یک نویسنده
در هر شرایطی که باشد چه گمنام،
چه موقتاً مشهور،
چه در چنگالِ زنجیرهای استبداد،
چه عجالتاً بهرهمند از آزادیِ بیان،
تنها به شرطی میتواند دوباره با جامعهای
که به او معنا میدهد همراه شود
که تا آنجا که در توان دارد دو مسئولیتی را
که عظمت حرفهی او در آن نهفته است، بپذیرد:
"خدمت به حقیقت" و "خدمت به آزادی"
👤#آلبر_کامو
╭─►👤⨗@Libraryinternational
╰───────────
در هر شرایطی که باشد چه گمنام،
چه موقتاً مشهور،
چه در چنگالِ زنجیرهای استبداد،
چه عجالتاً بهرهمند از آزادیِ بیان،
تنها به شرطی میتواند دوباره با جامعهای
که به او معنا میدهد همراه شود
که تا آنجا که در توان دارد دو مسئولیتی را
که عظمت حرفهی او در آن نهفته است، بپذیرد:
"خدمت به حقیقت" و "خدمت به آزادی"
👤#آلبر_کامو
╭─►👤⨗@Libraryinternational
╰───────────
👍24❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢سارتر و دوبوار دربارهٔ فمینیسم
سارتر: در رابطه با موضوع ارتباط میان زن و مرد، من کاملاً با سیمون دوبوار موافقم. همانطور که در رابطه با پرسش از سازمانی که مردان را طرد میکند، اغلب برایم جای پرسش داشته که آیا این امر واقعاً ضروری است؟ فعلاً نمیتوانم پاسخی بدهم. میفهمم که برای زنان در حال حاضر این امر مهم است، اما برایم جای پرسش دارد که آیا آنها راه درستی برای مبارزه انتخاب کردهاند یا نه، برایم جای سوال دارد که آیا در مبارزهای که در آن مردان هم باید شیوهٔ تفکرشان را به اشتراک بگذارند این شیوه درست است؟
دوبوار: مردان هرگز به شیوهٔ زنان فکر نمیکنند، به همین دلیل تو همیشه به من میگویی: بپذیر در این نکته به من اعتماد نداری. تو به لحاظ نظری و ایدئولوژیک مدافع آزادی زنان هستی، با این حال حتی تو در آنچه «تجربهٔ زیستهٔ» زنان نامیده میشود شریک نیستی. چیزهایی وجود دارد که نمیتوانی آنها را بفهمی. چیزهایی وجود دارد که تو نمیتوانی احساسشان کنی.
▫️ترجمهٔ: "ایمان همتی"
▫️تهیه و تنظیم: "نشر نی"
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰──────────────
سارتر: در رابطه با موضوع ارتباط میان زن و مرد، من کاملاً با سیمون دوبوار موافقم. همانطور که در رابطه با پرسش از سازمانی که مردان را طرد میکند، اغلب برایم جای پرسش داشته که آیا این امر واقعاً ضروری است؟ فعلاً نمیتوانم پاسخی بدهم. میفهمم که برای زنان در حال حاضر این امر مهم است، اما برایم جای پرسش دارد که آیا آنها راه درستی برای مبارزه انتخاب کردهاند یا نه، برایم جای سوال دارد که آیا در مبارزهای که در آن مردان هم باید شیوهٔ تفکرشان را به اشتراک بگذارند این شیوه درست است؟
دوبوار: مردان هرگز به شیوهٔ زنان فکر نمیکنند، به همین دلیل تو همیشه به من میگویی: بپذیر در این نکته به من اعتماد نداری. تو به لحاظ نظری و ایدئولوژیک مدافع آزادی زنان هستی، با این حال حتی تو در آنچه «تجربهٔ زیستهٔ» زنان نامیده میشود شریک نیستی. چیزهایی وجود دارد که نمیتوانی آنها را بفهمی. چیزهایی وجود دارد که تو نمیتوانی احساسشان کنی.
▫️ترجمهٔ: "ایمان همتی"
▫️تهیه و تنظیم: "نشر نی"
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰──────────────
❤9👍2👎2
طبق تحقیقات کدام ساز به افزایش ظرفیت مغز کمک میکند؟
Anonymous Quiz
28%
ویالون
48%
پیانو
10%
گیتار
15%
سنتور
❤9👎2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢"هفت اثر هُنری آرامش بخش جهان"
🔸مترجم : "علیرضا آبیز"
🎙️گوینده : "نگین کیانفر"
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰──────────────
🔸مترجم : "علیرضا آبیز"
🎙️گوینده : "نگین کیانفر"
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰──────────────
❤7👍2
▫️برای زندگی کردن در میان آدمیان، باید برای همه، با هر خصوصیتی که دارند، هر قدر هم نا به هنجار باشد، حقِ وجود قائل باشیم و فقط میتوانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان بر حسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم.
