☰
👁🗨 دیدگاه | العلوم أربعة
📜 وَ قَالَ: اَلْعُلُومُ أَرْبَعَةٌ: اَلْفِقْهُ لِلْأَدْيَانِ وَ اَلطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ اَلنَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ اَلنُّجُومُ لِمَعْرِفَةِ اَلْأَزْمَانِ.
📚 معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ٤٠
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | العلوم أربعة
📜 وَ قَالَ: اَلْعُلُومُ أَرْبَعَةٌ: اَلْفِقْهُ لِلْأَدْيَانِ وَ اَلطِّبُّ لِلْأَبْدَانِ وَ اَلنَّحْوُ لِلِّسَانِ وَ اَلنُّجُومُ لِمَعْرِفَةِ اَلْأَزْمَانِ.
📚 معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ٤٠
@MorphoSyntax
⚡4😁4✍1👍1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | ابهام ناخواسته «پیش از آمدن سخنران، صاحبان مجلس فرصت کوتاهی یافتند تا مهمانان ویژه را به همدیگر معرفی کنند.» ـ✿ ☆ ✿ـ 🖍 ضمایر دوسویۀ «همدیگر، یکدیگر» و مانند آنها، گاه در فرایند مرجعگزینی، ابهام ساختاری تولید…
☰
📝 ویرایش | ابهام در جایگاه بند موصولی
● سگ همسایهمون که آلمانیه نمیذاره شبها بخوابیم.
○ در عوض میتونی کمکم ازش آلمانی یاد بگیری.
● همسایهمون بچۀ ملارده. سگش آلمانیه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 بند موصولی از سازههای وابسته به گروه اسمی است که توضیحی دربارۀ آن بهدست میدهد. گاهی حضور این بند در جمله به ابهام ساختاری میانجامد و مخاطب نمیتواند اسمی را که بند موصولی وابستهٔ آن است، تعیین کند. جملههای «الف» و «ب» در زیر دو خوانش دارند.
🖊 بند موصولی درجا مانده است:
(الف). تجمع فعالان محیط زیست در اعتراض به روند سریع تخریب باغها که گزارش آن در برنامۀ «در شهر» پخش شد، واکنش اعضای شورا را هم برانگیخت.
~ گزارش تجمع فعالان محیط زیست پخش شد . . .
~ گزارش روند سریع تخریب باغها پخش شد . . .
🖊 بند موصولی پسگذاری شده است:
(ب). تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد.
~ تعویضهای عجیب خبرنگاران را شگفتزده کرد . . .
~ شکست تیم ملی خبرنگاران را شگفتزده کرد . . .
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | ابهام در جایگاه بند موصولی
● سگ همسایهمون که آلمانیه نمیذاره شبها بخوابیم.
○ در عوض میتونی کمکم ازش آلمانی یاد بگیری.
● همسایهمون بچۀ ملارده. سگش آلمانیه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 بند موصولی از سازههای وابسته به گروه اسمی است که توضیحی دربارۀ آن بهدست میدهد. گاهی حضور این بند در جمله به ابهام ساختاری میانجامد و مخاطب نمیتواند اسمی را که بند موصولی وابستهٔ آن است، تعیین کند. جملههای «الف» و «ب» در زیر دو خوانش دارند.
🖊 بند موصولی درجا مانده است:
(الف). تجمع فعالان محیط زیست در اعتراض به روند سریع تخریب باغها که گزارش آن در برنامۀ «در شهر» پخش شد، واکنش اعضای شورا را هم برانگیخت.
~ گزارش تجمع فعالان محیط زیست پخش شد . . .
~ گزارش روند سریع تخریب باغها پخش شد . . .
🖊 بند موصولی پسگذاری شده است:
(ب). تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد.
~ تعویضهای عجیب خبرنگاران را شگفتزده کرد . . .
~ شکست تیم ملی خبرنگاران را شگفتزده کرد . . .
@MorphoSyntax
👍7👏1
☰
💎 نحو | پسگذاری بند موصولی
🔵 بند موصولی از افزودهها یا اداتهایی است که به گروه اسمی ملحق میشود و توضیحی دربارۀ آن بهدست میدهد. سازۀ درون قلاب در دو جملۀ زیر بند موصولی است:
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد] از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود.
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد] بود.
🔵 بند موصولی که سازۀ سنگین بهشمار میآید، گاهی میتواند به انتهای جمله پسگذاری شود تا پردازش ذهنی آن آسانتر شود. در دو جملهٔ بالا، پسگذاری بند موصولی، به تولید ساخت ظاهری همسان میانجامد:
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی ــــ از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد].
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی ــــ بود [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد].
✔️Adjunct = افزوده، ادات
✔️Extraposition = پسگذاری
@MorphoSyntax
💎 نحو | پسگذاری بند موصولی
🔵 بند موصولی از افزودهها یا اداتهایی است که به گروه اسمی ملحق میشود و توضیحی دربارۀ آن بهدست میدهد. سازۀ درون قلاب در دو جملۀ زیر بند موصولی است:
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد] از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود.
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد] بود.
🔵 بند موصولی که سازۀ سنگین بهشمار میآید، گاهی میتواند به انتهای جمله پسگذاری شود تا پردازش ذهنی آن آسانتر شود. در دو جملهٔ بالا، پسگذاری بند موصولی، به تولید ساخت ظاهری همسان میانجامد:
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی ــــ از دلایل شکست سنگین تیم ملی بود [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد].
◄ تعویضهای عجیب و نامناسب سرمربی بلژیکی از دلایل شکست سنگین تیم ملی ــــ بود [که خبرنگاران خارجی را هم شگفتزده کرد].
✔️Adjunct = افزوده، ادات
✔️Extraposition = پسگذاری
@MorphoSyntax
👍4❤3👏2😢1
MorphoSyntax
☰
🔻جملهٔ مرکب زیر را ملاحظه بفرمایید که بخشی از یک پژوهش زبانشناختی دربارهٔ ساخت فعلهای پیاپی است: «آقای همدانی به قدری از پسرش عصبانی بود که قبل از رسیدن وکیلش، برگشته بود گفته بود از ارث محرومش میکند.»
