چگونه ستارهها ماده را به انرژی تبدیل میکنند: همجوشیِ هستهای
از Science Workshop
هفدهم فوریۀ 2023
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
ششم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#همجوشی_هستهای
از Science Workshop
هفدهم فوریۀ 2023
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
ششم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#همجوشی_هستهای
👍17
چرخۀ حیاتِ ستارگان: سیاهچالهها، ستارههایِ نوترونی و کوتولههایِ سفید
از Science Workshop
یازدهم فوریۀ 2024
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
دوازدهم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#همجوشی_هستهای
.
از Science Workshop
یازدهم فوریۀ 2024
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
دوازدهم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#همجوشی_هستهای
.
👍15
تشعشعاتِ هستهای: آلفا، بتا و گاما
از Science Workshop
سوم دسامبر 2024
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
هجدهم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#تشعشعات_هستهای
.
از Science Workshop
سوم دسامبر 2024
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
هجدهم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#تشعشعات_هستهای
.
👍21
آلودهترین مناطق به تشعشعاتِ رادیواکتیو بر زمین
از Veritasium
هفدهم دسامبر 2014
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
بیست و هشتم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#تشعشعات_هستهای
.
از Veritasium
هفدهم دسامبر 2014
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
بیست و هشتم دی 1403
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#تشعشعات_هستهای
.
👍13
تحقیق و پژوهش
بیاموزیم و بیاموزیم و بیاموزیم
و همواره به یاد داشته باشیم که هیچ چیز به اندازۀ دانستنِ "خودِ واقعیت" دوست و راهنمایِ ما نیست
......
بیاموزیم و بیاموزیم و بیاموزیم
و همواره به یاد داشته باشیم که هیچ چیز به اندازۀ دانستنِ "خودِ واقعیت" دوست و راهنمایِ ما نیست
......
👍46
عربستانِ سعودی یک خطِ لولۀ عظیمِ آبِ شیرین به طولِ دو برابرِ نیل، از میانِ بیابانها و کوههایِ ۱۰ هزار فوتی ساخت
از Simple Discovery 24
بیست و دوم سپتامبر 2025
00:00 – Intro | Rivers Flow In Mountain – Simple Discovery 24
00:40 – From Water Crisis | Natural Engineering
02:21 – Battle with Crisis | Ecosystem Recovery
03:18 – Turning Point | Seawater Desalination
05:06 – Core Tech | Nature-Based Solutions
09:06 – Pipeline River | River Flows In Desert
11:22 – Huge Challenges | Discovery World
12:31 – Floating River at Sea | Discovery Documentary
14:37 – Global Expansion | Channel Discovery – Simple Discovery 24
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
نهم آذر 1404
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
.
از Simple Discovery 24
بیست و دوم سپتامبر 2025
00:00 – Intro | Rivers Flow In Mountain – Simple Discovery 24
00:40 – From Water Crisis | Natural Engineering
02:21 – Battle with Crisis | Ecosystem Recovery
03:18 – Turning Point | Seawater Desalination
05:06 – Core Tech | Nature-Based Solutions
09:06 – Pipeline River | River Flows In Desert
11:22 – Huge Challenges | Discovery World
12:31 – Floating River at Sea | Discovery Documentary
14:37 – Global Expansion | Channel Discovery – Simple Discovery 24
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
نهم آذر 1404
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
.
👍12👎1
اصولِ اولیه دربارۀ کوارکها و کرومودینامیک
از ScienceClic
بیست و سوم فوریه 2025
0:00 - Introduction
0:48 - Mass
2:00 - Electric charge
4:13 - Colour charge
6:04 - Chromodynamics
8:15 - Colour confinement
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
چهاردهم آذر 1404
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#کوارک #کرومودینامیک #کوانتوم
از ScienceClic
بیست و سوم فوریه 2025
0:00 - Introduction
0:48 - Mass
2:00 - Electric charge
4:13 - Colour charge
6:04 - Chromodynamics
8:15 - Colour confinement
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
چهاردهم آذر 1404
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#کوارک #کرومودینامیک #کوانتوم
👍11
فیلترِ هوا برایِ دودکشهایِ صنعتی
از The helping nature
هشتم اکتبر 2023
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
بیست و یکم آذر 1404
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#فیلتر_هوا
...
