👆👆در زبان فارسی، برای مخاطبان، کلمه قیصر آشناتر از سزار است. پس بهتر است در خبرها از کلمه قیصر به جای سزار استفاده شود.
نکته: در اینجا سزار/ قیصر نام خاص است و می توان از هر کدام از آنها استفاده کرد.
سزار و قیصر هر دو یکی هستند.
نام ها و مکان ها را نباید ترجمه کرد.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
نکته: در اینجا سزار/ قیصر نام خاص است و می توان از هر کدام از آنها استفاده کرد.
سزار و قیصر هر دو یکی هستند.
نام ها و مکان ها را نباید ترجمه کرد.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
Forwarded from خبرگزاریکارایران"ایلنا"
زن کارمند برای دیر نرسیدن در خیابان شنا کرد!
یک زن کارمند با وقوع سیل در یکی از شهرهای چین برای رسیدن به موقع در سر کار خود در تصمیمی عجیب اقدام به شناکردن در خیابان کرد.
🖥 در ایلنا بخوانید...
📯|مهم|موثق|فوری|
📍@ilnair
یک زن کارمند با وقوع سیل در یکی از شهرهای چین برای رسیدن به موقع در سر کار خود در تصمیمی عجیب اقدام به شناکردن در خیابان کرد.
🖥 در ایلنا بخوانید...
📯|مهم|موثق|فوری|
📍@ilnair
👆👆وقتی در تیتر خبر حادثه ای، اسم مکان را نمی نویسیم یعنی در ایران روی داده.
یعنی مخاطبان به صورت خودکار فکر می کنند مربوط به ایران است.
بهتر است در تیتر خبر حادثه ای مربوط به خارج از ایران، اسم کشور یا شهر یا کلمه ای به کار برده شود تا مخاطب بداند حادثه مربوط به ایران نیست.
برخی رسانه ها از این شیوه ( انتشار خبر حادثه ای مربوط به خارج از ایران و بدون اشاره به مکان در تیتر) برای افزایش مخاطب استفاده می کنند.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
یعنی مخاطبان به صورت خودکار فکر می کنند مربوط به ایران است.
بهتر است در تیتر خبر حادثه ای مربوط به خارج از ایران، اسم کشور یا شهر یا کلمه ای به کار برده شود تا مخاطب بداند حادثه مربوط به ایران نیست.
برخی رسانه ها از این شیوه ( انتشار خبر حادثه ای مربوط به خارج از ایران و بدون اشاره به مکان در تیتر) برای افزایش مخاطب استفاده می کنند.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم قدیمی
این فیلم به اشتباه به عنوان درگیری های جدید در میدان فردوسی تهران بر سر افزایش قیمت دلار منتشر شده.
این فیلم قدیمی است و جدید نیست.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
این فیلم به اشتباه به عنوان درگیری های جدید در میدان فردوسی تهران بر سر افزایش قیمت دلار منتشر شده.
این فیلم قدیمی است و جدید نیست.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
منطق يك بیمنطقی / تلاش برای فیلتر اینستاگرام
✍عباس عبدی
روزنامه شهروند ۵ تیر ۱۳۹۹
🔘تكرار این کار بیمنطق نميتواند از روي ناآگاهي باشد. منظور فيلترينگ است. هنوز آثار و تبعات منفي فيلترينگ تلگرام جلوي چشمان همگان رژه ميروند كه پرونده فيلتر ساير شبكههاي اجتماعي نيز روي ميز مجلس گذاشته شده است. مجلسي كه قرار بود مسايل اقتصادي مردم را حل كند، مشغول تغيير نام اماکن و فيلترينگ شبكههاي اجتماعي شده است. غافل از اينكه فيلترينگ شبكههاي اجتماعي دقيقاً به معناي آجر كردن نان عدهاي و نيز كوبيدن آب در هاون است. بگذريم از اينكه قاضي دستوردهنده فيلتر تلگرام، اكنون در دادگاه مفاسد اقتصادي به عنوان متهم، منتظر است تا نوبت دفاع به او برسد!
🔘پرسش اين است كه چرا مدیریت جامعه ايران با پس دادن آزمون فيلترهاي پيشين، دو باره ميخواهد دست به تكرار يك اقدام شكست خورده بزند؟ اقدامي كه به مراتب بدتر از قبليها است. قضيه اين نيست كه اين شبكهها بدآموزي ندارند، كه دارند، ولي كدام امكان در جهان است كه عوارض سوء و بدآموزي نداشته باشد؟ اگر براساس تبعات منفي آنها بايد تصميم گرفت، در اين صورت خيلي از مظاهر تمدن را بايد ممنوع و لغو كرد و مثل خمرهاي سرخ به زندگي بدوي بازگشت.
🔘متأسفانه بايد گفت كه فيلتر تلگرام يكسره (بدون اغراق) زيان بود. هم براي فيلتركنندگان و هم براي مردم. چرا؟
▪️اول اينكه كسب و كار را كاهش داد كه براي جامعه زيانبار است.
▪️دوم، در عمل، اثر تعيينكنندهاي در کاهش استفاده از آن نگذاشت و پس از اندكي كاهش دو باره افزايش يافت.
