فرجه چیست؟
همانطور که قبل از ذبح به گوسفند آب میدهند، به دانشجو هم قبل از امتحانات فرصتی میدهند تا برای خودش خوش باشد. دانشجو در ابتدای شروع فرجه کمیجزوهها را نگاه میکند و بعد از ناامیدی همچون فردی که بهش گفته اند تا دو ماه دیگر میمیری برو هر غلطی که میخواهی بکن، از هیچگونه لذتجویی (اعم از دیدن فیلمهای ندیده، خوابیدن در حد خواب زمستانی خرسها، انجام بازی کامپیوتری به صورت نان استاپ، عبور از مخاطب خاص و مخاطب قرار دادن عام و...) دریغ ننموده و خود را به درجه فنای فی الفرجه میرساند. بطور کلی میتوان گفت آن میزانی که دانشجویان ما در ایام فرجه لذتجویی میکنند، میلیاردر آمریکایی در وگاس نمیکند. ولی به نظرم همین که دانشجو در این ایام جلوی خودش را میگیرد و معتاد نمیشود جای تقدیر دارد.
شب امتحان چیست؟
شب امتحان از جمله شبهای معنوی است که موجب نزدیکی دانشجو با خداوند از طریق التماس و تضرع به درگاه الهی میشود. شب امتحان، شب آزاد شدن ظرفیتها و شکوفا شدن استعداد دانشجویان است. خیلی از این دانشجویان بعد از تجربه شب امتحان و مشاهده تواناییهای خود در زمینه تقلب نویسی مسیر زندگی شان عوض شد و الان دست کم 250 دانشجو داریم که توانسته اند رمان بینوایان را روی یک دانه برنج بنویسند و نام خود را در گینس به ثبت برسانند.
یکی دیگر از ویژگیهای شب امتحان این است که دانشجو به طرز عجیبی به هر چیزی غیر از درس علاقه پیدا میکند. در پاره ای از موارد دیده شده که دانشجو با کتاب باز در حالی که چشمانش را برای دقت بیشتر تنگ کرده به مستندِ تخمریزی دلقکماهیِ آب شور مینگرد. بعضیها که خیلی حالشان خراب است با 20:30 هم جذب میشوند. البته تقصیری ندارند. گاهی درسها آنقدر فشار میآورند که آدم برای فرار از آن به سخنرانی استاد الهی قمشهای هم چنگ میاندازد.
مراقب کیست؟
مراقب کسی است که در کودکی توجهات لازم به او نشده و غالبا در نقش تیر دروازه در گل کوچیک مورد استفاده قرار میگرفته. او از کودکی دوست داشت میتیکومان باشد تا همه به او احترام بگذارند و به محض بردن اسمش به خاک بیفتند. ولی از آنجایی که هر چه میدوید به جایی نمیرسید، بیشتر کاراکتر زمبه را در یادها تداعی میکرد. مراقب بعد از سپری کردن دوران کودکی به مرحله ای رسید که برای تیر دروازه شدن کمیبزرگ بود، به همین دلیل از او به عنوان گاز اشکآور برای متفرق کردن افراد استفاده میکردند. چون بنده خدا هر جا پا میگذاشت، میگفتند اه باز این پسره اومد و پراکنده میشدند. همه اینها باعث شده تا تمام عقدههای فروخورده مراقب در جلسه امتحان ظهور پیدا کند و مراقب همچون عقابی تیزبین دانشجویان را تحت نظر داشته باشد و خود را در حد ناظر سازمان ملل جدی بگیرد. وی معمولا با گفتن «ورقهات رو درست بگیر»، «گوشیتو بذار تو جیبت»، «میام پاره میکنما» و «دیگه وقتی نمونده» (به صورت کاذبانه!) سعی در ارضای روحی-روانی خود دارد. پس بیایید با مراقب مهربان باشیم، با او نجنگیم و به تهدیداتش احترام بگذاریم. باور کنید هرکس جای او بود با آن حجم از آسیبهای روحی تا الان قاتل زنجیرهای شده بود ولی او نجیبانه به شغل شریف کارمندی رضایت داده است.
