منبع: Mckinsey
همهگیری ویروس کرونا فوریت سرمایهگذاری در کسب مهارتها را افزایش داده است، مهارتهایی که باید برای عقب نماندن از سرعت تحول کنونی کسب کنیم. یادگیری یکی از این مهارتها است. به همین دلیل باید مهارت یادگیری را در خود پرورش دهیم. اما چگونه میتوانیم یادگیری موثری داشته باشیم و یادگیری ارادی به چه معنا است؟
یادگیری خودش مهارت است و پرورش آن یکی از محرکهای اساسی موفقیت شغلی بلندمدت به شمار میروند. افراد متبحر در ذهنیتها و مهارتهای یادگیری موثر، میتوانند سریعتر از همتایان خود رشد کنند و از مزیتهای فرصتهای یادگیری پیشروی خود بهره بیشتری ببرند.فرصتهای یادگیری رسمی فقط درصد کمی از یادگیری مورد نیاز هر فرد در طول دوران شغلیاش محسوب میشوند. تجربهها و تعاملات روزمره فرصتهای یادگیری بسیار زیادی را فراهم میکنند، اما به شرط اینکه با هر لحظه به عنوان فرصت یادگیری برخورد کنید. یادگیرندگان ارادی نیازشان به یادگیری را میپذیرند، اما از نظر آنها یادگیری جریان کاری مجزا یا تلاشی مضاعف نیست بلکه نوعی رفتار ناخودآگاه و واکنشی است.
ذهنیت رشد و کنجکاوی فعال نیروی پیشران یادگیری ارادی هستند، اما هنگام پرورش عضلههای یادگیری باید این نیروها را تنظیم کنید و انرژی آنها را موثر هدایت کنید. پنج رفتار موثر به یادگیرندگان ارادی کمک میکند تا از تجربههایشان بیشترین بهره را ببرند. این پنج رفتار تعیین هدف، حفظ زمان برای یادگیری، مطالبه فعالانه بازخورد، انجام تمرین سنجیده و تامل برای ارزیابی خود و برآورد پیشرفت هستند.
۱. اهداف کوچک و شفافی تعیین کنید
یادگیرندگان ارادی اهدافی ملموس انتخاب میکنند تا بتوانند از کنجکاوی به عنوان ابزاری موثر، نه منشا حواسپرتی استفاده کنند. یادگیری زمانی ماندگار میشود که شما بتوانید آنچه را یاد گرفتهاید، حفظ کرده و از آن استفاده کنید. ماندگارترین نوع یادگیری زمانی اتفاق میافتد که به دنبال به دست آوردن چیزی هستید که به آن اهمیت میدهید.
۲. حواسپرتیها را حذف کنید
هرچند یادگیرندگان ارادی با همان حواسپرتیها و انتظاراتی مواجه شده که دیگران هم میشوند، اما زمان یادگیری را حفظ میکنند و اجازه نمیدهند از دست برود. چون هیچ تصمیمی شخصیتر از نحوه استفاده فرد از زمان و برقراری تعادل بین مسئولیتهایش نیست، هیچ فرمول واحدی در مورد زمان گذاشتن برای یادگیری وجود ندارد.
۳. فعالانه به دنبال دریافت بازخورد کاربردی باشید
بازخورد برای بیشتر متخصصان، اصلی شناخته شده است. حتی اگر علاقهای به دریافت آن نداشته باشیم، باز هم مزیتهایش را درک میکنیم. یادگیرندگان ارادی در این زمینه متفاوت هستند، چرا که نه تنها به دنبال بازخورد بوده بلکه با اشتیاق آن را مطالبه میکنند. میدانند که بدون بازخورد ممکن است نقاط کوری داشته باشند که پیشرفتشان را متوقف کند.
۴. در حوزههای مورد نظرتان برای رشد سنجیده تمرین کنید
تمرین به ویژه تمرین در شرایط زمینهای، در یادگیری نقشی بسیار حیاتی دارد. الگوی تلاش، شکست، اصلاح رویکرد و تلاش دوباره، محور کسب همه مهارتهای رفتاری است.
۵. به طور منظم در خودتان تامل کنید
فراشناخت یا تامل در تفکر خودمان یا هدایت کردن آن نقشی حیاتی در همه کارهای شناختی، از جمله توانایی شما در تامل در موقعیتها و درس گرفتن از آنها ایفا میکند. تامل مهارتی تشخیصی است که به شما کمک میکند خودتان را ارزیابی و نیازهای یادگیریتان را هم با توجه به عملکرد گذشته خودتان و هم در مقایسه با متخصصان شناخته شده برآورد کنید. تامل به شما کمک میکند اقدامهایتان را تجزیه کنید، آن اجزا را اصلاح و بعد آنها را به نحوی کنار هم قرار دهید که عملکردتان را بهبود ببخشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
همهی مصاحبه گرهای شغلی به صورت معمول سئوال هایی برای پرسیدن دارند ولی کسانی که تجربهی بیشتری در مصاحبه با جویندگان کار دارند سوالاتی خاص خود دارند. سوالاتی که بیانگر میزان اشتیاق متقاضی برای حضوری پر رنگ تر در سرنوشت آینده ی آن شرکت بوده و اینکه او چه دیدی نسبت به آینده دارد را بیان میکند. بخشی از سوالات در مصاحبه های استخدامی در مورد اطلاعات کلی کارجو مثل
* اطلاعات شخصی و سن
* میزان تحصیلات
* تعداد اعضای خانواده
اینها معمولا به طور کلی در هر شرکتی از کارجویان پرسیده میشود. عدهای نیز از آموزشهایی که فرد دیده میپرسند و یا در مورد سابقه کار او حرف میزنند. بعضی هم، آخرین آزمون روانشناسی را که در موردش شنیدهاند روی داوطلب پیاده و اجرا میکنند. اما مورد اطمینانترین مدیران جهان چه سوالاتی در مصاحبههای شغلی میپرسند. در ادامه میخوانیم"
تونی هسیه زاپوس
مهم تر از اینکه چه نمره ای به خود میدهیم، چگونگی تفسیر این نمره است. بسته به فرهنگ سازمانی؛ جسارت، تحمل انحراف خلاق، آیندهنگری جسورانه، خطرپذیری، ارتباط باز، همکاری و تشریک مساعی، نوآوری پیشگام، و تحمل شنیدن اظهار نظرهای مخالف میتواند برای برخی مشاغل ارزشی غیرقابل جایگزین داشته باشد. از استخدام افراد رکگو و افرادی که متفاوت از دیگران میاندیشند، واهمهای نداشته باشید. شاید این افراد در ابتدا در شغل خود جاافتاده نباشند ولی بهمرور زمان این افراد خود را اثبات خواهند کرد.
