مدیریت با MBA – Telegram
مدیریت با MBA
5.17K subscribers
1.15K photos
54 videos
67 files
835 links
📍کانال تخصصی آموزشی ویژه علاقه مندان و دانشجویان دوره های MBA و DBA

📚از هیچ رویداد مدیریت و‌کسب و کار عقب نمانید.

📌 معرفی و تبلیغ دوره های MBA در‌ این کانال دائمی است.

🔵 پذیرش تبلیغات رویدادها:
@consultingadmin
Download Telegram
🟥 اهمیت نشست با اعضای تیم توسط رهبران

هاروارد بیزینس ریویو در مقاله‌ای با عنوان «بازآفرینی مدیریت عملکرد» به تجربه نوین شرکت خدمات دلوئیت (مستقر در نیویورک با عمر ۱۷۰ ساله و درآمد سالیانه بیش از ۳۴ میلیارد دلار و بیش از ۲۱۰ هزار کارمند) پرداخته است؛ تیم‌ هایی در سازمان دارای بهترین عملکرد هستند که رهبران آن‌ها، با هر یک از اعضای تیم به صورت «حداقل هفتگی» نشست‌های کوتاه بررسی (Check-in) برگزار کنند.

رهبران این تیم‌ها در این ارتباطات فعالیت‌های زیر را انجام می‌دهند:

📌شفاف کردن انتظاراتی که از فرد طی هفته آتی دارند.

📌تعیین و یا اصلاح اولویت‌های کاری

📌بازخورد دادن در مورد فعالیت‌های هفته‌ی گذشته کارمند

📌انتقال اطلاعات جدید و مفید در مورد پروژه به فرد

هدایت و مربی‌گری دلسوزانه و نشان دادن راههای پیشرفت و بهبود عملکرد به فرد.

📌📌مسئولان این شرکت تمامی رهبران تیم‌ها را «موظف» به برگزاری «حداقل یک نشست‌ کوتاه» (Check-in) با تیم خود در هر هفته کرده‌اند و معتقدند در غیر این صورت، ممکن است اولویت‌ کارها فراموش شود و به جای اینکه مکالمه‌ی رهبر و عضو تیم معطوف به آینده‌‌ی نزدیک گردد، به بحث در مورد چرایی عملکرد درگذشته توجه شود.

📌📌علاوه بر این طبق بررسی کارشناسان این شرکت، هر اندازه که بسامد این نشست‌های کوتاه بیشتر باشد، احتمال دلبسته ‌شدن و ماندن فرد در سازمان افزایش خواهد یافت.

📗📗در پایان این جمله نیز درس‌آموز است؛ جمله‌ ای که به نظر می‌رسد در پاسخ به اعتراض یا دلخوری برخی از رهبران تیم‌ ها (مبنی بر اینکه ما برای انجام فعالیت‌های معمول خود نیز وقت نداریم، چرا کار دیگری برای ما می‌تراشید؟!)‌ عنوان شده باشد:

برای [سازمان] ما؛ این نشست‌های بررسی و بازخورد، کاری اضافه بر کارهای رهبر تیم نیست؛ بلکه از مهمترین وظایف رهبر تیم، همین است.

📸 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟦 توزیع اختیار در میان اعضای یک سازمان

در هر سازمان سه نوع اختیار وجود دارد: اختیار صفی، اختیار ستادی و اختیار کارکردی.

اختیار صفی
منظور از اختیار صفی، رابطه ایست که میان رئیس و مرئوس در سازمان برقرار است. رئیس هر واحد سازمانی برای هدایت فعالیت کارکنان تحت امرش از اختیارات صفی خود استفاده می کند. جریان اعمال اختیارات صفی، ساده و مستقیم است و با عنایت به اصول وحدت فرماندهی و خط فرمان شکل می گیرد.قدرت و توان کنترل در میان اعضای یک سازمان بر چه اساسی تعیین می شود؟

اختیار ستادی
اختیار ستادی ماهیتی مشورتی دارد. مدیرانی که اختیار ستادی دارند بر مبنای بازرسی و ارزشیابی واحدهای مختلف، توصیه هایی به مدیران صفی ارائه می کنند. این افراد حق ندارند که به طور مستقل توصیه های خود را اجرا کنند و در صورت لزوم مدیران صفی به این امر مبادرت می کنند. مدیران بخش منابع انسانی، امور حقوقی، حسابداری، پردازش اطلاعات و نظایر آن از اختیارات ستادی برخوردارند و با کارهایی نظیر ارائه مشورت و خدمات تخصصی، ارائه پیشنهاد در زمینه های مختلف، انجام مطالعات ویژه و پیگیری فعالیت های سایر واحدها، به مدیران صفی کمک می کنند.

اختیار کارکردی
منظور از اختیار کارکردی، رابطه ایست که به موجب انجام وظیفه یک فرد یا واحد، با افراد یا واحدهای دیگر برقرار می شود. بدین ترتیب بخش هایی که تحت سرپرستی مستقیم فرد یا واحد مذکور قرار ندارند، تحت هدایت آن قرار می گیرند. برای مثال واحد کارگزینی و منابع انسانی از سایر واحدها می خواهد تا رویه ها، خط مشی ها یا اقدام های خاصی را به اجرا درآورند؛ نظیر اینکه به واحدهای صفی اجازه می دهد تا به شیوه های معینی به استخدام افراد بپردازند یا برای افزایش حقوق و دستمزد آنها اقدام کنند یا آنها را موظف به رعایت مقررات ایمنی می سازد.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📣 شروع دوره جدید DBA
با سرفصل «مدل‌های ذهنی مدیران موفق»

🥇اولین مرکز تخصصی آموزش
MBA & DBA
در ایران

📆 تاریخ شروع: پنج‌شنبه ۲۰ دی ماه
ساعت: ۱۷:۳۰ الی ۲۰:۳۰

جهت شرکت در این کلاس و یا دریافت مشاوره رایگان، فرم زیر را تکمیل کنید. کارشناسان ما آماده پاسخگویی به شما هستند.
https://tonl.ir/fzYKu


🌍 www.bahar.ac.ir
☎️ 02188730184
✔️ @Baharbusinessschool
🟦 مدیریت ریسک کسب‌وکار

مدیریت ریسک کسب‌وکار فرآیندی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا خطرات بالقوه‌ای که می‌توانند بر اهداف استراتژیک، عملیات، یا مالی آنها تأثیر بگذارند، شناسایی، ارزیابی و کاهش دهند. هدف این فرآیند کاهش آسیب‌ها و افزایش آمادگی برای مواجهه با موقعیت‌های غیرمنتظره است.

⚠️مراحل مدیریت ریسک کسب‌وکار
🟨۱. شناسایی ریسک‌ها
ریسک‌های استراتژیک: عواملی که می‌توانند بر جهت‌گیری کلی کسب‌وکار تأثیر بگذارند، مانند تغییرات بازار یا تصمیمات رقابتی.
ریسک‌های عملیاتی: خطراتی که به فرآیندهای روزمره مربوط می‌شوند، مانند نقص سیستم‌ها یا خطاهای انسانی.
ریسک‌های مالی: عواملی که بر جریان نقدی یا سرمایه‌گذاری‌ها اثر می‌گذارند، مانند نوسانات ارز یا تغییر نرخ بهره.
ریسک‌های قانونی و تطبیقی: شامل تخلفات قانونی یا عدم رعایت مقررات مربوط به صنعت.