▪️سوم، نيروهايي از آن بيرون رفتند كه به ساختار حكومت نزديكتر هستند. لذا تلگرام ضد حكومتيتر شد. خارجشوندگان نيز پس از مدتي بيسر و صدا برگشتند. کافی است به این خبر توجه کنید که: "رئیس سازمان فناوری کشور اعلام کرد که بعد از فیلتر شدن تلگرام، کانالهای مذهبی ۳۳ درصد کاهش یافتند؛ در حالی که سهم پستهای وایرال غیراخلاقی در همان سطح چهار درصد باقی ماند! فیلتر تنها فرصت بیان جامعه مذهبی را از خودشان گرفت! مسدودسازی شبکههای اجتماعی، قهر کردن با فرصت بزرگ حضور و شنیدهشدن است."
▪️چهارم، بدتر از همه موجب رواج استفاده از فيلترشكن شد كه از يك سو عملي به ظاهر خلاف است و از سوي ديگر سايتها و شبكههاي مستهجن را نيز در دسترس عموم قرار داد!! فيلترشكنها عوارض اطلاعاتي ديگري نيز دارد كه افراد مطلع و فني بايد در باره آن توضيح دهند.
🔘چنين كاري را چه بايد ناميد؟ هر چه ميخواهيد نام دهيد، ولي پرسش مهمتر اين است كه چرا دو باره فيل آقايان ياد هندوستان كرده و ميخواهند شبكه ديگري را فيلتر كنند؟! منطق اين كار چيست؟ كدام خيري در آن وجود دارد؟ و كدام زياني را از اين كار كم كردهاند؟
🔘روشن است كه اين فقط يك اقدام نمادين خواهد بود تا بگویند كه ما كاري كردهايم. پاسخي است به اينكه چرا نميتوانيم در حوزههاي ضروري جامعه، از جمله اقتصاد كاري كنيم. هنگامي كه نميتوانند هيچ گامي براي بهبود وضع جامعه بردارند، طبعاً بايد به حواشي پرداخت.
🔘ولي فرق فیلترینگ در اين بار با نوبت پيش در اين است كه در همان حد كاهش موقتي تلگرام نيز استفاده از اينستاگرام كاهش نخواهد يافت. پس میپرسید منطق این کار چیست؟ اگر فروش فیلترشکن پشت ماجرا نباشد احتمالا منطق آن بیمنطقی است.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
✍عباس عبدی
روزنامه شهروند ۵ تیر ۱۳۹۹
🔘تكرار این کار بیمنطق نميتواند از روي ناآگاهي باشد. منظور فيلترينگ است. هنوز آثار و تبعات منفي فيلترينگ تلگرام جلوي چشمان همگان رژه ميروند كه پرونده فيلتر ساير شبكههاي اجتماعي نيز روي ميز مجلس گذاشته شده است. مجلسي كه قرار بود مسايل اقتصادي مردم را حل كند، مشغول تغيير نام اماکن و فيلترينگ شبكههاي اجتماعي شده است. غافل از اينكه فيلترينگ شبكههاي اجتماعي دقيقاً به معناي آجر كردن نان عدهاي و نيز كوبيدن آب در هاون است. بگذريم از اينكه قاضي دستوردهنده فيلتر تلگرام، اكنون در دادگاه مفاسد اقتصادي به عنوان متهم، منتظر است تا نوبت دفاع به او برسد!
🔘پرسش اين است كه چرا مدیریت جامعه ايران با پس دادن آزمون فيلترهاي پيشين، دو باره ميخواهد دست به تكرار يك اقدام شكست خورده بزند؟ اقدامي كه به مراتب بدتر از قبليها است. قضيه اين نيست كه اين شبكهها بدآموزي ندارند، كه دارند، ولي كدام امكان در جهان است كه عوارض سوء و بدآموزي نداشته باشد؟ اگر براساس تبعات منفي آنها بايد تصميم گرفت، در اين صورت خيلي از مظاهر تمدن را بايد ممنوع و لغو كرد و مثل خمرهاي سرخ به زندگي بدوي بازگشت.
🔘متأسفانه بايد گفت كه فيلتر تلگرام يكسره (بدون اغراق) زيان بود. هم براي فيلتركنندگان و هم براي مردم. چرا؟
▪️اول اينكه كسب و كار را كاهش داد كه براي جامعه زيانبار است.
▪️دوم، در عمل، اثر تعيينكنندهاي در کاهش استفاده از آن نگذاشت و پس از اندكي كاهش دو باره افزايش يافت.
▪️سوم، نيروهايي از آن بيرون رفتند كه به ساختار حكومت نزديكتر هستند. لذا تلگرام ضد حكومتيتر شد. خارجشوندگان نيز پس از مدتي بيسر و صدا برگشتند. کافی است به این خبر توجه کنید که: "رئیس سازمان فناوری کشور اعلام کرد که بعد از فیلتر شدن تلگرام، کانالهای مذهبی ۳۳ درصد کاهش یافتند؛ در حالی که سهم پستهای وایرال غیراخلاقی در همان سطح چهار درصد باقی ماند! فیلتر تنها فرصت بیان جامعه مذهبی را از خودشان گرفت! مسدودسازی شبکههای اجتماعی، قهر کردن با فرصت بزرگ حضور و شنیدهشدن است."
▪️چهارم، بدتر از همه موجب رواج استفاده از فيلترشكن شد كه از يك سو عملي به ظاهر خلاف است و از سوي ديگر سايتها و شبكههاي مستهجن را نيز در دسترس عموم قرار داد!! فيلترشكنها عوارض اطلاعاتي ديگري نيز دارد كه افراد مطلع و فني بايد در باره آن توضيح دهند.
