Forwarded from prince ji’s diary.
امروز یهفن تونست جونگینی رو سوار دوچرخه ببینه! 🤍
”وای همگی ㅠㅠ همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد من نتونستم عکس بگیرم ㅠㅠ وقتی به محل کارم میرفتم جونگینی رو دیدم ㅠㅠ کلا کپ قرمز رو برعکس رو سرش گذاشته بود و یه پیراهن آستین بلند خاکستری پوشیده بود، سوار دوچرخهی برقیش بود؟ با ماسک از جلوم رد شد و من تونستم همون لحظه بشناسمش ㅠㅠ چرا نتونستم عکس بگیرم ㅠㅠ“
”وای همگی ㅠㅠ همهچیز خیلی سریع اتفاق افتاد من نتونستم عکس بگیرم ㅠㅠ وقتی به محل کارم میرفتم جونگینی رو دیدم ㅠㅠ کلا کپ قرمز رو برعکس رو سرش گذاشته بود و یه پیراهن آستین بلند خاکستری پوشیده بود، سوار دوچرخهی برقیش بود؟ با ماسک از جلوم رد شد و من تونستم همون لحظه بشناسمش ㅠㅠ چرا نتونستم عکس بگیرم ㅠㅠ“