🟨۲. ارزیابی ریسک‌ها
احتمال وقوع: چقدر احتمال دارد که یک ریسک رخ دهد؟
شدت تأثیر: در صورت وقوع، چه میزان تأثیری بر کسب‌وکار خواهد داشت؟
اولویت‌بندی: ریسک‌ها را بر اساس اهمیت و نیاز به اقدام فوری رتبه‌بندی کنید.

🟨۳. تدوین استراتژی‌های کاهش ریسک
اجتناب از ریسک: تغییر برنامه‌ها برای جلوگیری از مواجهه با ریسک.
کاهش ریسک: اقدامات لازم برای کاهش احتمال وقوع یا تأثیر ریسک.
انتقال ریسک: انتقال ریسک به شخص ثالث، مانند استفاده از بیمه یا قراردادهای خارجی.
پذیرش ریسک: در مواردی که هزینه کاهش ریسک بیشتر از خسارت بالقوه است، ریسک را بپذیرید.

🟨۴. اجرای اقدامات کنترلی
ایجاد فرآیندها، سیاست‌ها، یا سیستم‌هایی که برای کاهش ریسک طراحی شده‌اند.
آموزش کارکنان برای آگاهی از ریسک‌ها و نحوه مدیریت آنها.
استفاده از فناوری برای نظارت و تحلیل ریسک‌ها.

🟨۵. نظارت و بازبینی مستمر
نظارت مداوم بر عوامل داخلی و خارجی که می‌توانند ریسک‌ها را تغییر دهند.
بازبینی و به‌روزرسانی برنامه‌های مدیریت ریسک در بازه‌های زمانی مشخص.


✔️مزایای مدیریت ریسک کسب‌وکار
افزایش پایداری و تاب‌آوری سازمان در برابر تغییرات محیطی.
محافظت از دارایی‌ها و سرمایه‌های کسب‌وکار.
بهبود تصمیم‌گیری از طریق درک بهتر خطرات و فرصت‌ها.
افزایش اعتماد ذی‌نفعان به سازمان.

🖥ابزارها و روش‌ها در مدیریت ریسک
تحلیل SWOT: شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها.
ماتریس ریسک: ارزیابی احتمال و تأثیر ریسک‌ها.
نرم‌افزارهای مدیریت ریسک: استفاده از ابزارهایی مانند RiskWatch یا SAP GRC.

مدیریت ریسک یک فرآیند پویا و ضروری برای موفقیت و پایداری هر کسب‌وکار است. با مدیریت موثر ریسک، سازمان‌ها می‌توانند از تهدیدها جلوگیری کرده و از فرصت‌های پیش‌رو بهره‌برداری کنند.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟨 رفتارهایی که قاتل انگیزه کارکنان هستند

۱. تنبیه کارمندان و بی‌توجهی به تشویق آنها:
گاهی در سازمان تنبیه وجود دارد و کارمندان می‌دانند اگر کارشان را درست انجام ندهند توبیخ می‌شوند، اما خبری از برنامه‌های تشویقی نیست. برای مسئولان سازمان اهمیت ندارد که کارمندان چقدر کارشان را خوب انجام داده‌اند و هرچقدر هم که کارشان عالی باشد، نه بهشان پاداش می‌دهند و نه ازشان قدردانی می‌کنند. آنها معتقدند خوب انجام‌دادن کارها وظیفه کارمندان است. در این حالت، کارمندان به‌مرور انگیزه‌ خود را از دست می‌دهند و برای بهترشدن تلاش نمی‌کنند.

۲. محدودکردن کارمندان:
بعضی مدیران برای دستیابی به اهداف خودشان تلاش می‌کنند کارمندان را بی‌اطلاع نگه دارند. آنها معتقدند کارمندان فقط باید وظیفه‌ای را انجام بدهند که به آنها محول شده است و حق تصمیم‌گیری یا سؤال‌کردن ندارند. این دسته از مدیران معمولا اجازه نمی‌دهند کارمندان از وقایع داخل سازمان، سیاست‌ها و راهبردها باخبر شوند. ساده‌تر بگوییم، آنها سازمان را مثل دیکتاتورها مدیریت می‌کنند.

۳. ارائه‌نکردن دلیل کار:
برای اینکه کارمندان انگیزه داشته باشند، باید دلیل و اهمیت کارشان را بدانند. باید متوجه باشند که کارشان برای تیم و سازمان چه نتیجه‌ای دارد. زمانی که موفقیتی در سازمان به دست می‌آید، تمام کارمندانی که در رسیدن به این موفقیت نقش داشته‌اند، مثل وقتی خودشان به هدفی دست پیدا کرده‌ باشند، خوشحال خواهند شد.

۴. رفتارهای ضدونقیض و بی‌مسئولیتی مدیر:
مدیر الگوی کارمندان و اولین فردی است که می‌تواند به آنها انگیزه بدهد. وقتی مدیر سازمان حرفش با عملش یکی نباشد و رفتارهای نادرستی بکند، انگیزه کارمندان از بین می‌رود.

۵. تبعیض قائل‌شدن:
هیچ‌چیز به‌اندازه تبعیض در محل کار و مدیری که درگیر بازی تبعیض شده باشد انگیزه کارمندان را از بین نمی‌برد. احساس عدالت و امنیت جزو نیازهای اولیه کارمندان است.

۶. نادیده‌گرفتن کارمندان مشکل‌ساز:
برخی از کارمندان رفتارهایی می‌کنند که محیط کار را ناخوشایند می‌کند، مثلا ممکن است همیشه در حال انتقاد و شایعه‌پراکنی در محیط کار باشند و به هر دلیلی انرژی منفی به سایر کارمندان بدهند. اگر مدیر با این کارمندان برخورد نکند، آنها به رفتارشان ادامه می‌دهند و در نهایت سایر کارمندان هم انگیزه‌شان را از دست می‌دهند و مثل آنها می‌شوند.

