Forwarded from Dutchman Daily
جک دورسی (توییتر رو داشت قبلا و بیرونش کردن) داره یه سوشال مدیا میسازه به اسم BitChat. بعد این شبکهی اجتماعی از طریق اینترنت کار نمیکنه. به عبارتی اون شبکهش یا به طور خاصتر مشاش (Mesh) رو با بلوتوث میسازه.
به عبارتی نیاز نیست پیامی که میدین رو سرور به سرور بره تا برسه به سرور اصلی. دیوایس به دیوایس با بلوتوث میره.
لینک خبرش:
https://cointelegraph.com/news/jack-dorsey-launches-bluetooth-relayed-decentralized-messaging-app-bitchat
لینک گیتهاب پروژش:
https://github.com/jackjackbits/bitchat
به عبارتی نیاز نیست پیامی که میدین رو سرور به سرور بره تا برسه به سرور اصلی. دیوایس به دیوایس با بلوتوث میره.
لینک خبرش:
https://cointelegraph.com/news/jack-dorsey-launches-bluetooth-relayed-decentralized-messaging-app-bitchat
لینک گیتهاب پروژش:
https://github.com/jackjackbits/bitchat
Cointelegraph
Jack Dorsey Unveils Decentralized Bluetooth Mesh Network Bitchat
Dorsey’s Bitchat white paper introduces a decentralized peer-to-peer messaging app operating via Bluetooth without internet dependency.
Forwarded from Dutchman Daily
Dutchman Daily
جک دورسی (توییتر رو داشت قبلا و بیرونش کردن) داره یه سوشال مدیا میسازه به اسم BitChat. بعد این شبکهی اجتماعی از طریق اینترنت کار نمیکنه. به عبارتی اون شبکهش یا به طور خاصتر مشاش (Mesh) رو با بلوتوث میسازه. به عبارتی نیاز نیست پیامی که میدین رو سرور…
این چیزهای decentralized و بعضا بینیاز از اینترنت داره خیلی زیاد میشه و خب بنظر در آینده تحول خیلی عجیب و باحالی توی این حوزه باشه.
اگر رونمایی آیفون ۱۵ اپل رو هم دیده باشید (اگر ندیدید ببینید)، اپل یه تکنولوژی معرفی کرده بود روی گوشی ۱۵ پرو که اگر شما توی یک بیابونی جایی بودید که خلاصه صدای خر به خدا نمیرسید و هیچ دکل مخابراتی وجود نداشت و به عبارتی نه اینترنت داشتید و نه آنتن، منتهی همچنان بتونید از طریق یه سری ماهواره تماس بگیرید یا که پیامتون رو ارسال کنید.
در آینده احتمالا اینجوری بشه که یا دیگه هر دهاتی هم باشید اینترنت دارید. یا که اصلا دیگه نیازی به اینترنت برای برقراری ارتباط ندارید.
اگر رونمایی آیفون ۱۵ اپل رو هم دیده باشید (اگر ندیدید ببینید)، اپل یه تکنولوژی معرفی کرده بود روی گوشی ۱۵ پرو که اگر شما توی یک بیابونی جایی بودید که خلاصه صدای خر به خدا نمیرسید و هیچ دکل مخابراتی وجود نداشت و به عبارتی نه اینترنت داشتید و نه آنتن، منتهی همچنان بتونید از طریق یه سری ماهواره تماس بگیرید یا که پیامتون رو ارسال کنید.
در آینده احتمالا اینجوری بشه که یا دیگه هر دهاتی هم باشید اینترنت دارید. یا که اصلا دیگه نیازی به اینترنت برای برقراری ارتباط ندارید.
در مورد هندسه محاسباتی میخوندم که به یه مسئله جالب و تقریباً هم پر کاربرد توی دنیای واقعی رسیدم احتمالاً برای شما هم جذاب باشه. اول از همه هم بگم که هندسه محاسباتی جزو چارت گرایش الگوریتم و محاسبات مقطع ارشده و هر چی بیشتر در مورد این گرایش تحقیق میکنم بیشتر علاقهمند میشم بهش.