🔘چنين كاري را چه بايد ناميد؟ هر چه ميخواهيد نام دهيد، ولي پرسش مهمتر اين است كه چرا دو باره فيل آقايان ياد هندوستان كرده و ميخواهند شبكه ديگري را فيلتر كنند؟! منطق اين كار چيست؟ كدام خيري در آن وجود دارد؟ و كدام زياني را از اين كار كم كردهاند؟
🔘روشن است كه اين فقط يك اقدام نمادين خواهد بود تا بگویند كه ما كاري كردهايم. پاسخي است به اينكه چرا نميتوانيم در حوزههاي ضروري جامعه، از جمله اقتصاد كاري كنيم. هنگامي كه نميتوانند هيچ گامي براي بهبود وضع جامعه بردارند، طبعاً بايد به حواشي پرداخت.
🔘ولي فرق فیلترینگ در اين بار با نوبت پيش در اين است كه در همان حد كاهش موقتي تلگرام نيز استفاده از اينستاگرام كاهش نخواهد يافت. پس میپرسید منطق این کار چیست؟ اگر فروش فیلترشکن پشت ماجرا نباشد احتمالا منطق آن بیمنطقی است.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
مرتضی آقاتهرانی
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس:
با فیلتر اینستاگرام راه به جایی نمیبریم
🔹ما در زمین بیگانگان بازی می کنیم و اگر با اینستاگرام کار کرده باشید میبینید که وقتی اسم «قاسم سلیمانی» را به کار ببرید، بلافاصله حذف میشوید.
🔹با فیلتر کردن هم راه به جایی نمیبریم و باید به سراغ ایجاد «فضای ملی مجازی» برویم./شفقنا
Asriran.com
@MyAsriran
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس:
با فیلتر اینستاگرام راه به جایی نمیبریم
🔹ما در زمین بیگانگان بازی می کنیم و اگر با اینستاگرام کار کرده باشید میبینید که وقتی اسم «قاسم سلیمانی» را به کار ببرید، بلافاصله حذف میشوید.
🔹با فیلتر کردن هم راه به جایی نمیبریم و باید به سراغ ایجاد «فضای ملی مجازی» برویم./شفقنا
Asriran.com
@MyAsriran
تیتر یک روزنامه فرانسوی
"لوفیگارو" (Le Figaro)
"کووید ۱۹: هوشیاری اروپا برای جلوگیری از بازگشت"
"در حالی که در آلمان، پرتغال و کشورهای بالکان شمار مبتلایان رو به افزایش است، پنجشنبه (دیروز) سازمان جهانی بهداشت در برابر خطر تجدید اپیدمی به کشورهای اروپایی هشدار داد"
توضیح: روزنامه فیگارو در سال ۱۸۲۶ میلادی تاسیس شد و نام یکی از قهرمانان اصلی در نمایش های سه گانه کمدی بومارشه ( به ویژه نمایش ازدواج فیگارو) نویسنده نامدار فرانسوی قرن ۱۸ است.
✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید
@NewJournalism
"لوفیگارو" (Le Figaro)
"کووید ۱۹: هوشیاری اروپا برای جلوگیری از بازگشت"
"در حالی که در آلمان، پرتغال و کشورهای بالکان شمار مبتلایان رو به افزایش است، پنجشنبه (دیروز) سازمان جهانی بهداشت در برابر خطر تجدید اپیدمی به کشورهای اروپایی هشدار داد"
توضیح: روزنامه فیگارو در سال ۱۸۲۶ میلادی تاسیس شد و نام یکی از قهرمانان اصلی در نمایش های سه گانه کمدی بومارشه ( به ویژه نمایش ازدواج فیگارو) نویسنده نامدار فرانسوی قرن ۱۸ است.
✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید
@NewJournalism
کودک فروشنده ماسک در خیابانی نزدیک به مناطق پرخطر شهر لاهور - پاکستان
عکس:خبرگزاری فرانسه - عارف علی
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
عکس:خبرگزاری فرانسه - عارف علی
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
تیتر یک روزنامه فرانسوی
( LA DEPCHE Du Midi)
"لا دپش دو میدی"
"کووید 19: بازگشت؟"
"امریکا، چین، آلمان و حالا پرتغال: سیگنال ها تقریبا همه جا روشن می شوند و تائید می کنند که اپیدمی تحت کنترل نیست"
توضیح: "لا دپش" در فرانسوی به معنای انتقال سریع پیام به صورت خلاصه شده است و مترادف آن کلمه فرانسوی "تلگرام" به معنای پیام کوتاه است.
این روزنامه در سال 1870 در شهر تولوز تاسیس شد و در نواحی جنوبی فرانسه (Midi) توزیع می شود.
✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید
@NewJournalism
( LA DEPCHE Du Midi)
"لا دپش دو میدی"
"کووید 19: بازگشت؟"
"امریکا، چین، آلمان و حالا پرتغال: سیگنال ها تقریبا همه جا روشن می شوند و تائید می کنند که اپیدمی تحت کنترل نیست"
توضیح: "لا دپش" در فرانسوی به معنای انتقال سریع پیام به صورت خلاصه شده است و مترادف آن کلمه فرانسوی "تلگرام" به معنای پیام کوتاه است.
این روزنامه در سال 1870 در شهر تولوز تاسیس شد و در نواحی جنوبی فرانسه (Midi) توزیع می شود.
✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید
@NewJournalism
Forwarded from ماهنامه اندیشه پویا
اندیشهپویا/شماره۶۷/ تیر ۱۳۹۹
شماره جدید مجله اندیشه پویا تا چند روز دیگر منتشر میشود. و شما میتوانید آنرا همین حالا سفارش دهید تا به محض انتشار باهزینه پست رایگان دریافت کنید. به این منظور کافیست مبلغ۳۰هزارتومان به شماره کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۸۲۶۴۲ (بانک خاورمیانه-رضاخجسته رحیمی)واریز و فیشش را همینجا بگذارید.