ریچارد برنسون گروه ویرجین
اگر بخواهیم فردی را به واسطه آن چیزی که در رزومه کاری خود نوشته استخدام کنیم ، آنگاه چه نیازی به مصاحبه خواهد بود؟ از دیدگاه مرد میلیاردر دنیای تجارت شخصیت افراد بیشتر از مهارت آنها در زمان استخدام اهمیت دارد. او این مورد را مهمتر از استعداد و توانایی افراد در عنوان شغلی میداند. به عقیدهی وی افرادی که دارای روحیهی دوستانه، شوخطبع هستند و در پی کمک به همکاران خود در محیط کار باشند، لایقترین و مناسبترین افراد برای تصاحب عناوین شغلی هستند.
اما برنسون بجای زیر و رو کردن رزومههای پر طمطراق و بلندبالا به طرح این سوال هوشمندانه اکتفا میکند و به این وسیله جنبههای پنهان اما جالب توجه افراد را کشف میکند.
دارا ریچاردسون شرکت YWCA
خودتان را در چه چیزی شاخص میدانید؟ شما در دید دیگران چگونه هستید؟ تعریفی که آنها از شما ارائه میکنند چقدر با چیزی که شما انتظار دارید مطابقت دارد؟ تا حالا به جواب این سوالات فکر کردهاید؟ در واقع این سوالی است که برخی از برترین مدیران عامل در هنگام مصاحبه مطرح خواهند کرد. هرچند که شما بر اساس کلمه ای که خود را با آن توصیف میکنید مورد قضاوت قرار نخواهید گرفت اما این کلمه بینشی عمیق درخصوص مهارت شما در عرضه مهارتهایتان بدست میدهد. بنابراین اعتماد به نفس داشته باشید و از کلمهای که برگزیدهاید دفاعی جانانه کنید.
گوگل
کسی که چیزی ساخته است، لذت خلق کردن را میداند. کسی که چیزی ساخته است، احتمالاً برای فروش آن هم اقدام کرده است، فروش به معنای عرضه و معرفی و دفاع از ارزش آن چیز که ساخته نه تبادل پول. رییس منابع انسانی گوگل مدافع سرسخت تکنیکهای رفتاری مصاحبه است. او به این روش میتواند ببیند که متقاضی در شرایط واقعی چگونه با پیشامدها دست و پنجه نرم خواهد کرد.
رایان هلمز شرکت Hootsuite
صرف نظر از اینکه چه پاسخی به این سوال میدهید، مهم چگونگی توصیف این انتخاب و دلیل آن است. تصور کنید که حیوان به دنیا آمده اید. چه حیوانی خواهید بود؟ یک آفتاب پرست رنگارنگ، یک پاندا یا شاید یک درنده خطرناک. هولمز در توضیح این سوال خود بیان میکند که دستیار او در پاسخ به این سوال گفته که حیوان درون من یک اردک است. چرا که اردکها مثل من روی سطح زمین آرام و باوقار ولی در میانه امواج آب به شکل جنون آمیزی پویا و پرجنب و جوش هستند. او حالا به من ثابت کرده که در مواجهه با شرایط محیطی میتواند براحتی خود را وفق دهد.
هانا پارامور شرکت پارامور
این سوال میتواند گذشته کاری و منش شغلی متقاضی را روشن کند. بطور حتم افرادی که در حین مدرسه رفتن و یا دانشگاه شغلی پاره وقت داشتهاند، افراد مسئولیت پذیرتری هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدل شایستگی رهنمونی است برای شرح و تفصیل شایستگیهای موردنیاز جهت کسب موفقیت در یک شغل، واحد یا گروه در سازمان.
شایستگیهای موجود در این مدل بر اساس دانش، مهارتها، تواناییها و نوع رفتاری است که یک کارمند برای موفقیت در عنوان شغلی خاصی به آنها نیاز دارد. این شایستگیها اغلب در دستهبندیهای زیر نشان داده میشوند:
دانش تخصصی؛
مهارتهای فنی؛
پیشینهی تحصیلی؛
سابقهی مدیریت و رهبری؛
مفید بودن؛
صلاحیتها در محل کار.
مدل شایستگی همچنین باید به مشخص کردن سطوحی مورد انتظار از کارایی و مهارت بپردازد تا کارمند را در پرورش شایستگیهایش هنگام انجام وظایف یاری کند. این کار به کارکنان و کارفرمایان تصویری واضح و دقیق از موفقیت در شغل را نشان میدهد.
از مدل های شایستگی میتوان در تمام سطوح سازمان بهره برد، بنابراین آنها میتوانند ابزاری مؤثر برای کسبوکارهای بزرگ و کوچک باشند. این مدلها معیاری برای موفقیت تعیین میکنند و نقشهی راهی روشن در اختیار کارکنان قرار میدهند تا کار خود را بهشکلی مؤثر انجام دهند. مدل های شایستگی بهویژه برای کارکنان جدید بسیار مفیدند.
همچنین، مدلهای شایستگی قادرند چارچوبی برای شرکتها فراهم کنند تا از آن برای بهبود فعالیتهای واحد منابع انسانی در چندین حوزهی اصلی بهره ببرند.
بیشتر سازمانها مجموعهای اساسی از مهارتها را درنظر دارند که هر کارمند ملزم به داشتن آنهاست.
علاوه بر شایستگیهای موردانتظار در سطح شرکت، شایستگیهای نقشی نیز داریم که موردنیاز هر کارمند برای ایفای درست نقشی در شرکت است. این شایستگیهای نقشی اغلب فنیاند.
مدل شغلی بر خلاف مدل نقشی، شامل مجموعهمهارتهای مختص هر شغل یا وظیفه است. این مدل شایستگی تمام توجه خود را روی نیازهای کاملاً مشخصشده برای هر نقش شغلی میگذارد.
هنگام استخدام برای وظایف رهبری در سازمان خود معمولاً چند شایستگی کلیدی و کاملاً ضروری داریم. مهارتهایی مانند مدیریت و توسعهی فردی، مربیگری یا شناخت و بهکارگیری اخلاقیات و ...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اولین گام در راستای درک مفهوم و اهمیت مدیریت استعداد، نحوه نگاه درست به مسئله است. مدیریت استعداد را می توان از لحاظ اهمیت و کاربرد در حد یک بیزینس استراتژی (Business Strategy) تلقی کرد. استراتژی ای که سازمان ها امید دارند بتوانند با استفاده از آن با استعدادترین و ماهرترین کارکنان خود را حفظ کنند.
اهمیت مدیریت استعداد نه تنها در سطح عملی و پس از به ثمر رسیدن، بلکه پیش از آن و به محض اعمال استراتژی مدیریت استعداد روشن می شود. وقتی پیش از ورود یک نیروی جدید، با کارمندان بالقوه یک سازمان در خصوص تعهد سازمان به اعمال یک استراتژی مدیریت استعداد صحبت شود، در حقیقت به آن نیروی جدید اطمینان خاطر می دهد که فرصت رشد و ارتقای حرفه ای برای او وجود خواهد داشت.