________________________________________
توی هندسه محاسباتی یه مبحثی داریم به اسم دیاگرام ورونوی (Voronoi diagram). ما میاییم صفحه (یا یه فضای n بعدی) رو بر اساس نزدیکی به یه مجموعه نقاط مشخص تقسیم میکنیم. به عنوان مثال فرض کنید یه مجموعه از نقاط (سایت هم گفته میشه) داریم به صورت زیر:
P = { p₁, p₂, …, pₙ } ⊂ ℝ²
حالا سلول یا منطقه ورونوی متناظر با هر سایت (نقطه) Pi به صورت زیر تعریف میشه:
V(p_i) = { x ∈ R² | d(x, p_i) ≤ d(x, p_j) for all j ≠ i }
که d(0,0) معمولاً فاصله اقلیدسیئه. دیاگرام ورونوی، اجتماع V(pi) نقاط اون مجموعهای هست که بالاتر گفتم که صفحه رو به سلولهای بدون همپوشی تقسیم میکنه.
________________________________________
توی هندسه محاسباتی یه مبحثی داریم به اسم دیاگرام ورونوی (Voronoi diagram). ما میاییم صفحه (یا یه فضای n بعدی) رو بر اساس نزدیکی به یه مجموعه نقاط مشخص تقسیم میکنیم. به عنوان مثال فرض کنید یه مجموعه از نقاط (سایت هم گفته میشه) داریم به صورت زیر:
P = { p₁, p₂, …, pₙ } ⊂ ℝ²
حالا سلول یا منطقه ورونوی متناظر با هر سایت (نقطه) Pi به صورت زیر تعریف میشه:
V(p_i) = { x ∈ R² | d(x, p_i) ≤ d(x, p_j) for all j ≠ i }
که d(0,0) معمولاً فاصله اقلیدسیئه. دیاگرام ورونوی، اجتماع V(pi) نقاط اون مجموعهای هست که بالاتر گفتم که صفحه رو به سلولهای بدون همپوشی تقسیم میکنه.
The Misgeneralization Mind
در مورد هندسه محاسباتی میخوندم که به یه مسئله جالب و تقریباً هم پر کاربرد توی دنیای واقعی رسیدم احتمالاً برای شما هم جذاب باشه. اول از همه هم بگم که هندسه محاسباتی جزو چارت گرایش الگوریتم و محاسبات مقطع ارشده و هر چی بیشتر در مورد این گرایش تحقیق میکنم بیشتر…
اگه بخوام سادهتر بگم:
فرض کنید حوالی میدون انقلاب با دوستاتون دارید قدم میزنید و تصمیم گرفتید برید کافه. دیاگرام ورونوی توی نقشهای که ترسیم میکنه مشخصاً بهت میگه توی نقطهای که هستی نزدیکترین کافه بهت کدومه. مثلاً جایی که هستید 5تا کافه وجود داره توی نواحی مختلف اون منطقه. حالا دیاگرام ورونوی میاد اون منطقه رو به 5 ناحیه تقسیم میکنه و هر ناحیه مربوط به یک کافهست. حالا مرز بین ناحیهها چطوری کشیده میشه؟ مرز بین دو ناحیه A و B رو خطی عمود وسط خط اتصال A به B میکشیم. مثلاً اگه A و B با هم دیگه 10 متر فاصله داشته باشن، مرز ناحیهشون دقیقاً تو 5 متری هر دو ناحیه کشیده میشه. چندتا از ویژگیهای جالبش هم اینه که هر ناحیه یه چند ضلعی میشه. هر چقدر این کافهها به هم دیگه نزدیکتر باشن منطقهشون کوچیکتر میشه. اون نقاطی هم که روی مرز هستن با دو یا چندتا کافه هم فاصلهان.
فرض کنید حوالی میدون انقلاب با دوستاتون دارید قدم میزنید و تصمیم گرفتید برید کافه. دیاگرام ورونوی توی نقشهای که ترسیم میکنه مشخصاً بهت میگه توی نقطهای که هستی نزدیکترین کافه بهت کدومه. مثلاً جایی که هستید 5تا کافه وجود داره توی نواحی مختلف اون منطقه. حالا دیاگرام ورونوی میاد اون منطقه رو به 5 ناحیه تقسیم میکنه و هر ناحیه مربوط به یک کافهست. حالا مرز بین ناحیهها چطوری کشیده میشه؟ مرز بین دو ناحیه A و B رو خطی عمود وسط خط اتصال A به B میکشیم. مثلاً اگه A و B با هم دیگه 10 متر فاصله داشته باشن، مرز ناحیهشون دقیقاً تو 5 متری هر دو ناحیه کشیده میشه. چندتا از ویژگیهای جالبش هم اینه که هر ناحیه یه چند ضلعی میشه. هر چقدر این کافهها به هم دیگه نزدیکتر باشن منطقهشون کوچیکتر میشه. اون نقاطی هم که روی مرز هستن با دو یا چندتا کافه هم فاصلهان.
