هیچ!
ژست بی طرفی با طعم قضاوت!
باز هم یک روایت تخت و دو بعدی از یک دوران سینوسی و سرشار از پرسپکتیو و خشن!
این همه اصرار به دور بودن از موقعیت،زمان،مکان و شخصیت ها یا از بی معرفتی نویسنده و فیلمساز است یا دست و پا کردن ابزاری برای ژست بی طرفی!
اما مهدویان بی طرف نیست.
او نظر دارد،انتخاب دارد.و در ارائه نظر و انتخاب خود زیرک است.چونان که تهیه کننده محترم اثر هم متوجه نشود و نداند!
تو در یک سو با یک سازمان پیچیده و منظم و مدبر طرفی و در سوی دیگر با یک نظام فَشَل بی عرضه بی تدبیر که نشسته است تا خبر انفجار بعدی به گوشش برسد!
نظام در مواجهه با منافقین هیچ طرفی نمی بندد و معدود دستاوردهایش هم خواست سازمان است.
اگر از هر ۱۰خانه تیمی ۹خانه گرفته می شود و یک خانه لو می رود چون سازمان خواسته.
چون ۹خانه را سرخ می کند تا یکی سفید بماند.
حتی کشف خانه زعفرانیه هم وقتی میسر می شود که کسی از اعضای سازمان لب به سخن باز کند.
این گزینش فیلمساز از تاریخ است.
فلسفه تشکیل بسیج با ایده اولیه شهید بهشتی،مقابله و مبارزه با شورش های خیابانی و بعدها مبارزه با منافقین بود.
بسیج با تکیه بر اطلاعات مردمی فتوحات بسیاری داشت وگرنه فاجعه بسیار عمیق تر می شد.
ایرادی ندارد،در سلکشن مهدویان نقش پایگاه های بسیج و مردم جایی ندارد.
چون در سلیقه او حماسه جایی ندارد و در توان او درام!
مهدویان نه حماسه مردم و بسیج مردمی در شهرهای آن روزها را می سازد نه با آن مماس می شود.
قرار است ژست بی طرفی بگیرد ولی قضاوت کند!
کمالِ عملگرا را مصداق افراط کند،از او کاریکاتور بسازد،مسخره اش کند و به او بخندد!
اما تفریطِ مسعود در خوش بینی و تساهل و تسامحش نه تنها کاریکاتور نمی شود بلکه میان اعضا،محور عقلانیت و پرهیز از خشونت می شود.
مسعود نماینده فیلمساز است تا مدام به ما یادآوری کند باید به بدنه منافقین توجه کرد.باید حساب آنها را از سران تشکیلات جدا کرد.باید هوای آنها را داشت تا بیش از این از دست نروند.
گویی ۱۷۰۰۰شهید ترور را رجوی ملعون به تنهایی ترور کرده!
آکسان گذاری مهدویان روی نوزاد منافقین در خانه زعفرانیه،قرینه سازی با پسربچه آن زوج انقلابی است تا تاکید کند منافقین را با نگاه انسانی مطالعه کنید!
مهدویان عامدانه از واقعه،لانگ شات نمی دهد تا نسبت ماجرا با دوران روشن نشود.
او یکی از بزنگاه های اصلی انقلاب را در قاب و روایت بسته اش محصور می کند تا با کنترل بیشتر،تمام حقیقت بیرون نزند.
ماجرای نیم روز مهدویان منافق نمی سازد چون نمی خواهد یا بلد نیست!موسی خیابانی کیست؟چه کاره است؟منافقین کجای این قصه خودشان را جای داده اند؟در انفجار ها؟در کشتار مردم؟
مهدویان باید فکری به حال شخصیت پردازی در فیلم هایش بکند!
این تیم حرفه ای با یک نارنجک و چند حرکت دوربینی،فتح میشوند،تیمی که ماه ها برای پیدا کردنشان در به در کوچه ها بودند؟
وقتی به کشمیری نزدیک نشویم و امکان انس تماشاگر با شخصیت او را،از او بگیریم،نفاقش ساخته نمی شود،حالا هرچقدر هم که میخواهند بیرون سینما بگویند او یک منافق بود یا نبود،مهم نیست،چرا که در فیلم من منافقی نمیبینم،در واقع از منافق یک چمدان میبینم که بمب حمل میکند!
دغدغه فیلمساز جدا کردن حساب بدنه انقلاب و بدنه سازمان از سران انقلاب و سران سازمان است.
از نظر او هر دو قربانی اند و شایسته ترحم!
این همه اصرار به دور بودن از موقعیت،زمان،مکان و شخصیت ها یا از بی معرفتی نویسنده و فیلمساز است یا دست و پا کردن ابزاری برای ژست بی طرفی!
اما مهدویان بی طرف نیست.
او نظر دارد،انتخاب دارد.و در ارائه نظر و انتخاب خود زیرک است.چونان که تهیه کننده محترم اثر هم متوجه نشود و نداند!
تو در یک سو با یک سازمان پیچیده و منظم و مدبر طرفی و در سوی دیگر با یک نظام فَشَل بی عرضه بی تدبیر که نشسته است تا خبر انفجار بعدی به گوشش برسد!
نظام در مواجهه با منافقین هیچ طرفی نمی بندد و معدود دستاوردهایش هم خواست سازمان است.
اگر از هر ۱۰خانه تیمی ۹خانه گرفته می شود و یک خانه لو می رود چون سازمان خواسته.
چون ۹خانه را سرخ می کند تا یکی سفید بماند.
حتی کشف خانه زعفرانیه هم وقتی میسر می شود که کسی از اعضای سازمان لب به سخن باز کند.
این گزینش فیلمساز از تاریخ است.
فلسفه تشکیل بسیج با ایده اولیه شهید بهشتی،مقابله و مبارزه با شورش های خیابانی و بعدها مبارزه با منافقین بود.
بسیج با تکیه بر اطلاعات مردمی فتوحات بسیاری داشت وگرنه فاجعه بسیار عمیق تر می شد.
ایرادی ندارد،در سلکشن مهدویان نقش پایگاه های بسیج و مردم جایی ندارد.
چون در سلیقه او حماسه جایی ندارد و در توان او درام!
مهدویان نه حماسه مردم و بسیج مردمی در شهرهای آن روزها را می سازد نه با آن مماس می شود.
قرار است ژست بی طرفی بگیرد ولی قضاوت کند!
کمالِ عملگرا را مصداق افراط کند،از او کاریکاتور بسازد،مسخره اش کند و به او بخندد!
اما تفریطِ مسعود در خوش بینی و تساهل و تسامحش نه تنها کاریکاتور نمی شود بلکه میان اعضا،محور عقلانیت و پرهیز از خشونت می شود.
مسعود نماینده فیلمساز است تا مدام به ما یادآوری کند باید به بدنه منافقین توجه کرد.باید حساب آنها را از سران تشکیلات جدا کرد.باید هوای آنها را داشت تا بیش از این از دست نروند.
گویی ۱۷۰۰۰شهید ترور را رجوی ملعون به تنهایی ترور کرده!
آکسان گذاری مهدویان روی نوزاد منافقین در خانه زعفرانیه،قرینه سازی با پسربچه آن زوج انقلابی است تا تاکید کند منافقین را با نگاه انسانی مطالعه کنید!
مهدویان عامدانه از واقعه،لانگ شات نمی دهد تا نسبت ماجرا با دوران روشن نشود.
او یکی از بزنگاه های اصلی انقلاب را در قاب و روایت بسته اش محصور می کند تا با کنترل بیشتر،تمام حقیقت بیرون نزند.
ماجرای نیم روز مهدویان منافق نمی سازد چون نمی خواهد یا بلد نیست!موسی خیابانی کیست؟چه کاره است؟منافقین کجای این قصه خودشان را جای داده اند؟در انفجار ها؟در کشتار مردم؟
مهدویان باید فکری به حال شخصیت پردازی در فیلم هایش بکند!
این تیم حرفه ای با یک نارنجک و چند حرکت دوربینی،فتح میشوند،تیمی که ماه ها برای پیدا کردنشان در به در کوچه ها بودند؟
وقتی به کشمیری نزدیک نشویم و امکان انس تماشاگر با شخصیت او را،از او بگیریم،نفاقش ساخته نمی شود،حالا هرچقدر هم که میخواهند بیرون سینما بگویند او یک منافق بود یا نبود،مهم نیست،چرا که در فیلم من منافقی نمیبینم،در واقع از منافق یک چمدان میبینم که بمب حمل میکند!
دغدغه فیلمساز جدا کردن حساب بدنه انقلاب و بدنه سازمان از سران انقلاب و سران سازمان است.
از نظر او هر دو قربانی اند و شایسته ترحم!
