Forwarded from Ending
خیلی جالبه که اورثینک میکنم تا به یه نتیجهای برسم، ولی چون اورثینک کردم، به نتایج زیادی میرسم. بعد نمیتونم به نتیجه برسم که کدوم نتیجه درسته.
از اول که داریمش قدر نمیدونیم.
بعضی وقتا آدم باید از دست بده تا قدر داشتن رو بدونه.
بعضی وقتا آدم باید از دست بده تا قدر داشتن رو بدونه.
بهم همیشه میگه چرا مدام اینقدر توو فکری؟
من اندازه یه کتاب سیصد صفحهای دلیل برای جوابش دارم، اما فقط لبخند میزنم و میگم هیچی همینجوری!
و اون با یه نگاه مهربون بهم میگه درست میشه خیلی فکرشو نکن و یکی میزنه به شونم و میره.
ولی اون نگاه و حرف جادویی بود. حس میکردم که درک شدم و خب هنوزم بهش فکر میکنم.
من اندازه یه کتاب سیصد صفحهای دلیل برای جوابش دارم، اما فقط لبخند میزنم و میگم هیچی همینجوری!
و اون با یه نگاه مهربون بهم میگه درست میشه خیلی فکرشو نکن و یکی میزنه به شونم و میره.
ولی اون نگاه و حرف جادویی بود. حس میکردم که درک شدم و خب هنوزم بهش فکر میکنم.
Forwarded from Nina
یک چیزی دربارهی صحبتهای عمیق وجود داره که وجودشون آدما رو بهم نزدیکتر میکنه. صحبتای فلسفی منظورم نیستا. حرفایی که به ظاهر سادهن ولی همون لحظه میفهمی که بعدا قراره کلی بهشون فکر کنی. میفهمی که بعد گفتن و شنیدنشون قراره خودتتر باشی پیش طرف مقابلت. حتی اگه شوخی قاطیش باشه. یک چیزی دربارهی صحبتهای عمیق وجود داره که خیلی خالص و نایابه.
Forwarded from اینجا.
آدم میخواد بعضی وقتا یسری چیزا رو فقط و فقط به خودش ثابت کنه. همین.
Forwarded from -Memories- (Leilaa)
شاید لازم باشه بدونی که
نه باید زودتر میفهمیدی و نه بهتر عمل میکردی،
اون موقع فقط تا همونجا بلد بودی،
همونم کافی بود:)
نه باید زودتر میفهمیدی و نه بهتر عمل میکردی،
اون موقع فقط تا همونجا بلد بودی،
همونم کافی بود:)
نمیدونم این چه حس تنهایی ایه که اگه دورمم آدم به اندازه کافی باشه، بازم حسش میکنم توو قلب و مغزم. انگار که فقط خودمم و خودم و قرار نیست این حس از بین بره حتی با داشتن کسی.
چرا مغزم متوجه نیست لزومی نداره هرروز هفت صبح بیدارم کنه؟
الان من موندم و حسرتِ دو ساعت خواب اضافی.
الان من موندم و حسرتِ دو ساعت خواب اضافی.
نیاز دارم بتونم با خیال راحت و بدون خستگی سریال ببینم. واقعا یعنی چی که وقت یه سریال دیدن ندارم. این چه زندگی ایه.