On Liberty | درباره‌ی آزادی – Telegram
On Liberty | درباره‌ی آزادی
6.2K subscribers
413 photos
36 videos
16 files
223 links
مهم‌ترین پی‌آمد حکومت قانون آزادی همه‌ی شهروندانِ برابر و تأمین آزادی‌های آنان است. تا زمانی‌که شالوده‌ی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین می‌کنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.
Download Telegram
یکی از بارزترین نمونه‌های استفاده‌ی دولت از اختیارات مقرّرات‌گذارانه و نظارتی خود قانون «ضبط دارایی‌های مدنی» در ایالات متّحده است. این قانون به پلیس اختیار می‌دهد تا طی «جنگ علیه موادّ مخدر»، دارایی خصوصی را مصادره کند، بدون اینکه مالک حتّی دستگیر شود، چه برسد به اینکه محکوم شود.

برای دارایی توقیف‌شده چه رخ می‌دهد؟ قوانین فدرال و برخی ایالت‌ها به پلیس اجازه می‌دهند تمام یا بخشی از عواید حاصل از مصادره یا فروش اموال توقیف‌شده را برای خود نگه دارند. این مجوَز انگیزه‌ای قوی برای توقیف دارایی‌های بیشتر به‌وجود می‌آورد، زیرا این عواید، بودجه‌ی دریافتی پلیس را تکمیل می‌کند. در واقع، به همین دلیل است که چنین توقیف‌هایی با گذشت زمان به‌طرز چشمگیری افزایش یافته‌اند (کدام نیروی پلیسی نمی‌خواهد پول بیشتری برای تجهیزات جدید و پرزرق‌وبرق خرج کند؟).

این سازوکار انگیزه‌های عجیبی به‌وجود می‌آورد. برای مثال، اگر پلیس، موادّ مخدر را توقیف کند، کسب درآمد قانونی از آن و، بنابراین، تکمیل بودجه‌ی پلیس دشوار است. با این‌حال، اگر پلیس ابتدا به قاچاقچیان موادّ مخدر اجازه‌ی فروش مواد را بدهد، می‌تواند درآمد حاصل از آن را توقیف کند؛ و سود بردن از آن برای پلیس بسیار آسان‌تر خواهد بود. در واقع مواردی وجود دارد که نشان می‌دهد پلیس پیش از اقدام برای توقیف درآمد، اجازه‌ی فروش موادّ مخدر را داده است.

افزون بر این، به‌دلیل انگیزه‌های مالی پلیس برای مصادره‌ی دارایی‌های مدنی و «جنگ با موادّ مخدر»، آن‌ها زمان و منابع کمتری را به رویارویی با جرایم خشونت‌آمیز واقعی مانند قتل، سرقت، تجاوز و غیره اختصاص می‌دهند. کار کردن بر روی این جرایم خشونت‌آمیز به هیچ‌روی برای پلیس دستاورد مالی یکسانی ندارد و تخصیص منابع بیشتر برای جنگ با موادّ مخدر باعث ضرر پلیس نمی‌شود. اگر میزان این جرایم خشونت‌آمیز افزایش یابد، پلیس اخراج نمی‌شود؛ در واقع، اگر میزان جرایم خشونت‌آمیز افزایش یابد، معمولاً دولت‌گرایان برای پلیس بودجه‌ای عظیم‌تر، از پول مالیات‌دهندگان، می‌طلبند.

● زک روفر. درهم‌شکستن افسانه‌ها

@Notes_On_Liberty
👍186👌2
بِدان که مثالِ تن چون شهری است و دست‌وپای و اعضا پیشه‌وران شهرند، و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه‌ی شهر است و دلْ پادشاهِ شهر است و عقلْ وزیرِ پادشاه است؛ و پادشاه را بدین همه حاجت است تا مملکت راست کند. ولیکن شهوت که عامل خراج است دروغ‌زن و فضولی و تخلیط‌گر است و هرچه وزیرِ عقل گوید به مخالفت آن بیرون آید و همیشه خواهان آن باشد که هرچه در مملکت مال است همه به بهانه‌ی خراج بستاند... پادشاهِ دل چون کار به اشارت وزیرِ عقل کند و شهوت و غضب را زیردست و به فرمانِ عقل دارد و عقل را مسخّر ایشان نگرداند کارِ مملکتِ تن راست بُوَد و راه سعادت و رسیدن به حضرت الهیّت بر وی بُریده نشود و اگر عقل را اسیر شهوت و غضب گرداند مملکت ویران شود و پادشاه بدبخت گردد و هلاک شود.

