Forwarded from Deleted Account
نوع منحني طولي دندانه ( قوس دايرهائي – اپيسيكلوئيدي - اينولوتي ) :
الف ) منحني دايرهائي :
استفاده ازاين نوع چرخ دندهها در آمريكا رايج است . براي اين نوع سيستم از ابزار فرزكاري با تيغچههاي گوناگون براي توليد چرخدندههاي مخروطيمارپيچ استفادهميشود . حركت غلتكي نسبي ابزار وقطعهكارباعث ايجاد يك چرخ دنده تصوري ميشود كه دنده توليد شده بر روي قطعهكار همان دنده چرخ دنده توليدي ميباشد .در اين فرآيند براي توليد فضاي خالي بين دو دنده از حركت ايندكس شده بين ابزار و قطعهكار استفاده ميكنيم كه در اين سيستم بعد از هر دنده ابزاركناره گيري كرده و در حالت چرخان برميگردد به موقعيت اوليه ايندكس شده برا ي برش چرخ دنده بعدي .از اين سيستم درر ماشين گليسون استفاده شده و اين سيستم براي ماشين سنگ زني چرخدنده هاي مخروطي مارپيچ گسترش يافته است . اين نوع منحني طولي چرخدندهها هم براي چرخدنده ها باعمق دنده يكنواخت و هم براي چرخدنده ها با عمق شيبدار استفاده ميشود . در ايستم ابزار بايد موازي با خط پايه چرخدنده تنظيم شود . در حالت كلي چرخ دنده هاي توليدي به اين روش باهم جفت نيستند واگر يكي خراب شود نياز نيست هر دو چرخدنده را تعويض كرد .
ب ) منحني اينولوتي :
اين نوع سيستم در آلمان ابداع گرديد . اين روش توليد شباهت زيادي به ماشين هاب دارد كه براي توليد چرخدندههاي ساده و ساده مارپيچي استفاده ميشود . در سال 1927 دو مهندس آلماني روش هابكاري را براي توليد چرخدندههاي مخروطي مارپيچ اختراع كردند . اين اختراع با اين كه مبتني بر استفاده از ابزار استوانهائي بود اصول كلي براي توليد اين نوع چرخدندهها را در بر ميگرفت .در سال 1923 گلينكيرنبرگ به كمك يك مهندس آلماني ديگر يك روش ديگر براي ماشين هابكاري بر مبناي اين روش اما با با بكارگيري ابزار هاب مخروطي ارائه كردند . اين نوع ابزار همچنان مورد استفاده قرار ميگيرد . كه ابزار اين سيستم تحت عنوان ابزار پالويد مطرح است كه طراحي خاص خود را دارد كه براي ماشينهاي گلينكرنبرگ با ايندكس پيوسته بكار ميرود . اين سيستم بدو هيچ تغيير و اصلاح چرخدندههاي درگير را توليد ميكند . دندانه عمق ثابتي دارد . هاب كه فرم اصلي خودش شبيه پيچ حلزوني است كه در براده برداري پيچهاي هاب قسمتهاي خالي چرخدنده را خالي ميكند همانند درگيري حلزون و چرخحلزون . هاب يك حركت دايرهائي پيچيدهشده حول محور صفحه چرخ دنده تاجي تصوري انجام مي دهد . اين روش فقط براي ساخت چرخدندههائي با زاويه مارژيچ بزرگتر از 32 درجه مجاز ميباشد .
ج ) منحني اپيسيكلوئيدي :
اين سيستم براي اولين با در كشورهاي ايتاليا و انگلستان مورد استفاده قرار گرفت كه به دور از نقص نبود تا اينكه در كشورهاي سوئيس و آلمان اصلاح گرديد . فرآيند ساخت اين نوع چرخدنده ها شبيه توليد چرخدندههاي مخروطي ماپيچ با مارپيچ دايرهائي ميباشد فقط تفاوت اين دو نوع در نياز داشتن چرخدندههاي اپيسيكلوئيدي به ايندكس بندي ميباشد . در اين سيستم بين چرخش چرخدنده تاجي مجازي و چرخش ابزار رابطه مستقيمي وجود دارد كه در اين سيستم سه تيغچه براي برش بكار ميرود اولي براي خشنكاري ، دومي براي صافكاري و سومي براي فرمتراش بكار ميرود .
