اولیویای عزیزم، منم نمیدونم آرزوهایی که برای نوجوونیم داشتم کجان و اگه یه بار دیگه یکی بهم بگه " از نوجوونیت لذت ببر " میزنم زیر گریه
منم مثل توام لانای عزیزم، اونا قضاوتم میکنن بدون اینکه ذره ای بشناسنم یا برای شناختنم تلاش کنن
حق با توئه ایزابل عزیزم، چشمها هیچوقت دروغ نمیگن
من فکر میکردم قراره best friend باشیم چرا باعث شدی آخرش مثل comfort crowd احساس اضافی بودن داشته باشم؟
ما میتونستیم برخلاف the story پایان خوبی داشته باشیم، اما باز هم مثل Astronomy، عشق ما مرده و تو نمیتونی ستاره های مرده رو مجبور به درخشیدن کنی
من دوستت نداشتم؟ من تمام لیریک اهنگا رو میگشتم که احساساتم و با اهنگا بهت نشون بدم
من دوستت نداشتم؟ من حسم بهت مثل ترک .K سیگرت افتر سکس بود
اولیویای عزیز، منم نمیتونم یه مکالمه ی عادی داشته باشم که کلش راجع به اون نباشه
گوگوش عزیزم، منم اومدم غصه رو باور نکنم شب نذاشت
چیس آتلانتیک عزیز منم دوست دارم بخوابم چون باعث میشه حس کنم مردم
هان جیسونگ عزیزم، من هم همیشه خودم رو نادیده گرفتم تا بهترین کارها رو براش انجام بدم، اما اون هیچ وقت لایقش نبود
منم همینطور محسن چاووشی عزیز، منم نه خواب راحتی دارم و نه مایلم به بیداری
منم همینطور استیو لیسی عزیز، منم انقدر بهش فکر میکنم که دیوونه میشم
منم همینطور لاو عزیزم، منم اولین باری که دیدمش حتی نمیدونستم ازش خوشم میاد ولی الان نمیتونم زندگی رو بدون اون تصور کنم
همونطور که هالزی گفته، تو قرمز بودی و از آبی بودنم خوشت اومد، وقتی لمسم کردی، من یاسی شدم و بعد، تصمیم گرفتی که بنفش، رنگ موردعلاقه ی تو نیست
کاوه جان، این گوشه، حالا من ماندم و من و سیگار و تنهایی
بیلی عزیزم، منم نمیتونم بفهمم کدوم من، من واقعیه
بیلی عزیزم، کسی قرار نیست از آبی بودن نجاتت بده چون همونطور که هالزی گفته، نجات دهنده ای وجود نداره و همه اش یه دروغه
ادلِ عزیزم، اون هم درست یه روی دیگه داشت که من هرگز نمیدونستم و همهی چیزهایی که میگفت هرگز حقیقت نداشتن.
خیلی دوست دارم مثل داریوش عزیز بهش بگم به من نگو دوست دارم که باورم نمیشه ولی فقط میتونم مثل فریدون فروغی بگم من نیازم تورو هرروز دیدنه، از لبت دوست دارم شنیدنه