۷. بی‌اعتمادی مدیر:
بر اساس آمار، وقتی مدیران به کارمندانشان اعتماد می‌کنند و این موضوع را نشان می‌دهند، استرس آنها ۷۴درصد کمتر می‌شود، بهره‌وری‌شان ۵۰درصد افزایش می‌یابد و فرسودگی‌شان تا ۴۰درصد کم می‌شود. در مقابل زمانی که مدیران به کارمندان بی‌اعتماد هستند، فضای سازمان ناامیدکننده می‌شود.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 موسسه آموزش عالی آزاد بهار
⭐️اولین مرکز تخصصی MBA و DBA در ایران
برگزاری بیش از ۴۰۰ دوره مدیریت MBA و بیش از ۱۰۰ دوره مدیریت DBA طی ۲۰ سال
تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
.
📝 برای کسب اطلاعات بیشتر و جهت مشاوره رایگان برای ثبت نام در دوره های جدید، فرم زیر را تکمیل کنید. کارشناسان ما آماده پاسخگویی به شما هستند.

https://tonl.ir/sPamg

کانال تلگرامی موسسه بهار:

🌐 https://news.1rj.ru/str/MBA_DBA_Bahar
🟨 رهبری برنده

جیمول جوزف، مشاور مدیریت، در مقاله خود با عنوان «رهبری برنده» می‌نویسد: همه ما وقتی وارد یک شرکت موفق می‌شویم، خیلی سریع متوجه تفاوت‌های آن با سایر شرکت‌ها می‌شویم. برای مثال، به وضوح می‌بینیم که کارمندان آن شرکت، بسیار شاداب و سرزنده هستند و با جان و دل برای شرکت‌شان کار می‌کنند

موفقیت این قبیل شرکت‌ها به طور ویژه‌ای به نوع رهبری مدیران ارشد آنها بستگی دارد. ما این مدل رهبری را «رهبری برنده» می‌نامیم

ویژگی اصلی «رهبری برنده» این است که عملکرد و تعهد کارمندان را بدون استفاده از ابزارهایی مثل تنبیه، توبیخ یا تهدید، به میزان قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد

تحقیقی درباره شرکت‌هایی که از مدل «رهبری برنده» استفاده می‌کنند، نشان می‌دهد همه آنها این ۱۰ ویژگی مشترک را دارند:

1️⃣ فرایندها، سیستم‌ها، ساختار وحتی ساعات کاری انعطاف‌پذیری دارند

2️⃣ به شدت مشتری‌مدارند و جلب رضایت مشتریان اولویت اول همه واحدهای شرکت است

3️⃣ به شدت تیم‌ محور هستند و برای اجرای هر برنامه و پروژه‌ای، یک تیم ویژه تشکیل می‌دهند

4️⃣ مدیران ارشد اهداف شرکت و انتظارات‌شان از کارمندان را خیلی شفاف و روشن بیان می‌کنند و در این کار، با هیچ کسی تعارف ندارند

5️⃣ هر کسی در شرکت به خوبی می‌داند که وظایف اصلی‌اش چیست. وظیفه اصلی مدیران ارشد هم فراهم کردن بسترها و ابزارهای لازم برای کارمندان است تا وظایف‌شان را به خوبی انجام بدهند

6️⃣ ارتقاء مهارت‌ها و توانایی‌های کارمندان و تاکید بر یادگیری مستمر، یکی از مهم‌ترین اولویت‌های شرکت است

7️⃣ شرکت از ابزارهای مختلفی برای افزایش همدلی و علاقه بین کارمندانش استفاده می‌کند

8️⃣ مدیران ارشد شرکت در کنار مشوق‌های مالی، از مشوق‌های غیرمالی هم به میزان قابل توجهی استفاده می‌کنند

9️⃣ مدیران ارشد شرکت به جای روش‌های دیکتاتورمآبانه، از روش‌های مشارکتی و دموکراتیک برای جلب مشارکت کارمندان استفاده می‌کنند. در این قبیل شرکت‌ها، همه کارمندان می‌توانند بدون هیچ گونه نگرانی‌درباره استراتژی‌ها و برنامه‌های اصلی شرکت اظهار نظر کنند

🔟 مدیران ارشد موظفند کارمندان‌شان را به گونه‌ای تربیت کنند که بتوانند بدون هیچ گونه نظارتی، کارشان را انجام بدهند

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟨 در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی

یکی از سوالات پر تکرار این است که در چه حوزه ای کار کنم؟ چه شغلی انتخاب کنم؟ در چه رشته ای تحصیل کنم؟

من برای پاسخ دادن به این مساله 4 تست مطرح می کنم و می گویم کاری را انتخاب کن که از این 4 تست سر بلند بیرون بیاید.
📌تست 1: توانمندی، در آن حوزه تخصصی احساس می کنی که توانمندی ذهنی و مهارتی خاصی داری و می توانی موفق شوی. به عبارت دیگری استعداد ذاتی (و نه اکتسابی) دارم. مثلا برخی ها در نواختن موسیقی بدون آن که خیلی کلاس رفته باشند مهارت دارند و برخی در نویسندگی و برخی در محاسبات و برخی در تعمیر وسایل الکترومکانیکی.

📌تست2: علاقه مندی، علاوه بر توانمندی باید یک ذوق و شوق درونی در تو نسبت به آن رشته وجود داشته باشد. چه چیزی در درون شما وجود دارد که شما را ساعت 6 صبح به اشتیاق آن بلند می شوید. مثلا ممکن است من هم کلاس پیانو بروم و شما هم. ولی شما با عشق می روید و من صرفا به عنوان یک تکلیف. آیا آن حوزه کاری/تحصیلی از درون شما شعله می زند؟

📌تست 3: نیازمندی، آن رشته کاری باید دردی اساسی از جامعه ای که در آن زندگی می کنی را حل کند این ویژگی یک فایده اساسی دارد یکی اینکه کاری را انتخاب کرده ای که علاوه بر اینکه روحت را سیراب می کند جیبت را پر می کند.

📌تست 4: گستره فرصت های آتی. آن رشته ای که در آن تخصص یافته ای باید فرصت های متنوع و بلندمدتی را پیش روی تو قرار دهد. اگر در یک رشته خاص متخصص باشی که فقط سه سازمان به آن احتیاج دارند و آن هم فقط دو سال، این به درد نمی خورد! در جستجوی مهارت هایی باش که اکثریت سازمان ها کمابیش همواره به آن محتاجند.

شخصاً حوزه کاری ام را گونه ای انتخاب کرده ام که در برابر هر چهار تست سربلند است. هم لذت می برم هم منفعت می برم و هم احساس هویت و رسالت می‌کنم و هم افق های متعددی و گزینه های مختلفی پیش روی من است … بهمین خاطر کارم را زندگی می کنم. نه اینکه کار کنم برای اینکه زندگی کنم.

نکته: ممکن است کسی بگوید که من نمی توانم جواب سوالات 1 و 2 را بدهم. جوابش اینه که این نشان می دهد که خودت را نمی شناسی. و البته اصلا جای نگرانی نیست. بهتر است در طول 3 الی 4 سال، چند حوزه کاری، چند مسوولیت شغلی، چند دانش تخصصی را مزمزه کنی. آنگاه خودت را بیشتر خواهی شناخت.

تو هم راهت را انتخاب کن یا الان و یا اگر نه به صورت هوشمندانه تجربه های متفاوتی را برای خودت طراحی کن و بعد از کسب تجارب و شناخت بیشتر توانمندی-علاقه مندی ات با توکل به خداوند دست به یک انتخاب سرنوشت ساز بزن.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟪 بهترین ایده برای زمانی که همه مثل هم هستند

برایان تیل در کتاب «خلق برندهای مردم‌پسند» می‌نویسد: شما هم قطعا این صحبت‌ها را بارها و بارها شنیده‌اید: در بازاری که در آن هستیم، کالاهای شرکت‌های مختلف یکسان است؛ مشتریان فقط به قیمت توجه می‌کنند؛ و هر نوآوری که در محصول یا خدمت‌مان ایجاد می‌کنیم، خیلی سریع توسط رقبا کپی می‌شود.