(اگر مایل به دریافت مجله با پیک در تهراناید، "نحوه دریافت:پیک" را قید وهزینه پیک را هنگام تحویل بپردازید)
این شماره گزارشی خواندنی داریم از زندگی روشنفکری نجف دریابندری، از عضویت در حزب توده و حکم اعدام تا کار در فرانکلین ومترجمی؛براساس گفتوگو با خانواده ودوستان وهمکارانش. همچنین زیرعنوان «ملیگرایِ معترض» زندگی دکترسنجابی از رهبران جبهه ملی را درگفتوگویی تفصیلی با پسرش مرور کردهایم. در آستانه پایان قرن از این شماره هر شماره تاریخ روشنفکری یک دهة قرن رانیز بررسی میکنیم. گفتوگو با پرویزتناولی، و کارنامة مرتضی ممیز، نیز از جمله مطالب ضمیمه فرهنگی این شمارهاند،و بسیاری مطالب دیگر.
@andishepouya
021-88559330
شماره جدید مجله اندیشه پویا تا چند روز دیگر منتشر میشود. و شما میتوانید آنرا همین حالا سفارش دهید تا به محض انتشار باهزینه پست رایگان دریافت کنید. به این منظور کافیست مبلغ۳۰هزارتومان به شماره کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۸۲۶۴۲ (بانک خاورمیانه-رضاخجسته رحیمی)واریز و فیشش را همینجا بگذارید.
(اگر مایل به دریافت مجله با پیک در تهراناید، "نحوه دریافت:پیک" را قید وهزینه پیک را هنگام تحویل بپردازید)
این شماره گزارشی خواندنی داریم از زندگی روشنفکری نجف دریابندری، از عضویت در حزب توده و حکم اعدام تا کار در فرانکلین ومترجمی؛براساس گفتوگو با خانواده ودوستان وهمکارانش. همچنین زیرعنوان «ملیگرایِ معترض» زندگی دکترسنجابی از رهبران جبهه ملی را درگفتوگویی تفصیلی با پسرش مرور کردهایم. در آستانه پایان قرن از این شماره هر شماره تاریخ روشنفکری یک دهة قرن رانیز بررسی میکنیم. گفتوگو با پرویزتناولی، و کارنامة مرتضی ممیز، نیز از جمله مطالب ضمیمه فرهنگی این شمارهاند،و بسیاری مطالب دیگر.
@andishepouya
021-88559330
ضعفهاي بزرگ اجتماعينويسي در رسانه های ايران
✍عیسی محمدی
روزنامهنگار
🔹روزي، روزگاري، سيامك رحماني، از روزنامهنگاران باسابقه ايراني، تعريف جالبي از سرويس اجتماعي همشهري جوان كرده بود. شايد اين نقل قول به سال 84 يا 85 برگردد. آن موقع نوشته بود كه سرويس اجتماعي اين مجله، چيزي شبيه ميليشياست. منظورش اين بود كه رفت و آمد به آن زياد است و مثل سرويسهاي ديگر، بنيان و بنيه ثابتي نداشت.
🔹متأسفانه اين حرف به طرز عجيبي درست است. سرويسهاي اجتماعي روزنامهها و مجلات و خبرگزاريها و سايتهاي خبري و ...، به طرز عجيبي پرتردد هستند. و باز هم به طرز عجيبتري، نيروهاي ثابتي در اين سرويسها به چشم نميخورند. ثابت، به معناي كار تخصصي. كار تخصصي هم، آنطور كه مرحوم حسين قندي مينويسد، به اين معنا كه،
ـ كتاب يا كتابهاي اثرگذاري در حوزه تخصصي خودش نگاشته باشد.
ـ در جريان آخرين كتابها و نگاتهها و تحقيقات حوزه خودش باشد.
ـ آخرين تحولات و نظرات مطرح شده توسط افراد اثرگذار حوزه خودش را بشناسد.
ـ جريانهاي مربوط به حوزه خودش را بشناسد.
ـ و ...
🔹اما مشكلات عمده سرويسهاي اجتماعي رسانههاي ما از كجا ناشي ميشود؟ به عنوان كسي كه از ابتداي كار حرفهاي خود، غالباً در حوزههاي اجتماعي درگير كار بوده است، ميتوانم نكات زير را به عنوان مشكلات رايج اين بخش ليست كنم.
1. بزرگترين اشكال اين است كه سرويسهاي اجتماعي، نيروهاي ثابتي كه به واسطه كار دنبالهدار در اين حوزه، تبديل به نيروهايي با تخصص بالا در حوزههاي اجتماعي شوند، ندارند.
2. سرويسهاي اجتماعي بيش از حد جامعهشناسمحور شدهاند.
3. سرويسهاي اجتماعي كمترين توجه را به پاياننامههاي دانشكدههاي اجتماعي و مرتبط و كتابهاي نگاشته شده در اين حوزه و ... دارند. حتي به نشستهاي تخصصي حوزههاي اجتماعي.
4. سرويسهاي اجتماعي غالباً به واسطه پربازخورد بودن، درگير سوژههاي سياه ميشوند. البته سوژههاي سياه، كه بيشتر در حوزه فقر و آسيب اجتماعي و حاشيهنشيني و جرائم و ... مطرح ميشوند، بخشي از كار اجتماعي ما هستند. ولي همه كار ما نيستند. ضمن اينكه مزيت نسبي يك سرويس اجتماعي، صرفاً نميتواند در اين حوزهها تبيين شود. بحث بعدي هم اثرگذاري رواني تخريبگرانه اين سوژهها هم بر روزنامهنگاران و هم شهروندان است. به همين دليل است كه سوژههاي سياه، بايد در يك هماهنگي كامل با سوژههاي ديگر تبيين و تعريف شوند.
