Mechanical Engineering ( ut_redc) – Telegram
Mechanical Engineering ( ut_redc)
25.4K subscribers
4.57K photos
4.16K videos
6.19K files
2.54K links
زکات علم در ترویج آن است
کانال تخصصی مرکز طراحی و مهندسی معکوس
@j_Kazemi0111


وب سایت:
Www.ut-redc.com

کد ثبت شامد کانال(ساماندهی)
goo.gl/FxFaFo
پیام رسان ایتا:

https://eitaa.com/mech_engineering
Download Telegram
کلوين يا يک بيتي يو بر پوند فارنهايت.
- ظرفيت گرمايي ويژه در حالت جامد )يخ (: 2.108 کيلوژول بر کيلوگرم کلوين يا 0.504 بيتي يو بر پوند فارنهايت.
- ظرفيت گرمايي ويژه در حالت گازي )بخار(: 1.996 کيلوژول بر کيلوگرم کلوين يا 0.477 بيتي يو بر پوند فارنهايت.
- وزن مولکولي: 18.02 گرم بر مول

دماي تبخير آب با کاهش فشار، کم و با افزايش فشار زياد مي شود و همين خاصيت مبناي استفاده از آن به عنوان ماده مبرد در چيلرهاي جذبي ليتيمي است ، و در عين حال به دليل خاصيت ترکيبي شديد و قدرت جذب بالاي آمونياک از آن در چيلرهاي جذبي آمونياکي به عنوان ماده جاذب استفاده ميشود. در هر دو حالت آب بايد تا حد زيادي خالص و بدون ترکيبات اضافي باشد. به همين منظور در چيلرهاي جذبي از آب مقطر استفاده ميشود.
ليتيم برومايد، نمکي است مرکب از يک فلز قليايي )ليتيم( و يک هالوژن )بروم( که ظاهري پودرگونه به رنگ سفيد دارد و از نظر شيميايي بسيار نزديک به نمک طعام يا کلريد سديم است. ليتيم برومايد به خوبي در آب، الکل و گليکول حل مي شود و خاصيت جذب آب آن بسيار بالاست.
ليتيم برومايد در مجاورت هوا تجزيه نميشود و در شرايط طبيعي، ترکيبي پايدار محسوب مي شود. ساير مشخصات فيزيکي و شيميايي اين نمک در شرايط استان دارد عبارت است از:
- وزن مولکولي: 86.856 گرم بر مول
- درصد ليتيم در ترکيب: 7.99 درصد
- درصد بروم در ترکيب: 92.01 درصد
- دماي ذوب: 547 درجه سانتي گراد يا 1017 درجه فارنهايت
- دماي جوش: 1265 درجه سانتي گراد يا 2309 درجه فارنهايت
- وزن مخصوص: 3.464 در دماي 25 درجه سانتي گراد يا 77 درجه فارنهايت
- خاصيت قليايي: خنثي
- نوع و مقدار ناخالصيها: ) اکسيد برم - 0.1 درصد( )کلر - 0.1 درصد( )يد - 0.20 درصد( )سولفات - 0.01 درصد( )باريم
- 0.005 درصد( )آهن - 0.001 درصد( )فلزات سنگين مانند سرب - 0.001 درصد(
- حداکثر خلوص: 99 درصد
در صورت سرد شدن، امکان متبلور شدن ليتيم برومايد زياد است و در مجاورت حرارت بر ميزان خورندگي آن افزوده مي شود.



