب رستاخیز، هفتۀ تجدید و روزهای پس از آن، اشتیاق پایدار ایمانداران را نسبت به مسرتبخشترین عید کلیسای ارتدوكس نشان میدهد. کل این دوره تا پنطيكاست، بر شادی دلهای ایمانداران تاٴکید میکند، ایماندارانی که فراخوانده شدهاند تا عمیقاً آن را احساس کنند و همچون دارایی ارزشمند زندگی خویش حفظ نمایند تا بتوانند پیروزمندانه از پسِ هر مصیبتی که برایشان پیش میآید، برآیند. البته فقط به اینجا ختم نمیشود، بلکه، ایماندار با مشارکت خالصانه در واقعۀ رستاخیز، میتواند لذت رستاخیز خویش را از پیش بچشد، همانطور که قصیدۀ هشتم کانُن عید قیام به زیبایی بیان میکند: «دیروز، ای مسیح، با تو دفن شدم؛ امروز با تو قیام میکنم، همانطور كه تو قیام میکنی؛ دیروز با تو مصلوب شدم. بگذار در جلال و پادشاهیات سهیم باشم، ای نجاتدهنده.» شرارتی بدتر از مرگ ابدى وجود ندارد. مسیح با قربانی شدن بر روی صلیب و رستاخیز پرشکوهش، ما را از این دشمن آزاد کرده است. او تا بازگشت خود، مرگ جسمانی را به خوابی موقت تبدیل کرده است.
بنابراین، بدیهی است که رستاخیز خداوندگار برای کلیسای ارتدوكس، نه تنها نقطۀ اوج تقویم کلیسایی است، بلکه مرکز و کانون کل پرستش کلیسا و زندگی ایمانداران نیز به شمار میرود. تمام مراسم مقدس، از شب رستاخیز تا صعود و پنطيكاست در کتاب کلیسایی گنجانده شدهاند که نام Pentecostarion را هم از آن گرفته است.
پس از مراسم دعای صبحگاهی رستاخیز، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زریندهان (کریسوستوم) اجرا میشود که شادی زیادی در آن موج میزند. در ابتدا، سرود «مسیح از مردگان برخاسته است...» را ده بار میخوانند، درست مانند آغاز دعای صبحگاهی و مراسم دعای اصلی عصر. آیات برگرفته از مزامیر که در این دعاها گنجانده شدهاند، پیام پیروزی و شادی را منعکس میسازند: «بگذار خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند...»؛ «این است روزی که خداوند ساخته است، بياييد در آن وجد و شادی کنیم...» در هفتۀ عید قيام، همین ترتیب رعایت میشود که «هفتۀ تجدید»[15] از مجموعه واژگان کلیسایی آن میباشد؛ علت آن است که این هفته «پاسكا (=فصح) جدید» است، در مقایسه با عيد فصح یهودی و قدیمی. کل این هفته را بهعنوان یک روز بزرگ یعنی رستاخیز قلمداد میکنند! در نتیجه، ترتیب مراسم مقدس تمام این روزها و هفتۀ نخست عید قیام یکی هستند.
هدف برگزاری روزانۀ آیین نیایش در حین هفتۀ تجدید مشارکت مداوم ایمانداران در عشای ربانی است.
🔺دومین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ توما
یکشنبۀ پس از عید قیام با خودِ روز عید قیام برابر تلقی میشود، و از این رو «یکشنبه بهعوض قیام» یا «یکشنبۀ توما» نامیده میشود. همانطور که یوحنای انجیلنگار میفرماید (یوحنا ٢٠ :۲۴-۲۹)، هنگامی که عیسی پس از رستاخیز بر شاگردانش ظاهر شد، توما حضور نداشت. وقتی توما بازگشت، شاگردان به او اطمینان دادند که خداوندگار با ایشان دیدار کرده، برکتشان داده و با ایشان سخن گفته است؛ اما باور اینکه خداوندگار از مردگان برخاسته، برای توما سخت بود. او میخواست با چشمان خودش او را ببیند و با انگشتانش لمسش کند تا اطمینان حاصل کند. این اتفاق یک هفته بعد رخ داد. آن زمان بود که توما با پشیمانی از شک و بیایمانیاش، اما با شادی اعتراف کرد: «خداوند من و خدای من!» (یوحنا ٢٠ :۲۸).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
سرود فوقالعادهای که آغاز خطابۀ زیبای عید قیام مقدس به قلم الهیدان، گریگوری نازیانزوسی را تکرار میکند، بسیار تکان دهنده است (۳۲۹-۳۹۰): «امروز روز رستاخیز است! بیایید در شکوه و جلال عید غرق شویم و یکدیگر را بپذیریم. حتی این را به کسانی که دوستمان ندارد بگوییم؛ بیایید همه چیز را در رستاخیز ببخشیم و از این رو بانگ برآوریم: مسیح از مردگان برخاسته است، مرگ را پایمال نمود و به کسانی که در قبرها هستند، حیات میبخشد.»
تکرار بیپایان این تبریک که «مسیح برخاسته است»- «به راستى او برخاسته است» در شب رستاخیز، هفتۀ تجدید و روزهای پس از آن، اشتیاق پایدار ایمانداران را نسبت به مسرتبخشترین عید کلیسای ارتدوكس نشان میدهد. کل این دوره تا پنطيكاست، بر شادی دلهای ایمانداران تاٴکید میکند، ایماندارانی که فراخوانده شدهاند تا عمیقاً آن را احساس کنند و همچون دارایی ارزشمند زندگی خویش حفظ نمایند تا بتوانند پیروزمندانه از پسِ هر مصیبتی که برایشان پیش میآید، برآیند. البته فقط به اینجا ختم نمیشود، بلکه، ایماندار با مشارکت خالصانه در واقعۀ رستاخیز، میتواند لذت رستاخیز خویش را از پیش بچشد، همانطور که قصیدۀ هشتم کانُن عید قیام به زیبایی بیان میکند: «دیروز، ای مسیح، با تو دفن شدم؛ امروز با تو قیام میکنم، همانطور كه تو قیام میکنی؛ دیروز با تو مصلوب شدم. بگذار در جلال و پادشاهیات سهیم باشم، ای نجاتدهنده.» شرارتی بدتر از مرگ ابدى وجود ندارد. مسیح با قربانی شدن بر روی صلیب و رستاخیز پرشکوهش، ما را از این دشمن آزاد کرده است. او تا بازگشت خود، مرگ جسمانی را به خوابی موقت تبدیل کرده است.
بنابراین، بدیهی است که رستاخیز خداوندگار برای کلیسای ارتدوكس، نه تنها نقطۀ اوج تقویم کلیسایی است، بلکه مرکز و کانون کل پرستش کلیسا و زندگی ایمانداران نیز به شمار میرود. تمام مراسم مقدس، از شب رستاخیز تا صعود و پنطيكاست در کتاب کلیسایی گنجانده شدهاند که نام Pentecostarion را هم از آن گرفته است.
پس از مراسم دعای صبحگاهی رستاخیز، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زریندهان (کریسوستوم) اجرا میشود که شادی زیادی در آن موج میزند. در ابتدا، سرود «مسیح از مردگان برخاسته است...» را ده بار میخوانند، درست مانند آغاز دعای صبحگاهی و مراسم دعای اصلی عصر. آیات برگرفته از مزامیر که در این دعاها گنجانده شدهاند، پیام پیروزی و شادی را منعکس میسازند: «بگذار خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند...»؛ «این است روزی که خداوند ساخته است، بياييد در آن وجد و شادی کنیم...» در هفتۀ عید قيام، همین ترتیب رعایت میشود که «هفتۀ تجدید»[15] از مجموعه واژگان کلیسایی آن میباشد؛ علت آن است که این هفته «پاسكا (=فصح) جدید» است، در مقایسه با عيد فصح یهودی و قدیمی. کل این هفته را بهعنوان یک روز بزرگ یعنی رستاخیز قلمداد میکنند! در نتیجه، ترتیب مراسم مقدس تمام این روزها و هفتۀ نخست عید قیام یکی هستند.
هدف برگزاری روزانۀ آیین نیایش در حین هفتۀ تجدید مشارکت مداوم ایمانداران در عشای ربانی است.
🔺دومین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ توما
یکشنبۀ پس از عید قیام با خودِ روز عید قیام برابر تلقی میشود، و از این رو «یکشنبه بهعوض قیام» یا «یکشنبۀ توما» نامیده میشود. همانطور که یوحنای انجیلنگار میفرماید (یوحنا ٢٠ :۲۴-۲۹)، هنگامی که عیسی پس از رستاخیز بر شاگردانش ظاهر شد، توما حضور نداشت. وقتی توما بازگشت، شاگردان به او اطمینان دادند که خداوندگار با ایشان دیدار کرده، برکتشان داده و با ایشان سخن گفته است؛ اما باور اینکه خداوندگار از مردگان برخاسته، برای توما سخت بود. او میخواست با چشمان خودش او را ببیند و با انگشتانش لمسش کند تا اطمینان حاصل کند. این اتفاق یک هفته بعد رخ داد. آن زمان بود که توما با پشیمانی از شک و بیایمانیاش، اما با شادی اعتراف کرد: «خداوند من و خدای من!» (یوحنا ٢٠ :۲۸).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔺سومین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ زنان حامل مُر
در یکشنبۀ سوم پس از عید قیام، کلیسا به مقدسینی افتخار میکند که با فداکاری و شجاعت و تا به آخر، در کنار عیساى رنجدیده ماندند، و به حرمت نهادن به پیکر عیسی و تدفین شایستۀ وی توجه کرده بودند. از جملۀ این افراد یوسف اهل رامه شاگرد عیسی بود که تا آن زمان پنهان شده بود، زیرا عضو شورا بود و از یهودیان میترسید. اما هنگامی که بدن استاد خود را بیجان روی صلیب و غرق در خون دید، جسارت کرد که از پیلاطس درخواست کند تا او را در مقبرهای که در اختیار داشت دفن کند. یک شاگرد مخفی دیگر نیقودیموس بود که برای تدفین عیسی مطابق با سنت یهود «آمیختهای از مُر و عود» آورد (یوحنا ١٩ :۳۹). زنانی نیز سرسپردۀ عیسی بودند و او را پیروی و خدمت کرده بودند. ایشان نه تنها تا به آخر به پای مسیح مصلوب ماندند، بلکه زمانی که شاهد مکان دفن او شدند، عطریات خود را آماده کردند تا قدردانی و عشقشان را به این استاد الهی نشان دهند. ایشان در اناجیل به «زنان حامل مُر» شناخته شدهاند؛ از این جهت، این روز «یکشنبۀ زنان حامل مُر» نام گرفته است. ما ایمانداران با الگو گرفتن از ایشان، استقامت و جراٴت پیدا میکنیم که از ایمان و سرسپردگی خویش نسبت به مسیح شانه خالی نکنیم.