اما نه میتوانیم امیدی به تغییرشان ببندیم، نه چنان که هستند محکومشان کنیم. این درست مصداق این مثال است که
« زندگی کن و بگذار زندگی کنند»
اما این رفتار آن قدر که درست است، آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان، همیشه در امان باشد.
▫️هنر تحمل کردن انسانها را می توان با تحمل کردن اشیاء بی جان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکی شان با سرسختی سد راه ما میشوند، تمرینی که هر روز میسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم،میتوانیم در مورد انسان ها نیز به کار گیریم. به این منظور، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بی جان، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند، به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند. بنابراین، بر آشفته شدن در برابر چنین انسان هایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان می غلطد و راهمان را سد می کند، خشمگین شویم.
┃📚#در_باب_حکمت_زندگی
┃✍#آرتور_شوپنهاور
╭─►📖⨗@Libraryinternational
╰──────────
اما نه میتوانیم امیدی به تغییرشان ببندیم، نه چنان که هستند محکومشان کنیم. این درست مصداق این مثال است که
« زندگی کن و بگذار زندگی کنند»
اما این رفتار آن قدر که درست است، آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان، همیشه در امان باشد.
▫️هنر تحمل کردن انسانها را می توان با تحمل کردن اشیاء بی جان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکی شان با سرسختی سد راه ما میشوند، تمرینی که هر روز میسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم،میتوانیم در مورد انسان ها نیز به کار گیریم. به این منظور، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بی جان، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند، به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند. بنابراین، بر آشفته شدن در برابر چنین انسان هایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان می غلطد و راهمان را سد می کند، خشمگین شویم.
┃📚#در_باب_حکمت_زندگی
┃✍#آرتور_شوپنهاور
╭─►📖⨗@Libraryinternational
╰──────────
👍16
Audio
#موسیقی
قطعه شنیدنی و زیبا
Leave me be
از
Roudeep
●برای لذت بیشتر از شنیدن این قطعه، پیشنهاد می شود حتما از هندزفری استفاده نمایید،بدون شک از شنیدن این موزیک لذت خواهید برد
🔙 موسیقی قبلی 🔺
🔜 موسیقی بعدی 🔻
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
╭►🎧⨗@Libraryinternational
╰───────────
قطعه شنیدنی و زیبا
Leave me be
از
Roudeep
●برای لذت بیشتر از شنیدن این قطعه، پیشنهاد می شود حتما از هندزفری استفاده نمایید،بدون شک از شنیدن این موزیک لذت خواهید برد
🔙 موسیقی قبلی 🔺
🔜 موسیقی بعدی 🔻
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
╭►🎧⨗@Libraryinternational
╰───────────
❤9👍2
ﺩﻭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﮐﺴﺮ ﺷﭑﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥ
این ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
👤#صائب_تبریزی
╭─►👤⨗@Libraryinternational
╰───────────
ﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥ
این ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
👤#صائب_تبریزی
╭─►👤⨗@Libraryinternational
╰───────────
❤38👍10
❤8👍4
سال 87 بود کتابی به قلم زیبای سید مهدی شجاعی نویسنده توانای کشور نوشته شد اما پس از اولین انتشار شاهد جمع اوری کتاب از کتابفروشی ها بودیم که بعد ها عنوان شد این کار به درخواست نویسنده کتاب بوده و نه ممنوع شدن آن اما... و حالا امسال این کتاب مجدد چاپ میشه و فروش خیلی خوبی را تجربه کرده است.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
╭─►📖⨗@Libraryinternational
╰──────────
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
╭─►📖⨗@Libraryinternational
╰──────────
👍34❤9👎1
دست تو
Saman Javaherian;
┃#پادکست_ریرا
┃#قسمت_سیزدهم
پادکست ریرا، قسمت سیزدهم
دست تو، احمدرضا احمدی
🔹 منابع مربوط به قسمت سیزدهم پادکست ریرا:
🔸 نقلقولهای #احمدرضا_احمدی و اطلاعات مربوط به زندگی او از این دو منبع هستند: گفتگو با احمدرضا احمدی چاپشده در شمارهی ۷۸ کتاب ماه ادبیات و فلسفه (فروردین ۱۳۸۳) و فیلم مستند وقت خوب مصائب ساختهی ناصر صفاریان.