سيستم سرمايش جذبي با مبرد آمونياک و ماده جاذب آب

استفاده از آمونياک و آب به عنوان ماده مبرد و جاذب نسبت به زوج ليتيم برومايد و آب قدمتي ديرينه تر دارد. به طوري که اولين واحد جذبي ساخته شده در سال 1859 توسط فردينان دکاره از اين نوع بود. البته قبل از او برادرش ادموند از محلول آب و اسيد سولفوريک استفاده کرده بود. بعد از آن و درس ال 1926 ميلادي شرکت الکترولوکس 14 به کمک دو مهندس سوئدي به نام هاي کارل مونت رز 15 و بالتازار 16 و ون پلاتن 17 يخچال هاي جذبي خانگي را با نام تجاري سرول به بازار آمريکا معرفي کردند که بسيار مورد استقبال همگاني قرار گرفت و ميليون ها نفر از اين محصول بهره مند شدند.
در ايران نيز اين نوع يخچال ها با نام يخچال نفتي معروف بودند. توليد اين نوع يخچال هاي جذبي آمونياکي تا سال 1950 ميلادي همچنان ادامه داشت تا اين که جاي خود را به يخچال هايي با سيستم تراکمي داد. اين در حالي است که سيستم هاي جذبي ليتيم بروماي دو آب از دهه 60 ميلادي وارد بازار شدند و پس از آن با توجه به برخي قابليت ها ، به ويژه امکان تامين ظرفيت هاي برودتي بالا و ايجاد آلودگي هاي کمتر نسبت به آمونياک، سهم عمده اي از توليدات را به خود اختصاص دادند. همان گونه که قبلا نيز اشاره شد در سيستم هاي ليتيم برومايد و آب، مبرد در دماي صفر درجه منجمد مي شود، بنابراين امکان استفاده از اين گونه سيستمها براي يخچال هاي خانگي وجود نداشت. از همين رو در اين عرصه پس از خارج شدن سيستم هاي آمونياکي، سيستم هاي ليتيمي جايگزين مناسبي محسوب نمي شدند و سيستم هاي تراکمي تمامي توليدات مربوط به يخچال ها، يخ سازها و سيستمهاي تهويه مطبوع کوچک و کم ظرفيت را به خود اختصاص دادند. بنابراين سيستم هاي جذ بي آمونياکي از دور رقابت خارج شدند و امروزه به طور خاص براي سيستم هاي برودتي کم ظرفيت محلي مورد استفاده قرار مي گيرند. البته اخيرا استفاده از آ نها براي سيستم هاي آپارتماني و محلي نسبتا رواج بيشتري پيدا کرد ه است. از اين رو اشاره به سيستمهاي جذبي آمونياکي با رويکرد استفاده محدود محلي مي تواند مفيد باشد.
درسيستم هاي آمونياکي، ماده جاذب آب و ماده مبرد، آمونياک است. درمورد خواص آب پيش از اين مطالبي ارائه شد. در اين جا هم بد نيست قبل از پرداختن به چرخه سيستم جذبي آمونياکي، ابتدا به صورت گذرا نگاهي به مشخصات آمونياک داشته باشيم.
آمونياک در ميان مبردها با نام R-717 شناخته مي شود و فارغ از کاربرد در سيستم هاي جذبي، در سيستم هاي تراکمي به ويژه براي سرمايش صنعتي و سردخانه هاي بزرگ هم مورد استفاده قرار مي گيرد.
آمونياک با فرمول شيميايي NH3 ترکيبي است از نيتروژن و هيدروژن که در فشار جو به صورت گازي بي رنگ وجود دارد. نقطه جوش اين ماده ) 28 -( درجه فارنهايت در فشار جو است.
چنين نقطه جوش پاييني اين امکان را مي دهد ک
ه سيستم هاي سرمايشي بدون کاهش فشار اواپراتور تا زير فشار جو امکان سردسازي در دماهاي کمتر از صفر را داشته باشند. از همين رو مبردي چون آمونياک نسبت به مبردي چون آب از برتري قابل ملاحظه اي برخوردار است اما براي تامين سرمايش ساختما نها هيچ گاه نيازي به تامين دماي زير صفر وجود ندارد. بنابراين در اين وادي چنين امتيازي کم رنگ تر مي شود. اما در مورد سردخانه ها و يخچا لها اين برتري حرف آخر را در مقايسه با سيستمهاي ليتيمي زده و در عرصه انتخاب واحدهاي جذبي امکان هيچ انتخابي را باقي نميگذارد.
گرماي نهان آمونياک در دماي 5 درجه فارنهايت يا ) 15 -( درجه سانتيگراد، 565 بي تي يو است. بنابراين در حجم کم، مي توان دماهاي کم تري ايجاد کند. همين خصيصه اين مبرد را براي سيستمها ي جذبي محلي و آپارتماني مناسب کرده است. به طور معمول کندانسور واحدهاي آمونياکي با آب خنک ميشوند اما در ظرفيت هاي پايين امکان استفاده از هواي خنک نيز وجود دارد.
آمونياک از جمله گازهاي سمي نيست اما استنشاق زياد آن مي تواند موجب آزار شود و اصولا تنفس آن تنها با درصد کم و در مدت زمان اندکي قابل تحمل است. اين گاز بوي بس يار بد و نافذي دارد. از اين جهت نشت آن کاملا محسوس است. آمونياک تا انداز هاي قابل اشتعال است و با مخلوط مناسبي از هوا احتمال انفجار آن نيز وجود دارد. تاثير خوردگي آمونياک بر روي آهن و فولاد اندک ولي در مجاورت رطوبت بر مس و برنز زياد است، به همين دليل در ساختار چيلرهاي آمونياکي از مس نمي توان استفاده نمود. در مجموع خوردگي در چيلرهاي آمونياکي کمتر از چيلرهاي ليتيمي است، اما در هر حال در هر دو سيستم از محلو لهاي بازدارنده خوردگي استفاده ميشود. سیستم سرمایش جذبی
ساير خواص اين مبرد به شرح زير است:
- وزن مولکولي: 17.03 گرم برمول
- دماي انجماد: ) 77.7 -( درجه سانتي گراد يا ) 107.9 -( درجه فارنهايت
- وزن مخصوص مايع در فشار 1.310 بار: 682 کيلوگرم بر مترمکعب
- دماي بحراني: 132.4 درجه سانتي گراد يا 271 درجه فارنهايت
- فشار بحراني: 112.4 بار يا 1657 پوند بر اينچ مربع مطلق
- چگالي در حالت گاز و در نقطه جوش: 0.86 کيلوگرم بر متر مکعب
- وزن مخصوص در فشار 1.013 بار و دماي 21 درجه سانت يگراد ) 70 F ( : 0.795
- حجم مخصوص در فشار 1.013 بار و دماي 21 درجه سانت يگراد ) 70 F ( : 1.411 مترمکعب بر کيلوگرم
- ظرفيت گرمايي ويژه در فشارثابت )در فشار 1.013 بار و دماي 15 درجه سانتي گراد يا 59 درجه فارنهايت( : 0.037 کيلوژول بر مول کلوين
- ظرفيت گرمايي ويژه در حجم ثابت )در فشار 1.013 بار و دماي 15 درجه سانتي گراد يا 59 درجه فارنهايت ( : 0.028 کيلوژول بر مول کلوين
- نسبت ظرفيت گرمايي ويژه )در فشار 1.013 بار و دماي 15 درجه سانتي گراد يا 59 درجه فارنهايت ( : 1.309623
- دماي خود اشتعالي: 630 درجه سانتي گراد يا 1166 درجه فارنهايت

در چرخه جذبي آمونياکي، آب تحت دما و فشار معمولي آمونياک را جذب مي کند و سپس خود با گرما ، احيا شده و آمونياک از آن جدا مي شو د. گرماي نهان تبخير زياد آمونياک اين امکان را فراهم مي آورد تا به هنگام تبخير، گرماي زيادي را جذب نموده و موجب سردسازي در اواپراتور شود . از آنجا که سيستمهاي جذبي آمونياکي در ظرفيتهاي کم مورد استفاده قرار مي گيرند ، براي احياي ماده جاذب يا آب به طور معمول از شعله مستقيم استفاده ميشود . بنابراين چنين سيستمهايي به خودي خو د، سيستم شعله مستقيم هم محسوب مي شوند . البته امکان استفاده از ساير منابع حرارتي مانند بخار نيز وجود دارد.
استفاده از شعله مستقيم براي گرم کردن ژنراتور يا تغليظ کننده مستلزم در نظرگرفت سيستم احتراق و سوخ ترساني و همين طور در نظر گرفتن تمهيداتي براي خروج دود و گازهاي حاصل از احتراق است. به طور معمول مشعل سيستمهاي آمونياکي از نوع اتمسفريک است . در اينجا اشاره به نکته اي در مورد اصطلاحاتي همچون غليظ و رقيق و قوي و ضعيف که به کرات براي شرح و بيان چرخه هاي جذبي مورد استفاده قرار مي گيرد، حايز اهميت است.
يکي از اختلافات اساسي بين چرخه جذبي سيستم هاي ليتيمي نسبت به چرخه سيستم هاي آمونياکي، مربوط به کارکرد آب است. در سيستم هاي ليتيمي آب نقش مبرد را بازي مي کند و اين در حالي است که در سيستم هاي آمونياکي، آب به عنوان جاذب مورداستفاده قرار ميگيرد. همين موضوع ممکن است موجب برخي سردرگم يها در رابطه با به کارگيري اصطلاحاتي همچون غليظ و رقيق شود. زيرا به طور کلي عادت کرده ايم که محلولي آب دار را رقيق و محلولي بدون آب را غليظ بدانيم. به عنوان مثال وقتي که آب به عنوان مبرد، جذب ليتيم برومايد ميشود، ميتوان گفت که محلول ليتيم برومايد به عنوان ماده جاذب رقيق شده است، که اين رقيق شدن توام با کاهش توان جذب ماده جاذب يا همان ليتيم برومايد است. از سوي ديگر هنگامي که در ژنراتور، ليتيم برومايد در مجاورت حرارت، آب خود را از دست ميدهد، ميتوان گفت که
محلول جاذب غليظ شده است. چنانچه غليظ يا رقيق بودن را منتسب به محلول جاذب بدانيم، نمي توانيم از همين عبارات به طور دقيق در سيستم هاي آمونياکي استفاده کنيم، زيرا در اين گونه سيستمها، آب خود نقش جاذب را بازي مي کند و با جذب آمونياک، محلولي را به وجود م يآورد که بخشي از آن آمونياک است. بنابراين در واحد حجم و يا وزن از مقدار آب کاسته و به اين ترتيب بر مبناي محوريت ماده جاذب بهتر است.
در سيستم هاي آمونياکي به جاي استفاده از واژه هاي غليظ و رقيق از واژه هاي قوي و ضعيف استفاده کنيم. بنابراين محلول جاذب ضعيف، محلولي است که ظرفيت کمي براي جذب مبرد داشته باشد و برعکس محلول جاذب قوي، محلولي است که ظرفيت جذب ماده مبرد آن بالاست. در سيستم هاي ليتيمي به جاي ضعيف از واژه رقيق و به جاي قوي از واژه غليظ استفاده ميشود.
چرخه تبريد جذبي آمونياکي بسيار شبيه به چرخه سيستم هاي ليتيمي است . در اين سيستمها نيز چهار بخش اصلي اواپراتور ، ابزوربر ، ژنراتور و کندانسور وجود دارد . آمونياک در محفظه اواپراتور تبخير شده و جذب آب در محفظه ابزوربر ميشود . اين محلول به ژنراتور فرستاده مي شود و در مجاورت گرماي حاصل از شعله مستقيم و يا سيال گرم ، آب از آمونياک جدا ميشود. آب به عنوان ماده جاذب به ابزوربر و آمونياک هم پس از تقطير در کندانسور به اواپراتور باز مي گردند و بار ديگر چرخه از سر گرفته ميشو د.
همان گون ه که پيش از اين اشاره شد ، در سيستم هاي آمونياکي براي سرد کردن کندانسور و ابزوربر از هوا نيز ميتوان استفاده نمود. در مدل هاي پيشرفته تر يخچال هاي سرول از سال 1936 ميلادي به بعد استفاده از هوا براي خنک کردن ابزوربر و کندانسور کاملا رايج شد و امروزه نيز براي سيستم هاي جذبي کم ظرفيت يا پمپهاي حرارتي جذبي از کندانسورهاي هوايي استفاده ميشود.
تصوير(1)چرخه ساده اي از سيستم جذبي آمونياکي را نمايش ميدهد که از نظر کليات بسيار نزديک به سيستم جذبي ليتيمي است.
سیستم سرمایش جذبی