🔻جملهٔ مرکب زیر را ملاحظه بفرمایید که بخشی از یک پژوهش زبانشناختی دربارهٔ ساخت فعلهای پیاپی است: «آقای همدانی به قدری از پسرش عصبانی بود که قبل از رسیدن وکیلش، برگشته بود گفته بود از ارث محرومش میکند.»
☰
💎 نحو | اداتهای فعلی
⛓💥 افزودهها یا اداتها سازههاییاند که حضور آنها در ساختار جمله، الزام نحوی ندارد؛ مثلاً صفت «بیگناه» که در جملههای زیر سه نقش دستوری متفاوت پذیرفته، فقط در ساخت سوم ادات است:
◄ (۱). قاضی متهم را بیگناه میداند.
◄ (۲). قاضی میداند متهم بیگناه است.
◄ (۳). قاضی متهمِ بیگناه را آزاد کرد.
⛓💥 «بیگناه» در جملهٔ اول محمول خردهبند (تمیز)، در جملهٔ دوم محمول بند پیرو (مسند) و در جملهٔ سوم وابستهٔ پسین (صفت) اسم است. در این نقش سوم، «بیگناه» ادات قلمداد میشود و میتوان آن را از ساختار نحوی کنار گذاشت.
⛓💥 اما آیا در زبان فارسی، فعلها هم میتوانند ادات شوند؟ اگر این پرسش را با میرزا حبیب اصفهانی (درگذشت ۱۲۷۲ خورشیدی)، ادیب، پژوهشگر و دستورنویس نامدار ایرانی در میان میگذاشتید، احتمالاً میگفت خیر؛ فعل در فارسی ادات نمیشود.
⛓💥 شاید کمتر از صدوبیست سی سال است که اداتهای فعلی ــ که آنها را با نام ساخت افعال پیاپی میشناسیم ــ به نوشتار راه یافتهاند و جای خود را در زبان فارسی گشودهاند. بیکر و استوارت (۲۰۰۲) این نوع ساختار را اداتی میدانند که به گروه فعلی اصلی ملحق میشود و نمود واژگانی تازهای به جمله میافزاید.
⛓💥 زنجیرهٔ «برگشتن گفتن» یکی از این فعلهای پیاپی است که در آن، «گفتن» در جایگاه فعل اصلی قرار دارد و «برگشتن» نقش ادات را ایفا میکند. این زنجیره میتواند بدون نمود دستوری (جملهٔ ۴)، با نمود دستوری ناقص (جملهٔ ۵)، یا نمود دستوری کامل همراه شود (جملههای ۶ و ۷).
◄ (۴). برگشت گفت از ارث محرومش میکند.
◄ (۵). برمیگردد میگوید از ارث محرومش میکند.
◄ (۶). برگشته گفته از ارث محرومش میکند.
◄ (۷). برگشته بود گفته بود از ارث محرومش میکند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 با سپاس بیکران از همهٔ دوستانی که با شرکت در نظرسنجی بالا، به پایاننامهای که در این زمینه در دست تدوین است، کمک کردند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | اداتهای فعلی
⛓💥 افزودهها یا اداتها سازههاییاند که حضور آنها در ساختار جمله، الزام نحوی ندارد؛ مثلاً صفت «بیگناه» که در جملههای زیر سه نقش دستوری متفاوت پذیرفته، فقط در ساخت سوم ادات است:
◄ (۱). قاضی متهم را بیگناه میداند.
◄ (۲). قاضی میداند متهم بیگناه است.
◄ (۳). قاضی متهمِ بیگناه را آزاد کرد.
⛓💥 «بیگناه» در جملهٔ اول محمول خردهبند (تمیز)، در جملهٔ دوم محمول بند پیرو (مسند) و در جملهٔ سوم وابستهٔ پسین (صفت) اسم است. در این نقش سوم، «بیگناه» ادات قلمداد میشود و میتوان آن را از ساختار نحوی کنار گذاشت.
⛓💥 اما آیا در زبان فارسی، فعلها هم میتوانند ادات شوند؟ اگر این پرسش را با میرزا حبیب اصفهانی (درگذشت ۱۲۷۲ خورشیدی)، ادیب، پژوهشگر و دستورنویس نامدار ایرانی در میان میگذاشتید، احتمالاً میگفت خیر؛ فعل در فارسی ادات نمیشود.
⛓💥 شاید کمتر از صدوبیست سی سال است که اداتهای فعلی ــ که آنها را با نام ساخت افعال پیاپی میشناسیم ــ به نوشتار راه یافتهاند و جای خود را در زبان فارسی گشودهاند. بیکر و استوارت (۲۰۰۲) این نوع ساختار را اداتی میدانند که به گروه فعلی اصلی ملحق میشود و نمود واژگانی تازهای به جمله میافزاید.
⛓💥 زنجیرهٔ «برگشتن گفتن» یکی از این فعلهای پیاپی است که در آن، «گفتن» در جایگاه فعل اصلی قرار دارد و «برگشتن» نقش ادات را ایفا میکند. این زنجیره میتواند بدون نمود دستوری (جملهٔ ۴)، با نمود دستوری ناقص (جملهٔ ۵)، یا نمود دستوری کامل همراه شود (جملههای ۶ و ۷).
◄ (۴). برگشت گفت از ارث محرومش میکند.
◄ (۵). برمیگردد میگوید از ارث محرومش میکند.
◄ (۶). برگشته گفته از ارث محرومش میکند.