● محمد غزالی. کیمیای سعادت

@Notes_On_Liberty
9👍6👏2
سید جوات هاشمی وقتی استبداد گریبان همکاراش رو می‌گیره:
👍23🤬10👌5
📃 نقش نامرئی واسطه‌ها | ✍🏻 اولریش فرومی

@Notes_On_Liberty

واسطه‌ها -بازرگانان، پخش‌کنندگان و تاجران- چه نقشی در بازار بازی می‌کنند؟ این واسطه‌ها به‌جای اینکه صرفاً سودجو باشند، نقش اساسی در تقسیم کار دارند. جامعه بدون آن‌ها نمی‌تواند فعّالیّت کند.

   فردریک باستیا در رساله‌ی خود به نام «آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود» (فصل ۶- «واسطه‌ها»)، به سوءتعبیری عظیمی که درباره‌ی نقش واسطه‌ها در زمان او، به‌ویژه در میان سوسیالیست‌ها، وجود داشت، می‌پردازد. واسطه‌ها اغلب به‌اتّهام سودجو و دلال بودن نادیده گرفته می‌شدند. برخی از سوسیالیست‌ها حتّی از الغای این حرفه‌ها پشتیبانی می‌کردند. سوسیالیست‌ها آن‌ها را به «مداخله‌گری بین تولید و مصرف برای اخّاذی از هر دو طرف، بدون دادن چیزی در ازای آن» متّهم می‌کردند، و در عین حال طرفدار یک سازمان عمومی و جمعی برای مدیریّت و توزیع منابع اقتصادی بودند.

جایگزین‌های واسطه‌های بازار

   باستیا در دفاع از واسطه‌ها یا به‌اصطلاح «دلّالان» نوشت:

وقتی شکم گرسنه در پاریس است و ذرّتی که می‌تواند آن را سیر کند در اودسا، تا زمانی‌که ذرّت وارد معده نشود، رنج متوقّف نمی‌شود. سه راه برای ورود ذرّت به معده وجود دارد. نخست، گرسنگان می‌توانند خودشان بروند و ذرّت را بیاورند. دوم، می‌توانند این وظیفه را به متخصّصان این حرفه واگذار کنند. سوم، می‌توانند با هم متّحد شوند و مسئولیّت را به کارمندان دولتی بدهند.
🖇 متن کامل: نقش نامرئی واسطه‌ها

#بازار_آزاد #واسطه‌ها #دلالی
#بازار #هماهنگی_اقتصادی
@Notes_On_Liberty
8👍6👌3
ولیکن پدران، با توجّه به اینکه ثروت را اغلب مردان جسور و پرجنب‌وجوش خلق می‌کنند، از دیدن سرزندگی و پویایی پسرانشان خوشحال می‌شوند؛ این را به فال نیک می‌گیرند که آن‌ها مردانی موفّق خواهند بود و به فوت‌وفن‌ها و شگردهایی که آن‌ها با همکلاسی‌هایشان انجام می‌دهند یا از آن‌ها می‌آموزند، همچون مهارتی در هنر زندگی و راهیابی به جهان بیرون نگاه می‌کنند. ولی باید به جرأت بگویم کسی که پایه‌های ثروت پسرش را بر تقوا و تربیّت خوب بنا می‌کند، تنها راه مطمئنّ و موجّه را در پیش می‌گیرد.

و این حقّه‌ها یا زبان‌بازی‌هایی که بین بچه‌مدرسه‌ای‌ها رواج دارد، و خشونتی که آن‌ها نسبت به یکدیگر روا می‌دارند، و نقشه‌های حساب‌شده‌شان برای سرقت از یک باغ میوه، این‌ها مرد را توانمند نمی‌کند؛ بلکه اصول عدالت، سخاوت و متانت، همراه با قوّه‌ی مشاهده و سخت‌کوشی، ویژگی‌هایی هستند که، به‌نظر من، بچه‌مدرسه‌ای‌ها زیاد از یکدیگر یاد نمی‌گیرند.

و اگر به یک نجیب‌زاده‌ی جوان که در خانه بزرگ شده، بیشتر از آنچه که می‌توانست در مدرسه یاد بگیرد، آموزش داده نشود، پدرش در تربیّت او یا انتخاب آموزگار برای او کاهلی کرده است.

پسری را از مدرسه‌ای سطح بالا و پسری همسن‌ّوسال را که در کنار پدر خانواده‌ بزرگ شده، در نظر بگیرید و آن‌ها را در جمع معتبری قرار دهید، و سپس ببینید کدام‌یک از این دو رفتار مردانه‌تری خواهد داشت و با اعتماد‌به‌نفس بیشتری با غریبه‌ها صحبت خواهد کرد.