به چرخه ساده آمونياکي که در تصوير ( 1) نمايش داده شده است، ميتوان يک مبدل حرارتي براي متعادل سازي دماي محلول قوي و ضعيف اضافه نمود . تصوير ( 2) چرخه جذبي آمونياکي را با مبدل حرارتي نشان ميدهد. براي جداسازي هرچه بهتر آمونياک از آب و همينطور استفاده از گرماي آب خروجي از ژنراتور براي گرم کردن محلول ورودي ، از آناليزر تجزيه کننده ( رکتيفاير ) يکسوکننده استفاده مي شود. آناليزر و رکتيفاير هر دو در مسير کندانسور و بعد از ژنراتور قرار مي گيرند.
سیستم سرمایش جذبی آناليزر ميتواند جزيي از ساختار ژنراتور باشد يا به صورت جداگانه به آن متصل شود . در داخل آناليزر که شبيه به يک ستون تقطير است، سطوحي به صورت طبقاتي وجود دارد که آب روي آن ها جمع شده و آمونياک در اثر گرماي ناشي از ژنراتور از آن جدا شده و به سمت بالا و دهانه خروجي حرکت مي کند. رکتيفاير نيز عملکردي مانند پيش سردکن دارد که باقيمانده بخار آب همراه با آمونياک را از آن جدا نموده و به ژنراتور باز مي گرداند. دماي 40 تا 50 درجه سانتي گراد براي جداسازي آب از آمونياک در اين مرحله مناسب است. اين گرما توسط ژنراتور تامين ميشود و همين موضوع ، موجب کاهش ضريب بهره سيستم هاي آمونياکي نسبت به سيستم هاي ليتيمي ميشود. البته عليرغم صرف انرژي، رکتيفاير به طور کامل و صد درصد موفق به تفکيک بخارآب از آمونياک نمي شود و همواره احتمال وجود مقداري بخارآب در ورودي کندانسور وجود دارد.
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
سیستم سرمایش جذبی در ساختار سيستم هاي جذبي آمونياکي از تجهيزات کمکي ديگر مانند منبع جمع آوري آمونياک و مبدل حرارتي مبرد براي متعادل سازي دماي سيال ورودي و خروجي اواپراتور نيز استفاده ميشود. وجود مبدل حرارتي مبرد موجب مي شود که انرژي موجود در مايع خروجي از کندانسور صرف تبخير مبرد شود. با چنين تمهيدي تا حدودي انرژي مورد استفاده در رکتيفاير جبران شده و ضريب کارايي بهبود مي يابد.

