Forwarded from -Memories- (Leila)
از نرم رقصیدن خوشم میاد.با غم رقصیدن، تو نور کم رقصیدن، سرترو روی شونهی طرف مقابلت بذاری و نرم و آروم تکون بخوری، بههیچچیز فکر نکنی و همهچیز در آرومترین حالت ممکن.
کاش آدم در لحظه جواب خوب به ذهنش برسه، نه وقتی که ساعت ها از اون اتفاق گذشته.
آدمها خیلی احساساتشون نرم و لطیفه؛ هرچند که بعضیا جوری خودشون و احساساتشون رو نشون میدن که سختن. ولی نه. از درون آدما که خبر نداری. شاید با کوچکترین تکون از سمت تو، بشکنه. هزارتا تیکه بشه و بریزه زمین و کسی هم نتونه جمعش کنه ولی در ظاهر انسان قوی و سرسختی به نظر بیاد.