🔹در چنین شرایطی، فقط و فقط می‌توانید با کمک یک برند قوی، خودتان را از رقبایتان متمایز کنید. یک برند به سه شیوه زیر تقویت و متمایز می‌شود:

◽️۱. تمایز از طریق ویژگی‌های فیزیکی و ظاهری
در این نوع تمایز، تلاش می‌کنیم ویژگی‌های فنی و ظاهری محصول‌مان را تغییر بدهیم. برای مثال، برند کراکس را در نظر بگیرید که یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین برندهای در دنیاست. این برند با تغییر ظاهر صندل‌ها و دمپایی‌هایی که عرضه می‌کند، توانسته به جایگاه فعلی‌اش برسد.

🔹یا به عنوان مثالی دیگر، ژیلت با کمک عرضه ریش‌تراشی که ظاهری متفاوت از ریش‌تراش‌های رایج در بازار داشت، به جایگاه فعلی‌اش رسیده و رهبر بازار بزرگ ریش‌تراش در دنیا شده است.

🔹یا آکوآفینا، برندی که متعلق به کوکاکولاست، توانسته با افزودن ویژگی‌های جدید به آب، مثل افزودن ویتامین به آن، خودش را از رقبا متمایز کند.

◽️۲. تمایز از طریق خدمات
در این روش، تلاش می‌کنیم برندمان را با خدمات قبل از فروش، حین فروش و پس از فروش از رقبایش متمایز کنیم.

🔹برای مثال، برند آکمه که معروف‌ترین برند آجرهای ساختمانی در دنیاست را در نظر بگیرید. این برند صرفا با یک خدمت خاص توانسته خودش را از رقبا متمایز کند: تضمین این که آجرهای ما چون از خاک غنی‌شده ساخته شده‌اند، تحت هیچ شرایطی نمی‌شکنند.

🔹یا برند ایسوزو که از معروف‌ترین تولیدکنندگان کامیون و کامیونت در دنیاست، برای متمایز شدن از رقبا، میزان ضمانت محصولاتش را به ۱۰ سال افزایش داده است.

🔹یا فروشگاه آستین، عرضه‌کننده انواع بازی‌های آنلاین را در نظر بگیرید که برای تمایز از رقبایش، ایده «بیایید دور هم بازی کنیم» را اجرا کرده است. در نتیجه، مشتریان این برند با این که می‌توانند بازی مدنظرشان را به صورت آنلاین بخرند، اما ترجیح می‌دهند در شعبه‌های شرکت دور هم جمع شوند و از یک بازی گروهی لذت ببرند.

◽️۳. تمایز نمادین
در این شیوه، تلاش می‌کنیم روی ذهنیت مشتریان از برندمان تمرکز کنیم و تصویر و وجهه‌ای خاص از برندمان را در ذهن آنها به وجود بیاوریم.

🔹برای مثال، کوکاکولا و پپسی را در نظر بگیرید که توانسته‌اند در بازاری که محصول آن بسیار ساده است، از بقیه متمایز شوند. کوکاکولا برای تمایز از رقبایش، این موضوع را در ذهن مشتریان جا انداخته است: اگر می‌خواهید مثل آمریکایی‌ها زندگی کنید، باید کوکاکولا بنوشید.

🔹در مقابل، پپسی هم این موضوع را در ذهن مشتریان حک کرده است: اگر می‌خواهید جوان و یاغی بودن‌تان را به رخ بکشید و نشان بدهید که از بقیه فرق دارید، پپسی بنوشید.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟩 افراد جاه‌طلب، رهبر به دنیا نمی‌آیند!

🔸درحالی‌که باور رایج بر این است که افراد جاه‌طلب می‌توانند رهبرانی مؤثر و با عملکرد بالا باشند، تحقیقات جدید صورت‌گرفته نشان می‌دهند که این گزاره چندان درست نیست و جاه‌طلب بودن رابطه چندانی با میزان اثرگذاری یک رهبر ندارد.

🔸به گزارش وب‌سایت PHY، این تحقیق توسط شیلان الزهاوی و همکارانش انجام شده و نتایج آن در ژورنال PNAS Nexus به ثبت رسیده است. الزهاوی که دانشجوی دکترای رفتار سازمانی در مدرسه عالی کسب‌وکار استنفورد است، برای تحقیق خود ۴۷۲ نفر از مدیران اجرایی که در یک برنامه توسعه مهارت‌های رهبری شرکت کرده بودند را بررسی کرده است.

🔸از این افراد خواسته شد تا میزان بلندپروازی خود را ارزیابی کنند. محققان سپس نمرات ثبت شده توسط این مدیران را با نتایج تحقیقاتی که از خود این مدیران، افراد بالادستی آن‌ها، همکاران و زیر دست‌هایشان به‌دست‌آمده بود مقایسه کردند.

🔸همان‌طور که انتظار می‌رفت، جاه‌طلبی یک رهبر باعث می‌شود تا میزان اثرگذاری خود را دست بالا بگیرد و نمره‌ای بالا در این زمینه به خود بدهد. به‌عبارت‌دیگر، رهبران جاه‌طلب خود را رهبرانی با عملکرد بالا و مؤثر ارزیابی می‌کنند. بااین‌حال، محققان نتوانستند هیچ رابطه‌ای میان جاه‌طلبی یک رهبر با شاخص‌های شخص ثالث اثربخشی رهبری پیدا کنند.

🔸به عبارت ساده‌تر، رهبرانی که خود را جاه‌طلب می‌پندارند، در مقایسه با رهبرانی که جاه‌طلب نیستند، توسط همکارانشان به‌عنوان افرادی با عملکرد مؤثر شناخته نمی‌شوند و لزوماً عملکرد مؤثرتری در حیطه کاری خود ندارند.
نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که نقش‌های رهبری ممکن است توسط افرادی جاه‌طلب که به دنبال پاداش‌های بیرونی مانند حقوق بالا و موقعیت اجتماعی هستند و خود را مثبت‌تر از دیگران می‌دانند، گرفته شوند. براین‌اساس، محققان توصیه می‌کنند که جامعه باید به دنبال معیارهای جایگزین برای انتخاب و آموزش رهبران باشد.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟦چگونه از کارمندان مشاوره بگیریم؟

برای گرفتن مشاوره مؤثر از کارمندان، می‌توانید از روش‌های زیر استفاده کنید:

🔴ایجاد فضای باز و صمیمی: ابتدا فضایی ایجاد کنید که در آن کارمندان احساس راحتی کنند و بتوانند نظرات خود را بدون ترس از قضاوت یا انتقاد بیان کنند. نشان دهید که به نظرات آن‌ها اهمیت می‌دهید و آن‌ها در تصمیم‌گیری‌ها تأثیرگذار هستند.

🔴سوالات مشخص و شفاف بپرسید: سوالات هدفمند و مشخص بپرسید تا کارمندان بتوانند روی موضوعات خاصی تمرکز کنند. به‌جای سوالات کلی، سوالاتی را مطرح کنید که به شما کمک کند راهکارها و ایده‌های دقیق‌تری دریافت کنید.

🔴گوش دادن فعال: به حرف‌های کارمندان با دقت گوش دهید و توجه کنید. تماس چشمی برقرار کنید و با سر تأیید کنید تا نشان دهید که شنونده خوبی هستید. این کار باعث می‌شود کارمندان احساس کنند که واقعاً به نظرشان اهمیت داده می‌شود.