🔹 تعیین استراتژی مدیریت استعدادها
پیش از عملیاتی سازی مدیریت استعدادها، تعیین و تبیین استراتژی مدیریت استعدادها ضروری است. همانطور که بیان شد، بدون وجود یک استراتژی صحیح و جامع مدیریت استعداد، هر چند اثرات روانی مثبتی در نتیجه صرف وجود یک استراتژی مدیریت استعداد ایجاد می شود، اما این اثرات کوتاه مدت و در نهایت نیز به دلیل به نتیجه نرسیدن منجر به ایجاد یأس و ناامیدی می شوند.
مهم ترین نکته در خصوص تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد در یک سازمان توجه به شرایط کنونی سازمان از یک طرف و شرایط ایده آل سازمانی از طرف دیگر است.
با نگاه عمیق و کارشناسی به وضعیت کنونی سازمان T می توان اولین گام را در راستای تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد برداشت:
🔺سطح استعداد موجود
🔺تعداد کارکنان مستعد
🔺تقسیم بندی استعدادهای بالقوه و بالفعل و بررسی و تعیین این عناصر در حالت ایده آل
به بیان دیگر مهم ترین عوامل تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد شناسایی وضعیت کارمندان مستعد کنونی، تعیین شرایط ایده آل سازمان از لحاظ حفظ و نگهداری استعداد، و در نهایت ریل گذاری مسیری در راستای رسیدن از وضعیت کنونی به وضعیت ایده آل خواهد بود. در حقیقت استراتژی مدیریت استعداد به همین دلیل به عنوان یک استراتژی بیزینسی شناخته می شود، چرا که راهکاری بلندمدت و سیستمی برای حفظ نقاط مثبت و تغییر نقاط مورد توجه در زمینه نحوه برخورد با ماهرترین و بااستعدادترین کارکنان یک سازمان است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1. خودآگاهی (Self-awareness)– درک نقاط قوت، ضعف و ارزشها.
2. یادگیری مستمر (Continuous learning) – کسب دانش جدید و تقویت مهارتها.
3. هدفگذاری (Goal setting) – تعریف اهداف واضح، قابل اندازهگیری و دستیافتنی.
4. تابآوری (Resilience) – ساختن
استقامت ذهنی برای مقابله با چالشها.
5. انعطافپذیری/سازگاری (Adaptability) –
پذیرش تغییر و ماندن در حالت انعطافپذیر در موقعیتهای نامشخص.
6. انضباط (Discipline) – حفظ تمرکز و انسجام در عمل.
7. هوش هیجانی (Emotional intelligence)– مدیریت احساسات و تقویت روابط مستحکم.
8. ذهنیت رشد (Growth mindset) – باور به توانایی توسعه از طریق تلاش و یادگیری.
9. کنجکاوی (Curiosity) – باقی ماندن در حالت پرسشگری و پذیرش تجربیات جدید.
10. مدیریت زمان (Time management) – اولویتبندی کارها بهطور مؤثر برای دستیابی به تعادل و بهرهوری.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در برنامههای MBA (مدیریت کسبوکار)، موضوعات جدید و بهروز متناسب با نیازهای دنیای مدرن و تحولات فناوری و مدیریتی بهصورت مداوم به سرفصلهای درسی اضافه میشوند. در ادامه برخی از موضوعات نوین در دورههای MBA آورده شده است:
۱. هوش مصنوعی و تحلیل داده در کسبوکار
استفاده از هوش مصنوعی (AI) در تصمیمگیری مدیریتی
تحلیل دادههای کلان (Big Data Analytics) و کاربرد آن در کسبوکار
یادگیری ماشین (Machine Learning) و مدلهای پیشبینی برای بهینهسازی استراتژیها
۲. تحول دیجیتال و مدیریت نوآوری
دیجیتالیسازی کسبوکارها و مدلهای کسبوکار مبتنی بر فناوری
مدیریت نوآوری و توسعه محصولات جدید در عصر دیجیتال
استفاده از فناوریهای بلاکچین، اینترنت اشیا (IoT) و رایانش ابری در مدیریت کسبوکار
۳. مدیریت استارتاپها و کارآفرینی فناوریمحور
مدلهای کسبوکار استارتاپی و تأمین مالی نوآورانه
لین استارتاپ (Lean Startup) و روشهای تست و توسعه محصول
سرمایهگذاری جسورانه (Venture Capital) و تأمین مالی استارتاپها
۴. رهبری و مدیریت در دنیای متغیر
رهبری دیجیتال و مدیریت از راه دور در سازمانهای مدرن
مدیریت تغییر (Change Management) در محیطهای پیچیده
هوش هیجانی و رهبری در محیطهای چندفرهنگی
۵. پایداری و مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR)
مدیریت پایداری و ESG (محیطزیست، مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی)
کسبوکارهای پایدار و اقتصاد سبز
تأثیر تغییرات اقلیمی بر استراتژیهای کسبوکار
۶. مدیریت چابک و متدولوژیهای نوین
مدیریت پروژه چابک (Agile Project Management) در سازمانهای مدرن
اسکرام (Scrum) و کانبان (Kanban) در مدیریت کسبوکار
طراحی سازمانهای انعطافپذیر و چابک
۷. استراتژیهای بازاریابی دیجیتال و مدیریت برند
بازاریابی دیجیتال (Digital Marketing) و دادهمحور
مدیریت برند در عصر رسانههای اجتماعی
بهینهسازی موتور جستجو (SEO) و بازاریابی محتوا
۸. مالی نوین و فینتک (FinTech)
رمزارزها (Cryptocurrency) و کاربردهای بلاکچین در مالی
بانکداری دیجیتال و فینتک
مدیریت سرمایهگذاری با استفاده از هوش مصنوعی
۹. روانشناسی سازمانی و مدیریت منابع انسانی مدرن
مدیریت منابع انسانی دادهمحور (People Analytics)
فرهنگ سازمانی و انگیزش در دنیای دیجیتال
مدیریت تعارض و مذاکره در سازمانهای مدرن
۱۰. مدیریت جهانی و استراتژیهای بینالمللی
ورود به بازارهای بینالمللی و استراتژیهای توسعه جهانی
مدیریت زنجیره تأمین جهانی و لجستیک بینالمللی
چالشهای مدیریت در محیطهای چندملیتی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در دنیای امروز که اطلاعات و دادهها به عنوان یکی از ارزشمندترین داراییهای سازمانها محسوب میشوند، داشتن توانایی در تحلیل دادهها به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است. برنامه MBA در تحلیل دادهها ترکیبی از مفاهیم مدیریت کسبوکار و مهارتهای تحلیل داده است که به دانشجویان کمک میکند تا با استفاده از دادههای سازمانی، تصمیمات استراتژیک و مبتنی بر داده بگیرند.
