خلاقیت بسیار جالب و مهندسی در طراحی درب کارگاه 👆
با عرض سلام خدمت همه دوستان. دوستانی که در دوره های آموزشی نرم افزار انسیس گروه یکشنبه و سه شنبه شرکت کرده اند کلاس جبرانی روز چهار شنبه مورخ 09/18برگزار خواهد شد . از دوستان خواهشمند است با نرم افزار نصب شده بر روی سیستم در کلاس حضور پیدا کنند.
دکترا نمیخوانم...
به قلم مهندس شعبانعلی
از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…
پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
مقدمه اول:
یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.
شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟
هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.
خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!
لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز. چیزی مثل جواز کسب!
من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.
به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.
فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.
مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید.
دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.
مقدمه دوم:
اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!
کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
اما حالا دلایل من:
- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.
شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!
من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برا ی پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!
مجله فوربس منتشر كرد: ایران سومین كشوری است كه بیشترین مهندس را در خود جای داده است.
به قلم مهندس شعبانعلی
از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…
پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
مقدمه اول:
یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.
شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟
هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.
خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!
لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز. چیزی مثل جواز کسب!
من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.
به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.
فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.
مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید.
دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.
مقدمه دوم:
اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!
کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
اما حالا دلایل من:
- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.
شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!
من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برا ی پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!
مجله فوربس منتشر كرد: ایران سومین كشوری است كه بیشترین مهندس را در خود جای داده است.
🌟برای نخستین بار فیزیکدانان طی آزمایشی ثابت کردهاند که قوانین ترمودینامیک در سطح کوانتومی نیز صادق هستند، بنابراین حتی در دنیای کوانتوم نیز "آب رفته به جوی باز نخواهد گشت"دلیل سپری شدن زمان در زندگی روزمرهی ما، قانون دوم ترمودینامیک است. بر اساس این قانون بینظمی و آنتروپی سیستمهای مختلف در طول زمان رو به افزایش است. و این روند برگشتناپذیر است بنابراین زمان تنها رو به جلو حرکت میکند. با این وجود دانشمندان فیزیک نظری پیش از این بر این باور بودند که احتمالا در سطح کوانتومی زمان امکان حرکت در هر دو سمت را دارداما اکنون تیمی از فیزیکدانان تحت هدایت دانشگاه فدرال ABC برزیل با انجام آزمایشی نادرست بودن این نظریات را ثابت کرده اند. بنابراین فرآیندهای ترمودینامیکی حتی در سیستمهای کوانتومی نیز برگشت ناپذیر باقی میمانند. اما دانشمندان کماکان از علت این پدیده آگاه نیستند. @mecengine
سیستم گرمایش کفی چطور کار میکند؟
در سیستمهای گرمایشی متداول، تا ۷۰% گرما نزدیک سقف جمع میشود و نزدیک کف دمای پایینتری را داریم. این شرایط محیطی با آسایش ما مطابقت ندارد. ما هنگامی آسودهتریم که پای ما گرم و سر ما خنکتر باشد. بنابراین گرما باید در جایی تولید شود که به آن بیشتر نیاز است، یعنی در کف.
سیستم گرمایش کفی سوپرپایپ انقلابی در نحوهی گرمکردن ساختمانهاست. در این سیستم، گردش آب گرم از درون شبکهای از لولهها که در زیر کف نصب شدهاند، حرارت را به آرامی توزیع میکند.
در سیستم گرمایش کفی شبکه لوله تمام کف را پوشش میدهد و بدین ترتیب توزیع حرارت بصورت یکنواخت است. حداکثر دمای کف در این سیستم ۲۹ درجهی سانتیگراد است. آب گرم ورودی با دمای حدود۴۰ درجهی سانتیگراد از طریق موتورخانه، پکیج، یا کلکتورهای خورشیدی تامین، و از طریق کلکتورهای ویژه توزیع میشود. سیستم گرمایش کفی برای کفهای مختلف با پوششهای متفاوت از جمله سنگ، سرامیک، پارکت، و موکت مناسب است.
