MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🚦دستور خط | هکسره

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ *برادره این پسره که قدبلنده، دروازه‌بانــه یــه تیمــه باشگاهیــه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ نشانۀ «های بیان حرکت» (ــ‌ه) که به‌ویژه در گونۀ غیررسمی زبان تظاهر می‌یابد، هویت‌ها و کاربردهای مختلفی دارد:

(۱). واژه‌بست «ـ‌ه» به‌جای «است»:
◄ پسرش خواب است/ پسرش خوابــه.

(۲). شناسۀ «ـ‌ه» به‌جای «ـ‌د»:
◄ پسرش زود می‌خوابـد/ پسرش زود می‌خوابـه.

(۳). نشانۀ معرفۀ «ـ‌ه» در برابر «ـ‌ی» نکره:
◄ از پسری این رو گرفتم/ از پسره این رو گرفتم.

(۴). دلالت بر سوم شخص مفرد حال کامل:
◄ کم غذا خورد/ کم غذا خورده.

(۵). بخشی از واژه یا تکواژی از واژه:
◄ همیشه با آفتاب می‌آید/ همیشه با آفتابه می‌آید.


❂ در نوشتار، «های بیان حرکت» را باید به‌درستی به‌کار ببریم. خطا در به‌کار بردن این نشانه در نوشته‌های فضای مجازی بسیار گسترش یافته و به‌ویژه این عنصر جای نشانهٔ کسرهٔ اضافه را گرفته است.

◄ برادرِ این پسره که قدبلنده، دروازه‌بانِ یــه تیمِ باشگاهیــه.

@MorphoSyntax
👍13😁1👌1


👁‍🗨 دیدگاه | توانش زبانی اهالی پارسه


▪️صاحب رساله‌ای نوشته بود: در فارسی باستان ساخت نحویِ حاوی رد وابسته (parasitic gap) نیافتیم؛ بنابراین گویشوران فارسی باستان از عناصر ضمیری متفاوت و جایگزینی استفاده می‌کردند.

▪️این استنتاج کم‌وبیش مانند آن دعوی معروف است که گفته بود: در کاوش‌های پیرامون پارسه، هرچه جستیم، «سیم» نیافتیم؛ پس ایرانیان باستان برای ارتباطات خود از «بی‌سیم» استفاده می‌کردند!

▪️مواد زبانی فارسی باستان که در سنگ‌نبشته‌ها و الواح به یادگار مانده و به‌دست‌مان رسیده‌اند، بسیار اندک‌اند و تنوع زبانی کمی هم دارند. نظریه‌های نحوی امروزی را نمی‌توان با این داده‌های اندک محک زد و به نتایج متقن رسید.

@MorphoSyntax
👍7😁5
MorphoSyntax
📝 ویرایش | شناختی یا شناسی؟ 🔖 در جمله‌های زیر کدام صورت درست است: «روان‌شناختی» یا «روان‌شناسی»؟ ◄ این پژوهش روان‌شناختی/ روان‌شناسی نظر پیاژه را تأیید می‌کند. ◄ مجلهٔ ما پژوهش‌های روان‌شناختی/ روان‌شناسی را هم منتشر می‌کند. 🔖 هر دو ساختار «پژوهش…


📝 ویرایش | باب روغن

🪧 ساخت اضافیِ «روغن زیتون»، یعنی روغنی که از زیتون گرفته می‌شود؛ اما «روغن بچه» را از بچه نمی‌گیرند و از این ساخت اضافی، کاربرد آن را درک می‌کنیم، مثل «روغن ترمز». از آن‌سو، «روغن نباتی و حیوانی» هم داریم که ساخت وصفی‌اند؛ یعنی روغن‌هایی که سرشت‌شان از گل‌وبته یا جک‌وجانور است. اینها هم می‌توانستند مانند «روغن نارگیل و کنجد و آفتاب‌گردان»، «روغن گیاه و حیوان» باشند، ولی خب، ما به‌شدت صفت دوست داریم.

🪧 اما دیگر معلوم نیست چرا به «روغن سرخ کردن» که ساخت اضافی (یعنی توالی مضاف و مضاف‌الیه) است و کاربرد را نشان می‌دهد، گفته‌ایم «روغن سرخ‌کردنی». مگر نه این‌که این نوع روغن در برشتن مواد غذایی به‌کار می‌آید؟! پس چرا از آن ساخت وصفی ساخته‌ایم؟ گویی به روغنی که ویژهٔ اسباب ایستایی است، بگوییم «روغن ترمزی». به‌هرروی، همان‌گونه که برای «پخت‌وپز» از «روغن پخت‌وپز» استفاده می‌کنیم، ظاهراً آن یکی هم باید «روغن سرخ کردن» باشد.