امروزه سازمانها در حوزههای مختلف از جمله فناوری، سلامت، مالی، تولید و بازاریابی با حجم عظیمی از دادهها روبهرو هستند. یک مدیر یا تحلیلگر داده که دارای دانش MBA باشد، علاوه بر تسلط بر مهارتهای تجزیه و تحلیل دادهها، درک عمیقی از فرآیندهای کسبوکار دارد و میتواند دادهها را به بینشهای مفید و تصمیمات استراتژیک تبدیل کند.
این دوره شامل مباحث کلیدی زیر است:
فارغالتحصیلان این رشته میتوانند در موقعیتهایی مانند مدیر تحلیل داده، مشاور کسبوکار، مدیر استراتژی، مدیر بازاریابی مبتنی بر داده، متخصص هوش تجاری و تحلیلگر داده فعالیت کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هوش مصنوعی (AI) میتواند مزایای زیادی برای مدیران عامل (CEO) داشته باشد. این مزایا شامل موارد زیر است:
در مجموع، هوش مصنوعی به مدیران عامل کمک میکند تا با بهرهگیری از دادهها و تجزیه و تحلیلهای دقیقتر، تصمیمات استراتژیکتری بگیرند و کسبوکار خود را بهطور مؤثرتری هدایت کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
لوسیوس سنکا، فیلسوف یونانی، دو هزار سال پیش گفته بود: "زمانی خواهد آمد که شگفتزده خواهیم شد که چگونه چیزهایی به این وضوح را نمیدانستیم"
هدف مدیریت آینده کمک به افراد و سازمانها برای پیشبینی بخش وسیعتری از آینده است. بخصوص در زمینه کسب و کار، تمایل داریم نسبت به رقبای خود بخش بیشتری از آینده را ببینیم.
برای رسیدن به این هدف، بایستی پاسخهای اصولی و سیستماتیک برای پنج سوال کلیدی آینده پیدا شود؛ سوالهایی که به ۵ عینک آیندهنگری مرتبط خواهند شد:
▪️عینک آبی (تحلیل فرضیات)
شرایط بازار، کار و زندگی ما در ۵ تا ۱۰ سال آینده چگونه تغییر خواهد کرد؟
▪️ عینک قرمز (تحلیل شگفتی)
چگونه باید خود را برای رویدادها و رخدادهای شگفتیساز ممکن در آینده آماده سازیم؟
▪️ عینک سبز (ایجاد فرصت)
این تغییرات باعث چه فرصتها و تهدیدهایی در بازار، محصول، استراتژیها، فرآیندها و ساختارهای ما خواهد شد؟
▪️ عینک زرد (ایجاد دیدگاه)
تمایل داریم در ۵ تا ۱۰ سال آینده از منظر دیدگاه استراتژیک، شرکت ما چگونه به نظر برسد؟
▪️عینک بنفش (توسعه استراتژی)
برای تحقق بخشیدن به دیدگاه استراتژیکمان چگونه باید استراتژی خود را تدوین نماییم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸 تقریبا هیچ گروهی را نمیتوانیم پیدا کنیم که در آن اختلاف نظر وجود نداشته باشد. به همین دلیل، حل اختلافات گروهی، یکی از وظایف اصلی مدیران گروهها، از جمله مدیران بازاریابی و فروش است
🔹جیمز پترسون در کتاب خود به نام «چگونه مذاکرهکننده بهتری شویم»، سه راهکار زیر را برای حل اختلافات گروهی پیشنهاد میکند:
1️⃣ رایگیری
در این روش، که متداولترین روش حل اختلاف است، راهکارهای مختلف برای حل اختلاف به رای گذاشته میشوند و راهکاری که بیشترین رای را بیاورد، انتخاب میشود
🔹مشکل این روش این است که خیلی وقتها نمیتوانیم به این سوال مهم پاسخ بدهیم: تکلیف افرادی که در رایگیری شکست میخورند، چه میشود؟ در بسیاری از موارد، وقتی گروهی از افراد در رایگیری شکست میخورند، شروع به کارشکنی در اجرای راهکار منتخب میکنند. پس این تصور که رایگیری بهترین راه برای حل مشکلات و اختلافات داخل گروهی است، تصور درستی نیست
2️⃣ روش ترجیحی
در این روش، مدیر گروه با جلب موافقت همه اعضای گروه، بحث درباره راهکارهای مختلف را ادامه میدهد
🔹هر چند این روش زمانبر است، اما به این دلیل که اعضای گروه روی راهکار حل اختلاف به توافق رسیدهاند، در نتیجه، کمتر در مقابل آن مقاومت و کارشکنی میکنند. این روش برای رسیدن به توافق برای اختلافات اساسی، مثل انتخاب استراتژی اصلی بازاریابی شرکت، کاربرد دارد تا برای توافق روی اختلافات جزئی
3️⃣ روش تصمیمگیری پیوندی
در این روش، همه اعضای گروه، راهکارهای مدنظرشان را اولویتبندی میکنند. سپس میانگین اولویتبندی همه اعضای گروه گرفته و به عنوان راهکار نهایی انتخاب میشود
🔹این روش در حقیقت ترکیبی از روش رایگیری و روش ترجیحی است و بیشتر برای مسائل با اهمیت متوسط که زمان کافی برای بررسی آن را داریم، به کار برده میشود
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📕 از کتاب مدیران بزرگ قانون ها را می شکنند!
سه سوال کلیدی از ۲۰ نفر از مدیران بزرگ جهان که رهبری شرکتهای بزرگ سیلیکون ولی را برعهده دارند پرسیده شده و پاسخ آنها به این سوالات به این ترتیب است:
◀️ پرسش اول:
به عنوان یک مدیر کدام یک از موارد زیر را انتخاب میکنید:
فردی مستقل اما دارای روحیه تهاجمی که فروشی معادل ۲/ ۱ میلیون دلار را برای شرکت شما انجام داده، یا فردی که اهل کار تیمی و تعامل است اما نصف این فروش یعنی معادل ۶۰۰ هزار دلار را برای شما انجام داده است. لطفاً توضیح دهید، چرا؟
👈 پاسخ مدیران بزرگ: اغلب مدیران بزرگ اعلام کردند که فردی مستقل و دارای روحیه تهاجمی را به فرد حرف گوشکن با بهرهوری کمتر ترجیح میدهند، چرا که آن فرد مستقل دارای استعدادهای بیشتری است، اما مدیریت کردن او کاری دشوار است.
مدیران بزرگ میگویند هدف اصلی این نیست که افرادی را برگزینند که مدیریت آنها سادهتر باشد، بلکه بهدنبال یافتن افرادی با استعداد و توانمند در سطح جهانی هستند، حتی اگر افرادی بدقلق و دشوار به حساب آیند.
