هیچ!
اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمیدارم. من کار به تاریخ و آنچه اتفاق میافتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستهام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ…
رهبر انقلاب هم وقتی که مصلحت را تشخیص داد، دیگر ملاحظه نمی کند که مردم چه خواهند گفت، دوستان چه خواهند گفت، دشمنان چه خواهند گفت، رادیو های بیگانه چه خواهند گفت، تحلیل تفسیر های سیاسی چه خواهد بود، هرچه میخواهد باشد! امام به فکر این نیست که تاریخ درباره او چه قضاوتی خواهد کرد، امام در فکر این است که تکلیفش چیست! این درست است، والله این برای ما درس است.
امام این ملاحظه را نمیکند که آیندگان چه خواهند گفت!
آیت الله سید علی خامنهای
بیانات در خطبه های نماز جمعه تهران 11/1/68
امام این ملاحظه را نمیکند که آیندگان چه خواهند گفت!
آیت الله سید علی خامنهای
بیانات در خطبه های نماز جمعه تهران 11/1/68
خداوند مشتری گناهکاران است. می بینی شخصی است گناهکار، روی آمدن به مسجد را ندارد، دلش شکسته شده، می گوید: مسجد کجا من کجا؟
یا ماه محرم شده، می گوید: من کجا دسته عزاداری کجا! برای من جفت کردن کفش های عزاداران بهترین جاست. خدا مشتری چنین دل های شکسته است. «الهی عادتک الاحسان الی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین» ، عادت خدا احسان نمودن به آدم های بد است. شما آدم بد را به خانه دعوت می کنی؟ نه! می گویی آبرویمان می رود، بد کار را دعوت نمی کنید. هرکس به خان و خانه خود نیکان را دعوت می کند.
اما خداوند اینگونه نیست، مشتری بدکاران است. «یا من یرحم من لا یرحمه العباد» ای خدایی که دلسوزی می کنی نسبت به کسی که مردم دلشان به حال او نمی سوزد، «و یا من یقبل من لا تقبله البلاد» ای خدایی که قبول میکنی آن شخص را که هیچ شهری او را قبول نمیکند.
آیت الله سید حسن عاملی
یا ماه محرم شده، می گوید: من کجا دسته عزاداری کجا! برای من جفت کردن کفش های عزاداران بهترین جاست. خدا مشتری چنین دل های شکسته است. «الهی عادتک الاحسان الی المسیئین و سبیلک الابقاء علی المعتدین» ، عادت خدا احسان نمودن به آدم های بد است. شما آدم بد را به خانه دعوت می کنی؟ نه! می گویی آبرویمان می رود، بد کار را دعوت نمی کنید. هرکس به خان و خانه خود نیکان را دعوت می کند.
اما خداوند اینگونه نیست، مشتری بدکاران است. «یا من یرحم من لا یرحمه العباد» ای خدایی که دلسوزی می کنی نسبت به کسی که مردم دلشان به حال او نمی سوزد، «و یا من یقبل من لا تقبله البلاد» ای خدایی که قبول میکنی آن شخص را که هیچ شهری او را قبول نمیکند.
آیت الله سید حسن عاملی
در روایت است که گاهی خداوند انسان را به بهشت
می برد فقط به خاطر اینکه خاری را از سر راه انسان ها برداشته است به نیت اینکه به پای دیگران نرود. خداوند فقط به خاطر همین کار کوچک، او را به بهشت می برد؛ چون نیت خیر دارد. خداوند به بزرگی یا کوچکی کار نگاه نمی کند. بلکه به نیت افراد توجه دارد. «ان الله لا ینظر الی صورکم و لا الی اعمالکم و لکن ینظر الی قلوبکم» یعنی خداوند به ظاهر شما و به اعمال شما نمی نگرد، بلکه به قلب (نیّت) شما می نگرد؛ و لذا آمده: «نِيَّةُ المُؤمنِ خَيرٌ مِن عَمَلِهِ ، و نِيَّةُ الكافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ».
آیت الله سید حسن عاملی
می برد فقط به خاطر اینکه خاری را از سر راه انسان ها برداشته است به نیت اینکه به پای دیگران نرود. خداوند فقط به خاطر همین کار کوچک، او را به بهشت می برد؛ چون نیت خیر دارد. خداوند به بزرگی یا کوچکی کار نگاه نمی کند. بلکه به نیت افراد توجه دارد. «ان الله لا ینظر الی صورکم و لا الی اعمالکم و لکن ینظر الی قلوبکم» یعنی خداوند به ظاهر شما و به اعمال شما نمی نگرد، بلکه به قلب (نیّت) شما می نگرد؛ و لذا آمده: «نِيَّةُ المُؤمنِ خَيرٌ مِن عَمَلِهِ ، و نِيَّةُ الكافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ».