در اینجا تصوّر می‌کنم اعتماد‌به‌نفس پسر بچه‌ی مدرسه‌ای یا از بین خواهد رفت یا او را بی‌اعتبار خواهد کرد؛ و اگر این اعتماد‌به‌نفس چنان باشد که فقط به‌درد گفت‌وگو با پسران بخورد، بهتر است اصلاً چنین اعتمادبه‌نفسی نداشته باشد.


● جان لاک. نکاتی در باب آموزش

@Notes_On_Liberty
👍167👏2
وضعیت جامعه‌ی دولت‌زده اینطوریه که قدرت تصمیم‌گیری نداره و درباره‌ی بدیهیات هم دولت باید تصمیم بگیره. مثلاً سیل و آلودگی رو جلوی چشمش می‌بینه ولی تصمیم اینکه بره تو دل سیل و آلودگی بر عهده‌ی دولته. اگه دولت توی آلودگی شدید مدارس رو تعطیل نکنه، برده‌ی دولت باید بچه رو به مدرسه بفرسته و اخلاق بردگان رو به نسل بعدی منتقل کنه و همزمان گله‌مند باشه که چرا وضع‌مون اینه!
👍33👌84
اگر مدرسه‌ی خصوصی تأسیس می‌کردید، چه مواد درسی و آموزش‌هایی برای آن در نظر می‌گرفتید؟ (نظری و عملی)

کامنت کنید.
👌6👍4
ای آذر ای آفریده‌ی اهورامزدا!
فروزان باش در اين خانه، فروزان باش در اين خانه تا دير زمان.

❈ شبه چله شاد و فرخنده باد. به امید صبح روشنایی!
@Notes_On_Liberty
33👎4👍1
Forwarded from Liberty Reader
Frank Chodorov Champion of Liberty.pdf
764.1 KB
فرانک چودوروف: قهرمان آزادی

《...چودوروف یک منتقد سرسخت و دوراندیش دولت‌گرایی بود ... فرانک چودوروف تأثیر عمیقی بر راستگرایان آمریکایی پس از جنگ داشت. موری ان. روتبارد، ویلیام اف. باکلی جونیور.، جیمز جی. مارتین، و بسیاری دیگر از طرفداران بازار آزاد، نقش آثار چودوروف را در شکل‌گیری جهان‌بینی خود حیاتی دانسته‌اند...》

@LibertyReader
@Austro_libertarian
10👍7👌1
Liberty Reader
Frank Chodorov Champion of Liberty.pdf
در چهل‌وششمین شماره‌ی قلم‌یاران بخش دوم رساله‌ی فرانک چودوروف در باب مالیات بر درآمد «ریشه‌ی تمام شرارت‌ها» منتشر شد (بخش اول). چودوروف نشان می‌دهد مالیات بر درآمد، که ریشه در حسادت فقرا به ثروتمندان داشت، چگونه به گسترش قدرت دولت و تحول کل نظام سیاسی و حقوقی انجامید و در نهایت خود فقرا را غارت کرد.

از متن:

فقرا که از سیاستمداران در طلب مالیات بر درآمد حمایت می‌کنند، این کار را تنها بدین خاطر انجام می‌دهند که از داراها متنفرند...

در ظاهر، این اصلاح مالیاتی بود. در حقیقت، این یک انقلاب بود. چون متمم شانزدهم قانون اساسی، مفهوم حقوق طبیعی را خدشه‌دار کرد؛ در نهایت شهروند آمریکایی را به جایگاه یک رعیت تقلیل داد، آن چنان که خودش از آن آگاه نیست؛ ...حکومت مرکزی را قادر ساخت تا ایالت‌ها را که زمانی واحدهای مستقلی بودند، با تطمیع به خدمت خود درآورد. هیچ پادشاهی در تاریخ جهان هرگز قدرتی به‌اندازه‌ی ریاست جمهوری ما اعمال نکرده، یا ثروت مردم را بیشتر از او مصادره نکرده است... ما شکل و صورت یک جمهوری را حفظ کرده‌ایم، ولی در واقعیت، تحت‌لوای یک الیگارشی زندگی می‌کنیم، نه الیگارشی درباریان، بلکه الیگارشی بوروکرات‌ها.
7👍7👏2
📃 چگونه شوروی کریسمس را با تعطیلات زمستانی سوسیالیستی جایگزین کرد | ✍🏻 رایان مک‌مکن

@Notes_On_Liberty

انقلابیون چپ‌گرا مدّت‌هاست که قصد تغییر تقویم را دارند تا به‌راحتی بتوانند مردم را به عادات جدید و شیوه‌های جدید زندگی که از نظر انقلابیون مناسب‌تر است، وادار کنند.

