گروه ریاضی دانشگاه جندی شاپور دزفول – Telegram
گروه ریاضی دانشگاه جندی شاپور دزفول
623 subscribers
1.09K photos
204 videos
392 files
390 links
گروه ریاضی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول
@Math_jsu

ارتباط با ادمین:

@ealia_1442
@sahartaheri02


آدرس 📷 اینستاگرام:
instagram.com/Math_jsu
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ماهی فوق شگفت انگیز تمام باورهای بشر را به چالش می کشد!

اگر این کلیپ توجهتون جلب نکنه، هیچ چیز دیگه توو دنیا توجهتون جلب نمیکنه! نشر دهید..👌

@Sarzamin058 | @LalaLand058
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عکس العمل ژاپنی ها به تصادف داخل تونل..

فرهنگ را رفتار انسان ها می سازد، نه جعرافیا..👌

@Sarzamin058 | @LalaLand058
سلام، يكي از دانشجويان اينو براي من فرستاده و پرسيده اشكالش كجاست؟
هر كس جواب درستو تا جمعه بفرسته تو يكي از درسا يك نمره از من ميگيره، جمعه جوابو تو گروه ميزنم👇👇
با سلام و عرض تسليت تاسوعاي حسيني
در مورد جواب معماي رياضي خيلي از دوستان جواب دادن و مشكل رو در ساده كردن ٠ با ٠ در تساوي چهارم عنوان كردن كه جواب ناقصي هست.
این مطلب دو تا اشکال داره. اشکال دومش رو به درستی دوستان اشاره کردن و اونم اینه که نمیشه که صفر رو از صورت و مخرج ساده کرد، در حقیقت این یک عمل جبری مجاز نیست!
ولی اشکال اولش ایرادی به مراتب اساسی تره. این که ما فکر کنیم یک شیء مثل 0/0 رو میشه به عنوان عدد در نظر گرفت مثل اینه که از یک لنگه کفش رادیکال بگیریم!!! 0/0 رو به هیچ عنوان نباید عدد یا حتی پارامتر ریاضی حساب کرد( منظورم از پارامتر چیزی مثل x و y هست). بنابراین اولین ایراد نه در تساوی چهارم( ساده کردن ۰ با ۰) بلکه در اولین تساوی رخ میده و فقط يكي از دوستان بهش اشاره كردن.
ببخشید که مطلب طولانی شد. یا حق
‍ مدال فيلدز(Fields Medal) يك جايزه‌ي ممتاز براي دو، سه يا چهار رياضي دان زير چهل سال است كه هر چهار سال يك بار از طرف اتحاديه ي بين‌المللي رياضيات(IMU) اهدا مي‌شود. اهداي اين مدال توسط رياضي‌دان كانادايي "جان چارلز فيلدز" بنيان نهاده شد و اولين بار در سال 1936 به دو رياضي دان اهدا شد و از سال 1950 تا كنون ،به طور منظم اهدا شده است .
در اعتبار اين مدال ،همين بس كه براي رياضي‌دان ها مانند جايزه‌ي نوبل براي علوم ديگر است. البته مدال فيلدز را به هيچ وجه نمي‌توان با جايزه‌ي نوبل مقايسه كرد. چون جايزه ي نوبل هر سال اهدا مي شود و داراي محدوديت سني نمي باشد و مقدار جايزه ي نقدي آن در حال حاضر كمي بيش از 4/1 ميليون دلار آمريكا است .
اين مدال معمولاً به كساني اهدا مي‌شود كه كار خارق العاده و چشمگيري در رياضيات ارائه مي كنند .
جوايز ديگري هم در رياضيات وجود دارند مانند:جايزه‌ي ولف(Wolf Prize) و جايزه‌ي آبل(Abel Prize) .
@Math_jsu
حکایتی درباره یکی از ریاضیدان های مشهور:


می گویند روزی قرار بود که ریاضیدان مشهوری در حضور جمع تحصیلکرده ای سخنرانی کند.

او در شروع صحبت یک عبارت ریاضی روی تخته نوشت و گفت: "در واقع این عبارت بدیهی است".

ریاضیدان دوباره به عبارت نوشته شده نگاه کرد و گفت: "حداقل من فکر میکنم که بدیهی است ". اما همچنان که شک او قوی تر میشد گفت: "ببخشید" و کاغذ و مدادی برداشت و سالن سخنرانی را ترک کرد.