در تصاوير ( 6) (7) ) و ( 8) چرخه جذبي آمونياکي يخچال سرول نمايش داده شده است. در اين سيستم به جز مشعل هيچ قطعه مکانيکي و متحرک ديگري وجود ندارد و سيال بر اساس تغيير حالت و وزن مخصوص و به روش ثقلي در سيستم جاري مي شود . در اين سيستم براي خنک کردن کندانسور ، ابزوربر و رکتيفاير از هوا استفاده مي شود و اواپراتور هم هواي فضاي داخل کابين يخچال را خنک ميکند. بنابراين در اين سيستم و سيستم هاي مشابه ، نه تنها آب خنک نمي شود بلکه اخذ گرما در قسمت هاي مختلف نيز توسط هوا صورت مي گيرد .
سیستم سرمایش جذبی اين نوع خنک کاري کندانسور و ابزوربر ، امروزه براي پمپهاي حرارتي جذبي يا واحدهاي سرمايي آپارتماني جذبي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد ، با اين اختلاف که در سيستم سرول وزش هوا براي خنک نمودن کندانسور و ابزوربر به صورت طبيعي انجام مي شود، د ر حالي که در سيستم هاي سرمايشي ميتوا
ن به کمک فن ، هوا را به صورت مکانيکي به گردش انداخت.
در چرخه جذبي سرول، محلول آمونياک و آب در ژنراتور به کمک گرماي شعله مستقيم از هم جدا مي شوند اما اين فرايند به طور کامل تنها در ژنراتور صورت نمي گيرد ، بلکه بخشي از اين جداسازي تا رسيدن به خلوص مناسب در قسمت هاي بعدي ژنراتور نيز همچنان ادامه دارد . از همين رو بخشي از بخار آمونياک جدا شده از محلول مي تواند نيروي لازم براي جابجايي محلول را به وجود آورد و محلول را با خود همراه نموده و به قسمت ديگر منتقل کند.
در سيستم هاي جذبي آمونياکي کوچک و خانگي که فاقد پمپ محلول هستند، براي ايجاد تعادل در بين دو بخش فشار ضعيف )اواپراتور و ابزوربر( و فشار قوي )ژنراتور و کندانسور( از گاز سومي مانند هيدروژن استفاده مي شود. بنابراين سيستم هاي خانگي مانند يخچا لهاي سرول بي نياز از پمپيا هرگونه قطعه متحرک ديگر براي به گردش درآوردن محلول هستند. اما اين به معناي عدم کاربرد پمپ محلول در کليه سيستم هاي کم ظرفيت آمونياکي نيست. چرخه آمونياکي سرول بر مبناي قانون دالتون 24 عمل مي کند. بر اساس اين قانون، فشار کلي مخلوطي از گازها در يک فضاي بسته برابر است با مجموع فشار جزيي هر يک از گازه اي مخلوط و هر گاز تمايل دارد که به تنهايي کل فضا را اشغال کند.
سیستم سرمایش جذبی بنابراين در نقاط کم فشاري که هيدروژن حضور دارد، مايع مبرد يا آمونياک مايع تبخير ميشود. تصوير (6) طرحواره ساده اي از سيستم جذبي آمونياکي - آب با گاز هيدروژن را نمايش ميدهد. مطابق اين طرحواره محلول آب و آمونياک تحت تاثير گرماي ژنراتور (QG ) قرار گرفته و آب از مسير ( 6) به ابزوربر رفته و بخار آمونياک از مسير ( 1) به سمت کندانسور مي رود. بخار آمونياک در کندانسور گرماي خود را از دست داده ( QG ) و پس از تبديل شدن به مايع از مسير ( 2) به سمت اواپراتور سرازير مي شود. فشار جزيي هيدروژن موجود در اواپراتور کمتر از کندانسور است. بنابراين مايع آمونياک تحت فشار کمتري قرار گرفته و شروع به تبخير مي کند و گرماي لازم براي بخار شدن ( QE ) را از محيط مي گيرد.
سپس مخلوط گازي آمونياک و هيدروژن از مسير ( 3) وارد ابزوربر مي شود و هيدروژن به دليل سبک بودن از مسير ( 4) بار ديگر به اواپراتور باز مي گردد. آب درون ابزوربر موجب جذب بخار آمونياک مي شود و محلول آب و آمونياک از مسير ) 5( وارد ژنراتور مي شوند تا چرخه بار ديگر از سر گرفته شود. طرحواره هاي ( 7) و ( 8) به ترتيب چرخه جذبي آمونياک - آب و هيدروژن را با جزييات بيشتري نمايش ميدهند.
سیستم سرمایش جذبیبا روشن شدن مشعل و گرم شدن ژنراتور ( 1) ، بخار گرم آمونياک متصاعد شده و از طريق لوله ( 10 ) که لوله پمپ خوانده مي شود به بالا رفته و به همراه خود محلول را به جداکننده (11 ) مي برد. بيش تر محلول که به کمک بخار آمونياک به اين محفظه رانده شده ، در قسمت زيرين آن جمع شده و پس از گذر از مبدل حرارتي ( 9) به ابزوربر ( 4) مي رود اما بخار آمونياک به دليل سبکي در بالاي محفظه جداکننده (11 ) جمع مي شود و از طريق لوله مياني جداکننده به آناليزر ) 6( وارد ميشود . چنانچه به همراه بخار آمونيا ک، بخار آبي هم باشد ، در آناليزر از آن جدا مي شود و بخار داغ و نسبتا خالص آمونياک به سمت بالا حرکت نموده و وارد رکتيفاير ( 7) ميشود. در اينجا رکتيفاير به کمک جريان طبيعي هوا خنک مي شود و باقيمانده بخارآب احتمالي نيز به طور کامل از بخار آمونياک جدا شده و به آناليزر بازگشته و بعد از گذر از مبدل حرارتي به ابزوربر باز مي گردد .
بنابراين عمليات جداسازي آب از آمونياک طي سه مرحله و به ترتيب در ژنراتو ر، آناليزر و رکتيفاير صورت مي گير د. بخش عمده جداسازي در ژنراتور و در مجاورت شعله يا منبع گرمايي ديگر انجام مي شود و در مراحل بعد عمل جداسازي بر اساس وزن مخصوص و تقطير صورت مي گيرد .
سیستم سرمایش جذبی در هر حال، حاصل کار اين مراحل جداسازي آب از آمونياک است . در هر يک از اين مراحل، آب جدا شده به سمت ابزوربر روان مي شود و بخار آمونياک هم به سمت با لا و به طرف کندانسور حرکت ميکند . در کندانسور ( 2) بخار آمونياک در مجاورت هواي خنک تقطير شده و به سمت اواپراتور روان مي شود. در کندانسور بخش عمد هاي از بخار گرم آمونياک تقطير ميشود و به صورت ثقلي وارد قسمت (3a ) اواپراتور ميشود و بخش ديگري از بخار آمونياک که هنوز تقطير نشده به قسمت فوقاني کندانسور ( 2b ) رفته و در آنجا تقطير مي شود وسپس وارد اواپراتور مي شود. در بالاترين نقطه سيستم، هيدروژن جمع آوري ميشو د. آمونياک مايع وارد شده به اواپراتور با اخذ گرما از هواي داخل فضاي يخچال مجددا بخار شده و جذب آب موجود در ابزوربر( 4) مي شود .
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧

گاز هيدروژن که به مقدار زياد وارد اواپراتور مي شود به تبخير آمونياک در دماهاي پايين کمک مي کند و تحت اين شرايط اواپراتور مي تواند موجب يخ زد
ن آب در جايخي يخچال شود . هرچه مقدار هيدروژن بيش تر و مقدار آمونياک کمتر باشد ، دستيابي به دماهاي پايين تر و سرماي بيشتر آسان تر و بهتر صورت مي گير د. بخار ناشي از تبخير آمونياک با هيدروژن مخلوط شده و از آنجا که وزن مخلوط آن از هيدروژن بيش تر است از طريق بخ شمياني مبدل گرمايي گاز ( 8) به ابزوربر ( 4) مي رود. مخلوط هيدروژن و آمونياک که از بخش مياني مبدل ( 8) عبور مي کند به صورت مستمر موجب کاهش دماي گاز هيدروژني مي شود که در جدار بيروني مبدل به سمت بالا حرکت ميکند.
سیستم سرمایش جذبیآب جداشده در مراحل ژنراتور ، آناليزر و رکتيفاير نيز پس از گذر از مبدل حرارتي ( 9) به ابزوربر ( 4) باز مي گردد . در ابزوربر آمونياک جذب آب مي شود و اين محلول بار ديگر از مسير مبدل حرارتي و آناليزر ( 6) به ژنراتور مي رود تا چرخه بار ديگر از سر گرفته شود. هيدروژن نيز به دليل اين که در آب حل نميشود از طريق مسير ( 8) به اواپراتور باز مي گردد. تصوير ( 9) چرخه سرمايش نوعي سردکننده جذبي آمونياکي آپارتماني را نمايش مي دهد که در آن، کندانسور به وسيله هوا خنک ميشود و اواپراتور نيز هواي خنک توليد ميکند.
ژنراتور اين سيستم از نوع شعله مستقيم و گازسوز است. در اين سيستم، نسبت حجمي آب به عنوان ماده جاذب به آمونياک به عنوان ماده مبرد، دو برابر است. وجود اوريفيس هاي محدودکننده ( Restrictor ) در اين چرخه موجب کنترل فشار محلول و مبرد ميشود.
در اين چرخه بخار مبرد آمونياک پس از خروج از ژنراتور، وارد محفظه سطح بندي ( Leveling Chamber ) آناليزر مي شود و آب جدا شده نيز به ابزوربر ميرود. در محفظه سطح بندي آناليزر، با آرام شدن جريان بخار، آب هم راه آمونياک از آن جدا شده و مبرد براي تکميل عمليات جداسازي وارد رکتيفاير مي شود. در رکتيفاير، بخ ار آب باقي مانده نيز در اثر تقطير از آمونياک مبرد جدا شده و به آناليزر ژنراتور باز مي گردد. بخار آمونياک )مبرد( نيز پس از گذر از رکتيفاير وارد کندانسور مي شود. آمونياک مايع پس از گذر از اوريفيس محدودکننده به مبدل حرارتي وارد مي شود. مبرد مايع در اواپراتور، گرماي هواي عبوري را که توسط فن دميده ميشود، گرفته و بار ديگر به صورت بخار درآمده و جذب مايع جاذب )آب( که در ابزوربر قرار دارد، ميشود.
در اين سيستم محلول ابزوربر نيز به وسيله هوا خنک مي شود. در واقع بخشي از کويل کندانسور مختص حرکت جريان محلول ابزوربر است. فشار سيستم و نيروي لازم جهت گردش محلول بين ابزوربر، کويل خنک کننده و ژنراتور توسط پمپ محلول ايجاد مي شود. پمپ محلول، سيال را از کف ابزوربر مکيده و پس از گذر آن از کويل هوا - خنک، آن را به ژنراتور مي رساند. اين پمپ از نوع جا به جايي مثبت و ديافراگمي است که مي تواند فشاري بين 0 تا 0-2757.9kpa) 400psig ) را به صورت ضرباني به وجود آورد. در هر دو سمت پمپ از شير يک طرفه استفاده مي شود تا ضمن جلوگيري از پس فشار در سمت دهش، طي عمل کرد ضرباني مانع از ايجاد کاويتاس يون در سمت مکش شود. تحت فشار 0 psig شير يکطرفه سمت مکش باز شده و بخش بالاي ديافراگم از محلول پر ميشود تا جاي يکه ديافراگم به سمت پايين خم شده و موجب ايجاد فشار در بخش زيرين مي شود. با ايجاد فشار در بخش زيرين، محلولي که در اين قسمت وجود دارد به خارج از پمپ هدايت شده و اين فرايند ضرباني به طور مستمر باعث مکش و رانش محلول مي شود.

سيستم هاي آمونياکي ممکن است يک يا چند مرحله اي باشند.
درمجموع و در نگاهي کلي ميتوان گفت که سيستم هاي جذبي آمونياکي از نظر ساختار و چرخه سرمايش پيچيده تر از سيستم هاي جذبي ليتيمي هستند . دامنه دمايي مورد نياز ژنراتور سيستم هاي آمونياکي در حالتي که از کندانسور و ابزوربر هواخنک استفاده کنند بين 125 تا 170 درجه سانتي گراد ( 257 تا 338 درجه فارنهايت) است و اين مقدار در صورت استفاده از کندانسور و ابزوربر آب خنک شو ، بين 80 تا 120 درجه سانتي گراد ( 176 تا 248 درجه فارنهايت) است. ضريب کارايي اين نوع سيستمها بين 0.5 تا 0.6 است و در مجموع ضريب کارايي آ نها تقريبا نزد يک به سيستمهاي جذبي ليتيمي يک اثره است. البته هما نطور که در ادامه خواهد آمد، ضرايب کارايي انواع مختلف سيستم هاي ليتيمي تفاوت هاي قابل توجه اي نسبت به هم داشته و در ميان آن ها سيستم هاي يک اثره کم ترين ضريب کارايي را دارند .
در سيستم هاي آمونياکي نيازي به تامين خلأ و کاهش فشار وجود ندارد ، بلکه برعکس فشار سيستم به اندازه قابل توجه اي بالا است. بنابراين اس تفاده از مصالحي که مقاومت کافي در مقابل اين مقدار فشار را داشته باشند بسيار ضروري است . يکي از تفاوت هاي مهم بين چيلره اي جذبي ليتيمي و آمونياکي مربوط به چگونگي تغذيه آب برج خنک کن است . در چيلرهاي ليتيمي آب برج خنک کن ابتدا وارد ابزوربر شده و پس از عبور از آن وارد کندانسور مي شود اما در چيلرهاي آمونياکي قضيه برعکس است . در اين نوع چيلرها براي کاهش فشار در
بخش فشار بالا که شامل ژنراتور ، آناليز ر، رکتيفاير و کندانسور مي شود ، آب برج خنک کن ابتدا وارد کندانسور شده و سپس از ابزوربر مي گذرد. اگرچه مي توان براي رکتيفاير، کندانسور مجزايي نيز در نظر گرفت . در چيلرهاي آمونياکي پديده تبلور روي نميدهد ، از اين رو کنترل آب برج خنک کن در آ نها ساده تر است.

سیستم سرمایش جذبی
سيستم سرمايش جذبي با مبرد آب و جاذب جامد
به جرات ميتوان گفت که سرمايش جذبي اولين بار با ماده جاذب جامد شناخته شد . مايکل فاراده 25 در سال 1824 ميالدي در حين انجام يک سلسله آزمايشات براي تبديل و شناخت گازهاي پايدار با پديده سرمايش جذبي روبرو شد . او مي دانست که پودر کلريد نقره در جذب آب و آمونياک بسيار موثر عمل ميکند . بنابراين براي تعيين پايداري آمونياک ، در يک لوله خميده مطابق تصوير ( 10 ) کلريد نقره را در مجاورت گاز خشک آمونياک قرار داد و پودر نقره تمامي آمونياک را جذب نمو د. فاراده يک سر لوله را که حاوي مخلوط بود حرارت داد و سر ديگر آن را با آب، سرد کر د. گرما آمونياک را از مخلوط جدا کرد و آمونياک جدا شده، در اثر سرماي آب در سر ديگر لوله به صورت مايع جمع آوري شد . فاراده به گرما دادن سر ديگر لوله ادامه داد تا مقدار کافي آمونياک مايع به دست آورد.
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧

پس از انجام عمليات و خاموش کردن شعله و سرد شدن کلريد نقره ، آمونياک مايع سريعا و بدون اين که فرصتي به فاراده براي ادامه تحقيقاتش بدهد ، شروع به جوشش نموده و با تبديل شدن به گاز بار ديگر جذب کلريد نقره ش د و اثر بسيار سردي در انتهاي لوله از خود باقي گذاشت . فاراده نتيجه ساده اي گرفت ، تبخير آمونياک مايع و جذب سريع آن توسط کلريد نقره موجب اخذ گرما از محيط که همان لوله آزمايش باشد ، شده بود .
اگرچه قدمت شناخت سرمايش جذبي با ماده جامد بسيار بيش تر است ، اما به کارگيري فناوري مربوط به آن براي تامين سرمايش ساختمان ها چندان قدمتي ندارد و اولين نمونه آن در سال 1986 تحت عنوان 26ADC به بازار عرضه شد . ماده مبرد در اين گونه سيستم ها آب و ماده جاذب سيليکاژل است. گرماي ژنراتور هم از طريق آب گرم 50 تا 90 درجه سانت يگراد ) 122 تا 194 درجه فارنهايت( تامين ميشود . دماي آب سرد خروجي از آ نها مي تواند تا 3.3 درجه سانتي گراد ( 38 درجه فارنهايت) کاهش يابد. ضريب کارايي اين سيستمها بين 0.68 تا 0.75 است و از اين نظر مي توانند رقباي سرسختي براي چيلرهاي يک اثره ليتيمي باشند. در حال حاضر توليد آن ها محدود و کاربردهاي آن چندان فراگير نشده است. يکي از معايب اين سيستم حجم نسبتا زياد آن است . به همين دليل بيش از ظرفيت هاي 25 تا 180 تن تبريد مورد استفاده قرار نمي گيرند .
از ديگر معايب بزرگ اين سيستمها وجود چهار شير در مدار چهار محفظه اصلي است که احتمال بروز عيب در داخل چيلر را افزايش داده و اين مشکل با توجه به عدم د سترسي به اين شيرها مضاعف مي شود. در ادامه اين قسمت با اين شيرها و دليل به کارگرفتن آن ها در ساختار اين گونه چيلرها آشنا خواهيم شد.
سیستم سرمایش جذبیچيلرهاي جذبي سيليکاژلي با محيط زيست سازگار بوده و هيچ گونه تاثيرات زيانباري ندارند . از نظر ساختار و فرايند به راحتي در انواع سيستمهايي که به نوعي از انرژي هاي نو و تجديد پذير بهره مي گيرند ، جاي گرفته و مي توانند به عنوان پمپ هاي حرارتي نيز مورد استفاده قرار گيرند. مصرف برق اين چيلرها بسيار کم است . به عنوان مثال چيلري از اين نوع به ظرفيت 180 تن تبريد تنها نيازمند 400 وات يا 0.4 کيلو وات است . اين گونه چيلرها تنها داراي دو پمپ کوچک براي ايجاد خلأ و گردش ماده مبرد )آب( هستند و به غير از چهار شير داخلي هيچ گونه قطعه متحرک و مستهلک شونده اي در ساختار آ نها به کار نرفته است و به همين دليل هزينه راهبري آ نها نسبتا کم و عمر مفيدشان زياد است و در عين حال تجهيزاتي بي سرو صدا و بدون ارتعاش هستند. در اين چيلرها نيز براي تبخير آب در اواپراتور بايد فشار بين 20 تا 10 ميلي متر جيوه کاهش يابد.
موضوع خوردگي نيز در اين سيستمها به نسبت چيلرهاي ليتيمي يا آمونياکي منتفي است و از اين جهت برتري غير قابل انکاري نسبت به ساير سيستمها دارند . با توجه به حذف مبدل حرارتي، سيستم ضد کريستال ، حذف پمپ ابزوربر و ژنراتور و همين طور بخشي از کنترل کننده ها، ساختار اين گونه چيلرها بسيار ساده تر است . ماده جاذب سيليکا ژل نيز به دليل عمر طولاني )در حدود 30 سال( و عدم نياز به تعويض ارزان تر و پايدارتر است.

📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
سیستم سرمایش جذبی پمپ مبرد در چيلرهاي ليتيمي دايم در حال کار است، در حاليکه در چيلرهاي سيليکاژلي پمپ مبرد تنها در زمان بي باري چيلر در مدار قرار مي گيرد . در چيلرهاي ليتيمي براي کنترل آب گرم ورودي به ژنراتور از شير سه راهه استفاده مي شود در حالي که در چيلرهاي سيليکاژلي کنترل آب گرم و
رودي به وسيله شير پروانه اي که شيري ساده تر با راهبري آسان تر است، به کار گرفته ميشو د. البته در هر دو گونه چيلر براي کنترل آب گرم ورود ي ميتوان از درايو کنترل دور بر روي پمپ ها نيز استفا ده نمود. زمان راه اندازي چيلرهاي سيليکاژلي بسيار کوتاه و در حد 7 دقيقه است و به هنگام خاموش شدن نيز نيازي به در نظر گرفتن زماني براي رقيق سازي ند ارند و اين در حالي است که در چيلرهاي ليتيمي ، زمان راه اندازي 30 دقيقه و زمان رقيق سازي به هنگام توقف کار دستگاه حد اقل 15 دقيقه است. چيلرهاي سيليکاژلي نيازي به مواد بازدارنده ، ضد خورندگي و افزايش بازده، مانند ليتيم کرومات يا الکل ندارند


سیستم سرمایش جذبی . شبکه آب برج خنک کننده چيلرهاي سيليکاژلي نيازمند کنترل کننده هاي دما و دبي گران قيمت نيستند و به دليل عدم امکان تبلور ماده جاذب، حساسيت ويژ هاي براي کنترل دقيق آب برج و همين طور آب گرم ورودي به ژنراتور وجود ندارد ، مگر اينکه کنترل آن ها به دليل کاهش يا افزايش ظرفيت سرمايشي باشد .
سيليکاژل به عنوان ماده جاذب رطوبت ، نوعي فرآورده صنعتي است که توسط والتر پاتريک 27 استاد شيمي دانشگاه جان ها پکينز مريلند به سال 1919 ميلادي ساخته شد .
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧

سطح تماس سيليکاژل بسيار زياد و ماده اي موثر براي جذب رطوبت است. سيليکاژل پس از اشباع توسط بخارآب در دماي 120 درجه سانتي گراد ) 250 درجه فارنهايت( بار ديگر به طور کامل احيا شده و خواص جذب سريع را باز مي يابد . اين ماد ه کاربردهاي فراواني دارد و تنها يکي از کاربردهاي آن در تهويه مطبوع )فارغ از رطوبت گيرهاي لانه زنب وري( در چيلرهاي جذبي با ماده جاذب جامد است. اين ماده مصنوعي، سمي و قابل اشتعال نيست و از اين نظر ماده ايمن و بي خطري محسوب مي شود . چگالي آن بين 0.5 تا 0.7 کيلوگرم بر ليتر است و در رطوبت نسبي صد در صد ، 40 درصد جرم يا 50 تا 70 درصد حجم خود بخار آب جذب ميکند . ظرفيت گرمايي ويژه سيليکاژل 1.13 کيلوژول بر کيلوگرم کلوين و گرماي مورد نياز براي احيا ، به ازاي هر کيلوگرم آب خارج شده از آن ، تقريبا 4800 کيلوژول است.
سیستم سرمایش جذبی چيلرهاي جذبي سيليکاژلي که ميتوان آن ها را چيلرهاي جذب سطحي هم خواند، مانند ساير چيلرهاي جذبي داراي چهار محفظه اصلي هستند با اين تفاوت که در آن ها محفظه ژنراتور و ابزوربر به طور ثابت وجود ندارد، بلکه دو محفظه يک و دو که در تصوير ) 11 ( نمايش داده شده است به طور مشترک و متناوب نقش ابزوربر و ژنراتور را بازي مي کنند؛ زيرا اساسا ماده جاذب جامد قابليت انتقال و گردش را در سيستم ندارد ، بنابراين مي بايد در جاي خود هم عمل جذب را انجام دهد و هم احيا شو د. از اين رو بهتر است آ نها را مبدل هاي حرارتي يک و دو بناميم . اما دو محفظه اواپراتور و کندانسور تقريبا با همان سا زو کار چيلرهاي ديگر در اين نوع چيلر هم وجود دارد . سرد و گرم کردن متناوب دو مبدل حرارتي و تغيير مسير جريان آب برج و آب گرم و همچنين به کارگيري شيرهاي يکطرفه که معکوس يکديگر عمل مي کنند بر پيچيدگي کنترل اين گونه چيلرها افزوده است. اگر به کارگيري شير پروانه اي را به جاي شير سه راهه در مسير آبگرم نوعي مزيت براي آن بدانيم ، به طور قطع بايد عملکرد متناوب شيرهاي داخلي و تغييرات مسير جريان را هم نوعي عيب به شمار آوريم .
براي درک بهتر چرخه چيلرهاي سيليکاژلي بهتر است بار ديگر آزمايش فاراده را به ياد آوريم. در آن آزمايش وقتي فاراده سر لوله اي که در آن کلريد نقره وجود داشت را به کمک شعله گرم مي کرد ، گاز آمونياک از آن جدا شده و درسر ديگري که توسط آب سرد مي شد جمع شد . بنابر اين به طور همزمان يک بخش از لوله گرم و بخش ديگر سرد مي شد . با خاموش شدن شعله و سردشدن کلريد نقر ه، بلافاصله آمونياک مايع تبديل به گاز شده و جذب کلريد نقره شد . نکته مهم در اين آزمايش ثبات مکاني کلريد نقره است . در واقع با گرم و سردشدن کلريد نقره ، عمل جذب و دفع به تناوب صورت مي گرفت. در چيلرهاي جذبي سيليکاژلي نيز محل ماده جاذب ثابت بوده و سيليکاژل براي جذب و احياي مجدد جابه جا نمي شود ، بلکه در همان مکان به تناوب گرم يا سرد ميشود . به طور قطع نمي توان يک مخزن حاوي سيليکاژل را به صورت همزمان گرم يا سرد نمود .

چنين عملي منجر به توقف چرخه پيوسته مي شود. چنانچه پيوستگي چرخه مورد نظر باشد که هست، حتما مي بايد از دو مخزن حاوي سيليکاژل استفاده کنيم که همواره يکي از آ نها گرم و ديگري سرد شو د. به اين ترتيب وقف هاي در چرخه پديد نيامده و عمل جذب و دفع به طور پيوسته انجام خواهد شد . به همين دليل نمي توان به طور مشخص هر يک از اين محفظه ها را ابزوربر يا ژنراتور ناميد. همان گونه که پيش از اين آمد بهتر است اين محفظه هاي دو جنسي را مبدل هاي يک و دو بناميم .
با اين اوصاف مي توان انتظار داشت که تمامي فرايندهايي که قرار است در اين محفظه ها رو
ي دهد نيز به تناوب معکوس يکديگر باشد. همان گونه که در تصوير ) 12 ( مشخص است ، هر يک از اين مبدل ها داراي دو معبر هستند که آن ها را از يک سو به اواپراتور و از سوي ديگر به کندانسور مرتبط ميکند . اين معابر توسط شيرهاي يکطرفه اي باز و بسته مي شوند و ارتباط لازم برقرار مي شود. وقتي معبر مبدل يک به سمت اواپراتور باز ميشود ، در همان زمان معبر مبدل دو به سمت اواپراتور بسته و در عوض معبر مبدل دو به سمت کندانسور باز خواهد بود . در واقع باز و بسته شدن معابر در دو مبدل معکوس يکديگر و به صورت ضربدري است . معبر پايين مبدل يک و معبر بالاي مبدل دو با هم و معبر بالاي مبدل يک و معبر پايين مبدل دو نيز با هم باز و بسته مي شوند .
Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧

تنها يک حالت مشترک براي اين چهار معبر وجود دارد و آن حالتي است که همگي آ نها به هنگام تغيير مدار آب گرم و سرد بسته باشند. براي سرد و گرم کردن متناوب هر يک از مبدل ها نيز لازم است تا مسير آب سرد برج خنک کننده و آب گرم نيز به تناوب در آن ها تغيير کند . ارتباط آن ها با اواپراتور و کندانسور در چيلر جذبي سيليکاژلي تصوير ( 13 ) چرخه ساده اي شامل چهار مرحله از عملکرد چيلر جذبي سيليکاژلي را نمايش ميدهد. در مراحل مياني عمل تغيير مدار آب سرد و گرم روي مي دهد که طي آن تمامي معابر ارتباطي بين مبد لها از يک سو و کندانسور و اواپراتور از سوي ديگر بسته است . در مراحل بالا و پايين نيز ارتباط بين مبدل ها با کندانسور و اواپراتور به صورت معکوس برقرار است . اين به معناي آن است که به طور همزمان وقتي در مرحله يک (بالا) مبدل 2، مشغول جذب بخار آب ايجاد شده در اواپراتور است، مبدل شماره 1 بخار آب جذب شده از مرحله پيشين را جهت انجام عمليات تقطير در اختيار کندانسور قرار مي دهد و همچنين در مرحله سه پايين نيز همين کار به صورت معکوس انجام ميشو د.
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
به نظرتون موتور خانه بهتره یا پکیج

برای اینکه بدونین کدومش کجا بصرفه است مطالب زیر رو بخونین

ممنون از بودن دوستان عزیز
و خوش امد گویی دوستان. جدید
حضورتان باعث دلگرمی ماست

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏
موتورخانه مرکزی بهتر است یا پکیچ؟
اصولا" هر محصول یا سیستمی مزایا و نقص ها و همچنین شرایط خاص استفاده خود را دارد لذا اینکه تصور کنیم موتورخانه سرشار از نقاط ضعف و فاقد مزیت یا برعکس سرشار از نقاط مثبت است، اشتباه است. این موضوع درباره پکیج یا هر وسیله گرمایشی و سرمایشی دیگر نیز صادق است.

