مدعی .
از مهر ، از آبان دلم دیگر نمیترسد از جمعه های ابریِ آذر نمیترسد ؛
بی تو تمام فصل های سال دلگیرند
غم دیده از پایان شهریور نمیترسد ؛
غم دیده از پایان شهریور نمیترسد ؛
ما همدیگر را ترک کردیم ، بدون آن که چیز های شخصی مان را ببریم ؛ مثلا قلب من همانطور آنجا رها شد .
تو شبیه اون آرامشی هستی که حتی وقتی همهچی بههم میریزه، فقط با بودنِت همهچی درست میشه .