5. سرويسهاي اجتماعي آمارخوانهاي خوبي نيستند. عددخوانهاي خوبي نيستند. شايد هم عددفهمهاي خوبي نيستند. به همين دليل نميتوانند يا كمتر ميتوانند براي عددها، كه بخش قابل توجهي از مباحث اجتماعي هستند، جذابيت عمومي ايجاد كنند.
6. سرويسهاي اجتماعي با آخرين نظريات اجتماعي و فرهنگي و ... آشنا نيستند. به همين دليل است كه تعميم، به عنوان يك فرض ابتدايي در حوزه كار اجتماعي، به شدت در اين حوزه ديده ميشود.
7. سرويسهاي اجتماعي، نگاهي ضعيف و دگرگون شده به گزارشهاي ميداني دارند. مثلاً نظر ده نفر را درباره يك قضيه جويا ميشوند و يك گزارش شكل ميگيرد. در حالي كه اين گزارش، نه ميتواند درست باشد، نه قابل استناد، نه ماندگار. طبيعيتر آن است كه از روشهاي پژوهش اجتماعي استفاده شود و نتايج، به زبان ساده و جذاب مطرح شود.
8. سرويسهاي اجتماعي بيشتر واكنشگر به سوژهها و وقايع و پديدههاي اجتماعي هستند؛ تا اينكه خود توليدگر سوژه و تبيين كننده پديدهها و وقايع جديد اجتماعي باشند. اين كه بتوانيد توليدگر سوژهها و تبيين كننده جديد پديدههاي خاص باشد، به نگرش و نگاه و تخصص شما باز ميگردد.
9. و در نهايت اينكه، سرويسهاي اجتماعي به واسطه عدم ثبات و رفت و آمدهاي زياد و خستگي گاه و بيگاه خود خبرنگاران و مسئولان اين بخشها، صرفاً مصرفكننده اخبار و تحليلها هستند. در حالي كه بايد به واسطه دانش و تجربه و تخصص انباشته شده به واسطه دوره كاري طولاني مدت، تبديل به مرجع خبري شوند؛ مرجعي كه مورد توجه سازمانها و نهادهاي اجتماعي، جامعهشناسان و پژوهشگران اين حوزه باشند. نه اينكه مدام دنبال اين جامعهشناس و آن مسئول و ... باشند كه حالا چهار تا آمار درست بدهد يا ندهد.
حقيقت امر، سرويسهاي اجتماعي از نگاه من، دو حالت بيشتر ندارند:
ـ يا ميتوانند مهمترين بخش يك رسانه شوند؛ چرا كه هر واقعه و خبر و اتفاق و رويدادي، يك پيوست و نگرش و تحليل جامعهشناسانه هم دارد.
ـ يا ميتوانند صرفاً يك سرويس معمولي باشند؛ براي خالي نبودن عريضه.
متأسفانه جديتي كه در سرويسها و حوزههاي ديگر ديده ميشود، در اين سرويسها كمتر ديده ميشود و همه مشكل، از همين عدم جديت است. و شايد، به همين دليل است كه اين حوزهها در رسانهها، نميتوانند اثربخش ظاهر شوند؛ جز در موارد انگشتشمار.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
✍عیسی محمدی
روزنامهنگار
🔹روزي، روزگاري، سيامك رحماني، از روزنامهنگاران باسابقه ايراني، تعريف جالبي از سرويس اجتماعي همشهري جوان كرده بود. شايد اين نقل قول به سال 84 يا 85 برگردد. آن موقع نوشته بود كه سرويس اجتماعي اين مجله، چيزي شبيه ميليشياست. منظورش اين بود كه رفت و آمد به آن زياد است و مثل سرويسهاي ديگر، بنيان و بنيه ثابتي نداشت.
🔹متأسفانه اين حرف به طرز عجيبي درست است. سرويسهاي اجتماعي روزنامهها و مجلات و خبرگزاريها و سايتهاي خبري و ...، به طرز عجيبي پرتردد هستند. و باز هم به طرز عجيبتري، نيروهاي ثابتي در اين سرويسها به چشم نميخورند. ثابت، به معناي كار تخصصي. كار تخصصي هم، آنطور كه مرحوم حسين قندي مينويسد، به اين معنا كه،
ـ كتاب يا كتابهاي اثرگذاري در حوزه تخصصي خودش نگاشته باشد.
ـ در جريان آخرين كتابها و نگاتهها و تحقيقات حوزه خودش باشد.
ـ آخرين تحولات و نظرات مطرح شده توسط افراد اثرگذار حوزه خودش را بشناسد.
ـ جريانهاي مربوط به حوزه خودش را بشناسد.
ـ و ...
🔹اما مشكلات عمده سرويسهاي اجتماعي رسانههاي ما از كجا ناشي ميشود؟ به عنوان كسي كه از ابتداي كار حرفهاي خود، غالباً در حوزههاي اجتماعي درگير كار بوده است، ميتوانم نكات زير را به عنوان مشكلات رايج اين بخش ليست كنم.
1. بزرگترين اشكال اين است كه سرويسهاي اجتماعي، نيروهاي ثابتي كه به واسطه كار دنبالهدار در اين حوزه، تبديل به نيروهايي با تخصص بالا در حوزههاي اجتماعي شوند، ندارند.