The Misgeneralization Mind
در مورد هندسه محاسباتی میخوندم که به یه مسئله جالب و تقریباً هم پر کاربرد توی دنیای واقعی رسیدم احتمالاً برای شما هم جذاب باشه. اول از همه هم بگم که هندسه محاسباتی جزو چارت گرایش الگوریتم و محاسبات مقطع ارشده و هر چی بیشتر در مورد این گرایش تحقیق میکنم بیشتر…
یکی از کاربردهاش هم طراحی شبکههای موبایله. میاییم هر آنتن رو یک نقطه در دیاگرام ورونوی در نظر میگیریم. مثلاً فکر کنید توی هر شهر/منطقه چندتا آنتن پایه (BTS) داریم که پخشکننده سیگنال موبایل هستن. هر کدوم از این آنتنها منطقه به خصوصی رو سرویس میده که در اون منطقه، آنتن بهترین سرویس رو به کاربرها ارائه میده. با ساختن سلولهای ورونوی حول هر نقطه، نواحی طبیعی تحت پوشش هر آنتن مشخص میشه. حالا از این طریق میتونیم در مکانیابی و جایگذاری یه آنتن جدید استفاده کنیم که به کاربرها خدمات ارائه بده.
The Misgeneralization Mind
در مورد هندسه محاسباتی میخوندم که به یه مسئله جالب و تقریباً هم پر کاربرد توی دنیای واقعی رسیدم احتمالاً برای شما هم جذاب باشه. اول از همه هم بگم که هندسه محاسباتی جزو چارت گرایش الگوریتم و محاسبات مقطع ارشده و هر چی بیشتر در مورد این گرایش تحقیق میکنم بیشتر…
L7.pdf
154.8 KB
توی این فایل هم اومده توضیحات بیشتری در موردش ارائه داده (فکر کنم برای mit بود)
a pessimistic researcher
"تئوری علوم کامپیوتر در ۳ تِرک A و B و C"
اینم خواستید بخونید توضیحات خوب و کاملی بود
این رو لازم دیدم بگم شاید بدردتون بخوره و خبر نداشته باشید :)
من اینجا رو وقتی ساختم پرایوت بود و صرفاً حالت یه دفترچه رو برام داشت و مباحثی که در مورد دیتا ساینس و ML توی کورس فناپ آموزش میدیدم رو مینوشتم. خلاصه به چندتا از دوستها و همگروهیهام توی همون دوره لینک اینجا رو دادم و چون استقبال شد دیگه پابلیک کردم و فعالیت در اینجا رو جدیتر ادامه دادم.
خلاصه اینکه اگه برید اوایل کانال یسری نکته و جزوه در مورد دیتا ساینس و ML هست که ممکنه بدردتون بخوره.
لینک اولین پست:
https://news.1rj.ru/str/supersonic_AI/4
من اینجا رو وقتی ساختم پرایوت بود و صرفاً حالت یه دفترچه رو برام داشت و مباحثی که در مورد دیتا ساینس و ML توی کورس فناپ آموزش میدیدم رو مینوشتم. خلاصه به چندتا از دوستها و همگروهیهام توی همون دوره لینک اینجا رو دادم و چون استقبال شد دیگه پابلیک کردم و فعالیت در اینجا رو جدیتر ادامه دادم.
خلاصه اینکه اگه برید اوایل کانال یسری نکته و جزوه در مورد دیتا ساینس و ML هست که ممکنه بدردتون بخوره.