◄ (۷). برگشته بود گفته بود از ارث محرومش میکند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 با سپاس بیکران از همهٔ دوستانی که با شرکت در نظرسنجی بالا، به پایاننامهای که در این زمینه در دست تدوین است، کمک کردند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍11❤2🙏2
2024 Beyond Sentence Grammar.pdf
3.2 MB
☰
📑 مقاله | فراسوی دستور جمله
▪️Beyond sentence grammar: Persian directives in interaction (2024)
▪️Reza Kazemian
▪️Mohammad Amouzadeh
▪️Bernd Heine
▪️Hadaegh Rezaei
@MorphoSyntax
📑 مقاله | فراسوی دستور جمله
▪️Beyond sentence grammar: Persian directives in interaction (2024)
▪️Reza Kazemian
▪️Mohammad Amouzadeh
▪️Bernd Heine
▪️Hadaegh Rezaei
@MorphoSyntax
🙏4👍3
☰
🔍 مسئله (۲۸)
💨 گزارش بخش هواشناسی به گردشگرانی که قصد دارند به سواحل سفر کنند، دربارهٔ وقوع طوفان هشدار داده است. اگر این هشدار شامل جملهای با فاعل آشکار باشد، کدام منطقه درگیر طوفان شده است؟
۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
۳. دریای مازندران سواحل جنوبیاش طوفانه.
۴. خلیج فارس سواحل شمالیاش طوفان شده.
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۸)
💨 گزارش بخش هواشناسی به گردشگرانی که قصد دارند به سواحل سفر کنند، دربارهٔ وقوع طوفان هشدار داده است. اگر این هشدار شامل جملهای با فاعل آشکار باشد، کدام منطقه درگیر طوفان شده است؟
۱. سواحل شمالی دریای مازندران طوفانیه.
۲. سواحل جنوبی خلیج فارس طوفان شده.
۳. دریای مازندران سواحل جنوبیاش طوفانه.
۴. خلیج فارس سواحل شمالیاش طوفان شده.
@MorphoSyntax
🆒3✍1👍1🤔1🤓1
☰
🚦دستور خط | گونههای زبانی
▫️در شهرهای زیبای تبریز و سنندج کدام گونههای زبانی سرزمینمان رواج دارند؟
▫️برای پاسخ درست بنگرید به: کانال «سادهنویسی و درستنویسی» در:
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | گونههای زبانی
▫️در شهرهای زیبای تبریز و سنندج کدام گونههای زبانی سرزمینمان رواج دارند؟
▫️برای پاسخ درست بنگرید به: کانال «سادهنویسی و درستنویسی» در:
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi
@MorphoSyntax
❤3🙏1
2009 A Theory of Syntax.pdf
1.3 MB
☰
📔 کتاب | نظریۀ نحو
▪️A Theory of Syntax (2009)
▪️Norbert Hornstein, University of Maryland
▫️در پژوهشهای نحوی، نام مؤلف اثر پیوست را چگونه باید به فارسی ضبط کنیم؟ هورنشتین، هورنشتاین، هورنستین، یا هورنستاین؟
▫️راستش، چندان مهم نیست. هر وقت آنها آموختند که به شیخ الرئیس «پورسینا»، نگویند «Avicenna»، وقت آن است که تلفظ دقیق نام خانوادگی «نوربرت» به دلمشغولیهایمان افزوده شود.
@MorphoSyntax
📔 کتاب | نظریۀ نحو
▪️A Theory of Syntax (2009)
▪️Norbert Hornstein, University of Maryland
▫️در پژوهشهای نحوی، نام مؤلف اثر پیوست را چگونه باید به فارسی ضبط کنیم؟ هورنشتین، هورنشتاین، هورنستین، یا هورنستاین؟
▫️راستش، چندان مهم نیست. هر وقت آنها آموختند که به شیخ الرئیس «پورسینا»، نگویند «Avicenna»، وقت آن است که تلفظ دقیق نام خانوادگی «نوربرت» به دلمشغولیهایمان افزوده شود.
@MorphoSyntax
😁15👍9
☰
💎 نحو | وجه التزامی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️دو جملهٔ زیر را با فعل «آمدن» کامل کنید:
(۱). سینا هم باید سال بعد با ما به اردو ـــــــــــــ؛ با هم خوش میگذرد.
(۲). سینا هم باید پارسال با ما به اردو ـــــــــــــ؛ با هم خوش میگذشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️در فارسی وجه التزامی فقط با زمان دستوری حال همراه میشود و این زبان گذشتهٔ التزامی ندارد. بههمین دلیل، در جملهٔ «۱» فعل حال التزامی «بیاید» میآید، اما جملهٔ «۲» که به فعل گذشتهٔ التزامی نیاز دارد، ناگزیر با گذشتهٔ اخباری «میآمد» کامل میشود.
▪️آنچه در سنت دستورنویسی ماضی التزامی خوانده میشود، در واقع حال کامل التزامی است. در میان زمانــنمودــوجههای زیر، آنهایی که در کنارشان هفتک خورده، در فارسی وجود دارند:
✔️ حال التزامی: بیاید
✔️ حال کامل التزامی: آمده باشد
✔️ حال اخباری: میآید
✔️ حال کامل اخباری: آمده است
✖️گذشتهٔ التزامی: ∅
✖️ گذشتهٔ کامل التزامی: ∅
✔️ گذشتهٔ اخباری: آمد/ میآمد
✔️ گذشتهٔ کامل اخباری: آمده بود
@MorphoSyntax
💎 نحو | وجه التزامی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️دو جملهٔ زیر را با فعل «آمدن» کامل کنید:
(۱). سینا هم باید سال بعد با ما به اردو ـــــــــــــ؛ با هم خوش میگذرد.
(۲). سینا هم باید پارسال با ما به اردو ـــــــــــــ؛ با هم خوش میگذشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️در فارسی وجه التزامی فقط با زمان دستوری حال همراه میشود و این زبان گذشتهٔ التزامی ندارد. بههمین دلیل، در جملهٔ «۱» فعل حال التزامی «بیاید» میآید، اما جملهٔ «۲» که به فعل گذشتهٔ التزامی نیاز دارد، ناگزیر با گذشتهٔ اخباری «میآمد» کامل میشود.
