الههء افسونگر
︐ دلتنگے را ضمیمهء چشمانِ بیقرارم میکنم تا سحرگاه هنگامي که بیدار میشوند نخست به چهرهء عطرآگینِ مملو از درخششت بنگرند و لبهایم برای بوسیدنِ پلكهای سنگینت بیتابے کنند. من بیماري تهي از احساسات بودم گویی به ماتے مرداب ك از ازل سرنوشتش مخدوش و تنها مریدان زندگیاش رنج و غم بودند، برای هزار و یك شب در آشیانهی تاریك و سرد خودم را محبوس نگه داشتم تا شاید زمانِ موعود فرا رسد و زین بساط فارغ شوم اما هرگز تصورش را نمیکردم که یك روزنه از پرتوء نورِ تو چنین گرمایی به من ببخشد که بخواهم تمام شبانهروز را به بالینت سجده کنم. یگانه الههء من، افسونِ طلسمِ محبت بهشتي تو شدم همانند اقیانوسے که از عشق لبریز میشود اما سیراب نه و چه بسا که میدانم آیندگان دربارهی من چه خواهند گفت:﹙مردي ك زیبایے را پرستید و روحش را به او فروخت.﹚
࣪ آنـائیلهـ ـیفدهفـوریه
دوهـ ـزاروبیسـتوچهار ࣪
الههء افسونگر
︐ دلتنگے را ضمیمهء چشمانِ بیقرارم میکنم تا سحرگاه هنگامي که بیدار میشوند نخست به چهرهء عطرآگینِ مملو از درخششت بنگرند و لبهایم برای بوسیدنِ پلكهای سنگینت بیتابے کنند. من بیماري تهي از احساسات بودم گویی به ماتے مرداب ك از ازل سرنوشتش مخدوش و تنها مریدان زندگیاش رنج و غم بودند، برای هزار و یك شب در آشیانهی تاریك و سرد خودم را محبوس نگه داشتم تا شاید زمانِ موعود فرا رسد و زین بساط فارغ شوم اما هرگز تصورش را نمیکردم که یك روزنه از پرتوء نورِ تو چنین گرمایی به من ببخشد که بخواهم تمام شبانهروز را به بالینت سجده کنم. یگانه الههء من، افسونِ طلسمِ محبت بهشتي تو شدم همانند اقیانوسے که از عشق لبریز میشود اما سیراب نه و چه بسا که میدانم آیندگان دربارهی من چه خواهند گفت:﹙مردي ك زیبایے را پرستید و روحش را به او فروخت.﹚
࣪ آنـائیلهـ ـیفدهفـوریه
دوهـ ـزاروبیسـتوچهار ࣪
1 106
︐ درود و صـبح بخیر عزیزانم! اقـیاٰنوس صحبت میکنه بعد از مـدتها سـکوت و در انزواٰیـے ك خودش نمیخواسـت و اما گرفـتارش شد. این یك اعـلامیهء کاملآ رسـمے برای تك تك شـما خوباٰنِ زندگـے بندهست چه دوستانِ قـدیمے و چه جـدیدے ك در خانهء بنده حـضور دارند، سـالهاست ك دورهـمي گرمِ کوچـکمان تبدیل به یك اقـیاٰنوس بزرگ شده و تمام اینها بخاطرِ لطـف شما و نفـس کشیدنِ من بودهست، امـیدوارم که در سالِ ۱۴۰۳ شمسـے زندگي روی خـوشے به همهء ما پارسـیاٰن نشان دهد و از دلِ سـردِ این خاکسـتر ققنوسے برای آزادے، شـادے و سلامـت زاده شود و روحهایمـان سـعادتِ دوباره پاك گشتـن در دامانِ مـاٰدرِ طبیعت را داشته باشد، سـال نو بر تمامے پـاكزادگاٰن مـبارك.
࣪ ولنـتاینیکـمفروردیـن
هـزاروچهــارصدوسـ ـه ࣪
ناامـید نباش و بخوان؛ و پس از انـدوههایمان همچون بهـاٰر زنده خواهیم شد، گویی که انگـار هرگز مـزهء تلخـے را نچـشیدهایم.
࣪ ولنـتاینیکـمفروردیـن
هـزاروچهــارصدوسـ ـه ࣪
Telegram
attach 📎
﹙𝟪﹚تولدِ زهره اثرِ ساندرو بوتیچلے متعلق به سالِ 𝟣𝟦𝟪𝟨 - 𝟣𝟦𝟪𝟦 میلادےست. این تابلو برای ویلا مدیچے در کاستلو ساخته شد و در حالِ حاضر در گالرےهای اوفیزے در فلورانس نگهدارے میشود. تولدِ زهره یکے از نمادینترین آثار رنسانسِ ایتالیا و فرهنگِ اومانیسمست. این اثر ورود الههء عشق و زیبایے را به جزیرهی قبرس یا سیتارا با دقتِ بیشترے به تصویر میکشد که این اسطوره در حالي که از کفِ دریا به وجود آمدهست مانند مرواریدے گرانبها بر روے صدفِ گوش ماهے ایستاده و به بیننده نگاه میکند. او توسطِ خداء باد زفیر و یك زن که احتمالا اورا یا پوره کلریسست به سمتِ جزیرهی قبرس راهنمایے و رانده میشود و زنِ جوانے که علما به عنوانِ یکے از فضلا و یا هوراے بهار معرفي کردهاند ك به احتمالِ زیاد نامِ این زن تالوست از او به ساحل استقبال میکند و ردایے برای پوشاندنِ بدن برهنهش به او پیشنهاد میکند. بوتیچلے از مدلهاء کلاسیك به عنوانِ مرجع برای ترکیب استفاده میکرد و زهره را به سبكِ مجسمههاء هلنیستے نقاشے کردهست. او برهنه روے دریچهء صدفے که نمادے از بارورےست میایستد و با یك دست سینهها و با دستِ دیگر شرمگاه خود را به شکلِ اغواگرانهای میپوشاند، جفتِ زفیروس و همراهے که در آغوشِ یکدیگر پرواز میکنند نیز نقلِ قولے از یك اثر باستانے، گوهرِ دوران هلنیستے متعلق به لورنزو دے مدیچےست.
࣪ 𝚻𝗁𝖾 𝚩𝗂𝗋𝗍𝗁 𝗈𝖿 𝛁𝖾𝗇𝗎𝗌
𝖲𝖺𝗇𝖽𝗋𝗈 𝚩𝗈𝗍𝗍𝗂𝖼𝖾𝗅𝗅𝗂 ࣪
࣪ 𝚻𝗁𝖾 𝚩𝗂𝗋𝗍𝗁 𝗈𝖿 𝛁𝖾𝗇𝗎𝗌
𝖲𝖺𝗇𝖽𝗋𝗈 𝚩𝗈𝗍𝗍𝗂𝖼𝖾𝗅𝗅𝗂 ࣪
⛦ Forward this message, which yaoi/bl character re u? ﹙link ٫ vpn﹚