🔺چهارمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ مرد مفلوج
پس از سه یکشنبه، درسهای انجیل که به وقایع و معجزاتی مثل رستاخیز اشاره میکنند، الوهیت عیسی را آشکار میسازند. از این رو، چهارمین یکشنبۀ عیدقیام به شفای معجزهآسای مرد مفلوج در بیتحسدا اختصاص یافته است (یوحنا ٥ :۱-۱۵).
🔺پنجمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ زن سامری
پنجمین یکشنبه به آشکار شدن عیسی اختصاص یافته؛ او بر زن سامری آشکار کرد که او همان مسیح موعود است که انبیای عهدقدیم پیشگویی کرده بودند (یوحنا ٤ :۵-۴۲).
🔺ششمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ مرد نابینا
این یکشنبه به اعتراف ایمان مردی اختصاص یافته که کور مادرزاد بود (یوحنا ٩ :۱-۳۸).
🔺صعود خداوند
در پایان انجیلها و آغاز کتاب اعمال رسولان، لوقای انجیلنگار صعود شگفتانگیز مسیح به آسمانها را روایت میکند که چهل روز پس از رستاخیزش اتفاق افتاد. این واقعه مستقیماً با رستاخیز خداوندگار و نزول روحالقدس بر شاگردانش ارتباط دارد، زیرا همانطور که نخستین سرود قافیهدار مراسم عصرگاهی با آهنگی متمایز (=Sticheron idiomelon) شرح میدهد: «خداوندگار به آسمان صعود کرد تا پاراکلیت را بفرستد [=مدافع و تسلی دهنده که همانا روحالقدس است].» همین پیام، سرود عید صعود را که «مرخص شدن» (=Apolytikion) نام دارد، منتقل میکند: «ای مسیح خدای ما، تو در جلال صعود کردی و با وعدۀ روحالقدس، شاگردانت را شاد ساختی...» دلیل این امر این است که کتاب اعمال رسولان به روشنی وعدهای را بیان میکند که خداوندگار اندکی قبل از صعودش به شاگردان خود داد: «امّا چون روحالقدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت» (اعمال ١ :۸). صعود عیسى مسیح به آسمانها به همراط طبیعت خدا و انسان و نشستن به دست راست خدای پدر، برای انسان بینهایت ارزش دارد و از مفهوم الهیاتی عمیقی برخوردار است.
مشاهده کردیم که یک مسیحی ارتدوكس در اتحاد با مسیح از طریق تعمید و شرکت کردن در پرستش مقدس، در حیات مسیح شریک میشود. همین اتفاق در واقعۀ صعود خداوندگار اتفاق میِافتد. از آنجایی که عیسی به آسمان رفت و جسم بشری خود را- که با آن نیز متحد شدهایم- برد، پس ما را نیز به آسمان بالا برده و نزد خدای پدر میبَرَد.
پدران مقدس و سرودنامهنویسانی که با الهام از خدا نوشتند، این رکن ایمان را در نمونههای بسیاری از آثار خود شرح و بسط میدهند: «خدا با فریادی بالا رفت، خداوندگار با صدای شیپور [صعود کرد]، تا تصوير سقوطکردۀ آدم را برخیزاند و روحالقدس، یعنی آن مدافع را بفرستد تا روح ما را تقدیس نماید.» (Doxastikon از دعای عصرگاهی Aposticha). همچنین، در جای دیگری آمده: «او با رحمت و دلسوزی خویش طبیعت سقوطکردۀ ما را برخیزانید...»؛ «پس از احیای طبیعت سقوطکردۀ آدم، آن را برتر از هر قدرت و مقامی بالا برد...»؛ «ای مسیح، تو طبیعتی را که که دچار انحراف شده بود، بر شانههایت به حضور خدای پدر بردی...»
با این همه، ایمانداران ارتدوكس فرا خوانده شدهاند تا با زندگی خویش ثابت کنند که در مسیح حیات تازه یافتهاند، با او برخاستهاند و قرار است در پادشاهی آسمان با او بنشینند.
خداوند به شاگردانش فرموده بود: «امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روحالقدس تعمید خواهید یافت» (اعمال ١ :۵) و به یقین ده روز بعد، روحالقدس را دریافت کردند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔺سومین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ زنان حامل مُر
در یکشنبۀ سوم پس از عید قیام، کلیسا به مقدسینی افتخار میکند که با فداکاری و شجاعت و تا به آخر، در کنار عیساى رنجدیده ماندند، و به حرمت نهادن به پیکر عیسی و تدفین شایستۀ وی توجه کرده بودند. از جملۀ این افراد یوسف اهل رامه شاگرد عیسی بود که تا آن زمان پنهان شده بود، زیرا عضو شورا بود و از یهودیان میترسید. اما هنگامی که بدن استاد خود را بیجان روی صلیب و غرق در خون دید، جسارت کرد که از پیلاطس درخواست کند تا او را در مقبرهای که در اختیار داشت دفن کند. یک شاگرد مخفی دیگر نیقودیموس بود که برای تدفین عیسی مطابق با سنت یهود «آمیختهای از مُر و عود» آورد (یوحنا ١٩ :۳۹). زنانی نیز سرسپردۀ عیسی بودند و او را پیروی و خدمت کرده بودند. ایشان نه تنها تا به آخر به پای مسیح مصلوب ماندند، بلکه زمانی که شاهد مکان دفن او شدند، عطریات خود را آماده کردند تا قدردانی و عشقشان را به این استاد الهی نشان دهند. ایشان در اناجیل به «زنان حامل مُر» شناخته شدهاند؛ از این جهت، این روز «یکشنبۀ زنان حامل مُر» نام گرفته است. ما ایمانداران با الگو گرفتن از ایشان، استقامت و جراٴت پیدا میکنیم که از ایمان و سرسپردگی خویش نسبت به مسیح شانه خالی نکنیم.
🔺چهارمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ مرد مفلوج
پس از سه یکشنبه، درسهای انجیل که به وقایع و معجزاتی مثل رستاخیز اشاره میکنند، الوهیت عیسی را آشکار میسازند. از این رو، چهارمین یکشنبۀ عیدقیام به شفای معجزهآسای مرد مفلوج در بیتحسدا اختصاص یافته است (یوحنا ٥ :۱-۱۵).
🔺پنجمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ زن سامری
پنجمین یکشنبه به آشکار شدن عیسی اختصاص یافته؛ او بر زن سامری آشکار کرد که او همان مسیح موعود است که انبیای عهدقدیم پیشگویی کرده بودند (یوحنا ٤ :۵-۴۲).
🔺ششمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ مرد نابینا
این یکشنبه به اعتراف ایمان مردی اختصاص یافته که کور مادرزاد بود (یوحنا ٩ :۱-۳۸).
🔺صعود خداوند
در پایان انجیلها و آغاز کتاب اعمال رسولان، لوقای انجیلنگار صعود شگفتانگیز مسیح به آسمانها را روایت میکند که چهل روز پس از رستاخیزش اتفاق افتاد. این واقعه مستقیماً با رستاخیز خداوندگار و نزول روحالقدس بر شاگردانش ارتباط دارد، زیرا همانطور که نخستین سرود قافیهدار مراسم عصرگاهی با آهنگی متمایز (=Sticheron idiomelon) شرح میدهد: «خداوندگار به آسمان صعود کرد تا پاراکلیت را بفرستد [=مدافع و تسلی دهنده که همانا روحالقدس است].» همین پیام، سرود عید صعود را که «مرخص شدن» (=Apolytikion) نام دارد، منتقل میکند: «ای مسیح خدای ما، تو در جلال صعود کردی و با وعدۀ روحالقدس، شاگردانت را شاد ساختی...» دلیل این امر این است که کتاب اعمال رسولان به روشنی وعدهای را بیان میکند که خداوندگار اندکی قبل از صعودش به شاگردان خود داد: «امّا چون روحالقدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت» (اعمال ١ :۸). صعود عیسى مسیح به آسمانها به همراط طبیعت خدا و انسان و نشستن به دست راست خدای پدر، برای انسان بینهایت ارزش دارد و از مفهوم الهیاتی عمیقی برخوردار است.
مشاهده کردیم که یک مسیحی ارتدوكس در اتحاد با مسیح از طریق تعمید و شرکت کردن در پرستش مقدس، در حیات مسیح شریک میشود. همین اتفاق در واقعۀ صعود خداوندگار اتفاق میِافتد. از آنجایی که عیسی به آسمان رفت و جسم بشری خود را- که با آن نیز متحد شدهایم- برد، پس ما را نیز به آسمان بالا برده و نزد خدای پدر میبَرَد.
پدران مقدس و سرودنامهنویسانی که با الهام از خدا نوشتند، این رکن ایمان را در نمونههای بسیاری از آثار خود شرح و بسط میدهند: «خدا با فریادی بالا رفت، خداوندگار با صدای شیپور [صعود کرد]، تا تصوير سقوطکردۀ آدم را برخیزاند و روحالقدس، یعنی آن مدافع را بفرستد تا روح ما را تقدیس نماید.» (Doxastikon از دعای عصرگاهی Aposticha). همچنین، در جای دیگری آمده: «او با رحمت و دلسوزی خویش طبیعت سقوطکردۀ ما را برخیزانید...»؛ «پس از احیای طبیعت سقوطکردۀ آدم، آن را برتر از هر قدرت و مقامی بالا برد...»؛ «ای مسیح، تو طبیعتی را که که دچار انحراف شده بود، بر شانههایت به حضور خدای پدر بردی...»
با این همه، ایمانداران ارتدوكس فرا خوانده شدهاند تا با زندگی خویش ثابت کنند که در مسیح حیات تازه یافتهاند، با او برخاستهاند و قرار است در پادشاهی آسمان با او بنشینند.