احساس مطبوعی را که سیستم گرمایش کفی فراهم میکند، تنها با تجربه قابل لمس است. تغییرات دما در سیستمهای گرمایشی با رادیاتور بخاطر توزیع نامناسب حرارت بسیار زیاد است اما در سیستم گرمایش کفی، حرارت به آرامی و به صورت یکنواخت توزیع میشود و با موازنهی چهار عامل اصلی راحتی – یعنی دمای محیط، گرمایش تابشی، جریان هوا، و رطوبت نسبی-برای انسان احساس مطبوعی فراهم میشود.
سیستم گرمایش کفی در کشورهای صنعتی به صورت جزیی از معماری مدرن بدل شده است و با نرخ سالانه ۲۰% گسترش مییابد
گرمایش کفی سیستم سادهای است به شرطی که آن را بشناسید
به غیر از سیستم گرمایش کفی برای محیطهای مسکونی، خدمات کاملی را برای گرمایش کفی صنعتی، لولهکشی آب سرد و گرم، لولهکشی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی، انشعابات آب شهری، و همچنین کاربردهای گوناگون صنعتی ارایه میکند.
پروفیل دمایی سیستم گرمایش کفی به پروفیل ایده آل بسیار نزدیک است. گرما به آرامی از کف به سمت سقف منتشر میشود.
پای گرم و سر خنک، به سلامت کمک می کند.
مزایا در یک نگاه:
گرمای مطبوع و یکنواختعدم وجود رادیاتور، بنابراین:معماری راحتتر: ضمن استفاده اقتصادی از فضا، امکان طراحی فضاها با جلوهها و ایدههای نو فراهم میشود.دیوارهای تمیز: در ضمن، پردهها تمیزتر میمانند و مبلمان و سایر اثاثیه منزل نیز دیرتر کثیف میشوند.فضای مفید بیشتر: با بهرهگیری حداکثر از فضای موجود، محدودیت رایج در تعیین محل اثاثیهی اتاق هم دیگر وجود ندارد.ایمنی و بهداشت: هیچ سطح داغ و یا لبهی تیزی وجود ندارد، و برای بیماریهای آلرژیک مانند آسم، و بیماریهای مفصلی مانند رماتیسم بسیار ایدهآل است.صرفهجویی در مصرف انرژی: در مجموع، سیستم گرمایش کفی سوپرپایپ بین ۳۰ تا ۵۰% باعث کاهش مصرف انرژی میشود.ارزش افزوده برای ساختمان: ارزش یک منزل، با میزان آسایشی که برای ساکنینش فراهم میکند نسبت مستقیم دارد.
به این ترتیب، برای استفاده از گرمایش کفی دلیل بیشتری لازم نیست. بلکه سوال واقعی این است که چرا از گرمایش کفی استفاده نکنید!
(hvacir.irمنبع) @mecengine
در سیستمهای گرمایشی متداول، تا ۷۰% گرما نزدیک سقف جمع میشود و نزدیک کف دمای پایینتری را داریم. این شرایط محیطی با آسایش ما مطابقت ندارد. ما هنگامی آسودهتریم که پای ما گرم و سر ما خنکتر باشد. بنابراین گرما باید در جایی تولید شود که به آن بیشتر نیاز است، یعنی در کف.
سیستم گرمایش کفی سوپرپایپ انقلابی در نحوهی گرمکردن ساختمانهاست. در این سیستم، گردش آب گرم از درون شبکهای از لولهها که در زیر کف نصب شدهاند، حرارت را به آرامی توزیع میکند.
در سیستم گرمایش کفی شبکه لوله تمام کف را پوشش میدهد و بدین ترتیب توزیع حرارت بصورت یکنواخت است. حداکثر دمای کف در این سیستم ۲۹ درجهی سانتیگراد است. آب گرم ورودی با دمای حدود۴۰ درجهی سانتیگراد از طریق موتورخانه، پکیج، یا کلکتورهای خورشیدی تامین، و از طریق کلکتورهای ویژه توزیع میشود. سیستم گرمایش کفی برای کفهای مختلف با پوششهای متفاوت از جمله سنگ، سرامیک، پارکت، و موکت مناسب است.
