هیچ! – Telegram
هیچ!
3.06K subscribers
487 photos
247 videos
102 files
66 links
Download Telegram
فرمودند که نخودچی یک شیرینی معمولی معمولی یعنی عادی نیست، بلکه یک سبک زندگیه!
ایشون یکی از سوغاتی های بی نظیر ممقانِ آذربایجان شرقی میباشد!
#نامه_های_شما...
تنبلی و بیحالی و سهل‌انگاری و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایی است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافی و لازم ساقط کند. جدّی بودن در کار، آرام نداشتن برای کار، احساس مسؤولیت برای اصل اقدام و کار و وظیفه‌ای که بر عهده گرفته، بسیار مهم است. به همین جهت هم هست که اگر کسی واقعاً در بخشی از بخشهای کشور احساس میکند که کفایت لازم برای این کار را ندارد، معلوم نیست که پذیرش آن کار، مشروع باشد. چون قبول این کار، به معنای این است که تعهّد کند و بپذیرد که این کار را به انجام برساند.
حضرت آیت الله خامنه ای ۱۳۷۲/۰۵/۱۲
از آن هجران کند با من مدارا
که بی او زیستن کم مردنی نیست.
#رضی_الدین_آرتیمانی
رفتار دینی یعنی گسترش عدالت در جامعه و خدمت به آحاد مردم، در اسلام خدمت به انسانها، حتی انسانهای غیرمومن هم مورد نظر است.
حضرت آیت الله خامنه ای ۸۳/۱/۲
در حد یک‌ خبر سه خطی که حتی اندازه دعوای دو سلبریتی بر سر زیرپیراهنی یکیشان به هنگام دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر ارزش جنجال سازی نداشت پیامی مخابره شد:
"کریم نورمحمدی" جانباز دفاع مقدس که چند هفته پیش همسرش در اعتراض به عدم رسیدگی بنیاد شهید مقابل ساختمان این سازمان خودسوزی کرده بود دارفانی را وداع گفت!

احتمالا مرگ او "حق" بوده اما قطعا حیات ما "باطل" است: سکوتی مصلحت آلود در برابر عدالت ذبح شده و غیرتی آسوده که رضایت میدهد به قربانی شدن قربانی امنیت این ملک و مملکت در زمانه جنگ...
این حیات چه رنگی از حق میدهد؟

"کریم نورمحمدی" و همسر بستری شده اش در بخش سوختگی بیمارستان هردو در یک چیز مشترکند: آنها "ارزش خبری" ندارند، چهره نشده اند، عکس انداختن با آنها رای هیچ کاندیدایی را جابجا نمیکند...
هیچ بخشنامه ای سخن گفتن از آنها را منع نکرده اما آنها بالقوه سوژه های سانسور شده ای هستند.
با شهادت مرد و خودسوزی زن هیچ موج همدردی ای شکل نمیگیرد...
آنها زیرپونز نقشه اند، آنها هیچ معادله ای را جابجا نمیکنند، آنها فراموش شده های صنعت انسانیت اند، آنها کالایی بی تقاضا در معادلات "بازار آزاد" اند و مخلص کلام آنها چیزی شبیه همان "عباس" های آژانس شیشه ای اند!

نوشتن اینها در روز آخر نوروز یک یادآوری تلخ است از اولین لحظات نوروز در آخرین سکانس آژانس شیشه ای...
آنجا که عباس در آغوش کاظم سال را تحویل میکند، در آسمان شهری که بنیاد شهیدش درگیر "توسعه" و رنگ آمیزی است و جانبازش مخل امنیت ملی!
آنجا حاج‌کاظمی بود تا که بتواند سربازی را خلع سلاح کند و ژ۳ بدست بدنبال شاهد (نه گروگان) بگردد اما اینجا همسر کریم نورمحمدی محکوم به یک لیتر بنزین بود و جرقه فندکی و خودسوزی ای ناکام...
۲۰سال از آژانس شیشه ای میگذرد، سلمان آژانس حالا بزرگتر از هر زمانی تبدیل به آقای کارگردان سینما شده اما گویا نصیحت بغض آلود حاج کاظم به سلمان هنوز در گذر این بیست سال گم شده است: (قول بده با امثال عباس مهربون تر باشی).
@chobealef
جانا دلم زِ دردِ فراقِ تو كم نسوخت
آخر چه شد كه هيچ دلت بر دلم نسوخت؟
#اوحدى
به هیچکس به چشم حقارت نگاه نکنید چون از ملکوت انسان ها خبر ندارید. بعضی ها چنان در بزرگ شدن موفق شده اند که تصوّر آن برای ما نابالغ ها مشکل است؛ و یک دلیل برای بزرگی آن‌ها این است که در ظاهر هیچ حکایتی از اعتلا در آن‌ها دیده نمی شود.
آیت الله سید حسن عاملی
هیچ!
#Worship #Sky #God #Talaieh #2017
چرا واقعا این همه مدت، هشتگ ها انگلیسی بود؟ (:
مجلسى نیست که بنشینی و غوغا نشود
محفلی نیست که برخیزی و محشر نکنی
#فروغی_بسطامى
خدایا، اگر مرا با زنجیر ببندی، و عطایت را در میان مردم از من بازداری، و بر رسواییهایم دیدگان بندگانت را بگشایی، و مرا به سوی دوزخ فرمان دهی، و بین من و نیکان پرده گردی، امیدم را از تو نخواهم برید، و آرزویم را از عفو تو باز نخواهم گرداند، و محبتت از قلبم بیرون نخواهد رفت، من فراوانی عطایت را نزد خود، و پرده پوشی ات را در دار دنیا بر گناهانم فراموش نخواهم کرد، ای آقای من محبت دنیا را از دلم بیرون کن، و میان من و مصطفی پیامبرت و خاندانش، بهترین برگزیدگان از آفریدگانت و پایان بخش پیامبران محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) جمع کن.
#ابوحمزه_ثمالی
یا رب کجا رویم؟که در زیرِ آسمان
هر جا که میرویم چو زندان گرفته است
#رضی_الدین_آرتیمانی
اى آقايم تو را به زبانى می خوانم كه گناهش او را ناگويا نموده، و با دلى با تو مناجات مى كنم كه جرمش او را هلاك ساخته، تو را مى خوانم اى پروردگارم در حال هراس و اشتياق و اميد و بيم، مولاى من هرگاه گناهانم را مى بينم بى تاب می گردم، و هرگاه كرمت را مشاهده مى كنم، به طمع مى افتم.
#ابوحمزه_ثمالی
ما از طمعِ وصلِ تو در عشق گذشتیم
بگذر زِ هم آغوشیِ اغیار و دگر هیچ
#حزین_لاهیجی
چند چیز هست که انسان را ولی خداوند می کند. اگر ولی خداوند شدی در نظام عالم و ساختار خلقت حرمت خواهی داشت. اولین مورد ایمان است.
«ٱللَّـهُ وَلِىُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟» «إِنَّ ٱللَّـهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟»
نظام عالم از تو دفاع می کند. اجزاء عالم در برابر تو چموشی نمی کند.
آیت الله سید حسن عاملی
هیچ!
چند چیز هست که انسان را ولی خداوند می کند. اگر ولی خداوند شدی در نظام عالم و ساختار خلقت حرمت خواهی داشت. اولین مورد ایمان است. «ٱللَّـهُ وَلِىُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟» «إِنَّ ٱللَّـهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟» نظام عالم از تو دفاع می کند. اجزاء…
دومین مورد، صالحات و تقوا است. «هُوَ يَتَوَلَّي الصَّالِحِينَ» وقتی صالح شدی ولیِّ خداوند هستی. در مورد این شخص خداوند می فرماید: خودم متولی انجام امور او هستم؛ یعنی اراده خدا به جای اراده او می نشیند و خداوند مصالح او را تعیین و تشخیص می دهد. توفیق از این بالاتر نمی شود که خداوند عهده دار مدیریت زندگی انسان شود و تمام انتخاب ها و اقدام ها را خود خداوند انجام دهد. چنین مقامی قطعاً آثار بسیار مهمی در زندگی انسان خواهد داشت.
آیت الله سید حسن عاملی
میدانی بهار جان...
از جدایی ات می ترسم.
جدایی که از رگ گردنم هم به من نزدیک تر است!
جدایی دیوانه است،جدایی روانیست، نخود هر آش است نه اصلا قلدر محل است.
باورت می شود تصدقت، حالا که این ها را برایت مینویسم، سرگیجه نرسیدن به تو بارها زمینم زده؟
بهارکم، دلبرکم، شادمانی طلوع خورشید تو دیدنیست.
اما چه بد که این دنیا غروب را دستمایه قرار داده و پتکی شده بر سرِ ما، كه دیوانه ها دنیا هیچوقت جای رسیدن نبود و نیست و نخواهد بود!
زمین می چرخد و تو هیچوقت به او نخواهی رسید!
برای جدایی شیرین زبانی تو، زیبایی تو ارزشی ندارد!
او کیف می کند، یک بار دیگر بگویم نامش را؟ می شود با دقت بیشتری بخوانی جدایی را؟ جدایی...
او به وصل راضی نیست، اما کاش او به فصل راضی بود، به همان جدایی خشک و خالی، که نیست لعنتی که لعنت بر او که لعنت بر او و صد لعنت که آمده برای نابودی،
می خندد به نابودی من و حتی شما.
اما بهارکم، خدای ما خدای وصل است.
#نامه_های_شما
بگذارید خدا کار خودش را بکند ...
مرا یادت هست؟
من همان که بی ادب بود، من همان متکبرِ بی خودِ نالایق، من همان که شایسته لعنت بود، من همانم.
من دل شکستم و تو نگاه کردی، من بد کردم و تو لطف کردی، من این دل را پاره پاره کردم و خط خطی، نگاه کردی، من این ساختمان چندین طبقه گناه را بالا بردم و تو نگاه کردی، من درد نکشیدم و تو نگاه کردی، میدانی مشکل آن نگاه نبود.مشکل آن لبخند توست که فقط یک پیام منتقل میکند و آن هم؛ ای بنده من.
من تشنه مجازات شما هستم این را گفته بودم؟ گفته بودم ترکیب آن نگاه و لبخند، همه اش شربت تلخ شرمندگی میشود که سینه ام را جگرم را پاره پاره میکند.
به خودت قسم که این را حق خود میدانم.
الأوّل، الآخر، السّمیع، العلی، الأعلی، الباقی، الظّاهر، الباطن، الحی، الحکیم، الرّبّ، الرّحمن، الرّحیم، العزیز...
میدانی میفهمم که چرا مجازاتم نمی کنید، العزیز...
#نامه_های_شما