▪️آنچه در سنت دستورنویسی ماضی التزامی خوانده میشود، در واقع حال کامل التزامی است. در میان زمانــنمودــوجههای زیر، آنهایی که در کنارشان هفتک خورده، در فارسی وجود دارند:
✔️ حال التزامی: بیاید
✔️ حال کامل التزامی: آمده باشد
✔️ حال اخباری: میآید
✔️ حال کامل اخباری: آمده است
✖️گذشتهٔ التزامی: ∅
✖️ گذشتهٔ کامل التزامی: ∅
✔️ گذشتهٔ اخباری: آمد/ میآمد
✔️ گذشتهٔ کامل اخباری: آمده بود
@MorphoSyntax
👍10🔥3👏2
MorphoSyntax
☰ 🧊 ساختواژه | خلأ در واژگان 🔖 رانندهٔ خوشسخنی بود. توضیح داد که: «بعد از تونل رسالت، قنبرزاده رو هم رد میکنیم و بعد وارد اون رمپی میشیم که دیوارهٔ کاشیای . . . ». به سرفه افتاد و نتوانست از «کاشی» صفت بسازد. یار زبانشناسی که همسفرمان بود، گفت: «نحوت…
☰
🧊 ساختواژه | زایایی تصریف در برابر اشتقاق
◄ چه قوریای از بازار اصفهان خریدی!
◄ قاضیای عادل به پروندۀ ما رسیدگی کرد.
◄ هر باکتریای لزوماً برای بدن مضر نیست.
◄ ساریای که این بار دیدم، خیلی فرق کرده.
❂ از میان چهار عامل صرفینحوی، واژگانی، معنایی و آوایی، یکی از عواملی که گاه از زایایی اشتقاق در برابر تصریف میکاهد، محدودیت آوایی است. در نمونههای بالا چهار پسوند تصریفی متفاوت، با صورت آوایی همسانِ /i/، بدون هیچ منعی به «قوری، قاضی، باکتری و ساری» متصل شدهاند.
❂ اولی یای تعجبی است که به دلیل حضور تعجبواژۀ «چه» به گروه اسمی ملحق شده است؛ دومی یای وحدت است و اگرچه میتواند در انتهای صفت «عادل» بنشیند، منعی در الحاق به «قاضی» ندارد. سومی یای نکره است و کمیتنمای «هر» به حضورش مجوز داده است. چهارمی نیز یای موصولی است که میان گروه اسمی و بند موصولی پیوند برقرار میکند.
❂ اما وند اشتقاقی /i/ که صورت آوایی مشابهی دارد و غالباً صفت یا اسم میسازد، در پیوستن به همین پایههای واژگانی (یا پایهٔ همگون: باکتری ~ دیسانتری) دچار محدودیت میشود و اگر ترفندی برای اتصال به میزبانش نیابد، از زایایی خودش و دامنۀ واژگان ما کاسته میشود:
◄ اینجا چای استکانی/ لیوانی/ *قوریای میآورند.
○ با قوری
◄ شغل معلمی/ پزشکی/ *قاضیای را دوست دارد.
○ قضاوت
◄ بیمار ویروسی/ باکتریایی/ *دیسانتریای نداریم.
○ مبتلا به دیسانتری
◄ اهوازیها/ یزدیها/ *ساریایها هم اینجایند.
○ سارویها
❂ پسوند /i/ که در نمونههای بالا صفت و اسم (حاصل مصدر) ساخته، هنگام الحاق به پایۀ مختوم به واکۀ همسان، گرفتار محدودیت آوایی شده و نتوانسته است صفتهای مشتق «قوریای، دیسانتریای و ساریای» یا اسم «قاضیای» را تولید کند. بههمین دلیل، دستگاه صرفینحوی زبان ناگزیر شده است راه دیگری برای بیان همان مفهوم بیابد؛ بهجای «قوریای» و «دیسانتریای»، ساخت نحوی به کمکمان آمده است (شاید روزی «دیسانتریایی» بسازیم)؛ «قاضیای» جای خود را به واژهای مترادف از همان ریشه سپرده است؛ و «ساریای» نیز واژگونهای از «ساری» را با واجی میانجی و پسوند نسبت همراه ساخته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پینوشتها:
✿ در اغلب پژوهشهای دستوری، یای نکره و وحدت را واژهبست تلقی کردهاند. این دو تکواژ وابسته و همچنین یای موصولی و تعجبی، از پسوندهای تصریفی اسم در فارسیاند (نه واژهبست) و انگیزههای نحوی سبب تظاهر این عناصر بر روی اسم/ گروه اسمی میشوند. غالباً گمان بردهاند که «ــی» همان «یک» است و چون به پایۀ واژگانی متصل میشود، در گروه واژهبستها قرار میگیرد.
✿ چنانکه گفتیم، محدودیت آوایی مانع از تولید صورتهای مشتق «قوریای» و «قاضیای» شده است و از شمار واژگانمان کاسته است. ایبسا گفتن ندارد که حضور اسم «قاضیای» در متون کهن، به این معنا نیست که امروزه مجموعۀ واژگانی فارسیزبانان به این صورت مشتق مجهز است یا مثلاً فلان قاضی جوان ممکن است در جلسهٔ خواستگاری، در پاسخ به این پرسش که به چه کاری مشغول است، بگوید قاضیای! از قضا کنار گذاشتن صورت مهجور «قاضیای» نشان میدهد که محدودیت آوایی در گذر زمان کار خود را کرده است. زبان پدیدهای زنده و پویاست و یافتن یک صورت ساختواژی در دیوان این شاعر یا آثار آن عارف ــ حتی اگر در شمار معاصران باشد ــ بر حیات آن واژه در محیط واژگانی اهل زبان دلالت نمیکند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | زایایی تصریف در برابر اشتقاق
◄ چه قوریای از بازار اصفهان خریدی!
◄ قاضیای عادل به پروندۀ ما رسیدگی کرد.
◄ هر باکتریای لزوماً برای بدن مضر نیست.
◄ ساریای که این بار دیدم، خیلی فرق کرده.
❂ از میان چهار عامل صرفینحوی، واژگانی، معنایی و آوایی، یکی از عواملی که گاه از زایایی اشتقاق در برابر تصریف میکاهد، محدودیت آوایی است. در نمونههای بالا چهار پسوند تصریفی متفاوت، با صورت آوایی همسانِ /i/، بدون هیچ منعی به «قوری، قاضی، باکتری و ساری» متصل شدهاند.