◀️ پرسش دوم:
کارمندی بسیار پربازده با بهرهوری بالا دارید که به طور دائم در انجام کاغذبازیها و امور دفتری دچار اشتباه میشود. شما برای افزایش بهرهوری چنین فردی چه کاری انجام میدهید؟
👈 پاسخ مدیران بزرگ: مدیران بزرگ تلاش میکنند به روشنی دریابند چرا و به چه علت چنین کارمندی در انجام کاغذبازیهای اداری دچار اشتباه میشود. شاید او در این زمینه، تازه کار و کمتجربه بوده که با کمی آموزش، بهتر شود.
اما اگر به این نتیجه برسند که دلیل این اشتباهات فقدان استعداد آن فرد در کاغذبازی است، باید به جای تلاش بیش از حد برای رفع این ضعف، در راستای تقویت نقاط قوت او گام برداشت و به این وسیله بر بهرهوری او افزود.
◀️ پرسش سوم:
شما دو مدیر دارید، یکی دارای بالاترین و بهترین استعدادهای لازم برای مدیریت است که تاکنون دیدهاید و دیگری، مدیری معمولی و متوسط است. شما باید یکی از این دو نفر را به عنوان مدیر یکی از دو منطقه زیرنظرتان انتخاب کنید:
یکی از مناطق منطقهای پر رونق و با عملکرد مطلوب در گذشته و دیگری منطقهای که دچار مشکل و چالشهای زیادی است. هیچ کدام از این دو منطقه تاکنون نتوانستهاند به طور کامل از پتانسیلهای موجود بهرهبرداری کامل کنند. شما مدیر برجسته و بسیار موفق را در کدام یک از این دو منطقه به کار خواهید گرفت؟ چرا؟
👈 پاسخ مدیران بزرگ: مدیر برتر و نخبه را در منطقه پر رونق و موفق به کار خواهند گرفت. مدیران بزرگ به درستی بر این مساله تاکید دارند که به کارگیری مدیر ضعیف در منطقه قویتر نه تنها دردی دوا نخواهد کرد، بلکه وضعیت آن بدتر خواهد شد.
اما در مورد منطقه ضعیفتر، مدیران بزرگ پیشنهاد میکنند بهتر است به جای بهکارگیری آن مدیر ضعیف یا متوسط، فرد دیگری با استعدادهای برتر شناسایی و انتخاب شود؛ چرا که در غیر این صورت، آن منطقه نخواهد توانست با مدیری معمولی و ضعیف از وضعیت نامطلوب خود خارج شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
توهم مدیریت به معنی باور کردن به وجود مدیریت و کنترل کامل بر موارد مختلف در یک سازمان، در حالی که در واقع این کنترل و مدیریت به صورت کامل وجود ندارد، است. به عبارت دیگر، توهم مدیریت به معنی وجود تصوری در ذهن افراد درباره اینکه همه چیز در یک سازمان به طور کامل کنترل شده و مدیریت میشود، بدون در نظر گرفتن واقعیت و عوامل خارجی است.
توهم مدیریت معمولاً در سازمانهای بزرگ و پیچیده، در حوزههای مختلف مانند اقتصاد، سیاست، ارتباطات و... مشاهده میشود. این توهم ممکن است باعث شود که مدیران، به دلیل باور در کنترل کامل، در تصمیمگیریهای خود بسیار جسورانه عمل کنند و از عوامل خارجی مانند بازار، رقبا و تحولات جدید صرف نظر کنند که میتواند به شدت بر سازمان تأثیر بگذارد. به علاوه، توهم مدیریت میتواند باعث ایجاد فاصله بین مدیران و کارکنان شود و ممکن است باعث ایجاد نارضایتی کارکنان و کاهش عملکرد سازمانی شود.
عوامل مختلفی میتوانند باعث ایجاد توهم مدیریت شوند. این عوامل شامل عدم شفافیت در اطلاعات، کاستیهای سیستمی و عدم شناخت واقعیتهای خارجی میشوند. همچنین، استفاده از فناوریهای مدیریتی نامناسب و عدم توجه به نیازهای کارکنان و مشتریان نیز میتواند باعث ایجاد توهم مدیریت شود.
برای جلوگیری از ایجاد توهم مدیریت، میتوان از روشهای مختلفی استفاده کرد. این روشها شامل افزایش شفافیت در اطلاعات، استفاده از فناوریهای مدیریتی بهینه، مشارکت کارکنان در تصمیمگیریهای سازمانی، توجه به نیازهای مشتریان و تحلیل دقیق واقعیتهای خارجی میشوند. همچنین، توجه به رشد شرکت، توسعه فردی و حرکت به سمت اهداف بلندمدت میتواند کمک کننده باشد.
در نهایت، مدیران باید به این نکته توجه داشته باشند که هیچ سازمانی کنترل کاملی بر تمام عوامل خارجی ندارد و همیشه باید با تغییرات و تحولات جدید سازگار باشدند. بنابراین، اصلاح تصورات نادرست در مورد مدیریت و توسعه فردی میتواند بهترین راهکار برای پیشگیری از ایجاد توهم مدیریت باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸واژه «گَسلایتینگ» (gaslighting)، برگرفته از فیلم سینمایی «گس-لایت» است. در این فیلم، شخصیت مرد داستان به نام گرگوری، همسرش پائولا را بارها متهم به فراموشی میکند تا حدی که از یک جایی به بعد، پائولا به حافظه خودش شک میکند و به مرز جنون میرسد. گسلایتینگ در واقع یک جور کنترل هدفمند افکار است که در محیط کار، باعث میشود قربانی نسبت به واقعیت یا توانمندیهای خود در انجام کارش تردید پیدا کند.
🔸در محیط کار، گسلایتینگ میتواند شکلهای مختلفی به خود بگیرد اما معمولا به این شکل آغاز میشود که مدیر (یا همکار)، عملکرد کارمندش را زیر سوال میبرد. نه یک بار یا دو بار، بلکه به طور مداوم و به شکلهای مختلف. این تلاشهای طولانیمدت باعث میشوند قربانی به مرور زمان، مهارتها و تواناییهایش را در برآوردن انتظارات زیر سوال ببرد.
🔸تشخیص گسلایتینگ در محیط کار سخت است بهخصوص اگر قربانی این رفتار باشی، در کارِ خود سنگ تمام گذاشته باشی و به همکارهایت اعتماد داشته باشی. در اینجا چند نشانه گسلایتینگ را مرور میکنیم. گام اول در جلوگیری از تاثیرگذاری این رفتارها، تشخیص اشکال مختلف گسلایتینگ در محل کار است.
▪️حذف اطلاعات
وقتی مدیر یا همکارتان، بارها فراموش میکند اطلاعات مهم را به شما بدهد یا عمدا آنها را نمیگوید، این میتواند نشانه گسلایتینگ باشد. بدون داشتن اطلاعات مهم نمیتوانید انتظارات را برآورده کنید. در چنین مواقعی بهتر است به آنها بگویید که اطلاعات ندارید و پس از آن برای دریافت اطلاعات به سایر منابع رجوع کنید.