خداوند به شاگردانش فرموده بود: «امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روحالقدس تعمید خواهید یافت» (اعمال ١ :۵) و به یقین ده روز بعد، روحالقدس را دریافت کردند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔺پنطيكاست. نزول روحالقدس
این عید بزرگ، یعنی روز نزول روحالقدس بر رسولان مقدس را تولد کلیسا مینامند. در این روز، رسولان خداوندگار بصیرت و قدرت یافتند که حقیقت یافتشده در اناجیل را به شکل قصورناپذیری تعلیم دهند. قبل از این واقعه، اغلب سوءبرداشتها و تصوراتی غلط از کلام خداوندگار داشتند، زیرا هنوز روحالقدس را دریافت نکرده بودند. خداوندگار به ایشان وعده فرمود که «امّا چون روحِ راستی آید، شما را به تمامی حقیقت راهبری خواهد کرد» (یوحنا ١٦ :۱۳). از این پس، ایشان از ترس و سایر ضعفهای بشری آزاد شدند. پیش از این، حتی پطرس که مشتاق بود، میترسید در برابر خادمهای بگوید که جزو پیروان عیسی است. اما از لحظهای که چشمانش باز شد و از روحالقدس بصیرت و قوت دریافت کرد، با شجاعتی متحیرکننده در برابر دسته دسته مردم یهودی ایستاد و با جسارت مسیح را اعلان نمود و با لحنی قاطع به ایشان گفت: «آن مرد بنا بر مشیّت و پیشدانی خدا به شما تسلیم کرده شد و شما بهدست بیدینان بر صلیبش کشیده، کشتید» (م.ک. اعمال ٢ :۲۳). بهعلاوه، وقتی بعدها پطرس را دستگیر کرده، به زندان افکندند و به شورای عالی یهودیان بردند، در حالی که پر از نور روحالقدس بود، به ایشان فرمود: «زیرا ما نمیتوانیم آنچه دیده و شنیدهایم، بازنگوییم» (اعمال ٤ :۲۰). جماعتی که شاهد این شجاعت بودند، به سوی رسولان شتافتند و اعتراف کرده، تعمید گرفتند؛ طولی نکشید که شمار مسیحیان اورشلیم به پنج هزار نفر رسید (اعمال ۴:۴).
روحالقدس نه تنها به ما بصیرت، قوت و استقامت میبخشد، بلکه طبق گفتۀ یکی از دعاهای کوتاه، ما را از همۀ گناهان و «هرگونه لکه و عیبی» پاک میسازد. همچنینن به ما هشدار داده و در ما غیرتی قرار میدهد که «در روح شعلهور» باشیم (رومیان ١٢ :۱۱) تا کارهای خداوند را به انجام رسانیم.
سه شخص تثلیث اقدس همۀ امور را با هماهنگی کامل انجام میدهند و در میان خود همکاری دارند. بر طبق عبارتی زیبا «پدر از طریق پسر در روحالقدس» همه چیز را انجام میدهد. ما این را به طور خاص در کار تقدیسکنندۀ تثلیث اقدس میبینیم. بهعنوان مثال، بیایید دعای تقدیس در راز تعمید را در نظر بگیریم. ما از پدر پرمحبت و انساندوست میخواهیم که روحالقدس را بفرستد و آبی را که شخص برای تعمید وارد آن میشود، تقدیس کند تا شخص با مسیح متحد گردد. همین اتفاق در راز سپاسگزاری مقدس نیز اتفاق میافتد. برگزارکنندۀ این راز از خدای پدر چنین میطلبد: «روحالقدس را بر ما و بر هدایایی که در اینجا مهیا کردیم نازل کن» تا به بدن و خون گرانبهای مسیح تبدیل گردند.
بدین نحو، روحالقدس که ایمانداران آن را در راز تثبیت (یا تأیید یا تدهین) و بلافاصله بعد از تعمید دریافت میکنند، انسان را هدایت میکند، بصیرت میبخشد، او را از هر گونه عیب جسم و روح پاک میکند و مقدس میسازد، به این شرط که با روحالقدس مخالفت نکند، بلکه دائماً در دل خویش حضور او را بطلبد. دقیقاً به همین خاطر است که وقتی در خلوت یا در کلیسا دعا میکنیم، نخستین دعایمان خطاب به روحالقدس است: «ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روح راستی، که در همه چیز حضور داری و همه چیز را پر میسازی، ای گنجینۀ تمام برکات و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو؛ ما را از هر گونه عیب و نقص پاک ساز و روحمان را نجات بده، ای یگانه متبارک.»
باور به روحالقدس، آموزۀ بنیادین کلیسای ماست که در اعتقادنامهای که از سوی دومین شورای جهانی در قسطنطنیه تعریف شد، بیان گردید (در ۳۸۱): «من ایمان دارم به روحالقدس که خداوند و بخشنده حیات است که از پدر صادر میگردد و او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است. او از طریق پیامبران سخن گفته است.»
روحالقدس عطایای بسیاری را با خود به همراه میآورد. همچنین در دل ما یک محیط بهشتی به وجود میآورد؛ در این محیط میوههایی رشد میکند که زیباترین چیزها و هر آنچه انسان عمیقاً در طلب آن است را به ما ارزانی میدارد. پولس رسول میوههای روحالقدس را اینگونه تعریف میکند: «محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری» (غلاطیان ٥ :۲۲-۲۳).
فرزندخواندگی بهعنوان تاج عطایای روحالقدس بر سر اعضای کلیسا قرار میگیرد، که این امر میراث جاودان خدا را تضمین میکند؛ «زیرا آنان که از روح خدا هدایت میشوند، پسران خدایند... و اگر فرزندانیم، پس وارثان نیز هستیم، یعنی وارثان خدا و همارث با مسیح» (م.ک. رومیان ٨ :۱۴-۱۷).
با این اوصاف، میتوانیم پی ببریم که چرا پدران مقدس بر این موضوع تاٴکید میکنند که مهمترین هدف فرد مسیحی، باید دریافت روحالقدس باشد.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔺پنطيكاست. نزول روحالقدس
این عید بزرگ، یعنی روز نزول روحالقدس بر رسولان مقدس را تولد کلیسا مینامند. در این روز، رسولان خداوندگار بصیرت و قدرت یافتند که حقیقت یافتشده در اناجیل را به شکل قصورناپذیری تعلیم دهند. قبل از این واقعه، اغلب سوءبرداشتها و تصوراتی غلط از کلام خداوندگار داشتند، زیرا هنوز روحالقدس را دریافت نکرده بودند. خداوندگار به ایشان وعده فرمود که «امّا چون روحِ راستی آید، شما را به تمامی حقیقت راهبری خواهد کرد» (یوحنا ١٦ :۱۳). از این پس، ایشان از ترس و سایر ضعفهای بشری آزاد شدند. پیش از این، حتی پطرس که مشتاق بود، میترسید در برابر خادمهای بگوید که جزو پیروان عیسی است. اما از لحظهای که چشمانش باز شد و از روحالقدس بصیرت و قوت دریافت کرد، با شجاعتی متحیرکننده در برابر دسته دسته مردم یهودی ایستاد و با جسارت مسیح را اعلان نمود و با لحنی قاطع به ایشان گفت: «آن مرد بنا بر مشیّت و پیشدانی خدا به شما تسلیم کرده شد و شما بهدست بیدینان بر صلیبش کشیده، کشتید» (م.ک. اعمال ٢ :۲۳). بهعلاوه، وقتی بعدها پطرس را دستگیر کرده، به زندان افکندند و به شورای عالی یهودیان بردند، در حالی که پر از نور روحالقدس بود، به ایشان فرمود: «زیرا ما نمیتوانیم آنچه دیده و شنیدهایم، بازنگوییم» (اعمال ٤ :۲۰). جماعتی که شاهد این شجاعت بودند، به سوی رسولان شتافتند و اعتراف کرده، تعمید گرفتند؛ طولی نکشید که شمار مسیحیان اورشلیم به پنج هزار نفر رسید (اعمال ۴:۴).
روحالقدس نه تنها به ما بصیرت، قوت و استقامت میبخشد، بلکه طبق گفتۀ یکی از دعاهای کوتاه، ما را از همۀ گناهان و «هرگونه لکه و عیبی» پاک میسازد. همچنینن به ما هشدار داده و در ما غیرتی قرار میدهد که «در روح شعلهور» باشیم (رومیان ١٢ :۱۱) تا کارهای خداوند را به انجام رسانیم.
سه شخص تثلیث اقدس همۀ امور را با هماهنگی کامل انجام میدهند و در میان خود همکاری دارند. بر طبق عبارتی زیبا «پدر از طریق پسر در روحالقدس» همه چیز را انجام میدهد. ما این را به طور خاص در کار تقدیسکنندۀ تثلیث اقدس میبینیم. بهعنوان مثال، بیایید دعای تقدیس در راز تعمید را در نظر بگیریم. ما از پدر پرمحبت و انساندوست میخواهیم که روحالقدس را بفرستد و آبی را که شخص برای تعمید وارد آن میشود، تقدیس کند تا شخص با مسیح متحد گردد. همین اتفاق در راز سپاسگزاری مقدس نیز اتفاق میافتد. برگزارکنندۀ این راز از خدای پدر چنین میطلبد: «روحالقدس را بر ما و بر هدایایی که در اینجا مهیا کردیم نازل کن» تا به بدن و خون گرانبهای مسیح تبدیل گردند.
بدین نحو، روحالقدس که ایمانداران آن را در راز تثبیت (یا تأیید یا تدهین) و بلافاصله بعد از تعمید دریافت میکنند، انسان را هدایت میکند، بصیرت میبخشد، او را از هر گونه عیب جسم و روح پاک میکند و مقدس میسازد، به این شرط که با روحالقدس مخالفت نکند، بلکه دائماً در دل خویش حضور او را بطلبد. دقیقاً به همین خاطر است که وقتی در خلوت یا در کلیسا دعا میکنیم، نخستین دعایمان خطاب به روحالقدس است: «ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روح راستی، که در همه چیز حضور داری و همه چیز را پر میسازی، ای گنجینۀ تمام برکات و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو؛ ما را از هر گونه عیب و نقص پاک ساز و روحمان را نجات بده، ای یگانه متبارک.»
باور به روحالقدس، آموزۀ بنیادین کلیسای ماست که در اعتقادنامهای که از سوی دومین شورای جهانی در قسطنطنیه تعریف شد، بیان گردید (در ۳۸۱): «من ایمان دارم به روحالقدس که خداوند و بخشنده حیات است که از پدر صادر میگردد و او را با پدر و پسر یک پرستش و یک جلال است. او از طریق پیامبران سخن گفته است.»