🔴استفاده از جلسات گروهی و طوفان فکری: جلسات گروهی یا جلسات طوفان فکری برگزار کنید تا کارمندان بتوانند به‌طور دسته‌جمعی ایده‌پردازی کنند. این جلسات کمک می‌کند تا نظرات متنوع‌تری به دست آورید و مشارکت بیشتری ایجاد شود.

🔴استفاده از نظرسنجی‌ها و فرم‌های بازخورد: برای جمع‌آوری نظرات کارمندان می‌توانید از نظرسنجی‌ها و فرم‌های بازخورد استفاده کنید. این روش به‌ویژه برای کارمندانی که در بیان حضوری نظرات خود خجالتی هستند، مفید است.

🔴تشویق و قدردانی از ایده‌ها: بعد از دریافت نظرات و مشاوره‌ها، از کارمندان به خاطر ایده‌ها و کمک‌هایشان تشکر کنید. اگر ایده‌ای از سوی آن‌ها عملی شد، نتیجه را به اطلاعشان برسانید. این کار انگیزه آن‌ها را برای مشارکت‌های آینده افزایش می‌دهد.

🔴اجرای ایده‌ها و ارائه بازخورد: سعی کنید نظرات و پیشنهادات کارمندان را، در صورت امکان، به اجرا بگذارید. همچنین، به آن‌ها بازخورد بدهید که چگونه ایده‌هایشان در تصمیم‌گیری‌ها تأثیر گذاشته است.

این روش‌ها به شما کمک می‌کنند تا از کارمندان خود به‌طور مؤثر مشاوره بگیرید و فضایی برای مشارکت فعال و سازنده ایجاد کنید.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دانشکدگان فنی دانشگاه تهران برگزار می کند:

🎲دوره یک ساله DBA
با گرایشهای هوش مصنوعی و استراتژی
مدت دوره ۳۵۰ ساعت

🎲دوره MBA
مدت دوره ۲۵۰ ساعت 

✔️با ارائه گواهینامه معتبر دو زبانه (فارسی و انگلیسی) از دانشگاه تهران

✔️ برگزاری کلاسها به صورت حضوری و آنلاین به طور همزمان


⁉️جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره رایگان با شماره های زیر تماس حاصل نمایید:
🤙۰۲۱۸۸۲۲۵۴۰۱ ، ۰۲۱۸۸۲۲۵۴۰۲
📲۰۹۱۲۲۴۰۵۵۹۱
یا به  ID تلگرام پیام دهید:
@catp_ut
@saeedechoopani

🔸کانال مدرسه کسب و کار
@utcatp
🟦 چرا موفق‌ترین مدیران روی به دست آوردن «احترام»، بیشتر از کسب علاقه، تمرکز می‌کنند؟

هیچ اشکالی ندارد که بخواهید در محل کار مورد علاقه باشید. وقتی همکاران و کارفرما شما را دوست دارند، شانس بیشتری برای ارتقاء دارید و پروژه‌های ویژه‌‌ای به شما پیشنهاد می‌شود.
ولی ما خیلی وقت‌ها تصور می‌کنیم که هر آدمی که توسط بیشتر اطرافیان دوست داشته می‌شود، احترام آنها را هم دارد. در صورتی که دوست داشته شدن و احترام دو چیز جدا هستند.

شما می‌توانید خیلی سریع کارهایی بکنید که علاقه دیگران را برانگیزید، اینها معمولا کارهایی بسیار زودگذر هستند. چیزهایی مانند چشم پوشیدن از خطاها، جریمه نکردن دیگران و آسان گرفتن به آنها، و یا شوخی بیش از حد. در این صورت معمولا همه می‌گویند که دوستتان دارند، اما اینکه احترام هم داشته باشید، چیز جدایی است!
کسانی که می‌خواهند (و اغلب نیاز دارند) دوست داشته شدن سطحی را برانگیزند، اغلب:

🟣به دنبال توجه و تأیید مثبت هستند.
🟣به جای گرفتن بازخورد مستقیم، به شایعات توجه می‌کنند.
▪️سعی می‌کنند همه را راضی کنند.
🟣قول‌هایی می‌دهند که نمی‌توانند به آن عمل کنند.
🟣نظرات و نقدها را در ذهن خود مدفون می‌کنند و از بیم کم کردن محبوبیت، ابراز نمی‌کنند.
🟣مرتب از اطرافیان تعریف و تمجید می‌کنند.
🟣دوستان سوگلی برای خودشان دست و پا می‌کنند اما تظاهر می‌کنند که بین مردم فرق نمی‌گذارند.
🟣از اطلاعات به عنوان اهرم استفاده می‌کنند و به تناسب، جریان آن را قطع می‌کنند یا مسیرش را بیش از حد باز می‌گذارند.
🟣به افراد وظایفی محول می‌کنند که از آن‌ها لذت می‌برند نه وظایفی که آنها را به چالش بکشند.
🟣بیشتر بر احساسات مردم تمرکز می‌کنند تا رسیدن به نتیجه.

اما مدیران و رهبرانی که دوست دارند بر احترام دیگران نسبت به خود بیفزایند، کارهای متفاوتی می‌کنند:

▪️حقیقت را می‌گویند، حتی اگر تلخ باشد.
▪️وقتی تصمیم سختی می‌گیرند، در مورد چرایی اتخاذ آن توضیح می‌دهند.
▪️ماهیت مشکل را حتی اگر قادر به تعدیل آن نباشند، می‌شناسند.
▪️در مواقع ضروری «نه» می‌گویند.
▪️ذهن باز و انتخاب قاطع دارند.
▪️به موقع، اعتبار به دیگران می‌دهند و به موقع اعتبار می‌گیرند.
▪️احساس ناامیدی، سرخوردگی، ناراحتی و خشم را در خود و دیگران تحمل می‌کنند.
▪️مردم را نسبت به نتایج‌شان مسئول می‌دانند.
▪️در تنظیم قوانین، منسجم و منصف هستند.
▪️برای خود و دیگران محدودیت قائل می‌شوند و به آن احترام می‌گذارند.
▪️بازخورد منفی را مستقیم و به موقع ارائه می‌دهند.
▪️مرتباً بازخورد می‌خواهند و سپس متناسب با آن عمل می‌کنند.
▪️وقتی اشتباه می‌کنند عذرخواهی می‌کنند و سپس ادامه می‌دهند.
▪️مطابق توقع و مدلی که دیگران انتظار دارند، رفتار نمی‌کنند.

برای مدیرانی که می‌خواهند در حرفه خود رشد کنند، دوست داشته شدن خوب است، اما داشتن احترام یک الزام است.
همانطور که مارگارت تاچر یک بار اظهار داشت:
"
اگر شما فقط به دنبال دوست داشته شدن باشید، آماده خواهید بود که در هر زمان در مورد هر چیزی مصالحه کنید و به هیچ نتیجه‌ای نخواهید رسید.