▪️روایت عملکرد منفی
در این حالت، مدیر، بارها عملکرد، مهارتها یا توانایی شما را تحقیر میکند، حتی اگر واقعا با استعداد و پربازده باشید. کارمند میتواند با رد این ادعاها و ارائه اطلاعات عینی و ملموس، از خودش دفاع کند.
▪️نوسان انتظارات
اگر انتظارات مدیرتان مرتب در نوسان باشد و حتی اشارهای به این تغییرات نکند، برآورده کردن انتظارات برای کارمند، سخت میشود. برای غلبه بر این رفتار، میتوانید با او چک کنید که اگر تغییری ایجاد شده، در جریان باشید.
▪️بیاعتبارسازی
فرض کنید به مدیرتان گفتهاید «مطمئن نیستم چه انتظاراتی از من دارید» و او حالت تدافعی میگیرد، یا دیدگاه شما را به چالش میکشد یا بابت مطرح کردن این موضوع، در شما حس بد ایجاد میکند. چنین رفتارهایی میتوانند باعث شوند نسبت به احساساتتان، بیاعتماد شوید. برای غلبه بر این رفتار میتوانید از یک شخص سوم بخواهید که مکالماتتان را با مدیر مشاهده کند تا بتوانید تلاش او را برای بیاعتبارسازی خنثی کنید.
▪️محرومسازی
تعصب درونگروهی در محیط کار میتواند باعث محروم شدن کارمند از فرصتهای پیشرفت و قدردانی شود؛ کارمندی که اتفاقا قابل و توانمند است. مدیرانی که رفتارهای منزویکننده دارند معمولا ناتوانیهای «جعلی» قربانی را عامل این رفتارها مطرح میکنند. شناسایی این نوع سوگیری و تعصب در محیط کار و محرومسازی کارمند به این دلیل، به شما کمک میکند که به این نوع گسلایتینگ غلبه کنید.
منبع: Indeed
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت این است که برنامهریزی، تنها یک نوع دستهبندی ندارد، بلکه از جنبههای مختلفی میتوان آن را تقسیمبندی کرد. 4 روش معمول در طبقهبندی انواع برنامه ریزی عبارتند از:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸حاشیه و تنش در محل کار میتواند به شکلهای مختلفی مثل مشاجره و بحث مکرر یا رقابت ناسالم اتفاق بیفتد و به عملکرد سازمان آسیب بزند و محیط ناسالمی را برای کارمندان ایجاد کند.
وظیفه مدیران این است که سعی کنند با رفتارهای مناسب تا جای ممکن جلوی این اتفاقات را بگیرند. در اینجا به چند روش مقابله اشاره میشود.
▪️خودتان الگو باشید
از غیبت و حاشیه دوری کنید و روی صداقت، شفافیت و احترام تمرکز کنید. رفتار شما به عنوان مدیر نحوه برخورد دیگران را شکل میدهد؛ پس الگوی مثبتی برای تیم باشید.
▪️شیوهای برای حل مشکل تعریف کنید
به افراد نحوه مدیریت شرایط مختلف را آموزش دهید و مسیر حل مشکلات را مشخص کنید. ممکن است آنها متوجه مخرب بودن رفتار خود نباشند و بتوانید با آموزش به اصلاح رفتارشان کمک کنید.
▪️افراد را به گفتگوی رو در رو تشویق کنید
مشکلات را رو در رو و با حضور افراد درگیر با آن حل کنید. از قضاوت یک طرفه جلوگیری کنید و همیشه هر دو دیدگاه را بشنوید تا تصمیم گیری منصفانهتری داشته باشید.
▪️جلوی افراد مشکلساز را بگیرید
اگر فردی عمداً مشکل ایجاد کند ابتدا وارد حواشی او نشوید در صورت تکرار به او و دیگران یادآوری کنید که حرف و حدیث و حاشیه در محیط کار شما جایی ندارد.
▪️افراد با رفتار درست را تشویق کنید
از افرادی که در شرایط سخت رفتار مثبتی دارند به صورت عمومی قدردانی کنید تا الگوی دیگران شود. همچنین اگر خودتان اشتباهی کردید بپذیرید و عذرخواهی کنید تا این فرهنگ در محل کار جا بیفتد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
وقتی فردی در آستانه جدایی از سازمان یا بازنشستگی است، باید تاریخ دقیق خروج، نحوه انتقال کارها، و تسویهحسابهای مالی را در نظر بگیرد. درخواست خروج میتواند شفاهی یا کتبی باشد، اما بهتر است با جزئیات مشخص شود.
قبل از اطلاعرسانی به کارفرما، خواستههای خود را مشخص کنید، از جمله اینکه آیا میخواهید در فرآیند انتخاب جانشین نقش داشته باشید یا پس از خروج به عنوان مشاور همکاری کنید. مدت زمان اطلاعرسانی بسته به صنعت و موقعیت شغلی متفاوت است. در برخی مشاغل حساس مانند بانکداری، ممکن است پس از اعلام خروج فوراً از سازمان خارج شوید. در سطوح مدیریتی و مشاغل تخصصی، انتقال مسئولیتها پیچیدهتر است و اطلاعرسانی زودهنگام ضروری است.
مدیر مستقیم خود را ابتدا و به صورت شفاهی در جریان بگذارید. او میتواند در تنظیم شرایط خروج به شما کمک کند. از دور زدن مدیر و اطلاعرسانی مستقیم به منابع انسانی یا مدیران بالادستی خودداری کنید. آمادگی مواجهه با درخواستهای تغییر زمان خروج یا پیشنهادات جایگزین را داشته باشید.
هنگام اعلام خروج، باید آمادگی ترک سریع سازمان را داشته باشید، زیرا ممکن است مدیرتان بخواهد شما را فوراً جایگزین کند. اما اگر احتمال میدهید که سازمان از شما درخواست کند بیشتر بمانید، این موضوع را در زمان ارائه درخواست در نظر بگیرید. همچنین، در صورت نیاز به ماندن تا پایان یک پروژه یا دورهی حساس، زمان خروج خود را متناسب با آن تعیین کنید. پس از توافق با مدیر، پیشنویس استعفا را آماده کنید و قبل از ارسال، از او بخواهید آن را بررسی کند.
تا زمانی که نحوه خروج شما قطعی نشده است، موضوع را با همکاران در میان نگذارید. مدیرتان ممکن است توصیههایی درباره چگونگی بیان این موضوع برای سایر کارکنان داشته باشد تا از ایجاد نگرانی جلوگیری شود.
پس از مشخص شدن برنامه خروج، اطلاعات تماس همکاران را بگیرید و از کسانی که به شما کمک کردهاند تشکر کنید. اگر زمان کافی دارید، دستورالعملهایی برای جانشین خود تهیه کنید. همچنین، میتوانید یک کتابچه شامل پاسخ به سوالات پرتکرار تنظیم کنید تا روند کارها پس از خروج شما دچار مشکل نشود.