روحالقدس عطایای بسیاری را با خود به همراه میآورد. همچنین در دل ما یک محیط بهشتی به وجود میآورد؛ در این محیط میوههایی رشد میکند که زیباترین چیزها و هر آنچه انسان عمیقاً در طلب آن است را به ما ارزانی میدارد. پولس رسول میوههای روحالقدس را اینگونه تعریف میکند: «محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری» (غلاطیان ٥ :۲۲-۲۳).
فرزندخواندگی بهعنوان تاج عطایای روحالقدس بر سر اعضای کلیسا قرار میگیرد، که این امر میراث جاودان خدا را تضمین میکند؛ «زیرا آنان که از روح خدا هدایت میشوند، پسران خدایند... و اگر فرزندانیم، پس وارثان نیز هستیم، یعنی وارثان خدا و همارث با مسیح» (م.ک. رومیان ٨ :۱۴-۱۷).
با این اوصاف، میتوانیم پی ببریم که چرا پدران مقدس بر این موضوع تاٴکید میکنند که مهمترین هدف فرد مسیحی، باید دریافت روحالقدس باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
تمام سرودها و درسهای مبتنی بر کتابمقدس در این عید منحصراً به روحالقدس و تثلیث اقدس اشاره میکنند. هرچند این عید در روز یکشنبه برگزار میشود، اما در مراسم دعای صبحگاهی نه سرودهای قیام خوانده میشوند و نه درس رستاخیز ارائه میشود- کاری که در سایر یکشنبهها انجام میشود. تاٴکید بر واقعۀ نزول روحالقدس بهعنوان شخص سوم تثلیث اقدس میباشد؛ این سرود میگوید: «روحالقدس نور، حیات و منبع زندۀ خرد، روح حکمت، روح درک و معرفت، نیکویی، راستی، فهم، حاکمیت، پاک کنندۀ گناهان و خطایا؛ خدا و آتش مشتعل شده از آتش، او که سخن میگوید، فعال است و فیض را توزیع میکند...»
🔺دوشنبۀ روحالقدس
عید پنطيكاست در روز بعد نیز ادامه پیدا میکند که به آن دوشنبۀ روحالقدس میگویند. همچنین به دوشنبۀ تثلیث اقدس نیز معروف است. این عید، شنبۀ بعد پایان میپذیرد.
🔺یکشنبۀ تمام قدیسین
مراسم یکشنبۀ بعدی به افتخار و یادبود تمام قدیسین و مقدسین کلیسا، یعنی رسولان، اسقفان، شهیدان و مقدسین و عادلان تمام دنیا- چه شناختهشده باشند، چه نباشند- برگزار میشود؛ کسانی که خداوند با بخشیدن تاج تقدس، به ایشان عزت و احترام بخشید. این عید به نام «یکشنبۀ تمام قدیسین» معروف است که نتیجۀ نهایی تمام اعیادی است که مرتبط با خداوندگار و بهخصوص روحالقدس میباشند. همچنین، به کمال رسیدن کار تثلیث اقدس را برای نجات بشر آشکار میسازد. اکنون تقدیس و «شباهت» انسان به خدا اهدافی دستیافتنی میباشند. گواه آن همانا گروه بیشماری از مقدسین از تمام دورانها تا به امروز، چه زن و چه مرد میباشند.
مقدسین با الگویی که از خود نشان دادند، چنین به ما انگیزه میدهند: «سخت بکوشید که با همۀ مردم در صلح و صفا بهسر برید و مقدّس باشید، زیرا بدون قدّوسیت هیچکس خداوند را نخواهد دید» (عبرانیان ١٢ :۱۴).
بیایید به خاطر بسپاریم که بیست و پنجم دسامبر تاریخ قطعی نخستین چرخۀ اعیاد کریسمس-ظهور است. از این رو، تاریخ هر عید غیرقابل تغییر است. دومین چرخه، چرخۀ مصائب و رستاخیز خداوندگار است که اساس و پایۀ آن، روز قیام است، اما تاریخ ثابتی ندارد چون عید قیام را باید در روز یکشنبه جشن گرفت، زیرا خداوندگار در این روز قیام کرد. اما برای دیگری دلیل جدیتری داریم. نخستین شورای جهانی مشخص کرده که عید قیام بایستی یکشنبۀ پس از نخستین ماه کامل اعتدال بهاری برگزار شود. تاریخ ۲۱ مارس بهعنوان اعتدال تعیین شده است (همان اول فروردین و عید نوروز ایرانی/م.)، اما بر طبق تقویم ژولیوسی که آن زمان جاری بود. بر طبق تقویم گریگوری جدیدتر که امروزه آن را دنبال میکنیم و ۱۳ روز جلوتر است، اعتدال در سوم آوریل قرار میگیرد. از این رو، عید قیام در کلیسای ارتدوكس پس از سوم آوریل و اولین یکشنبه برگزار میشود، بسته به اینکه چه زمانی ماه کامل داریم.
به همین دلیل است که تاریخ عید قیام هر سال تغییر میکند. لذا، تمام تعطیلات این چرخه از اعیاد به تعطیلات متغیر معروف هستند زیرا در تاریخ ثابت و معینی برگزار نمیشوند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
تمام سرودها و درسهای مبتنی بر کتابمقدس در این عید منحصراً به روحالقدس و تثلیث اقدس اشاره میکنند. هرچند این عید در روز یکشنبه برگزار میشود، اما در مراسم دعای صبحگاهی نه سرودهای قیام خوانده میشوند و نه درس رستاخیز ارائه میشود- کاری که در سایر یکشنبهها انجام میشود. تاٴکید بر واقعۀ نزول روحالقدس بهعنوان شخص سوم تثلیث اقدس میباشد؛ این سرود میگوید: «روحالقدس نور، حیات و منبع زندۀ خرد، روح حکمت، روح درک و معرفت، نیکویی، راستی، فهم، حاکمیت، پاک کنندۀ گناهان و خطایا؛ خدا و آتش مشتعل شده از آتش، او که سخن میگوید، فعال است و فیض را توزیع میکند...»
🔺دوشنبۀ روحالقدس
عید پنطيكاست در روز بعد نیز ادامه پیدا میکند که به آن دوشنبۀ روحالقدس میگویند. همچنین به دوشنبۀ تثلیث اقدس نیز معروف است. این عید، شنبۀ بعد پایان میپذیرد.
🔺یکشنبۀ تمام قدیسین
مراسم یکشنبۀ بعدی به افتخار و یادبود تمام قدیسین و مقدسین کلیسا، یعنی رسولان، اسقفان، شهیدان و مقدسین و عادلان تمام دنیا- چه شناختهشده باشند، چه نباشند- برگزار میشود؛ کسانی که خداوند با بخشیدن تاج تقدس، به ایشان عزت و احترام بخشید. این عید به نام «یکشنبۀ تمام قدیسین» معروف است که نتیجۀ نهایی تمام اعیادی است که مرتبط با خداوندگار و بهخصوص روحالقدس میباشند. همچنین، به کمال رسیدن کار تثلیث اقدس را برای نجات بشر آشکار میسازد. اکنون تقدیس و «شباهت» انسان به خدا اهدافی دستیافتنی میباشند. گواه آن همانا گروه بیشماری از مقدسین از تمام دورانها تا به امروز، چه زن و چه مرد میباشند.
مقدسین با الگویی که از خود نشان دادند، چنین به ما انگیزه میدهند: «سخت بکوشید که با همۀ مردم در صلح و صفا بهسر برید و مقدّس باشید، زیرا بدون قدّوسیت هیچکس خداوند را نخواهد دید» (عبرانیان ١٢ :۱۴).
بیایید به خاطر بسپاریم که بیست و پنجم دسامبر تاریخ قطعی نخستین چرخۀ اعیاد کریسمس-ظهور است. از این رو، تاریخ هر عید غیرقابل تغییر است. دومین چرخه، چرخۀ مصائب و رستاخیز خداوندگار است که اساس و پایۀ آن، روز قیام است، اما تاریخ ثابتی ندارد چون عید قیام را باید در روز یکشنبه جشن گرفت، زیرا خداوندگار در این روز قیام کرد. اما برای دیگری دلیل جدیتری داریم. نخستین شورای جهانی مشخص کرده که عید قیام بایستی یکشنبۀ پس از نخستین ماه کامل اعتدال بهاری برگزار شود. تاریخ ۲۱ مارس بهعنوان اعتدال تعیین شده است (همان اول فروردین و عید نوروز ایرانی/م.)، اما بر طبق تقویم ژولیوسی که آن زمان جاری بود. بر طبق تقویم گریگوری جدیدتر که امروزه آن را دنبال میکنیم و ۱۳ روز جلوتر است، اعتدال در سوم آوریل قرار میگیرد. از این رو، عید قیام در کلیسای ارتدوكس پس از سوم آوریل و اولین یکشنبه برگزار میشود، بسته به اینکه چه زمانی ماه کامل داریم.
به همین دلیل است که تاریخ عید قیام هر سال تغییر میکند. لذا، تمام تعطیلات این چرخه از اعیاد به تعطیلات متغیر معروف هستند زیرا در تاریخ ثابت و معینی برگزار نمیشوند.
☦@LessonsOrthodox
برادران و خواهران عزیزم در خداوند، امروز آخرین جلسه تفاوتهای بین کلیسای ارتودکس و سایر کلیساها را با موضوع عطایا و زبانها از کتاب الهیات تطبیقی پاپ شنودا، را با دعایی شروع می کنم.
ای پدر در نام عیسی مسیح خداوند دعا می کنم که ما و کلیسایت را به قوت روح القدس با عطایا و ثمرات روح مانند عروسی زیبا آراسته سازی تا اراده تو را در این دنیای سقوط کرده تحقق بخشیم.
همچنین دعا می کنم برای شفای مریضان، خادمینت، تسلی ماتمیان و برکت در زندگی نیازمندان و همه ایمانداران.
رحمت و فیض تو همیشه با ما باشد.
☦@LessonsOrthodox
ای پدر در نام عیسی مسیح خداوند دعا می کنم که ما و کلیسایت را به قوت روح القدس با عطایا و ثمرات روح مانند عروسی زیبا آراسته سازی تا اراده تو را در این دنیای سقوط کرده تحقق بخشیم.
همچنین دعا می کنم برای شفای مریضان، خادمینت، تسلی ماتمیان و برکت در زندگی نیازمندان و همه ایمانداران.
رحمت و فیض تو همیشه با ما باشد.