🔸 تقسیمبندی اسماعیل #نوریعلا و همینطور حرفهای #مهرداد_صمدی را از کتاب صور و اسباب در شعر امروز ایران نوشتهی اسماعیل نوریعلا (انتشارات بامداد) نقل کردم.
🔸 نقل قولم از رضا #براهنی بخشی از مقالهی «مناجات یک جنین» بود که در جلد دوم کتاب طلا در مس چاپ شده است.
🔸 نامهی #فروغ به احمدرضا احمدی را از کتاب جاودانه زیستن در اوج ماندن (به کوشش بهروز جلالی، انتشارات مروارید) نقل کردم. نقل قول بعدی فروغ دربارهی بیوزنی شعر احمدی هم از مصاحبه با سیروس طاهباز است که در همان کتاب چاپ شده.
🔙 قسمت قبلی پادکست🔺
🔜 قسمت بعدی پادکست 🔻
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
╭─►🎙⨗@Libraryinternational
╰──────────────
┃#قسمت_سیزدهم
پادکست ریرا، قسمت سیزدهم
دست تو، احمدرضا احمدی
🔹 منابع مربوط به قسمت سیزدهم پادکست ریرا:
🔸 نقلقولهای #احمدرضا_احمدی و اطلاعات مربوط به زندگی او از این دو منبع هستند: گفتگو با احمدرضا احمدی چاپشده در شمارهی ۷۸ کتاب ماه ادبیات و فلسفه (فروردین ۱۳۸۳) و فیلم مستند وقت خوب مصائب ساختهی ناصر صفاریان.
🔸 تقسیمبندی اسماعیل #نوریعلا و همینطور حرفهای #مهرداد_صمدی را از کتاب صور و اسباب در شعر امروز ایران نوشتهی اسماعیل نوریعلا (انتشارات بامداد) نقل کردم.
🔸 نقل قولم از رضا #براهنی بخشی از مقالهی «مناجات یک جنین» بود که در جلد دوم کتاب طلا در مس چاپ شده است.
🔸 نامهی #فروغ به احمدرضا احمدی را از کتاب جاودانه زیستن در اوج ماندن (به کوشش بهروز جلالی، انتشارات مروارید) نقل کردم. نقل قول بعدی فروغ دربارهی بیوزنی شعر احمدی هم از مصاحبه با سیروس طاهباز است که در همان کتاب چاپ شده.
🔙 قسمت قبلی پادکست🔺
🔜 قسمت بعدی پادکست 🔻
━━━━━━◉──────
↻ㅤ ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆
╭─►🎙⨗@Libraryinternational
╰──────────────
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
┃#انیمیشن_کوتاه
💢انیمیشن کوتاه چراغ راهنما در سال ۲۰۰۹ اکران شده و برنده جایزه از جشنواره بین المللی شد.
🔸داستان انیمیشن راجب یک چراغ راهنماست که از کار روزمره خود خسته شده است؛ و باید راه جدیدی برای سرگرم کردن خود پیدا کند.
╭─►🎞⨗@Libraryinternational
╰──────────
💢انیمیشن کوتاه چراغ راهنما در سال ۲۰۰۹ اکران شده و برنده جایزه از جشنواره بین المللی شد.
🔸داستان انیمیشن راجب یک چراغ راهنماست که از کار روزمره خود خسته شده است؛ و باید راه جدیدی برای سرگرم کردن خود پیدا کند.
╭─►🎞⨗@Libraryinternational
╰──────────
👍3
عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»
او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»
این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...!
👤#صائب_تبریزی
╭─►👤⨗@Libraryinternational
╰───────────
«به تمناى بهشت»
او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»
این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...!