استاد کیست؟
از آنجایی که دوستان در گوشی به بنده اشاره میکنند که دیگر جایی برای مطالب بقیه همکاران باقی نمانده به همین مقدار کفایت میکنم که استاد همان موجودی است که سر جلسه امتحان حاضر میشود و در حالی که لبخندی سادیستیک بر لب دارد با گفتن «اینا همه اش تو جزوه بود» و «از این ساده تر امکان نداشت» از عجز و خنگی دانشجویان لذت میبرد. سپس بالای سر دانشجویان مونث حاضر میشود و برای آنان توضیحاتی را با لبخند ارائه میدهد ولی تا پسرها از او میخواهند که یک لحظه بیاید قاطعانه میگوید «دیگه به هیچ سوالی جواب نمیدم» و با شور و انرژی کلاس را ترک میکند. همین خصیصه است که از او موجودی سهل و ممتنع میسازد. پس بیایید در کنار مراقب، استاد را هم درک کنیم.
همانطور که قبل از ذبح به گوسفند آب میدهند، به دانشجو هم قبل از امتحانات فرصتی میدهند تا برای خودش خوش باشد. دانشجو در ابتدای شروع فرجه کمیجزوهها را نگاه میکند و بعد از ناامیدی همچون فردی که بهش گفته اند تا دو ماه دیگر میمیری برو هر غلطی که میخواهی بکن، از هیچگونه لذتجویی (اعم از دیدن فیلمهای ندیده، خوابیدن در حد خواب زمستانی خرسها، انجام بازی کامپیوتری به صورت نان استاپ، عبور از مخاطب خاص و مخاطب قرار دادن عام و...) دریغ ننموده و خود را به درجه فنای فی الفرجه میرساند. بطور کلی میتوان گفت آن میزانی که دانشجویان ما در ایام فرجه لذتجویی میکنند، میلیاردر آمریکایی در وگاس نمیکند. ولی به نظرم همین که دانشجو در این ایام جلوی خودش را میگیرد و معتاد نمیشود جای تقدیر دارد.
شب امتحان چیست؟
شب امتحان از جمله شبهای معنوی است که موجب نزدیکی دانشجو با خداوند از طریق التماس و تضرع به درگاه الهی میشود. شب امتحان، شب آزاد شدن ظرفیتها و شکوفا شدن استعداد دانشجویان است. خیلی از این دانشجویان بعد از تجربه شب امتحان و مشاهده تواناییهای خود در زمینه تقلب نویسی مسیر زندگی شان عوض شد و الان دست کم 250 دانشجو داریم که توانسته اند رمان بینوایان را روی یک دانه برنج بنویسند و نام خود را در گینس به ثبت برسانند.
یکی دیگر از ویژگیهای شب امتحان این است که دانشجو به طرز عجیبی به هر چیزی غیر از درس علاقه پیدا میکند. در پاره ای از موارد دیده شده که دانشجو با کتاب باز در حالی که چشمانش را برای دقت بیشتر تنگ کرده به مستندِ تخمریزی دلقکماهیِ آب شور مینگرد. بعضیها که خیلی حالشان خراب است با 20:30 هم جذب میشوند. البته تقصیری ندارند. گاهی درسها آنقدر فشار میآورند که آدم برای فرار از آن به سخنرانی استاد الهی قمشهای هم چنگ میاندازد.
مراقب کیست؟
مراقب کسی است که در کودکی توجهات لازم به او نشده و غالبا در نقش تیر دروازه در گل کوچیک مورد استفاده قرار میگرفته. او از کودکی دوست داشت میتیکومان باشد تا همه به او احترام بگذارند و به محض بردن اسمش به خاک بیفتند. ولی از آنجایی که هر چه میدوید به جایی نمیرسید، بیشتر کاراکتر زمبه را در یادها تداعی میکرد. مراقب بعد از سپری کردن دوران کودکی به مرحله ای رسید که برای تیر دروازه شدن کمیبزرگ بود، به همین دلیل از او به عنوان گاز اشکآور برای متفرق کردن افراد استفاده میکردند. چون بنده خدا هر جا پا میگذاشت، میگفتند اه باز این پسره اومد و پراکنده میشدند. همه اینها باعث شده تا تمام عقدههای فروخورده مراقب در جلسه امتحان ظهور پیدا کند و مراقب همچون عقابی تیزبین دانشجویان را تحت نظر داشته باشد و خود را در حد ناظر سازمان ملل جدی بگیرد. وی معمولا با گفتن «ورقهات رو درست بگیر»، «گوشیتو بذار تو جیبت»، «میام پاره میکنما» و «دیگه وقتی نمونده» (به صورت کاذبانه!) سعی در ارضای روحی-روانی خود دارد. پس بیایید با مراقب مهربان باشیم، با او نجنگیم و به تهدیداتش احترام بگذاریم. باور کنید هرکس جای او بود با آن حجم از آسیبهای روحی تا الان قاتل زنجیرهای شده بود ولی او نجیبانه به شغل شریف کارمندی رضایت داده است.