2. سرويسهاي اجتماعي بيش از حد جامعهشناسمحور شدهاند.
3. سرويسهاي اجتماعي كمترين توجه را به پاياننامههاي دانشكدههاي اجتماعي و مرتبط و كتابهاي نگاشته شده در اين حوزه و ... دارند. حتي به نشستهاي تخصصي حوزههاي اجتماعي.
4. سرويسهاي اجتماعي غالباً به واسطه پربازخورد بودن، درگير سوژههاي سياه ميشوند. البته سوژههاي سياه، كه بيشتر در حوزه فقر و آسيب اجتماعي و حاشيهنشيني و جرائم و ... مطرح ميشوند، بخشي از كار اجتماعي ما هستند. ولي همه كار ما نيستند. ضمن اينكه مزيت نسبي يك سرويس اجتماعي، صرفاً نميتواند در اين حوزهها تبيين شود. بحث بعدي هم اثرگذاري رواني تخريبگرانه اين سوژهها هم بر روزنامهنگاران و هم شهروندان است. به همين دليل است كه سوژههاي سياه، بايد در يك هماهنگي كامل با سوژههاي ديگر تبيين و تعريف شوند.
5. سرويسهاي اجتماعي آمارخوانهاي خوبي نيستند. عددخوانهاي خوبي نيستند. شايد هم عددفهمهاي خوبي نيستند. به همين دليل نميتوانند يا كمتر ميتوانند براي عددها، كه بخش قابل توجهي از مباحث اجتماعي هستند، جذابيت عمومي ايجاد كنند.
6. سرويسهاي اجتماعي با آخرين نظريات اجتماعي و فرهنگي و ... آشنا نيستند. به همين دليل است كه تعميم، به عنوان يك فرض ابتدايي در حوزه كار اجتماعي، به شدت در اين حوزه ديده ميشود.
7. سرويسهاي اجتماعي، نگاهي ضعيف و دگرگون شده به گزارشهاي ميداني دارند. مثلاً نظر ده نفر را درباره يك قضيه جويا ميشوند و يك گزارش شكل ميگيرد. در حالي كه اين گزارش، نه ميتواند درست باشد، نه قابل استناد، نه ماندگار. طبيعيتر آن است كه از روشهاي پژوهش اجتماعي استفاده شود و نتايج، به زبان ساده و جذاب مطرح شود.
8. سرويسهاي اجتماعي بيشتر واكنشگر به سوژهها و وقايع و پديدههاي اجتماعي هستند؛ تا اينكه خود توليدگر سوژه و تبيين كننده پديدهها و وقايع جديد اجتماعي باشند. اين كه بتوانيد توليدگر سوژهها و تبيين كننده جديد پديدههاي خاص باشد، به نگرش و نگاه و تخصص شما باز ميگردد.
9. و در نهايت اينكه، سرويسهاي اجتماعي به واسطه عدم ثبات و رفت و آمدهاي زياد و خستگي گاه و بيگاه خود خبرنگاران و مسئولان اين بخشها، صرفاً مصرفكننده اخبار و تحليلها هستند. در حالي كه بايد به واسطه دانش و تجربه و تخصص انباشته شده به واسطه دوره كاري طولاني مدت، تبديل به مرجع خبري شوند؛ مرجعي كه مورد توجه سازمانها و نهادهاي اجتماعي، جامعهشناسان و پژوهشگران اين حوزه باشند. نه اينكه مدام دنبال اين جامعهشناس و آن مسئول و ... باشند كه حالا چهار تا آمار درست بدهد يا ندهد.
حقيقت امر، سرويسهاي اجتماعي از نگاه من، دو حالت بيشتر ندارند:
ـ يا ميتوانند مهمترين بخش يك رسانه شوند؛ چرا كه هر واقعه و خبر و اتفاق و رويدادي، يك پيوست و نگرش و تحليل جامعهشناسانه هم دارد.
ـ يا ميتوانند صرفاً يك سرويس معمولي باشند؛ براي خالي نبودن عريضه.
متأسفانه جديتي كه در سرويسها و حوزههاي ديگر ديده ميشود، در اين سرويسها كمتر ديده ميشود و همه مشكل، از همين عدم جديت است. و شايد، به همين دليل است كه اين حوزهها در رسانهها، نميتوانند اثربخش ظاهر شوند؛ جز در موارد انگشتشمار.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
فیسبوک اشتراک گذاری اخبار قدیمی را محدود میکند
شبکه اجتماعی فیسبوک روز ۲۴ ژوئن (۴ تیر) اعلام کرد که از این پس اگر کاربران بخواهند خبری قدیمی را به اشتراک بگذارند، به آنان هشدار داده خواهد شد.
بنابر اعلام فیسبوک، این تصمیم درباره خبرهایی اعمال خواهد شد که از زمان انتشار آنها بیش از ۹۰ روز گذشته باشد.
جزئیات بیشتر: https://bit.ly/2VnN3DP
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
شبکه اجتماعی فیسبوک روز ۲۴ ژوئن (۴ تیر) اعلام کرد که از این پس اگر کاربران بخواهند خبری قدیمی را به اشتراک بگذارند، به آنان هشدار داده خواهد شد.
بنابر اعلام فیسبوک، این تصمیم درباره خبرهایی اعمال خواهد شد که از زمان انتشار آنها بیش از ۹۰ روز گذشته باشد.
