لانای عزیزم، سامر بالاخره تموم شد اما این سدنس همچنان باقی مونده
سامرتایم سدنس دیگه تموم شده لانای عزیزم، حالا نوبت غم پاییزی رسیده
کانن گری عزیزم، منم نه میتونم دوستش باشم نه میتونم معشوقه اش باشم و نه حتی میتونم جلوی عاشق شدنش رو بگیرم.
پست مالون عزیز، منم ترس از دست دادن چیزی رو داشتم که هرگز نداشتمش.
رن عزیز، احساس میکنم دارن دوباره میذارنم تو تابوت وقتی بهم یادآوری میکنن باید برم مدرسه.
مادر مادر عزیز، منم سر کلاس احساس میکنم تو کما ام.
من هم فراموشش میکنم اما نمیبخشمش تیلور عزیزم
مقایسهی خودم با بقیه داره من رو هم کم کم میکشه اولیویا
منم چند وقته دارم به اینکه شرایط قبلا چجوری بود فکر میکنم لانای عزیزم
جناب d4vd عزیز منم همینطور، منم از اینکه صبورانه منتظر کسی هستم که حتی نمیاد خسته شدم
تو درست میگی شایع عزیز، باید بی اهمیت به همه شک داشته باشی.
لانای عزیزم منم فکر کنم برای همیشه از دستش دادم مثل ستاره هایی که خورشید و توی روز از دست میدن
درست گفتی کانن عزیز، خیلی سخته که برای چیزی که همش دوباره از اول شروعش میکنی، پایانی پیدا کنی
ربکای عزیزم منم باهات هم نظرم، منم فکر میکنم ادما به سرعت میتونن عوض بشن البته بهتر بگم " روی واقعیشونو نشون بدن "
منم نمیدونم چه بلایی سر برنامههایی که باهم ریخته بودیم اومده، بیلی عزیزم.
سوگند عزیزم، ساعت هم برگرده دیگه خوب نمیشه حال من.
اگه زخمامو به یکی نشون بدم و یه زخم دیگه بهشون اضافه نکنه، اون میشه اولین نفر سوگند عزیزم
رز عزیزم، منم همیشه صبحم رو با نفرت شروع میکنم تا صبح بعدی