❂ اولی یای تعجبی است که به دلیل حضور تعجبواژۀ «چه» به گروه اسمی ملحق شده است؛ دومی یای وحدت است و اگرچه میتواند در انتهای صفت «عادل» بنشیند، منعی در الحاق به «قاضی» ندارد. سومی یای نکره است و کمیتنمای «هر» به حضورش مجوز داده است. چهارمی نیز یای موصولی است که میان گروه اسمی و بند موصولی پیوند برقرار میکند.
❂ اما وند اشتقاقی /i/ که صورت آوایی مشابهی دارد و غالباً صفت یا اسم میسازد، در پیوستن به همین پایههای واژگانی (یا پایهٔ همگون: باکتری ~ دیسانتری) دچار محدودیت میشود و اگر ترفندی برای اتصال به میزبانش نیابد، از زایایی خودش و دامنۀ واژگان ما کاسته میشود:
◄ اینجا چای استکانی/ لیوانی/ *قوریای میآورند.
○ با قوری
◄ شغل معلمی/ پزشکی/ *قاضیای را دوست دارد.
○ قضاوت
◄ بیمار ویروسی/ باکتریایی/ *دیسانتریای نداریم.
○ مبتلا به دیسانتری
◄ اهوازیها/ یزدیها/ *ساریایها هم اینجایند.
○ سارویها
❂ پسوند /i/ که در نمونههای بالا صفت و اسم (حاصل مصدر) ساخته، هنگام الحاق به پایۀ مختوم به واکۀ همسان، گرفتار محدودیت آوایی شده و نتوانسته است صفتهای مشتق «قوریای، دیسانتریای و ساریای» یا اسم «قاضیای» را تولید کند. بههمین دلیل، دستگاه صرفینحوی زبان ناگزیر شده است راه دیگری برای بیان همان مفهوم بیابد؛ بهجای «قوریای» و «دیسانتریای»، ساخت نحوی به کمکمان آمده است (شاید روزی «دیسانتریایی» بسازیم)؛ «قاضیای» جای خود را به واژهای مترادف از همان ریشه سپرده است؛ و «ساریای» نیز واژگونهای از «ساری» را با واجی میانجی و پسوند نسبت همراه ساخته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پینوشتها:
✿ در اغلب پژوهشهای دستوری، یای نکره و وحدت را واژهبست تلقی کردهاند. این دو تکواژ وابسته و همچنین یای موصولی و تعجبی، از پسوندهای تصریفی اسم در فارسیاند (نه واژهبست) و انگیزههای نحوی سبب تظاهر این عناصر بر روی اسم/ گروه اسمی میشوند. غالباً گمان بردهاند که «ــی» همان «یک» است و چون به پایۀ واژگانی متصل میشود، در گروه واژهبستها قرار میگیرد.
✿ چنانکه گفتیم، محدودیت آوایی مانع از تولید صورتهای مشتق «قوریای» و «قاضیای» شده است و از شمار واژگانمان کاسته است. ایبسا گفتن ندارد که حضور اسم «قاضیای» در متون کهن، به این معنا نیست که امروزه مجموعۀ واژگانی فارسیزبانان به این صورت مشتق مجهز است یا مثلاً فلان قاضی جوان ممکن است در جلسهٔ خواستگاری، در پاسخ به این پرسش که به چه کاری مشغول است، بگوید قاضیای! از قضا کنار گذاشتن صورت مهجور «قاضیای» نشان میدهد که محدودیت آوایی در گذر زمان کار خود را کرده است. زبان پدیدهای زنده و پویاست و یافتن یک صورت ساختواژی در دیوان این شاعر یا آثار آن عارف ــ حتی اگر در شمار معاصران باشد ــ بر حیات آن واژه در محیط واژگانی اهل زبان دلالت نمیکند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍8👏2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😁4❤3🔥3💯2🥰1🤔1🙏1
☰
💎 نحو | رجحان ادغام بر حرکت
📌 یکی از مباحث نظری در نحو کمینهگرا اصل رجحان ادغام بر حرکت است. بااینهمه هنوز پژوهشی تجربی، برپایهٔ شواهد زبان فارسی، در تأیید یا رد این مفهوم نظری صورت نگرفته است. با طراحی آزمایشهای دقیق روانشناسی زبان و بهویژه براساس محاسبهٔ زمان پردازش، میتوان اعتبار اصل یادشده را در فارسی محک زد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📌 نمونهٔ پژوهش روانشناسی زبان برپایهٔ آزمون پردازش
🔗 بررسی جایگاه روساختی فاعل در زبان فارسی برپایۀ شواهد روانزبانشناختی
https://lrr.modares.ac.ir/article-14-8732-fa.html
🔗 مسئلۀ مجهول صفتی در زبان فارسی برپایۀ آزمونِ پردازشیِ خوانشِ خودگام
https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5703.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Merge over Move (MOM)
@MorphoSyntax
💎 نحو | رجحان ادغام بر حرکت
📌 یکی از مباحث نظری در نحو کمینهگرا اصل رجحان ادغام بر حرکت است. بااینهمه هنوز پژوهشی تجربی، برپایهٔ شواهد زبان فارسی، در تأیید یا رد این مفهوم نظری صورت نگرفته است. با طراحی آزمایشهای دقیق روانشناسی زبان و بهویژه براساس محاسبهٔ زمان پردازش، میتوان اعتبار اصل یادشده را در فارسی محک زد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📌 نمونهٔ پژوهش روانشناسی زبان برپایهٔ آزمون پردازش
🔗 بررسی جایگاه روساختی فاعل در زبان فارسی برپایۀ شواهد روانزبانشناختی
https://lrr.modares.ac.ir/article-14-8732-fa.html
🔗 مسئلۀ مجهول صفتی در زبان فارسی برپایۀ آزمونِ پردازشیِ خوانشِ خودگام
https://lsi-linguistics.ihcs.ac.ir/article_5703.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Merge over Move (MOM)
@MorphoSyntax
👍3🙏2
☰
✂️ به نظرتان تقطیع تکواژی واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» چگونه است؟
✂️ به نظرتان تقطیع تکواژی واژهٔ مشتقمرکب «دلسوختگی» چگونه است؟
Anonymous Quiz
19%
۱. دل + سوخـ + ته + گی
6%
۲. دل + سوخـ + ت + ـه + گی
10%
۳. دل + سوخـت + ـه + گی
17%
۴. دل + سوخـ + ته + (گـ)ـی
14%
۵. دل + سوخـ + ت + ـه + (گـ)ـی
11%
۶. دل + سوخـت + ـه + (گـ)ـی
2%
۷. دل + سوخـ + ته + گ + ی
11%
۸. دل + سوخـ + ت + ـه + گ + ی
10%
۹. دل + سوخـت + ـه + گ + ی
🤔5👍2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونهای
وی مونس دلِ من تنها چگونهای
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی
باری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورتِ تو و دریاست چَشمِ من
ای دُرِّ دورمانده ز دریا، چگونهای
دل هدیه تو کردم آن را نخواستی
جان تحفه میفرستم این را چگونهای
ای نور چشم مهر و گل بوستان حسن
ما بیتو در همیم تو بیما چگونهای
از وصل تو که نیست دریغا در آتشم
در هجر من که هست مبادا چگونهای
ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقی
در سلسله تو ای دل شیدا چگونهای
□ سید حسن غزنوی (۵۳۵ ــ ۵۶۵ هجری)
□ گویی همین دیروز آن را سرودهاند.