لینک اولین پست:
https://news.1rj.ru/str/supersonic_AI/4
❤5
Forwarded from Pavel Durov (Paul Du Rove)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2
باگ Y2K (Year 2000 Bug) که یکی از شناختهشدهترین مشکلات نرمافزاری هست چرا اتفاق افتاد؟
ریشه این باگ توی سادهسازی ذخیرهی سالها بصورت دو رقمی بود. توی دهههای 60 و 70 میلادی بخاطر محدودیت حافظه کامپیوترها (در گذشته حافظه خیلی ارزشمند و محدود بوده و بخاطر همین قیمت بالایی داشت) و برای صرفهجویی در حافظه و فضای ذخیرهسازی خیلی از سیستمها اومدن تاریخ رو با دو رقم آخر سال نگهداری میکردن. مثلاً سال 1985 بصورت 85 ذخیره میشد یا سال 1978 بصورت 78. این روش برای سالهای 1900 تا 1999 کار میکرد و همهچی اوکی و گل و بلبل بود تا اینکه رسیدن به یک ژانویه سال 2000 :) سیستمهایی که داشتن عدد 00 رو به عنوان سال 1900 تفسیر میکردن نه 2000، سر همین توی موارد مختلفی مثل محاسبه سن افراد، اختلافات زمانی، مرتبسازی تاریخها و خیلی فرایندهای دیگهای که وابسته به تاریخ هست دچار خطا میشدن.
این مشکل میتونست سبب خرابی سیستمهای مهم و حیاتی مثل بانکداری، حمل و نقل، و زیرساختهای حیاتی بشه. یسری تخمین هم هست که هزینههای جهانی برای بر طرف کردن این باگ ساده حدود 300 تا 600 میلیارد دلار بوده.
علاوه بر این هم برنامهها و سیستمها نمیتونستن سال 2000 رو به عنوان سال کبیسه (leap year) شناسایی کنن و میتونست یسری مشکلات اضافی به همراه داشته باشه.
برای جلوگیری از رخ دادن این فاجعه هم دولتها، سازمانها و... قبل از سال 2000 شروع به بررسی و بهروزرسانی سیستمهاشون کردن. یسری راهحلها که استفاده کردن اینا بود:
افزودن دو رقم به فیلدهای تاریخ: اومدن برای ذخیرهسازی سال دوباره از 4 رقم استفاده کردن. طبیعتاً این روش هزینهبر بود و خطر از دست رفتن دادهها رو هم داشته.
پنجرهبندی تاریخ (Date Windowing): توی این روش یه سال به عنوان pivot در نظر گرفته میشد (مثلاً 1920)، بعد سالهای 00 تا 20 به عنوان 2000 تا 2020 و سالهای 21 تا 29 به عنوان 1921 تا 1929 تفسیر میشدن. این روش هم کوتاه مدت بود و توی دهههای آینده دوباره مشکلساز میشد.
فشردهسازی: اومدن از کدگذاریهای 14 بیتی برای ذخیره تاریخ استفاده کردن که حافظه کمتری مصرف کنه.
یسری نتایج و حوادث مربوط به این باگ که گزارش شد:
دو تا نیروگاه هستهای در ژاپن دچار اختلال موقت شدن ولی سریع برطرف شد.
در دانمارک، نوزاد متولد اول سال 2000 به اشتباه سنش 100 سال ثبت شد :)
در استرالیا، بلیتهای اتوبوس تاریخهای نادرست چاپ کردن و اسکنرها اونها رو رد کردن.
در مصر، آژانس خبری ملی به طور موقت آفلاین شد.
ریشه این باگ توی سادهسازی ذخیرهی سالها بصورت دو رقمی بود. توی دهههای 60 و 70 میلادی بخاطر محدودیت حافظه کامپیوترها (در گذشته حافظه خیلی ارزشمند و محدود بوده و بخاطر همین قیمت بالایی داشت) و برای صرفهجویی در حافظه و فضای ذخیرهسازی خیلی از سیستمها اومدن تاریخ رو با دو رقم آخر سال نگهداری میکردن. مثلاً سال 1985 بصورت 85 ذخیره میشد یا سال 1978 بصورت 78. این روش برای سالهای 1900 تا 1999 کار میکرد و همهچی اوکی و گل و بلبل بود تا اینکه رسیدن به یک ژانویه سال 2000 :) سیستمهایی که داشتن عدد 00 رو به عنوان سال 1900 تفسیر میکردن نه 2000، سر همین توی موارد مختلفی مثل محاسبه سن افراد، اختلافات زمانی، مرتبسازی تاریخها و خیلی فرایندهای دیگهای که وابسته به تاریخ هست دچار خطا میشدن.
این مشکل میتونست سبب خرابی سیستمهای مهم و حیاتی مثل بانکداری، حمل و نقل، و زیرساختهای حیاتی بشه. یسری تخمین هم هست که هزینههای جهانی برای بر طرف کردن این باگ ساده حدود 300 تا 600 میلیارد دلار بوده.