👤#صائب_تبریزی
╭─►👤⨗@Libraryinternational
╰───────────
👍28❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
1⃣ بخش اول
💢اخبار هوش مصنوعی
🎙️مریم صادقی
(دکترای هوش مصنوعی)
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰──────────────
💢اخبار هوش مصنوعی
🎙️مریم صادقی
(دکترای هوش مصنوعی)
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰──────────────
👍8❤1
شایع ترین بیماری حاصل از خوردن پیش از حد محصولات کارخانه ای کدام یک میباشد؟
Anonymous Quiz
62%
سرطان
2%
ایدز
23%
ام اس
13%
روماتیسم
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢چارلز بوکوفسکی از زندگی سطح پایین میگوید
🔸انیمیشن از Blank on Blank
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰──────────────
🔸انیمیشن از Blank on Blank
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰──────────────
👍10
💢هنر تحمل کردن دیگران
این هنر را میتوان با تحمل کردن اشیاء بی جان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکیشان با سرسختی سد راه ما میشوند ، تمرینی که هر روز میسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم میتوانیم در مورد انسانها نیز بهکار گیریم. به این منظور ، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بیجان ، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند ، به علت ضرورت ناگزیر طبیعت شان چنین تأثیری دارند.
بنابراین ، برآشفته شدن در برابر چنین انسان هایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که جلوی پایمان می غلطد و راهمان را سد میکند ، خشمگین شویم.
در باب حکمت زندگی | آرتور شوپنهاور
╭─►📖⨗@Libraryinternational
╰──────────
این هنر را میتوان با تحمل کردن اشیاء بی جان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکیشان با سرسختی سد راه ما میشوند ، تمرینی که هر روز میسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم میتوانیم در مورد انسانها نیز بهکار گیریم. به این منظور ، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بیجان ، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند ، به علت ضرورت ناگزیر طبیعت شان چنین تأثیری دارند.
بنابراین ، برآشفته شدن در برابر چنین انسان هایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که جلوی پایمان می غلطد و راهمان را سد میکند ، خشمگین شویم.
در باب حکمت زندگی | آرتور شوپنهاور
╭─►📖⨗@Libraryinternational
╰──────────
👍17❤3👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
┃#فیلم_کوتاه
💢فیلم کوتاه "رخدادی در پل ال کریک"
🎬 محصول سال 1962 فرانسه، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه و نخل طلای بهترین فیلم کوتاه از فستیوال کن 1962
╭─►🎞⨗@Libraryinternational
╰──────────
💢فیلم کوتاه "رخدادی در پل ال کریک"
🎬 محصول سال 1962 فرانسه، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه و نخل طلای بهترین فیلم کوتاه از فستیوال کن 1962
╭─►🎞⨗@Libraryinternational
╰──────────
💢عمق رودخانه
ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺷﺘﺮﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﻋﻤﻖ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺷﺘﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮ.
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺗﻮﯼ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﭘﺮﯾﺪ،
ﺁﺏ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽﺯﺩ ﺑﻪ ﺷﺘﺮ ﮔﻔﺖ: "ﺗﻮ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮ !"
ﺷﺘﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: "ﺑﻠﻪ، ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﺗﻮ."
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻣﯽﮔﯿﺮﯾﻢ ﯾﺎ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ.
ﻟﺰﻭﻣﺎ" ﻫﺮ ﺗﺠﺮﺑﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ.
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰────────────
ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺷﺘﺮﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﻋﻤﻖ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺷﺘﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮ.
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺗﻮﯼ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﭘﺮﯾﺪ،
ﺁﺏ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽﺯﺩ ﺑﻪ ﺷﺘﺮ ﮔﻔﺖ: "ﺗﻮ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮ !"
ﺷﺘﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: "ﺑﻠﻪ، ﺗﺎ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺯﺍﻧﻮﯼ ﺗﻮ."
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻣﯽﮔﯿﺮﯾﻢ ﯾﺎ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ.
ﻟﺰﻭﻣﺎ" ﻫﺮ ﺗﺠﺮﺑﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ.
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰────────────
👍37❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢نقاشی زنده🎨
🔸اجرایی جالب ، زیبا و هنرمندانه از نوع «تابلو ویوان»برای زنده کردن تابلوهایی معروف از کاراوجو، نقاش ایتالیایی قرن ۱۶، با موسیقی (رکوئیم) موزارت
╭─►🎨⨗@Libraryinternational
╰──────────
🔸اجرایی جالب ، زیبا و هنرمندانه از نوع «تابلو ویوان»برای زنده کردن تابلوهایی معروف از کاراوجو، نقاش ایتالیایی قرن ۱۶، با موسیقی (رکوئیم) موزارت
╭─►🎨⨗@Libraryinternational
╰──────────
👍10❤2👎1
کدام کتاب متعلق به مصطفی مستور نیست؟
Anonymous Quiz
12%
تهران در بعد از ظهر
18%
عشق روی پیاده رو
42%
مرگ بازی
28%
سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار
👍9