@MorphoSyntax
👍19👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم

✍🏿 مولانا، دیوان شمس
🎤 احمد شاملو

@MorphoSyntax
10😁1👌1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | خلیج مکزیک! 📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر می‌خواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیج‌تان را به دریاچه تبدیل می‌کند!…


📝 ویرایش | خلیج همیشه فارس، نه خلیج همیشگی فارس!


✍🏿 دکتر محمدرضا ترکی نوشت:

🖊 هموطنان ما بسیاری مواقع برای تأکید بر هویّت ایرانی خلیج فارس آن را «خلیچ همیشگی فارس» می‌نامند که تعبیری است از لحاظ زبانی ناصواب. در این تعبیر «همیشگی» به معنی «جاودانه» صفت «خلیج» است نه قید «فارس».

🖊 بنابراین بر جاودان بودن خلیج دلالت دارد، نه همیشگی بودن نام «فارس» بر آن؛ درحالی‌که کسی در جاودانه‌بودن واقعیّت جغرافیایی این خلیج بحثی ندارد و تمام شیطنت‌های تبلیغاتی دشمنان بر نام این خلیج پرعظمت متمرکز شده است! لازم است برای رساندن این مفهوم از «خلیج همیشه فارس» و امثال آن استفاده کنیم.

▪️دوازدهم اردی‌بهشت ۱۴۰۳
▪️فصل فاصله

@MorphoSyntax
👍17👌3
MorphoSyntax


💎 نحو | فعل «رسیدن» در بند پیرو کدام جملهٔ زیر زمان دستوری (Tense) دارد؟


💎 نحو | بند بی‌زمان


🫧 برخی از فعل‌های بسیط و مرکب فارسی در بند پیرو فقط فعل التزامی می‌پذیرند. در جمله‌های زیر، دو فعل «ببیند» و «دیده باشد» در وجه التزامی مشترک‌اند و تفاوت آنها در نمود دستوری است (نه زمان)؛ اولی نمود دستوری ندارد، اما نمود دومی کامل است:

◄ صاحب دکه هم می‌تواند [(که) از اینجا رفت‌وآمد سارقان را ببیند].

◄ صاحب دکه هم می‌تواند [(که) از اینجا رفت‌وآمد سارقان را دیده باشد].


🫧 در این نوع ساخت‌ها، تعبیر زمان دستوری فعل بند پیرو که همواره صورت ثابت التزامی دارد، وابسته به زمان فعل بند اصلی است و از خود زمان مستقل نشان نمی‌دهد. به‌همین دلیل، این بندهای پیرو را ناقص می‌خوانند؛ یعنی بندهایی که شخص‌وشمار دارند، اما زمان ندارند:

◄ تلاش کرد [که به موقع برسد].
◄ تلاش می‌کند [که به موقع برسد].
◄ تلاش کرده بود [که به موقع برسد].
◄ تلاش خواهد کرد [که به موقع برسد].


🫧 در نمونه‌های بالا، زمان فعل التزامی «برسد» تابعی از زمان فعل «تلاش کردن» است و زمان خودایستا ندارد؛ از جمله نمی‌توانیم آن را به گذشته یا آینده تبدیل کنیم. حتی اگر «برسد» را به «رسیده باشد» تغییر دهیم، در واقع نمود دستوری را عوض کرده‌ایم، نه زمان را.


🫧 در آزمونک پیوست، فعل‌های «تلاش کردن»، «انتظار داشتن» و «تصمیم داشتن»، از نوع افعالی‌اند که فعل بند پیروشان همواره التزامی و فاقد زمان دستوری است؛ اما «فکر کردن» این‌گونه نیست. درست است که در گزینهٔ «۱»، فعل «برسد» در بند پیرو، در وجه التزامی آمده است، اما به سادگی می‌توان زمان، نمود و وجه آن را تغییر داد:

◄ فکر می‌کرد [که به موقع می‌رسد].
◄ فکر می‌کرد [که به موقع رسیده است].
◄ فکر می‌کرد [که به موقع خواهد رسید].
◄ فکر می‌کرد [که به موقع رسیده بود].