علاوه بر این هم برنامهها و سیستمها نمیتونستن سال 2000 رو به عنوان سال کبیسه (leap year) شناسایی کنن و میتونست یسری مشکلات اضافی به همراه داشته باشه.
برای جلوگیری از رخ دادن این فاجعه هم دولتها، سازمانها و... قبل از سال 2000 شروع به بررسی و بهروزرسانی سیستمهاشون کردن. یسری راهحلها که استفاده کردن اینا بود:
افزودن دو رقم به فیلدهای تاریخ: اومدن برای ذخیرهسازی سال دوباره از 4 رقم استفاده کردن. طبیعتاً این روش هزینهبر بود و خطر از دست رفتن دادهها رو هم داشته.
پنجرهبندی تاریخ (Date Windowing): توی این روش یه سال به عنوان pivot در نظر گرفته میشد (مثلاً 1920)، بعد سالهای 00 تا 20 به عنوان 2000 تا 2020 و سالهای 21 تا 29 به عنوان 1921 تا 1929 تفسیر میشدن. این روش هم کوتاه مدت بود و توی دهههای آینده دوباره مشکلساز میشد.
فشردهسازی: اومدن از کدگذاریهای 14 بیتی برای ذخیره تاریخ استفاده کردن که حافظه کمتری مصرف کنه.
یسری نتایج و حوادث مربوط به این باگ که گزارش شد:
دو تا نیروگاه هستهای در ژاپن دچار اختلال موقت شدن ولی سریع برطرف شد.
در دانمارک، نوزاد متولد اول سال 2000 به اشتباه سنش 100 سال ثبت شد :)
در استرالیا، بلیتهای اتوبوس تاریخهای نادرست چاپ کردن و اسکنرها اونها رو رد کردن.
در مصر، آژانس خبری ملی به طور موقت آفلاین شد.
The Misgeneralization Mind
محدودیت حافظه کامپیوترها
خلاصه حافظه تقریباً یکی از مشکلات جدی برای بشر بوده و هست. قبلاً محدودیت وجود داشت بخاطر قیمت بالای فضاهای ذخیرهسازی و البته ابعاد بزرگی که داشتن، الان که ابعادشون خیلی کاهش پیدا کرده و مسئله هزینه هم مطرح نیست، درگیر سرعت دسترسی به حافظهها هستیم و سعی داریم سرعت دسترسی به حافظه رو با روشهایی که وجود داره کاهش بدیم و از Memory Wall اجتناب کنیم.
a pessimistic researcher
عالی آقا عالی
من کتابش رو شروع کرده بودم به خوندن یه مدتی نمیدونستم کورس هم داریم ازش
من کتابش رو شروع کرده بودم به خوندن یه مدتی نمیدونستم کورس هم داریم ازش
خواستم آپلودش کنم دیدم نزدیک 600 مگ حجم کتابه :) اگه خواستید میتونید توی لینک زیر بصورت آنلاین کتاب رو بخونید.
https://archive.org/details/godel-escher-bach-an-eternal-golden-braid-1999/mode/2up
https://archive.org/details/godel-escher-bach-an-eternal-golden-braid-1999/mode/2up
Internet Archive
Gödel, Escher, Bach An Eternal Golden Braid ( 1999) : Free Download, Borrow, and Streaming : Internet Archive
Classic work on mathematical philosophy
👍1
با کمک لایبرری automata-lib میتونید یه ماشین DFA یا NFA به همراه حالات (شروع، حالات میانی، نهایی، Trap) و حرکتها تعریف کنید و بعد یسری رشته بهش بدید ببینید ماشین اونها رو میپذیره یا نه. احتمالاً بشه باهاش کارهای جالبتری هم کرد که من زیاد روش وقت نذاشتم. برای نصب لایبرری از کامند زیر استفاده کنید:
pip install automata-lib
با graphviz هم اگر بخواید میتونید ماشین رو تعریف کنید به همراه حرکتها و در نهایت یه خروجی تصویری مثل چیزی که گذاشتم بهتون بده. استایل و... هم میتونید روش اعمال کنید. کامند برای نصب graphviz:
pip install graphviz
pip install automata-lib
با graphviz هم اگر بخواید میتونید ماشین رو تعریف کنید به همراه حرکتها و در نهایت یه خروجی تصویری مثل چیزی که گذاشتم بهتون بده. استایل و... هم میتونید روش اعمال کنید. کامند برای نصب graphviz:
pip install graphviz
🔥2
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
اگه این اکستنشن ExCITATION رو به گوگل کروم اضافه کنین، گوگل اسکالر خیلی زیبا میشه:
- توی بخش سرچ مشخص میشه که هر مقاله توی ژورنال با چه Qای چاپ شده.