"
📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 موسسه آموزش عالی آزاد بهار
⭐️اولین مرکز تخصصی MBA و DBA در ایران
برگزار می کند :

📣 سمینار آشنایی با دوره های MBA در بهار

📆تاریخ برگزاری سمینار: یکشنبه ۷ بهمن ماه ، ساعت ۱۸:۰۰

📝 برای کسب اطلاعات بیشتر و جهت حضور در سمینار، فرم زیر را تکمیل کنید. کارشناسان ما آماده پاسخگویی به شما هستند.

https://tonl.ir/RvNGn

.
🎁 شرکت در این سمینار رایگان می باشد.
⚠️ ظرفیت محدود


🌍 www.bahar.ac.ir
☎️ 02188730184
✔️ @Baharbusinessschool
🟥 هدایت، الهام‌ بخشی و تشویق تیم به سمت موفقیت

نیروی انسانی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین منابع هر شرکت هستند. هر رهبر برای ایجاد و حفظ اشتیاق بین کارمندان و دستیابی به نتایج مطلوب به یک راهبرد انگیزشی نیاز دارد. شما به عنوان رهبر بر عملکرد تیمتان تأثیر می‌گذارید. این وظیفه‌ شماست که استانداردهای خود را تعیین کنید و در دستیابی تیمتان به سمت موفقیت، مشوق و الهام‌بخش باشید. عدم توجه به امور تیمی و تمرکز صرف بر روی اهداف شخصی برای تیم و برندتان منفعتی نخواهد داشت.

◾️نیازهای افراد را شناسایی کنید
تنها راهی که می‌توانید از نیازهای تیم آگاه شده و از این طریق به موفقیت برسید، گوش کردن به‌ آن‌هاست. گاهی گوش کردن به‌ سادگی می‌تواند به شما در شناخت نیازهای تیمتان کمک کند.

◾️به آن‌ها احترام بگذارید و تشویقشان کنید
بسیاری از مواقع، مردم فقط به یک تشویق کوچک احتیاج دارند تا به خود و پتانسیل‌هایشان باور پیدا کنند. اغلب تشکر کردن مهمتر از پاداش دادن است. حتی کوچک‌ترین موفقیت‌ها ارزش تعریف و تمجید دارند؛

◾️رقابت سالم ایجاد کنید
آیا می‌خواهید تیمتان مشتاق و باانگیزه باشد؟ پس متفاوت عمل کنید و به اعضا اجازه جستجو و کشف بیشتری بدهید.

◾️از مدیریت ذره‌بینی بپرهیزید
یک رهبر واقعی از دور بر کارها نظارت می‌کند و به کارمندان اجازه می‌دهد که وظایفشان را انجام دهند؛ نه اینکه بالای سر آن‌ها بایستد.

◾️الگو باشید
عادت‌ها و شیوه رهبری شما به تیمتان منتقل می‌شود.

◾️مهربان باشید
هیچ‌ کس رهبری بی‌احساس مثل یک ربات را نمی‌خواهد. احساسات‌ خود را بروز دهید؛ لبخند بزنید؛ بلند بخندید و با اعضای تیمتان خوش باشید.

◾️هدفتان را درک کرده و بر روی آن تأکید کنید
به ‌عنوان رهبر بار سنگینی بر دوش شماست. شرکت و تیمتان به شما وابسته‌اند. وقتی هدف و نقش خود را کاملاً درک کنید، تیم باورنکردنی تشکیل خواهید داد.

◾️به وعده‌هایتان عمل کنید
اگر قصدی برای انجام کاری ندارید، پس آن را وعده ندهید. رشد و موفقیت شما وابسته به عمل شماست و اگر به وعده خود عمل کنید، احترام اعضای تیم را نسبت به خود به‌ دست خواهید آورد.

◾️از اشتباه‌های خود درس بگیرید
قرار نیست برای همه‌ چیز جوابی داشته باشید و این کاملاً عادی است. به‌ جای وانمود کردن اینکه پاسخ را می‌دانید، از آن به‌ عنوان فرصتی استفاده کنید تا راه‌حل مشکل را به تیمتان نشان دهید.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟦 نکاتی کاربردی قبل از طرح نظر مخالف با مدیر مافوق

🔸کارمندان مجموعه‌ها بی‌شک در طی دوران فعالیت خود ممکن است بارها و بارها در شرایطی قرار بگیرند که با تصمیمی در مجموعه مخالف باشند.
تصور کنید در مجموعه‌ای مشغول فعالیت هستید و مدیر ارشد شما برای پروژه تصمیم گیری کرده و شما با نظر وی مخالف هستید. برای طرح نظر مخالف چه مسیری را طی می‌کنید؟ از چه کلماتی استفاده می‌کنید؟ آیا اصلا ارزش دارد نظر مخالف خود را مطرح کنید؟

🔸کارشناسان می‌گویند طبیعی است که در محل کار با نظر دیگران مخالف باشیم و این مخالفت موضوع عجیبی نیست. آنچه اهمیت دارد نحوه مخالفت و چگونگی مطرح کردن آن است. گاهی طرح اشتباه یک نظر مخالف می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری در ارتباطات کاری ما وارد کند. قبل از طرح موضوع به این نکات توجه کنید:

1⃣ واقع بین باشید

بسیاری از کارمندان به دلیل ترس از دست دادن کار، ایجاد جو متشنج یا دلایل دیگر از طرح نظر مخالف خود امتناع می‌ورزند، در حالی که عمیقا می‌دانند مسیر اشتباه  است و پروژه به سمت نامطلوبی حرکت می‌کند.
در چنین شرایطی باید واقع بین باشید. اگر بتوانید موضوع را به شکل درستی مطرح کنید و مشکلاتی که در ادامه مسیر می‌بینید به درستی ترسیم کنید، نباید نگران اخراج شدن باشید.

2⃣ اهداف مشترک خود را مرور کنید

اگر می‌خواهید نظر مخالفی را مطرح کنید، بار دیگر اهداف اصلی را مرور کنید و سپس برمبنای اهداف خود سناریوی صحبت کردن و طرح نظر مخالف را تنظیم کنید. در این صورت راهبرد موضوع نیز ساده‌تر خواهد شد.

3⃣ برای طرح نظر مخالف اجازه بگیرید


وقتی از مدیر مافوق خودتان قبل از طرح نظرات مخالف اجازه می‌گیرید در واقع امنیت روانی برای وی ایجاد می‌کنید و کنترل امور را به صورت ناخودآگاه در دست می‌گیرید.

4⃣ آرامش خود را حفظ کنید

ممکن است زمانی که می‌خواهید نظر مخالف بدهید، دچار استرس شده و تمرکز خود را از دست بدهید. این شرایط باعث می‌شود نتوانید به درستی موضوع را مطرح کنید. پس آرامش خود را حفظ کنید.

5⃣ مهم‌ترین موضوعات را مطرح کنید

دست روی اصلی‌ترین موضوع بگذارید و حاشیه نروید. وقتی از مدیر مافوق خود اجازه گرفتید که در مورد موضوع با وی صحبت کنید، مهم‌ترین و اصلی ‌ترین مساله را مطرح کنید.

6⃣ قضاوت نکنید

وقتی در مورد نگرانی‌ها و دلایل خود برای مخالفت صحبت می‌کنید،‌ دچار قضاوت‌های عجولانه نشوید. نه در مورد خودتان قضاوت کنید و نه در مورد طرف مقابل.