بعد از بیست دقیقه او خندان به سالن بازگشت و پیروزمندانه گفت: "بله حضار محترم، این عبارت بدیهی است !"😊😊😎😄
@Math_jsu
جبر هانگرفورد.pdf
20.4 MB
کتاب جبر هانگرفورد
منبع درس قضایای سیلو و گالوا
@Math_jsu
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم شاید دلتون بخواد بدونید دقیقا اختلاس یعنی چی؟
نظریه_تحلیلی_اعداد_تام_آپوستل_جلد.pdf
10 MB
ترجمه فارسی کتاب نظریه تحلیلی اعداد آپوستل
منبع درس نظریه اعداد
@Math_jsu
با سلام خدمت دوستان
قابل توجه دوستانی که هنوز اطلاع از جابجایی های اخیر در دانشگاه ندارند : تمامی دفاتر اساتید گروه ریاضی و مدیر گروه به طبقه اخر ساختمان دانشجو (بالای سایت) انتقال پیدا کرده است.همچنین دفتر آقای فرزاد مسئول آموزش به طبقه اول همین ساختمان و دفتر مدیریت کلاس ها آقای تقربی طبقه دوم قرار دارد.
@Math_jsu
یادداشتی منتشر شده در روزنامه ی همشهری به قلم استاد اسماعیل امینی روزنامه نگار و عضو کمپین مبارزه با نشر جعلیات👇👇👇👇👇

حکمت جعلی و مشتریان رمّالان و فالگیران


حکمت جعلی، جملاتی است که به نظر می‌آید اندیشۀ عمیقی را بیان می‌کند. گاهی به نثر و گاهی به نظم.

این گونه نوشته‌ها شبیه جملات بزرگان است اما، ساختگی است و بیش از آن که حرف تازه‌ای رابیان کند، چیزهایی را می‌گوید که دل خواننده را خوش کند به نحوی که خواننده تصور کند تصورات و اندیشه‌هایی که او در ذهنش داشته، چه قدر شبیه این حرف‌هاست. مثل رمال‌ها و فالگیرها که حرف‌ تازه‌ای برای گفتن ندارند و فقط بلدند باب دل مشتری حرف بزنند. مثلا به عروس‌های جوان می‌گویند کسی قدر هنر وسلیقۀ تو را نمی‌داند غیر از مادر مهربانت. یک نفر از اطرافیانت هست که به تو حسودی می‌کند، احتمالاً زنی جوان است که روی صورتش خال دارد.

عروس بی‌نوا هم با این حرف‌ها احساس می‌کند که فالگیر، حرف دل او را زده است .

اگربه شعرها و نوشته‌هایی که بیانگر حکمت جعلی هستند نگاه کنید بسادگی می‌توانید، تشخیص بدهید که هر کدام از آن‌ها برای چه نوع سلیقه‌ای نوشته شده است. برخی از مخاطبان پرشمار این نوع آثار، عبارتند از:

- پیرانِ پر حوصله‌ای که به یاد گذشتۀ طلایی، آه می‌کشند و به جوانان می‌گویند که زمان آن‌ها با پولی که امروز یک جفت کفش می‌خرید، می‌توانستی یک خانۀ صد متری بخری. یعنی کسانی که در تونل زمان زندگی می‌کنند.

- جوانان و نوجوانانی که تجربۀ دوستی‌ها و دلدادگی‌های ناخوشایند داشته‌اند و سرخورده‌اند و دوست دارند به زمین و زمان و عشق و عاشق و به ویژه به معشوق، فحش بدهند.

- تازه به دوران رسیده‌هایی که پول و ماشین گران قیمت و لباس خارجی دارند و بعضی‌شان حتی تحصیلات دانشگاهی دارند، دکتر و مهندس و مدیر کل و استاد دانشگاه هستند اما اهل مطالعه نیستند. پس تلاش می‌کنند که فقرمطالعه و دانش عمومی خود را به نحوی، جبران کنند. آن‌ها از فلسفه و عرفان و شعر حرف می‌زنند؛ از فردوسی و مولوی و حافظ و نیما و فروغ و شاملو حرف می‌زنند. پس باید از این بزرگان چیزی خوانده باشند. تهیه کنندگان حکمت جعلی، لقمۀ آمادۀ مورد نیاز این جماعت را با شعرهای سطحی و ساده لوحانه، تدارک دیده‌اند. و به راحتی زیر این شعرهای سطحی می‌نویسند: شاهکاری از مولوی! حتما بخوانید. شعری جنجالی از سیمین بهبهانی که به خاطر آن نام سیمین از فهرست شاعران معاصر سانسور شد! شعری جدید و بسیار زیبا از فروغ فرخزاد!