از The helping nature
هشتم اکتبر 2023
ترجمه و زیرنویس از نادیه افشاری
بیست و یکم آذر 1404
آدرسِ یوتیوبِ این ویدیو : اینجا
#فیلتر_هوا
...
👍4
دوستان عزیزم
راستش داشتم کامپیوترم رو مرتب می کردم چیزهایی را پیدا کردم که چند سال پیش نوشته بودم. شاید بد نباشه که شما هم آنها را بخونید
راستش داشتم کامپیوترم رو مرتب می کردم چیزهایی را پیدا کردم که چند سال پیش نوشته بودم. شاید بد نباشه که شما هم آنها را بخونید
👍5
روزانه من - جمعه 18 تیر 95 صبح:
وقتی عزیزی از ما به هر دلیلی فوت می کند یکی از دلایلی که همیشه دل ما را می سوزاند اینست که او حق و سهم خود را از زندگی نگرفته بود.
وقتی عزیزی از ما به هر دلیلی فوت می کند یکی از دلایلی که همیشه دل ما را می سوزاند اینست که او حق و سهم خود را از زندگی نگرفته بود.
👍8
روزانه من -دوم مرداد 95
چشمانم را بستم
بدنم گرم شد و چشمانم نیز
اندکی بعد صدای موسیقیایی زیبایی مرا بلند کرد
آرام چون پرواز
سبک و نرم
وارد سرزمینی شدم زیبا و سبز
و شهری ..چه میدانم شاید روستایی
با خانه های کوچک اما چنان در آغوش طبیعت جاگرفته که انگار همراه با درختی روئیده بودند
تمایزی و فاصله ای از خاک و گیاه با آن ها نمی دیدی
همه کوچه ها نامی از مهر در خود داشت :
کوچه "مهریار یک" ... "کوچه مهرانگیز پنج "و ....
و چهره ها همه متبسم و آشنا
چنانکه گویی تو هم اینجا زاده شده بودی
و لباس ها همه رنگین و براق
و هیچ نشانی از گرسنگی نبود
و هیچ نشانی از له شدگی و هیچ نشانی از تفنگ و هیچ نشانی از دار
و هیچ نشانی از زندان ...
و هیچ نشانی از تمایز...
و هیچ نشانی از حکومت...
اصلا این کلمات با گوششان ناآشنا بود
فقط یک کلمه بود
"مهر"
چشمانم را بستم
بدنم گرم شد و چشمانم نیز
اندکی بعد صدای موسیقیایی زیبایی مرا بلند کرد
آرام چون پرواز
سبک و نرم
وارد سرزمینی شدم زیبا و سبز
و شهری ..چه میدانم شاید روستایی
با خانه های کوچک اما چنان در آغوش طبیعت جاگرفته که انگار همراه با درختی روئیده بودند
تمایزی و فاصله ای از خاک و گیاه با آن ها نمی دیدی
همه کوچه ها نامی از مهر در خود داشت :
کوچه "مهریار یک" ... "کوچه مهرانگیز پنج "و ....
و چهره ها همه متبسم و آشنا
چنانکه گویی تو هم اینجا زاده شده بودی
و لباس ها همه رنگین و براق
و هیچ نشانی از گرسنگی نبود
و هیچ نشانی از له شدگی و هیچ نشانی از تفنگ و هیچ نشانی از دار
و هیچ نشانی از زندان ...
و هیچ نشانی از تمایز...
و هیچ نشانی از حکومت...