جزئیات بیشتر: https://bit.ly/2VnN3DP
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
euronews
فیسبوک اشتراک گذاری اخبار قدیمی را محدود میکند
شبکه اجتماعی فیسبوک روز ۲۴ ژوئن (۴ تیر) اعلام کرد که از این پس اگر کاربران بخواهند خبری قدیمی را به اشتراک بگذارند، به آنان هشدار داده خواهد شد.
تیتر یک روزنامه فرانسوی
"پیام پیکارد" ( Courrier Picard)
"ماسک زده رای بدهید"
"اگر ماسک نزنید فردا (یکشنبه) رای دادن در دور دوم انتخابات شهرداری ها غیر ممکن است"
توضیح: دور اول انتخابات شهرداری ها در فرانسه به رغم شیوع کرونا روز یکشنبه ۲۵ اسفند سال گذشته برگزارشد.
دور دوم این انتخابات به دلیل کرونا با تاخیر و روز یکشنبه ۸ تیر (فردا) برگزار می شود.
پیکاردی ناحیه است در شمال فرانسه و مرکز آن شهر امیان است.
✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید
@NewJournalism
"پیام پیکارد" ( Courrier Picard)
"ماسک زده رای بدهید"
"اگر ماسک نزنید فردا (یکشنبه) رای دادن در دور دوم انتخابات شهرداری ها غیر ممکن است"
توضیح: دور اول انتخابات شهرداری ها در فرانسه به رغم شیوع کرونا روز یکشنبه ۲۵ اسفند سال گذشته برگزارشد.
دور دوم این انتخابات به دلیل کرونا با تاخیر و روز یکشنبه ۸ تیر (فردا) برگزار می شود.
پیکاردی ناحیه است در شمال فرانسه و مرکز آن شهر امیان است.
✍🏼مهدی حیدری. روزنامه نگاری جدید
@NewJournalism
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥حکم دادگاه آلمان علیه فیس بوک
دادگاه عالی آلمان، فیس بوک را مجبور کرد قبل از آنکه به اطلاعات شخصی کاربران آلمانی دسترسی پیدا کند از آنها اجازه بگیرد.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
دادگاه عالی آلمان، فیس بوک را مجبور کرد قبل از آنکه به اطلاعات شخصی کاربران آلمانی دسترسی پیدا کند از آنها اجازه بگیرد.
@NewJournalism روزنامهنگاری جدید
Forwarded from شرق
🔺آقای رحمانیان! واقعا هیچ راهی جز تعدیل خبرنگاران نبود؟
پژمان موسوی
🔹تعدیل یا اخراج؟ اصلا مگر فرقی هم میکند نام قطع همکاری با تعدادی خبرنگار یا نیروهای بخش فنی چه باشد؟ مهم تحریریهای است که چند جای خالی در آن، بدجور توی چشم میزند؛ آنهایی که تا هفته پیش هرکدام در گوشهای از تحریریه به فعالیت حرفهای خود مشغول بودند و حالا دیگر نیستند، رفتهاند، کوچانده شدهاند. این موضوع وقتی بیشتر توی چشم میآید که روزنامه مهمی چون «شرق» دست به این اقدام بزند؛ روزنامهای که سرد و گرم و بالا و پایین زیاد دیده و انتظار میرود نوع برخوردش با «بحران»، متفاوتتر و پختهتر از رسانههای دیگر باشد. سخن من در این یادداشت با شخص مهدی رحمانیان است، مدیرمسئول روزنامه «شرق». آقای رحمانیان! واقعا هیچ راهی جز تعدیل این خبرنگاران نبود؟ آیا فکر نمیکنید راحتترین راه را برای مقابله با بحران انتخاب کردهاید؟
🔹آیا نمیدانید روزنامهنگاران ایران این روزها یکی از سختترین دورانهای فعالیت حرفهای را سپری میکنند؟ خودتان سالهاست مدیر رسانه در این کشور هستید، آیا نمیدانید خبرنگار/روزنامهنگاران این روزها با انواع فشارهای امنیتی دست به گریبان هستند و مجبورند با انواع سانسور و خودسانسوری خود را به مخاطبان عرضه کنند؟
🔹من وضعیت کاغذ، لیتوگرافی، فیلم و زینک و انواع دیگر هزینههای اینچنین را میدانم که چه افزایش سرسامآوری داشته، از وضعیت اسفبار مخاطب و فروش نیز آگاهم، اما با وجود تمامی چیزهایی که میدانم، منطق اخراج یا تعدیل چند نفر نیروی تحریریه را نمیفهمم. شما حتی میتوانستید چهار صفحه را موقتا برای مقابله با بحران کم کنید اما کسی را تعدیل نکنید. «شرق» هنوز آنقدر اعتبار دارد که بتواند روزنامهای بهتر را به مخاطب برساند و در نتیجه وضعیت اقتصادی و درآمدی بهتری را تجربه کند، «شرق» هنوز آنقدر اعتبار دارد که بتواند فضاهای جدیدی را به کار بیفزاید تا بتواند با مخاطبان و در نتیجه فضاهای درآمدی بهتری که پیدا میکند، بر بحرانهای واقعا موجود غلبه کند، «شرق» هنوز کلی راه نرفته دارد و برای رسانهای چون «شرق» خیلی اُفت دارد که نه تنها به این فضاها ورود جدی نمیکند که نیروهایش را هم تعدیل میکند.