☦@LessonsOrthodox
عطاياي روح و عطاي زبانها
1- عطایا
(الف) برای نجات شما، ثمرات روحالقدس مهمتر از عطایا است
(ب) عطایا با لیاقتان خودتان داده نمیشود، پس برای آن پاداشی نیست
(ج) آیا عطایا داده میشود یا باید طلبید؟
2- نهضت پنطیکاستی و عطای سخن گفتن به زبانها
3- سخن گفتن به زبانها
(الف) سخن گفتن به زبانها، آخرین در میان سایر عطایاست
(ب) سخن گفتن به زبانها برای همه نیست
(ج) سخن گفتن به زبانها باید برای بنای کلیسا بکار رود
(د) زبانها باید ترجمه شود
(ﻫ) معنای «خود را بنا میکند» چیست؟
(و) سخن گفتن به زبانها نشانی برای بیایمانان است
(ز) مجادله رسول در برابر تعالیم اشتباه در مورد سخن گفتن به زبانها
☦@LessonsOrthodox
1- عطایا
(الف) برای نجات شما، ثمرات روحالقدس مهمتر از عطایا است
(ب) عطایا با لیاقتان خودتان داده نمیشود، پس برای آن پاداشی نیست
(ج) آیا عطایا داده میشود یا باید طلبید؟
2- نهضت پنطیکاستی و عطای سخن گفتن به زبانها
3- سخن گفتن به زبانها
(الف) سخن گفتن به زبانها، آخرین در میان سایر عطایاست
(ب) سخن گفتن به زبانها برای همه نیست
(ج) سخن گفتن به زبانها باید برای بنای کلیسا بکار رود
(د) زبانها باید ترجمه شود
(ﻫ) معنای «خود را بنا میکند» چیست؟
(و) سخن گفتن به زبانها نشانی برای بیایمانان است
(ز) مجادله رسول در برابر تعالیم اشتباه در مورد سخن گفتن به زبانها
☦@LessonsOrthodox
عطایا و زبانها از قرن 20 مجدا مورد توجه بیشتری از طرف خیلی از کلیساها قرار گرفته و مورد بحث و سوال زیادی قرار می گیرد.
عطایـــــا
بسیاری از برادران پروتستان ما تلاش میکنند تا عطایای روحانی را به دست آورند تا فرزندان و وارثین خدا شوند.
آنها از این آیه استفاده میکنند: «لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید» بدون آنکه به ادامه آن یعنی «و طریق افضل را نیز به شما نشان می دهم» توجه کنند. (اول قرنتیان 12:31)
ایشان آنقدر بر عطای سخن گفتن به زبانها تأکید میورزند که از یاد میبرند پولس رسول بلافاصله پس از این آیه میگوید:
«اگر به زبانهای آدمیان و حتی فرشتگان سخن بگویم، اما اگر محبت ندارم، چون مفرغی شدهام که صدا کند یا سنجی که بانگ برآورد». (اول قرنتیان 13:1) .
پولس رسول شرح میدهد که چگونه محبت از همه عطایا والاتر است.
برای نجات شما، ثمرات روحالقدس مهمتر از عطایا است
پولس رسول در مورد ثمرات روح چنین میگوید:
«ولی ثمره روح، محبت، شادی، آرامش، شکیبایی، مهربانی، نیکویی، ایمان، فروتنی و خویشتنداری است»
(غلاطیان 5:22،23).
پولس رسول اظهار داشت که محبت، که نخستین ثمره روح است، برتر از ایمانی است که میتواند کوهها را جابهجا کند (اول قرنتیان 13:2و13).
و خداوند در مورد محبت گفت:
«بدین دو حکم، تمام تورات و صحُف انبیا متعلّق است». (متی 22:40)
هنگامیکه شاگردان، شادمان از عطایا، نزد مسیح خداوند بازگشتند، او گفت:
«با این همه شادی نکنید که ارواح به اطاعت شما در آمدهاند بلکه شادی کنید که نامهای شما در آسمانها نوشته شده است». (لوقا 10:20)
بسیاری از مردم با وجود داشتن عطایای روحانی نجات را از دست داده هلاک میشوند.
عطایا آنها را یاری نمیرساند و نجات نمیدهد. به همین خاطر خداوند فرمود:
«بسا در آن روز مرا خواهند گفت: "خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نكردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟" آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت كه "هرگز شما را نشناختم! ای بدكاران از من دور شوید"!».
(متی 7:22،23)
☦@LessonsOrthodox
عطایـــــا
بسیاری از برادران پروتستان ما تلاش میکنند تا عطایای روحانی را به دست آورند تا فرزندان و وارثین خدا شوند.
آنها از این آیه استفاده میکنند: «لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید» بدون آنکه به ادامه آن یعنی «و طریق افضل را نیز به شما نشان می دهم» توجه کنند. (اول قرنتیان 12:31)
ایشان آنقدر بر عطای سخن گفتن به زبانها تأکید میورزند که از یاد میبرند پولس رسول بلافاصله پس از این آیه میگوید:
«اگر به زبانهای آدمیان و حتی فرشتگان سخن بگویم، اما اگر محبت ندارم، چون مفرغی شدهام که صدا کند یا سنجی که بانگ برآورد». (اول قرنتیان 13:1) .
پولس رسول شرح میدهد که چگونه محبت از همه عطایا والاتر است.
برای نجات شما، ثمرات روحالقدس مهمتر از عطایا است
پولس رسول در مورد ثمرات روح چنین میگوید:
«ولی ثمره روح، محبت، شادی، آرامش، شکیبایی، مهربانی، نیکویی، ایمان، فروتنی و خویشتنداری است»
(غلاطیان 5:22،23).
پولس رسول اظهار داشت که محبت، که نخستین ثمره روح است، برتر از ایمانی است که میتواند کوهها را جابهجا کند (اول قرنتیان 13:2و13).
و خداوند در مورد محبت گفت:
«بدین دو حکم، تمام تورات و صحُف انبیا متعلّق است». (متی 22:40)
هنگامیکه شاگردان، شادمان از عطایا، نزد مسیح خداوند بازگشتند، او گفت:
«با این همه شادی نکنید که ارواح به اطاعت شما در آمدهاند بلکه شادی کنید که نامهای شما در آسمانها نوشته شده است». (لوقا 10:20)
بسیاری از مردم با وجود داشتن عطایای روحانی نجات را از دست داده هلاک میشوند.
عطایا آنها را یاری نمیرساند و نجات نمیدهد. به همین خاطر خداوند فرمود:
«بسا در آن روز مرا خواهند گفت: "خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نكردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟" آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت كه "هرگز شما را نشناختم! ای بدكاران از من دور شوید"!».
(متی 7:22،23)
☦@LessonsOrthodox
عطایا با لیاقتان خودتان داده نمیشود، پس برای آن پاداشی نیست
عطایای روحانی شما را نجات نمیدهند. چرا برای به دست آوردن آنها تقلا میکنید؟
آنها کسانی را که دنبال خودستایی و غرور خود هستند فریفته میسازد، اما قدیسین بزرگ، که تواضع را دوست میداشتند، همیشه از عطایا گریزان بودند.
یکی از پدران میفرماید: «اگر خدا عطایی داد، از او درخواست کن که همراه با آن، تواضع نیز به تو دهد، و در غیر اینصورت آن عطا را از تو برگیرد».
پولس رسول که از خداوند عطایای بسیاری دریافت کرد، گفت: «اما برای اینکه عظمت بیاندازه این مکاشفات مغرورم نسازد، خاری در جسمم به من داده شد، یعنی عامل شیطان، تا آزارم دهد و مرا از غرور باز دارد» (دوم قرنتیان 12:7).
این رسول بزرگ و پر فیض که به آسمان سوم ربوده شد (دوم قرنتیان 12:2) ، به خاطر عطایا در خطر بود! اگر پولس رسول از عطایای روحانی میترسید، چقدر بیشتر باید جوانان ضعیف امروز احتیاط کنند آنگاه که برای دریافت عطایا دعا کرده تصور میکنند عطایا حقشان است و سپس مشاوران روحانیشان، دست بر ایشان گذاشته دعا میکنند تا عطایا را دریافت کنند!
یعقوب پاتریارک عطایای روحانی دریافت کرد. او برکت نخستزادگی را گرفت، نردبانی را دید که بر زمین برپا شده و تا به آسمان میرسید و فرشتگان خداوند بر آن صعود و نزول میکردند (پیدایش 28:12) ، و خود خدا را دید و با او صحبت کرد. او با خدا و آن مردان مجاهده کرد و غالب شد (پیدایش 32:28). خدا کف ران او را لمس کرد و کف راناش فشرده شد تا یعقوب را از عطایا محفوظ بدارد. خدا بدن یعقوب را سست کرد تا او را از غرور ناشی از عطایا حفظ کند.
اما این فراز که «نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید» به این معنا نیست که برای بدست آوردن آنها تقلا کنیم، بلکه باید دلمان را با تقدس و تواضع آماده سازیم، تا بتواند چنین عطایایی را دریافت کند. اما همه عطایا، معجزات و شفاها نیستند، بلکه حکمت، علم و ایمان نیز جز عطایایند. (اول قرنتیان 12:8،9)
اگر میخواهی دعا کنی تا از خدا عطای افضل دریافت کنی، بنگر که خداوند بر بالای کوه چگونه دعا میکند:
«لیكن اوّل ملكوت خدا و عدالت او را بطلبید كه این همه برای شما مزید خواهد شد». (متی 6:33)
همچنین در دعای ربانی، که خداوند به عنوان نمونه به ما آموخت، مشاهده میکنیم که برای دریافت هیچ عطایی دعا نشده است.
آنچه که در این روزها خطرناکتر از عطایاست، این است که یکی به دیگری میگوید: «بیا، من به تو عطایا خواهم داد» یا «به تو تجربه روحانی میدهم»، و دستها بر او میگذارد و دعا میکند تا روحالقدس به او عطا شود یا از روح پر شود. حتی زنان نیز دستها بر مردم میگذارند تا به آنها روحالقدس عطا کنند، چراکه خدا گاهی به زنان عطای شفا را میبخشد.
اما بخشیدن روحالقدس برعهده کشیش است، که ابتدا توسط رسولان با قرار دادن دستها انجام شد و سپس روحانیون طی راز تثبیت آن را ادامه دادند.
ما روحالقدس را در راز تثبیت، پس از راز تعمید دریافت میکنیم. کتابمقدس در اول یوحنا 2:20،27 به این مسح اشاره دارد، و در مورد دستگذاری توسط رسولان در اعمال رسولان 8:14-17 اشاره میکند.