اصلا این کلمات با گوششان ناآشنا بود
فقط یک کلمه بود
"مهر"
👍11
روزانه من 6/5/95
همراه با کودکی که سرش بریده می شود ، سرم یریده می شود
همراه با دخترکی که به سان برده ای به فروش می رود ، به فروش می روم
همراه با انسان هایی که شکنجه می شوند ، شکنجه می شوم
همراه با مردان و زنانی که یکی پس از دیگری تیرباران می شوند ، تیرباران می شوم
همراه با پدر و مادری که به گرسنگی کودکانشان می نگرند ، به گرسنگی کودکانم نگاه می کنم
همراه با کودک بی خانمانی که در سیاهی شب سر بر سنگفرش خیابان می گذارد ، سر بر سنگفرش خیابان می گذارم
همراه با پدری که برای مخارج خانواده اش کلیه اش را می فروشد ، کلیه ام را می فروشم
همراه با معلولی که حسرت راه رفتنی ساده چون بقیه را دارد ، حسرت راه رفتنی ساده چون بقیه را دارم
همراه با جوانک لاغر وتکیده ای که در انتظار فعلگی کنار خیابان خورد می شود، در کنار خیابان خورد می شوم
همراه با کودکی که در حسرت پوشیدن کفش و لباسی نو اشک می ریزد ، در حسرت پوشیدن کفش و لباسی نو اشک می ریزم
...
چگونه ادامه بدهم
همراه با کودکی که سرش بریده می شود ، سرم یریده می شود
همراه با دخترکی که به سان برده ای به فروش می رود ، به فروش می روم
همراه با انسان هایی که شکنجه می شوند ، شکنجه می شوم
همراه با مردان و زنانی که یکی پس از دیگری تیرباران می شوند ، تیرباران می شوم
همراه با پدر و مادری که به گرسنگی کودکانشان می نگرند ، به گرسنگی کودکانم نگاه می کنم
همراه با کودک بی خانمانی که در سیاهی شب سر بر سنگفرش خیابان می گذارد ، سر بر سنگفرش خیابان می گذارم
همراه با پدری که برای مخارج خانواده اش کلیه اش را می فروشد ، کلیه ام را می فروشم
همراه با معلولی که حسرت راه رفتنی ساده چون بقیه را دارد ، حسرت راه رفتنی ساده چون بقیه را دارم
همراه با جوانک لاغر وتکیده ای که در انتظار فعلگی کنار خیابان خورد می شود، در کنار خیابان خورد می شوم
همراه با کودکی که در حسرت پوشیدن کفش و لباسی نو اشک می ریزد ، در حسرت پوشیدن کفش و لباسی نو اشک می ریزم
...
چگونه ادامه بدهم
👍10👎1
روزانه من 95/5/7
من هم پرنده دارم
پرنده های من اما در قفس نیستند
پرنده های من به هر کجا می خواهند پرواز می کنند و هر زمان که دوست دارند پیش من می آیند
پرنده های من مجبور نیستند برای خوردن دانه و آب از دست من کارهایی خلاف طبیعتشان بکنند تا من خوشم بیاید
پرنده های من مجبور نیستند منتظر من بمانند تا هر موقع دلم خواست به آنها آب و دانه بدهم
پرنده های من مجبور نیستند بر کشته شدن یا خورد شدن دوستانشان توسط من، چشم ببندند یا سکوت کنند مبادا که من آب و دانه هاشان را قطع کنم
پرنده های من مجبور نیستند بر خلاف طبیعت شان در گوشه ای بنشینند و فقط موقعی که من اجازه می دهم در فضایی که من می خواهم و در ابعادی که من تعیین می کنم ، حرکت کنند
پرنده های من مجبور نیستند هر موقع که من می خواهم ابراز شادی کنند
پرنده های من مجبور نیستند....
