「𝑴𝒖𝒕𝒂𝒗𝒆𝒓」
HUNTR/X – Golden
کاش میتونستم بخونمش
ولی کمبود حنجره و آسم به بقیه کمبودهام هم اضافه شده
ولی کمبود حنجره و آسم به بقیه کمبودهام هم اضافه شده
💔3
حس میکنم یه جاهایی سکوت کنم بهتره
فکر میکردم قضاوت نمیشم ولی اشتباه فکر میکردم
فکر میکردم قضاوت نمیشم ولی اشتباه فکر میکردم
😢1
Forwarded from ʙᴜʀɴᴛ ꜱᴜɢᴀʀ🤎
زن بودن، در این جغرافیای گاه بیرحم، نه یک جنس است، نه فقط یک نقش، بلکه مبارزهای بیپایان استچون زن بودن، در نهایت، یعنی ققنوسی بودن که از دل خاکستر هم، دوباره میروید.
با ترازویی همیشه کج، که تو را نه بر اساس ذاتت، بلکه بر پایه قضاوتهای فرسوده میسنجد.
زن اگر بخواهد تنها باشد، گریز خوردهی عشق میشود
اگر بخواهد دوست بدارد، متهم به سادگیست
اگر بلند پرواز باشد، بیپرواست
و اگر آرام بگیرد، بیعرضه
و از اینجا، تراژدی آغاز میشود؛
تراژدیای که در آن، زن باید همواره در حال توضیح دادن، توجیه کردن، پنهان کردن و شاید گاهی، انکار کردن باشد.
آری، گاهی زن بودن یعنی زندگی کردن در اتاقی پر از آینه، که در هرکدام بازتابی تحریفشده از تو دیده میشود.
گاهی خودت را هم گم میکنی میان همهی این تصاویر دروغین
دردناکتر آنجاست که آنکه خنجری در پشتت فرو میبرد، نه همیشه یک مرد که گاه زنیست شبیه خودت؛ از همانجنس اما از جنس داوری!
زن بودن یعنی ماندن، جنگیدن، ساختن و با همهی اینها، شنیدنِ اینکه: «تو هنوز کافی نیستی»
و با همهی این بیانصافیها، باز هم بیدار شدن، موها را شانه کردن، لبخند زدن و ادامه دادن...
👌1