امروزه جوانان مدعی هستند که اختیار بخشیدن روحالقدس و عطای زبانها را، که تنها خاص رسولان و جانشینان ایشان بود، دارند.
در الهیات ارتدکسی ما، هر کس عطایی را دریافت میکند، سعی میکند آن را پنهان دارد، همانند اسقف قدیس صرابامون (St. Sarabamon) که عطای شفا داشت، و سایر قدیسین.
☦@LessonsOrthodox
عطایای روحانی شما را نجات نمیدهند. چرا برای به دست آوردن آنها تقلا میکنید؟
آنها کسانی را که دنبال خودستایی و غرور خود هستند فریفته میسازد، اما قدیسین بزرگ، که تواضع را دوست میداشتند، همیشه از عطایا گریزان بودند.
یکی از پدران میفرماید: «اگر خدا عطایی داد، از او درخواست کن که همراه با آن، تواضع نیز به تو دهد، و در غیر اینصورت آن عطا را از تو برگیرد».
پولس رسول که از خداوند عطایای بسیاری دریافت کرد، گفت: «اما برای اینکه عظمت بیاندازه این مکاشفات مغرورم نسازد، خاری در جسمم به من داده شد، یعنی عامل شیطان، تا آزارم دهد و مرا از غرور باز دارد» (دوم قرنتیان 12:7).
این رسول بزرگ و پر فیض که به آسمان سوم ربوده شد (دوم قرنتیان 12:2) ، به خاطر عطایا در خطر بود! اگر پولس رسول از عطایای روحانی میترسید، چقدر بیشتر باید جوانان ضعیف امروز احتیاط کنند آنگاه که برای دریافت عطایا دعا کرده تصور میکنند عطایا حقشان است و سپس مشاوران روحانیشان، دست بر ایشان گذاشته دعا میکنند تا عطایا را دریافت کنند!
یعقوب پاتریارک عطایای روحانی دریافت کرد. او برکت نخستزادگی را گرفت، نردبانی را دید که بر زمین برپا شده و تا به آسمان میرسید و فرشتگان خداوند بر آن صعود و نزول میکردند (پیدایش 28:12) ، و خود خدا را دید و با او صحبت کرد. او با خدا و آن مردان مجاهده کرد و غالب شد (پیدایش 32:28). خدا کف ران او را لمس کرد و کف راناش فشرده شد تا یعقوب را از عطایا محفوظ بدارد. خدا بدن یعقوب را سست کرد تا او را از غرور ناشی از عطایا حفظ کند.
اما این فراز که «نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید» به این معنا نیست که برای بدست آوردن آنها تقلا کنیم، بلکه باید دلمان را با تقدس و تواضع آماده سازیم، تا بتواند چنین عطایایی را دریافت کند. اما همه عطایا، معجزات و شفاها نیستند، بلکه حکمت، علم و ایمان نیز جز عطایایند. (اول قرنتیان 12:8،9)
اگر میخواهی دعا کنی تا از خدا عطای افضل دریافت کنی، بنگر که خداوند بر بالای کوه چگونه دعا میکند:
«لیكن اوّل ملكوت خدا و عدالت او را بطلبید كه این همه برای شما مزید خواهد شد». (متی 6:33)
همچنین در دعای ربانی، که خداوند به عنوان نمونه به ما آموخت، مشاهده میکنیم که برای دریافت هیچ عطایی دعا نشده است.
آنچه که در این روزها خطرناکتر از عطایاست، این است که یکی به دیگری میگوید: «بیا، من به تو عطایا خواهم داد» یا «به تو تجربه روحانی میدهم»، و دستها بر او میگذارد و دعا میکند تا روحالقدس به او عطا شود یا از روح پر شود. حتی زنان نیز دستها بر مردم میگذارند تا به آنها روحالقدس عطا کنند، چراکه خدا گاهی به زنان عطای شفا را میبخشد.
اما بخشیدن روحالقدس برعهده کشیش است، که ابتدا توسط رسولان با قرار دادن دستها انجام شد و سپس روحانیون طی راز تثبیت آن را ادامه دادند.
ما روحالقدس را در راز تثبیت، پس از راز تعمید دریافت میکنیم. کتابمقدس در اول یوحنا 2:20،27 به این مسح اشاره دارد، و در مورد دستگذاری توسط رسولان در اعمال رسولان 8:14-17 اشاره میکند.
امروزه جوانان مدعی هستند که اختیار بخشیدن روحالقدس و عطای زبانها را، که تنها خاص رسولان و جانشینان ایشان بود، دارند.
در الهیات ارتدکسی ما، هر کس عطایی را دریافت میکند، سعی میکند آن را پنهان دارد، همانند اسقف قدیس صرابامون (St. Sarabamon) که عطای شفا داشت، و سایر قدیسین.
☦@LessonsOrthodox
آیا عطایا داده میشود یا باید طلبید؟
خدا به هر کس و هر عطایی که بخواهد مطابق حکمت الهی خویش عطا میکند، چراکه: «ملکوت خدا با مراقبت نمیآید». (لوقا 17:20)
عطایا همچون بادی هستند که هر کجا بخواهد میوزد، «به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است (رومیان 12:3).
پس چرا برای عطایا دعا میشود؟ و چرا عطایا اختصاصاً سخن گفتن به زبانهاست؟
عطایا از طریق یک شخص به دیگری سپرده نمیشود بلکه توسط اراده خدا داده میشود. بخشیدن عطایا، عمل روحالقدس است.
وقتی برای عطای زبانها دعا میشود، ممکن است باعث غرور مغروران شود. اینگونه عطایا برای انسان کهنه جذاب است نه برای انسان روحانی.
بدتر از این زمانی است که چنین کسانی به آنانکه این عطا را ندارند با تحقیر نگاه میکنند، گویی خود در مرتبهای بالاتر هستند، اگرچه کتابمقدس میگوید که عطای زبانها برای همگان نیست. (اول قرنتیان 14)
آیا با وجود این غرور، ما نباید به کسانی که مدعی داشتن این عطیه هستند شک کنیم؟
اگر شخصی نزد شما آمده بگوید: «بیا من به تو این تجربه را خواهد داد» به او بگویید: «من شایسته این عطایا نیستم. دل من به اندازه کافی فروتن نیست که بتواند این عطایا را تحمل کند. اگر خدا بخواهد به من عطایی ببخشد، خودش آن را عطا خواهد کرد، بدون اینکه من درخواست کنم. آنگاه من از او خواهم خواست به من تواضع بخشد و از غرور محفوظم نماید. اگر خدا به من عطایی دهد، درباره آن صحبت نمیکنم و آن را به مردم اظهار نمیکنم، مبادا فراتر از توانم وارد نبرد روحانی شوم».
فراز «نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید» به این معنا نیست که عطایا را بطلبیم، بلکه دل خود را با پاکدامنی و فروتنی آماده سازیم تا عطایا را دریافت کنیم، و عطایا فقط قدرت معجزات نیستند، بلکه شامل حکمت، علم و ایمان نیز هستند، چنانکه پولس رسول به ما آموخت (اول قرنتیان 12:8،9). اگر شما از خدا عطای نیکویی میطلبید، خداوند خواهد آموخت که چه بخواهید! او در موعظه بالای کوه میفرماید: «اوّل ملكوت خدا و عدالت او را بطلبید كه این همه برای شما مزید خواهد شد». (متی 6:33)
توجه کنید که در دعای ربانی، که مسیح به عنوان نمونه به ما آموخت، برای هیچ عطایی دعا نمیکنیم.
☦@LessonsOrthodox
خدا به هر کس و هر عطایی که بخواهد مطابق حکمت الهی خویش عطا میکند، چراکه: «ملکوت خدا با مراقبت نمیآید». (لوقا 17:20)
عطایا همچون بادی هستند که هر کجا بخواهد میوزد، «به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است (رومیان 12:3).
پس چرا برای عطایا دعا میشود؟ و چرا عطایا اختصاصاً سخن گفتن به زبانهاست؟
عطایا از طریق یک شخص به دیگری سپرده نمیشود بلکه توسط اراده خدا داده میشود. بخشیدن عطایا، عمل روحالقدس است.
وقتی برای عطای زبانها دعا میشود، ممکن است باعث غرور مغروران شود. اینگونه عطایا برای انسان کهنه جذاب است نه برای انسان روحانی.
بدتر از این زمانی است که چنین کسانی به آنانکه این عطا را ندارند با تحقیر نگاه میکنند، گویی خود در مرتبهای بالاتر هستند، اگرچه کتابمقدس میگوید که عطای زبانها برای همگان نیست. (اول قرنتیان 14)
آیا با وجود این غرور، ما نباید به کسانی که مدعی داشتن این عطیه هستند شک کنیم؟
اگر شخصی نزد شما آمده بگوید: «بیا من به تو این تجربه را خواهد داد» به او بگویید: «من شایسته این عطایا نیستم. دل من به اندازه کافی فروتن نیست که بتواند این عطایا را تحمل کند. اگر خدا بخواهد به من عطایی ببخشد، خودش آن را عطا خواهد کرد، بدون اینکه من درخواست کنم. آنگاه من از او خواهم خواست به من تواضع بخشد و از غرور محفوظم نماید. اگر خدا به من عطایی دهد، درباره آن صحبت نمیکنم و آن را به مردم اظهار نمیکنم، مبادا فراتر از توانم وارد نبرد روحانی شوم».
فراز «نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید» به این معنا نیست که عطایا را بطلبیم، بلکه دل خود را با پاکدامنی و فروتنی آماده سازیم تا عطایا را دریافت کنیم، و عطایا فقط قدرت معجزات نیستند، بلکه شامل حکمت، علم و ایمان نیز هستند، چنانکه پولس رسول به ما آموخت (اول قرنتیان 12:8،9). اگر شما از خدا عطای نیکویی میطلبید، خداوند خواهد آموخت که چه بخواهید! او در موعظه بالای کوه میفرماید: «اوّل ملكوت خدا و عدالت او را بطلبید كه این همه برای شما مزید خواهد شد». (متی 6:33)
توجه کنید که در دعای ربانی، که مسیح به عنوان نمونه به ما آموخت، برای هیچ عطایی دعا نمیکنیم.
☦@LessonsOrthodox
نهضت پنطیکاستی و عطای سخن گفتن به زبانها
مشخصه برجسته نهضت پنطیکاستی این است که آنان به تعمید روحالقدس اعتقاد دارند (جدای از تعمید آب و روح).
این چیزیست که پنطیکاستیها و کاریزماتیکها، که دنبال کننده آنان هستند، در کتابهای خود مینویسند.
