Forwarded from آذر
نمیدونم حس میکنم سن من از غصه خوردن در مورد یک سری چیزها گذشته و باید بزنم تو سر خودم تا به خودم بیام. عزیزم تو دغدغههای بزرگتری داری خجالت بکش.
Forwarded from -Memories- (Leilaa)
من دیگه بزرگ شدم و اون آدم بی تجربه ی سابق نیستم...
دیگه هم رویِ خوش زندگی رو دیدم هم رویِ بی رحمش رو !
با بزرگتر شدنم، بزرگتر هام رو از دست دادم...
غم دیدم و گریه کردم، شادی دیدم و خندیدم!آدم خوب دیدم و اعتماد کردم، آدم بد دیدم و بی اعتماد شدم!
دوستی رو دیدم که از صدتا غریبه،غریبه تر شد!
غریبه ای رو دیدم که تبدیل به عشق شد!
یاد گرفتم که هیچ حس و حالی همیشگی نیست،
دیدم که آدما با یه رفتار یا یه حرف غلط،میتونن از چشمت بیافتن!
یا برعکسش! با یه حرکت درست، صاف برن و بشینن تو قلبت!
یاد گرفتم که واسه پول دراوردن باید سخت تلاش کنم،تا بتونم واسه خودم و حال خوبم،راحت خرج کنم!
یاد گرفتم ارزش دادن و خوبی بیش از حد به یه سری از آدما حماقته!
فهمیدم که لطف زیاد تبدیل به وظیفه میشه و کم خواهی و بخشش بیش از حد و قانع بودن،تبدیل به بی ارزشی!
فهمیدم که هیچکسی جز خونوادم, دوستم نیست و همه به وقتش تغییر میکنن!
و مهمتر از هر چیزی ،ارزش دادن به خودمو یاد گرفتم!
فهمیدم که قدرتِ خدا،خیلی زیاده و میتونه تو یه لحظه همه چیزو تغییر بده!
پس باید صبورتر از قبل باشم و به زمانبندی خدا اعتماد کنم...
من دیگه یاد گرفتم که باید با غیرقابل پیش بینی بودنِ این زندگی،کنار بیام!
واقعیت هارو بپذیرم ولی تحت هر شرایطی از زندگی لذت ببرم🤍
پس با وجود همه اینا روزم مبارک:)
دیگه هم رویِ خوش زندگی رو دیدم هم رویِ بی رحمش رو !
با بزرگتر شدنم، بزرگتر هام رو از دست دادم...
غم دیدم و گریه کردم، شادی دیدم و خندیدم!آدم خوب دیدم و اعتماد کردم، آدم بد دیدم و بی اعتماد شدم!
دوستی رو دیدم که از صدتا غریبه،غریبه تر شد!
غریبه ای رو دیدم که تبدیل به عشق شد!
یاد گرفتم که هیچ حس و حالی همیشگی نیست،
دیدم که آدما با یه رفتار یا یه حرف غلط،میتونن از چشمت بیافتن!
یا برعکسش! با یه حرکت درست، صاف برن و بشینن تو قلبت!
یاد گرفتم که واسه پول دراوردن باید سخت تلاش کنم،تا بتونم واسه خودم و حال خوبم،راحت خرج کنم!
یاد گرفتم ارزش دادن و خوبی بیش از حد به یه سری از آدما حماقته!
فهمیدم که لطف زیاد تبدیل به وظیفه میشه و کم خواهی و بخشش بیش از حد و قانع بودن،تبدیل به بی ارزشی!
فهمیدم که هیچکسی جز خونوادم, دوستم نیست و همه به وقتش تغییر میکنن!
و مهمتر از هر چیزی ،ارزش دادن به خودمو یاد گرفتم!
فهمیدم که قدرتِ خدا،خیلی زیاده و میتونه تو یه لحظه همه چیزو تغییر بده!
پس باید صبورتر از قبل باشم و به زمانبندی خدا اعتماد کنم...
من دیگه یاد گرفتم که باید با غیرقابل پیش بینی بودنِ این زندگی،کنار بیام!
واقعیت هارو بپذیرم ولی تحت هر شرایطی از زندگی لذت ببرم🤍
پس با وجود همه اینا روزم مبارک:)
بزرگسالی اینطوریه که یک هفتهس وقت نمیکنم یه اپیزود از سریالمو ببینم. ناناحت.
Forwarded from متَّکی به خود
- دیر میشه ولی!
+ تو آسیب دیدی، تا بهتر نشی حرکتت به معنای نرسیدنِ قطعیه؛ چون نه روح و نه جسمت طاقت نمیارن!
- زمان برنمیگرده ولی!
+ وقتی بهتر شی میفهمی که با پا و موفقیتهات نه، ولی با مغزت چهقدر جابهجا شدی و بالا رفتی! صبر داشته باش!
+ تو آسیب دیدی، تا بهتر نشی حرکتت به معنای نرسیدنِ قطعیه؛ چون نه روح و نه جسمت طاقت نمیارن!
- زمان برنمیگرده ولی!
+ وقتی بهتر شی میفهمی که با پا و موفقیتهات نه، ولی با مغزت چهقدر جابهجا شدی و بالا رفتی! صبر داشته باش!
Forwarded from Coeurvide
قلبت میشکنه درست؛ولی دیدگاهت عوض میشه،باعث میشه به خودت بیای!
مشکل اینه،اون موقعی که احساساتمو نادیده میگرفتم یا اجازهشو به بقیه میدادم، فکر امروزو نمیکردم که همین کارم باعث میشه با دیدن یه سری چیزها، یاد همون سازش و صبر و رنج ها بیوفتم. و خب این وضع فوقالعاده ناراحت کنندهاس. انگار که زخمم خوب نشده و من اصرار به این دارم که کاملا در سلامتم.
Forwarded from -Memories- (Leilaa)
اما عزیزم شجاعانه ترین کاری که کردی این بوده که وقتی به یه شونه برای گریه کردن نیاز داشتی تنهایی تحمل کردی.