حتی گاه فکر می کنم پرنده های من دلشان می سوزد که من در چهاردیواری هستم و پرواز هم نمی کنم
پرنده های من هر روز به لب بالکن خانه من می آیند و از من نمی ترسند
پرنده های من با عشق به دیدن من می آیند نه به اجبار
من هم پرنده دارم
پرنده های من اما در قفس نیستند
پرنده های من به هر کجا می خواهند پرواز می کنند و هر زمان که دوست دارند پیش من می آیند
پرنده های من مجبور نیستند برای خوردن دانه و آب از دست من کارهایی خلاف طبیعتشان بکنند تا من خوشم بیاید
پرنده های من مجبور نیستند منتظر من بمانند تا هر موقع دلم خواست به آنها آب و دانه بدهم
پرنده های من مجبور نیستند بر کشته شدن یا خورد شدن دوستانشان توسط من، چشم ببندند یا سکوت کنند مبادا که من آب و دانه هاشان را قطع کنم
پرنده های من مجبور نیستند بر خلاف طبیعت شان در گوشه ای بنشینند و فقط موقعی که من اجازه می دهم در فضایی که من می خواهم و در ابعادی که من تعیین می کنم ، حرکت کنند
پرنده های من مجبور نیستند هر موقع که من می خواهم ابراز شادی کنند
پرنده های من مجبور نیستند....
حتی گاه فکر می کنم پرنده های من دلشان می سوزد که من در چهاردیواری هستم و پرواز هم نمی کنم
پرنده های من هر روز به لب بالکن خانه من می آیند و از من نمی ترسند
پرنده های من با عشق به دیدن من می آیند نه به اجبار
👍10
روزانه من 8/11/95
من نامم "مردم" است
یک تن واحد در میلیون ها پیکرم
در هزاران شکل
در صدها قومیت
با صد ها زبان
در انواع لباس ها
در انواع رنگ ها
در سرتاسر جهان
من نامم "مردم" است
چگونه است که مرا نمی بینید؟
منم
اینجا
زیر پاهای شما
پشت رویاهای شما
دور از لحظات شما
میدانم که بر جدار پنجره هایتان پوشش هایی کشیده اید که مرا حذف می کند
بر چشمهایتان نیز و بر قلب هایتان نیز
اما من اینجایم
زیر پای چرخ ماشین های بزرگ و مهیب تان که حتی هنگام رد شدن از روی بدن من ، هیچ احساس نمی کنید
کودک من هر روز باید شرم مرا ببیند که نمیتوانم کوچکترین نیازهایش را برآورده کنم
من همیشه خجالت زده ام
به خاطر لباس های فرزندانم که مندرسند
به خاطر کفش های فرزندانم که سائیده اند
به خاطر جوراب های فرزندانم که سوراخند
من همیشه شرمسارم
اما شما همیشه مغرورید
شما.....
من نامم "مردم" است
یک تن واحد در میلیون ها پیکرم
در هزاران شکل
در صدها قومیت
با صد ها زبان
در انواع لباس ها
در انواع رنگ ها
در سرتاسر جهان
من نامم "مردم" است
چگونه است که مرا نمی بینید؟
منم
اینجا
زیر پاهای شما
پشت رویاهای شما
دور از لحظات شما
میدانم که بر جدار پنجره هایتان پوشش هایی کشیده اید که مرا حذف می کند
بر چشمهایتان نیز و بر قلب هایتان نیز
اما من اینجایم
زیر پای چرخ ماشین های بزرگ و مهیب تان که حتی هنگام رد شدن از روی بدن من ، هیچ احساس نمی کنید
کودک من هر روز باید شرم مرا ببیند که نمیتوانم کوچکترین نیازهایش را برآورده کنم
من همیشه خجالت زده ام
به خاطر لباس های فرزندانم که مندرسند
به خاطر کفش های فرزندانم که سائیده اند
به خاطر جوراب های فرزندانم که سوراخند
من همیشه شرمسارم
اما شما همیشه مغرورید
شما.....
👍18