انقلابیون فرانسوی تقویم رایج را لغو کردند و آن را با نظام هفته‌ای ده‌روزه با سه هفته در هر ماه جایگزین کردند. نام ماه‌ها همگی تغییر داده شد. روزهای جشن و تعطیلات مسیحی با بزرگداشت گیاهانی مانند شلغم و گل‌کلم جایگزین شد.

کمونیست‌های شوروی نیز کوشیدند اصلاحات اساسی در تقویم انجام دهند. از جمله این اصلاحات، لغو هفته‌ی سنّتی با تعطیلی یکشنبه‌ها و چرخه‌های هفت‌روزه‌ی قابل پیش‌بینی بود.

آن آزمایش در نهایت شکست خورد، ولی سران شوروی موفّق به ریشه‌کن کردن بسیاری از تعطیلات سنّتی مسیحی در کشوری که سده‌ها پایبند به مذهب مسیحی ارتدکس شرقی بود، شدند...

🖇 متن کامل: چگونه شوروی کریسمس را با تعطیلات زمستانی سوسیالیستی جایگزین کرد

#سوسیالیست #دولت #سنت
@Notes_On_Liberty
👍11💔3👌2
📖 کتاب «تئوری بانکداری آزاد» توسط نشر آماره منتشر شد.
● نویسنده: جورج سلجین
● مترجمان: محمد جوادی، محمد سرافراز

◈ از متن:
از زمان آدام اسمیت یک قاعدهٔ کلی به اندیشه‌ها و سیاست‌های اقتصاد جریان اصلی جهت داده است، مبنی بر اینکه رقابت در تولید می‌تواند منافع مصرف‌کنندگان را تٲمین کند و انحصار در تولید با منافع آن‌ها در تضاد است. این قاعده‌ٔ کلی درمورد اغلب بنگاه به‌کار گرفته شده اما انتشار ارز از این قاعده مستثنا شده است. در قرن‌های هفدهم، هجدهم و نوزدهم تنها شمار اندکی از نظریه‌پردازان به تأسیس بانک‌های دارای انحصار یا شبه‌انحصار در انتشار ارز از سوی دولت اعتراض داشتند؛ برخی از همین بانک‌ها به‌مرور زمان به شکل بانک مرکزی (به‌عنوان بانکی که انحصار در عرضه‌ی ارز را در اختیار دارد ولی ... رفتاری خیرخواهانه و از سََرِ وظیفه‌شناسی خواهد داشت) درآمدند و به‌عنوان بخشی ضروری و تفکیک‌ناپذیر از سیاست پولی ملّی در نظر گرفته شدند. در نتیجه‌ی این تحولات، تئوری و دلالت‌های عرضهٔ غیرمتمرکز و بدون مقررات‌گذاری مرکزی ارز تا حد زیاد نادیده گرفته شده است.

برای خرید کتاب به سایت نشر آماره (لینک خرید) مراجعه کنید.

#معرفی_کتاب
👍112
اندر حکایت اپوزیسیون ایران طی ۵۰ سال گذشته:
🤣26👍8😁4
On Liberty | درباره‌ی آزادی
مردم نپال نیز با انداختن قایق در حوض دانشگاه، شعار «ولش کن ولش کن»، روش‌های خشونت‌پرهیزانه و نافرمانی مدنی، «چهارشنبه‌های سفید»، و «آزادی‌های یواشکی» و برگزاری سیرک در خارج از کشور و نگارش دفترچه‌ی خاطرات موفق به سرنگونی دولت این کشور شدند. شایان ذکر است که…
شعار «نیروی انتزامی حمایت حمایت» یادتون نره، خیلی مؤثره. همه‌ی انقلابا با همین شعار به ثمر رسید. این شعار ابتدا در انقلاب باشکوه انگلستان به‌وجود اومد و بعد از اون در همه‌ی انقلاب‌ها تا امروز تأثیرگذار بوده.
🤣52💔4👎1
«پس وقتی رسیدیم جلوی تفنگ‌هاشون، با صدای بلند میگید Redcoatها حمایت حمایت»

- تاریخ انقلاب آمریکا
😁43👍2👏2
«وقتی رسیدیم به دشمن، هیچ حرکتی انجام نمیدیم میذاریم دشمن هر کاری خواست بکنه و ضربه‌ی اول رو بهمون بزنه. بعد که ترس و وحشت بر ما چیره شد و شیرازه‌ی سپاه‌مون پاشید، دفاع مشروع می‌کنیم؛ پیروزی‌مون قطعیه.»