مثلاً یکی از شاهکارهای تازه یافتۀ فردوسی!!  که در هیچ نسخه‌ای از شاهنامۀ او نیست و به قلم فردوسی‌های جعلی معاصر، اخیراً نوشته شده است این سطرهای سست و ناتندرست است:

چـــــو ناکس به ده کدخــــــدایی کند
کشـــــاورز بایـــــد گدایـــــی کنـــــد

به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم
کجـــــا این سر انجــــام بد داشتیم

بســـــوزد در آتش گرت جـــــان و تـن
بـــــه از زندگی کـــــردن و زیستـــن

اگـــــر مایه زندگی بنــــــــدگی است
دو صد بار مردن به از زنــدگی است

بیـــــا تا بکوشیـــــم و جنگ آوریـــــم
بـــــرون سر از این بار ننـــــگ آوریـم



اسماعیل امینی
@jaliyat
@jaliyat
نورس‌کوت پارکینسون، مورخ و نویسنده انگلیسی در سال ۱۹۵۷ «اصل پیش‌پاافتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد. او متوجه شد مردم به موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی بیشتر از موضوعات تخصصی می‌دهند. نظریه‌ی پارکینسون بر اساس مشاهداتش از کمیته مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود. ماجرا از این قرار بود افراد کمیته اکثر وقت جلسات را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش‌پا افتاده و غیرمهم، ولی قابل فهم برای عوام کرده بودند. مثلاً مدت طولانی را صرف بحث درباره‌ی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخه‌ی کارمندان کرده بودند، در حالی‌که به موضوعاتی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خود نیروگاه اتمی کم‌توجهی می‌شد؛ موضوعی که بسیار مهم‌تر و پیچیده‌تر بوده، و بررسی آن دشوارتر و تخصصی‌تر بود.

او نشان داد که زمانی‌که صرف هر موضوع مرتبط با طرح می‌شد، نسبت معکوس با میزان بودجه‌اش داشت. درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲.۵ دقیقه گفتگو تصمیم‌گیری شد، اما کمیته روی پارکینگ دوچرخه‌ ۴۵ دقیقه بحث کرد تا میان پارکینگ «بهتر و راحت‌تر» یا «ساده‌تر و ارزان‌تر» تصمیم بگیرد، حال آنکه فرق دو حالت حدود ۵۰ پوند بود.

یک راکتور بقدری پیچیده و گران‌قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست و تخصصی در مورد ساختار و تجهیزات آن ندارد، لذا به راحتی با جمع کنار می‌آید و برای اینکه احمق به نظر نرسد سکوت می‌کند. اما همه می‌توانند یک پارکینگ دوچرخه ارزان و ساده را در ذهنشان مجسم کنند و هرکسی می‌تواند یکی از آنها بسازد. در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و درتصمیم‌سازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم‌اهمیت شده و برنامه‌ریزی برای این موضوع ساده منجر به بحث‌های چرند بی‌پایان می‌شود و هرکسی می‌خواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم‌گیری کلان نشان دهد.

اصطلاح «ساختن پارکینگ دوچرخه» استعاره از بحث‌های بی‌اهمیتی است که منجر به مذاکرات گسترده می‌شوند، پای مردم و رسانه‌ها را به میان می‌کشند و باعث غفلت از موارد مهم و اصلی می‌شوند، چرا که برای گفتگوی بی‌خاصیت طولانی در مورد موضوعات پیش‌پاافتاده مدرک و تخصص خاصی نیاز نیست و می‌توان تا پایان دنیا در مورد آن بحث کرد.

این اصل و قانون آنجایی توسط سیاست‌مداران استفاده می‌شود که موضوعات مهم و تخصصی و تکنیکی را به راحتی و به سرعت با رای مردم یا نمایندگان آنها به تصویب می‌رسانند و می‌توانند هر مقدار بودجه که اراده‌ کنند گرفته و هر چقدر بخواهند تحویل آن را عقب بیاندازند. در عوض به مردم موضوعاتی پیش پا افتاده و چرند بدهند و افکار عمومی را به آن مشغول کنند.
💢 ٢٥ اكتبر سالروز تولد اورایست گالوا

@Math_jsu

👇👇👇👇
💢 اورایست گالوا ریاضيدان انقلابی فرانسوی بود. گالوا از پیشگامان مطالعه نظریه گروهها است؛ و با کارهای او بود که نقطه عطفی در جبر ایجاد شد و محاسبات اهمیت خود را از دست دادند و به جای آنها مفاهیم و ساختارهایی همانند گروه حلقه و میدان اهمیت پیدا کردند.

از دستاوردهای مهم نظریه گالوا حل چند مسئلهٔ مشهور بود که از زمانهای دور مطرح بودند. یکی از آنها اثبات این مطلب است که حل جبری کلی (به کمک رادیکال‌ها) برای چندجمله‌ای‌های درجه ۵ و بالاتر وجود ندارد. همین‌طور مسئله‌های کهن تثلیث زاویه و تربیع دایره نیز با کمک نظریات گالوا حل شدند

گالوا در تاریخ ۲۸ اکتبر ۱۸۱۱ م. در پاریس متولد شد. در ۱۴ یا ۱۵ سالگی به جای انجام دادن تکالیف عادی دبیرستان اوقات خود را صرف مطالعه در هندسه لژاندر و آثار بزرگ لاگرانژ و اکتشافات آبل می‌نمود.