احساس مطبوعی را که سیستم گرمایش کفی فراهم میکند، تنها با تجربه قابل لمس است. تغییرات دما در سیستمهای گرمایشی با رادیاتور بخاطر توزیع نامناسب حرارت بسیار زیاد است اما در سیستم گرمایش کفی، حرارت به آرامی و به صورت یکنواخت توزیع میشود و با موازنهی چهار عامل اصلی راحتی – یعنی دمای محیط، گرمایش تابشی، جریان هوا، و رطوبت نسبی-برای انسان احساس مطبوعی فراهم میشود.
سیستم گرمایش کفی در کشورهای صنعتی به صورت جزیی از معماری مدرن بدل شده است و با نرخ سالانه ۲۰% گسترش مییابد
گرمایش کفی سیستم سادهای است به شرطی که آن را بشناسید
به غیر از سیستم گرمایش کفی برای محیطهای مسکونی، خدمات کاملی را برای گرمایش کفی صنعتی، لولهکشی آب سرد و گرم، لولهکشی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی، انشعابات آب شهری، و همچنین کاربردهای گوناگون صنعتی ارایه میکند.
پروفیل دمایی سیستم گرمایش کفی به پروفیل ایده آل بسیار نزدیک است. گرما به آرامی از کف به سمت سقف منتشر میشود.
پای گرم و سر خنک، به سلامت کمک می کند.
مزایا در یک نگاه:
گرمای مطبوع و یکنواختعدم وجود رادیاتور، بنابراین:معماری راحتتر: ضمن استفاده اقتصادی از فضا، امکان طراحی فضاها با جلوهها و ایدههای نو فراهم میشود.دیوارهای تمیز: در ضمن، پردهها تمیزتر میمانند و مبلمان و سایر اثاثیه منزل نیز دیرتر کثیف میشوند.فضای مفید بیشتر: با بهرهگیری حداکثر از فضای موجود، محدودیت رایج در تعیین محل اثاثیهی اتاق هم دیگر وجود ندارد.ایمنی و بهداشت: هیچ سطح داغ و یا لبهی تیزی وجود ندارد، و برای بیماریهای آلرژیک مانند آسم، و بیماریهای مفصلی مانند رماتیسم بسیار ایدهآل است.صرفهجویی در مصرف انرژی: در مجموع، سیستم گرمایش کفی سوپرپایپ بین ۳۰ تا ۵۰% باعث کاهش مصرف انرژی میشود.ارزش افزوده برای ساختمان: ارزش یک منزل، با میزان آسایشی که برای ساکنینش فراهم میکند نسبت مستقیم دارد.
به این ترتیب، برای استفاده از گرمایش کفی دلیل بیشتری لازم نیست. بلکه سوال واقعی این است که چرا از گرمایش کفی استفاده نکنید!
(hvacir.irمنبع) @mecengine
بزرگترین کنفرانس علمی تاریخ @mecengine
🔵🔴⚫️ بازوی بارگیری نفت چیست؟
✅ بازوی بارگیری دريايي تجهيزي است که به منظور انتقال سیالات و گازها میان تجهیزات ذخیره سازی و تانکرها و نفتکش ها توسعه داده شده است.
⏪ معيارهاي طراحي بازوهاي بارگيري دريايي:
✅ طول بازوهاي بارگيري براساس ظرفيت مخازن و تغييرات سطح آب بين 10 و 35 متر و يا براساس اسكله طراحي مي گردد.
✅ ميزان دبي سيال كه مي بايست انتقال يابد، قطر بازوي بارگيري را تعيين مي كند كه مي تواند بين 6 اينچ تا 24 اينچ باشد.