الف ) منحني دايرهائي :
استفاده ازاين نوع چرخ دندهها در آمريكا رايج است . براي اين نوع سيستم از ابزار فرزكاري با تيغچههاي گوناگون براي توليد چرخدندههاي مخروطيمارپيچ استفادهميشود . حركت غلتكي نسبي ابزار وقطعهكارباعث ايجاد يك چرخ دنده تصوري ميشود كه دنده توليد شده بر روي قطعهكار همان دنده چرخ دنده توليدي ميباشد .در اين فرآيند براي توليد فضاي خالي بين دو دنده از حركت ايندكس شده بين ابزار و قطعهكار استفاده ميكنيم كه در اين سيستم بعد از هر دنده ابزاركناره گيري كرده و در حالت چرخان برميگردد به موقعيت اوليه ايندكس شده برا ي برش چرخ دنده بعدي .از اين سيستم درر ماشين گليسون استفاده شده و اين سيستم براي ماشين سنگ زني چرخدنده هاي مخروطي مارپيچ گسترش يافته است . اين نوع منحني طولي چرخدندهها هم براي چرخدنده ها باعمق دنده يكنواخت و هم براي چرخدنده ها با عمق شيبدار استفاده ميشود . در ايستم ابزار بايد موازي با خط پايه چرخدنده تنظيم شود . در حالت كلي چرخ دنده هاي توليدي به اين روش باهم جفت نيستند واگر يكي خراب شود نياز نيست هر دو چرخدنده را تعويض كرد .
ب ) منحني اينولوتي :
اين نوع سيستم در آلمان ابداع گرديد . اين روش توليد شباهت زيادي به ماشين هاب دارد كه براي توليد چرخدندههاي ساده و ساده مارپيچي استفاده ميشود . در سال 1927 دو مهندس آلماني روش هابكاري را براي توليد چرخدندههاي مخروطي مارپيچ اختراع كردند . اين اختراع با اين كه مبتني بر استفاده از ابزار استوانهائي بود اصول كلي براي توليد اين نوع چرخدندهها را در بر ميگرفت .در سال 1923 گلينكيرنبرگ به كمك يك مهندس آلماني ديگر يك روش ديگر براي ماشين هابكاري بر مبناي اين روش اما با با بكارگيري ابزار هاب مخروطي ارائه كردند . اين نوع ابزار همچنان مورد استفاده قرار ميگيرد . كه ابزار اين سيستم تحت عنوان ابزار پالويد مطرح است كه طراحي خاص خود را دارد كه براي ماشينهاي گلينكرنبرگ با ايندكس پيوسته بكار ميرود . اين سيستم بدو هيچ تغيير و اصلاح چرخدندههاي درگير را توليد ميكند . دندانه عمق ثابتي دارد . هاب كه فرم اصلي خودش شبيه پيچ حلزوني است كه در براده برداري پيچهاي هاب قسمتهاي خالي چرخدنده را خالي ميكند همانند درگيري حلزون و چرخحلزون . هاب يك حركت دايرهائي پيچيدهشده حول محور صفحه چرخ دنده تاجي تصوري انجام مي دهد . اين روش فقط براي ساخت چرخدندههائي با زاويه مارژيچ بزرگتر از 32 درجه مجاز ميباشد .
ج ) منحني اپيسيكلوئيدي :
اين سيستم براي اولين با در كشورهاي ايتاليا و انگلستان مورد استفاده قرار گرفت كه به دور از نقص نبود تا اينكه در كشورهاي سوئيس و آلمان اصلاح گرديد . فرآيند ساخت اين نوع چرخدنده ها شبيه توليد چرخدندههاي مخروطي ماپيچ با مارپيچ دايرهائي ميباشد فقط تفاوت اين دو نوع در نياز داشتن چرخدندههاي اپيسيكلوئيدي به ايندكس بندي ميباشد . در اين سيستم بين چرخش چرخدنده تاجي مجازي و چرخش ابزار رابطه مستقيمي وجود دارد كه در اين سيستم سه تيغچه براي برش بكار ميرود اولي براي خشنكاري ، دومي براي صافكاري و سومي براي فرمتراش بكار ميرود .