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ در توصیف و تبیین ساختار صرفی‌نحوی زبان، به‌جز رهیافت دستور زایشی که در اینجا از آن بهره گرفته‌ایم، رویکردهای نظری دیگری هم می‌توان یافت و به سراغ‌شان رفت؛ اما به مؤمن توصیهٔ مؤکد شده است: «کنْ عَلَی عُمُرِک أَشَحَ مِنْک عَلَی دِرْهَمِک وَ دِینَارِک.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7👌4😁3


✍🏿 کوبایاشی ایسا (۱۷۶۳ ــ ۱۸۲۸) شاعر هایکوسرای ژاپنی

@MorphoSyntax
👍11😁73


🚦دستور خط | ـــ‌دار

🪄 ریشهٔ «دار» (مصدر «داشتن») که در ساخت واژهٔ مرکب فعلی به‌کار می‌رود، با نیم‌فاصله از جزء پیشین نوشته می‌شود:

○ پارچهٔ گل‌دار
○ کیف زیپ‌دار
○ آدم امانت‌دار
○ جملهٔ نشان‌دار
○ زمین شیب‌دار
○ سطح خش‌دار
○ کاسب مردم‌دار
○ انگشتر نگین‌دار
○ اعضای سهام‌دار
○ جوان مزرعـه‌دار
○ چاقوی ضامـن‌دار
○ باشگاه استخوان‌دار
○ همسایهٔ فک‌وفامیل‌دار

🪄 «دار» در همه جا با نیم‌فاصله می‌آید، به‌جز . . . چرا باید قواعد رسم‌الخط این‌ همه «به‌جز» و «مگر» داشته باشد؟ اگر قرار است قاعده‌ای وضع کنیم، چرا باید به فهرست مطولی از استثناها و تبصره‌ها تن دهیم؟! با این روش که کار برای نویسنده و ویراستار و حروف‌چین و نمونه‌خوان دشوارتر می‌شود و پیوسته باید به شیوه‌نامهٔ خود رجوع کنند. اگر نمونه‌های زیر را هم با نیم‌فاصله بنویسیم، چه اتفاق ناخوشایندی در کائنات می‌افتد؟

○ پاس‌دار، راه‌دار، استان‌دار، بخش‌دار، آب‌دار، پول‌دار، فرمان‌دار، علم‌دار، جان‌دار، پای‌دار.

○ باغ‌داری، مرغ‌داری، دام‌داری، بنک‌داری، حساب‌داری، هتل‌داری، به‌داری، نگه‌داری، کفش‌داری.

🪄 جدانویسی اجزایی که تکواژ واژگانی آزاد به‌شمار می‌آیند، گذشته از آن‌که دستور خط فارسی را قاعده‌مندتر و یادگیری اصول آن را آسان‌تر می‌کند، به کودک در روند فراگیری نوشت‌وخواند کمک می‌کند تا تکواژهای سازندهٔ واژه‌ها را زودتر بیاموزد و در برخورد با ترکیب‌های جدید، معنا را برپایهٔ اجزای سازنده پیش‌بینی کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ ریشه‌های فعل در فارسی، بالفعل یا بالقوه، تکواژ واژگانی آزادند: سوز، ساز، گیر، باش، رو، بند، خواب، پوش، چین، و مانند آنها.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍12🤔4😁3💯3👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📢 معرفی | چت‌هاب

▫️سیادت، سیمای اینترنتی دانشگاه تهران، در برنامه‌ای که بیشتر به تبلیغ مایع ظرف‌شویی شبیه است، به مقایسهٔ عملکرد مدل‌های هوش مصنوعی پرداخت.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@ut_internet_tv| شبکه دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 ۱۴۰۳ | آنچه گذشت . . .

🔗 منبع: کانال دانشگاه تهران در پیام‌رسان ایتا

@MorphoSyntax
😢3🆒3👍1🤔1


🔡 آزفا | ضمیر ارجاعی، ضمیر غیرارجاعی


◄ (۱). می‌تونه بیاد؟
◄ (۲). می‌شه بیاد؟

◀️ برخی از غیرفارسی‌زبانان در روند یادگیری زبان، در تولید جملهٔ دوم دچار اشتباه می‌شوند و شخص‌وشمار فعل بند پایه را همچون فعل بند پیرو صرف می‌کنند:

◄ (۳). *می‌شم بیام؟
◄ (۴). *می‌شی بیای؟

◀️ در آموزش تمایز دو جملهٔ «۱» و «۲» به گویشوران غیربومی، باید تصریح کرد که فارسی دو نوع ضمیر مستتر/ پنهان دارد که ارجاعی و غیرارجاعی‌اند. بیشتر فعل‌های فارسی ضمیر ارجاعی آشکار یا پنهان می‌گیرند و در شخص‌وشمار با آن مطابقه می‌کنند.