✅ نوع و دماي سيال مورد انتقال، جنس بازوهاي بارگيري را تعيين مي كند.
⏪ بازوي بارگيري دريايي توسط سه عدد جك هيدروليكي براي حركت مستقل بازوي داخلي، بازوي بيروني و حركت چرخش بازو حول محور عمودي تجهيز شده است. سه عدد جك هيدروليكي توسط كنسول كنترل الكتروهيدروليكي با استفاده از پنل اپراتوري قابل حركت مي باشد. سيستم كنترل از راه دور قابل حمل امكان كنترل حركت بازوها را از اسكله و يا عرشه كشتي را ميسر مي سازد.
⏪ کاربرد:
✅ جهت ایجاد ارتباطی منعطف و کنترل شده برای انتقال نفت خام یا سایر فرآورده های مشابه از اسکله به کشتی و بالعکس.
⏪ مزایا و ویژگی ها:
✅ جدا شدن بازوهای بارگیری به صورت کاملا اتوماتیک در شرایطی که بازوها پر از نفت باشند.
✅کاهش زمان انفصال بازوها در حین عملیات شرایط اضطراری در طراحی جدید.
✅ قابلیت مانیتورینگ حرکت بازوها در حین عملیات.
✅ امکان مانیتورینگ نیروهای وارده بر بازو در حین عملیات.
✅ امکان بارگیری نفت با سرعت 12 متر مکعب در ثانیه.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
✅ بازوی بارگیری دريايي تجهيزي است که به منظور انتقال سیالات و گازها میان تجهیزات ذخیره سازی و تانکرها و نفتکش ها توسعه داده شده است.
⏪ معيارهاي طراحي بازوهاي بارگيري دريايي:
✅ طول بازوهاي بارگيري براساس ظرفيت مخازن و تغييرات سطح آب بين 10 و 35 متر و يا براساس اسكله طراحي مي گردد.
✅ ميزان دبي سيال كه مي بايست انتقال يابد، قطر بازوي بارگيري را تعيين مي كند كه مي تواند بين 6 اينچ تا 24 اينچ باشد.
✅ نوع و دماي سيال مورد انتقال، جنس بازوهاي بارگيري را تعيين مي كند.
⏪ بازوي بارگيري دريايي توسط سه عدد جك هيدروليكي براي حركت مستقل بازوي داخلي، بازوي بيروني و حركت چرخش بازو حول محور عمودي تجهيز شده است. سه عدد جك هيدروليكي توسط كنسول كنترل الكتروهيدروليكي با استفاده از پنل اپراتوري قابل حركت مي باشد. سيستم كنترل از راه دور قابل حمل امكان كنترل حركت بازوها را از اسكله و يا عرشه كشتي را ميسر مي سازد.
⏪ کاربرد:
✅ جهت ایجاد ارتباطی منعطف و کنترل شده برای انتقال نفت خام یا سایر فرآورده های مشابه از اسکله به کشتی و بالعکس.
⏪ مزایا و ویژگی ها:
✅ جدا شدن بازوهای بارگیری به صورت کاملا اتوماتیک در شرایطی که بازوها پر از نفت باشند.
✅کاهش زمان انفصال بازوها در حین عملیات شرایط اضطراری در طراحی جدید.
✅ قابلیت مانیتورینگ حرکت بازوها در حین عملیات.
✅ امکان مانیتورینگ نیروهای وارده بر بازو در حین عملیات.
✅ امکان بارگیری نفت با سرعت 12 متر مکعب در ثانیه.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
اعضا محترم کانال میتوانید لینک کانال انجمن مهندسی مکانیک را برای تمامی دانشجویان مکانیک که می شناسید ارسال کنید.
تا در صورت وجود هر نوع خبری در رابطه با فعالیت های انجمن و اخبار علمی تمامی دانشجویان رشته مکانیک مطلع گردند. @mecengine
تا در صورت وجود هر نوع خبری در رابطه با فعالیت های انجمن و اخبار علمی تمامی دانشجویان رشته مکانیک مطلع گردند. @mecengine