- اصول جنگ‌های حرفه‌ای
🤣29😁75
در ۲۶ دسامبر نیروهای انقلابی آمریکا توانستند نیروهای لنت‌گراف‌نشین هسن-کاسل را درهم‌بکوبند، فرمانده‌شان را کشته و بیش از نیمی از نیروها را به اسارت بگیرند. شکست هسنی‌ها تأثیر روانی بزرگی در آمریکا داشت، شهرت واشینگتن را افزایش داد و روحیه‌ی جنگی مردم را بالا برد؛ به‌طوری‌که پیوستن به صفوف ارتش افزایش چشم‌گیری پیدا کرد.
👍274👎2
«فرهنگ کوهستانی «پیشرفته» نیست. با این وجود، همزمان اشرافی و «دموکراتیک» (دموفیل) است. این فرهنگ ذاتاً مردسالارانه است و ما پیشتر به این واقعیت اشاره کرده‌ایم که نظام ارباب-رعیتی عملاً هرگز در میان کوهنشینان وجود نداشته است. کوه‌ها اساساً آزاد بودند. شیلر به‌حق فریاد می‌زند: «آزادی در کوه‌ها شکوفا می‌شود.» با این‌حال، جالب است که دهقان کوهستانی به‌خاطر وفاداری‌اش به سنت‌ها چقدر خشونت‌آمیز مورد حمله‌ی نویسندگان شهری نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم قرار گرفت و بدنام شد.

روشنفکران ناکام، که در شهرهای عظیم زیر سنگین‌ترین فشارها به بردگی کشیده می‌شدند، اغلب کینه‌ای اهریمنی نسبت به کوه‌ها و قله‌های پوشیده از برف در دل داشتند؛ روشنفکر حداقل خود را «مدرن» می‌دانست، در حالی‌که کوهنشین در تاریک‌ترین خرافات به سر می‌برد. با این‌حال، کوهنشین همیشه مردم دشت‌ها و شهرهای بزرگ را تحقیر می‌کرد و آن‌ها را بدبخت‌های نگون‌بخت، پرولتاریا و اراذل‌واوباش اشتراکی‌مسلک فاقد شخصیت می‌دانست.»

● اریک فون کوینلت-لدین. مخاطره‌ی توده؛ یا پروکروسْتِس (دیو کشنده)

@Notes_On_Liberty
👍106👌2
آفَریدونْ شاه
ashavan
🎼 این شعر و آهنگ بسیار زیبا رو یکی از اعضای کانال سروده و با هوش مصنوعی اجرا کرده؛ با آرزوی موفقیت و به امید کارهای بیشتر:

آفَریدون شاهم بر تو چون ‌رفت؟
چَشمْ به راهَت خون شد دیدگانم
اَهرِمَنْ چَنگالَشْ خسته ایران
مَردُمانْ جُمْله درْ رنج و تیمار
سالیان‌ْسال از جور پَلیدان
بَرنَیامَدْ جز کامِ اَنیران
جان و مالِ ما شد خوانِ یَغما
خون شد از میهنْ چَشم و دل ما

بادِ نوشینَشْ آلوده کردند
خُرَّمِ باغَشْ آتَشْ کَشیدند
کاخِ  آبادَشْ ویرانه کردند
عاشقانَشْ را در خونْ کشیدند

دل نگیریمْ ما از مِهْرِ ایران
گَر سِتانند از ما جان مارا
قامَتِ خَـَمْ ایرانْ را رَوا نیست
مَردُمَشْ را دَر‌وی‌شی‌ سِزا نیست

داد ما مَردُمْ را دِه تو یَزدان
آفَریدون‌‌شاه را باز گَردان

کاوِگان بر آیینْ پایْمَردَند
پَهلوانا نَز مَردی نَگردند
مَرد و زنْ دوشادوشند در صَف
جان ز بَهرِ میهن داده بر کف
تا رهانند از چنگالِ ضحّاک
خاک پاکِ میهن را دِگَربار
فرّ دیروزَش را بازیابیم
دشمَنانَش را دوزَخ چَشانیم

داد ما مَردُمْ را دِه تو یَزدان
آفَریدون‌ شاه را باز گَردان
داد ما مَردُمْ را دِهْ تو یَزدان
آفَریدون‌ شاه را باز گَردان
15👍4👎1