@MorphoSyntax
ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونهای
وی مونس دلِ من تنها چگونهای
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی
باری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورتِ تو و دریاست چَشمِ من
ای دُرِّ دورمانده ز دریا، چگونهای
دل هدیه تو کردم آن را نخواستی
جان تحفه میفرستم این را چگونهای
ای نور چشم مهر و گل بوستان حسن
ما بیتو در همیم تو بیما چگونهای
از وصل تو که نیست دریغا در آتشم
در هجر من که هست مبادا چگونهای
ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقی
در سلسله تو ای دل شیدا چگونهای
□ سید حسن غزنوی (۵۳۵ ــ ۵۶۵ هجری)
□ گویی همین دیروز آن را سرودهاند.
@MorphoSyntax
❤11🔥2
☰
🧊 ساختواژه | وندهای تصریفی صفت
❂ زبان فارسی چهار نشانگر تصریفی برای صفت دارد:
● برای ساخت صفت سنجشی:
○ ــتر: بزرگتر، بهتر
○ ــترین (ــین): بهترین، بهین
● برای ساخت عدد ترتیبی:
○ ــم: پنجم، یکم
○ ــمین (ــین): پنجمین، آخرین
❂ هرکدام از پایانههای «ــترین» و «ــمین» به دلایل درزمانی و همزمانی متشکل از دو تکواژند. به این نمونهها بازنمود گسترده میگویند؛ یعنی آنجا که یک نقش دستوری از رهگذر بیش از یک تکواژ بیان میشود.
❂ در تصویر پیوست که همهٔ وندهای تصریفی زبان انگلیسی فهرست شدهاند، خبری از پسوند «th-» که عدد ترتیبی میسازد، نیست؛ به همین قیاس، برخی از منابع فارسی، وندهای «ــم» و «ــمین» را پسوند اشتقاقی تلقی کردهاند.
❂ مسائل زبان انگلیسی به خودشان مربوط است؛ اما در مورد فارسی به نظر نمیرسد که «ــم» و «ــمین» پسوند اشتقاقی باشند. این وندها نه معنای پایه را تغییر میدهند، نه مقولهٔ آن را عوض میکنند؛ ضمن آنکه به انگیزهٔ مطابقه با ساختار نحوی به عدد ملحق میشوند (البته موضوع تعداد و ماهیت وندهای تصریفی صفت در فارسی نیازمند بررسی بیشتر است).
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | وندهای تصریفی صفت
❂ زبان فارسی چهار نشانگر تصریفی برای صفت دارد:
● برای ساخت صفت سنجشی:
○ ــتر: بزرگتر، بهتر
○ ــترین (ــین): بهترین، بهین
● برای ساخت عدد ترتیبی:
○ ــم: پنجم، یکم
○ ــمین (ــین): پنجمین، آخرین
❂ هرکدام از پایانههای «ــترین» و «ــمین» به دلایل درزمانی و همزمانی متشکل از دو تکواژند. به این نمونهها بازنمود گسترده میگویند؛ یعنی آنجا که یک نقش دستوری از رهگذر بیش از یک تکواژ بیان میشود.
❂ در تصویر پیوست که همهٔ وندهای تصریفی زبان انگلیسی فهرست شدهاند، خبری از پسوند «th-» که عدد ترتیبی میسازد، نیست؛ به همین قیاس، برخی از منابع فارسی، وندهای «ــم» و «ــمین» را پسوند اشتقاقی تلقی کردهاند.
❂ مسائل زبان انگلیسی به خودشان مربوط است؛ اما در مورد فارسی به نظر نمیرسد که «ــم» و «ــمین» پسوند اشتقاقی باشند. این وندها نه معنای پایه را تغییر میدهند، نه مقولهٔ آن را عوض میکنند؛ ضمن آنکه به انگیزهٔ مطابقه با ساختار نحوی به عدد ملحق میشوند (البته موضوع تعداد و ماهیت وندهای تصریفی صفت در فارسی نیازمند بررسی بیشتر است).
@MorphoSyntax
👍12❤5
☰
👁🗨 دیدگاه | معضل جالینوسی
▪️این نگاه چندان جای نگرانی ندارد که چون در آثار زبانشناسان غیرایرانی پایانهٔ «th-» انگلیسی غالباً پسوند اشتقاقی تلقی شده، در فارسی هم «ــم/ ــمین» وند اشتقاقیاند؛ تا آنجا که میدانیم، خوشبختانه کسی تاکنون از خلط میان تصریف و اشتقاق آسیب ندیده است.
▪️مشکل آنجاست که اقتصاددانان گمان کنند چون در منابع غربی فلان راهبرد عملی یا انگارهٔ نظری برای غلبه بر بهمان معضل اقتصادی پیشنهاد شده، حتماً همان نسخه ــ بیکموکاست ــ دوای درد مسئلهای است که با آن دست به گریباناند. اما «جالینوس» این قضیه کجاست؟!