7⃣ متواضع باشید

قبل از ارائه نظر خودتان در مورد موضوع، با دقت بررسی کنید، ولی این احتمال هم وجود دارد که اشتباه کنید. اگر اشتباه کرده بودید متواضع باشید و اشتباه خود را بپذیرید.

8⃣ درنهایت پذیرای نظر مدیریت باشید

ممکن است نظر شما درست باشد ولی دست آخر مدیریت مجموعه تصمیم گیرنده نهایی است. پس نظر او را بپذیرید. در این صورت به مدیر مافوق خود نشان داده‌اید که جایگاه او را درک می‌کنید.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟥 تاب آوری

🔺تاب‌آوری روانی یعنی بازگشت به زندگی عادی پس از تجربه‌های تلخ و سخت. اگر بتوانیم در مواجهه با ناملایمات تاب بیاوریم و به‌رغم سختی‌ها به رشد و زیستن شادمانه ادامه بدهیم، یعنی تاب‌آوری در ما زیاد است. اگر این ویژگی و توانایی را در خود تقویت کنیم، بعد از تجربه رنج‌ها، فشارها و شکست‌ها، و تلخی‌های زندگی می‌توانیم دست‌ها را به زانو بگیریم و دوباره از جا بلند شویم. تاب‌آوری کمک‌مان می‌کند زخم‌ها را التیام ببخشیم و لحظه‌ها را شادتر و آرام‌تر زندگی کنیم.

🔺مثلاً فرض کنید تصادفی سخت رخ داده و از نظر جسمی آسیب دشواری دیده‌اید. تحمل وضعیت و تلاش برای بهبودی، همراه با ناامید و خسته‌نشدن از روند درمان، نشان می‌دهد فردی تاب‌آور هستید.

◀️ چگونه مهارت‌های تاب‌آوری را تقویت کنیم؟

روش‌های زیر در تقویت ویژگی های تاب آوری کمک‌مان می‌کنند:

▪️حواس‌مان به سلامت‌مان باشد و خودمراقبتی را فراموش نکنیم.
▪️با تقویت حس بخشش در خود از بند کینه‌ها و عقده‌ها رها شویم.
▪️از تجربه‌هایمان برای دیگران بگوییم و آنها را با دیگران در میان بگذاریم.
▪️سبک زندگی‌مان را سالم کنیم، برای نمونه خوب بخوابیم و خوب بخوریم.
▪️در زندگـی منظم باشیـم و با هدفمندی به لحظه‌هایمان معـنا بدهیم.
▪️به خودمان اجازه تجربه احساسات مختلف را بدهیم و احساسات‌مان را سرکوب نکنیم.
▪️در صورت نیاز، برای مدیریت بهتر احساسات‌مان به مشاور و روان‌شناس مراجعه کنیم.
▪️برای حل مشکلات، منتظر ننشینیم و ابتکار عمل را به‌ دست بگیریم و مسائل را حل کنیم.
▪️بدانیم به چه حمایت‌ها و پشتیبانی‌هایی در زندگی نیاز داریم و از کمک این پشتیبانان بهره ببریم.
▪️روی نکات مثبت هرچیز دست بگذاریم و با مثبت‌اندیشی عاقلانه و واقع‌بینانه روحیه‌مان را بالا ببریم.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟦 استیو جابز مهندس خوبی نبود، بنابراین مهارت‌های ارتباطی‌اش را تقویت کرد!

"استیو جابز از نظر بازاریابی و مهارت‌های ارتباطی استعداد ذاتی نداشت. او مجبور بود این مهارت‌ها را یاد بگیرد چون از نظر مهندسیِ نرم‌افزار و سخت‌افزار چندان متبحر نبود. بنابراین باید حوزه‌های دیگری را پیدا می‌کرد تا خودش را مهم جلوه دهد."
این ادعای اخیر "استیو وزنیاک"، هم‌بنیان‌گذار اپل است که آن را در مصاحبه‌ای درباره شریک فقیدش بیان کرده است.

مدیرعامل سابق و هم‌بنیان‌گذار اپل معمولا به عنوان فردی با توانایی‌های ارتباطی و بازاریابی بالا شناخته می‌شود، چرا که هیچ‌کس نمی‌تواند ارائه‌های فوق‌العاده او در رویدادهای این شرکت را زیر سوال ببرد. اما استیو وزنیاک در گفتگو با CNBC مدعی شده که جابز از ابتدا مرد صحنه‌ها نبود.

 استیو جابز کم‌کم به یک مدیر موفق تبدیل شد

وزنیاک قبلا در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۱ گفته بود که شخصیت جابز چطور پس از تاسیس اپل از یک انسان شوخ و دوست‌داشتنی به یک فرد جدی تبدیل شد. او حالا می‌گوید بخش مهمی از این تغییر به خاطر فراگیری مهارت‌های ارتباطی در راستای منافع شرکت بود: «جابز در زمینه برقراری ارتباط و تصمیم‌گیری در خصوص مسائل تجاری خیلی خوب عمل می‌کرد.»

هم‌بنیان‌گذار اپل می‌گوید مهارت‌های جابز به این شرکت کمک کرد دستگاه‌هایی کاربرپسندانه مثل آیفون بسازد که توسط مردم قابل درک باشند و با قابلیت‌های خود افراد عادی را گیج نکنند.

بیل گیتس، هم‌بنیان‌گذار مایکروسافت در سال ۲۰۲۰ گفته بود چقدر بابت توانایی‌های ذاتی جابز در سخنوری، به او حسادت می‌کرد. او رقیب خود را به عنوان نابغه‌ای در الهام‌بخشی به کارمندان و مشتریان معرفی کرده بود. ولی حالا وزنیاک خلاف این باور را مطرح کرده و می‌گوید توانایی‌های جابز اکتسابی بوده است.

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟩 مدیران سازمان را از درون سازمان انتخاب کنیم یا از بیرون؟

ما در سازمان دو دسته مدیر داریم یا میتوانیم داشته باشیم؛ یک، مدیرانی که از درون سازمان رشد کرده اند، سلسله مراتب را طی کرده اند و مدیر شده اند و دو، مدیرانی که از بیرون دعوت میشوند و به استخدام سازمان در می آیند تا مستقیما مسئولیتهای مدیریتی را بر عهده بگیرند. مدیران بیرونی با خودشان ایده های جدید می آورند، نسبت به گذشته سازمان تعصب کور ندارند، چیزهایی را میبینند که درونی ها به دلیل عادت زدگی و روزمرگی، آنها را نمیبینند، میتوانند ساختارشکنی کنند، نسبت به اعضای سازمان پیشداوری ندارند و بالاخره، انگیزه زیادی دارند تا در همان هفته ها و ماه های اول، خودشان را اثبات کنند و در نقش منجی سازمان، مورد تحسین و تأیید قرار بگیرند.