- توی پروفایل نویسندهها مشخص میشه که چند درصد از مقالاتشون Q1ـه، چند درصد Q2، و غیره.
لینک اکستنشن:
https://chromewebstore.google.com/detail/excitation-journal-rankin/aolbomhlimkdakklifkocohcgpmojdia
« Sadio »
@uttweet
- توی بخش سرچ مشخص میشه که هر مقاله توی ژورنال با چه Qای چاپ شده.
- توی پروفایل نویسندهها مشخص میشه که چند درصد از مقالاتشون Q1ـه، چند درصد Q2، و غیره.
لینک اکستنشن:
https://chromewebstore.google.com/detail/excitation-journal-rankin/aolbomhlimkdakklifkocohcgpmojdia
« Sadio »
@uttweet
👍2
195609-.pdf
1.5 MB
توی این مقاله قدیمی (سال 1956 منتشر شده) نوام چامسکی سه تا مدل کلی برای توصیف زبان طبیعی ارائه میده و اونها رو با همدیگه مقایسه میکنه. هدفش هم این بوده که بررسی کنه کدوم یکی از این مدلها میتونن گرامر ساده و کامل برای زبان انگلیسی بسازن طوری که تمام جملات مجاز انگلیسی رو بپذیره و غیرمجازها رو ریجکت کنه.
چامسکی مقاله رو با تعریف گرامر به عنوان نظریهای finite شروع میکنه که از تعداد محدودی مشاهدات زبانی (corpus) به قوانین کلی در قالب ساختار فرضی (واژهها و عبارات) دست پیدا میکنه و میتونه بی نهایت جمله تولید یا تشخیص بده.
مسئله اصلی رو هم در دو بخش مطرح میکنه. اولی یافتن گرامرهای ساده و معرف زبان طبیعی؛ دوم تدوین یه نظریه کلی از ساختار زبان که بتونه گرامر هر زبانی رو از یک corpus محدود کشف کنه. طبق این هر نظریه زبانی باید قادر باشه نمونههای واضح از جملات درست و غلط رو به درستی بپذیره یا کنار بذاره. مثلاً:
Sandwich a ate John
John ate a sandwich
چامسکی مقاله رو با تعریف گرامر به عنوان نظریهای finite شروع میکنه که از تعداد محدودی مشاهدات زبانی (corpus) به قوانین کلی در قالب ساختار فرضی (واژهها و عبارات) دست پیدا میکنه و میتونه بی نهایت جمله تولید یا تشخیص بده.
مسئله اصلی رو هم در دو بخش مطرح میکنه. اولی یافتن گرامرهای ساده و معرف زبان طبیعی؛ دوم تدوین یه نظریه کلی از ساختار زبان که بتونه گرامر هر زبانی رو از یک corpus محدود کشف کنه. طبق این هر نظریه زبانی باید قادر باشه نمونههای واضح از جملات درست و غلط رو به درستی بپذیره یا کنار بذاره. مثلاً:
Sandwich a ate John
John ate a sandwich
❤1
Mulan
1. گروتندیکیسم: ترجیح میدهم که نه! – گویا بزرگی 2. نامگذاری بر بینهایتها – لورن گراهام، ژان میشل کانتور 3. روح مهندس اعدام شده – لورن گراهام 4. آسیا – ایوان تورگنف 5. عمو پتروس و انگارهی گلدباخ – آپوستولوس دوکسیادیس 6. وحشت، عشق و شست و شوی مغزی:…
اگه میخواستید کتابی بخونید توی اوقات فراغت میتونید از این لیست انتخاب کنید. توی پیام بعدی هم یه همچین لیستی که برای خودم رو داشتم میفرستم شاید بدردتون بخوره، حدود صد و خردهای کتابه که یسری رو خوندم و بقیه رو هم تو لیسته که بخونم.
پ.ن: البته این کتابهایی که روش رپلای زدم بیشتر علمیان. برای من اینطور نیست.
پ.ن: البته این کتابهایی که روش رپلای زدم بیشتر علمیان. برای من اینطور نیست.