آیت الله سید حسن عاملی
مد شده میگویند راه های رسیدن به خدا به تعداد افراد بشر متنوع است وهر کسی یک راه را میتواند انتخاب کند، بدون اینکه هیچ مذهب خاصی رو انتخاب کند و از قوانین انسانی تبعیت میکنه و به طبیعت احترام میگذاره و.....
وهمه مسیر های منتهی به سیر الی الله محترم است.
یکی با عاشورا وعزاداری
یکی با رقص سماع
دیگری با کمک به حیوانات
دیگری با مشروب فروختن و...
این حرفها توهین به شعور مخاطب است.
خدایی وجود داشته باشد، سیر و سلوکی هم وجود داشته باشد، بعد دست روی هر کاری بگذاری بدون اینکه خودش گفته باشد، بتوان به او رسید؟
این چه خدای بی منطقی است که هیچ معیاری ندارد و انسان را کاملا رها کرده که هر کاری میکند با آن به خدا میرسد؟!
این خدا نشانه فرستادنش (قرآن و انجیل و...) و نفرستادنش چه فرقی میکند؟
این خدا سوالهای انسان را چگونه پاسخ میدهد درحالیکه فرامذهبیست؟ در حقیقت اعتقاد داشتن به او و نداشتنش در عمل چه فرقی میکند؟!
نقش شیطان چیست این وسط؟ وقتی معیاری وجود ندارد و با هر عملی بشود به خدا رسید؟
ما داریم درمورد یک خدا حرف میزنیم که در قرآن، راه های دیگر را نفی میکند، بعد در عین حال، همان خدا فرا مذهبی هم هست و با همان چیزهایی که در قرآن نفی کرده با همان ها هم اوکی هست؟!
مثلا قرآن میفرستد و میگوید این را تکذیب نکنید و در عین حال با کسی که قرآن را تکذیب میکند هم اوکی هست!مگر نعوذ بالله مریض است خدا؟
من نمیدانم این حرفهای مسخره و متناقض را با چه عقلی درست میکنند، یا شاید دارند خودشان و روش دلخواه خودشان را توجیه میکنند! تا بلکه مناجات را با رقص یکی کنند!
خدای قرآن خیلی واضح میگوید: .وإن يروا كل آية لا يؤمنوا بها وإن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا وإن يروا سبيل الغي يتخذوه سبيلا ذلك بأنهم كذبوا بآياتنا وكانوا عنها غافلين ... آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه ای را ببینند ، به آن ایمان نمی آورند اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی کنند و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می کنند! ( همه اینها ) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند.
اینکه گفته شده طرق الی الله به تعداد انسانها است یعنی هر کس اگر در صراط مستقیم پا گذارد یک راهی مختص خودش است...
نه اینکه هر بیراه ای هم طریق ال الله است!
@s_mm_sadr
وهمه مسیر های منتهی به سیر الی الله محترم است.
یکی با عاشورا وعزاداری
یکی با رقص سماع
دیگری با کمک به حیوانات
دیگری با مشروب فروختن و...
این حرفها توهین به شعور مخاطب است.
خدایی وجود داشته باشد، سیر و سلوکی هم وجود داشته باشد، بعد دست روی هر کاری بگذاری بدون اینکه خودش گفته باشد، بتوان به او رسید؟
این چه خدای بی منطقی است که هیچ معیاری ندارد و انسان را کاملا رها کرده که هر کاری میکند با آن به خدا میرسد؟!
این خدا نشانه فرستادنش (قرآن و انجیل و...) و نفرستادنش چه فرقی میکند؟
این خدا سوالهای انسان را چگونه پاسخ میدهد درحالیکه فرامذهبیست؟ در حقیقت اعتقاد داشتن به او و نداشتنش در عمل چه فرقی میکند؟!
نقش شیطان چیست این وسط؟ وقتی معیاری وجود ندارد و با هر عملی بشود به خدا رسید؟
ما داریم درمورد یک خدا حرف میزنیم که در قرآن، راه های دیگر را نفی میکند، بعد در عین حال، همان خدا فرا مذهبی هم هست و با همان چیزهایی که در قرآن نفی کرده با همان ها هم اوکی هست؟!
مثلا قرآن میفرستد و میگوید این را تکذیب نکنید و در عین حال با کسی که قرآن را تکذیب میکند هم اوکی هست!مگر نعوذ بالله مریض است خدا؟
من نمیدانم این حرفهای مسخره و متناقض را با چه عقلی درست میکنند، یا شاید دارند خودشان و روش دلخواه خودشان را توجیه میکنند! تا بلکه مناجات را با رقص یکی کنند!