استاد کیست؟
از آنجایی که دوستان در گوشی به بنده اشاره میکنند که دیگر جایی برای مطالب بقیه همکاران باقی نمانده به همین مقدار کفایت میکنم که استاد همان موجودی است که سر جلسه امتحان حاضر میشود و در حالی که لبخندی سادیستیک بر لب دارد با گفتن «اینا همه اش تو جزوه بود» و «از این ساده تر امکان نداشت» از عجز و خنگی دانشجویان لذت میبرد. سپس بالای سر دانشجویان مونث حاضر میشود و برای آنان توضیحاتی را با لبخند ارائه میدهد ولی تا پسرها از او میخواهند که یک لحظه بیاید قاطعانه میگوید «دیگه به هیچ سوالی جواب نمیدم» و با شور و انرژی کلاس را ترک میکند. همین خصیصه است که از او موجودی سهل و ممتنع میسازد. پس بیایید در کنار مراقب، استاد را هم درک کنیم.
ای احمدیان به نام احمد صلوات هر دم به هزار ساعت از دم صلوات از نور محمدی دلم مسرورست پیوسته بگو تو بر محمد صلوات اللهم صلی علی محمد و آل محمد
🌹📿🎁🎊🎉پيشاپيش ولادت نبي اکرم به شماتبريک عرض مي نمايم🌹🎊🎁📿🌹
🌹📿🎁🎊🎉پيشاپيش ولادت نبي اکرم به شماتبريک عرض مي نمايم🌹🎊🎁📿🌹
🌧🌧☔️☔️⛈⛈☔️☔️
زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم راشست
و صدایم را برد
وچه زیباست
هم آغوش شدن
با اشکی که زچشمان
جهان می ریزد...
زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم راشست
و صدایم را برد
وچه زیباست
هم آغوش شدن
با اشکی که زچشمان
جهان می ریزد...
بنام حضرت دوست...
اطرافم پر دوست
دوستانم،گهري بي همتا
امروز روزمهرخدا...
به درودی دل خود گرم كنيم.
و چه زيباست، كنار ياران،
خنده بر صبح زدن
زندگي را به صعود و به خوشي چسب زدن
تا كه باشيد شما
زندگي بستر امنيت و اظهار خوشيست
پس كنارهم باشيد،
چون كه يک دست ندارد آوا
سلام.
صبحتون بخير
صبحتون نيکو
صبحتون زیبا
صبحتون پر نشاط
صبحتون پر امید
صبحتون پر برکت
صبحتون پر انرژی
روزگارتان بانشاط
صبحتون بخیر
دلتون شاد
لبتون.خندون
تنور دلتون همیشه گرم
اطرافم پر دوست
دوستانم،گهري بي همتا
امروز روزمهرخدا...
به درودی دل خود گرم كنيم.
و چه زيباست، كنار ياران،
خنده بر صبح زدن
زندگي را به صعود و به خوشي چسب زدن
تا كه باشيد شما
زندگي بستر امنيت و اظهار خوشيست
پس كنارهم باشيد،
چون كه يک دست ندارد آوا
سلام.