◄ (۵). (من) می‌تونم بیام؟
◄ (۶). (اونها) اجازه دارند بیاند؟

◀️ اما شمار کمتری از محمول‌های بسیط و مرکب فارسی، ضمیر غیرارجاعی ناملفوظ می‌پذیرند. این ضمیر مانند «it» غیرارجاعی در انگلیسی، همواره سوم شخص مفرد است و شناسهٔ دیگری نمی‌گیرد؛ مانند:

◄ (۷). لازمه بیام؟
◄ (۸). ممکنـــه بیام.
◄ (۹). به سرم زد بیام.
◄ (۱۰). احتمال داره بیام.
◄ (۱۱). به‌نظر می‌رسه بیام.

@MorphoSyntax
👍191👏1


💎 نحو | نمونهٔ گفتاری «برگشته بود گفته بود داشتم پا می‌شدم برم بگیرم بخوابم زنگ زدی» متشکل از چند جمله است؟
Anonymous Quiz
45%
۱. پنج جمله
19%
۲. شش جمله
22%
۳. هفت جمله
14%
۴. هشت جمله
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | علم: بحران تکرارپذیری

● دکتر هادی صمدی، اخلاق‌پژوه و مدرس فلسفه؛
● استادیار گروه فلسفهٔ علم، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران.

@MorphoSyntax
👍6👌3🤔1


📝 ویرایش | پیش یا پس از قید زمان؟


☆ پیش از خواندن ادامهٔ متن، کدام‌یک از دو جملهٔ زیر برای‌تان خوش‌ساخت است؟

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). پروازهای کیش به دوشنبه از یک‌شنبه برقرار می‌شود.

◄ (۲). پروازهای کیش از یک‌شنبه به دوشنبه برقرار می‌شود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

☆ اگر فقط جملهٔ «۱» را خوش‌ساخت بدانیم، «به دوشنبه» برای‌مان وابستهٔ اسم است:
◄ پروازهای کیش به دوشنبه . . .


☆ اگر فقط جملهٔ «۲» را خوش‌ساخت بدانیم، «به دوشنبه» برای‌مان وابستهٔ فعل (قید) است:
◄ . . . به دوشنبه برقرار می‌شود.


☆ اگر هر دو جملهٔ «۱» و «۲» را خوش‌ساخت بدانیم، دو حالت دارد:

○ یا باز هم «به دوشنبه» را فقط وابستهٔ فعل می‌دانیم که می‌تواند پیش یا پس از قید زمان «از یک‌شنبه» بیاید.

○ یا این ساختار دوگانه را پذیرفته‌ایم و امکان وابستگی «به دوشنبه» به گروه اسمی یا گروه فعلی را تشخیص داده‌ایم.


☆ ضمانت نمی‌توان کرد، اما خوانش اخیر غالباً از آنِ کسانی است که به شرط لازم برای ویراستار شدن مجهزند.

@MorphoSyntax
👍63👌3


💎 نحو | ساخت ترتیبی


🔻وقتی بخواهیم در مسیر سفرمان سوخت‌گیری کنیم، کدام جملهٔ زیر را می‌گوییم؟

◄ (۱). پمپ‌بنزین آخر بزرگ‌راه بنزین می‌زنم.
◄ (۲). آخرین پمپ‌بنزین بزرگ‌راه بنزین می‌زنم.

🔺 منطقاً باید جملهٔ دوم را به‌کار ببریم. آخر بزرگ‌راه، موقعیت جغرافیایی مشخصی است که لزوماً جایگاه سوخت‌گیری ندارد و اگر هم داشته باشد، باز آخرین پمپ‌بنزین بزرگ‌راه است.

🔺 «چهارشنبهٔ آخر سال» مانند همان جملهٔ نخست است. «آخر سال» موقعیت زمانی مشخصی است که ممکن است در آنجا چهارشنبه‌ای باشد یا نباشد؛ از قضا امسال به «چهارشنبه» (در واقع «شب چهارشنبه») ختم نمی‌شود.