خدای قرآن خیلی واضح میگوید: .وإن يروا كل آية لا يؤمنوا بها وإن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا وإن يروا سبيل الغي يتخذوه سبيلا ذلك بأنهم كذبوا بآياتنا وكانوا عنها غافلين ... آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه ای را ببینند ، به آن ایمان نمی آورند اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی کنند و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می کنند! ( همه اینها ) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند.
اینکه گفته شده طرق الی الله به تعداد انسانها است یعنی هر کس اگر در صراط مستقیم پا گذارد یک راهی مختص خودش است...
نه اینکه هر بیراه ای هم طریق ال الله است!
@s_mm_sadr
ضرورت تکنیکی مطلقا اجازه نمی دهد که هیچ یک از افراد بشر، صورت دیگری از حیات را تجربه کنند. و بنابراین وضع انسان در برابر حیات تکنولوژیک، یک وضع جبری است. او حق انتخاب و گزینش ندارد، و بنابراین اصلا آزاد نیست. آزادی در امکان انتخاب است، و در اراده آزاد، و به معنی ماهوی نسبت آزاد با ماهیت اشیا و از جمله تکنولوژی. و حال آن که بشر نمی تواند هرطور که خود می خواهد زندگی کند، و از این بدتر حتی کمترین شناخت صورت های دیگری از زندگی انسانی را در غوغای نظام تکنیک از دست داده است، حال چگونه باید از آزادی و اختیار سخن گفت؟
ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک
#محمد_مددپور
ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک
#محمد_مددپور
گفتم: چرا اینقدر مراسم ختم میری؟
گفت: چون عینک دودی دارم.
و من از پاسخ در می مانم.
گفت: چون عینک دودی دارم.
و من از پاسخ در می مانم.
در این وانفسای عکس های سیاه سفیدِ بی معنی، خط و چروک و نقطه و حجم و بی حجمی عکس های مثلا مستند اجتماعی بی نسبت با اجتماع، این مطالب شهید و شهادت را که لابلای این عكس ها گم می شوند میخوانم، یک ندایی از اعماق قلبم اشاره میکند که واقعا برای یک مرد زشت است که در این شرایط انواع و اقسام نبردها و جنگ ها، بمیرد و شهید نشود.
خدای این شب ها و روزهای نبرد، توفیق شهادتی که از چند کیلومتری ما فرار میکند، ما را یا او را به ما برسان!
التماس دعا...
خدای این شب ها و روزهای نبرد، توفیق شهادتی که از چند کیلومتری ما فرار میکند، ما را یا او را به ما برسان!
التماس دعا...
فرمودند که نخودچی یک شیرینی معمولی معمولی یعنی عادی نیست، بلکه یک سبک زندگیه!
ایشون یکی از سوغاتی های بی نظیر ممقانِ آذربایجان شرقی میباشد!
#نامه_های_شما...
ایشون یکی از سوغاتی های بی نظیر ممقانِ آذربایجان شرقی میباشد!
#نامه_های_شما...
تنبلی و بیحالی و سهلانگاری و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایی است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافی و لازم ساقط کند. جدّی بودن در کار، آرام نداشتن برای کار، احساس مسؤولیت برای اصل اقدام و کار و وظیفهای که بر عهده گرفته، بسیار مهم است. به همین جهت هم هست که اگر کسی واقعاً در بخشی از بخشهای کشور احساس میکند که کفایت لازم برای این کار را ندارد، معلوم نیست که پذیرش آن کار، مشروع باشد. چون قبول این کار، به معنای این است که تعهّد کند و بپذیرد که این کار را به انجام برساند.
حضرت آیت الله خامنه ای ۱۳۷۲/۰۵/۱۲
حضرت آیت الله خامنه ای ۱۳۷۲/۰۵/۱۲
رفتار دینی یعنی گسترش عدالت در جامعه و خدمت به آحاد مردم، در اسلام خدمت به انسانها، حتی انسانهای غیرمومن هم مورد نظر است.
حضرت آیت الله خامنه ای ۸۳/۱/۲
حضرت آیت الله خامنه ای ۸۳/۱/۲
در حد یک خبر سه خطی که حتی اندازه دعوای دو سلبریتی بر سر زیرپیراهنی یکیشان به هنگام دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر ارزش جنجال سازی نداشت پیامی مخابره شد:
"کریم نورمحمدی" جانباز دفاع مقدس که چند هفته پیش همسرش در اعتراض به عدم رسیدگی بنیاد شهید مقابل ساختمان این سازمان خودسوزی کرده بود دارفانی را وداع گفت!
احتمالا مرگ او "حق" بوده اما قطعا حیات ما "باطل" است: سکوتی مصلحت آلود در برابر عدالت ذبح شده و غیرتی آسوده که رضایت میدهد به قربانی شدن قربانی امنیت این ملک و مملکت در زمانه جنگ...