جدایی از سازمان یک فرآیند مهم است که نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. با رعایت این نکات، میتوانید انتقالی حرفهای، بیدردسر و محترمانه داشته باشید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸هاروارد بیزینس ریویو در مقالهای با عنوان «بازآفرینی مدیریت عملکرد» به تجربه نوین شرکت خدمات دلوئیت (مستقر در نیویورک با عمر ۱۷۰ ساله و درآمد سالیانه بیش از ۳۴ میلیارد دلار و بیش از ۲۱۰ هزار کارمند) پرداخته است؛ تیم هایی در سازمان دارای بهترین عملکرد هستند که رهبران آنها، با هر یک از اعضای تیم به صورت «حداقل هفتگی» نشستهای کوتاه بررسی (Check-in) برگزار کنند.
رهبران این تیمها در این ارتباطات فعالیتهای زیر را انجام میدهند:
1⃣ شفاف کردن انتظاراتی که از فرد طی هفته آتی دارند.
2⃣ تعیین و یا اصلاح اولویتهای کاری
3⃣ بازخورد دادن در مورد فعالیتهای هفتهی گذشته کارمند
4⃣ انتقال اطلاعات جدید و مفید در مورد پروژه به فرد
5⃣ هدایت و مربیگری دلسوزانه و نشان دادن راههای پیشرفت و بهبود عملکرد به فرد.
🔹مسئولان این شرکت تمامی رهبران تیمها را «موظف» به برگزاری «حداقل یک نشست کوتاه» (Check-in) با تیم خود در هر هفته کردهاند و معتقدند در غیر این صورت، ممکن است اولویت کارها فراموش شود و به جای اینکه مکالمهی رهبر و عضو تیم معطوف به آیندهی نزدیک گردد، به بحث در مورد چرایی عملکرد درگذشته توجه شود.
🔹علاوه بر این طبق بررسی کارشناسان این شرکت، هر اندازه که بسامد این نشستهای کوتاه بیشتر باشد، احتمال دلبسته شدن/ماندن فرد به سازمان افزایش خواهد یافت.
🔹در پایان این جمله نیز درسآموز است؛ جمله ای که به نظر میرسد در پاسخ به اعتراض یا دلخوری برخی از رهبران تیم ها (مبنی بر اینکه ما برای انجام فعالیتهای معمول خود نیز وقت نداریم، چرا کار دیگری برای ما میتراشید؟!) عنوان شده باشد: برای [سازمان] ما؛ این نشستهای بررسی و بازخورد، کاری اضافه بر کارهای رهبر تیم نیست؛ بلکه از مهمترین وظایف رهبر تیم، همین است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اصطلاح "Individualized Consideration" به توجه فردی و شخصی به هر عضو از تیم تحت رهبری اشاره دارد. این ویژگی از رهبری تحولی به معنای اهمیت دادن به نیازها، مهارتها، و توقعات هر فرد به صورت خاص و فردی است.
ویژگیهای "Individualized Consideration" شامل موارد زیر میشود:
1. ارتباط فردی: رهبران با ایجاد ارتباط فردی با اعضای تیم، سعی میکنند بهتر فهمیده و با توجه به نیازها و اهداف شخصی هر فرد، راهکارها و فرصتهای مناسبی ارائه دهند.
2. توسعه مهارتها و توانمندیها: رهبران تحولی به توسعه مهارتها و توانمندیهای هر فرد اهمیت میدهند. این شامل ارائه فرصتهای آموزشی، بازخورد مستمر، و ایجاد محیطی است که فرد بتواند بهترین نسخه از خود را نشان دهد.
3. پشتیبانی فردی در مسائل شغفآور: رهبران با تشویق اعضا به دنبال کردن مسائلی که برایشان جذاب و شغفآور است، سعی در افزایش انگیزه و اشتیاق هر فرد به کار دارند.
4. احترام به تفاوتها: رهبران تحولی از تفاوتها و تنوع در تجربیات، مهارتها، و شخصیتهای افراد استفاده میکنند و از این تفاوتها به عنوان یک منبع غنی برای تیم بهره میبرند.
5. توجه به نیازها و توقعات فردی: رهبران تحولی با گوش دادن به نیازها، توقعات، و اهداف فردی هر عضو، سعی میکنند برنامهها و استراتژیهایی را اجرا کنند که با اهداف شخصی هر فرد هماهنگ باشند.
در کل، "Individualized Consideration" به عنوان یک ویژگی کلان رهبری تحولی، نشاندهنده توجه به نیازها و ارتقاء فردی هر عضو از تیم است. این نوع توجه به افراد کمک میکند تا احساس ارتباط و تعهد به تیم داشته باشند و به بهبود عملکرد و خلاقیت در سازمان کمک کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شما به یک بازارچه فروش محصولات خانگی رفته اید. دو مغازه فروش مربا وجود دارد.
مغازه اول چهار مدل مربا دارد: مربای هویج، سیب و به و مربای آلبالو
مغازه دوم مرباها را ردیف کرده است. مربای هویچ، آلبالو، بهارنارنج، پرتقال، پرتقال-لیمو، سیب-نارنج و و و و ... (بیش از بیست مدل)
فکر می کنید مردم از کدام یک خرید بیشتری خواهند کرد؟ پژوهش های میدانی در این زمینه بارها انجام شده است و نتیجه این بود: افرادی که از مغازه اول خرید کردند به مراتب بیشتر از افرادی بودند که از دومی که اتفاقا تنوع محصولات بیشتری هم داشت خرید کردند.
این مساله در دنیای مدیریت استراتژيک، سرمایه گذاری و بازاریابی بسیار کلیدی است. بگذارید سه مثال دیگر بزنم.
زمانی می خواهید تصمیم گیری کنید که وارد حوزه بیمه گری شوید یا اینکه وارد حوزه معدن داری. اما زمانی هم ممکن است بین 40 رشته صنعتی مختلف باید دست به انتخاب بزنید. در حالت دوم، هم هزینه روانی شما بالا می رود هم زمان انتخاب افزایش پیدا می کند و هم اینکه احتمال اشتباه افزایش پیدا می کند.
می خواهید موبایل/خودرو/لب تاپ بخرید، وقتی تعداد گزینه ها زیاد است، پس از مدتی گشتوگذار احساس میکنند که دیگر مغز آنها کشش و توانایی تجزیهوتحلیل گزینهها را ندارد و در اغلب موارد به خرید همان مدل قبلی یا توصیه شده اکتفا میکنید.
یا مثلا می خواهید برای بیمه عمر و بازنشستگی تصمیم گیری کنید، اگر با تعداد خیلی زیادی گزینه نزدیک به هم روبرو باشید اصلا ممکن است تصمیم گیری را به تعویق بیاندازید.