🎯علیرغم همه این امتیازات، تحقیقات زیادی انجام شده که حاکی از آن است که مدیران درون سازمانی، اگر درست انتخاب شوند، موفق تر از بیرونی ها خواهند بود. وقتی مدیران را از درون سازمان انتخاب میکنیم آنها:

🔸فرهنگ و مناسبات و ارتباطات را میشناسند.
🔸با اهداف و برنامه ها آشنا هستند و تا حدود زیادی به آنها ملتزم و متعهد میباشند و از صفر شروع نمیکنند.
🔸نسبت به سازمان تعصب دارند و در قبال سرنوشت آن، احساس مسئولیت میکنند.
🔸به سایر کارکنان پیام میدهند که اگر آنها هم خوب کار کنند و شایسته باشند، میتوانند رشد کنند، ارتقا یابند و مدیر شوند، لذا خروج از خدمت کارکنان شایسته کاهش می یابد و روحیه کارکنان تقویت میشود.
🔸شایسته هستند؛ زیرا بعد از سالها کار در سازمان، ما آنها و قابلیتهایشان را دقیقتر میشناسیم، لذا انتخاب آنها با ریسک کمتر و اطمینان بیشتری انجام میشود.
🔸برای شروع کار در مسئولیتهای جدید خود، نیاز کمتری به آموزش و توجیه دارند.

این نوع انتصاب با چند ریسک جدی هم مواجه است که باید مراقب آنها بود مانند:

⚡️مشکل بروز حسادت و رقابتهای داخلی منفی و مشکل توجیه و حفظ روحیه کسانی که در رقابتهای داخلی برای ارتقاء برنده نمیشوند.
⚡️غیر منعطف شدن سازمان از نظر فرهنگی و مقاومت آن در قبال تغییراتی که منشاء بیرونی دارند.
⚡️محدودیت در ورود افکار و ایده های جدید

💡پیشنهاد میشود از ترکیبی از مدیران درونی و بیرونی بهره ببرید البته با تأکید بر سهم بیشتر مدیران درونی


📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 موسسه آموزش عالی آزاد بهار
⭐️اولین مرکز تخصصی MBA و DBA در ایران
برگزاری بیش از ۴۰۰ دوره مدیریت MBA و بیش از ۱۰۰ دوره مدیریت DBA طی ۲۰ سال
تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
.
📝 برای کسب اطلاعات بیشتر و جهت مشاوره رایگان برای ثبت نام در دوره های جدید، فرم زیر را تکمیل کنید. کارشناسان ما آماده پاسخگویی به شما هستند.

https://tonl.ir/afTjO


🌍 www.bahar.ac.ir
☎️ 02188730184
✔️ @Baharbusinessschool
🟦 به تیم‌تان آزادی عمل بدهید!

حداقل از زمان فردریک تیلور، پدر مدیریت علمی، «کنترل» محور اصلی سازمان‌ها بوده است: کنترل هزینه‌ها، قیمت‌ها، سرمایه‌گذاری و مخصوصا افراد.
به نظر می‌رسد که کنترل آن چیزی است که یک مدیر باید انجام دهد: ایجاد اهداف، نظارت بر تبعیت بر روش‌های کار، هدایت و شکل‌دهی آینده کسب‌و‌کار.

با آنکه به نظر می‌رسد کنترل از بالا به پایین، به‌خصوص برای رئیس شرکت، ضروری است، اما این نوع کنترل هزینه‌های جدی به همراه دارد که بسیاری از آنها از معرض دید پنهان هستند. علاوه بر این، یک جایگزین وجود دارد؛ یک جایگزین واقعی و عملی.

این جایگزین طی دهه‌ها در شرکت‌های مختلف در سراسر جهان کار کرده است و به‌طور خاص در فرانسه، عهده‌دار شروع یک جنبش بوده است. شرکت‌هایی به بزرگی میشلن (شرکت تایرسازی) و کارفور (شرکت خرده‌فروشی) ساختارهای کنترل خود را زیر سوال بردند و با جایگزینی آنها نتایج واقعی به‌دست آوردند. این جایگزین هرگز یک نام خاص نداشته است؛ اما اخیرا این موضوع بیشتر برای عموم مطرح شده و آن را آزادسازی شرکتی (corporate liberation) می‌نامیم.

این ایده را می‌توان به سادگی بیان کرد: یک شرکت آزاد که به کارمندانش اجازه می‌دهد تا آزادی و مسوولیت انجام فعالیت‌هایی را داشته باشند که از نظر آنها–نه مدیران‌شان- برای شرکت بهترین تصمیم ممکن است. البته این به آن معنی نیست که این شرکت‌ها مدیریت نمی‌شوند. بلکه برعکس، فعالیت‌های خاصی که از صد شرکت آزاد مشاهده‌ کرده‌ایم، چیزی خلاف این را اثبات می‌کند.

به‌عنوان مثال، هر روز صبح، مدیر چنین شرکتی خواهد پرسید که آیا چیزی وجود دارد که تیم او را از انجام بهترین عملکردش بازدارد. ممکن است این مساله چندان غیرمعمول به نظر نرسد اما نکته اول این است که وقتی تیم او یک مشکل یا یک فرصت را به اشتراک می‌گذارد، یک راه‌حل ارائه نخواهد داد. در عوض، او از آنها می‌خواهد تا راه‌حل خودشان را پیدا کنند. وقتی یک پروژه جدید شروع می‌شود، مدیر آن برنامه‌ای برای انجام آن پیشنهاد نمی‌کند؛ در عوض، از تیم می‌خواهد این کار را انجام دهند.

در ایجاد این انتخاب‌ها، او دو نکته اساسی را رعایت کرد. او به‌جای اینکه به‌عنوان یک ناظر بر تیمش نظارت کند، خودش را در خدمت تیمش قرار می‌دهد و این کار در عوض اثر مستقیمی بر رفتار تیمش دارد: این کار آنها را آزاد می‌گذارد تا به‌جای اینکه منفعلانه منتظر دستور از بالا باشند، ابتکار و خلاقیت‌شان را به‌کار گیرند.

انسان‌ها نیازهای روان‌شناختی همگانی معینی دارند: نیاز به رفتار برابر، نیاز به رشد شخصی و تمرین خودرهبری. هر کدام از این نیازها بارها و به‌طور سیستماتیک با سلسله‌مراتب مدیریتی «دستور و کنترل» انکار شده‌اند. شاید مهم‌ترین منفعت آزادسازی یک سازمان، خلق محیطی است که به‌جای سرکوب این نیازهای همگانی، آنها را تامین کند.

بنابراین یکی از قابل‌توجه‌ترین یافته‌ها در مورد شرکت‌های آزاد، میزان بی‌نهایت بالای تعهد و انگیزه ذاتی بین کارمندان است. در واقع، در شرکت‌های آزاد، کارمندان غیرمتعهد بسیار کمی باقی می‌مانند و کارمندان مسموم خودشان شرکت را ترک می‌کنند. در نتیجه به بهره‌وری تیمی بالاتر و عملکرد شرکتی بهتر می‌انجامد.
اما آزادسازی یک شرکت سنتی ساده نیست. برخی مدیران برای دستیابی به چنین مهارت‌هایی نیاز به آموزش دارند؛ مهارت‌هایی که آنها را از گفتن بایدها و نبایدها به کارمندان بازدارد و در عوض هنر گوش دادن را به آنها بیاموزد.

منبع: HBR

📱 کانال مدیریت با MBA
🔴@MBAevent
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM