منم همینطور هالزی عزیزم، منم فقط همه چیزو به فاک میدم
محسن لرستانی عزیز واقعا از این همه خلق خدا ببین کی شده رقیب ما
درست میگی d4vd عزیز، "من دوستت دارم" سه تا کلمهایه که منم دیگه باورش ندارم
لانا دل ری عزیزم کی تو این گرما میتونه اندوه تابستونی نگیره؟
سونگمین عزیز، ما تو یه زمانی زندگی میکنیم که پر از آدمای احمقه که کاری میکنن که بخوام ناامید بشم.
هری عزیزم، اگه من اون کسی باشم که اون نمیخواد باهاش حرف بزنه چی؟
شایع عزیزم اگه مثل تو بهش بگم یه دردم برات رو دردای دیگه اونم مثل هایده میگه ای درد تو هم درمان؟
اگه قرار بود لانگدیستنس عاشق بشیم باید بال داشتیم تا هروقت دلمون تنگ شد پرواز کنیم اونجا پیش اون واندایرکشن عزیزم
استریکیدز عزیزم ای کاش منم میتونستم بگم برای آیندهام از جوونیم گذشتم اما همونطور که د نیبرهود عزیز میگه، جوونیم فقط داره اینجا تلف میشه
سامر اومد اما سدنس خیلی وقته که اینجا بوده لانای عزیزم
مشین گان کلی عزیز، منم نمیتونم وانمود کنم که فراموشش کردم
هری استایلز عزیز فکر کنم دیگه واقعا "هیچ چیز" مثل قبل نیست
دلم تنگ میشه اما هیچ وقت نمیتونم ببخشم هالزی عزیزم
لیفتر عزیز منم بهش گفتم کلی زخم از گذشته رو بدنم دارم و اون باید فرار کنه، ولی اون موند و جای همه زخمارو بوسید.
منم با اینکه اون دختر بهم بار ها صدمه زده ولی بازم عاشقشم چیس آتلانتیک عزیز
منم نمیتونم ازش بگذرم وقتی که همیشه توی ذهنمه، چیس آتلانتیک عزیز
اریانفر عزیز دلم میخواد بهش بگم، من تورو از دست ندادم، تو کسی رو از دست دادی که نگرانت میشد، کسی که حاضر بود هرکاری برات بکنه، حاضر بود از خیلی چیزا بگذره که تو فقط بخندی
شاید ظاهرم هنوز چروکیده نشده باشه ولی از درون یه آدم 90 سالهی رو به مرگم اریانفر عزیز
مامانم "دوستم داره"
اما ازم "خوشش نمیاد"
از اینکه من با افتخار برای سوءاستفاده اون تعظیم نمیکنم متنفره
وقتی بهم نگاه میکنه صورت پدرم و تمام وقت هایی که پدرم دوستش نداشت رو میبینه
مامانم دوستم داره
اما با تحقیر
ترجیح میده به جای اینکه اسمم رو صدا کنه بهم بگه "بدردنخور"
حرف هاش مثل شیشه بهم آسیب میزنه
تمام زندگیم رو توی عواقب اون گذروندم ( یعنی کل زندگیم هیچ کاری نکردم چون میگفتم ری اکشن مامانم به این کارم چه عواقبی داره )
مامانم "دوستم داره"
اما ازم "خوشش نمیاد"
اصلا میشه این رو دوست داشتن صدا کرد؟
اما ازم "خوشش نمیاد"
از اینکه من با افتخار برای سوءاستفاده اون تعظیم نمیکنم متنفره
وقتی بهم نگاه میکنه صورت پدرم و تمام وقت هایی که پدرم دوستش نداشت رو میبینه
مامانم دوستم داره
اما با تحقیر
ترجیح میده به جای اینکه اسمم رو صدا کنه بهم بگه "بدردنخور"
حرف هاش مثل شیشه بهم آسیب میزنه
تمام زندگیم رو توی عواقب اون گذروندم ( یعنی کل زندگیم هیچ کاری نکردم چون میگفتم ری اکشن مامانم به این کارم چه عواقبی داره )
مامانم "دوستم داره"
اما ازم "خوشش نمیاد"
اصلا میشه این رو دوست داشتن صدا کرد؟