1- تعدد گزینه ها، زمان بررسی را افزایش می دهد و مغز ما برای پردازش انرژی زیادی می طلبد.
2- مقایسه بین دو یا سه گزینه کاملاً متفاوت با یکدیگر کار بسیار سادهای است. اما زمانی که تعداد گزینهها افزایش پیدا میکند، تفاوت موجود بین گزینهها بسیار کاهش پیدا میکند.
3- وقتی ما گزینه های مختلف را می بینیم، علاقه پیدا می کنیم که گزینه کامل را پیدا کنیم. مثلا در سرمایه گذاری گزینه ای که هم نقدینگی پیوسته تولید کند، هم خوشنام باشد، هم کم ریسک باشد، هم پر استرس نباشد و هم درآمد بالا ایجاد کند، که البته تا آنجا که اطلاع داریم خداوند چنین گزینه ای را خلق نکرده است.
این مساله ای است که من به عنوان یک شهروند، پدر/مادر، کارمند، مدیر ارشد سازمان یا کشور حتی دبیر کل سازمان ملل با آن روبرو هستم. چه باید بکنم؟ سه پیشنهاد وجود دارد:
1- افسانه گزینه کامل را رها کنید. هیچ گزینه ای نیست که همه مختصات آن عالی باشد اگر هم باشد حتما هزینه بدست آوردنش بالاست بنابراین باز هم ناقص است. رها کردن این افسانه باعث می شود مغز شما یک نفس راحت بکشد.
2- قبل از اینکه در معرض گزینه های متعدد قرار بگیرید، اهداف و معیارهای خود را مشخص کنید. وقتی شما با معیارهای روشن به بازار مراجعه می کنید دست کم می دانید چه نمی خواهید!
3- از معیارهای قطعی برای حذف استفاده کنید. یعنی با استفاده از چند معیار روشن از لیست بلند گزینه ها، گزینه ها را حذف کنید و به لیست کوتاه برسید. اینگونه می توانید با تمرکز روی گزینه های کمتر و صرف زمان و انرژی کمتر، این کار را آسان تر و سریع تر انجام دهید. به عنوان مثال وقتی می دانید که برای خرید موبایل نمی خواهید بیشتر از 500 هزار تومان خرج کنید و همچنین باید دو سیم کارته باشد تعداد گزینه های شما از هزار تا به 5 گزینه تقلیل پیدا می کند.
تجربه نشان داده است که ما مجبوریم که تصمیم گیری کنیم. بنابراین از تصمیم گیری فرار نکنید. مغز انسان هر چه قدر بیشتر تصمیم گیری کند، پیچیده تر، توانمندتر و بهتر خواهد شد. از عضلات مغز خود کار بکشید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🟪 آیا هوش مصنوعی میتواند بهرهوری را افزایش دهد؟
هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر دادن دنیای کسبوکار است. این فناوری با ارائه ابزارهایی که توانایی تحلیل دادهها، پیشبینی روندها، و انجام وظایف پیچیده را دارند، به طور قابل توجهی بهرهوری را در سازمانها افزایش میدهد. اما چگونه؟
🔺اتوماسیون کارهای تکراری:
هوش مصنوعی میتواند بسیاری از وظایف تکراری و زمانبر را به صورت خودکار انجام دهد. از پردازش دادهها گرفته تا مدیریت ارتباطات، این فناوری به افراد امکان میدهد بر روی وظایف استراتژیک و خلاقانه تمرکز کنند.
🔺تحلیل دقیق دادهها:
با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادهها را تحلیل کرده و بینشهای کلیدی را استخراج کند. این امر تصمیمگیری را سریعتر و دقیقتر میکند.
🔺پیشبینی و بهینهسازی:
از طریق تحلیل دادههای گذشته و پیشبینی آینده، هوش مصنوعی میتواند فرآیندها و استراتژیها را بهینه کند. به عنوان مثال، پیشبینی تقاضا در بازار یا بهینهسازی زنجیره تامین میتواند باعث کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری شود.
🔺پشتیبانی مشتریان:
چتباتها و دستیارهای مجازی مجهز به هوش مصنوعی، به سازمانها کمک میکنند تا به صورت ۲۴/۷ پاسخگوی مشتریان باشند. این امر باعث افزایش رضایت مشتریان و کاهش بار کاری تیم پشتیبانی میشود.
◀️ هوش مصنوعی با کاهش زمان صرف شده برای وظایف تکراری، بهبود تصمیمگیریها و پیشبینی بهتر آینده، قطعاً میتواند بهرهوری را در سازمانها به شکل قابل توجهی افزایش دهد. با این حال، استفاده هوشمندانه از این فناوری و تطبیق آن با نیازهای سازمانی، کلید موفقیت در این مسیر است.
🤩 کانال مدیریت با MBA
📱 @MBAevent
هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر دادن دنیای کسبوکار است. این فناوری با ارائه ابزارهایی که توانایی تحلیل دادهها، پیشبینی روندها، و انجام وظایف پیچیده را دارند، به طور قابل توجهی بهرهوری را در سازمانها افزایش میدهد. اما چگونه؟
🔺اتوماسیون کارهای تکراری:
هوش مصنوعی میتواند بسیاری از وظایف تکراری و زمانبر را به صورت خودکار انجام دهد. از پردازش دادهها گرفته تا مدیریت ارتباطات، این فناوری به افراد امکان میدهد بر روی وظایف استراتژیک و خلاقانه تمرکز کنند.
🔺تحلیل دقیق دادهها:
با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین هوش مصنوعی میتواند حجم عظیمی از دادهها را تحلیل کرده و بینشهای کلیدی را استخراج کند. این امر تصمیمگیری را سریعتر و دقیقتر میکند.
🔺پیشبینی و بهینهسازی:
از طریق تحلیل دادههای گذشته و پیشبینی آینده، هوش مصنوعی میتواند فرآیندها و استراتژیها را بهینه کند. به عنوان مثال، پیشبینی تقاضا در بازار یا بهینهسازی زنجیره تامین میتواند باعث کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری شود.
🔺پشتیبانی مشتریان:
چتباتها و دستیارهای مجازی مجهز به هوش مصنوعی، به سازمانها کمک میکنند تا به صورت ۲۴/۷ پاسخگوی مشتریان باشند. این امر باعث افزایش رضایت مشتریان و کاهش بار کاری تیم پشتیبانی میشود.
◀️ هوش مصنوعی با کاهش زمان صرف شده برای وظایف تکراری، بهبود تصمیمگیریها و پیشبینی بهتر آینده، قطعاً میتواند بهرهوری را در سازمانها به شکل قابل توجهی افزایش دهد. با این حال، استفاده هوشمندانه از این فناوری و تطبیق آن با نیازهای سازمانی، کلید موفقیت در این مسیر است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM