چشم تو
چشمه ی شراب من است،
هر نفس ...
مست ازین شرابم کن ...
فریدون مشیری
چشمه ی شراب من است،
هر نفس ...
مست ازین شرابم کن ...
فریدون مشیری
Forwarded from «زادهی جنون.» (عابرِکور.)
ظهر کسل کنندهای بود. دوشنبه رو میگم. از فرط خستگی به اولین صندلی خالی که چشمم رو دزدید پناه آوردم. شاهد رفت و آمد قطارها بودم، حوصلهی باز کردن گرههای هندزفریم رو نداشتم. مجبور بودم صدای جمعیت و ترمز کشیدن دلخراش این مارهای آهنی رو تحمل کنم. هر ایستگاه و آدمهاش داستان خودشون رو داشتن. پسرک جوراب فروش با لباسهای کهنه و چروک ولی چشمهای رنگی و زیبا تا پیرزن لیف فروشِ زوار در رفته که دستهاش مدام میلرزید. نیروی خدماتیای که مشغول جارو زدن کف سالن بود تا خانومی که با عشوهی تهوع آورش تذکر میداد: لطفا از خط زرد فاصله بگیرید. اما قطاری که من داخلش بودم عجیب بود. خیلی عجیب. همهی سرها توی موبایل نبود، صحبتی از زیر و بالای خط فقر و آخرین خبرهای اخبار شب قبل نبود، دختر و پسری که دست توی دست هم کنج در وایساده باشن نبود، کسی توی موبایل بغل دستیش سرک نمیکشید. صدای خندهی سربازها نمیومد. حتی قطار هم یکهو ترمز نگرفت تا آرامش این جمعیت رو به هم بریزه. آرامش؟ بهتره بگم یک آرامش قبل طوفان. این روحهای ناآرومِ بهظاهر آروم خسته بودن. خیلی خسته.
مهم نیست که تو را تحویل میگیرند یا نه. مهم آن است که خود را پنهان نکنی. خود را ابراز کن. بهای پنهان شدن و انزوای درونی، مرگِ استعدادهای بزرگِ انسانیست.
پلکم میپره. دلیلش رو نمیدونم. شاید عصبی باشه، شاید هم دلیل دیگهای داشته. خلاصه یک هفتهای هست روی اعصابمه. ممکن هم هست از خستگی باشه. انگار یه جاده طولانی رو بدون توجه به پارکینگ رانندگی کرده باشم. پارکینگ زندگیم چیز جالبی نیست. مجموعی از فیلم و سریال و کتاب و نوشتن و موزیکه که در عین حال وقتم رو هم تلف میکنم. شاید زیاد سخت میگیرم. شاید هم خستهام. خیلی خسته!
#ارسالی
#ارسالی
به فردی که ناراحته چی بگیم؟
۱- تو برای من مهمی و من هرکاری از دستم برمیاد برات انجام میدم.
۲- چیزی که درگیرش هستی باید خیلی سخت باشه.
۳- اشکالی نداره اگه حالت خوب نیست.
۴- کاری هست که من بتونم برات انجام بدم؟
۵- دوستت دارم (بدون اینکه بعدش از کلمه “اما و اگر” استفاده کنید).
۶- میتونیم کنارهم تو سکوت بشینیم اگر دلت میخواد.
۷- ممکنه الان حرفم برات غیر قابل باور باشه ولی بهت قول میدم حس تو تغییر میکنه.
۸- شاید نتونم درکت کنم که دقیقاً چه حسی داری ولی من مراقبتم و میخوام کمکت کنم
Feferi
1991 @kafiha
۱- تو برای من مهمی و من هرکاری از دستم برمیاد برات انجام میدم.
۲- چیزی که درگیرش هستی باید خیلی سخت باشه.
۳- اشکالی نداره اگه حالت خوب نیست.
۴- کاری هست که من بتونم برات انجام بدم؟
۵- دوستت دارم (بدون اینکه بعدش از کلمه “اما و اگر” استفاده کنید).
۶- میتونیم کنارهم تو سکوت بشینیم اگر دلت میخواد.
۷- ممکنه الان حرفم برات غیر قابل باور باشه ولی بهت قول میدم حس تو تغییر میکنه.
۸- شاید نتونم درکت کنم که دقیقاً چه حسی داری ولی من مراقبتم و میخوام کمکت کنم
Feferi
1991 @kafiha
Forwarded from جهت
شما اگر می خواهید به من خدمتی کنید گهگاهی به یادم بیاورید که : من همان محمد علی رجایی فرزند عبدالصمد ، اهل قزوینم که قبلا دوره گردی می کردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیه فروش بودم. وهر گاه دیدید که در من تغییراتی بوجود آمده و ممکن است خود را فراموش کرده باشم همان مشخصات را در کنار گوشم زمزمه کنید. این تذکر و یادآوری برای من از خیلی چیزها ارزنده تر است.
#شهید_محمدعلی_رجایی
.
.
@jahat_Tv
#شهید_محمدعلی_رجایی
.
.
@jahat_Tv
هرکسی در درون خود قبرستان کوچکی دارد که محل دفن کسانی است که او دوستشان داشته
#رومن_رولان
#رومن_رولان