🔺 بنابراین، اگر اصرار بیهوده داریم که نام‌های کهن، آشنا و رایج در زبان فارسی را تغییر دهیم، بهتر است به «چهارشنبه‌سوری» بگوییم «آخرین (شب) چهارشنبهٔ سال»، نه «چهارشنبهٔ آخر سال»

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 خلاقیت دلهره‌آور در هشدارهای پیامکی!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👏10👍6🆒1
MorphoSyntax
💎 نحو | هم‌تصریفی ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ◄ برادر آقاسعید بدون مجوز یک تفنگ سرپُر خرید. خریدش غیرقانونی بود. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ▪️این…


💎 نحو | هم‌تصریفی در ضمایر (۱)


▫️کانالی با ارجاع به یادداشت بالا، نوشت:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«. . . جملهٔ «خریدش غیرقانونی بود» را شامل نمونه‌ای از هم‌تصریفی دانسته‌اند. این در حالی است که زبان فارسی اصولاً حالت مفعولی و اضافی را در این جایگاه تمایزگذاری نمی‌کند که هم‌تصریفی قابل طرح باشد . . . نتیجه اینکه گروهِ معظمِ زبان‌شناسیِ دانشگاهِ تهران اینجا با مخاطبانش شوخی کرده است! :)»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

▫️پدیدهٔ هم‌تصریفی، هم‌نامی نظام‌مند در مجموعهٔ صیغگان یک صورت دستوری است که می‌تواند محض باشد، یا از مشخصه‌زدایی منتج شود و در بافت زبانی شکل بگیرد.

▫️در فارسی معاصر، شش ضمیر متصل «ــ‌م، ــ‌ت، ــ‌ش، ــ‌مان، ــ‌تان، ــ‌شان» در جدول ضمایر فارسی با مجموعهٔ مشخصه‌هایی ذخیره شده‌اند و براساس این مشخصه‌ها در گره‌های پایانی درج می‌شوند؛ مثلاً دو ضمیر اول شخص مفرد و جمع این‌گونه‌اند:

(1):
► -am [Pronominal clitic, 1st, Sg]
► -mɑn [Pronominal clitic, 1st]

▫️ممکن است بپرسیم چرا «ــ‌مان» مشخصهٔ [Pl] ندارد. دلیل، آن زیرتخصیصی مشخصه‌ها در نظام دوتایی شمار در فارسی است که عجالتاً به آن نمی‌پردازیم.

▫️اما اگر ضمایر یادشده را هم‌تصریف ندانیم، باید ادعا کنیم که مثلاً ضمیر متصل اول شخص مفرد را دوبار در واژگاه‌مان ذخیره کرده‌ایم؛ یک‌بار با حالت مفعولی، و بار دیگر با حالت اضافی (به‌همین ترتیب برای دیگر ضمایر):

(2):
► -am [Pronominal clitic, 1st, Sg, Acc]
► -am [Pronominal clitic, 1st, Sg, Gen]

▫️برای این‌که ضمیری مانند «ــ‌م» را دو بار به واژگاه‌مان نسپاریم، باید مشخصهٔ تمایزدهندهٔ آنها را کنار بگذاریم و به همان وضعیتی برسیم که در بازنمایی نخست مشاهده می‌کنیم. کنار گذاشتن این مشخصه‌ها که البته با پدیدهٔ مشخصه‌زدایی متفاوت است، به همان رخداد هم‌تصریفی می‌انجامد.

▫️به‌هرروی، وقتی فاقد چارچوب نظری مشخصی در تحلیل داده‌های تجربی باشیم، با فهم ناقص از تعاریف و در خلأ نظری، ناگزیر می‌شویم برای تبیین شواهد به سر هم‌بندی روی بیاوریم یا سخن دیگران را مزاح بپنداریم و اصلاً ندانیم چرا به اصطلاحِ «هم‌تصریفی» نیاز داریم یا قرار است با آن چه کنیم.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
برای بحث بیشتر:
▫️Siddigi D. & H. Harley (2016). Morphological Metatheory. John Benjamins publishing Company.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
5🔥3👍2💯2
MorphoSyntax
📝 ویرایش | اگر برق رفت . . . ◄ در صورت قطع شدن برق، از این اهرم برای باز و بسته کردن در پارکینگ استفاده کنید. 🖋 در فارسی فعل مرکب «بسته کردن» به معنای «بستن» نداریم (دست‌کم فعلاً نداریم). ممکن است «بسته کردن» را بتوان در مفهوم «بسته‌بندی کردن، توده کردن»…


💎 نحو | بازتاب ساختار در رسم‌الخط


□ کانالی با ارجاع به یادداشت بالا نوشته است:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«گفته شده که چون «*بسته کردن» در فارسی نداریم، پس «بازوبسته کردن» هم غلط است. چنین استدلالی معتبر نیست. همان‌طور که «شال‌وکلاه کردن» به «*شال کردن» و «*کلاه کردن» ربطی ندارد یا «سؤال‌وجواب کردن» به «جواب کردن»، پس کاربرد «بازوبسته کردن» هم به کاربرد «*بسته کردن» ربطی ندارد. همچنین «بازوبسته کردن» تفاوت معنایی مشخصی با «باز کردن و بستن» دارد. از این‌ها گذشته، «بازوبسته کردن» آن‌قدر در متون معاصر به کار رفته که دیگر بحث راجع به درستی و غلطی‌اش موضوعیت ندارد.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

◄ پیش از بازوبسته کردن دهانش فکر می‌کرد.
◄ وقتی رسیدم، داشتند زدوخورد می‌کردند.
◄ باید از متهم باز هم سؤال‌وجواب کنند.

□ در این نمونه‌ها «بازوبسته»، «زدوخورد» و «سؤال‌وجواب» واژگانی شده‌اند و در جایگاه جزء غیرفعلی محمول مرکب نشسته‌اند. در واقع این عناصر همراه با همکرد «کردن» تشکیل یک فعل/ مصدر مرکب داده‌اند. بسیار بدیهی است که در فارسی مثلاً «زد کردن» و «خورد کردن» نداریم تا بتوانیم «زدوخورد کردن» را زدودن «کردن» از «زد کردن» تلقی کنیم. اما:

◄ *در یخچال را باز و به‌سرعت بسته کرد.
◄ *در یخچال را باز و بسته کرد.

□ در این نمونه‌ها دیگر با «یک» فعل مرکب «بازوبسته کردن» مواجه نیستیم. بلکه «دو» فعل مرکب «باز کردن» و «بسته کردن» همپایه شده‌اند و ازآنجاکه فعل دوم در فارسی معیار وجود ندارد، جملات حاصل نادستوری‌اند. صورت درست این جملات این‌گونه است:

◄ در یخچال را باز کرد و به‌سرعت بست.
◄ در یخچال را باز کرد و بست.

□ نویسندهٔ متن بالا که فرصت مطالعاتی خود را به گشت‌وگذار در اینجا سپری کرده و در نوشته‌ای دیگر، از این‌که گفته شده نام «چهارشنبه‌سوری»، «چهارشنبهٔ آخر سال» نیست، برآشفته و آن را ناسزا به خود تلقی کرده، در مقایسهٔ «بازوبسته» با «شال‌وکلاه» و «سؤال‌وجواب»، زیرکانه متوجه بوده که باید همگی را بدون فاصله ضبط کند. اما گویا عنایت نداشته که ساخت نحوی همپایهٔ «باز کردن و بستن» متفاوت با فعل مرکب «بازوبسته کردن» است.

□ اشکال اصلی از آنجایی رخ داده است که اولاً، نویسندهٔ متن به رسم‌الخط متفاوت «باز کردن و بستن» با «بازوبسته کردن» توجه نکرده است. ثانیاً، معنای نزدیک این دو ساختار او را گمراه کرده و تفاوت سادهٔ همپایگی با واژگانی شدن را درنیافته است. برای تبیین بیشتر این موضوع، به تفاوت «جمع کردن و جور کردن» (که این‌بار همکرد مشترک دارند) با «جمع‌وجور کردن» توجه بفرمایید. تفاوت معنایی این دو سازه آشکارتر از نمونهٔ پیش‌گفته است:

◄ لباس‌ها را از توی انبار جمع و با هم جور کرد.
(= اول جمع کرد، بعد براساس رنگ و طرح و غیره جورشان کرد.)

◄ لباس‌ها را از توی انبار جمع‌وجور کرد.
(= به لباس‌هایی که توی انبار مانده بودند، نظم و ترتیب داد.)

□ در مجموع، «*باز و بسته کردن» نادرست است و بهتر است این‌گونه ننویسیم. «بازوبسته کردن» البته ایرادی ندارد و یک فعل مرکب است.

@MorphoSyntax
👍6🔥3
MorphoSyntax
👁‍🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۱) ـ1⃣ـ ○ از ملای محل پرسید: بر شیشه‌خرده هم می‌توان تیمم کرد؟ گفت: شما نیتت طهارت نیست؛ می‌خواهی دست و بال مسلمین را خونین کنی! این، حکایت همان اندک‌کسانی است که از «آموزش به زبان اقوام ایرانی» حمایت می‌کنند و…


👁‍🗨 دیدگاه | واکنش به یادداشت زبان مادری


✍🏿 عادل محمدی نوشت:

پاسخی به نوشته کانال جناب دکتر انوشه

١) واژه «جدایی و تجزیه» در نوشته‌های ایشان براساس تحلیل گفتمان انتقادی، نشانگر الگوی ذهنی است که در سبک واژگانی[۱] بازنمودی از نژادپرستی پنهان است. همیشه مطالبات با محوریت زبان مادری با مغلطه­‌هایی نظیر «جنبش‌های تجزیه‌طلب»[۲] یا «جدایی­‌خواه»[۳] خلط می­شود. بدان معنا که برخی از طرفداران زبان­ِ غالب، چنین می­‌پندارند که اگر سایر گویشوران با زبانی غیر از زبان غالب، آموزش ببینند، در آینده راه برای جدایی آن‌ها هموار می­‌شود که چنین تصوری کاملاً نادرست است؛ چراکه این نگرش، نتیجۀ عکس خواهد داد و این جدایی­‌طلبی زمانی اتفاق می­افتد که زبان‌ها به‌طور برابر در امر آموزش سهیم نشوند و در این صورت ‌مسئله و مشکلی که به وجود می­‌آید، وجود جبهه­‌های مخالف است. به دیگر سخن، در چنین مواردی گفتمان «خودی» و «دیگری» شکل می­‌گیرد و همین سهیم­‌نکردن و نابرابری باعث می­‌شود، زبان‌ها در برابر یکدیگر قد علم کنند؛ یعنی گروهی از زبان‌ها در مقابل زبان غالب مقاومت کنند و درنهایت تنش­‌های مشکل­‌آفرین و حساسیت­‌های اتنیکی ایجاد شود و بهانه­‌ای برای جدایی­‌طلبی باشد. چنین تفکری که یک زبان را بر همه زبان‌ها غالب می‌کند آسیب‌های اجتماعی- فرهنگی بسیاری را به همراه خواهد داشت و اگر حس وفاداری گویشوران نسبت به یک سرزمین که در آن زندگی می‌کنند، کم­رنگ شود، دلیل کم­رنگی این وفاداری، از چنین افسانه‌بافی­‌هایی برمی­‌خیزد که شعار «یک زبان و یک سرزمین» را ترویج می­‌دهد؛ زیرا چنین پدیده­‌ای، حساسیت گویشوران دیگر زبان‌ها را برمی‌انگیزد و باعث ازهم‌گسیختگی جامعه می‌شود و مهم‌تر از همه «مدارای اجتماعی»[۴] را از میان می‌برد تا جایی که از حس تعلق ملی افراد می‌کاهد.
به گفته وارداف پیوند و دل‌بستگی گروهی از مردم به یک کشور، لزوماً با زبانی که بدان تکلم می‌کنند، تعیین نمی‌شود. برای نمونه اگرچه اکثریت مردم آلزاس با توجه به زبانی که در زندگی معمول خود به­‌کار می‌برند گویشور گونه‌ای از آلمانی هستند؛ اما بدون تردید به کشور فرانسه گرایش دارند تا به آلمان. آن‌ها در سطح ملی به غرب می‌نگرد نه به شرق و به‌عنوان وسیلۀ تحرک اجتماعی و دستیابی به تحصیلات عالی، فرانسوی را به­‌کار می‌گیرند نه آلمانی. به‌طورکلی، هسته اصلی ناخودآگاه جمعی یک ملت، وابسته به کهن‌الگو‌ها (Archetype) طبیعی خود است نه یک زبان. ملت‌سازی که با پارادایم تک‌زبانی تعبیه شود، یک افسانه است. برای نمونه حتی با وجود تاج شاهی اِستِفانوس قِدّیس، مجارها و اسلاوها هنوز به‌همان اندازه از هم متمایزند که هشتصد سال پیش متمایز بودند. در بوهم چک‌ها و آلمان‌ها مانند آب و روغن جدا مانده‌اند و زبان نتوانست این‌ها را هم متحد کند.

۲)هر زبان‌شناسی بر این امر واقف است که هدف از آموزش تک­‌زبانگی، هیچ انگیزه­‌ای به‌جز آموزش غوطه‌ورسازی[۵] در آسیمیلاسیون زبانی[۶] ندارد که منجر به یکسان­‌سازی زبان‌ها با زبان معیار می‌شود. آموزش غوطه‌ورسازی رویکردی است که بر پایۀ (شناکُن یا غرق می‌شوی[۷]) بنا نهاده شده است. این رویکرد برای زبان­‌هایی که غالب نیستند بسیار زیان‌بار است؛ زیرا آنان با چالشی دوگانه مواجه می‌شوند که عملکرد تحصیلی‌شان را به مخاطره می­‌اندازد. رهاساختن زبان نخست و بهره‌گیری از زبان دوم، نه‌تنها روند آموزش و یادگیری را آسیب‌پذیر می‌سازد؛ بلکه بر روی رشد شناختی و موفقیت‌های درسی اثرات منفی به­‌جای خواهد گذاشت.