هیچ!
او بهترین استاد این روزهای من است! و مظلوم ترین آدم در رسانه های بی وجدان!
دوستان ذوق زده و هندوانه بدست و نابینای تک بعدی و تخمه بشکن در سینما،آن هم نه همیشه حاضر،بلكه با جو رفته به سینما,اندازه خودشان هم تورا,نه بلکه سینما نمیفهمند،اما تلاش میکنند خودشان را شبیه تو بزرگ مرد،صبور،نقاد با پدر و مادر نشان دهند.اما چون اصالتشان از جوگرفتگیست و گر گرفتگی چیزی برای ارائه ندارند جز عالی عالی و بد بد گفتن به چند یا یک فیلم!
شاید خیال میکنند فقط با هفت دیدن،اهل سینما میشوند یا عضویت در چندکانال تلگرامی،شایدم رفاقت با چند خبرنگار!
شاید خیال میکنند فقط با هفت دیدن،اهل سینما میشوند یا عضویت در چندکانال تلگرامی،شایدم رفاقت با چند خبرنگار!
کمپانی های سرمایه دار به ما بعنوان محل و زمینی مناسب برای چپاول و غارت نگاه میکنند.
اگر ارتباط با کشورهای سرمایه داری غرب حلال مشکلات اقتصادی است چرا کشورهای حیاط خلوت کمپانی های آنها مانند هایتی و پرو و بنگلادش وضع اقتصادی شان به مراتب از ما بدتر است؟!
#شهریار_زرشناس
اگر ارتباط با کشورهای سرمایه داری غرب حلال مشکلات اقتصادی است چرا کشورهای حیاط خلوت کمپانی های آنها مانند هایتی و پرو و بنگلادش وضع اقتصادی شان به مراتب از ما بدتر است؟!
#شهریار_زرشناس
هنر اگر هنر جدی باشد،باید عصاره سازی کند و جوهر عناصر و اشیا عالم را آشکار نماید.وقتی در اثر هنری بصری چنین چیزی اتفاق نمی افتد،طبیعتا منشا اثر جدی نخواهد بود!
#سینمای_اشراقی
#محمد_مددپور
#هنر
#سینمای_اشراقی
#محمد_مددپور
#هنر
از نظر افلاطون کسی که اسب مثالی و ایدئال،یعنی اسب موجود در عالم مُثل ومبادی را نمیشناسد و درک او از اسب منحصر به اسب عالم محسوس است،معرفتی از اسب ندارد.او صرفا عقیده ای درباره اسب دارد.اسب های جزئی و محسوس،کپی و رو گرفت و تقلیدی از اسب های مثالی هستند.هنرمندی که یک عکس یا نقاشی از اسب محسوس تهیه میکند،در واقع دست به تقلیدی از روی تقلید می زند و یک کپی از روی کپی تولید میکند و در مرحله خیال به سر می برد!
پ. ن:
ناگفته نماند افلاطون واژه ای به معنی خیال را برای پست ترین مرتبه ادراک،که معطوف به نازل ترین مرتبه جهان است،بکار میبرد!
#فارابی_خیال_و_خلاقیت_هنری
#نادیا_مفتونی
#هنر
پ. ن:
ناگفته نماند افلاطون واژه ای به معنی خیال را برای پست ترین مرتبه ادراک،که معطوف به نازل ترین مرتبه جهان است،بکار میبرد!
#فارابی_خیال_و_خلاقیت_هنری
#نادیا_مفتونی
#هنر
گاها میشینم چشامو میبندم صداهایی که تابحال تو انقلاب شنیدم رو مرور میکنم و در عین ناباوری صدای #عادل_فردوسی_پور هم رد میشه،اونجا که میفرمایند #به_نام_خدا (:
پ. ن:
فوتبال دوست بودم،اما گذشت آن دوران!
پ. ن:
فوتبال دوست بودم،اما گذشت آن دوران!
*موهات داره یکی بود یکی نبود میشه ها...
+چرا جوابشو ندادی؟
-بغض که کردم،بغض جواب نیست؟
+چرا جوابشو ندادی؟
-بغض که کردم،بغض جواب نیست؟
مادامی که در جامعه در یکسو گرسنه بیچاره از #سرما بلرزد و در سوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز باشند،این #جامعه لجن است،تمام چهره اش را هم با قرآن بپوشانید،باز #لجن است.
#شهید_بهشتی
#شهید_بهشتی