منم همینطور اسلیمشیدی عزیز، منم آرزو میکنم کاش الان بخوابم و فردا که بیدار شدم بفهمم همهی اینا یه خواب بوده.
موافقم BoyWithUke جان، منم حس میکنم تنهایی حالم بهتره ولی بعضیوقتا بدون بقیه احساس پوچی میکنم.
فرانک سیناترا عزیز، من هم هرگز مثل قبل نخواهم شد.
منم همینطور Clairo عزیزم، منم فکرمیکنم اگه اون میخواست، شاید میتونستیم باهم باشیم.
منم همینطور الکس جی عزیز، منم معمولا فقط خودم و خودمم
درسته اولیویا رودریگوی عزیزم، اون همهی خاطراتی که با من گذرونده رو دوباره داره با اون میگذرونه، ولی موردعلاقهی جدیدش نمیدونه همش یه کپی بیارزش از خاطرات من و اونه.
میفهمم اولیویا رودریگوی عزیزم، بقیه رو میبینم که به هرچیزی که میخوان میرسن، براشون خوشحالم ولی چرا من نه؟
فکرکنم هردو به یه نقطه رسیدیم اولیویای عزیز، منم الان نمیفهمم چرا اونهمه بیخوابی کشیدم؟
همونطور که هالزی گفته، تو قرمز بودی و از آبی بودنم خوشت اومد، وقتی لمسم کردی، من یاسی شدم و بعد، تصمیم گرفتی که بنفش، رنگ موردعلاقه ی تو نیست
دقیقا Sufjan Stevens عزیز، کلمات در برابر این دردها واقعا چیزهای بیهودهای هستن. نمیدونم مردم چطور انتظار دارن در موردشون صحبت کنم.
کمیلا کابلوی عزیزم، منم فکر میکنم برای این همه درد خیلی جَوون بودم.
متاسفم لورد هورن ولی من به هیچ وجه نمیخوام برگردم به شبی که باهاش آشنا شدم چون حداقل الان روان آرومتری دارم.
ماه پراید رو بهتون تبریک میگم، هرچند که ماشین فقط سمند سورن.
منم همینم سامبر عزیز، منم نمیدونم اون چجوری میتونه بهم نگاه کنه و وانمود کنه کسیم که هیچوقت نمیشناخته.
منم همینطور ردیوهد عزیزم، منم زندگی نمیکنم فقط دارم وقت تلف میکنم
واقعاً درکت میکنم Marina عزیز، منم خستهام از اینکه « شخصیتِ مورد علاقهی همه » باشم.
بعضی روزا حتی نمیخوام بیدار شم تا دوباره مجبور شم نقشم رو بازی کنم.
بعضی روزا حتی نمیخوام بیدار شم تا دوباره مجبور شم نقشم رو بازی کنم.
ادل عزیزم، ما هم یک روز بهترین دوست های هم بودیم اما حالا حتی یک سلام هم برامون زیادیه.
بیلی ایلیش عزیزم، منم خیلی وقتا حس کردم زیادیام.
تو آینه که نگاه میکنم، خودم رو دوست ندارم. مثل یه سایهام که فقط مجبوره باشه.
تو آینه که نگاه میکنم، خودم رو دوست ندارم. مثل یه سایهام که فقط مجبوره باشه.
بیلی عزیزم، منم خیلی وقتها از خودم بدم میاد، نه چون ادم خوبی نیستم، چون هیچوقت اونجوری که باید باشم، نیستم.
لانای عزیزم، تو میفهمی وقتی آدم دیگه حال تلاش کردن نداره، فقط دوست داره بخوابه، ناپدید شه، دیگه مهم نباشه. منم مدتهاست همونجام.