۳) اگر به سیستم آموزش چندزبانی[۸] در کشورهای دنیا نیم­‌نگاهی داشته باشیم و از مغلطۀ قیاس و مقایسه خود با این کشورها بپرهیزیم، می­‌توان گفت که از این دیدگاه، چنین مسئله­‌ای به آسانی قابل حل است؛ زیرا سیستم آموزش چندزبانی نگاهی انسان­‌محورانه به زبان دارد و چندزبانگی را یک نوع همزیستی میان گویشوران یک جامعه در نظر می­‌گیرد و آن را با مسائل امنیتی و توهم تجزیه و... خلط نمی‌کند. برای نمونه می‌توان برای هر زبانی متون آموزشی تدوین نمود و با استفاده از یک برنامه‌ریزی زبانی و با توجه به بافت جمعیتی هر شاخه، آن را آموزش داد. به قول رویز زبان را به‌مثابۀ مسئله یا مشکل[۹] نبینیم. باور و تفکری که زبان را به‌مثابۀ مسئله یا مشکل می­‌پندارد نظریه‌ای است که مدام می­‌گوید یک مشکل وجود دارد. برای مثال مقوله زبان نخست (به قولی زبان مادری) زمانی به یک مشکل یا مسئله تبدیل می­شود که همواره آن را به‌عنوان یک مشکل بپنداریم.

کلید‌واژەهای زیر در پژوهش‌های تحلیل گفتمان و زبان‌شناسی اجتماعی و زبان‌شناسی کاربردی محور پژوهش زبان‌شناسان است:

1.Lexical style
2 - Secessionist Movements
3- Separatist
4. Social tolerance
5. Submersion Education
6. Linguistic Assimilation
7. Sink or Swim
8. Multilingual education
9. Language as a Problem

@MorphoSyntax
👍12🤔10🔥2👌1


📝 ویرایش | نسبت به!


◄ رویکرد نوآم چامسکی نسبت به زبان و توانش زبانی خردگرایانه است.
◄ دیدگاه تازه‌اش نسبت به مفهوم سرمایهٔ اجتماعی منتشر شده است.
◄ آرای بسیاری از مردم نسبت به این موضوع تنش‌زا تغییر کرده است.
◄ نگاه‌تان نسبت به کشت فراسرزمینی چیست؟ آیا نسب به آن نظر منفی دارید؟


● اگر از نامه‌های صادق هدایت شاهد نمی‌آورید که مدام می‌نوشته «نسبت به»، یا ما را به خاطرات اعتمادالسلطنه از اندرون دربار ناصرالدین شاه حواله نمی‌دهید که وقتی قبلهٔ عالم به ظل‌السلطان خشم می‌گرفته، می‌فرموده «نسبت به تو نظر خوشی ندارم»، در جمله‌های بالا همان «به» و گاهی «دربارهٔ» کفایت می‌کند. البته باز هر طور صلاح می‌دانید.


◄ رویکرد نوآم چامسکی به زبان و توانش زبانی خردگرایانه است.
◄ دیدگاه تازه‌اش دربارهٔ مفهوم سرمایهٔ اجتماعی منتشر شده است.
◄ آرای بسیاری از مردم به/ دربارهٔ این موضوع تنش‌زا تغییر کرده است.
◄ نگاه‌تان به کشت فراسرزمینی چیست؟ آیا به/ دربارهٔ آن نظر منفی دارید؟

@MorphoSyntax
👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


▫️. . . یک صبح که «گرگور سامسا»، بازاریاب جوان، از خواب برمی‌خیزد، درمی‌یابد که به حشره‌ای بدل شده‌ است؛ اما گویا خود او نیز میان تبعیت از اجتماع مسخ‌شده و وضعیت جدیدش، دومی را ترجیح می‌دهد.

▫️کافکا دربارهٔ دلیل دگردیسی این بازاریاب به حشره، شرح چندانی به‌دست نمی‌دهد، اما چه جای شگفت اگر شخصیت رمان کوتاه «مسخ» موجودیتی متفاوت برگزیده باشد تا از جامعه‌ای بگریزد که در روند تنازع برای بقا ــ که در گذر تاریخ نام‌های فریبندهٔ دیگری یافته است ــ آدمیزادگان را به ابزار مبدل می‌سازد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 ژاپن، ایستگاه مترو، آغاز یک صبح کاری
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7😢4
مسخ - کافکا.pdf
3.3 MB


📖 رمان کوتاه | مسخ

▫️نویسنده: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ ــ ۱۹۲۴)
▫️مترجم: صادق هدایت (۱۲۸۱ ــ ۱۳۳۰)

@MorphoSyntax
👍11