وی پس از عدم موفقیت در امتحان ورودی مدرسه پلی تکنیک و همچنین رانده شدن از دانشسرای عالی و مخصوصاً به سبب آشنا نبودن با دانشمندان مشهور وارد مبارزات سیاسی شد او جمهوری خواهی تندرو بود و عقیده داشت:

من برای دانشمند شدن چیزی کم دارم و بنابراین قلب من آرزویی دارد که مغز من قادر به انجام دادن آن نیست.

گالوا پس از چند ماه زندانی شدن آزاد شد؛ ولی درحالی که فقط چند روز بیش از بیست سال و هفت ماه داشت در یک دوئل به خاطر یک دختر مجروح و کشته شد. برخی بر این عقیده‌اند که دشمنان سیاسی گالوا به وسیلهٔ آن زن او را به دام انداختند و در نهایت مسألهٔ شرافت را بهانه کردند و گالوا را به دوئلی کشاندند که نتیجه‌اش از پیش مشخص بود.

شب قبل از آن دوئل مرگ آفرین، نامه ای به دوستش «ژوزف لیویل» می نویسد و در آن، ناگفته ها و یافته های ریاضی اش را به اختصار شرح می دهد و از او می خواهد تا توجّه جهان ریاضی را به اهمیّت کارهایش جلب کند. او حتّی در این نامه از ژاکوبی یا گاوس درخواست می کند که نظرشان را نه درمورد اهمیّت این قضایا، بلکه در مورد اهمیّت آنها، بیان کنند.
جمله معروف «من وقت ندارم» را گالوا در یک یادداشت حاشیه ای، احتمالاً در شب قبل از دوئل، در ارتباط با برهان گزاره دوّم خود که گفته است نیاز به تکمیل شدن دارد، نوشته است. چون دیگر وقت کافی برای تکمیل آن برهان نداشت. گرچه در ابتدا، اثباتش غلط به نظر می رسد.
او درباره دوئلی که فردای آن شب جان او راگرفت نیز می نویسد : «من قربانی یک زن عشوه گر گمنام شده ام... این یک نزاع اسف بار است که جان مرا می ستاند ... آه! چرا باید برای یک چیز بی ارزش بمیرم»
سرانجام، دوئل در 25 قدمی صورت گرفت. تیر به شکم گالوای بدشانس خورد و به زمین افتاد. ساعت ها در آنجا ماند تا آنکه دهقانی که از آنجا عبور می کرد، او را به بیمارستان برد. گالوا روز بعد، یعنی 31 مه 1832در سنّ 20 سالگی فوت کرد و در بخش عمومی قبرستان مونت پارناس به خاک سپرده شد.
14 سال پس از مرگ گالوا یعنی در سال 1846، طرفداران اندکش موفق شدند مخاطبینی برای کارهایش پیدا کنند و به عمق کشفیات او تا حدودی دست یابند. قسمتی از نوشته هایش توسط ژوزف لیویل در مجله ریاضیات به چاپ رسید.
لیویل در اطلاعیه پیش از چاپ کارهای گالوا، وقتی که فهمیده بود روش های گالوا درست بوده اند و می توان قضیه هایش را با دقّت زیاد اثبات کرد، از آن به عنوان «یک لذّت جاوید در زندگی اش» یاد می کنند. پس از آن، شناسایی و درک اهمیّت فراوان کارهایش به سرعت آغاز و احترام به گالوا بیشتر شد. شهرت گالوا 14 سال پس از مرگش آغاز شد. به طوری که در حال حاضر یکی از بزرگترین ریاضیدانان خلاّق تمام عصرها به شمار می آید.
@Math_jsu
با سلام
امتحان میانترم درس توابع مختلط روز چهارشنبه 1 ام آذر از سه فصل اول کتاب توابع مختلط چرچیل می باشد.
Forwarded from MBA
□■برگزاری همایش بزرگ #کارآفرینی با سخنرانی ریاست محترم دانشگاه #صنعتی_جندی_شاپور و سفیر کارآفرینی دانشگاه #صنعتی_شریف و با حضور جمعی از کارآفرینان برتر و مسولین منطقه...
○●به همراه کارگاه ویژه پرسش و پاسخ با سفیر دانشگاه #شریف پس از اتمام همایش

□■ به زودی...

🆔 t.me/MBAteam_ir
عمو پترس و انگاره گلدباخ.pdf
6 MB
کتابی کمیاب و عالی پیشنهاد میکنم دانلود کنید و مطالعه بکنید👌
👍1