▪️جالینوس (۱۲۹ ــ ۲۰۰م) از نامدارترین اطبای یونان باستان بود که آثار و آرایش بیش از هزار سال بر علم پزشکی در اروپا سایه افکنده بود. میگویند تأثیر جالینوس بر مدارس طب چنان ژرف بود که تا چند صد سال پس از او، اگر علمطالبان در کالبدشکافی انسان یا حیوان، اختلافی با آنچه در آثار وی خوانده بودند، مییافتند، کالبد را دور میانداختند؛ بههرروی، محال بود جالینوس خطا کند!
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | معضل جالینوسی
▪️این نگاه چندان جای نگرانی ندارد که چون در آثار زبانشناسان غیرایرانی پایانهٔ «th-» انگلیسی غالباً پسوند اشتقاقی تلقی شده، در فارسی هم «ــم/ ــمین» وند اشتقاقیاند؛ تا آنجا که میدانیم، خوشبختانه کسی تاکنون از خلط میان تصریف و اشتقاق آسیب ندیده است.
▪️مشکل آنجاست که اقتصاددانان گمان کنند چون در منابع غربی فلان راهبرد عملی یا انگارهٔ نظری برای غلبه بر بهمان معضل اقتصادی پیشنهاد شده، حتماً همان نسخه ــ بیکموکاست ــ دوای درد مسئلهای است که با آن دست به گریباناند. اما «جالینوس» این قضیه کجاست؟!
▪️جالینوس (۱۲۹ ــ ۲۰۰م) از نامدارترین اطبای یونان باستان بود که آثار و آرایش بیش از هزار سال بر علم پزشکی در اروپا سایه افکنده بود. میگویند تأثیر جالینوس بر مدارس طب چنان ژرف بود که تا چند صد سال پس از او، اگر علمطالبان در کالبدشکافی انسان یا حیوان، اختلافی با آنچه در آثار وی خوانده بودند، مییافتند، کالبد را دور میانداختند؛ بههرروی، محال بود جالینوس خطا کند!
@MorphoSyntax
👍3👏2👌1
☰
💎 نحو | مقوله در برابر نقش
◄ (۱). قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
◄ (۲). این قضیه قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 صفت و قید بودن هم مقولهٔ دستوری است، هم نقش دستوری. در سنت دستورنویسی، «قطعی» به مقولهٔ صفت تعلق دارد؛ بااینهمه، این واژه میتواند نقشهای دستوری متفاوتی در ساخت نحوی بیابد.
🔖 در جملهٔ «۱»، صفت «قطعی» برای فعل مرکب «بهنظر رسیدن»، قید است و چون قید غالباً ماهیت اداتی دارد، میتوانیم آن را از جمله حذف کنیم:
◄ (۳). ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 در جملهٔ «۲»، صفت «قطعی» برای گروه اسمی «این قضیه»، محمول است و نمیتوانیم آن را از جمله حذف کنیم. حذف آن جمله را نادستوری میکند:
◄ (۴). *این قضیه ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 سازهٔ [این قضیه = قطعی] که اصطلاحاً خردهبند خوانده میشود، نوعی رابطهٔ فاعلی ــ محمولی بیزمان است؛ همان که در عبارتهایی چون «توقف ممنوع» و «چاردیواری اختیاری» مشاهده میکنیم.
✔️Small clause = خردهبند
@MorphoSyntax
💎 نحو | مقوله در برابر نقش
◄ (۱). قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
◄ (۲). این قضیه قطعی به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 صفت و قید بودن هم مقولهٔ دستوری است، هم نقش دستوری. در سنت دستورنویسی، «قطعی» به مقولهٔ صفت تعلق دارد؛ بااینهمه، این واژه میتواند نقشهای دستوری متفاوتی در ساخت نحوی بیابد.
🔖 در جملهٔ «۱»، صفت «قطعی» برای فعل مرکب «بهنظر رسیدن»، قید است و چون قید غالباً ماهیت اداتی دارد، میتوانیم آن را از جمله حذف کنیم:
◄ (۳). ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 در جملهٔ «۲»، صفت «قطعی» برای گروه اسمی «این قضیه»، محمول است و نمیتوانیم آن را از جمله حذف کنیم. حذف آن جمله را نادستوری میکند:
◄ (۴). *این قضیه ∅ به نظر میرسد که دو کشور به توافق دست یابند.
🔖 سازهٔ [این قضیه = قطعی] که اصطلاحاً خردهبند خوانده میشود، نوعی رابطهٔ فاعلی ــ محمولی بیزمان است؛ همان که در عبارتهایی چون «توقف ممنوع» و «چاردیواری اختیاری» مشاهده میکنیم.
✔️Small clause = خردهبند
@MorphoSyntax
👍4👌3🔥1
☰
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۱)
🔘 دستور زایشی از سرآغاز حیات خود در پی یافتن پاسخ این پرسش بوده که چگونه فرزند آدمی در زمانی کوتاه و با توجه به اندکدادههایی که در معرضشان قرار میگیرد ــ یا اصطلاحاً بهرغم فقر محرک ــ میتواند نظام بهظاهر پیچیدۀ زبان مادری خود را بیاموزد و آن را خلاقانه بهکار گیرد. فقر محرک زبانی یعنی دادههایی که در روند زبانآموزی کودک در دسترس او قرار میگیرند، اندکاند؛ بااینهمه، دانش زبانی وی برپایۀ همین تجربۀ زبانی ناقص، بهخوبی شکل میگیرد و هر کودکی بهطور طبیعی میتواند بیشمار جملۀ تازه درک و تولید کند.
🔘 این پرسش بنیادی که از آن به مسئلۀ افلاطون یاد میشود، از میانۀ دهۀ پنجاه میلادی بدین سو، محور پژوهشهای زبانشناسی زایشی بوده است.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۱)
🔘 دستور زایشی از سرآغاز حیات خود در پی یافتن پاسخ این پرسش بوده که چگونه فرزند آدمی در زمانی کوتاه و با توجه به اندکدادههایی که در معرضشان قرار میگیرد ــ یا اصطلاحاً بهرغم فقر محرک ــ میتواند نظام بهظاهر پیچیدۀ زبان مادری خود را بیاموزد و آن را خلاقانه بهکار گیرد. فقر محرک زبانی یعنی دادههایی که در روند زبانآموزی کودک در دسترس او قرار میگیرند، اندکاند؛ بااینهمه، دانش زبانی وی برپایۀ همین تجربۀ زبانی ناقص، بهخوبی شکل میگیرد و هر کودکی بهطور طبیعی میتواند بیشمار جملۀ تازه درک و تولید کند.