ایشان این امر را «تعمید روح» یا «پری روحالقدس» مینامند. پنطیکاستیها و گروههای کاریزماتیک تصور میکنند که مشخصه متمایز کننده تعمید در روحالقدس و پری روحالقدس، سخن گفتن به زبانهاست.
در نظر ایشان سخن گفتن به زبانها اولین نشانه شخصی است که از روحالقدس پر شده است. به همین دلیل، هنگامیکه کسی به گروه آنها ملحق میشود، او را وادار میکنند به زبانها سخن بگوید تا شبیه رسولان در روز پنطیکاست شود. آنها با پیروی از تعالیم پیشینیان خود، توجه زیادی به عطای سخن گفتن به زبانها میکنند، گویی که آن، همه چیز است، خواه قابل فهم باشد خواه نامفهوم. در اکثر موارد، زبانها تنها اصوات نامهفوم هستند.
☦@LessonsOrthodox
مشخصه برجسته نهضت پنطیکاستی این است که آنان به تعمید روحالقدس اعتقاد دارند (جدای از تعمید آب و روح).
این چیزیست که پنطیکاستیها و کاریزماتیکها، که دنبال کننده آنان هستند، در کتابهای خود مینویسند.
ایشان این امر را «تعمید روح» یا «پری روحالقدس» مینامند. پنطیکاستیها و گروههای کاریزماتیک تصور میکنند که مشخصه متمایز کننده تعمید در روحالقدس و پری روحالقدس، سخن گفتن به زبانهاست.
در نظر ایشان سخن گفتن به زبانها اولین نشانه شخصی است که از روحالقدس پر شده است. به همین دلیل، هنگامیکه کسی به گروه آنها ملحق میشود، او را وادار میکنند به زبانها سخن بگوید تا شبیه رسولان در روز پنطیکاست شود. آنها با پیروی از تعالیم پیشینیان خود، توجه زیادی به عطای سخن گفتن به زبانها میکنند، گویی که آن، همه چیز است، خواه قابل فهم باشد خواه نامفهوم. در اکثر موارد، زبانها تنها اصوات نامهفوم هستند.
☦@LessonsOrthodox
اما تعلیم کتابمقدس در رابطه با عطای سخن گفتن به زبانها چیست؟
سخن گفتن به زبانها
با مطالعه کتابمقدس و بالاخص باب چهارده از رساله اول پولس رسول به قرنتیان، که میتوانیم آن را باب عطای زبانها بنامیم، به نکات ذیل میرسیم:
سخن گفتن به زبانها آخرین در میان سایر عطایاست
وقتی پولس رسول در رساله اول خود به قرنتیان به عطایای روحانی اشاره میکند، سخن گفتن به زبانها و ترجمه زبانها را در مرتبه آخر قرار میدهد. او میگوید:
«و نعمتها انواع است ولی روح همان. و خدمتها انواع است اما خداوند همان. و عملها انواع است لکن همان خدا همه را در همه عمل می کند. ولی هرکس را ظهور روح بجهت منفعت عطا می شود. زیرا یکی را بوساطت روح، کلام حکمت داده می شود و دیگری را کلام علم، بحسب همان روح. و یکی را ایمان به همان روح و دیگری را نعمتهای شفا دادن به همـان روح. و یکی را قوت معجزات و دیگری را نبوت و یکی را تمییز ارواح و دیگری را اقسـام زبانهـا و دیگری را ترجمه زبانها. لکن در جمیع اینها همان یک روح فاعل است که هرکس را فرداً بحسب اراده خود تقسیم می کند».
(اول قرنتیان 12)
بنابراین پولس رسول عطای سخن گفتن به زبانها و ترجمه آنها را در نوبت آخر پس از سایر عطایا قرار میدهد. عطایای حکمت، معرفت، ایمان، شفا دادن، قدرت معجزات، نبوت و تشخیص ارواح، بر عطای زبانها و ترجمه زبانها مقدمترند.
پولس رسول همچنین میگوید:
«و خدا قرارداد بعضی را در کلیسا: اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلمان، بعد قوات، پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر و اقسام زبانها»
(اول قرنتیان 12:28).
پس در اینجا هم پولس رسول عطای زبانها را در ترتیب آخر قرار میدهد.
وقتی پولس رسول میگوید:
«لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید و طریق افضل را نیز به شما نشان می دهم» (اول قرنتیان 12:31)، در ادامه شرح میدهد که این طریق افضل، محبت است.
او توضیح میدهد که چگونه محبت بزرگتر و مهمتر از هر نبوت، هر معرفت، هر ایمانی که بتواند کوهها را جابهجا کند، هر نیکویی و هر ریاضت است (اول قرنتیان 13).
وی شرح میدهد که محبت مهمتر از سخن گفتن به زبانهای مردم، و نه فقط مردم بلکه فرشتگان نیز است. او میگوید:
«اگر به زبانهای آدمیان و حتی فرشتگان سخن بگویم، اما اگر محبت ندارم، چون مفرغی شدهام که صدا کند یا سنجی که بانگ برآورد» (اول قرنتیان 13:1)
☦@LessonsOrthodox
سخن گفتن به زبانها
با مطالعه کتابمقدس و بالاخص باب چهارده از رساله اول پولس رسول به قرنتیان، که میتوانیم آن را باب عطای زبانها بنامیم، به نکات ذیل میرسیم:
سخن گفتن به زبانها آخرین در میان سایر عطایاست
وقتی پولس رسول در رساله اول خود به قرنتیان به عطایای روحانی اشاره میکند، سخن گفتن به زبانها و ترجمه زبانها را در مرتبه آخر قرار میدهد. او میگوید:
«و نعمتها انواع است ولی روح همان. و خدمتها انواع است اما خداوند همان. و عملها انواع است لکن همان خدا همه را در همه عمل می کند. ولی هرکس را ظهور روح بجهت منفعت عطا می شود. زیرا یکی را بوساطت روح، کلام حکمت داده می شود و دیگری را کلام علم، بحسب همان روح. و یکی را ایمان به همان روح و دیگری را نعمتهای شفا دادن به همـان روح. و یکی را قوت معجزات و دیگری را نبوت و یکی را تمییز ارواح و دیگری را اقسـام زبانهـا و دیگری را ترجمه زبانها. لکن در جمیع اینها همان یک روح فاعل است که هرکس را فرداً بحسب اراده خود تقسیم می کند».
(اول قرنتیان 12)
بنابراین پولس رسول عطای سخن گفتن به زبانها و ترجمه آنها را در نوبت آخر پس از سایر عطایا قرار میدهد. عطایای حکمت، معرفت، ایمان، شفا دادن، قدرت معجزات، نبوت و تشخیص ارواح، بر عطای زبانها و ترجمه زبانها مقدمترند.
پولس رسول همچنین میگوید:
«و خدا قرارداد بعضی را در کلیسا: اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلمان، بعد قوات، پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر و اقسام زبانها»
(اول قرنتیان 12:28).
پس در اینجا هم پولس رسول عطای زبانها را در ترتیب آخر قرار میدهد.
وقتی پولس رسول میگوید:
«لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید و طریق افضل را نیز به شما نشان می دهم» (اول قرنتیان 12:31)، در ادامه شرح میدهد که این طریق افضل، محبت است.
او توضیح میدهد که چگونه محبت بزرگتر و مهمتر از هر نبوت، هر معرفت، هر ایمانی که بتواند کوهها را جابهجا کند، هر نیکویی و هر ریاضت است (اول قرنتیان 13).
وی شرح میدهد که محبت مهمتر از سخن گفتن به زبانهای مردم، و نه فقط مردم بلکه فرشتگان نیز است. او میگوید:
«اگر به زبانهای آدمیان و حتی فرشتگان سخن بگویم، اما اگر محبت ندارم، چون مفرغی شدهام که صدا کند یا سنجی که بانگ برآورد» (اول قرنتیان 13:1)
☦@LessonsOrthodox
سخن گفتن به زبانها برای همه نیست
در بیانات فوق مشاهده کردیم که خدا عطایای «هرکس را فرداً بحسب اراده خود تقسیم می کند» (اول قرنتیان 12:11)؛
«پس چون نعمتهای مختلف داریم بحسب فیضی که به ما داده شد» (رومیان 12:6)
و «به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است». (رومیان 12:3)
درباره عطای سخن گفتن به زبانها، پولس رسول واضحاً میگوید:
«آیا همه رسول هستند، یا همه انبیا، یا همه معلمان، یا همه قوات؟ یا همه نعمتهای شفا دارند، یا همه به زبانها متکلم هستند، یا همه ترجمه میکنند؟»
(اول قرنتیان 12:29،30).
از این عبارت مشخص است که عطای زبانها مخصوص همه نیست. پس حتی در زمان رسولان الزامی نبود که همه ایمانداران عطای سخن گفتن به زبانها را دریافت کنند و بنابراین، ضرورتی نداشت برای اطمینان از نزول روحالقدس بر شخصی، او به زبانها سخن گوید. ممکن است کسی حتی قدیس باشد اما به زبانها سخن نگوید.
خدا میداند که کِی و به چه علتی عطایا را بدهد. او در زمان رسولان، یعنی در آغاز بشارت کلام، عطای زبانها را به خاطر تقویت رسولان و بنا به نیازشان به وفور عطا فرمود.
عطای زبانها در همه اعصار ضروری نیست.
کتابمقدس میگوید: «و اگر زبانها، انتها خواهدپذیرفت» (اول قرنتیان 13:8). حتی در عصر رسولان، شرایطی برای سخن گفتن به زبانها وجود داشت. ما برخی از این شرایط را در باب چهارده از رساله اول پولس به قرنتیان میخوانیم:
سخن گفتن به زبانها باید برای بنای کلیسا بکار رود
مهمترین واژه در باب چهارده، واژه «بنا کردن» است. پولس رسول بارها از این واژه استفاده میکند. او میگوید: «باید همه بجهت بنا بشود» (اول قرنتیان 14:26)
و «همچنن شما نیز چونکه غیور عطایای روحانی هستید، بطلبید اینکه برای بنای کلیسا افزوده شوید».
(اول قرنتیان 14:12)
پولس رسول به خاطر بنای کلیسا میگوید: «کسی که نبوت کند بهتر است از کسی که به زبانها حرف زند»
(اول قرنتیان 14:5).
زیرا: «هرکه به زبانی می گوید، خود را بنا می کند، اما آنکه نبوت می نماید، کلیسا را بنا می کند»
(اول قرنتیان 14:4).