صبحتون بخير
صبحتون نيکو
صبحتون زیبا
صبحتون پر نشاط
صبحتون پر امید
صبحتون پر برکت
صبحتون پر انرژی
روزگارتان بانشاط
صبحتون بخیر
دلتون شاد
لبتون.خندون
تنور دلتون همیشه گرم
🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷
اگر از غمهایت روزی صد بار مشتق بگیری
از اضطرابهایت ریشه nام بگیری
واز ترسهایت بی نهایت حد بگیری
آنگاه خواهی دید که مجموع غمهایت به صفر میل میکند
وlimامید در قلبت بی نهایت میشود
اگر نتوانستی بر مصائب چیره شوی
میتوانی به تعداد دلخواه از هوپیتال استفاده کنی
اگر از آنها حد گرفتی و حد آن مبهم شد
با استفاده از هم ارزی می توان آنرا رفهع ابهام کنی
اگر در اندیشه ات نسبت به مسئله کاملی مزاحم احساس کردی
اندیشه ات را به جز صحیح ببر
تا ناخالصی های ذهنت را ببرد
وذهنی بدون تشویش به تو تحویل دهد.
اندیشه ات را میان شادی ها قرار بده
تا بنا به قضیه ی قشارروح تو نیز به شادی مطلق برسد
اگر در جزئی از زندگی ات ناپیوستگی احساس کردی
می توان آنرا به نا پیوستگی رفع شدنی برطرف کنی
پس برای مشاهده موفقیت هایت میتوان مجموع شادیهایت را با استفاده از انتگرال محاسبه کنی
میتوان از شادی وامید زندگی دنبالهای بسازی که حد آن همگرا به زندگی روشنی باشد
واگر در این طریق به راستی ایمانت شک کردی نا درستی ان شک ها را با برهان خلف نقص کن
عوامل منفی شخصیت را به زیر قدر مطلق ببر بگذار تا به تو شخصیت مثبت دهد
از روحت انتگرال بگیر بگذار روح تو مانند مجموعه ای باشد که بالاترین کران آن خدا باشد.....
اگر از غمهایت روزی صد بار مشتق بگیری
از اضطرابهایت ریشه nام بگیری
واز ترسهایت بی نهایت حد بگیری
آنگاه خواهی دید که مجموع غمهایت به صفر میل میکند
وlimامید در قلبت بی نهایت میشود
اگر نتوانستی بر مصائب چیره شوی
میتوانی به تعداد دلخواه از هوپیتال استفاده کنی
اگر از آنها حد گرفتی و حد آن مبهم شد
با استفاده از هم ارزی می توان آنرا رفهع ابهام کنی
اگر در اندیشه ات نسبت به مسئله کاملی مزاحم احساس کردی
اندیشه ات را به جز صحیح ببر
تا ناخالصی های ذهنت را ببرد
وذهنی بدون تشویش به تو تحویل دهد.
اندیشه ات را میان شادی ها قرار بده
تا بنا به قضیه ی قشارروح تو نیز به شادی مطلق برسد
اگر در جزئی از زندگی ات ناپیوستگی احساس کردی
می توان آنرا به نا پیوستگی رفع شدنی برطرف کنی
پس برای مشاهده موفقیت هایت میتوان مجموع شادیهایت را با استفاده از انتگرال محاسبه کنی
میتوان از شادی وامید زندگی دنبالهای بسازی که حد آن همگرا به زندگی روشنی باشد
واگر در این طریق به راستی ایمانت شک کردی نا درستی ان شک ها را با برهان خلف نقص کن
عوامل منفی شخصیت را به زیر قدر مطلق ببر بگذار تا به تو شخصیت مثبت دهد
از روحت انتگرال بگیر بگذار روح تو مانند مجموعه ای باشد که بالاترین کران آن خدا باشد.....
ادبیــــــــــاٺ ذهــــــــــڹ خود را
ٺغییر دهیــــــــــد.
مشڪــــــــــلاٺ وقٺــــــــــے نامشــــــــــاڹ
بہ مســــــــــائل ٺغییر ڪــــــــــند
یعنے قــــــــــابل حــــــــــل هسٺند...
ذهنٺاڹ آرام...
ٺغییر دهیــــــــــد.
مشڪــــــــــلاٺ وقٺــــــــــے نامشــــــــــاڹ
بہ مســــــــــائل ٺغییر ڪــــــــــند
یعنے قــــــــــابل حــــــــــل هسٺند...
ذهنٺاڹ آرام...