🔘 این پرسش بنیادی که از آن به مسئلۀ افلاطون یاد میشود، از میانۀ دهۀ پنجاه میلادی بدین سو، محور پژوهشهای زبانشناسی زایشی بوده است.
@MorphoSyntax
👍3❤2
☰
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۲)
🔘 شکلگیری پیچیدگی زیستی پیامد فرایند انتخاب طبیعی است و انتخاب طبیعی برای آنکه جادوی شگفتانگیز خود را بهکار بیندازد و بهبار بنشاند، به زمانی بسیار طولانی نیاز دارد که عمر پنجاههزارساله و صدهزارسالۀ زبان در برابر آن به چشم بر هم زدنی میماند. تکامل نخستیسانان از حدود هشتادوپنج میلیون سال پیش و از اواخر دورۀ کرتاسه آغاز شده و از رهگذر انتخاب طبیعی، گام به گام و با حوصله پیش رفته تا به ظهور گونۀ انسان هوشمند رسیده است. پیدایی و رشد شتابزدۀ زبان آدمیزاد چنین مجال بلندی برای بهره بردن از فرایند انتخاب طبیعی در اختیار نداشته است.
🔘 این موضوع که از آن به مسئلۀ داروین یاد میشود، چالش تازهای پیش روی پژوهندگانی میگشاید که زبان را نظام پیچیدهای از نشانهها میدانند.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | پرسش بنیادین در دستور زایشی (۲)
🔘 شکلگیری پیچیدگی زیستی پیامد فرایند انتخاب طبیعی است و انتخاب طبیعی برای آنکه جادوی شگفتانگیز خود را بهکار بیندازد و بهبار بنشاند، به زمانی بسیار طولانی نیاز دارد که عمر پنجاههزارساله و صدهزارسالۀ زبان در برابر آن به چشم بر هم زدنی میماند. تکامل نخستیسانان از حدود هشتادوپنج میلیون سال پیش و از اواخر دورۀ کرتاسه آغاز شده و از رهگذر انتخاب طبیعی، گام به گام و با حوصله پیش رفته تا به ظهور گونۀ انسان هوشمند رسیده است. پیدایی و رشد شتابزدۀ زبان آدمیزاد چنین مجال بلندی برای بهره بردن از فرایند انتخاب طبیعی در اختیار نداشته است.
🔘 این موضوع که از آن به مسئلۀ داروین یاد میشود، چالش تازهای پیش روی پژوهندگانی میگشاید که زبان را نظام پیچیدهای از نشانهها میدانند.
@MorphoSyntax
🔥3👍2❤1😁1👌1
☰
🧾 واژهگزینی | دستگاه فروش خودکار
✿ دستگاه سمت راست را میشناسیم؛ «خودپرداز» است. به سمت چپی هم «دستگاه فروش خودکار» یا «خودبردار» گفتهاند که از قضا آن هم «خودپرداز» است، اما به مشتریانش خوراک و نوشاک میدهد. علیالقاعده، «خودبردار» آن کاربری است که اقلام مورد نظرش را از آن تهیه میکند. شاید بهتر بود برای نامگذاری این دستگاه، ضمیر مشترک «خود» را با ریشهٔ «فروش» درمیآمیختیم؛ اما برونداد این ترکیب پیشتر مدخل شده است.
✿ در واژهگزینی باید به بافتی که قرار است نوواژهٔمان در آن بهکار رود هم توجه کنیم. در جایی که از چیپس فلفلی و آدامس نعنایی صحبت میشود، استفاده از عبارت «دستگاه فروش خودکار» یا مثلاً «خودآمادگاه» کمی زیادی بهنظر میرسد! برای نامگذاری این ابزار دم دستی که عامهٔ مردم در کوچه و بازار با آن سروکار دارند، نیازی نیست در پی اصطلاح عالمانهای بگردیم که در عمل بهکار نخواهد رفت. فروشگاه خودگردان کوچکی که برای خرید اندکی توشه و نوشیدنی بهکار میآید، «توشنوشک» است. مثلاً: «یک بسته شکلات نود درصد و دو تا چیپس از اون توشنوشک بگیر بیار!»
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | دستگاه فروش خودکار
✿ دستگاه سمت راست را میشناسیم؛ «خودپرداز» است. به سمت چپی هم «دستگاه فروش خودکار» یا «خودبردار» گفتهاند که از قضا آن هم «خودپرداز» است، اما به مشتریانش خوراک و نوشاک میدهد. علیالقاعده، «خودبردار» آن کاربری است که اقلام مورد نظرش را از آن تهیه میکند. شاید بهتر بود برای نامگذاری این دستگاه، ضمیر مشترک «خود» را با ریشهٔ «فروش» درمیآمیختیم؛ اما برونداد این ترکیب پیشتر مدخل شده است.
✿ در واژهگزینی باید به بافتی که قرار است نوواژهٔمان در آن بهکار رود هم توجه کنیم. در جایی که از چیپس فلفلی و آدامس نعنایی صحبت میشود، استفاده از عبارت «دستگاه فروش خودکار» یا مثلاً «خودآمادگاه» کمی زیادی بهنظر میرسد! برای نامگذاری این ابزار دم دستی که عامهٔ مردم در کوچه و بازار با آن سروکار دارند، نیازی نیست در پی اصطلاح عالمانهای بگردیم که در عمل بهکار نخواهد رفت. فروشگاه خودگردان کوچکی که برای خرید اندکی توشه و نوشیدنی بهکار میآید، «توشنوشک» است. مثلاً: «یک بسته شکلات نود درصد و دو تا چیپس از اون توشنوشک بگیر بیار!»
@MorphoSyntax
👍13😁5🤔3❤2👏2💯2