با توجه به طرح موضوعاتی یکسویه در برخی از رسانه ها له یا علیه پکیج یا موتورخانه بدون رعایت اخلاق حرفه ای در اطلاع رسانی به مخاطبین، در این گفتار سعی شده است دو سیستم مورد نظر از منظر "مصرف گاز و ایمنی ساکنین ساختمان ها در برابر حوادث گاز گرفتگی"، بصورت کاربردی و تجربی مقایسه شوند.
در ابتدا تاکید می شود که اصولا" هر محصول یا سیستمی مزایا و نقص ها و همچنین شرایط خاص استفاده خود را دارد لذا اینکه تصور کنیم موتورخانه سرشار از نقاط ضعف و فاقد مزیت یا برعکس سرشار از نقاط مثبت است، اشتباه است. این موضوع درباره پکیج یا هر وسیله گرمایشی و سرمایشی دیگر نیز صادق است.در این تحلیل، وضعیت موتورخانه‌های سنتی موجود در کشور مورد بحث و مقایسه است، نه موتورخانه های مدرن با راندمان بالا.

بخش اول: مقایسه مصرف گاز پکیج و موتورخانه مرکزی سنتی
۱- سیستم های دارای مخزن از مزیت داشتن حجم معینی آب گرم برای زمان قطع برق برخوردارند.اینکه این مزیت چقدر برای ساکنین ساختمان ها ارزش دارد، در فرایند تصمیم گیری و انتخاب آنها تاثیر دارد. لذا در زمان انتخاب پکیج نیز مشتری می تواند مدلپکیجی را انتخاب کند که منبع ذخیره آب گرم هم دارد اما بدلایلی که در ادامه اشاره می شود، بعنوان یک کارشناس بهینه سازی انرژی، چنین توصیه ای ندارم.
• بر اساس نتیجه یک تحقیق معتبر انجام شده در چند سال قبل در شهر ساری، میزان انرژی مورد نیز برای گرم نگهداشتن مخازن آب گرم شامل موتورخانه ها و آبگرمکن های مخزنی در ساعات غیر مفید شبانه روز یعنی ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح معادل انرژی مورد نیاز برای یک شهر ۱۵ هزار نفری است. (سخنرانی مدرس دانشگاه و رئـیس گروه تخصصی مکانیک سازمان نظام مهندسی مازندران در همایش دی ماه ۸۷- دکتر نیکزاد، محمود آباد). اگر سیستم (یکیج، آبگرمکن و حتی موتورخانه) در هر زمان مورد نیاز،آب گرم فوری و دائـم مورد نیاز را تامین کند، چه نیازی به مخزن ذخیره آب گرم داریم؟ آیا مخزن ذخیره آب گرم آبگرمکن مخزنی یا موتورخانه مزیت آن است؟ تکنولوژی در خدمت بشریت است تا نیازمان را برطرف کند و این مزیت سیستم های تامین آب گرم فوری است.
۲- با استنتاج از گزارش تحقیق میدانی شرکت بهینه سازی مصرف سوخت از ۵ هزار ساختمان مجهز به سیستم حرارت مرکزی سنتی، مصرف سالیانه ساختمان های مسکونی مجهز به موتورخانه مرکزی با زیربنای ۱۰۰۰ مترمربع (ساختمان ۵ طبقه شامل ۱۰ واحد حدودا" ۱۰۰ متری) بالغ بر ۳۵ هزار متر مکعب است یعنی سرانه گاز مصرفی هر واحد در سال ۳۵۰۰ متر مکعب خواهد بود. درحالیکه سرانه گاز مصرفی در واحدهای مسکونی –با کیفیت ساخت و اقلیم مشابه- مجهز به پکیج حدود ۱۰۰۰ متر مکعب کمتر است (منبع: تحقیق میدانی پایش قبض های گاز واحدهای مسکونی در استانهای مختلف). بنابراین پکیج نسبت به موتورخانه مزیت صرفه‌جویی گاز دارد.راندمان پکیج ها بر اساس استاندارد برچسب انرژی آنها، عمدتان بالای ۸۰درصد و حتی بالاتر از ۹۰درصد است. راندمان پکیج های چگالشی نیز بر اساس فرمول ساده و موجود محاسبه راندمان، بالای ۱۰۰% است.
۳- علل و عوامل تاثیرگذار بر راندمان پایین "سیستم حرارت مرکزی یا موتورخانه های موجود" که مطابق گزارش شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور حدود ۵۵درصد اعلام شده، در سایت های مرتبط در دسترس است. نکته اصلی و مهم قابل توجه در این زمینه اینست که موتورخانه یک قطعه یا محصول نیست بلکه یک سیستم و مجموعه ای است از اجزا و قطعات متعددکه بر راندمان کل سیستم اثرگذار است. هرچند ممکن است راندمان دیگ یا مشعل هر کدام بصورت مجزا ۸۰درصد یا بالاتر اعلام شود اما طراحی و اجرای کل موتورخانه و منبع دوجداره، لوله کشی ساختمان، وضعیت عایق بندی منبع ذخیره آب گرم و لوله های رفت و برگشت، مکش دودکش و تهویه هوا و ... راندمان کل سیستم را تعیین می کند. دلایل عمده راندمان پایین موتورخانه های موجود عبارتند از:
• عدم طراحی و اجرای درست کل سیستم بر اساس محاسبات مهندسی
• عدم انطباق ظرفیت حرارتی موتور‌خانه با بار حرارتی ساختمان
• عدم تناسب ظرفیت حرارتی دیگ با مشعل
• استفاده از دیگهای چدنی به عنوان مبدل حرارتی
• عدم تنظیم درست مشعل و در برخی موارد پایین بودن راندمان مشعل یا دیگ
• عدم عایق‌بندی منبع آب گرم داخل موتورخانه، منبع انبساط پشت بام، لوله های رفت و برگشت شوفاژ و لوله های آب گرم بهداشتی
• عدم استفاده از فناوری نوین و پیشرفته "مبدل های صفحه ای" برای تامین آب گرم فوری و طراحی و اجرای مخازن بزرگ ذخیره آب گرم
• رسوب گیری بالا در داخل پره‌های دیگو منبع آب گرم که بخشی از آن بدلیل