🔹شما و تیمتان باید بتوانید بر بحرانها به نحوی فائق بیایید که بحران جدیدی خلق نکنید، این روزها آنچه میبینم، بحرانی فراتر از بحران لزوما اقتصادی است. شما نه تنها نتوانستید بر بحران فائق بیایید که بسیاری از بچهها و نیروهای حرفهای مطبوعات را هم از خودتان رنجاندید. نمیگویم دلتان میخواست این کار را بکنید یا با علاقه این کار را کردید، میدانم که شما هم در دلتان از این موضوع خشنود نیستید و تمام تلاشتان را برای جلوگیری از این اقدام کردهاید اما بههرحال خروجی اقدام شما، نهتنها کمکی به برند «شرق» نکرد که تعدادی را هم بیکار کرد و سپهر رسانهای ایران را متزلزلتر از همیشه پیش چشم مخاطب گشود.
🔹این چند خط را از جانب کسی بدانید که هم «شرق» را دوست دارد، هم هیچ علاقهای به تضعیف مرجعیت رسانهای رسانههای رسمی در ایران ندارد و بر این باور است که «شرق» هنوز هم میتواند بیشتر از آنچه هست به روزهای خوبش بازگردد، هم نزد مخاطبان، هم نزد مردم.
برای خواندن یادداشت بر روی لینک کلیک کنید:
https://plink.ir/vsEUQ
@sharghdaily
پژمان موسوی
🔹تعدیل یا اخراج؟ اصلا مگر فرقی هم میکند نام قطع همکاری با تعدادی خبرنگار یا نیروهای بخش فنی چه باشد؟ مهم تحریریهای است که چند جای خالی در آن، بدجور توی چشم میزند؛ آنهایی که تا هفته پیش هرکدام در گوشهای از تحریریه به فعالیت حرفهای خود مشغول بودند و حالا دیگر نیستند، رفتهاند، کوچانده شدهاند. این موضوع وقتی بیشتر توی چشم میآید که روزنامه مهمی چون «شرق» دست به این اقدام بزند؛ روزنامهای که سرد و گرم و بالا و پایین زیاد دیده و انتظار میرود نوع برخوردش با «بحران»، متفاوتتر و پختهتر از رسانههای دیگر باشد. سخن من در این یادداشت با شخص مهدی رحمانیان است، مدیرمسئول روزنامه «شرق». آقای رحمانیان! واقعا هیچ راهی جز تعدیل این خبرنگاران نبود؟ آیا فکر نمیکنید راحتترین راه را برای مقابله با بحران انتخاب کردهاید؟
🔹آیا نمیدانید روزنامهنگاران ایران این روزها یکی از سختترین دورانهای فعالیت حرفهای را سپری میکنند؟ خودتان سالهاست مدیر رسانه در این کشور هستید، آیا نمیدانید خبرنگار/روزنامهنگاران این روزها با انواع فشارهای امنیتی دست به گریبان هستند و مجبورند با انواع سانسور و خودسانسوری خود را به مخاطبان عرضه کنند؟
🔹من وضعیت کاغذ، لیتوگرافی، فیلم و زینک و انواع دیگر هزینههای اینچنین را میدانم که چه افزایش سرسامآوری داشته، از وضعیت اسفبار مخاطب و فروش نیز آگاهم، اما با وجود تمامی چیزهایی که میدانم، منطق اخراج یا تعدیل چند نفر نیروی تحریریه را نمیفهمم. شما حتی میتوانستید چهار صفحه را موقتا برای مقابله با بحران کم کنید اما کسی را تعدیل نکنید. «شرق» هنوز آنقدر اعتبار دارد که بتواند روزنامهای بهتر را به مخاطب برساند و در نتیجه وضعیت اقتصادی و درآمدی بهتری را تجربه کند، «شرق» هنوز آنقدر اعتبار دارد که بتواند فضاهای جدیدی را به کار بیفزاید تا بتواند با مخاطبان و در نتیجه فضاهای درآمدی بهتری که پیدا میکند، بر بحرانهای واقعا موجود غلبه کند، «شرق» هنوز کلی راه نرفته دارد و برای رسانهای چون «شرق» خیلی اُفت دارد که نه تنها به این فضاها ورود جدی نمیکند که نیروهایش را هم تعدیل میکند.
🔹شما و تیمتان باید بتوانید بر بحرانها به نحوی فائق بیایید که بحران جدیدی خلق نکنید، این روزها آنچه میبینم، بحرانی فراتر از بحران لزوما اقتصادی است. شما نه تنها نتوانستید بر بحران فائق بیایید که بسیاری از بچهها و نیروهای حرفهای مطبوعات را هم از خودتان رنجاندید. نمیگویم دلتان میخواست این کار را بکنید یا با علاقه این کار را کردید، میدانم که شما هم در دلتان از این موضوع خشنود نیستید و تمام تلاشتان را برای جلوگیری از این اقدام کردهاید اما بههرحال خروجی اقدام شما، نهتنها کمکی به برند «شرق» نکرد که تعدادی را هم بیکار کرد و سپهر رسانهای ایران را متزلزلتر از همیشه پیش چشم مخاطب گشود.
🔹این چند خط را از جانب کسی بدانید که هم «شرق» را دوست دارد، هم هیچ علاقهای به تضعیف مرجعیت رسانهای رسانههای رسمی در ایران ندارد و بر این باور است که «شرق» هنوز هم میتواند بیشتر از آنچه هست به روزهای خوبش بازگردد، هم نزد مخاطبان، هم نزد مردم.
برای خواندن یادداشت بر روی لینک کلیک کنید:
https://plink.ir/vsEUQ
@sharghdaily
روزنامه شرق
آقای رحمانیان! واقعا هیچ راهی جز تعدیل خبرنگاران نبود؟
پژمان موسوی