واژه نبوت در آن زمآنهمچنین به معنای تعلیم دادن بود. پولس رسول نبوت را ترجیح میدهد زیرا: «آنکه نبوت می کند، مردم را برای بنا و نصیحت و تسلی می گوید». (اول قرنتیان 14:3)
☦@LessonsOrthodox
در بیانات فوق مشاهده کردیم که خدا عطایای «هرکس را فرداً بحسب اراده خود تقسیم می کند» (اول قرنتیان 12:11)؛
«پس چون نعمتهای مختلف داریم بحسب فیضی که به ما داده شد» (رومیان 12:6)
و «به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است». (رومیان 12:3)
درباره عطای سخن گفتن به زبانها، پولس رسول واضحاً میگوید:
«آیا همه رسول هستند، یا همه انبیا، یا همه معلمان، یا همه قوات؟ یا همه نعمتهای شفا دارند، یا همه به زبانها متکلم هستند، یا همه ترجمه میکنند؟»
(اول قرنتیان 12:29،30).
از این عبارت مشخص است که عطای زبانها مخصوص همه نیست. پس حتی در زمان رسولان الزامی نبود که همه ایمانداران عطای سخن گفتن به زبانها را دریافت کنند و بنابراین، ضرورتی نداشت برای اطمینان از نزول روحالقدس بر شخصی، او به زبانها سخن گوید. ممکن است کسی حتی قدیس باشد اما به زبانها سخن نگوید.
خدا میداند که کِی و به چه علتی عطایا را بدهد. او در زمان رسولان، یعنی در آغاز بشارت کلام، عطای زبانها را به خاطر تقویت رسولان و بنا به نیازشان به وفور عطا فرمود.
عطای زبانها در همه اعصار ضروری نیست.
کتابمقدس میگوید: «و اگر زبانها، انتها خواهدپذیرفت» (اول قرنتیان 13:8). حتی در عصر رسولان، شرایطی برای سخن گفتن به زبانها وجود داشت. ما برخی از این شرایط را در باب چهارده از رساله اول پولس به قرنتیان میخوانیم:
سخن گفتن به زبانها باید برای بنای کلیسا بکار رود
مهمترین واژه در باب چهارده، واژه «بنا کردن» است. پولس رسول بارها از این واژه استفاده میکند. او میگوید: «باید همه بجهت بنا بشود» (اول قرنتیان 14:26)
و «همچنن شما نیز چونکه غیور عطایای روحانی هستید، بطلبید اینکه برای بنای کلیسا افزوده شوید».
(اول قرنتیان 14:12)
پولس رسول به خاطر بنای کلیسا میگوید: «کسی که نبوت کند بهتر است از کسی که به زبانها حرف زند»
(اول قرنتیان 14:5).
زیرا: «هرکه به زبانی می گوید، خود را بنا می کند، اما آنکه نبوت می نماید، کلیسا را بنا می کند»
(اول قرنتیان 14:4).
واژه نبوت در آن زمآنهمچنین به معنای تعلیم دادن بود. پولس رسول نبوت را ترجیح میدهد زیرا: «آنکه نبوت می کند، مردم را برای بنا و نصیحت و تسلی می گوید». (اول قرنتیان 14:3)
☦@LessonsOrthodox
زبانها باید ترجمه شود
پولس رسول میگوید:
«کسی که به زبانی سخن می گوید، دعا بکند تا ترجمه نماید»
(اول قرنتیان 14:13)،
و اضافه میکند: «اگر مترجمی نباشد، در کلیسا خاموش باشد و با خود و با خدا سخن گوید» (اول قرنتیان 14:28).
دلیل پولس رسول مشخص است: بنای کلیسا.
او میگوید: «... مگر آنکه ترجمه کند تا کلیسا بنا شود» (اول قرنتیان 14:5). اگر کلیسا بنا نشود، باید ساکت بماند، و فراز «خاموش بماند» یک دستور رسولی است. پس کسیکه به زبانها سخن میگوید، یا باید برای بنای کلیسا سخن گوید و یا اینکه خاموش بماند.
حضور مترجم شهادتی است بر اینکه آنچه به زبانها سخن گفته میشود مفهوم دارد.
پس عطای زبانها به دو نفر توأماً داده میشود. یکی سخن میگوید و دیگری ترجمه میکند. در نتیجه، این آیه کتابمقدس نیز به وقوع میپیوندد که: «بهگواهی دو سه شاهد، هر سخن ثابتخواهد شد» (دوم قرنتیان 13:1). اگر سخن گفتن به زبانی ترجمه نشود، چه فایدهای دارد؟ چه سودی دارد اگر حضار آن را نفهمند؟
معنای «خود را بنا میکند» چیست؟
خود را بنا کردن یعنی در یک موقعیت روحانی از نزول روحالقدس قرار گرفتن، بطوری که برای بنای خود شخص مفید باشد.
پولس رسول در این مورد به دو نکته اشاره میکند که عبارتند از:
(الف) خاموش باش، به همان صورت که در حالات خاص روحانی بین خود و خدا هستی.
پولس رسول میگوید: «... در کلیسا خاموش باشد و با خود و با خدا سخن گوید» (اول قرنتیان 14:28).
این یک امر بین خود و خداست و مناسبتر است که در نهان خود، و نه در کلیسا نزد سایر مردم، باشد. پس سخن گفتن به زبانها میتواند نوعی دعا باشد.
با اینحال:
(ب) عقل بیثمر خواهد ماند و تنها روح عمل خواهد کرد. پولس رسول میگوید: «زیرا اگر به زبانی دعا کنم، روح من دعا می کند لکن عقل من برخوردار نمیشود»
(اول قرنتیان 14:14).
رسول نتیجه میگیرد که در این حالت به فهم کلام نیاز است، تا شخص نه فقط با روح، بلکه با عقل نیز دعا کند؛ نه فقط با روح سرود بخواند بلکه با عقل نیز.
با اینکه پولس رسول فراز «خود را بنا میکند» را با احتیاط بیان میکند، و علیرغم آن ملاحظاتی که راجع به این میکند و نشان میدهد که اگر چنین نکنند ثمره کارشان به کمال نخواهد رسید، باز هم در مورد همین بنا کردن میگوید: «خدا را شکر می کنم که زیادتر از همه شما به زبانها حرف می زنم. لکن در کلیسا بیشتر میپسندم که پنج کلمه به عقل خود گویم تا دیگران را نیز تعلیم دهم از آنکه هزاران کلمه به زبان بگویم». (اول قرنتیان 14:18،19)
پس لزومی نیست که مردم با تمام توان تلاش کنند تا به زبانها سخن گویند و تصور کنند که این یک موفقیت بزرگ است.
و اگر اینچنین سخن گفتن به زبانها حقیقتاً عطای روحالقدس است، در مورد آنان که وانمود میکنند به زبانها سخن میگوید چه باید گفت؟
☦@LessonsOrthodox
پولس رسول میگوید:
«کسی که به زبانی سخن می گوید، دعا بکند تا ترجمه نماید»
(اول قرنتیان 14:13)،
و اضافه میکند: «اگر مترجمی نباشد، در کلیسا خاموش باشد و با خود و با خدا سخن گوید» (اول قرنتیان 14:28).
دلیل پولس رسول مشخص است: بنای کلیسا.
او میگوید: «... مگر آنکه ترجمه کند تا کلیسا بنا شود» (اول قرنتیان 14:5). اگر کلیسا بنا نشود، باید ساکت بماند، و فراز «خاموش بماند» یک دستور رسولی است. پس کسیکه به زبانها سخن میگوید، یا باید برای بنای کلیسا سخن گوید و یا اینکه خاموش بماند.
حضور مترجم شهادتی است بر اینکه آنچه به زبانها سخن گفته میشود مفهوم دارد.
پس عطای زبانها به دو نفر توأماً داده میشود. یکی سخن میگوید و دیگری ترجمه میکند. در نتیجه، این آیه کتابمقدس نیز به وقوع میپیوندد که: «بهگواهی دو سه شاهد، هر سخن ثابتخواهد شد» (دوم قرنتیان 13:1). اگر سخن گفتن به زبانی ترجمه نشود، چه فایدهای دارد؟ چه سودی دارد اگر حضار آن را نفهمند؟
معنای «خود را بنا میکند» چیست؟
خود را بنا کردن یعنی در یک موقعیت روحانی از نزول روحالقدس قرار گرفتن، بطوری که برای بنای خود شخص مفید باشد.
پولس رسول در این مورد به دو نکته اشاره میکند که عبارتند از:
(الف) خاموش باش، به همان صورت که در حالات خاص روحانی بین خود و خدا هستی.
پولس رسول میگوید: «... در کلیسا خاموش باشد و با خود و با خدا سخن گوید» (اول قرنتیان 14:28).
این یک امر بین خود و خداست و مناسبتر است که در نهان خود، و نه در کلیسا نزد سایر مردم، باشد. پس سخن گفتن به زبانها میتواند نوعی دعا باشد.
با اینحال:
(ب) عقل بیثمر خواهد ماند و تنها روح عمل خواهد کرد. پولس رسول میگوید: «زیرا اگر به زبانی دعا کنم، روح من دعا می کند لکن عقل من برخوردار نمیشود»
(اول قرنتیان 14:14).
رسول نتیجه میگیرد که در این حالت به فهم کلام نیاز است، تا شخص نه فقط با روح، بلکه با عقل نیز دعا کند؛ نه فقط با روح سرود بخواند بلکه با عقل نیز.
با اینکه پولس رسول فراز «خود را بنا میکند» را با احتیاط بیان میکند، و علیرغم آن ملاحظاتی که راجع به این میکند و نشان میدهد که اگر چنین نکنند ثمره کارشان به کمال نخواهد رسید، باز هم در مورد همین بنا کردن میگوید: «خدا را شکر می کنم که زیادتر از همه شما به زبانها حرف می زنم. لکن در کلیسا بیشتر میپسندم که پنج کلمه به عقل خود گویم تا دیگران را نیز تعلیم دهم از آنکه هزاران کلمه به زبان بگویم». (اول قرنتیان 14:18،19)
پس لزومی نیست که مردم با تمام توان تلاش کنند تا به زبانها سخن گویند و تصور کنند که این یک موفقیت بزرگ است.
و اگر اینچنین سخن گفتن به زبانها حقیقتاً عطای روحالقدس است، در مورد آنان که وانمود میکنند به زبانها سخن میگوید چه باید گفت؟
☦@LessonsOrthodox