این حیات چه رنگی از حق میدهد؟
"کریم نورمحمدی" و همسر بستری شده اش در بخش سوختگی بیمارستان هردو در یک چیز مشترکند: آنها "ارزش خبری" ندارند، چهره نشده اند، عکس انداختن با آنها رای هیچ کاندیدایی را جابجا نمیکند...
هیچ بخشنامه ای سخن گفتن از آنها را منع نکرده اما آنها بالقوه سوژه های سانسور شده ای هستند.
با شهادت مرد و خودسوزی زن هیچ موج همدردی ای شکل نمیگیرد...
آنها زیرپونز نقشه اند، آنها هیچ معادله ای را جابجا نمیکنند، آنها فراموش شده های صنعت انسانیت اند، آنها کالایی بی تقاضا در معادلات "بازار آزاد" اند و مخلص کلام آنها چیزی شبیه همان "عباس" های آژانس شیشه ای اند!
نوشتن اینها در روز آخر نوروز یک یادآوری تلخ است از اولین لحظات نوروز در آخرین سکانس آژانس شیشه ای...
آنجا که عباس در آغوش کاظم سال را تحویل میکند، در آسمان شهری که بنیاد شهیدش درگیر "توسعه" و رنگ آمیزی است و جانبازش مخل امنیت ملی!
آنجا حاجکاظمی بود تا که بتواند سربازی را خلع سلاح کند و ژ۳ بدست بدنبال شاهد (نه گروگان) بگردد اما اینجا همسر کریم نورمحمدی محکوم به یک لیتر بنزین بود و جرقه فندکی و خودسوزی ای ناکام...
۲۰سال از آژانس شیشه ای میگذرد، سلمان آژانس حالا بزرگتر از هر زمانی تبدیل به آقای کارگردان سینما شده اما گویا نصیحت بغض آلود حاج کاظم به سلمان هنوز در گذر این بیست سال گم شده است: (قول بده با امثال عباس مهربون تر باشی).
@chobealef
"کریم نورمحمدی" جانباز دفاع مقدس که چند هفته پیش همسرش در اعتراض به عدم رسیدگی بنیاد شهید مقابل ساختمان این سازمان خودسوزی کرده بود دارفانی را وداع گفت!
احتمالا مرگ او "حق" بوده اما قطعا حیات ما "باطل" است: سکوتی مصلحت آلود در برابر عدالت ذبح شده و غیرتی آسوده که رضایت میدهد به قربانی شدن قربانی امنیت این ملک و مملکت در زمانه جنگ...
این حیات چه رنگی از حق میدهد؟
"کریم نورمحمدی" و همسر بستری شده اش در بخش سوختگی بیمارستان هردو در یک چیز مشترکند: آنها "ارزش خبری" ندارند، چهره نشده اند، عکس انداختن با آنها رای هیچ کاندیدایی را جابجا نمیکند...
هیچ بخشنامه ای سخن گفتن از آنها را منع نکرده اما آنها بالقوه سوژه های سانسور شده ای هستند.
با شهادت مرد و خودسوزی زن هیچ موج همدردی ای شکل نمیگیرد...
آنها زیرپونز نقشه اند، آنها هیچ معادله ای را جابجا نمیکنند، آنها فراموش شده های صنعت انسانیت اند، آنها کالایی بی تقاضا در معادلات "بازار آزاد" اند و مخلص کلام آنها چیزی شبیه همان "عباس" های آژانس شیشه ای اند!
نوشتن اینها در روز آخر نوروز یک یادآوری تلخ است از اولین لحظات نوروز در آخرین سکانس آژانس شیشه ای...
آنجا که عباس در آغوش کاظم سال را تحویل میکند، در آسمان شهری که بنیاد شهیدش درگیر "توسعه" و رنگ آمیزی است و جانبازش مخل امنیت ملی!
آنجا حاجکاظمی بود تا که بتواند سربازی را خلع سلاح کند و ژ۳ بدست بدنبال شاهد (نه گروگان) بگردد اما اینجا همسر کریم نورمحمدی محکوم به یک لیتر بنزین بود و جرقه فندکی و خودسوزی ای ناکام...
۲۰سال از آژانس شیشه ای میگذرد، سلمان آژانس حالا بزرگتر از هر زمانی تبدیل به آقای کارگردان سینما شده اما گویا نصیحت بغض آلود حاج کاظم به سلمان هنوز در گذر این بیست سال گم شده است: (قول بده با امثال عباس مهربون تر باشی).
@chobealef
به هیچکس به چشم حقارت نگاه نکنید چون از ملکوت انسان ها خبر ندارید. بعضی ها چنان در بزرگ شدن موفق شده اند که تصوّر آن برای ما نابالغ ها مشکل است؛ و یک دلیل برای بزرگی آنها این است که در ظاهر هیچ حکایتی از اعتلا در آنها دیده نمی شود.
آیت الله سید حسن عاملی
آیت الله سید حسن عاملی